فروردین ۱۲
هفت تیر ۷tir.com : دانلود فیلم از کوره در رفتن استاد هايك قواتوقچيان در جلسه دفاعیه در دانشگاه علم و صنعت و توهین و فحش و ..
http://www.youtube.com/watch?v=XXGx۸ulD۶xU&url
.
در صورت مسدود بودن سایت یوتوب برای تماشای فیلم باید از ایران خارج شوید و یا راه حل دیگری پیدا کنید
.
دانلود فیلم استاد دانشگاه علم و صنعت - فحش دادن به دانشجو - برخود با دانشجو - فیلم یوتوب - هایک قولتوقچیان - استاد ریاضی فیزیک

دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۵۶ ب.ظ
چه عجب بالاخره اين سايت شما آپ ديت شد
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۴۶ ب.ظ
اگر اشتباده نکرده باشم دکتر قولتوقچیانه ایشون. از اقلیت های ارمنی و عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک که خوشبختانه من افتخار درس گرفتن باهاشون رو نداشتم.
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۰۵ ب.ظ
راستی جناب سردبیر، وب سایت شما در صورت طبقه بندی وبلاگ، سایت خبری یا پورتاله؟ یا هیچ کدام؟
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ب.ظ
وقتی دانشگاه پاتوق یه مشت عقب مونده تنبل میشه,نتیجش به جنون کشیده شدن اساتیده
متاسفانه هیچکس زیرآب زنی های تو دانشگاه ها رو ثبت نمیکنه,دوربین ها فقط میتونن لحظه به جنون کشیدن نظیر این استاد رو ثبت کنن.
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ب.ظ
ای بابا این که مهم نیست.کمی درباره دکترا و کارشناسی ارشد یاد کنیم که دانشگاهها دارن به چوب حراج می زارن شبیخون فرهنگی بیش از همه سیستم دانشگاه را در بر گرفته.کیفیت و محتوای رشته های تحصیلی فوق العاده ضعیف است.دانشگاههای ایران رتبه چندم دارن؟
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹ ب.ظ
Lecturer
استاد هايك قواتوقچيان کارشناسی ارشد فیزیک داره. ۱۹۷۴ از آمریکا مدرک گرفته.
سال ۱۳۷۷ کتابی به نام ریاضی و فیزیک توسط دانشگاه علم و صنعت انتشار داده.
ایمیل: haik.k@iust.ac.ir
شماره تلفن: ۷۳۹۱ ۳۴۵۹
نگاهم اما به عربده گفت
عربده ای که نرگس حافظ راپژمرده کرد
هنوز نگفته ای دوستت دارم
سکوتت اما بارانی شد
و دل صنوبری خشکم را خرم کرد
در این تابوت آرواره ، سروی به شکل دل آدمی بود
سروی مرده در خشکسال مهر
از مژگان می ترایی تو آفتابی جاری شد
مرده بیدارشد و تابوت را شکست
و شلنگ انداز خیابان ها را باغ سرو کرد
سکوت چه قدر جای صداها را می گیرد هنوز
نگاه چه ظالمانه جای کلمه ها را
این تقدیر دیدار بی گاه ما نیست
از تمامی تاریخ بپرس
نگاه ها چه ظالمانه جای کلمات را گرفته اند
سکوت چه قدر جای صدا را
هنوز نگفته ام دوستت دارم
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۹ ب.ظ
به وبلاگ من هم سري بزنيد
http://takzarb.com/link.php?url=http://www.sun-bia۲.blogfa.com
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۱ ب.ظ
دمش گرم عجب استاد با حالی بود.من اگر اونجا بودم استاد و حضار رو به یه سوت بلبلی مهمون می کردم.
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ب.ظ
گلدونا گل ندادن.
درختا بار ندادن.
گوسفندا گاو و ميشا.
ماست و پنير ندادن.
گندماي بيابون يه لقمه نون ندادن.
به هر كي هرچي گفتم.
به من جواب ندادن.
مرداي مست كوچه.
تو جيباشون كلوچه.
تلو تلو ميرفتن .
از پيچ و تاب كوچه.
اي ادماي مرده.
ترس دلاتونو برده.
پس چرا ساكت هستين.
سگ دلاتونو خورده.
بسه ساكت نشستن.
در خونه ها رو بستن.
از همه دل بريدن.
دل به كسي نبستن.
يالا پاشين بجنگين.
با اين روزاي ننگين
چه فايده داره اينجا.
حتي نشه بخندين.
سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۴ ق.ظ
دیدم که چطوذ مظهر علم و سواد با کلمات رکیک و زشت تمدن .و فرهنگ ایرانی بودنمان را زی سوال برد!! برای جامعه فرهنگی کشورمون واقعا متاسفم!!استاد دانشگاه و اینطور رفتارها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۵ ب.ظ
اگه دقت کنین دانشجو اصفهانی یا شهرکردی بود. مخصوصا اصفهانی ها هر جا باشن دعوا هم هست.
سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۰۹ ب.ظ
مریم
بر فرض که دانشجو اصفهانی بوده که از لهجه اش چنین چیزی معلوم نبود پس در برابر استاد بی منطق که از کوره در رفت و شروع به توهین کرد مردانه ایستاد و زیر حرف بار زور نرفت و پاچه خواری نکرد. در صورتی که شما در خبر مربوط به سانسور صحبت های امام خمینی نوشته اید از این اصفهانی های پا چه خوار حالم به هم می خوره که حرف شما متناقض هست.
پس مشکل شما احتمالا چیز دیگه ای هست. امید هم در همان صفحه مربوط به صحبت های امام خمینی به این نکته اشاره کرده.
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
من سال ۶۸ در اولین دوره فیزیک علم و صنعت پذیرفته شدم می تونم به جرات بگم که اگر این رشته در علم و صنعت پابرجا مونده به خاطر وجود آقای قولتوقچیان , دکتر فرهاد اعظمی و چند نفر دیگه بوده .(درسته ایشون دکترای ناتمام هستن ولی مسلماً از آقای دکتر بیژن غفاری و دکتر ملاباشی که در تصاویر دیده میشوند و یا از بسیاری از اساتید اونجا مثل اقای مجیدی که دکترای اپتیک داره ولی تعریف دقیقی از طول موج توی ذهنش نیست باسوادتره ).نمی خوام بگم ایشون کار خوبی کردن ویا انسان کاملی هست ولی چیزی که من از ۱۹ سال پیش یادمه اینه که ایشون از آدمهای بیسواد و باری به هر جهت که برای مقاصد مختلف مثل خالی نبودن عریضه وارد دانشگاه شده بودند خوشش نمی اومد و آدمهای [] گشادی( باعرض معذرت ولی لفظی بهتر پیدا نکردم ) که طریق سهمیه های مختلف وارد شده بودند و نمی تونستند ازپس انتظارات به حق ایشون بر بیایند اگر زورشون میرسید ایشون رو از راه های مختلف مورد اذیت قرار می دادند . خوب یادمه که در سال ۷۰ ایشون برای چند ماهی به سمت ریاست کتابخانه مرکزی دانشگاه منصوب شدند . و با جدیت به ساماندهی اونجا مشغول شدند ولی بعد از چند ماه یکی ازبواسطه یکی از اقایون که از ایشون دل خوشی نداشت به بهانه یک ایه از قران که ” غیر مسلمانان را بر خود مسلط نکنید ” ایشون عزل شدند . حیف از چنین گنجینه های علمی که بخاطر مسائلی غیر علمی دلشکسته می شوند مگر در این کشور خراب شده چند نفر مثل ایشان در الکترومغناطیس , ریاضی فیزیک , مکانیک کوانتمی تسلط دارند , باور کنید کمتر از انگشتان دست ( من تسلط ایشان را در تدریس مکانیک کوانتمی و الکترومغناطیس به دانشجویان ارشد از نزدیک دیده ام واقعاً تسلط عجیبی به ریاضیات دارند ) . به نظر من اون دانشجوی کم عقلی که با گذاشتن این فیلم خواسته تا ایشان را کوچیک کنه و از روی نادانی و یا غرض ورزی دست به اینکار زده خودش رو زیر سوال برده و با کمی دقت میشه فهمید که ازمعدود نقاط ضعف ایشان استفاده کرده , نه از دنیای بیکران دانش ایشان .
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود .
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۰ ق.ظ
به نظرم هر کدوم از ما وقتی کنترل خودمونو از دست بدیم شاید در یه همچین وضعیتی قرار بگیریم ولی این به این معنی نیست که کل شخصیتمون و سابقه تحصیلی و کاریمون زیر سوال بره. خیلی از ماها پاش بیفته از این آقای استاد هم فراتر میریم.متأسفانه عادت کردیم که زود قضاوت و حکم رو صادر کنیم.
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۱ ق.ظ
من با خانم يا آقاي وردي؟ موافقم.
منهم ورودي سال ۶۹ دومين دوره فيزيك دانشگاه علم و صنعت بودم و نزديك ۳۰ واحد درس با آقاي قولتوقچيان داشتم. انصافا ايشان در تدريس دروس خبره هستند و حتي وقتي فوق ليسانس در يك دانشگاه ديگه قبول شدم متوجه شدم كه درسهايي كه در دوره فوق ليسانس به ما درس مي دهند كيفيتي به مراتب كمتر از درسهايي بود كه در دوره ليسانس با آقاي قولتوقچيان داشتم.
آنهايي هم كه با ايشان درس داشته اند مي دانند كه تنها نقطه ضعف ( اگه بشود اسمش را نقطه ضعف گذاشت ) ايشان خلق و خوي تند اش است.
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ق.ظ
به نظرم هر کدوم از ما وقتی کنترل خودمونو از دست بدیم شاید در یه همچین وضعیتی قرار بگیریم ولی این به این معنی نیست که کل شخصیتمون و سابقه تحصیلی و کاریمون زیر سوال بره. خیلی از ماها پاش بیفته از این آقای استاد هم فراتر میریم بنده هیچ شناختی (چه خوب چه بد) راجع ایشون ندارم ولی متأسفانه ماها عادت کردیم که زود قضاوت و حکم رو صادر کنیم.
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۱۸ ب.ظ
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۲۱ ب.ظ
eeeeeeeeeeeeeeeee
باز شد اعصابم داغون شد
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۳۵ ب.ظ
عجب معلمی.
چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۳۵ ب.ظ
اخی طفلک
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۴ ق.ظ
دوست من هم دانشجوی دکتر بوده می گفت خیلی عصبانیه سالها پیش هم از همسرش جدا شده ولی باسواده
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۴۰ ق.ظ
سلام. من فیلم رو ندیدم کسانی که دیدید میشه توضیح بدید چی شده؟ ممنون میشم.
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ق.ظ
سلام
اخر و عاقبت این دانشجوی بیچاره چی می شه شما بگین ؟؟؟؟؟؟؟
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۲ ق.ظ
سلام
بحثشون درمورد چی بود حق با کی بود اخر و عاقبت این دانشجوی بیچاره چی می شه شما بگین ؟؟؟؟؟؟؟
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ق.ظ
بحثشون درمورد چی بود حق با کی بود اخر و عاقبت این دانشجوی بیچاره چی می شه شما بگین ؟؟؟؟؟؟؟
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۳۷ ب.ظ
آقای ایمان …..اهواز وبلاگ قشنگی دارید موفق باشید. آهنگشم قشنگ بود. مرسی
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۴۷ ب.ظ
سلام. من فیلم رو ندیدم کسانی که دیدید میشه توضیح بدید چی شده؟ ممنون میشم.
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۱ ق.ظ
hosein_tehran مریم گفته چون دعوا کرده طرف اصفهانی بوده و خودتم که داری می گی من دعوا کردم ولی اهل اصفهان نیستی. در حقیقت اومدی اصفهان دعوا کردی استادشونم اخراج کردی تازه میگی با مریم موافقم. متاسفانه اکثر کسانی که توی اصفهان درس می خونن یا زندگی می کنند و اصفهانی نیستند نمک می خوردند و نمکدون میشکنند.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۴ ق.ظ
مشگل اینه که استادان دانشگاها …از زمانه حال فاصله زیادی دارند …و نمیتونن با دانشجویان ارتباط داشته باشند …در کشورهای مانند کره جنوبی…مالزی…استادان نسبت به سن دانشجویان اختلاف کمتری دارند
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۵ ق.ظ
مهرشاد جان اگه تو هم به خاطره تهرانی بودن سر کلاس فحش بشنوی و ۶واحد درسیت حذف بشه میفهمی من چی میگم.مهرشاد بیرون گود نشستی
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۳ ق.ظ
اتفاقا دانشجویان تهرانی اکثرا در اصفهان قابل احترام هستند و نمی تونید کلی این رو بگید. با یک گل که بهار نمیشه.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۱۸ ق.ظ
اصلا حرفتو قبول ندارم که تهرانی ها تو اصفهان قابله احترامن.اصفهانی هستی؟
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۲۲ ق.ظ
بله و علیرغم اینکه خیلی ناسیونالیست هستیم اما در مواجهه با شهرهای دیگه برای تهرانی ها بیشتر ارزش قائلیم. حالا نمی دونم مشکل شما چی بوده که چنین زمینه ای دارید.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ق.ظ
حدس میزدم.همه جا خوب . بد داره حتی اصفهان.اما اصفهان از شهرهایی که خوبش کمه.خودتم که میگی ناسیونالستید من دیگه چی بگم
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۲۵ ق.ظ
از آقای سر دبیر ممنون هستم که نظرمو حک کرد چون دلم می شکست اگه نمی زاشتن
من کارشناسی ارشد می خونم اما برای دکترا هیچ علاقه ای ندارم که در ایران ادامه بدم چون سیستم فاسد شده کیفیت وجود نداره همش حراج مدرک جتی نمره دادن استادان گرامی.
ما یه استاد داریم که برای قبول شدن در درس ایشون ۲۰ بار باید مقالتو از نو بنویسی اون هم مقاله از نوع تحقیقی میدانی.
در نهایت از مهرشاد عزیزممنونم بابت این همه سعرای قشنگ .
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۸ ق.ظ
در ضمن این استاد خیلی هم رعب آور هستن اما دوستان تو یه جلسه انتقادی حسابی ایشون را مورد تفقد قرار دادند و خدا رو شکر کمی تغییر کردند.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۴۷ ب.ظ
حسین
نوشتم علیرغم اینکه ناسیونالیست هستیم و حتما نباید برداشت منفی از این جمله بکنید. اتفاقا اگه همه وطن خودشون رو دوست داشتند و خائن در این ایران نبود خیلی پیشرفت کرده بودیم. خیلی از شهید های ما در جنگ ایران و عراق به خاطر همین خیانت ها بوده که نقشه جنگ لو می رفته اما اگه تو جنگ نگاه کنی خیل زیادی از رشادت ها مربوط به شهر ما بود. ما درسته که شهر و فرهنگ خودمون رو دوست داریم و به راحتی تحت تاثیر فرهنگ های دیگه قرار نمیگیریم اما برای مهمان ها هم ارزش قائلیم. حالا اینکه توی نجف آباد برای شما مشکل پیش اومده رو نباید به اصفهان ربط بدید چون اصلا شهر نجف آباد شهری بوده که قرار بوده یک سری جنایتکار رو به عراق تبعید کنند و چون طوفان میاد همون جا اسکان پیدا می کنند و ما خودمون هم زیاد از دستشون راضی نیستیم.
به هر حال مریم در بالا نوشته هر جا دعوا هست اصفهانی هم هست و شما نوشتید باهات موافقم در صورتی که شما به قول خودت دعوا کردی ولی اصفهانی نیستی که دو حرف متناقض هست که فقط از روی کینه و عداوت به خاطر مورد خاصی زده شده. تازه خوبه اون استاد هم فدای شما شده و اخراج شده وگرنه معلوم نبود دیگه چی می خواستید بگید.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ
ممنون سمانه خانمی که اصلا شما رو نمی شناسم ولی این همه ارادت دارید.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۸ ب.ظ
استاد خودش باید نمونه بارز اخلاق باشه نه اینکه ….(البته بعضی از دانشجویان عقده ای و مشکل دار هم باید اصلاح بشن و یا دنبال جای دیگه باشن(ط و ی ل ه) به جای دانشگاه.
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۲۸ ب.ظ
مهرشاد
اون استاد فقط با من مشکل نداشت من اولین نفری نبودم که با اون مشکل داشتم اما اخریش بودم چون همه از دستش کلافه بودن ما تکمیلش کردیم.اگه گفتم با مریم موافقم چون اون باعث شد که دعوا بشه
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۴ ب.ظ
حسین
پس همه با استاد مشکل داشتند از جمله دانشجویان اصفهانی این استاد و کاری به شما که تهرانی بودین نداشته.
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۵۷ ق.ظ
سلام
من ارادت دارم به اصفهانیا به نظر من انسانهای متدینی هستن.
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۳۶ ق.ظ
واقعا براي بنده جالبه که اين شماره ي ۱۱ چطور جرات مي کنه که در مورد شهرکردي ها يا اصفهاني ها اين طور صحبت کنه.
يه کار اگه درست باشه واسه همه درسته و اگه اشتباه باشه واسه همه غلطه.
من نمي دونم يه عده عقب افتاده مقيم مرکز چطور به خودشون اجازه همچين توهين هايي به -به قول خودشون- شهرستاني ها مي دن؟
حس “بچه تهروني” اتفاقا در آدمهايي قوي تره که ضعف شخصيتي دارن و سعي مي کنن با اين صحبت ها ضعف خودشون را بپوشونن. کما اينکه پدران خيلي از اين به اصطلاح”بچه تهروني” ها واسه سيگار فروشي و جمع کردن نون خشکه به تهران اومدن.(البته منظور همه نيست)
حتي اگه قرار باشه کسي به خاطر چند مورد استقرا بزنه در مورد تهراني ها غير از خشکه ل…سي و افتخارات کاذب از “پول بابا” “ماشين بابا” و “بچه ي تهرون!” ما که بخار ديگه اي نديديم.
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۱۱ ب.ظ
واقعا براي علم و صنعتي ها متاسفم كه همچين گاوچراني را به عنوان استاد مجبورند تحمل كنند
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۵۳ ب.ظ
بیاید ببینید تو مدرسه ها چه می گذره!!!!!!!!!! معلما که سگ تر از این بابایی هستن.
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۰۴ ب.ظ
آفرین به مهدي- اصفهان
و تشکر از سمانه خانم.
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۴۴ ب.ظ
من پارسال بود رفتم پیش آقای قولتوقچیان.از دانشگاهمون برای گرفتن مطلبی رفته بودم.رشتمم فیزیک گرایش هسته ایه.این استاد مسئول گرایش هیته ای علم و صنعت هست.تا ازش منبع خاستم به طرز عجیبی به من گفت که ما هیچ منبعی نداریم. همه کتابهای مقئماتی هستن و کتاب پیشرفته نداریم.مثل اینکه من از آژانس انرژی اتمی اومدم.بعد گفت ما قعالیت خاصی نمیکنیم. یه درس ساده در حد مفدماتیه.
یه خاطره بود گفتم بگم.
ممنون از سایت خوبتون.امیدوارم به این زودیا نبندن.
یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۱۵ ب.ظ
با سلام
اولا که احتمالا اسمش آقای قولدورچیان باشه دوما وقتی استاد فیزیک یک دانشگاه مثل علم و صنعت اینجوری باشه وای به حال دانشگاه های دیگه !!!!!؟؟؟ سوما وای به حال اون مملکتی که دانشگاههاش اینجور استادهای با اخلاقی داره رابعا اوخ سرم شلوغ شد فعلا خدا حافظ
یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۵ ب.ظ
سال ها پيش در ۱۳۶۵ افتخار آن داشتم كه درس فيزيك ۲ را با ايشان بگذارانم فيزيك الكتريسيته را با روش برداري آموزش دادند به طوري كه بعد از ۲۱ سال هنوز روش حل مسايل الكتريسيته به روش برداري را به خاطر دارم و شيريني گذراندن آن درس هنوز در كام هست . من فيلم را ندديدم و قضاوتي هم نميكنم اما توانمند هاي اين استاد را مشاهده كرده ام قبول كنيد تدريس كار مشكلي است بعد از اين همه سال تدريس نمي توان توقع داشت معلم ها يا اساتيد اعصابي آرام داشته باشند اين همه سال كه شاگرداني تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند سزاي آن عبارت ” عربده كشي استاد” نيست . حرمت قائل شويم به كساني كه به ماها چيزي آموخته اند و گذشت داشته باشيم نسبت به بد خلقي كه بعضا اتفاق مافتد
یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۴۳ ب.ظ
مهرشاد متاسفم كه از نظر علمي وتاريخ شناسي زير صفري وهر مزخرفي روتو گوشت ميخونند باور ميكني پانصد سال پيش (حدودا)كاروان شترهايي كه هداياي نقدي وغير نقدي ايران را از پايتخت عباسي به نجف اشرف مي برد در سي كيلومتري اصفهان زانو زد وموفق به بلند كردن شترها نشدند پس به دستور شيخ بهايي در همان مكان با صرف همان هدايا شهري ساختند كه كاملا مطابق با اسلوب شهرسازي بود وتحت نظر همان وزير دانشمند ساخته شد اسمش هم روشه از بركت شهر شاه مردان “نجف” آباد شد
یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۸ ب.ظ
من دانشجوي سال ۶۵ علم و صنعت بودم اتفاقا سر كلاس اقاي قلتقچيان به طرز نشستن من گير داد و كلي دعوا كرد ولي انصافا استاد با سواد و دلسوزي است . در دانشگاه سواد و طرز ارائه مهم است نه اين بحث ها قدر استاد هاي باسواد را بدانيد . اينطور انها را تخطئه نكنيد .
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۵ ق.ظ
چو پای از جاده بیرون شد چه نفع از رفتن راهم
چو کار از دست بیرون شد چه سود از دادن پندم
معلم گو ادب کم کن که من ناجنس شاگردم
پدر گو پند کمتر ده که من نااهل فرزندم
به خواری در پیت سعدی چو گرد افتاده میگوید
پسندی بر دلم گردی که بر دامانت نپسندم
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۳۶ ب.ظ
اره دیگه وقتی هرچی بنیاد شهیدیه میشن همه کاره دولت باید استادهای خری هم برن دانشگاه
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۰۸ ب.ظ
پس چرا نميشه فيلمشو دانلود كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۱۱ ب.ظ
مسخره است فقط زر میزنند که فیلم مورد فلان و فلان !هیچ کدوم که دانلود نمیشه……..!!!!!؟؟؟
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۳۸ ب.ظ
واقعا که دستمون درد نکنه.
ما خودمون رو یه تنه قاضی میدونیم. مسئول اجرای حکم هم که هستیم..
اصلا بدون اینکه بدونیم مثلا همچین استادی کی هست و چه کارهایی انجام داده و چه دانشجوهایی تربیت کرده هر چقدر بدبیراه دلمون می خواد بهش میگیم. که یعنی چی؟ یه نفر ضعف های خودش رو فراافکنی کرده به یه استاد و عده ای هم خودشون رو از اساتید با سواد محسوب می کنن و بقیه رو به نیم نگاه هم نمیخرند حرمت میدرند و استادی پیر رو که تنها ایرادش کم تحملی و بد خلقیش هستش به انواع نا مربوط منتسب می کنند.
بگذریم. یکی از افتخارات من اینه که در دوره تحصیل بیشترین واحد های درسی رو با ایشون داشتم.
فیزیک پایه ۱ و ۲
الکترو مغناطیس ۱ و ۲
کوانتم مکانیک ۱ و ۲
ریاضی فیزیک ۱
و درس نظریه گروه ها
من به شوخی به دوستان می گفتم که آقای قولتوقچیان خجالت میکشه و گرنه همون درسی رو که به فوق لیسانسها تو تربیت مدرس درس میده به ما هم درس میداد.
یکی از موضوعات بد داستان این بود که گذروندن این درسها با ایشون ما رو بد عادت کرده بود و اکثر اساتید دیگر رو و سبک درس دادنشون رو قبول نمی کردیم. در صورتیکه استادی که واقعا بتواند به تمام این دروس کاملا مسلط بوده و چنین نحوه تدرسی داشته باشد کمیاب است.
حالا مثل سایر موارد بعد از اونکه دانشگاه علم و صنعت ایشون رو از دست بده ملت تازه ملتفت میشن که کی رو از دست دادن.
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۳ ق.ظ
چقدر دلم شکست که هیچکی جواب منو نداد واقعا که- ما یه سوال پرسیدیم؟ بهم توپیدن را خوب بلدین ولی یه سوال رو نمی تونین جواب بدین
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۴ ب.ظ
سيلاجان
برو رو كلمه ي دانلود يه ده دقيقه اي طول مي كشه تا بياد منم ديشب ديدم موضوعش راجع به ديكتاتوري واينا بود حق با هيچكدوم نبود دانشجوهه به استاد بي حرمتي كرد استاد هم زيادي پرخاش كرد
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۰۷ ب.ظ
دقت كردين بعد از توضيح ونقد دقيق وكامل من ديگه كسي نتونسته اظهار وجود كنه؟
سيلا
بالاخره موفق شدي؟
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۳ ب.ظ
من الان با ایشون درس ریاضی فیزیک دارم .درسته یکم زود عصبانی میشن ولی خیلی برای علم و صنعت و فیزیک تالاش میکنن واقعا گذاشتن این فیلم تو سایت مسخرس!!!!!!!!!
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۳۷ ق.ظ
خدابه همه امون سعه ي صدر بدهد( آمين )
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۱۷ ب.ظ
من کتاب نسبیت و کوانتوم اهانیان میخوام . کسی میدونه کجا میتونم پیداش کنم؟؟
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۳۰ ب.ظ
هر چقدر بار علمی کسی بالا باشه اما باید بدونه که دیگران هم برای خودشون شخصیت دارند ومهمتر از همه چیز داشتن شعور وادب.و دلیلی ندارد که به اصفهانیها توهین شود .مهرشاد جونم اصلا خودتو ناراحت نکن.ماچ…
جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۱۹ ق.ظ
سلام به همه دوستان
من در به در دنبال برنامه fortran ۹۰ / ۹۵ میگردم
اگه کسی لینک دانلودشو سراغ داره برام ایمیل کنه
ممنونتون میشم
از مدیر سایت هم ممنون
جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۰۶ ب.ظ
اٍ اٍ اٍ یعنی چی . من واقعا ۲ تا شاخ در آوردم ببین وااااااای . پشیمون شدم از درس خوندن )):
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۱۹ ب.ظ
خانم یا آقای پژواک اصفهان:
۱- دقیقا من باید به شما بگم که هر مزخرفي روتو گوشت ميخونند باور ميكني.
این داستان شتران و بار طلا چیزی هست که تو گوش همه خوندند و همه هم باور کردند و من خودم این رو می دونستم اما این واقعیت ۱۰۰% نیست و برای وجه تسمیه نجف آباد عقاید متفاوته و یکی از مهمترین اونها همونه که من گفتم و چون نمی خواستند کسی ناراحت بشه این موضوع رو مخفی نگه داشتند. درزمان شاه عباس نجف یکی از مکان های تبعید بوده و این موضوع حتی تا زمان حال هم کمی صحت داشت که آیت الله خمینی رو اونجا تبعید کردند.
۲- اگه توجه کنی آمار جنایات نجف آباد نسبت به جمعیتش خیلی زیاده و نمی خوام بگم به این موضوع ربط داره اما بی تاثیر هم نیست.
۳- کتابی هست به نام تاریخچه نجف آباد که خیلی کمیابه و توصیه می کنم هر جوری شده اون رو پیدا کنی و مطالعه کنی.
۴- اگر نجف آبادی هستید و براتون قبول این واقغیت سخته جای بحث دیگه ای هست اما به نظرم زیاد مهم نیست چون مثلا اولین مهاجران استرالیا هم یک سری جانی انگلیسی بودند که به اونجا تبعید شدند و من هم با بیان این مطلب قصد توهین به هیچ نجف آبادی رو نداشتم.
۵- توصیه می کنم اگر می خواهید تاریخ بنویسید فقط به کتاب های موجود بسنده نکنید و سعی کنید عمیقا مطالعه کنید و در ضمن نباید اینجوری می نوشتید متاسفم که نوعی توهین هست. من خیلی جاها که کسانی نظر ۱۰۰% اشتباه هم می دهند از این لفظ استفاده نمی کنم.
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۲۱ ب.ظ
استادهایک قولتوقچیان جزومعدوداساتیدباسواددانشکده فیزیک علم وصنعت اندوازبعضی ادمای بیسواد همچون دکترحبیب مجیدی ذوالبنین ودکترملاباشی وکتابی و…خیلی سره.
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ب.ظ
مهرشاد جان
من كه گفتم متاسفم كه تند رفتم اما آمار جنايتش رو تو از كجا در آوردي نمي دونم ولي خود نجف آبادي ها هم قبول دارن از وقتي كه شهرك هاي حاشيه اي اطرافش ساخته شده ديگه هيچ امنيتي در اين شهر وجود نداره ولي اين نبايد پاي مردم مذهبي اين شهر نوشته بشه چون خودشون هم از اين مهاجرهاي همه جوره عاجز شده اند
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۰ ق.ظ
سلام
آمار جنایاتش رو در نیاوردم. اما حوادث روزنامه ها رو که در چند سال اخیر مطالعه می کنم خیلی از اونجا نوشته. مثلا چندین سال پیش یک دختر به خاطر یک پسر اعضای خانواده اش رو به قتل رسوند فکر کنم هر دو اعدام شدند و اخیرا هم ماجرای اون پسر کودک ربا و یا پسری که پدرش رو کشت و یا باند زورگیری و باند دزدیدن دختران و زنان و یا قتل دختری در پی آشنایی اینترنتی و …
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۳ ب.ظ
آقا مهرشاد
خدا روشكر خودت جواب خودت رو دادي همه ي اين حوادث در شهرك هاي اطرف بود نه خود شهرستان
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳ ب.ظ
ok پژواک- شما درست می گی. از این به بعد به روزنامه ها می گم بنویسند “اطراف “
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ب.ظ
به به آقا مهرشاد!
خبری از ما نمی گیری!
رفتی دیگه؟
طلایی و بم بم و نیما و ویکی هم دیگر نمی آیند!
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ق.ظ
داشته عربده زده
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۴ ق.ظ
سلام
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ق.ظ
همه خوبید
سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ق.ظ
اولا:دکتر قولتوقچیان ارمنی ومسیحی است ثانیا:منظورتون ازاستاد حزب اللهی چیه؟
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۲۶ ق.ظ
من از دانشجوهای دکتر قولتوقچیان هستم
ایشون ارمنی هستند و من هیچ رابطه ای بین ایشون و حزب الله نمی بینم لطفا بی خودی از هر چیزی بهره بردای سیاسی نکنید
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۰ ب.ظ
این استاد در سر کلاس بسیار به من گیر میداد وحتی در لحظاتی درد امیز فامیل مرا با تا ولهایه دست اشتباه گرفته بود.او به سوالهایه خوب من جواب نمیداد واستاد در جواب میگفت {باصدایه کلفت}بعضی ها کلاس را میخواهند به اقتشاش بکشند
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۲ ب.ظ
سلام چنگ رویا شب خیز
من خیلی کم به سایت سر می زنم و نظرات رو بیشتر می خونم و کمتر نظر میدم.
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۴ ب.ظ
خانم چنگ رویا شب خیز بابا من که همش اینجا پلاسم!!!کی نیومدم؟
جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۳۴ ب.ظ
این فیلم دلسوزی استاد و نفهمی دانشجو رو نشون میده.همین.یک عده گوسفند ریختن تو دانشگاه ها و آبروی دانشجو رو بردن…..قدر اساتید با سواد رو باید دونست.
سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
chi begam
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۰ ب.ظ
خاک تو سر اون یارو که از نظر من خیلی پست بوده.
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۴ ب.ظ
به هر حال اصفهانی ها همیشه بدنبال حاضر جوابی و تندگویی هستند. یکی باید به اینها بگه زود جواب دادن ۱ امتیاز داره و درست جواب دادن و به موقع جواب دادن و ملاحظه داشتن ۹۹ امتیاز. قبول ندارید؟ یه سر به اصفهان بزنید از کاسب تا بچه کوچیکش ژنتیکش اینطوریه!!!
راستی یه مورد دیگه:
دقت کردید توی اصفهان دوچرخه سوار چقدر زیاده ؟ این در جواب اونی که میگفت تهرونی به ماشین باباش مینازه!!! خوب اصفهونی هم بره به دوچرخه باباش بنازه!!!
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ب.ظ
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعا زشته !!!!
هر کسی که حتی یک ذره واسه شخصیت خودش احترام قایل بود سالن رو ترک کرد
وقتی استاد دانشگاه نتونه خودش رو کنترل کنه و داغ زندکی و مشکلاتش رو سر بقیه در بیاره ما هیچی دیگه
شایدم واقعا حق داشتند ولی با این حرکت ایشون به بقیه اساتید که اونجا حضور داشتندهم بی حرمتی کردند
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۶ ق.ظ
BABA IN DIGE AKHARE OSTAD BAZIE
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۳ ق.ظ
به اینم میگن استاد
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۴ ق.ظ
واقعا که……………….
سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۵۹ ب.ظ
من یه دانشجویی هستم که استاد رو ملاقات نکردم وفقط از کتابهای استاد استفاده کردم
ونظرم اینه که این مشکل ما ایرانیهاست که به جای اینکه از
علم استاد قدر دانی بکنیم از اخلاق ایشان انتقاد میکنیم.