ماجرای دیدار اکبر اعلمی از شورای نگهبان : در شورای نگهبان چه گذشت
هفت تیر 7tir.com این مطلب را اکبر اعلمی نماینده فعلی مجلس در مورد دیدارش از شورای نگهبان در وب سایتش نوشته است . اکبر اعلمی به دلیل رد صلاحیت شدن برای انتخابات چند روز آینده وقت ملاقاتی از شورای نگهبان می گیرید که ماجرای این دیدار به شرحی که او تعریف می کند اینگونه است :

در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان “کارشناس”! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد.
ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : “اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند”! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و…همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام! کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش “کارشناسان” است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود:
1-”کارشناس”! گفت :اعلمی در مجلس ششم در یکی از سخنرانی هایش در تویسرکان گفته است که “بعضی از این آقایان خون به مغزشان نمی رسد و تفکراتشات مربوط به عصر دایناسور هاست.” پاسخ دادم که در عبارت “بعضی از این آقایان” عده ای ممکن است مصداق این سخنم واقع شوند و خیلی ها هم مصداق این سخن نیستند. ضمیر مرجعش را پیدا می کند ، این بخش از اظهاراتم را چه کسی بخود گرفته است و چه ارتباطی به اعتقاد و التزامم به اسلام و نظام دارد؟ آقای کعبی گفت حتی اگر کسی به شورای نگهبان هم توهین کرده باشد ما از آن می گذریم ،از این هم عبور کنید.گفتم که این موضوع چه ارتباطی با شورای نگهبان داشته است؟ کعبی گفت اینها مهم نیست نکات اصلی را مطرح کنید.
2-کارشناس! گفت: ایشان در جائی گفته اند که من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم ! گفتم این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمانهای انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد.آقای کعبی گفت از این ها عبور کنید و اگر مطلب مهمی وجود دارد به آنها اشاره کنید!
3-کارشناس! گفت که ایشان در مجلس هفتم به یکی از همکاران خود گفته است: مادامیکه احمدی نژاد و جنتی در مسند امور هستند این کشور روی خوش بخود نخواهد دید مگر اینکه نظامی شبیه نظام سیاسی اسرائیل در کشورمان حاکم شود(قریب به همین مضمون)! با تعجب گفتم که منبع این خبر کیست؟ کارشناس پاسخ داد وقتی شما صحبت می کردید یکی از همکارانتان شنیده و گزارش کرده است!خیلی عصبانی شدم و گفتم آن رذلی که فالگوش ایستاده شاید قسمت اول ادعایش درست باشد اما با توجه به نفرتی که از رژیم صهیونیستی دارم یقینا قسمت دوم ادعایش کذب محض است و هرچه اصرار کردم نام این جاسوس کذاب را بگوید،او را معرفی نکرد.کعبی که بنظر می رسید خودش نیز از بیان این قبیل مطالب سطحی ناراحت شده است نیم خیز شده و در حالیکه به پرونده نگاه می کرد خطاب به کارشناس گفت آیا همه موارد شبیه این هاست و یا اینکه نکات در خور توجه هم وجود دارد که کارشناس گفت مطالب مهمتر هم هست. کعبی گفت پس آنها را بخوان!
4- کارشناس پس از تورق مجدد پرونده گفت:امضای اعلمی در همه تذکرات مربوط به پیگیری مواردی نظیر دفاع از حقوق اشخاص مختلف ،اعتراض به نحوه برخورد با اجتماع زنان در میدان هفت تیر ، فرهنگیان ، دانشجویان بازداشت شده ، زندانیان بند 209 و …وجود دارد! گفتم گزارشتان ناقص است، زیرا اساسا متن اکثر تذکرات و سوالاتی از این دست که مربوط به دفاع از حقوق شهرونی بوده و همه آنها نیز به شکلی حقوقی و در راستای ایفای وظایف نمایندگی تنظیم شده است را شخصا نوشته و امضاء جمع کرده ام و به آنهم افتخار می کنم . مادامیکه حکم محکومیت قطعی اشخاص در دادگاه صالح صادر نگردیده ما بر اساس سوگندی که در جهت دفاع از “حقوق ملت” ایراد کرده ایم ،همچون وکلای دادگستری فارغ از مرام و مسلک آحاد ملت موظف به دفاع از حقوق موکلینمان هستیم و اگر چنین نکنیم خیانت کرده ایم. حتی اگر یک بهائی که کوچکترین اعتقادی به مسلک و آئینشان ندارم امروز به دفترم مراجعه کرده و بگوید که حقوق عمومی ام در نظام جمهوری اسلامی بدون دلیل نقض شده است برای اینکه سوگند شکنی نکرده باشم ناگزیرم که نسبت به استیفاء حقوق قانونی او اقدام کنم تا چه رسد به اینکه این فرد مسلمان باشد.وقتی که از بهائیت مثال آوردم عزیزی بلافاصله این قسمت از صحبتم را یادداشت کرد و کعبی هم کنجکاوانه سوالاتی را مطرح کرد، اما پس از شنیدن توضیحاتم کعبی گفت که حق با اعلمی است و نمایندگان باید از حقوق عمومی مردم فارغ از مرام و مسلکشان تا زمانیکه حگم محکومیت قطعی آنها صادر نشده است دفاع کنند.(کعبی در مورد امضاء کنندگان بیانیه مربوط به آغاجری در مجلس ششم خود را بسیار کنجکاو و حساس نشان می داد ).
5-کارشناس که بنظر می رسید مایل است گاف بزرگی برای مچ گیری و محکومیت بنده پیدا کرده و ارائه دهد با ولع فراوان پرونده را ورق زده و پس از کمی مکث اظهار داشت که اعلمی در هادیشهر واقع در شهرستان جلفا در حین سخنرانی خود در مورد ولایت فقیه اظهاراتی داشته است و سپس عبارت کاملا نامانوس و نامفهومی را به من نسبت داد !گفتم وقتی ماموری را برای استراق سمع و فالگوش شدن به مراسم سخنرانی هایم می فرستند که خود معنی عناوینی مانند ولایت فقیه را نمی داند بدیهی است که حاصل گزارشاتش بیش از این نخواهد شد، نظرم در مورد ولایت فقیه و حدود اختیاراتش کاملا شفاف است و بارها آنرا در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نطق های رسمی اعلام کرده ام و نوارهای آن نیز موجود است. بلافاصله کعبی پرسید که جایگاه ولی فقیه در نظام سیاسی ما چیست و رابطه آن با قوای سه گانه چگونه است؟ در پاسخ گفتم : بموجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه اعمال می گردند و حدود اختیارات رهبری را هم اصل 110 بیان کرده است. سپس رو به کعبی کرده و از او پرسیدم آیا این سوالاتی که تاکنون مطرح کرده اید مصداق تفتیش عقاید نیست؟شما که دادگاه انگیزاسیون به راه انداخته اید! طبق اصول 84 و 86 قانون اساسی و ماده 75 آئین نامه داخلی مجلس ، نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی داشته اند از حقوق اجتماعی از جمله حق انتخاب شدن محروم کرد.کعبی گفت که آیا نمایندگان می توانند از طریق تریبون مجلس خدا را هم انکار کنند؟ پاسخ دادم که این قیاس مع الفارق است و انکار خدا جزء وظایف نمایندگی نیست و با انکار خداوند مفاد سوگند نامه ای که در بدو ورود به مجلس ایراد کرده است،نقض گشته و فرد مزبور صلاحیتش زائل می شود در حالیکه دفاع از حقوق ملت از وظایف نمایندگی است و همینطور رابطه داوطلبان با عناوینی نظیر ولایت فقیه ،در حد ابراز وفاوداری آنهم از طریق اقرار زبانی قابل احراز است.لذا کسی که خود را عملا ملتزم به قانون اساسی می داند قهرا ملتزم به لوازم آن و اصول مندرج در قانون اساسی هم هست و این یک مرحله بالاتر از ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه ،موضوع بند 3 ماده 28 قانون انتخابات است.کارشناس بازهم پرونده را زیر و رو کرد تا بلکه مطلب قابل توجهی پیدا کند اما ظاهرا نکته در خور توجهی وجود نداشت.آقای کعبی که بنظر می رسید که دیگر حوصله اش از مطالب پیش پا افتاده به سر آمده است از من تقاضا کرد که اظهاراتم را مکتوب کنم ! در پاسخ گفتم که ضرورتی به این کار نمی بینم! سپس از من تقاضا کرد که اولا سعی کنید که با … بسازید! و دوم اینکه در نطق ها و سخنرانی هایتان هم گزنده صحبت نکنید!از او پرسیدم که آیا این توصیه ها هم در حوزه مسئولیت اعضای شورای نگهبان است که بلافاصله پاسخ داد:خیر توصیه های دوستانه است، شما نماینده خوبی هستی و حیف است که…!در پاسخ به او گفتم سازش با کسی که از افراد فاسد دفاع کرده و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهد و یا با اعمال نفوذ های خود پرونده متهمین را از مسیر عدالت منحرف می سازد و در همین رابطه با اعمال فشار خود دادستانی را که در پی حق طلبی است از مسئولیت خود عزل می کند و….جفا در حق مردمی است که برای دفاع از حقوقشان به مجلس آمده ام . کعبی گفت که من هم چیزهائی شنیده ام با این وصف…(انشاء الله اگر خدا توفیقی دهد در یکی از نطق ها یا یادداشت هایم در همین سایت به تفصیل و با اسم و رسم در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهم داد.راقم) اما در مورد اتهام گزنده سخن گفتنم پاسخ دادم : فرض کنید که شما در محیط خارج با دمای 20 درجه زیر صفر قرار دارید و دستانتان نیز از سرمای شدید سست و کرخت شده است و من هم در اتاقی قرار دارم که دمای آن بالای 30 درجه است هر دو وارد اتاقی می شویم که در آن تشت پر از آبی را قرار داده اند که آب آن ولرم است ، در یک لحظه هر دو دستانمان را درون تشت مملو از آب ولرم می کنیم شما احساس خواهید کرد که دمای آب سوزناک است امامن احساس می کنم که آب تشت خنک است ، لذا در مجلسی که اکثریت نمایندگانش سکوت اختیار کرده و یا به مداهنه گوئی اشتغال دارند، ایراد نطق های متفاوت با جو حاکم که در جهت بیان واقعیتهای تلخ جامعه است، گزنده بنظر خواهد رسید در حالیکه اگر اکثریت نماینگان مجلس به نقد مشفقانه می پرداختند لاجرم نطق های امثال من عادی بنظر می آمد! به کعبی گفتم خدا را شاکرم که در این جلسه حضور یافتم و پی بردم که عدم صلاحیتم از یکسو بخاطر ایستادگی و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر زیاده خواهی های کسی است که خود و برخی از اطرافیانش به نام و با لباس پیامبر، بر پیامبر و امتش در حوزه انتخابیه ام جفا می کنند و از سوی دیگر دفاع از حقوق کسانی است که تنها ملجاء و مرجع آنها مجلس بوده است و سپس خداحافظی کرده و با آسودگی خاطر از شورای نگهبان خارج شدم و در دل با خود گفتم که اگر امروز امام علی (ع) در میان ما بود و یکی از نمایندگان منتخب مردم که موافق و مخالف بر سلامت مالی و اخلاقی و صداقت او تاکید می ورزند ، به مخالفت با یکی از گماشتگان و منصوبان متخلف می پرداخت که برخی از اطرافیان او افراد مساله دار هستند ،آیا امام هم بخود اجازه می داد که بجای برخورد با گماشته خود ،نماینده فساد ستیز مردم را بی جهت فاقد صلاحیت اعلام نماید؟ پاسخ برایم کاملا روشن بود : هرگز! از اینرو آرزو کردم که ای کاش شورائی نیز برای پاسداری از حقیقت و عدالت در کشور تشکیل می شد تا مانع از قربانی شدن عدالت به پای مصلحت گردد!
مارس 8th, 2008 at 9:46 ق.ظ
ما به نمايندگان شجاع وغيور آذري همچون آقايان اكبر اعلمي وپيرموذن افتخار مي كنيم اميدوارم كه همواره در تمامي مراحل زندگيشان موفق ومويد باشند
لطفا به ما هم ايميل بزنيد
مارس 8th, 2008 at 10:17 ق.ظ
خوبه
مارس 8th, 2008 at 11:02 ق.ظ
این آینده ای که همه مقامات حکومت ایران منتظر هستند که برسد تا درآن روز حقایق را برای مردم افشا کنند کی خواهد رسید؟(برای خاتمی که هیچوقت نرسید .محمود .ا.ن هم که کم کم دوره ریاست جمهوری اش داره تموم میشه واون لیست کذایی هنوز تو جیبشه ودرش نیاورده.این آقا هم حالا که داره دوران نمایندگی اش تمام میشه یاد این افتاده که چقدرحرف نزده داره وتازه بازهم گفتن آنها را موکول می کند به آینده ای که نخواهد رسید.)
برید خودتونو سیاه کنید بابا!!!!!!!!!!
مارس 8th, 2008 at 12:09 ب.ظ
سفره(توبره) همشون یکیه بعد از رد صلاحیت یاد افشاگری افتاده بعد از اینکه یه پست دیگه بهش دادن میگه بخاطرامنیت نظام و انقلاب و… چیزی نمی گویم
مارس 8th, 2008 at 12:38 ب.ظ
اگه واقعا حکومت مردمی هست این باید مردم باشند که صلاحیت اشخاص را تایید و رای بدهند نه اینکه از فبل کاندیدا ها را از یک فیلتر رد کنند و از قبل انتخاب شده باشند .
مارس 8th, 2008 at 12:39 ب.ظ
درود بر اکبر اعلمی یگان مرد مبارز در مجلس هفتم
مارس 8th, 2008 at 12:41 ب.ظ
زنده باد معدودی همچون “اکیر اعلمی” “نورالدین پیز موذن”
مارس 8th, 2008 at 1:26 ب.ظ
اين حکومت اين قدر برنامه هاي پشت پرده داره که خدا ميدونه(البته اکثر حکومتها اين موارد سکرت رو دارن ولي حکومت ايران زده رو دست همه)//ببين به خودشونم رحم نمي کنن(به فول اين اقا فالگوش وايسادن براي زير اب زدن)
مارس 8th, 2008 at 2:06 ب.ظ
یه مشت عوضی جمع شدن تو این مملکت برای مردم تصمیم میگیرند به جای مردم و از دهن مردم به دروغ میگن که مردم به انقلاب و نظام پایبندند به اسم مردم گندکاریشونو تموم میکنند و بعد هم روش سرپوش میذارن و خلاصه تا دلتون بخواد فقط دروغ میگن و به ملت خیانت میکنند بعد هم به قول یکی از دوستان وقتی دوباره پست و مقام میگیرن تازه یادشون می افته که بر علیه نظام نباید حرف بزنند که مبادا دوباره صندلی قدرتو از دست بدن نه اینها آدمند نه اونائی که بهشو رای میدن برای خودم به عنوان یک ایرانی واقعا متاسفم که تو مملکت استبدادی و دیکتاتوری از نوع تندرو انقلابی زندگی می کنم
مارس 8th, 2008 at 2:57 ب.ظ
این قانون روزگاره – از اول این انقلاب [...] تاکنون کل مسوولین رده اول از یک مجموعه بسته تجاوز نمی کنه – همشون مدعی اند یه گروه نمی ذاره کار کنند – همه وعده آینده می دند – در طول تاریخ تاکنون هیچ حکومتی به اندازه این انقلاب یک دست نبوده – به طور مطلق عنان اختیار ملت دستشونه – سرمایه های عظیم مالی و انسانی رو دراختیار دارند -باز هم [...] وعده آینده رو میدند.راست گفتند:
از ماست که بر ماست!
مارس 8th, 2008 at 3:19 ب.ظ
درود بر آقاي اعلمي
مارس 8th, 2008 at 3:42 ب.ظ
دوستان اينها همشون سروته 1 كرباسن
مارس 8th, 2008 at 4:07 ب.ظ
اين مملكت با سياستهاي اصلاح طلبانه ميتواند در دنيا از انزواي خود ساخته خارج شده و با دنيا به تفاهم سازنده برسد تا به اميد خدا بتواند پيشرفت كند. پس بايد سياستهاي اصلاح طلبانه تداوم داشته باشد. درود بر اقاي اعلمي.
مارس 8th, 2008 at 4:16 ب.ظ
رحیم عزیز شاخ کرگدن اقتدارگرا با قیچی سلمانی اصلاح طلب
اصلاح نمیشه
مارس 8th, 2008 at 4:53 ب.ظ
آقایان از اینکه در هر حکومتی افرادی هستند که میتوانند خوب باشد نباید غافل بود و نباید همه را با یک چوب راند. البته قاضی مردمند و هیچ فردی به تنهایی نمیتواند راجع به خوبی و بدی کسی نظر قطعی بدهد. اما در ارتباط با انتخابات ، همه آنهایی که آزاد اندیشند میدانند که نام انتخابات برامده از آزادی است. در مملکتی که 12 نفر عقل خود را بالاتر از 70 میلیون می دانند و برای آنها تصمیم می گیرند، فقط خیمه شب بازی نامی است که بر این حرکت میتوان نهاد و مطمئنم که شما هم مثل من آنرا بازی قدرت میدانید و بس.
هست از پس پرده رازهای بسیار چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
به امید روزی که همه آزادانه پای صندوقهای رای برویم و نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنیم
جوانان ایران، آینده از آن ماست پس همین حالا برای آن بکوشیم
مارس 8th, 2008 at 4:57 ب.ظ
آقای اعلمی
اگه این سایت رو دیدی که امیدوارم ببینی ، برات خیلی متاسفم که از یه همچین آشغالهایی پیروی می کنی و ریسمان اونها رو به گردن آویخته ای . تو هم مثل همونها راه پدرسوختگی رو پیدا کردی و دنبال جیب خودتی. ما جوونا دیگه گول امسال شما دزدا رو نمی خوریم و منتظر روزی هستیم که دستمون به شما ها برسه و وای به اون روز.
مارس 8th, 2008 at 4:59 ب.ظ
همه اونهایی که با ما هم عقیده هستند نام خود را فرزند پاک ایران (شماره ) بگذارند
ضمنا صدای اعتراض ما به این حکومت غیر مردمی
در چهارشنبه سوری امسال با
پرصداترین نارنجک ها در میادین اصلی تهران
مارس 8th, 2008 at 8:11 ب.ظ
درود بر ابر مرد عدالتگري كه قرباني گفتن حقيقت و مصلحت شد. اعلمي نامت تا ابد زنده ميماند . از تو چيزي جز نطق هاي بيان حقيقت پيدا نكردند اين باعث افتخار است. اعلمي ميزان راي ملت است و تو در قلب ملت جا داري . من از كوير ايران بر تو درود ميفرستم.
مارس 8th, 2008 at 8:35 ب.ظ
ما دیگه نمی خوایم هیچ کدام از شما به هر اسم و هر سمتی حق و حقوق مردم ایران را بخورید و پایمال کنید به امید روزی که صدای مردم ایران بلندتر از هر نارنجکی به صدا در اید .
مارس 8th, 2008 at 9:09 ب.ظ
اين آقاياني كه ليچار و مزخرفات بار كرده و به اعلمي توهين كرده اند يا اعلمي را نمي شناسند و يا خيلي احمق هستند. اعلمي پاكترين و شجاعترين و مردمي ترين نماينده مجلس بود.
مارس 8th, 2008 at 11:08 ب.ظ
ببینید :
متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به ” اسلام ” و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم،
یکی از مشکلات حکومت اسلامی همینه . که بعضی از دوستان میگن حکومت اسلامی خوبه .
حکومت اسلامی یعنی تا شما حرفی بزنی و کاری کنی ، فورا از راه اسلام وارد میشن و شما هم نمیتونی از حکومت خودت اعتراضی کنی . چون میشی مخالف اسلام .
من نمیگم اسلام بد .
ولی اسلام در کنار حکومت تبدیل به یک دیو سیاه و خوتخوار میشه .
مارس 9th, 2008 at 12:14 ق.ظ
گل بگيرند در مملكتي رو كه سرانش فاسدند و براي حفظ مصلحت همين مملكت بايد سكوت اختيار كرد
مارس 9th, 2008 at 12:58 ق.ظ
قضیه نون به هم قرض دادن رو شنیدید
این همونه
مارس 9th, 2008 at 1:49 ق.ظ
همه به فکر خودشونن !
اینم این هارو گفته که از الان راس جمع کنه …
تر و خشک باید با هم بسوزن ..
رای ندید …
به هیچ کس …
هرکی می خواد باشه …
مارس 9th, 2008 at 9:16 ق.ظ
آذربایجان اوغلی . سن اوز وظیفه وی دوز گوردون . بیز سن افتخار الیروخ
مارس 9th, 2008 at 9:17 ق.ظ
فعلا در مملکت ما دین وسیله ای است برای برچسب زدن به روشنفکران و دگر اندیشان و با این وضعیت نمایندگانی چون اعلمی و پیرموذن به خاطر افکار باز و مخالف تحجرگرائی باید در خط اول نظام نباشند تا خطری این نظام را تهدید نکند ، نظامی که در ابتدا پیام آور آزادی برای مردم بود و پس از گذشت حدود 30 سال اینک ازمسیر خود خارج شده وبه سوی تحجر در حرکت است .
مارس 9th, 2008 at 9:56 ق.ظ
یه چیزه جالب بشنوید. حجت الاسلام ربانی هم که دوره فبل نماینده شیراز بود این سری رد صلاحیت شده اونم به دلیل عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام. می دونید چرا؟ چون چندین بار انتقاد شدید از احمدی نژاد کرده بود. توی کشور ما اسلام یعنی احمدی نژاد. هر کی با اون مخالف باشه میگن با اسلام مخالفه. وگرنه این یکی که دیگه آخوند بود.
مارس 9th, 2008 at 10:13 ق.ظ
آقاي اعلمي اگه هوادار نظام نبود كه در مجلس هفتم انتخاب نميشد حالا هم براي جلب نظر مردم نطق هايي را ابراز فرمودند.
مارس 9th, 2008 at 12:43 ب.ظ
تا کی باید نظر من در انتظار نظارت مدیر سایت باشه؟ بابا جان واقعیته. یه تحقیق کوچولو کنید متوجه می شید.
مارس 9th, 2008 at 12:47 ب.ظ
متأسفانه روحانيان كشور مدت هاست كه فرصت كافي براي تزكيه نفس نداشته اند و همه اش گرفتار رتق و فتق امور سياسي بوده اند . بهتر است مدتي به تفحص و تدبر در قرآن بپردازند . شايد به همين علت است كه بعضي معتقدند دين از سياست جداست .
مارس 9th, 2008 at 1:18 ب.ظ
اتفاقا راي رو بايد داد.شما راي نديد كلي آدم ديگه هست كه بر اساس وضيفه شرعيشون! راي ميدن و معلوم هم هست به كي راي ميدن.اونوقت دوباره شما ها كه راي نداديد ميان اينجا و نطق ميكنيد چه وضع مملكته! بين بد و بدتر آدم بد رو انتخاب ميكنه نه اينكه بذاره بدتره انتخاب بشه
مارس 9th, 2008 at 1:43 ب.ظ
آقا احسان حق با شماست ولی نه توی مملکتی که به راحتی تقلب می شه و کسی که مد نظر خودشونه میره مجلس. مگه انتخابات ریاست جمهوری رو یادتون رفته؟ همه می دونن که کروبی توی دور اول بیشتر از احمدی نژاد رای آورد ولی در نهایت چی شد؟ الان هم خیالتون راحت باشه از حالا معلومه کیا میرن مجلس. پس رای دادن ما هیچ تاثیری نداره از اون طرف رای ندادن باعث می شه که حداقل زنگ خطر براشون به صدا در بیاد. هرچند که آمار و ارقام غیر واقعی بدن.
مارس 9th, 2008 at 2:00 ب.ظ
نگين خانم : كروبي خودش مقصر بود چون يك نيم ساعت خوابيد بايد دندون رو جيگر مي گذاشت و نمي خوابيد اگه فكر مي كني تقلبي شده كه نشده بود
مارس 9th, 2008 at 3:04 ب.ظ
نگين خانوم به قول شما تقلب اين قدر راحته ديگه چه برسه به امار غلط منتشر كردن( از اين امارها كم نداريم مثلا طرح برخورد با بد حجابي كه 90 درصد موافق داشت!!).نميگم تقلب نيست اما راي ماها تاثيرش رو كم ميكنه.مثل شوراي شهر تهران كه خواهر احمدي نژاد ( با تقلب به زور 13ام شد).اگه خيليها اونجا هم راي نمدادن يهو بعيد نبود اول بشه.
مارس 9th, 2008 at 3:41 ب.ظ
تاريخ ايران نماينده مقتدر،مردمي،شجاع و آزاده مانند اعلمي نديده و نخواهد ديد. نام او ماندگار شد.اين جوجه كاربر هم كه بنام فرزند پاك ايران نظر مي نويسد، فرزند ناپاك و ناخلف ايران است و بس!
مارس 9th, 2008 at 7:56 ب.ظ
فقط خدا به فریاد این مردم برسه
مارس 9th, 2008 at 8:02 ب.ظ
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
مبارزه برای آزادی تا آخرین نفس برای سربلندی ایران و ایرانی
درود بر اعلمی
مارس 10th, 2008 at 1:23 ق.ظ
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران ،صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک گر بدام افتد تحمل بایدش
بچه ها صبر ، توکل ، انتظار ، به خود آمدن و بدانید که خدا گفته ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهیم مگر خودشان مسبب آن باشند . به امید ایرانی آباد و آزاد .
مارس 10th, 2008 at 8:35 ق.ظ
آقا احسان آخه به کی رای بدیم وقتی کسایی که مد نظر ما بودن رد صلاحیت شدن؟ در واقع توی شیراز که ماهستیم اصلاح طلبا که لیست ندادن چون کسی از اونا تایید صلاحیت نشده. یه تعداد زیادی کاندیدای مستقل هست. چندتایی هم طرفدار احمدی نژاد. از کروبی و ائتلافشم خوشم نمی یاد حقیقتش.
مارس 10th, 2008 at 12:40 ب.ظ
زنده باد اعلمی شیر مرد اذربایجان از طرف مدافعان اکبر اعلمی
*****************(اذربایجان)*******************
مارس 10th, 2008 at 12:41 ب.ظ
زنده باد اعلمی شیر مرد اذربایجان از طرف مدافعان اکبر اعلمی
*****************(اذربایجان)*******************
مارس 10th, 2008 at 12:51 ب.ظ
یاشاسین آذربایجانین غیرتدی نمایندسی یاشاسین
مارس 10th, 2008 at 6:01 ب.ظ
من از هيچ كدوم اينا خوشم نمياد اما به اوني راي ميدم كه بياد و ترمز احمدي نژاد رو بكشه نه مثل مجلس قبلي فقط پاچه خواري كنه.
مارس 10th, 2008 at 8:23 ب.ظ
سلام ؛ اعلمي صراحت لهجه دارد قبول ولي آلت دست يه عده سرمايه دار شده است و در عين حال بخاطر حساسيت جامعه شعار مبارزه با سرمايه داري رو لق لقه زبان كرده است و چند سال است كه دور و برش را عده اي تجزيه طلب با پوشش هاي مختلف گرفته اند تا بتونه نقش چهره گاني رو بازي كنه ولي اعلمي اونهارا دست انداخته و يه كلك خوبي براي اونها زده است چون خوب مي دونه چگونه چهره عوض كنه و چرا دوستداران كروبي دور و بر او مي پلكند فعلا نامعلوم است.
عزت زياد
مارس 10th, 2008 at 10:00 ب.ظ
این مردک رو باید اعدام کرد جلوتر از همه اونهای دیگه … حالا یادش افتاده تو مملکت چه خبره …. یه چیز بی ربط دیگه … کسی که کاندید شده تو این دوره برای نمایندگی … ارزش رای دادن نداره … سه نقطه است هر کی رای بده
مارس 11th, 2008 at 9:47 ق.ظ
وب سایت اعلمی آپ شد:
اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که…
چنانکه در یادداشت پیشین اشاره شد، علت رد صلاحیت اینجانب از سوی شورای نگهبان معطوف به نطق ها ، مذاکرات و سخنرانی هایی است که در همه آنها نوک انتقاداتم متوجه برخی از عملکردهای صاحبان قدرت بوده است! در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست :در اصل 67 قانون اساسی آمده است، ” نمايندگان بايد در نخستين جلسه مجلس به ترتيب زير سوگند ياد كنند و متن قسم نامه را امضا نمايند: بسم الله الرحمن الرحيم “من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد مي كنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مي نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.” از طرفی می گویند که مجلس خانه ملت و در راس امور است و همیشه هم از مدرس به عنوان الگوی نمایندگی یاد می شود. بدیهی است که مجلس زمانی می تواند خانه واقعی ملت و حافظ حقوق آنان بوده و در نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی ها در راس امور واقع شود که سند مالکیت این نهاد، بصورت شش دانگ بنام ملت ثبت شده و آنها بتوانند خانه خود را آزادانه و با خاطری آسوده به نمایندگانی واگذار نمایند که امانتداربوده و قادر به عملی کردن مفاد سوگند نامه مذکور و صیانت از حرمت خانه ملت باشند. قهرا لازمه امانتداری ، حفظ حرمت خانه ملت ، دفاع از قانون اساسی و عمل به مفاد سوگند نامه و پاسداری از حقوق ملت و آزادی و تامین مصالح آنها ، در گرو برخورداری از امکان مواخذه هیات حاکمه برای مطالبه حقوق مردم می باشد، لذا نظام پارلمانی و انتخاباتی باید به گونه ای مهندسی و اجراء شود که ضمن مسدود کردن مجاری ورود نامحرمان و افراد زبون و جبون و مداحان صاحبان قدرت ، زمینه ورود افراد مدرس گونه به مجلس هموار شود.آنچه مسلم است مدرس اهل تملق گویی و مداهنه گوئی نبود و بدلیل برخورداری از سلامت اخلاقی و مالی و دارا بودن صفاتی نظیر شجاعت و صراحت لهجه از سایر نمایندگان ممتاز می گشت.براین اساس در سال 1378 پس از آنکه با بی سابقه ترین رای مردم حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو به مجلس راه یافتم ،پیمان نامه ای را منتشر و در پیشگاه مردم متعهد شدم که همه تلاش خود را صرف خدمت به آنان و دفاع از حقوقشان کرده و نام آذربایجان را همچنان در تاریخ ایران زنده نگاه دارم. لاجرم دندان طمع را کشیده و در طول هشت سال نمایندگی خود بجای عشق بازی با هیات حاکمه و دلدادگی در برابر امتیازات و مزایای بالقوه و بالفعل نمایندگی، تنها با توکل به خدا و پشت پا زدن به همه هواهای نفسانی و تمنیات مادی و انسانی خود و خویشاوندانم و بجان خریدن همه سختی ها و نامردمی ها ، اهانت ها و تهمت ها و تحمل شماتت دوستان و نزدیکانی که مانند دیگران انتظار داشتند تا از توصیه ها و حداقل حمایت های بنده در پیشرفت امور و یا رفع مشکلاتشان بهره مند شوند و نشدند،سرسپرده عمل به مفاد پیمان نامه و سوگند نامه های مذکور شدم ، لیکن این کارنامه با ذائقه شورای نگهبان سازگار نبود و مردود اعلام گردید! اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که ” اعلمی از نمایندگان شجاعی است که کوچکترین مشکل مالی و اخلاقی در پرونده اش نیست، از موقعیت خوبی هم در نزد مردم برخوردار بوده و افراد زیادی می گویند که زندگی سالمی دارد، البته تندی هائی هم دارد که آنهم ناشی از شاخص هایی است که به آن عمل می کند”.*
کروبی می گفت پس از ترک اولین جلسه دیدار با مقام رهبری ،آقای حجازی از اعضای موثر دفتر ایشان هم همان سخنان آیت الله خامنه ای را تکرار کرده و اضافه کرد که” از اعلمی خیلی ها تعریف می کنند و تا کنون کوچکترین مطلبی در مورد ضعف مالی و اخلاقی وی به این دفتر منعکس نشده است و بسیاری از شخصیت های چپ و راست با دفتر تماس گرفته و از رد صلاحیت او اظهار ناراحتی و نارضایتی کرده اند”!*کروبی در ادامه افزود که نتایج دیدارم را با چند تن از فقهای شورای نگهبان در میان گذاشتم و به آنها گفتم که نظر مقام رهبری در مورد اعلمی اینچنین بوده است،اما آنها وقعی به آن ننهادند!اکنون چند پرسش مطرح می شود:
1- نظر به اینکه یکی از اتهامات بنده عدم ابراز وفاداری به اصل ولایت فقیه است و قهرا اعضای شورای نگهبان خود را تابع ولایت مطلقه فقیه می دانند! باید به این پرسش پاسخ دهند که با وجود آگاهی از نظرات مقام رهبری چرا بر تصمیمات غیر قانونی و غیر منصفانه خود مبنی بر متهم کردن بنده به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و قانون اساسی اصرار می ورزند!؟و اساسا اگر نظر مقام رهبری در این حد برای شورای نگهبان مهم و مطاع نیست، شاخص شورای نگهبان برای تائید صلاحیت داوطلبان نمایندگی چیست و چه کسانی با کدام انگیزه در مقام حذف نمایندگانی هستند که از حیث مسائل مالي و اخلاقی کوچکترین ضعفی ندارند!؟ در اين صورت آيا اين شائبه ايجاد نخواهد شد که در قاموس بعضی از این آقایان انجام وظایف نمایندگی به شرحی که بیان گرديد ،معادل با عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی به شمار می آید!؟
2- اگر افرادی که از حیث مالی و اخلاقی پاکند و دارای پایگاه مردمی نیز هستند اما بدلیل بیان مواضع خود آنهم در انتقاد مشفقانه از عملکرد هیات حاکمه و دفاع از حقوق ملت فاقد صلاحیت ورود به مجلس مي باشند ،پس چه کسانی صلاحیت ورود به خانه ملت با مختصات اشاره شده را دارا هستند آنهم در شرايطي كه جمع قابل توجهي از نمايندگان و افراد مساله دار ،از سوي هيات هاي اجرائي و نظارت و شوراي نگهبان تائيد شده و صالح محسوب مي شوند!؟ اگر شرط دریافت “ویزای” ورود به مجلس ،مداهنه گوئی حاکمیت و صاحبان قدرت و اجتناب از انتقاد و دفاع از حقوق ملت است ،از اینرو چه ضرورتی دارد که مردم در انتخاباتی شرکت کنند که حاصلش ورود نمایندگان مداحي است که حق دفاع از مردم از آنان سلب گشته و در اظهار نظر باید تابع تشخیص و تمایلات و تمنیات بخشی از هیات حاکمه در شورای نگهبان و قدرت های در سایه باشند،در اینصورت آیا بهتر نیست که درب مجلس را ببندیم و هزینه اضافه بر بیت المال تحمیل نکنیم و بدینوسیله با مسدود كردن يكي از شاهراههای گرایش به تولید فساد ، مجامله گویی را نيز کماکان به رسانه به ظاهر ملی واگذار کنیم!؟ تردیدی ندارم که تنها گناه بنده و برخی از کسانی که به اتهام عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی مشمول بندهای 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات گشته و صلاحیتشان رد شده است ،عشق بازی نکردن با بعضی از اعضای هیات حاکمه و دل در گرو مردم دادن و دفاع بی پروا از حقوق آنان و خصوصا آندسته از کسانی می باشد که دستشان از همه جا کوتاه بوده است .لذا از این جهت بخاطر حداکثر کوششی که در انجام وظایف نمایندگی و اجرای بند بند مفاد سوگند نامه مذکور به عمل آورده ام و موافق و مخالف نیز اقرار می کنند که در طول دوران نمایندگی خود کمترین سوء استفاده مالی و اخلاقی نکرده و کوچکترین نقطه ضعفی از خود بر جای نگذاشته ام، در نزد وجدان خود آسوده ام و امیدوارم که در نزد خداوند و ملت شریف ایران نیز رو سفید شده باشم :
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
*این قسمت ها نقل به مضمون و از قول آقای کروبی و با توصیه وی ذکر شده است.
مارس 11th, 2008 at 7:44 ب.ظ
وقتی که اعلمی زنگنه رو بخاطر قاچاق نفت ما ایرانیان به عربها توی مجلس روسواش میکونه کدوم یک از این دوستان که به اعلمی تهمت میزنن فهمید که 80 ضربه شلاق به اعلمی زدن؟
———————————
سردبیر : این خبر دروغه .
مارس 12th, 2008 at 2:16 ق.ظ
درود و سلام بر بزرگ مرد آذربایجان
مارس 12th, 2008 at 1:39 ب.ظ
اقای سردبیر cdهای تبلیغاتی برای مجلس هفتم اعلمی رو حتما تهیه کنید.
مارس 12th, 2008 at 6:02 ب.ظ
آقا احسان همچین کسی رو تو این نامزدهای مجلس پیدا نخواهی کرد.
مارس 12th, 2008 at 8:24 ب.ظ
اعلمی عزیز بهتر است رد است رد صلاحیت خود را در محالفت با بزغاله ای چون شبستری بدانی البته مطمئن باش مردم تبریز تورا را از یاد نبردند وبه احترام تو رای نحواهند داد
مارس 13th, 2008 at 4:36 ب.ظ
سايين بي اعلمي جنابلاري
سن بيزيم اول و اخر نماينده ميز سن. سني ردصلاحيت اليينلرين باشينا چوخ ايشلر گله جك.
آوریل 1st, 2008 at 7:13 ب.ظ
زنده باد غیور مردان آذربایجان
آقای پیرموذن واعلمی یاشیوز
همین افراد هستند که می خوان این مملکت رو درست کنن ولی چون منافع افرادی تو خطرند اونا رو پس می زنند
می 21st, 2008 at 12:56 ب.ظ
من يه خاتمی چیم حالا هرچی می خوان بگن اصلا خاتمی بد، خاتمی دزد، خاتمی گاو، …. من يه خاتمی چی هستم چون پول می گیرم واسه خاتمی سنگ به سینه بزنم.
می 26th, 2008 at 10:59 ق.ظ
به به آقاي سنايي شماهم.حيف آدم انقدر روراست باشه.چون پول مي گيري خاتمي چي هستي . واي به حال خاتمي يا هرکس ديگه اي که تو اين مملک حالا فرقي نمي کنه همه جاي دنيا، چون کلاً نه ميز وفا مي کنه نه آدم بوالهوس.به کسي از زير دستاش اعتماد کنه. شما هم که به خاطر پول .؟؟؟/
ژوئن 11th, 2008 at 1:49 ق.ظ
سگ برینه تو کله همه کسانی که اعلمی را نشناخته و بی جهت پاچه او را می گیرند. آخه جوجه تیغی ها اونزمان که تو بغل مامانتون شیر می خوردید این قهرمان ملی سنگ امثال تو را به سینه می زد و حداقل 30 سال از جوانی خود را برای آشغال هائیمثل شما فدا کرده است و حالا شما بجای قدرشناسی نمک می خورید و نمکدان می شکنید و او را هم با یک چوب می رونید!؟لااقل نطق ها و مصاحبه های چندین و چند ساله او را بخوانید بعد زرت و پرت کنید.
مارس 11th, 2009 at 4:19 ق.ظ
سلام بر خاتمي
مارس 11th, 2009 at 4:28 ق.ظ
نه استكان نه قوري***************فقط ناطق نوري
مارس 11th, 2009 at 11:53 ق.ظ
سلام بر احمدی نژاد