هفت تیر

آخرین نوشته‌ها

  • خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه
  • روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • رونق مرد هزار چهره و داوود خطر و داداش سیاه در کشورهای عربی
  • تیر خلاص دولت احمدی نژاد به حساب صندوق ذخیره ارزی
  • اعتراف وزیر نفت در مجلس : واردات غیرقانونی بنزین ، به دستور رئیس‏جمهور
  • گفتگوی بی پرده با عبدالله جاسبی : ۲۰ سال بعد معتبر ترین دانشگاه جهان ما هستیم
  • حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • آغاز فینال تاریخی و سه مرحله ای لیگ برتر ایران
  • راننده سمند که عامل کشته شدن ۲ دختر دانشجو در قزوین بود ، دستگیر شد
  • پدر دخترش را که مور تجاوز قرار گرفته بود ، کشت
  • جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • زهره وطن خواه ، دختر رالی ایران در آرزوی پاریس داکار
  • متاسفانه راديو پيام روزي ۶ ساعت موسيقي پخش مي كند . مقام معظم رهبری مخالفند
  • ضرب و جرح عروس توسط پدر شوهر به جرم بيرون رفتن از خانه
  • تاییدسخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان

آخرين مطالب مورد بحث

  • منوچهر: در فیلم حوادث ورزشگاه فولاد شهر اصفهان و درگیری تماشاگران
  • صبا-تهران: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • صبا-تهران: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • ارام -یزد: در س.ک.س شش معلم زن آرژانتینی با راننده مدرسه
  • reza: در تیر خلاص دولت احمدی نژاد به حساب صندوق ذخیره ارزی
  • مسعود شصت چی هستم: در تیر خلاص دولت احمدی نژاد به حساب صندوق ذخیره ارزی
  • روزبه00000آبادانی: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • حامد از اهواز: در تجاوز به دختر شش ساله در زیر زمین رستوران در تهران
  • روزبه00000آبادانی: در تیر خلاص دولت احمدی نژاد به حساب صندوق ذخیره ارزی
  • مهسا ---- تهران: در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • مهسا ---- تهران: در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • سینا: در کلیپ اعدام 5 مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • امیر مهدی - در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • سینا: در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • حامد: در مردم اهواز در حال زنده به گور شدن ...


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
امارات واسطه ای که هم از واردات و صادرات ایران سود میبرد و هم ادعای ارضی دارد ضرب و جرح عروس توسط پدر شوهر به جرم بيرون رفتن از خانه
فروردین ۱۹

گفتگو ویژه با نیکی کریمی در لندن

مصاحبه, اخبار سينماي ايران, داغ نظر دهید

نيکي کريمي
نيکي کريمي از بازيگران موفق سينماي ايران است .بازيگري که کلوزآپ چهره زيبايش در فيلم عروس بهروز افخمي تابوي ممنوعيت تصوير درشت از چهره زن در سينماي پس از انقلاب ايران را شکست.نيکي در فيلم‌هاي خوب و بد بسياري بازي کرده. از ميان فيلم‌هاي خوبش سارا، پري، عروس، تختي و دو زن را به ياد دارم و فيلم‌هاي بدي را که بازي کرده اسم نمي‌برم. نيکي فيلمساز هم هست و يک فيلم مستند کوتاه به نام «داشتن و نداشتن» و دو فيلم بلند با عنوان «يک شب» و «چند روز بعد» را ساخته است که فيلم «يک شب» او در فستيوال کن درخشيد و توجه زيادي را به خود جلب کرد.

«يک شب» را نديده‌ام اما «چند روز بعد» نشان داد که کريمي تنها بازيگري مستعد و خوش چهره نيست بلکه فيلمسازي باشعور و آگاه به زيبايي‌شناسي سينما و مجهز به درک هنري است، گرچه حضور او را در فيلم به‌عنوان بازيگر نقش اصلي دوست نداشته و ندارم و معتقدم که اگر بازيگر ديگري جز نيکي اين نقش را بازي مي‌کرد نتيجه خيلي بهتر از آن مي‌شد که اکنون هست.

نيکي کريمي اين روزها در لندن است. تهران که بودم قرار بود با هم گفت‌وگو کنيم اما به دلايلي نشد. قول داد که وقتي به لندن آمد اين گفت‌وگو را براي زمانه انجام دهيم. عصر روز پنج‌شنبه نهم فروردين با من در کافه استارباکز ايلينگ قرار گذاشت در نزديکي ايلينگ استوديو که روزگاري مکان توليد مشهورترين کمدي‌هاي انگليسي به نام «ايلينگ کمدي» بود. در محيطي شلوغ و پرسروصدا که صداي حرف زدن همديگر را به زور مي‌شنيديم. اما در آن ساعت روز بعيد بود جاي ساکت ديگري پيدا کنيم. از اين رو قهوه را که خورديم شروع کرديم.

هفت تير ۷tir.com مصاحبه از پرويز جاهد:
خانم کريمي من قبل از هرچيز عيد نوروز را به شما تبريک مي‌گم. شما در لندن هستيد و گويا براي ديدار خانواده‌تان در ايام نوروز به اينجا آمديد و سوال من اين است که آيا اين سفر جنبه‌ي حرفه‌اي و سينمايي هم براي شما دارد يا نه؟

من هم همينطور؛ سال نو شما مبارک و در جواب سوالتان نه، اين سفر تفريحي که چه عرض کنم، يک جورهايي فکر مي‌کنم که لندن خانه دوم من است ولي به خاطر اينکه پدر و مادرم و همه خانواده‌ام، اينجا زندگي مي‌کنند، بنابراين ديگر آن حسي که بلند شدم رفتم يک کشور ديگر و اينها را ندارم و واقعا سعي مي‌کنم که هر موقعي که يک وقتي پيدا مي‌کنم، بيايم اينجا.

چه چيز لندن را بيش از همه چيز دوست داريد؟

اينکه از مليت‌هاي مختلفي هستند و فرهنگ‌هاي مختلف. اين نزديکي به خيلي رويدادهاي فرهنگي، به روز بودن مردم راجع به اتفاق‌هاي جهان و همه اينها. به هرحال همه چيز غير از آب و هواي آن خوب است.

آيا اينجا وقتي در خيابان هستيد، احساس آرامش مي‌کنيد از اينکه کسي شما را نمي‌شناسد؟

خيلي، ولي اينقدر جامعه ايراني‌هاي اينجا هم بزرگ است که تقريبا مي‌توانم بگويم که امکان ندارد بروم بيرون و کسي من را نبيند و نشناسد. ولي به هرحال واقعا براي ماها که سخت‌تر مي‌شناسند، اينجا راحت‌تر است.

نيکي کريمي
ما سال ?? را پشت سر گذاشتيم، سالي که براي سينماي ايران سال چندان خوبي نبود. بسياري از فيلم‌هاي جشنواره فجر توقيف يا سانسور شد. سالي که فيلم «سنتوري» اجازه اکران نگرفت و درعوض دي‌وي‌دي آن (به صورت قاچاق) پخش شد. سالي که آقاي شورجه سينماگران را تهديد کرد. خب، براي شما سال ?? چطور گذشت؟

من به همه اينها بايد اضافه کنم که فيلم «يک شب» من هم اکران نشد. فيلمي که من البته سه سال پيش ساختم و هر سال تلاش کردم که روي پرده بيايد و به‌خصوص ما امسال به همراه پخش‌کننده فيلم‌هايم، آقاي سيروس تسليمي، واقعا يک سال به‌طور مداوم تلاش کرديم که اين اتفاق بيفتد، ولي نهايتا حدود ارديبهشت - خرداد سال پيش بود که بعد از بارها به وزارت ارشاد رفتن، توانستيم فيلم را بدون آن بخش‌هايي که سانسور مي‌شود که چيزي حدود يک ربع از فيلم را تشکيل مي‌داد، به نمايش دربياوريم، ولي به ما گفتند که نه، و قطعا اين اتفاق بايد بيفتد اگر فيلم بخواهد به نمايش دربيايد.

و من در يک نامه سرگشاده به وزارت ارشاد، که فکر مي‌کنم در خرداد ماه بود که فرستادم، خواستم که ديگر فيلم را به نمايش درنياوريم و اعلام کردم که به هرحال هر فيلمي يک زماني به نمايش درمي‌آيد. من خيلي دلم مي‌خواست که بعد از سه سال اين اتفاق بيفتد، ولي حتما يک زماني اتفاق مي‌افتد.

من البته فيلم «يک شب» را نديدم، ولي فيلم دوم شما، «چند روز بعد» را ديدم که راجع به آن هم صحبت مي‌کنيم. ولي در مورد «يک شب»، تا آنجايي که از مضون آن خبر دارم، در واقع نگاه اجتماعي و رويکرد انتقادي صريح شما به جامعه ايران باعث شده که فيلم توقيف بشود. درست است؟

به هرحال واضح است که مثل کارهاي نوشتاري يا کارهاي ديگري که در بخش فرهنگي انجام مي‌شود، گويا وزارت ارشاد با هر نوع نگاه انتقادي به جامعه، مخالف است. خب، بله. فيلم «يک شب» راجع به همين قضيه است، راجع به اجتماع است، راجع به همه اينهاست. اين فيلم ديدگاه من است به‌عنوان يک زن ?? ساله به جامعه و اتفاقاتي که براي من مهم بوده.

من متوجه نمي‌شوم چرا فکر مي‌کنند اين مردم که خودشان شاهد همه اتفاقاتي که در جامعه مي‌افتد، هستند، حالا چرا ما بايد اين قضايا را سانسور کنيم و چرا نبايد بپذيريم که هر آدمي يک ديدگاهي دارد و ما بايد بتوانيم بدون هيچ قضاوتي درباره آن ديدگاه، يک چيزي ياد بگيريم و براي خودمان نقدش کنيم.

فکر مي‌کنم يکي از تم‌هاي فيلم «يک شب» خيانت باشد، خيانت مردها. گويا در اين فيلم، شما سه کاراکتر داريد و هر سه تا دارند دروغ مي‌گويند…

البته آقاي جاهد من دلم مي‌خواست شما فيلم را مي‌ديديد. چون اينقدر صريح هم من راجع به آن آدم‌ها هم قضاوت نکردم که بخواهم بگويم فيلم راجع به خيانت مردهاست…

نيکي کريمي
شما فمينيست هستيد؟

خب من فمينسيت هستم، ولي از نگاه يک طرفه به هر چيزي، از نگاه سياه و سفيد، بدم مي‌آيد. در فيلم «يک شب» به اين صورت است که يک زن با سه تا مرد برخورد مي‌کند و هرکدام از اين مردها انسان هستند. حتي آن آدم اولي که مي‌بيند راجع به زن و بچه‌هايش مي‌گويد و آنها را دوست دارد و اينکه رابطه‌اش چطوري است. ولي در فضايي که او زندگي مي‌کند در جامعه، اين اجازه به او داده شده که يک زن ديگري داشته باشد.

بنابراين اينطوري نيست که من بخواهم يک بيانيه‌اي صادر کرده باشم راجع به خيانت يا راجع به روابط خارج از ازدواج يا مثلا اينطور چيزها.

آن آدم دوم، يک مردي است تحصيل‌کرده که در آمريکا درس خوانده و دکتر است و کلي ديدگاه فلسفي و ذن‌گرايانه دارد راجع به زندگي. او با دختر حرف مي‌زند و يک‌جايي ما فکر مي‌کنيم که دختر عاشق او شده. اين مرد آنقدر آدم جذابي است و رابطه خوبي بين آنها شکل مي‌گيرد.

ولي در آخر يک موبايلي پيدا مي‌شود و در يک آن تماشاچي متوجه مي‌شود که شايد تمام اينها يک ماسکي بوده که او زده و خودش را طور ديگري بيان کرده و وانمود کرده که يک آدم ديگري است. يا اينکه به هرحال يک زندگي دوگانه‌اي دارد.

و مرد آخر هم که اصلا يک هنرمند است که او هم همينطور، خيلي اعتقاد دارد به دموکراسي، اما او اصلا يک روان‌پريش است. ولي مي‌خواهم بگويم که اصلا دوست ندارم که وقتي فيلم مي‌سازم بخواهم بگويم که من فمينيستم و وقتي بخواهم فيلم بسازم بايد خيلي قضايا براي من جا بيفتد، نمي‌توانم اول بيانيه‌ام را بنويسم و بعد بگويم مي‌خواهم فيلمم را راجع به اين قضيه بسازم، نه.

يعني فيلم، ضد مرد نيست؟

اصلا. اصلا ضد مرد نيست. راجع به آدم‌هاست.

بعد از «يک شب»، فيلم «چند روز بعد» را ساختيد که آن هم اجازه نمايش ندارد. تکليف آن چه شد؟

فيلم «چند روز بعد» را من فکر مي‌کنم که اجازه نمايش آن را گرفتند. البته من دقيقا نمي‌دانم. ولي به هرحال به ما گفتند که يک صحنه‌هايي را دربياوريد، ما هم مقاومت کرديم. حالا تهيه‌کننده دارد صحبت مي‌کند و به اين صورت است. من خودم دلم نمي‌خواهد که آن اکران بشود.

دلم مي‌خواست اول «يک شب» را مردم مي‌ديدند، بعد فيلم «چند روز بعد» را. اينکه الان بخواهد يکي از فيلم‌ هايم اکران بشود، چندان رغبتي ندارم و شرايط اکران و جو سينما، الان اينقدر پيچيده است که ترجيح مي‌دهم به موقع فيلم‌ها اکران بشود.

در اين فيلم شما در نقش يک زن روشنفکر ظاهر شديد که به هرحال نگران و مضطرب است و با اطرافيانش مشکل دارد…

اينطوري به نظر مي‌آيد؟

به نظر من اينطوري آمد. چرا خودتان اين نقش را بازي کرديد؟

اصلا دلم نمي‌خواست خودم اين نقش را بازي کنم. به خاطر اينکه هزارتا دغدغه ديگر داشتم و هزار تا فکر ولي به همراه دستيارم فکر مي‌کنم حدود دو سه ماه دنبال بازيگر گشتيم و نمي‌دانم به آن چيزي که در ذهن من بود، آدم‌هايي که مي‌ديدم، نمي‌خوردند. يعني هم زني در اين سن و سال و بعد طبيعي بودن بازي و هزار تا چيز ديگر که در ذهن من بود، به هرحال آخر سر تهيه‌کننده فيلم به من گفت چرا خودت بازي نمي‌کني؟ و بعد ديدم راست مي‌گويد، اين شايد بهترين کار باشد.

عکس نيکي کريمي
سخت نبود کارگرداني و بازي همزمان براي شما؟

نمي‌توانم بگويم راحت بود. به هرحال سخت است. براي اينکه در صحنه بايد حواست هم به چيزهاي ديگر باشد، هم بازي کني،‌ هم هزار تا چيز را بخواهي مديريت کني، ولي از يک طرف هم خوب بود چون من آن آدم را مي‌شناختم و به نظر خودم يک دست درآمده است.

شخصيتي که مي‌خواستم دروني باشد. اگر مي‌خواستم خودم بازي نکنم، شايد اين، احتياج به خيلي توضيح داشت براي بازيگر و خب اين نگراني را ديگر نداشتم.

يک حس زنانه خيلي خوب و زيبايي در اين فيلم وجود دارد و از آن طرف يک حس شاعرانه هم هست. يعني فيلم به لحاظ ريتم، تدوين و فيلمبرداري اين حس را ايجاد مي کند. به ويژه نماهايي که از چشم اندازهاي اطراف تهران به‌خصوص در شب گرفتيد و گويا در فيلم قبلي شما هم بوده و اينجا هم تکرار مي‌شود. اين علاقه شما به اين چشم‌اندازها از کجا مي‌آيد؟

ببينيد يک آلماني که در «چند روز بعد» هست و اول اسم آن فاصله بود، اين است که يک آدمي با جامعه خودش فاصله دارد، بنابراين حتي رفته و خارج شهر زندگي مي‌کند و هميشه از يک پيچ‌هايي مي‌گذرد و بلند مي‌شود مي‌آيد در شهر که به کارش برسد. بنابراين ما آن ديدگاه را لازم داشتيم.

او مثل خيلي از آدم‌هايي که خارج از شهر زندگي مي‌کنند، هر روز وقتي مي‌آيد و مي‌رسد به بالاي پيچ‌هاي لواسانات، مي‌ايستد يک سيگار مي‌کشد و بعد مي‌آيد سر کارش. مثل همه آدم‌ها که مراسمي دارند در زندگي‌شان. حالا آن مراسم مي‌تواند مراسم قهوه خوردن و دوش گرفتن هنگام صبح و يا کارهاي اينطوري باشد يا اينکه مثل اين آدم که چون هنرمند و گرافيست است، علاقه دارد به ديدن و در طبيعت بودن و اينطور چيزها.

من خودم هم در فيلم‌هاي آپارتماني، يک کم احساس خفگي مي‌کنم. چه موقع ديدن آن، چه موقع ساختن چنين فيلم‌هايي. بنابراين فکر مي‌کردم که آن صحنه‌ها مي‌تواند يک محل نفس کشيدني باشد براي تماشاچي.

شما با فيلم «داشتن و نداشتن» شروع کرديد. يک فيلم کوتاه و مستند که با همکاري آقاي کيارستمي ساختيد…

نه، ايشان تهيه‌کننده بودند.

کيارستمي در فيلمساز شدن شما چقدر نقش داشت و چقدر خودتان را تحت تاثير سينماي کيارستمي مي‌بينيد؟

در هرحال هر کسي که با يک هنرمند بزرگ کار مي‌کند، حالا نقاش باشد يا نويسنده، قطعا تحت تاثير آن آدم قرار مي‌گيرد. مقصودم اين است که اين يک تاثير خوب است که آدم بتواند در کنار آدمي مثل عباس کيارستمي باشد.

ما سال‌ها با هم کار کرديم؛ از فيلم‌هاي قديمي و اينها گرفته تا انتخاب لوکيشن‌ها. ولي من اين دو تا فيلمم را نمي‌توانم خيلي شبيه کارهاي عباس کيارستمي ببينم. ولي در همان راستاست. يعني سينماي مينيمالي که… فکر مي‌کنم که کارهاي من يک کمي شخصي‌تر است. شايد ديدگاه او، طور ديگري است.

فيلم‌هاي من خيلي زنانه ‌تر و شخصي‌تر است و بعد خيلي قالب و موضوع آن فرق دارد با فيلم‌هاي او. ولي هيچ مساله‌اي ندارم از اينکه به من بگويند تاثير گرفتي، آري قطعا تاثير گرفتم. اگر تاثير نگرفته باشم که خيلي آدم کم‌هوشي هستم. بعد از اين همه سال کار کردن و زندگي، قطعا خيلي بايد تاثير گرفته باشم.

ببينيد قطعا تاثيرپذيري يک مقدار آشکار است. به خصوص در همين فيلم «چند روز بعد» که آن پلان‌هاي مربوط به جاده‌هاي پيچ‌درپيچ را که آدم مي‌بيند بي‌اختيار ياد کيارستمي مي‌افتد…

به هرحال تهران، شهري است که دو تا ديدگاه مي‌تواند راجع به آن وجود داشته باشد. يا ديدگاه سينماي کلاسيک است مثل سينمايي که مي‌بينيم در تمام فيلم‌ها، يا ديدگاه سينمايي است که پرهيز مي‌کند از توي خانه ماندن. مثلا من تمام صحنه‌هايي که در فيلم «چند روز بعد» دارم همه يا در آپارتمان است و يا همان لحظه زن دارد از آپارتمان مي‌آيد بيرون. براي اينکه نمي‌خواستم روسري داشته باشد سرش. بنابراين تمام اتفاق‌ها بيرون از خانه مي‌افتد…

و اين ضد رئاليسم است در واقع.

بله ضد واقعيت است. بنابراين حتما يک جاهايي از آن مي‌تواند شبيه کارهاي کيارستمي باشد.

شما در جايي گفتيد که به سينماي ضد قصه و واقع‌گرا علاقمند هستيد. واقع‌گرايي در نظر شما چه معنايي دارد؟

ببينيد، آن چيزي که براي ما دارد اتفاق مي‌افتد در جامعه، براي خود من؛ و به نوع ديدگاه دوربين و سينما، طوري‌ست که احساس مي‌کنيم يک فيلم مستند داريم مي‌سازيم. يعني باور مي‌کنيم آن را تا اينکه بخواهيم در تخيلات و سورئاليسم و اينطور چيزها برويم؛ من آن نوع سينما را خودم نمي‌پسندم. گاهي اوقات شايد هم يک فيلم اينطوري ببينم و بپسندم، ولي بيشتر تحت تاثير سينماي رئال هستم.

نيکي کريمي
شما در ?? سالگي با فيلم عروس بهروز افخمي وارد سينما شديد. قبل از آن گويا اصلا سابقه بازيگري نداشتيد. افخمي چطور شما را پيدا کرد؟

حدود يک ماه قبل از آن، يکي از دوستان پدرم، من را به کارگرداني معرفي کرد به نام جمشيد حيدري. همان آقا من را معرفي کرد به بهروز افخمي و هم‌زمان بود اين اتفاق.

يعني قبلا هيچ تجربه بازيگري نداشتيد يا درس بازيگري نخوانده بوديد.

در دوره راهنمايي کمي تئاتر کار مي‌کردم. ولي چهار سال دبيرستان به‌طور مداوم تئاتر مدرسه را من مي‌چرخاندم. خودم مي‌نوشتم، خودم کارگرداني مي‌کردم. يک شخصيتي بود به نام فروغ که خيلي علاقه داشتم به آن شخصيت. هميشه با من بود و هميشه، همان را مي‌نوشتم و همان را اجرا مي‌کردم. به همين دليل هم به دوست پدرم گفتم که من به شدت به بازيگري علاقه دارم و او هم مرا معرفي کرد و…

تا امروز که بدون شک يکي از ستاره‌هاي سينماي ايران هستيد در نظامي که با ستاره‌سازي مخالف است و تمام عزم خود را براي حذف ستاره‌ها از سينماي ايران بکار گرفته…

اينطوري فکر مي‌کنيد؟

من اينطوري فکر مي‌کنم، لااقل. نظام فرهنگي ما هميشه اعلام کرده که با ستاره‌سازي مخالف است. حالا فکر مي‌کنيد چطور توانستيد علي‌رغم اين نگاه در سينماي ايران به اين جايگاه برسيد که به يک ستاره تبديل بشويد؟

چيزي که مي‌گوييد، يک کمي پيچيده است. حالا نمي‌خواهم وارد اين موضوع‌ها بشوم. چون من که وارد سينما نشدم به خاطر اينکه ستاره بشوم يا اينکه همه اينها. ولي جلوي اين پديده را هم نمي‌شود گرفت. مردم ناخودآگاه مي‌روند سينما و فيلم مي‌بينند و کارهاي ما بازيگران را دنبال مي‌کنند و ماها به عنوان بازيگر، کارهايمان را ادامه مي‌دهيم. به هرحال نمي‌شود جلوي روند محبوبيت بازيگر يا ستاره‌هاي سينما يا ورزش را گرفت. به خاطر اينکه اين، يک روند طبيعي است.

حالا ما سيستم ستاره محوري شايد در ايران نداشته باشيم به خاطر اينکه اصلا سينما در ايران يک صنعت نيست که حالا ستاره‌اي باشد و بخواهند روي آن مانور تبليغاتي بدهند و از آن پول دربياورند. چون مي‌دانيد که اينجا (در غرب)، ستاره‌ها را بيخود ستاره نمي‌کنند، به خاطر آن است که از آنها پول دربياورند. ولي تا جايي که مربوط به سينماي ايران است، جلوي محبوبيت بازيگران را نمي‌توانند بگيرند.

خب، به هرحال محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هاي زيادي درمورد حضور زن در سينماي ايران وجود دارد. از نوع پوشش گرفته تا بروز احساسات زنانه. سوال من اين است که به عنوان يک بازيگر در سينمايي که اينقدر حساسيت درمورد حضور زن در آن هست، چقدر احساس راحتي مي‌کنيد؟

به هرحال ما کار خودمان را انجام داديم و اگر…

به عنوان فيلمساز نمي‌گويم، به عنوان بازيگر از شما مي‌پرسم.

من فکر مي‌کنم که قطعا نمي‌توانستند زن را از سينما حذف کنند. به خاطر اينکه بايد يک خانواده باشد، مادر و بچه و همه اينها باشد. ولي من خودم هيچ وقت در کارم سخت نگرفتم و هميشه احساس راحتي کردم. با اينکه اين جامعه به شدت مردسالار است، به شدت ضد زن است و خيلي سخت است که در اين شرايط کار کنيد، اما باز از لحاظ بازيگري راحت‌تر است به خاطر اينکه يک نقشي است و شما مي‌آييد و آن کار را مي‌کنيد و مي‌رويد.

ولي وقتي شما مي‌خواهيد يک فيلم بسازيد، خيلي از فوکوس‌ها و نگاه‌ها به اين سمت بود که اصلا من بايد به عنوان يک زن به همه ثابت مي‌کردم که چرا مي‌خواهم فيلم بسازم. چرا يعني حالا من. يعني هزار نفر با هزار تا سوال وجود داشتند و هزار تا نگاهي که آيا اين مي‌تواند يا نمي‌تواند. ولي من اصلا همه اينها را نمي‌ديدم و مي‌زدم کنار. به خاطر اينکه من به کار خودم ايمان داشتم و مي‌دانستم که بايد کارم را انجام بدهم و حالا اينکه زن يا مرد هستم، اين براي من مهم نبود. ولي مي‌دانم که براي خيلي‌ها مهم بود.

اين محدوديت‌ها، تا چه حد به حضور واقعي زن و تصوير رئاليستي زن در سينماي ايران لطمه زده؟

ماها تمام سعي‌مان را مي‌کنيم که بتوانيم تصاوير واقعي را نشان بدهيم و به خصوص فيلم‌ هايي که ماها مي‌سازيم. فيلم‌هاي سفارشي نيست، فيلم‌هايي نيست که تهيه‌کننده‌اي گفته باشد که اين رو بساز. همه چيزهايي است که به ذهن ما مي‌آيد، ولي به هرحال نه مي‌توانيم سانسور را ناديده بگيريم، نه مي‌توانيم تا آنجايي که نگاه به ما اجازه مي‌دهد، آن را ناديده بگيريم. بنابراين خيلي چيزها دخيل هستند که ما نمي‌توانيم حرف خودمان را بزنيم. اعم از سانسور خودآگاه يا ناخودآگاه.

گويا شما الان تصميم داريد در يک فيلم جديدي بازي کنيد.

بله. يک فيلم است که ما قرار است کار کنيم با آقاي اصغر فرهادي و من متاسفانه چون خودشان بايد اعلام کنند، نه مي‌توانم جزييات سناريو را بگويم و نه جزييات اينکه چه کساني هستند و چه اتفاقي قرار است بيفتد. فقط اين را مي‌توانم به شما بگويم که قرار است يک کاري با هم بکنيم.

شما بازيگري هستيد که فيلم هم مي‌سازيد. ولي به نظرم مي‌آيد که معيارهايي که براي فيلمسازي داريد با معيارهاي بازيگري شما فرق مي‌کند. فيلم‌هايي که مي‌سازيد بيشتر جنبه روشنفکرانه و هنري دارد، ولي در فيلم‌هايي بازي مي‌کنيد که به هرحال يک تعدادي از آنها جنبه تجاري دارند. اين تناقض را چطور توجيه مي‌کنيد؟

آقا من مي‌خواهم پول دربياورم، همين (با خنده). البته نمي‌توانم اين را صددرصد بگويم چون يکي از دوستانم مي‌گفت تو هيچ وقت اين کار را نکردي، نمي‌دانم چرا اين را مي‌گويي. مثلا من سال پيش در فيلم «زن دوم» بازي کردم که هنوز اکران نشده و خانم فرشته طائرپور، تهيه ‌کننده اين فيلم است و من شايد نصف دستمزدم را گرفتم براي اين کار چون خيلي به آن علاقه داشتم. در شهرهاي مختلفي آن را فيلمبرداري کرديم و خيلي هم داستان قشنگي داشت. به هرحال من از سال پيش…

در «سه زن» منيژه حکمت هم بازي کرديد.

در سه زن منيژه حکمت هم بازي کردم و براي هر دو، دستمزدهاي کمي گرفتم، خب فيلم‌هايي بودند که پروژه‌هاي هنري محسوب مي‌شدند.

مي‌توانم بپرسم چقدر دستمزد مي‌گيريد؟

نه…

به هرحال بازيگر گران قيمتي هستيد.

بله، بله. يعني مي‌خواهم بگويم که خيلي سعي مي‌کنم انتخاب کنم در سينمايي که واقعا الان متاسفانه نه سناريو خوب وجود دارد، نه محيط خوبي وجود دارد. سعي مي‌کنم انتخاب‌هاي خوبي بکنم. اما هر دو سه سال يا چند وقت يک‌بار هم، يک فيلم تجاري کار مي‌کنم که موقعيت خودم را حفظ کنم و پول هم دربياورم و در عين حال بتوانم کارهايي را هم که دوست دارم انجام بدهم. ولي هيچ‌وقت فيلم تجاري صرف هم کار نکردم خوشبختانه.

به هرحال شما فيلم‌هاي مهمي بازي کرديد. مثل سارا، عروس، دوزن، پري، برج مينو و بعد اينکه با کارگردان‌هاي مهم ايران کار کرديد. سوال من اين است که بيشتر با کدام يک از اين کارگردان‌هايي که کار کرديد، راحت بوديد و کار آنها را مي‌پسنديد؟

بدون ترديد داريوش مهرجويي. به خاطر اينکه ديدگاه او متفاوت است. بقيه کارگردان‌هايي هم که با آنها کار کردم، از هرکسي يک چيزي ياد گرفتم. حتي از آن کساني هم که ياد نگرفتم هم يک چيزي ياد گرفتم به عنوان ضد قضيه. ولي کسي که بازيگري را مي‌شناخت و به من ياد داد، داريوش مهرجويي بود.

آيا از بازيگري شخصا الهام گرفتيد؟ بازيگر زني که الگوي شما باشد؟

خيلي ها بودند. از بازيگرهايي که خيلي دوست داشتم و خيلي بازي‌هاي او را بارها نگاه کردم جين فوندا بوده که خيلي او را دوست دارم و ايزابل هوپر و مريل استريپ. چون همه بازيگرها را دوست دارم و خيلي از کارهاي آنها را هم دنبال مي‌کنم، نمي‌توانم يکي دوتا اسم ببرم.

از مردها چطور؟

آل پاچينو، رابرت دنيرو، مارلون براندو.

و از ميان کارگردان‌ها؟

آنتونيوني را خيلي دوست دارم. فليني را اصلا دوست ندارم.

چه فيلم‌هايي را بيشتر مي‌بينيد؟ از چه نوع سينمايي؟

الان خيلي فيلم‌هاي چيني را مي‌بينم، فيلم‌هاي ترک. فيلم‌هاي آلماني خيلي خوب شدند. ژاپن، کره، تايلند، مکزيک اينها سينماي خوبي دارند.

آيا کارگرداني هست که دوست داشته باشيد با او کار کنيد و تا به حال فرصت آن را پيدا نکرده باشيد؟

نه.

نيکي کريمي
خب، شما بازيگر هستيد، فيلم هم مي‌سازيد و ترجمه هم مي‌کنيد. تا آنجايي که من مي‌دانم، دو تا کتاب ترجمه کرديد. يکي کتاب خاطرات مارلون براندو بوده (آوازهايي که مادرم به من آموخت) و يکي هم Intimacy بوده؛ «صميميت» که شما ترجمه کرديد «نزديکي». ترجمه چقدر براي شما مهم است؟ آيا به آن به عنوان يک سرگرمي نگاه مي‌کنيد يا واقعا براي شما جدي است؟

سال پيش من يک کتاب ترجمه کردم به نام «نور ماه بر درختان کاج» که سبک هايکو ژاپني است. الان هم مشغول يک‌سري شعرهاي غزل مانند چيني هستم. شاهزاده خانم‌هاي قديمي چين. ترجمه خيلي براي من مهم است. کمتر براي من پيش مي‌آيد که کتابي را بخوانم و وسوسه نشوم که آن را ترجمه کنم ولي خيلي فرصت آن را ندارم.

شما با اينکه خودت بازيگر هستي اما در فيلم‌هايت بيشتر با نابازيگران کار مي‌کني، چرا؟ فکر نمي‌کني که اين سبک فيلمسازان ايراني که با نابازيگرها کار مي‌کنند به صنعت بازيگري در سينماي ايران لطمه بزند؟

اولا که اين فقط مربوط به سينماي ايران نمي‌شود. خيلي‌ها؛ از همين سينماهايي که اسم بردم مثل چين، مکزيک، ژاپن، کره، آرژانتين، برزيل؛ اگر بخواهند فيلم رئال کار کنند، سعي مي‌کنند که با نابازيگر کار کنند. البته من مشکلي با بازيگر ندارم. همانطور که فيلم «يک شب»، نقش اول آن را هانيه توسلي کار کرد. فيلم دومم را هم خودم کار کردم. يا اينکه يک‌جاهايي هم که لازم بود، بازيگر استفاده کردم.

ولي يک‌جايي آدم احساس مي‌کند که براي يک نقش‌هايي، اگر بازيگر بگذارد، تماشاچي با هزار تا بازخورد و حسي که نسبت به بازيگر دارد، وارد ديدن اين قضيه مي‌شود و بهتر است که اين کار را نکنيم. در مجموع هم فکر مي‌کنم که حالا جداي اين چند تا فيلم متفاوتي که کار مي‌شود در ايران، خيلي به سينماي کلاسيکي که دارد کار مي‌شود و حالا بازيگر دارند ضرري نمي‌زند.

چون آن نوع سينما اموراتش مي‌گذرد، خيلي هم گسترده مي‌گذرد. به خاطر اينکه همين قبل از عيد، خيلي از دوستان من که کارگردان يا تهيه‌کننده هستند براي فيلم‌هاي‌شان مي‌گفتند سراغ هر بازيگري که داريم مي‌رويم، مشغول کار است. به خاطر اينکه توليدات انبوه تلويزيوني دارد اتفاق مي‌افتد، سريال‌ها، تله فيلم‌ها و همه اينها باعث شده تا همه بازيگرها مشغول کار باشند و کسي ضرر نمي‌کند.

يعني هيچ‌کس بيکار نيست؟

هيچ‌کسي بيکار نيست.

شما وبلاگ هم داريد؟

نه، ولي علاقه دارم و خيلي از وبلاگ‌ها را مي‌خوانم. يعني چند تا وبلاگ است که هميشه مي‌خوانم.

چرا خودتان وبلاگ نداريد؟

وقت آن را ندارم و مي‌دانم که آپ‌ديت نمي‌شود.

آيا نقدهايي را هم که درباره کارهايتان نوشته مي‌شود، مي‌خوانيد؟ اصولا نظرتان درباره منتقدان چيست؟

شما چون کار آقاي گلستان را انجام داديد، «نوشتن با دوربين»؛ جايي که آقاي گلستان مي‌گويد که اين منتقد اصلا کيه که داره مي‌نويسه؟ او چقدر کتاب خوانده. چقدر فکر مي‌کند و چقدر باشعور دارد اين را مي‌نويسد؛ نمي‌دانيد چقدر من همذات پنداري کردم با او.

به خاطر همين، وقتي من نقدي را مي‌خوانم؛ چون همه ما دسترسي به اينترنت و مجلات و غيره داريم ولي از خيلي از آنها مي‌گذرم به خاطر اينکه مي‌بينم که متاسفانه آگاهي پشت آن نقدي که نوشتند نيست بلکه مشخص است که دارند فقط راجع به ديدگاه شخصي خودشان صحبت مي‌کنند، بدون اينکه از سينماي جاهاي ديگر خبر داشته باشند، بدون اينکه روي آگاهي خودشان کار کنند، بدون اينکه کتاب بخوانند و فيلم ببينند.

بنابراين چطوري من مي‌توانم اهميتي بدهم به آن نظريات و در نهايت هميشه شخصي است که براي من اصلا مهم نيست که آن شخص، چه فکري مي‌کند. يک‌سري از آدم‌ها مهم هستند که قطعا آنها را مي‌خوانم، ولي بقيه را نه.

شما فيلمنامه هم مي‌نويسيد ولي گويا با کسان ديگري هم همکاري مي‌کنيد. مثلا ديدم که با شادمهر راستين همکاري کرديد يا با کامبوزيا پرتوي. اين شيوه کارتان را ممکن است توضيح بدهيد. اينکه چگونه است اين همکاري دونفره…

نه. من اول خودم مي‌نويسم، بعد مي‌دهم مثلا به آقاي پرتوي بخواند که کارهاي زيادي از ايشان را ديده بودم و مي‌دانستم که سينما را مي‌شناسد و وقتي که به خصوص «يک شب» را که خواند خيلي هم دوست داشت و خيلي از او ايده گرفتم. نشستيم دوباره با هم فيلمنامه را کار کرديم. در مورد فيلم «چند روز بعد» هم من کارهايي از شادمهر ديده بودم و مي‌دانستم که طرز فکر او چطور است؛ چون مهم، آدم‌هايي هستند که بتوانند با هم خوب کار کنند.

ما بايد بدانيم که در کجا قرار گرفتيم از لحاظ ذهني. بعضي از آدم‌ها نزديک هستند به خود آدم. من با آقاي راستين صحبت کردم راجع به اينکه من مي‌خواهم فيلمم اينطوري باشد. بعد چه چيزهايي را مي‌توانيم اضافه کنيم و با هم نوشتيم.

به عنوان فيلمسازي که به هرحال داريد فيلم‌هاي خاصي مي‌سازيد و هر دو فيلمي هم که تا الان ساختيد، نمايش داده نشده. سوال من اين است که سرمايه فيلم‌تان را چطور فراهم مي‌کنيد؟ خودتان تهيه‌کننده هستيد يا به هرحال اين وسط چه بر سر تهيه‌کننده مي‌آيد براي فيلم‌هايي که هيچ وقت هم نشان داده نمي‌شود؟

البته به شما بگويم که فيلم «يک شب» را خيلي از کشورها اکران کردند. پاريس که مدت‌ها اکران بود. جشنواره‌هاي زيادي، خيلي از تلويزيون‌ها آن را خريدند و خيلي جاها به نمايش درآمد. بنابراين تهيه‌کننده نه تنها ضرر نکرد، بلکه سود هم کرد.

يعني به هرحال پول خود را خارج از ايران درمي‌آورد؟

بله. پخش‌کننده MK۲ قراردادي با آنها بست که کلي سود کردند. کار دومم هم، آقاي تختکشيان که از تهيه‌کننده‌هاي حرفه‌اي سينماست؛ پول آن را از جاهايي فراهم کرد و خب به هرحال اين فيلم‌ها، حتما يک زماني اکران مي‌شود و به سرانجامي مي‌رسد.

با توجه به وضعيت اکنون سينماي ايران، آينده سينماي ايران را چطور پيش‌بيني مي‌کنيد؟ به خصوص در سال جديد؟

متاسفانه اتفاقاتي که سال پيش افتاد براي اين سينما، جايي براي اين نگذاشته که ما بخواهيم خيلي اميدوارانه راجع به اين قضيه صحبت کنيم. با اينکه تمام بچه‌هايي که در سينما کار مي‌کنند، همگي خيلي تلاش مي‌کنند که کارهاي‌شان را انجام بدهند و يکسري حرفه‌اي انجام مي‌دهند و بايد از کنار آن پول دربياورند ولي من تا موقعي که يک کمي فضا باز بشود که آدم‌ها بتوانند حرف‌هايي که مي‌خواهند بزنند؛ آينده خيلي روشني نمي‌بينم.

خود من مي‌خواهم فيلم بعدي‌ام را قطعا با دي وي کم بسازم که اينقدر مجبور نشوم که اجازه براي آن بگيرم. به خاطر اينکه فايده ندارد اگر ما بخواهيم فيلم بسازيم، دائم در اين فکر باشيم که اگر بگويند نه، چه کار کنيم. به خاطر اينکه هر فردي بايد بتواند آزادي بيان داشته باشد و بتواند حرفي را که دلش مي‌خواهد بزند.

از بين بازيگري و فيلمسازي، شخصا کدام يک برايت مهمتر است و دوست داردي درگير آن باشيد؟

بدون هيچ ترديدي فيلمسازي.

آيا نقشي هست که در ذهن شما باشد و دوست داشته باشيد آن را بازي کنيد و هنوز فرصت آن را پيدا نکرديد؟

بله. بله. خيلي نقش‌ها هستند. سينما اصلا با رويا سر و کار دارد. بنابراين نمي‌توانيم منکر اين قضيه بشويم. گرچه بيشتر تمرکزم روي فيلمسازي هست ولي نقش‌هايي هم هست که دلم بخواهد بازي کنم.
.
هفت تير ورزشي sport.۷tir.com

.گرداب پرسپوليس عليه پرسپوليس

.فيروز كريمي : كم مانده كه خودم را داخل صندوق صدقات بيندازم.

.
نيکي کريمي - مصاحبه با نيکي کريمي - گفتگو با نيکي کريمي در لندن - عکسهاي نيکي کريمي - عکس

ارسال به بالاترين

۳۲ پاسخ به “گفتگو ویژه با نیکی کریمی در لندن”

  1. سیلا-بابلسر: 80.191.254.198 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۱۹ ق.ظ

    سلام گفت و شنود خوبی بود ولی چطور پوششی به سر و تن پوشی مناسب ولی جایی دیگه چیزی از حجاب نمی دانند راحت و مدرن می گردنن مدرنیته

  2. حسن - فارس: 217.219.62.28 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۳۰ ق.ظ

    بهتربود اون عكسهاي بدون پوشش خانم كريمي رو در لندن رو سايت مي گذاشتيد تا مردم ببينند اين بازيگرها توايران حجابشون چگونه است و تو خارج چه جوري

  3. سارا مشهد: 80.191.241.27 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۰ ق.ظ

    نیکی کریمی همونطور که تو خارج میگرده تو ایران هم همونطوره
    مگه کسی جلوش رو میتونه بگیره؟
    بازیگرای ایران فقط تو تو تلویزیون حجاب دارن وگرنه پوشش هیچکدومشون خوب نیست
    ولی خداییش بازیگره

  4. ماندنی .تهران: 65.49.14.93 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ق.ظ

    حالا شما هنرشرو ول کردید به چندتا شیود رو سرش گیر دادید

  5. آق مری تهران: 91.98.110.38 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۵ ق.ظ

    ******** با عرض معذرت از خانم کریمی ***********
    ولی عجب هولویی هستی

  6. فراز تهران: 85.133.156.7 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    هم مصاحبه و هم عکس ها متعلق به رادیو زمانه است که متأسفانه بدون رعایت حقوق مؤلف در این سایت هم آمده و برخی از سوالاتی که در اون مستقیما از زمانه یا پرویز جاهد (مصاحبه کننده) اسمی آمده حذف شده‌اند (البته بعضی‌هاش از دستتون در رفته) و طوری القا شده که مصاحبه توسط این سایت انجام شده که کاری بسیار زشت و غیر اخلاقیه.
    در ضمن به گفته مصاحبه کننده عکس‌ها در کافه استارباکز در لندن گرفته شده و این رو میشه از لیوان جلوی نیکی کریمی هم فهمید.

    ————————————
    سردبیر : هیچ بخشی از مصاحبه حذف نشده . در توهم به سر میبری فراز جان ما از اهواز تا کوت عبدالله حال نداریم بریم بعد بیایم طوری وانمود کنیم که رفتیم لندن مصاحبه کردیم .

  7. سمیرا - 89.165.73.107 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ

    سر دبیر مرسی
    ولی من تو ما هواره دیدم یه فیلم تبلغ می کنن دستمزد ش رو می گن

  8. ويكي - 78.109.204.238 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۱ ب.ظ

    حرف هاي جالبي بود خوب كاري ميكنن كه عينه داهاتي ها تو اروپا حجاب سرشون نميكنن عينه اين تروريست ها ميشن ايراني هايي كه حجاب سرشون ميكنن تو خارج.
    هر كي هم مشكل حجاب داره و ننه باباش بهش گير ميدن لطفا همه جاشو بپوشونه من نميدونم مانتو تنگ ها رو كي ميخره پس ميري ميپرسي ميگن تموم شده!!!

  9. دیانا: 91.98.144.129 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۷ ب.ظ

    عکس های نیکی کریمی ماله زمان مصاحبشه و ایشون تو این مصاحبه با این پوشش
    مصاحبه داشته.عکساش تو سایت رادیو زمان هست.

  10. bambam - 217.218.249.60 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ب.ظ

    در مورد فیلم سازی همه حرفاش دروغه چون اصلا سواد و شعور این کار و نداره
    همه فیلمهای لول پاینی که تو ایران بازی کرده رو دیدن ( البته بجز فیلمهایی که در با لا نام برده شد و مخصوصا فیلم پری داریوش مهرجویی )
    دیگه تقریبا همه دنیا میدونن عباس کیارستمی فیلم می سازه در آخر اسم نیکی کریمی رو به عنوان کارگردان مینویسه !!!!!!!!!!!!!
    دلیل درخشیدن فیلم یک شب هم در جشنواره کن فقط و فقط نفوذ آقای کیارستمی در میان داوران بود !!!!!!!!!

  11. reza - karaj: 91.98.7.133 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۳۱ ب.ظ

    سلام سلام بازم سلام
    بابا اونا عجب خوش باورائی هستنا دنبال چی میگردین به قولی

    در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم

  12. afshin_karaj - 84.241.4.62 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۱۸ ب.ظ

    حاج رضا نميدونم شما چرا شاعر نشدين؟

  13. reza - karaj: 91.98.7.133 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۵۰ ب.ظ

    سلام به بچه محل
    کی گفته که من شاعر نیستم؟

  14. سامان-تهران: 92.50.7.243 گفت:
    دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۲۸ ب.ظ

    فیلم ” زن دوم ” و نرین ، حالتون بهم میخوره .
    واقعا فاجعست .
    البته به خاطر بازی فوق افتضاح محمدرضا فروتن .
    انگار این پسره هنوز از رل دیوونگی فیلمای قبلی در نیومده
    ………….
    در ضمن من کلا نیکی کریمی و دوست دارم ولی از فمنیستها خوشم نمیاد

  15. حامد: 81.12.54.251 گفت:
    سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ق.ظ

    بازیگر خوبیست ولی عمرا به پای فروزان و پوری بنائی وآذر شیوا برسه

  16. saman: 82.115.3.120 گفت:
    سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۰۶ ب.ظ

    در سكوتي مانده بودم نا اميد.
    روزم بلند.شبم كوتاه.مويم سپيد.
    هر چه كه بود بيهوده بود.رنگي نداشت.
    دفتر عمر ورق ميخورد.اهنگي نداشت.
    ليكن در ان سكوت گران كسي رسيد.
    كسي كه جان به جان خسته ام دميد.
    هر چه بد بود از يادم برفت.اندازه شدم.
    ماه رو وا كرد.خورشيد امد.تازه شدم.
    (( چشماي اين خانوم فوق العادست))

  17. س.ص: 85.185.187.106 گفت:
    چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۰ ق.ظ

    نيكي خانم توايران بدتر از اينا ميگرده ولي كسي نيسته كه جلوش بگيره آخه همين مٱمورا خودشون بدتر از اين كارا ميكنند.(سردار زارعي)

  18. الهام: 87.107.63.201 گفت:
    چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    زیبا و موقر…

  19. پیمان از تهران: 79.132.206.227 گفت:
    چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۴ ب.ظ

    خوبه تا قبل از اینها هر چی سبیل کلفت ومرده هوس باز بود از ایران میرفت اروپا اروپاییها فکر می کردن ایرونیها همه این شکلی هستند حالا تازه زنهای خوشگل ایرونی هم میرن اروپا خوبه دنیا یکم زنهای ایرونی رو ببینه که چقدر خوشگلن واز خیلی از زنهای اروپایی ایرانیها سر تر هستند کاش زنهای ایرانی تو مسابقه زیبا ترین زنهای دنیا هم شرکت میکردن من مطمین هستم هر سال میبردن

  20. reza - karaj: 91.98.73.141 گفت:
    چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۳۷ ب.ظ

    با سلام خدمت همه
    جناب پیمان از تهران اتفاقا دو سال پیش خیلی از دخترای ایرانی تو مسابقه دختر شایسته شرکت کردن

  21. سارا - تهران: 85.15.57.114 گفت:
    چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ب.ظ

    خوبه والله همه مصاحبه اش رو ول کردن چسبیدن به قیافه اش و سرو وضعش . (لول)
    مصاحبه رو بخونید بعد نیست به خدا!
    مصاحبه به این طولانی رو برای شما گذاشتن!
    حداقل باثه دل مصاحبه کنندشم شده بخونید گناه داره طفلی سر خورده میشه!

  22. ملیکا - 85.9.99.180 گفت:
    پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۴ ب.ظ

    سلام به تمامی دوستان سارا جون منم میخواستم حرف شما رو بگم واقعا مشکل ما ایرانی ها همیشه اینه که خود مطلب رو فراموش میکونیم میچسبیم به چیزایی که اصلا بهمون ربطی نداره مثل لباس پوشیدن خانم کریمی

  23. فضول - تهران: 217.219.53.254 گفت:
    جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۰ ق.ظ

    اینکه چیزی نیست من بد تر از ایناشو دیدم.همین نیکی خانوم که این جا انقدر مظلوم هستش
    با جناب آقای فریبرز عرب نیا پس از بازی در فیلم باج خور بده بستون های هلویی داشتند
    عکسهاشم دارم.

  24. پدرام: 217.219.146.47 گفت:
    شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۱۱ ب.ظ

    سلام.من می خواستم بگم مشهور شدن هم این دردسر هایی هم داره

  25. ساناز قم - 195.146.49.89 گفت:
    یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۳۳ ق.ظ

    واقعا این نیکی کریمی ارزش اینهمه بحث کردن رو داره

  26. سیلا-بابلسر: 80.191.254.198 گفت:
    یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۱۸ ق.ظ

    فضول راست می گی برای من می فرستی تا من هم ببینم اخه من ندیدم مرسی

  27. احمد آقا از اصفهان: 80.191.151.228 گفت:
    یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    با تشکر از نیکی کریمی

  28. مهرداد - تهران: 91.98.221.13 گفت:
    دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۵ ب.ظ

    سلام ، ايشان بازيگر بزرگي هستند و اميدوارم هميشه موفق باشند.

  29. شهره-تهران: 85.15.46.166 گفت:
    سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۳۹ ب.ظ

    خانم کریمی - بازی شما بسیار عالی بود - پر احساس بود - تبریک میگم

  30. شهیدی: 80.75.6.70 گفت:
    جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۹ ب.ظ

    نیکی جان واقعا بهترین بازیگر هستی من خیلی فیلم هایت را دوست دارم فیلم بر باد رفته واقعا زیبا بازی می کنید از تمام حس تان کمک می گیرید. بهترین بهترین بهترین نیکی کریمی ادرس وب سایت نیکی جان چه کسی میدونه به این ایمیل کنه شماره تلفن چی؟ تبریک خانم کریمی

  31. شهرام -شهرضا: 217.219.55.132 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۱ ق.ظ

    به قول شاعر:افسوس كه دل كنج لب آن خال سيه را دانه گمان كرد و ندانست كه دام است
    حالا اين خال بالاي لب واقعي يا كاشتني؟

  32. سلام ايران: 64.62.138.104 گفت:
    چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۷ ب.ظ

    واقعا خانم شيك پوش و نازيه و خيلي باوقار

نظر دهید

نظراتی که با حروف فینگیلیش وارد شود پاک می شود . فارسی تایپ کنید

Powered by طراحی سایت از وب ابزار . & شرکت لوح نگار اهواز pofak.ir php host هاست و دومین از & free php host

پیوندها

  • a
  • دو هزار کتاب فارسی 5 هزار تومان
  • دوربین مخفی
  • پرفروش ترین کارتون ها
  • تبدیل عکس افراد به کاریکاتور
  • پرفروش ترین فیلم های سینما ایران
  • برترینهای تاریخ سینمای ایران
  • چت روم
  • جك جک

دسته‌ها

  • آموزش متفرقه
  • اخبار داغ
  • اخبار اقتصادی
  • اخبار ايران
  • اخبار بازار و قيمت ها
  • اخبار تكنولوژي و فناوري
  • اخبار جهان
  • اخبار سياسي
  • اخبار سينماي ايران
  • اخبار هاليوود
  • اخبار وبلاگستان web
  • اخبار ورزشي
  • اخبار ویژه افراد مشهور
  • از كتاب خاطرات
  • برنامه نويسي و كد ها
  • ترفندهاي اينترنت و وبگردي
  • ترفندهاي ويندوز و كامپيوتر
  • ثروت و موفقیت
  • جامعه
  • حقوقی
  • حوادث
  • داغ
  • دانستني ها
  • دانلود كتاب pdf
  • دانلود موزيك های مجاز
  • دانلود نرم افزار
  • روانشناسي
  • زنان، دختران و خانواده
  • سرمقاله
  • سيم كارت و گوشي موبايل
  • شادابي پوست
  • شعر نو
  • طنز و سرگرمی
  • عشق و خیانت
  • عکسهای جالب
  • فيلم ها و كليپ هاي ديدني
  • كدهاي جاوا اسكريپت
  • مذهبي
  • مصاحبه
  • مطالب ادبي و تاريخي
  • مطالب جالب
  • مقالات
  • مقالات ديني
  • مقالات سياسي
  • مقالات علمی
  • نرم افزار موبايل
  • يك عكس يك خبر
  • پزشكي و سلامت
  • گالري عكس هنرمندان
  • گزارش
  • گزارش تصويري

  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶
  • آبان ۱۳۸۶
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶

Meta

  • Entries (RSS)
  • Comments (RSS)
  • WordPress
  • ورود