سال 86 با یک عالمه پرونده جنايي بلاتکليف تمام شد

هفت تیر 7tir.com : پرونده سال 86 در حالي بسته مي شود که حجم زيادي از پرونده هاي مربوط به جرائم پيچيده و مهم همچنان در مراکز پليس آگاهي سراسر کشور بلاتکليف و معطل باقي مانده است. هر چند آمار ارائه شده از سوي مقامات ناجا از کاهش آمار قتل و سرقت مسلحانه به عنوان دو جرم تهديدکننده امنيت اجتماعي خبر داده و بر کشف درصد بالايي از اين جرائم تاکيد کرده اند اما اخبار موجود نشان دهنده آن است که به رغم برتري عددي و آماري پليس در پرونده ها، جرائمي که از پيچيدگي و ابهام برخوردار است هنوز بي نتيجه باقي مانده است. در واقع کشف جرائم به شيوه ها، دلايل و انگيزه هاي ارتکاب جرم بستگي دارد. از آنجا که به گفته سردار جعفري – رئيس پليس آگاهي ناجا – يک چهارم قتل هاي وقوعي در کشور خانوادگي است، طبيعتاً کشف اين جرائم نيز به دليل محدود بودن تعداد مظنونان، انگيزه ها و شيوه هاي ارتکاب جرم، با موانع جدي مواجه نخواهد شد. از سويي درصد بالايي از جرائم مهم در کشور به پايين آمدن آستانه تحمل مرتکبان – ناشي از عوامل گوناگون اقتصادي، خانوادگي، فرهنگي و … – باز مي گردد و چنين مجرماني بدون تجربه جرم هاي خشن و بدون سابقه تصميم و برنامه ريزي مرتکب بزه مي شوند و اشتباه هاي صورت گرفته و سرنخ هاي متعدد بر جاي مانده مي تواند پليس را به راحتي به سوي شناسايي متهمان راهنمايي کند، اما در اين ميان مجرماني که به صورت سازمان يافته و با طرح و برنامه قبلي دست به ارتکاب جرم مي زنند همواره پليس را با معماهاي پيچيده مواجه مي کنند و اينگونه پرونده ها به کلافي سر در گم تبديل مي شود.
دستگيري اعضاي باند سرقت مسلحانه از بانک ها و خودروهاي حمل پول شايد تنها نمونه يي از جرائم پيچيده يي بود که پليس در سال جاري موفق شد متهمان آن را به مراجع قضايي معرفي کند.
کاظم شفيعي ، جوان 26 ساله يي که به مخوف ترين قاتل سال جاري مبدل شده يکي از نمونه هاي پرونده هاي پيچيده و بي نتيجه است. اين مرد از سال ها قبل به همراه اعضاي خانواده و دوستانش باند سرقت مسلحانه يي تشکيل داد و در شيراز فعاليت خود را آغاز کرد اما پليس اين شهر نتوانست ردي از او و يارانش به دست آورد تا اينکه متهم در حالي که علاوه بر دزدي هاي مسلحانه يک فقره قتل نيز در کارنامه اش داشت راهي اصفهان شد و در آنجا دو قتل، سه سرقت مسلحانه، يک سوء قصد ناموفق و … مرتکب شد و اين جرائم در شرايطي به وقوع پيوست که کاظم در مرحله يي هويت خود را براي پليس آشکار کرد و تصوير وي و خانواده اش، جزئيات زندگي او، اصل و نسب و تمامي اطلاعات مربوط به پيشينه اين متهم به دست کارآگاهان افتاد اما هرگاه پليس مخفيگاه وي را شناسايي کرد و به آن محل رفت با خانه يي خالي از سکنه مواجه شد و به اين ترتيب کاظم به اراک رفت و به بانکي ديگر دستبرد زد، نگهبان خودروي حمل پول را کشت و به مخفيگاهش بازگشت.
او اين بار در همان شهر اراک همدست خودش را به قتل رساند و نامه يي در زير سر جنازه باقي گذاشت و به همراه خانواده اش آن محل را ترک کرد. اين بار نيز هنگامي که کارآگاهان کاظم را رديابي کردند با محاصره خانه وي فقط با يک جسد و يک نامه روبه رو شدند.
کاظم شفيعي همچنان فراري است و بي شک اکنون جرمي ديگر را تدارک مي بيند. ناکامي در دستگيري کاظم در حالي است که طبق استانداردهاي پليس ايران، مجرمان سريالي که با انگيزه نامشخص و به صورت انفرادي بزه انجام مي دهند به طور متوسط ظرف سه سال دستگير مي شوند. حال آنکه اگر جرائم به صورت چند نفري صورت گيرد مدت زمان دستگيري کاهش مي يابد. ضمن اينکه در اين پرونده هويت مجرم اصلي نيز فاش شده و کاظم بيش از سه سال است که جرائمش را آغاز کرده است.
قتل يک وکيل دادگستري به نام محمد عاشوري از ديگر پرونده هايي بود که پليس از صبح روز چهارشنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال جاري مامور رازگشايي از آن شد و هم اکنون نيز سرنخي از قاتل به دست نيامده است. عاشوري صبح روز حادثه برخلاف معمول به دفتر وکالت خود واقع در نزديکي ميدان وليعصر رفت و در آنجا از سوي فردي آشنا با شليک يک گلوله به سرش به قتل رسيد. کارآگاهان هر چند اطمينان دارند قاتل از پيش وکيل عاشوري را مي شناخته است و حتي توانسته اند با کمک همسايه ها چهره يي فرضي از متهم ترسيم کنند اما در شناسايي و دستگيري وي ناکام مانده اند و دستگيري تعداد زيادي مظنون، بازجويي هاي مکرر از اطرافيان و آشنايان وکيل دادگستري نيز ثمربخش نبوده است.
پرونده قتل وکيل عاشوري اکنون در همان وضعيتي قرار دارد که پرونده کشته شدن دانشجويي 23 ساله به نام سونا به آن دچار شده است. سونا شامگاه 13 دي ماه سال گذشته با ضربات چاقو در پل مديريت از پا درآمد. او پيش از مرگ در تماس تلفني با يکي از دوستانش از حمله فردي ناشناس خبر داد اما هويت وي را اعلام نکرد. پس از آن پليس فرضيه هاي متعددي را در اين جنايت مطرح کرد و چند مظنون نيز بازداشت شدند اما هيچ يک از آنها قتل دختر دانشجو را گردن نگرفتند.
فردي که مظنون شماره يک پرونده تلقي مي شد پسر جواني بود که سونا پيش از مرگ با وي تماس گرفته و از او کمک خواسته بود اما اين پسر تاکنون مدارک و دلايل محکمي را دال بر بي گناهي اش ارائه داده است و به اين ترتيب تحقيقات درباره قتل سونا دچار سکون شده و اين پرونده اکنون در شرايطي به بايگاني پليس آگاهي سپرده شده که پدر وي نيز فوت شده و مادر وي که ساکن استان گلستان است امکان پيگيري مداوم پرونده و حضور مکرر در تهران را ندارد.
ساعت 7 صبح دوشنبه 17 ارديبهشت ماه سال جاري يک کارگر شهرداري جسد کودکي 9 ساله را در ارتفاعات دارآباد کشف کرد که پرونده آن نيز اکنون به پرونده يي راکد مبدل شده است. اين پسربچه دانش آموز که حسن نام داشت يک روز قبل از کشف جسد هنگامي که براي بازي از منزل بيرون رفت به طرز مرموزي ناپديد شد و ديگر خبري از وي به دست نيامد تا اينکه جسد وي کشف شد و به پزشکي قانوني انتقال يافت. سرنوشت حسن کاملاً مشابه سرنوشت دختر 9 ساله يي به نام مريم است. اين دختر نيز دانش آموز کلاس سوم دبستان بود و در مدرسه 13 آبان کرج تحصيل مي کرد. مادر اين دختر روز پنجشنبه 20 ارديبهشت ماه از ناپديد شدن فرزندش خبر داد و جسد اين کودک سه روز بعد در حالي که به شدت آزار ديده و دست و پايش بريده شده بود در ميدان هفت تير کرج پيدا شد اما کارآگاهان هرگز نتوانستند راز قتل وي را برملا کنند.
اين نمونه ها صرفاً بخشي از پرونده هاي راکد در پليس آگاهي است. قتل دختري 14 ساله در نواب و سرقت گردنبند وي، کشف جسد مثله شده يک مرد در يک گوني در همين منطقه، کشف جسد دختري جوان در ميدان هروي که تا مدت ها هويتش براي پليس مجهول بود، شهادت مامور کلانتري يوسف آباد در سال گذشته، سرقت مسلحانه از خودروي حمل پول بانک صادرات در ميدان تسليحات و… از ديگر نمونه هاي اين دست پرونده ها است.
در اين ميان معطوف شدن توجه مقامات پليس به بخش ديگري از ماموريت هاي اين نيرو و کمبود امکانات مي تواند از عوامل اصلي ناتمام ماندن پرونده هاي پيچيده باشد. در خبري که چهارشنبه هفته گذشته اعلام شد پزشکي قانوني در يک پرونده قتل، 11 ماه زمان صرف کرد تا فقط جنسيت مقتول را که به اشتباه تصور مي شد زن است تشخيص دهد. طبيعتاً چنين ضعف ها و اشکالاتي که در خارج از سازمان پليس وجود دارد مي تواند بر عملکرد ماموران تاثيرگذار باشد. به هر حال با پيچيده تر شدن شکل جرائم در کشور، استفاده مجرمان از تکنولوژي روز و ابداع شگردهاي تازه، چاره يي به غير از تجهيز هر چه بيشتر پليس آگاهي کشور به امکانات مدرن وجود ندارد.
.
پرونده جنايي – قتل – پلیس جنایی – کاظمی – قاتل اصفهانی
مارس 22nd, 2008 at 4:07 ب.ظ
یعنی میبایستی انتظار داشته باشیم که برادران محترم!!!!! و عزیز !!!!! نیروی انتظامی و پلیس ؛ پرونده های مهم و پیچیدۀ اندازه گیریهای سانت به سانت مانتو و روسری و چکمۀ خانمها را ول کنند و در پی پرونده های پیش پا افتاده قتل و دزدی و بچه دزدی باشند ؟؟؟؟
واقعا ما هم چه انتظاراتی داریم از این بنده خداها !!!.
این عزیزانی !!!!! که با تلاش و کوشش بی وقفۀ شبانه روزی شان ؛ هر روزه برای دختران و زنان در وزرا پرونده درست میکنند و یک تابلوی شماره دار به گردن آنها می اندازند و از انها عکس میگیرند ؛ فکر میکنید که کار کمی انجام میدهند و اساسا از این مهمتر هم در ایران کاری هست که میبایستی انجام گیرد ؟؟؟؟؟ ؛ پروندۀ قتل کیلو یی چنده ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! این بچه بازیها را ول کنید .!! فقط برای خانمها و دانشجویان و کارگران حقوق عقب افتاده ؛ پرونده سازی بشه ؛ جلوی کلی از بی ناموسی ها گرفته میشود !!!!!!!
مارس 22nd, 2008 at 8:56 ب.ظ
خانم کتایون با شما موافقم همین قدر که این مرتجعین به پوشش جوانها گیر بدهند از هزار قتل و غارت بهتر است چون خودشون قاتل هستند پس چشم چرونی به قد و بالای خانمها براشون از نونه شب واجبتره مخصوصا وقتی هم که سردارشون زارعی باشه
مارس 22nd, 2008 at 10:46 ب.ظ
این روزا سر چاهار راه / دشنه و تیر می فروشن
شازده و گل و ترانه/ چشمای ناز تو روشن
توی کوچه های تهرون/ بوی کافوره و مرگه
گلدون شمعدونیمونم/ زیر رگبار تگرگه
این روزا دور درختا/ دیگه نرده و حصاره
به جای واژه مادر/ مشق بچه ها شعاره
دست مهربون مهتاب/ حالا لبریزِ غروره
آرزوهامون می میرن / خدا دوره دوره دوره
توی مهمونی ظلمت /هل کشونِ سرخ ابلیس
نگو این همه جنایت / پای رفتنِ نگات نیس
اشک و درد و نرسیدن/ وقت غیبت تو بوده
خیلی وقته دیگه دستام/ گریه هات و نسروده
تو همآوازِ قدیمی/ بدی اما خیلی خوبی
واس مرگ دیو قصه/ یه طلسم نقره کوبی
دمِ آخر سقوطم / برسونم به پریدن
بی خیال که این جماعت/ بال های تو رو ندیدن
شب زده کوچه مرو/ یه ستاره مهمونم کن
پسِ پشت اون نگاهت/ یه جورایی پنهونم کن
وقت غیبت ترانه/ تو بزن به طبل هق هق
نذار پای تو بیفته / مرگ سرخ این دقایق
تو همآوازِ قدیمی / بدی اما خیلی خوبی
واس مرگ دیو قصه /یه طلسمِ نقره کوبی
مارس 23rd, 2008 at 1:12 ق.ظ
من ۲ روز دیگه تولودم ممنون میشم بهم تبریک بگین مردم از بی توجهی هههههههههههههه
مارس 23rd, 2008 at 1:45 ق.ظ
دجی الهام چه جالب تولد بابای منم 2 روز دیگس.چه جالب.از همین حالا تولد جفتتون را تبریک میگم.
مارس 23rd, 2008 at 7:02 ب.ظ
خوشحال میشم با یک هم فروردینی دوست شم هههههههههههههههههههههه
مارس 23rd, 2008 at 7:44 ب.ظ
djelham من اردیبهشتیم
خوشحال میشم دوست شیم.
digari_dar_man@yahoo.com
مارس 24th, 2008 at 1:11 ق.ظ
این در جواب طلایی جون بود تو چرا جدی گرفتی
مارس 25th, 2008 at 4:41 ب.ظ
درود
با کتایون موافقم
چقدر خوب بود که آقایون نیروی انتظامی و … به جای این که کاری که آسونه رو انجام بدهند ( فقط اندازه گرفتن سایز لباس خانوم ها و مدل مو و لباس آقایون ) یه کم تلاش کنند که این جنایات رو کم کنند
مارس 25th, 2008 at 4:43 ب.ظ
درود
راستی تولد مبارک الهام جان
امیدوارم همیشه شاد باشی
کاش ميشد اشک را تهديد کرد،
مدت لبخند را تمديد کرد.
کاش ميشد در ميان لحظه ها لحظه ديدار را نزديک کرد
شاد باشید
مارس 26th, 2008 at 1:44 ق.ظ
مرسی ممنون از تبریک وشعرت
مارس 26th, 2008 at 7:27 ب.ظ
تولدت مبارک
مارس 26th, 2008 at 9:13 ب.ظ
ياري اندر كس نميبينيم/ياران را چه شد؟
دوستي كي اخر امد؟/دوستداران را چه شد؟
اب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي كجاست؟
گل بگشت از رنگ خود باد بهاران را چه شد؟
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي بر نخواست.
عندليبان را چه پيش امد حزانان را چه شد؟
كس نميگويد كه ياري داشت حق دوستي.
حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد؟
شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار.
مهرباني كي سر امد شهر ياران را چه شد؟
( واقعا متاسفم.)
مارس 27th, 2008 at 8:05 ب.ظ
میل به جنایت
و میل به جنایت تنها
در جان جانیان خطرنک نیست
از چشم من زبانه کشید آتش
این خشم شعله ور
هنگامه سفر
گهواره فلزی دریایی
می بردم آن زمان
تا ساحل جزیره آغشته با جنون
مارس 30th, 2008 at 7:17 ب.ظ
سلام مهرشاد جون
دست مریضا با این همه ذوق و سلیقه و استعداد.خدا حفظت کنه
مارس 31st, 2008 at 3:59 ب.ظ
سلام سمانه. مرسی از لطفت.
آوریل 2nd, 2008 at 4:41 ب.ظ
سال شروع نشده 1پرونده جنایی بلاتکلیف بسته شد پرونده در مورد چی باشه خوبه؟روز13بدر تو ورامین وقتی بارون می گیره دختر 8ساله میره زیر تخته سنگ تا خیس نشه بعد اقایی که مست کرده می یاد همون جا و به دختره تجاوز می کنه که منجر به مرگ دختره میشه.
چه 13بدر خوبی!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
الهام جان تولدت مبارک.
آوریل 3rd, 2008 at 4:41 ب.ظ
سردبیر اگه خبرای جدید نداری حاضرم خبرای داغ داغ و بدم البته به شرطی که مثل 2تا خبر قبلی حذف نکنی خب خبر راست رو که نباید سانسور کرد باید با واقعیت کنار بیایم.
————————
[بش از دو برابر قبل هر روز خبر و مطلب جدید داریم اما وقت آماده کردنشون و قرار دادن آنها در سایت را متاسفانه این روزها نداریم . امیدوارم زود سایت به حالت قبل برگرده ]
آوریل 4th, 2008 at 12:40 ق.ظ
تو این مملکت که بچه مدرسه ای بسیجی میشه گوسفند رییس جمهور میشه خر رییس نیروی انتظامی میشه والا خیلی توقع داریم
آوریل 25th, 2008 at 4:27 ب.ظ
هنوز کسی تو پذیرایی نیومده ؟
آوریل 25th, 2008 at 4:29 ب.ظ
سلام علیکم
آوریل 25th, 2008 at 4:30 ب.ظ
چرا منم اینجام
آوریل 25th, 2008 at 4:31 ب.ظ
اقا رضا نترس همه اینجان!
آوریل 25th, 2008 at 4:31 ب.ظ
اقا ی طلایی نگفتین اما……….؟
آوریل 25th, 2008 at 4:33 ب.ظ
هیچی یگانه خانم امیدوارم بهتون خوش بگذره.جای مارو هم خالی کنین
آوریل 25th, 2008 at 4:37 ب.ظ
واااااااااااااااااااااای مثل اینکه اقایون ناراحت شدن ! من معذرت میخام .
اقای طلایی اقا رضا که گفتن اگه شما واقا مهرشاد بیاید میان. هم میریم فرحزاد هم سینما چطوره ؟
آوریل 25th, 2008 at 4:37 ب.ظ
سلام بالاخره اومدین ! من سر کوچه بودم ندیدمتون نکنه از این طرف کوچه اومدین ؟
آوریل 25th, 2008 at 4:39 ب.ظ
منم اومدم
آوریل 25th, 2008 at 4:39 ب.ظ
اقا رضا حواست کجاست؟ کوچه بن بسته! شما رفتی سمت بسته کوچه وایسادی ما هم اومدنی گفتیم بزاریم به حال خودت ،صدات نکردیم!(ببخشید)
آوریل 25th, 2008 at 4:39 ب.ظ
دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم !!!
چقد نامردن !!!
آوریل 25th, 2008 at 4:39 ب.ظ
پس حالا که اینطور شد منم میام ولی سینما و فرحزاد با هم همخونی ندارن ! فقط یکیش ! البته ما قراره بیایم و با هم اختلات کنیم تو سینما که نه میشه حرف زد و نه میشه همدیگه رو دید !
آوریل 25th, 2008 at 4:40 ب.ظ
هیلا جان کیا ؟؟؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 4:41 ب.ظ
یگانه جون از کاشان تا تهران 2 ساعت بیشتر نیست منم میخوام بیام سینما اجازه میدی
آوریل 25th, 2008 at 4:41 ب.ظ
یگانه خانم معذرت برای چی؟خدا مرگم بده.من که از دست شما ناراحت نمی شم.
جفتش خوبه.
آوریل 25th, 2008 at 4:41 ب.ظ
میون این همه کوچه که به هم پیوسته ! کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته !
آوریل 25th, 2008 at 4:42 ب.ظ
اقا رضا من که گفتم با یه تیر دو نشون ! هم فیلم میبینیم هم بعدش اختلات میکنیم در ضمن من دایره زنگیو ندیدم فکر کنم بامزه باشه خوش میگذره ها!!
آوریل 25th, 2008 at 4:43 ب.ظ
چطور شد فرحزاد که اسمش اومد خونتون دوره ! حالا که اسم سینما اومده همتون هواپیمای تو قرعه کشی ایرانسل رو بردید و با اون میاین !
آوریل 25th, 2008 at 4:43 ب.ظ
همينايي كه دهانت را ميبويند !!!
آقا رضا البته اختلاط درسته !!!
آوریل 25th, 2008 at 4:44 ب.ظ
خوب یه وقت فیلم رو میبینیم بعضی ها دپرس میشن از دیدن فیلم دیگه حرف نمیتونن بزنن !
آوریل 25th, 2008 at 4:44 ب.ظ
آقاجون فرحزاد رو من بودم كه پيشنهاد دادم. حق كپي رايت ما چي شد ؟؟؟!!!!
آوریل 25th, 2008 at 4:44 ب.ظ
وای اقا میثم! ما که از خدامونه تشریف بیارید. سینما همش بهانس غرض دیدار دوستان ودر کنار اونها بودن واز محضرشون فیض بردنه .
آوریل 25th, 2008 at 4:46 ب.ظ
سلام…
اینو فکر کنم نخوندین…
میخوام حالا حالا بمونه
*********
ضمن عذرخواهی از محضر آقایونه گرام…این مطلبو جایی خوندم کلی لذت بردم(خیلی زیاااااااااد)!!!
گفتم بقیه خانما هم بخونن …خالی از لطف نیست!!!
پسرها با سوسكا 6 شباهت دارند:1 مثل اونا تو كوچه خيابون ولوند2مثل اونا ترسناکند 3مثل اونا سياهند4 مثل اونا مرموزند5مثل اونا از سروكول دخترا بالا ميرند
این مطلب واقعآ جای تامل داره!!!!
آوریل 25th, 2008 at 4:46 ب.ظ
هیلا جون حالا وسط راه معلم دیکته شدی ها ! من که تا چوپان دروغگو بیشتر نخوندم چون بابام وقتی دید گفت بیشتر بخونی دروغگو میشی !
آوریل 25th, 2008 at 4:46 ب.ظ
سلام…
اینو فکر کنم نخوندین…
میخوام حالا حالا بمونه
*********
ضمن عذرخواهی از محضر آقایونه گرام…این مطلبو جایی خوندم کلی لذت بردم(خیلی زیاااااااااد)!!!!
گفتم بقیه خانما هم بخونن …خالی از لطف نیست!!!!
پسرها با سوسكا 6 شباهت دارند:1 مثل اونا تو كوچه خيابون ولوند2مثل اونا ترسناکند 3مثل اونا سياهند4 مثل اونا مرموزند5مثل اونا از سروكول دخترا بالا ميرند
این مطلب واقعآ جای تامل داره!!!!!!
آوریل 25th, 2008 at 4:47 ب.ظ
طلایی جون گاف دادیاااا…
میخواستید شما آقایون خودتون برید؟؟؟؟
کی با هم تبانی کردید ما با خبر نشدیم؟؟؟؟؟؟
ما دخترا تو دو دره بازی به شماها که نمیرسیم
پس همون حقتونه سرکارتون بذاریم…
آوریل 25th, 2008 at 4:47 ب.ظ
طلایی جون گاف دادیاااا…
میخواستید شما آقایون خودتون برید؟؟؟؟؟؟
کی با هم تبانی کردید ما با خبر نشدیم؟؟؟؟؟؟؟؟
ما دخترا تو دو دره بازی به شماها که نمیرسیم
پس همون حقتونه سرکارتون بذاریم…
آوریل 25th, 2008 at 4:47 ب.ظ
ابجی هیلا واضح تر بگو.مام بفهمیم کی و چی و کجا را می گی.
آوریل 25th, 2008 at 4:48 ب.ظ
من نمیدونم چرا تکرار میشه……..
آوریل 25th, 2008 at 4:48 ب.ظ
اقا رضا هیشکی با دیدن این فیلم دپرس نمیشه فک کنم خیلی هم با مزه باشه .البته شما ها هم میتونید وحق دارید راجع به فیلم نظر بدبد وهمینطور سینماش که چی باشه وکجا باشه!
آوریل 25th, 2008 at 4:49 ب.ظ
آقا رضا ببخشيد ولي من خيلي به غلط املايي حساسيت دارم. دست خودم نيست !!!
بعضي وقتا حتي كهير هم ميزنم !!!
آوریل 25th, 2008 at 4:50 ب.ظ
نه لی لی جون گاف ندادم.
گفتیم این دخترا هیچ کدومشون نمیان خودمون بریم.اما گفتیم یا همه یا هیچکس.درسته اقا رضا؟
آوریل 25th, 2008 at 4:50 ب.ظ
من رفتم تا ساعت 22 برمیگردم
آوریل 25th, 2008 at 4:50 ب.ظ
وای منم اختلاطو غلط نوشتم . اختلات درست نیست؟
آوریل 25th, 2008 at 4:51 ب.ظ
اين آقاي سردبير هم خيلي بامزه است! يهو به بعضي كامنت هاي من گير 3 پيچ ميده !!!
نميدونم …!
آوریل 25th, 2008 at 4:53 ب.ظ
اقا رضا بفرمایید حرف اقای طلایی رو تایید کنید دیگه! خیلییی مم نون از لطف جنابعالیان !خب !دیگه به هم چی گفتید از دخترا ؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 4:53 ب.ظ
طلایی جان مسنجرم کار نمیکنه ؟
آوریل 25th, 2008 at 4:55 ب.ظ
اره فهمیدم.چون هر چی می گم می گی (کوشی)
آوریل 25th, 2008 at 4:56 ب.ظ
اقا رضا شمام ناراحت شدید از پیشنهادم؟ راستشو بگید!
آوریل 25th, 2008 at 4:57 ب.ظ
اگه بگیم ما ها پشت سرتون چی میگیم که کتکرو خوردیم!!!
آوریل 25th, 2008 at 4:57 ب.ظ
یگانه خانوم من که پشت سر کسی حرف نزدم به شما هم گفتم که اگه کسی بیا د هماهنگ میکنیم !
آوریل 25th, 2008 at 5:01 ب.ظ
اه درست موقعی که کا داریم این مسنجر خرابه.رضا اس ام اس بده.منم همینطور
آوریل 25th, 2008 at 5:04 ب.ظ
طلایی جان مسنجر من درست شد
آوریل 25th, 2008 at 5:05 ب.ظ
اینو جدی می گم ما پشت سر شما حرف نمی زنیم.اینو مطمئن باشین.
آوریل 25th, 2008 at 5:05 ب.ظ
اقای طلایی بگید من خودم تضمینی ساپورتتون میکنم بگید!
اقا رضا جوابت یه جورایی ناخوشاینده برام انگار ناراحت شدید ، اصلا سینما کنسل!
آوریل 25th, 2008 at 5:07 ب.ظ
کسی نمیره واسه دادن رای؟؟؟ حماسه آفرینی کنه…
من رفتم…
ببخشید رای نمیدم….مهرای شناسناممو نیاز دارم.!!!
آوریل 25th, 2008 at 5:09 ب.ظ
مجمع تشخیص مصلحت تور لطفا رای نهایی رو اعلام کنن!
آوریل 25th, 2008 at 5:11 ب.ظ
یگانه خانوم نه چرا ناراحت بشم ولی من و طلایی با هم قرار گذاشته بودیم امروز بریم کاشون
آوریل 25th, 2008 at 5:11 ب.ظ
سحر جون امروز بی وفا شدی هر چه صبر کردم نیومدی
آوریل 25th, 2008 at 5:12 ب.ظ
پس تا شب !
آوریل 25th, 2008 at 5:13 ب.ظ
چون دیدیم بقیه نیومدن ماهم کنسلش کردیم ولی این هفته اگه همه موافق باشم دیگه آخر هفته بریم فرحزاد !
آوریل 25th, 2008 at 5:14 ب.ظ
البته چند تای دیگه هم بودن که فعلا اسم نمی بریم.اما ما تنها نرفتیم به خاطر شما.چون تک پرون نیستیم.
آوریل 25th, 2008 at 5:20 ب.ظ
یگانه خانوم حالا ما که تنها نرفتیم اونم بخاطر شما و بقیه خانوما ! شما میخواین تنها برین !
بابا ما تک پر نیستیم به مولا / کتاب لاتی رو هم برعکس نخوندیم !
آوریل 25th, 2008 at 5:26 ب.ظ
خانوما رفتن 30 نما ؟ یگانه خانوم ؟ لی لی دختر دایی ؟ هیلا جان ؟
طلایی جان همه رفتن کسی دور و ورم نیست !
1
آوریل 25th, 2008 at 5:27 ب.ظ
البته اگه هم میرفتیم تابلو بود.چون یه دفعه هممون(پسرا)غیبمون می خورد.کسی که نمی فهمید خواجه حافظ شیراز بود که اونم سحر خانم بهشون می گفتن.
آوریل 25th, 2008 at 5:28 ب.ظ
دیدی ما رو تنها گزاشتن.ما مرتب مرام می زاریم اما خانوما.ماشالا.
بی وفایی بی وفایی دل من از غصه داغون شددددددددددده!!!!!!!!!!!!!!
آوریل 25th, 2008 at 5:29 ب.ظ
پسرا همشون همین جورینا !میخان خانومارو قال بذارن . اقا رضا این رسمش نبود ما اگه یه چیز پروندیم تو ملا عام بود ولی شما زیر زیرکی قرار مدار بستید و… باشه .من که گفتم کنسل شد حالا شما مارو محکوم میکنید؟البته من عصبانی نیستم ها، اینایی که نوشتم همراه با ناراحتی ودلخوریه وبس!
آوریل 25th, 2008 at 5:30 ب.ظ
فعلا میرم فکر کنم ببینم چطور با این موضوع میشه کنار اومد .
آوریل 25th, 2008 at 5:35 ب.ظ
منو تنها نزار ….
یگانه خانوم من فقط دارم شماره هاشون رو چک میکنم اشتباه نداده باشن همین !
آوریل 25th, 2008 at 5:39 ب.ظ
بابا این دخترا اصلا جنبه شوخی رو هم ندارن / شوخی کردیم تا ببینین تنها رفتن چقدر بده !
شما قضیه رو پیش کشیدین / خوب ما هم عکس العمل نشون دادیم !
آوریل 25th, 2008 at 5:40 ب.ظ
یگانه ناراحت نباش.ما بدون شما هیج جا نرفتیمو.نمی ریمو،نخواهیم رفت.
اینم بدون ما هم ناراحت شدیم که شما قرار مدار می زارین.ما از اول با هم بودیم .جدایی هم نداریم.
آوریل 25th, 2008 at 5:44 ب.ظ
اگر سراغمو گرفت
بگين نشونه اي نذاشت
بگين از اينجا رفته و
چاره ي ديگه اي نداشت
اگر سراغمو گرفت
اين نامه رو بهش بدين
بگين كه جا گذاشته بود
پرسيد كجا هيچي نگين
اگه بازم پرسيد ازم
اگه نكردش اشکاشو پاک
چاره ای نیست بهش بگید
فلانی رفته زیر خاک
آوریل 25th, 2008 at 5:48 ب.ظ
خدا نکنه لی لی جون من تازه دختر دایی مو پیدا کردم / دشمنات برن زیر خاک !
آوریل 25th, 2008 at 5:48 ب.ظ
بچه ها من می گم اشتی.باشه.
لیلی جون خدا نکنه.این حرفا چیه؟بابا خیلی بی جنبه این.
آوریل 25th, 2008 at 5:51 ب.ظ
وای بر اسیری کز یاد رفته باشد / صید مانده باشد صیاد رفته باشد
آوریل 25th, 2008 at 5:58 ب.ظ
میبینم دخترای گلم رفتن تو مایه های چت و دارن اونجا با هم قرار میزارن بابا ما که بخیل نیستیم !
خوش باشین !
بسوزد آنکه سربازی بپا کرد / تمام دختران را چشم به راه کرد
از آن روزی که سربازی به پا شد / ستم بر ما نشد بر دختران شد
دختران از درد غمت میکشن چادر به سر / نامه را از زیر چادر میدهند دست پسر !
شب دلبران بود تاریک / کمر دختران بود باریک
هر کسی که تو رو از من بگیره / الهی شب تب کنه و صبحش بمیره !
آوریل 25th, 2008 at 6:04 ب.ظ
دوباره دلم واسه حرمت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه
وقت تو از خوندن ستاره ي ترانه هام
اسم تو براي من قشنگ ترين آهنگه
بي تو يك پرنده ي اسير بي پروازم
باتو اما ميرسم به قله ي آوازم
اگه تا اخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفي از اهنگ و صدا مي سازم
با يه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نزار از نفس بيوفتم تويي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره
تويي كه عشقمو از نگاه من ميخوني
تويي كه تو تپش ترانه هام مهموني
تويي كه همنفس هميشه ي آوازي
تويي كه اخر قصه ي منو ميسازي
اگه كوچه ي صدام يه كوچه ي باريكه
اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريكه
ميدونم اخر قصه ميرسي به داد من
لحظه ي يكي شدن تو ايينه ها نزديكه
بايه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نزار از نفس بيوفتم تويي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره بي شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره
اگه كوچه ي صدام يه كوچه ي باريكه
اگه اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريكه
ميدونم اخر قصه ميرسي به داد من
لحظه ي يكي شدن تو ايينه ها نزديكه
آوریل 25th, 2008 at 6:09 ب.ظ
بچه ها بحث را همین جا متوقف کنید و در مورد قرار و مسافرت و هر بحث حاشیه ای دیگه فعلا نظر نزارید .
تالار گفتگو سایت را آماده کردیم . تا حداکثر 2 ساعت دیگه لینکش را تو صفحه اول سایت میزاریم …
کلا تمام بحث هایی که حالت چت داره و یا بحث هایی که خارج از موضوع اخبار است را به آنجا منتقل کنید .
در تالار گفتگو این امکان وجود دارد که هر کاربر یک تاپیک برای موضوع خاص ایجاد کند . همچنین امکان ارسال پیغام خصوصی وجود دارد … و در کل به دلیل طبقه بندی موضوعات خیلی بهتر میشه این جور بحث ها را پی گرفت و به نتیجه رسید .
پس تا دو 2 ساعت دیگه چت را تعطیل کنید چون این جوری وقت زیادی از تیم هفت تیر برای نظارت به نظرات گرفته میشه و امکان آپدیت اخبار از دست میره
آوریل 25th, 2008 at 6:19 ب.ظ
مرسی منم نظرم همینه.
راستی امکان عضویت.و همچنین تشکر و ………. هم داره؟
آوریل 25th, 2008 at 6:21 ب.ظ
آقا پیمان
من ای دی ام مشکل داره.اینجا راحت تریم .ولی اگه تالار گفتگو به همین سبک باشه من حرفی ندارم.
البته با اجازه رضا یگانه سحر طلایی لی لی ناز و….اونها هم باید موافق باشن
آوریل 25th, 2008 at 6:23 ب.ظ
طلایی جون گفتم که من ای دی ندارم یعنی خرابه .اگه برید من تنها میمونم .جان من فکری به حال این دوست و هم استانیت بکن
آوریل 25th, 2008 at 6:24 ب.ظ
بله همه امکاناتی که طلایی گفت را داره خیلی چیزهای دیگه هم داره ..
نیازی به آیدی یاهو یا ایمیل هم نیست فقط کافیه چهار تا گزینه را پر کنید و بعد هم لوگین کنید ..
اگر تالار گفتگو وجود نداشته باشه هر یک روز در میون باید زیر یک مطلب جید کوچ کنید و واقعا سایت از هدف اصلیش دور میشه چون به هر حال اینجا یه سایت خبری تحلیلی است …
من مطئنم با تعداد خوانندگانی که هفت تیر داره تالار گفتگو هفت تیر یکی از فعال ترین تالار های فارسی در اینترنت میشه .
آوریل 25th, 2008 at 6:25 ب.ظ
آقا پیمان دست شما درد نکنه
از زحماتی که برای سایت میکشین تشکر میکنم
ضمنا چرا نظراتی که فقط کالت کل کل توام با فحش های رکیک هست پاک نمیکنین
همچنین چرا اخبار جدید ندارین ؟
به هر حال ما مخلصیم !
آوریل 25th, 2008 at 6:26 ب.ظ
این اخرین نظر من اینجا به صورت چته.یگانه خانم و بقیه خانوم ها اگه از دست من ناراحت شدین ببخشد.منظوری نداشتیم.معذرت
آوریل 25th, 2008 at 6:27 ب.ظ
اقا پیمان اگه اینجوریه منم موافقم .دست شما درد نکنه
آوریل 25th, 2008 at 6:29 ب.ظ
بچه های دیگه که الان نیستن از کجا بفهمند
موافقید امشب هم همین طور ادامه دهیم تا همه بیان واطلاع رسانی کنیم.
آوریل 25th, 2008 at 6:32 ب.ظ
اگه اون چیزی که توی نظر من باشه که خیلی عالیه.من کاملا با ساختار این تالار ها اشنام.
امکاناتی نظیر عکس کاربر.شکلک.امضا.امکان ارسال عکسو ویدیو برای همه.فونت های مختلف با سایز های مختلف و رنگ بندی و……….
انشاالله که موفق باشین.
آوریل 25th, 2008 at 6:33 ب.ظ
میثم جان وقتی توی صفحه اصلی قرار بگیره همه می تونن ببینن.
آوریل 25th, 2008 at 6:34 ب.ظ
ما هر نظری ببینیم مشکل داره پاک میکنیم . اگر هم ندیدیم شما باید گزارش بدید که نمی دید .
کافیه آی پی نظر دهنده را بزارید و یا لینک نظر را بدید .
در مورد آپدیت سایت هم تا دلتون بخواد خبر جدید به دستمون میرسه ولی فعلا گفتیم یه سر و سامانی به سایت بدیم بهتره . کمبود نیرو هم داریم که به همه کارها همزمان نمیرسیم
آوریل 25th, 2008 at 6:40 ب.ظ
طلایی جون از راهنمایی شما ممنونم
آوریل 25th, 2008 at 7:04 ب.ظ
طلایی جان میخوام برم قسمت فضا نوردان یک کار کوچولو دارم ولی نمیتونم پیداش کنم .
میتونی کمکم کنی
آوریل 25th, 2008 at 7:16 ب.ظ
یثم جان برو توی صفحه ی (یک قدم تا ورود زنان به ورزشگاه)اخر نظر ها یه نظر مال سردبیر به نام پیمان_اهواز یه لینک به صورت ابی نوشته شده روی اون کلیک کن می تونی وارد بشی.
آوریل 25th, 2008 at 8:18 ب.ظ
بچه ها تالار کجاست اینجا کسی هست
آوریل 25th, 2008 at 8:21 ب.ظ
بچه ها منو تنها نذارین می ترسم
آقا پیمان؟
آوریل 25th, 2008 at 8:22 ب.ظ
بهار من هستم خوب هستی خواهر
آوریل 25th, 2008 at 8:23 ب.ظ
بهار عزیز چرا از اسم من استفاده کرده بودی منظورت را نفهمیدم
آوریل 25th, 2008 at 8:25 ب.ظ
آقا پیمان بچه ها کجان؟
آوریل 25th, 2008 at 8:26 ب.ظ
سلام میثم جان آخه محمد رضا شیراز داشت به سحر می گفت بیا بریم بیرون منم از حقت دفاع کردم
و گفتم نیستی سحر احساس تنهایی نکنه
میثم بچه ها کجا رفتن؟ تالار کجاست؟
آوریل 25th, 2008 at 8:28 ب.ظ
همش 4 ساعت نبودم ها
آوریل 25th, 2008 at 8:30 ب.ظ
میثو تو هم رفتی داداش؟
آوریل 25th, 2008 at 8:32 ب.ظ
ببخشید می خواستم بگم میثم
آوریل 25th, 2008 at 8:34 ب.ظ
سلام بهار خانوم ما رفیق نیمه راه نیستیم ضمنا حنوز تالار گفتگو حاظر نشده /
در صورتی که حاظر بهره برداری بشه روی صفحه اصلی سایت مشخصه /
ما با توجه به فرمایش جناب سردبیر منتظریم تا راه اندازی بشه و در این قسمت نظری نمیدیم
پس فعلا خداحافظ / وعده ما در تالار گفتگو
آوریل 25th, 2008 at 8:34 ب.ظ
نه سحر جون اینجام
آوریل 25th, 2008 at 8:35 ب.ظ
بهار جون ممنونم که حواست به داداشت بود…
آوریل 25th, 2008 at 8:36 ب.ظ
مامان ن ن ن ن ن ن
آوریل 25th, 2008 at 8:38 ب.ظ
آخی خیالم راحت شد.منم می رم تا به حرف سردبیر گوش کرده باشم
برادر میثم تو هم برو تا تالار آماده بشه
فعلا
آوریل 25th, 2008 at 8:44 ب.ظ
بابا من لباسام تو چمدون بید زد!
راه بیفتیم دیگه!
آوریل 25th, 2008 at 8:50 ب.ظ
سارا خانوم ساکتو بردار بیا تو تالار گفتگو ( البته هر وقت که حاظر شد )
جناب سردبیر تالار حاظر نشد ؟ ما هنوز منتظریم !
یه خبر بهمون میدین که چه قدر دیگه حاظر میشه ؟!
آوریل 25th, 2008 at 8:59 ب.ظ
من قهرم!
آوریل 25th, 2008 at 9:00 ب.ظ
سارا جون با کی قهری
قرار نشد بچه های توریست با هم قهر کنند
آوریل 25th, 2008 at 9:05 ب.ظ
تو هم که همش با من قهری !
حالا که اینطوری شد منم میرم هم ولایتیتو که امشب مهمونمون هستن لجشو در مییییییییییارممممم !
جناب سر دبیر ساعتت خوابیده ! دو ساعتت که تموم شده پس چی شد ؟
حداقل جواب بده ! ممنون !
آوریل 25th, 2008 at 9:07 ب.ظ
با رضا قهرم!(قهر نیستم دلخورم!)
یکی به رضا بگه حاضر نه حاظر!(چون من باهاش قهرم!)
آوریل 25th, 2008 at 9:10 ب.ظ
رضا سارا میگه حاضر نه حاظر
سردبیر محترم میخواست ما نظراتمون را رد و بدل نکنیم
آوریل 25th, 2008 at 9:16 ب.ظ
معلم دیکته برای چی دلخوری ؟
میثم جان ممنون!
سردبیر جان چی شد ؟ یه جواب بده
آوریل 25th, 2008 at 9:17 ب.ظ
پس خانما کجان؟
سحر جون؟؟
یگانه جون؟؟
…..؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 9:25 ب.ظ
لی لی ناز سلام
اگه میتونی سحر را پیداش کن کارش دارم
آوریل 25th, 2008 at 9:32 ب.ظ
اینتالار سره کاریه ها!!!!!!!!!!
آوریل 25th, 2008 at 9:34 ب.ظ
سحر مهمان داره میثم جان
آوریل 25th, 2008 at 9:36 ب.ظ
بچه ها یکی بگه فرحزاد چند شنبه ست من تو خونه برم رو مخ مامان بابام و اگه نشد سمباده اعصابشون بشم
آوریل 25th, 2008 at 9:38 ب.ظ
ولی من در حد یه پیشنهاد می گم که اگه ماشین داریم جاده کن از فرحزاد بهتره چون هم تو دل طبیعت هم تخت تو فضای آزاد داره(قابل توجه قلیونی ها)و راحتیم بازهر چی جمع بگه
یگانه جون هستی؟عزیزم؟
آوریل 25th, 2008 at 9:40 ب.ظ
خوب می بینم که همه بچه های رف گوش کن هستید و چت نمی کنید
پیمان خان وعده سره خرمن می دیا؟
آوریل 25th, 2008 at 9:44 ب.ظ
سلام بهر کجا یک دفعه غیبت میزنه
از اطلاع شما از سحر ممنونم ولی ضد حاله
آوریل 25th, 2008 at 9:45 ب.ظ
تو که داداشتو تنها نمیذاری .
آوریل 25th, 2008 at 9:49 ب.ظ
پس تو جایی نری آخه هیچکدوم بچه ها اینجا نیست
آوریل 25th, 2008 at 9:51 ب.ظ
[ حذف شد . بند 3 آیین نامه ]
آوریل 25th, 2008 at 9:52 ب.ظ
راستی من فردا میام تهران ماموریت .اگه زحمتی نیست پیغام منو بهسحر برسون
داداشی قربونت بره….
آوریل 25th, 2008 at 9:59 ب.ظ
بچه ها گفتن تا 10 و نیم میان
میخوای ما هم بریم تا اون موقع یا نه
هر چی خواهرم بگه
آوریل 25th, 2008 at 10:01 ب.ظ
سلام بچه ها خسته نباشید جناب پیمان خان که جواب نمیده پس فعلا همین جا گپ بزنیم بینیم چی میشه !
آوریل 25th, 2008 at 10:11 ب.ظ
رضا جون سلام
گفتم که سر کاریه میخواستن بچه ها رو از هم جدا کنند
آوریل 25th, 2008 at 10:12 ب.ظ
میثم جون اگه کارت اورزانسیه……بگو تا به سحر خبر بدم…
خرجش یه sms ه
آوریل 25th, 2008 at 10:16 ب.ظ
قربونت لی لی نایس(0ناز)
آقا رضا هست شما مشغول باشید منم تا یک ربع دیگه میام..
آوریل 25th, 2008 at 10:24 ب.ظ
به سوی تو که آرامبخش دل خسته منی…… چرا که مجنون بادیه گردی چون تو را ، لیلی بی اوصافی چون من می باید.
************
قشنگ بود؟؟؟!!…….
آوریل 25th, 2008 at 10:25 ب.ظ
امشب دوباره دلم هوای تو داره
بیا پیشم عزیزم دوستت دارم بهاره
امشب دوباره چشام گریتو داره
دوریت برام چه سخته دلم آروم نداره
(همه با هم) زیبای منی تو
مهتاب منی تو
بهار عشق قشنگم فقط مال منی توووووووووووووووووووو
آوریل 25th, 2008 at 10:29 ب.ظ
میونه این همه غنچه گل ناز
یکی میاد که اسمش همه جا شادی میاره
اونی که از همه قشنگترینه
تنش برگه گله تازه تر از فصله بهاره
حالا همه
بهاره بهاره دلم آروم نداره
بهاره بهاره خزون شهر ما با تو بهاره
خاتون قلبم تویی بهاره
وای که از چشمات آتیش میباره
آوریل 25th, 2008 at 10:30 ب.ظ
تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم ………….یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو
این چطور بود ابجی بهار
آوریل 25th, 2008 at 10:31 ب.ظ
حال کردینا
آوریل 25th, 2008 at 10:32 ب.ظ
میثم نگفتی میای یا نه؟
کاش سحر هم می تونست بیاد
لی لی جون مخلصیم
آوریل 25th, 2008 at 10:33 ب.ظ
سلام بچه هاااا..تزه مهمونا مون رفتن…من 11 میاااام
آوریل 25th, 2008 at 10:33 ب.ظ
ببخشید تازه نه تزه!!
آوریل 25th, 2008 at 10:35 ب.ظ
میثم همراهی کن
منتظریم سحر جون
دوست داریم سحر جون
خاطر خواتیم سحر جون
نوکرتیم سحر جون
قربونیتیم سحر جون
خاک پاتیم سحر جون
بقیشو تو برو میثم
آوریل 25th, 2008 at 10:38 ب.ظ
رضا خان کجا میری یه دفعه؟
مشکوک می زنی ها؟
لطفت کم شده ها؟
آقا رضا من یه پیشنهاد دارم
روز قرار یه خط ایرانسل بیار بعدش یه مسابقه بذار هر کی برنده شد جایزش بشه این جوری همه میان تازه هیجانش زیاده
آوریل 25th, 2008 at 10:39 ب.ظ
لی لی ناز خانوم قرار بود خبر بدیا چی شد؟ همرامتم در دسترس نیست ،smsهام پا در هوان ،چی شد؟؟؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 10:39 ب.ظ
اهای کجایید؟
آوریل 25th, 2008 at 10:42 ب.ظ
من فکر کنم لی لی ناز و آقا رضا واقعا با هم فامیلن
یهوغیبشون می زنه یهو میان یهو میرن یهو تند تند نظر میدن یهو………………….
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///
آوریل 25th, 2008 at 10:44 ب.ظ
مدیر کارت چقدر سخته آخه همش داری نظرات منونظارت می کنی
خسته نباشید گرم منو پذیرا باشید
آوریل 25th, 2008 at 10:47 ب.ظ
منم 11 میام آبجی
آوریل 25th, 2008 at 10:48 ب.ظ
من فکر کنم لی لی ناز و آقا رضا واقعا با هم فامیلن
یهوغیبشون می زنه یهو میان یهو میرن یهو تند تند نظر میدن یهو………………….
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 10:49 ب.ظ
سلام منم اومدم !
قرارشد به منم خبر بدین وقتی میاین !
خط ایرانسلم به چشم میارم !
آوریل 25th, 2008 at 10:50 ب.ظ
ای زن ذلیل
آوریل 25th, 2008 at 10:52 ب.ظ
روند باشه شمارش بی زحمت که من چون خیلی باهوشم احتمالا برنده میشم
آوریل 25th, 2008 at 10:53 ب.ظ
بچه شیر شلوغی نکن !
منظورت من بودم ! چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 10:56 ب.ظ
میخوای شمارشو از الان اعلام کنم تا اون موقع روزی دو صفحه شماره رو بنویس تا اون روز حفظش کنی
یه وقت کم نیاری !
آوریل 25th, 2008 at 10:56 ب.ظ
به نام کسانی که باز می گردند/زیرا هرگز نرفته اند
به نام کسانی که نمک فرسوده شان می کند/زیرا نمک اشک های ما هستند
به نام کسانی که گندیدگی را نمی پذیرند/زیرا ما را تطهیر کرده اند
بر سر در خشم،ای زن/سکوت را که سینه هایی از سنگ دارد بکوب
آوریل 25th, 2008 at 11:00 ب.ظ
بچه ها همه بیاین تالار گفتگو رو اباد کنیم همه تشریف بیارن وکسی جا نمونه!
آوریل 25th, 2008 at 11:01 ب.ظ
نه یه بار به گوشم بخوره سریع حفظ می شم(حالا چرا تیکه می ندازی خوب نیار من خودم یه 0912 میار واسه مسابقه)
آقا رضا منظورم میثم بود بخدا
شما رو که نمی شه گفت زن ذلیل با 5 تا زن چجوری کنار میای آخه تو واقعا سخته آدم نمی دونه ذلیل کدومشون بشه
آوریل 25th, 2008 at 11:02 ب.ظ
بچه ها تالار راه افتاد بیاین اونجا. مر30
بچه شیر بیا اونجا . اینجا دیگه جای ما نیست
. به اونجا تبعید شدیم !
آوریل 25th, 2008 at 11:03 ب.ظ
مگه باز شده تالار؟
آوریل 25th, 2008 at 11:05 ب.ظ
چه جوری بیام باید
آوریل 25th, 2008 at 11:06 ب.ظ
بچه ها بیاین تالار سحر میثم لی لی همه
آوریل 25th, 2008 at 11:06 ب.ظ
بهار جان همین صفحه سمت چپ بالای بالا زده تالار گفتگو!
آوریل 25th, 2008 at 11:07 ب.ظ
سلام سلام صد تا سلاااااااااااااااام …من اومدم
آوریل 25th, 2008 at 11:17 ب.ظ
کسی این جا ، جا نمونه