مردي خود و سه فرزندش را به آتش کشيد
هفت تیر 7tir.com : مردي که پس از فوت برادرش دچار مشکلات روحي – رواني شده بود بعد از قتل سه فرزندش خودسوزي کرد.
اجساد اين چهار قرباني پس از آن کشف شد که آتش نشانان شهر مرند با اطلاع اهالي يک خيابان به سرعت عازم آنجا شدند و به مهار شعله هاي حريق که يک منزل مسکوني را در بر گرفته بود پرداختند. با بيرون کشيده شدن جنازه هاي سوخته از اين خانه بازپرس ويژه قتل مرند تحقيقات خود را آغاز کرد و ضمن صدور دستور انتقال پيکرهاي بي جان شهرام 17 ساله، فرزانه 14 ساله، علي 10 ساله و پدر خانواده به نام حسن به پزشکي قانوني از پليس خواست به تحقيق درباره علت اين واقعه بپردازد.
در حالي که تحقيقات از عمدي بودن آتش سوزي حکايت داشت، ماموران متوجه شدند حسن چندي قبل با شکايت همسر 37 ساله اش به نام زهرا به کلانتري 15 احضار و موظف به مراجعه نزد روانپزشک شده بود. زهرا که از مرگ فرزندانش شوکه شده بود و نمي توانست به خوبي صحبت کند، در تشريح ماجرا گفت؛ برادر شوهرم در اهواز کار مي کرد و چندي قبل در پي يک آتش سوزي فوت شد. پس از آن بود که مشکلات روحي – رواني گريبان حسن را گرفت. او تبديل به مردي بداخلاق و عصبي شد که مرتب مرا به باد کتک مي گرفت و حتي به بچه هايم هم رحم نمي کرد و به جان آنها نيز مي افتاد. حسن چند بار با چاقو دست فرزندانم را بريد و ما را تهديد به قتل مي کرد.
زن جوان ادامه داد؛ پس از مدتي شوهرم گرفتار مشروبات الکلي شد و چنان در اين گرداب فرو رفت که زندگي مان فرو پاشيد. او بيکار و مجبور بود براي خريد مشروب اسباب و اثاثيه منزلمان را بفروشد. من ديگر نمي توانستم اين شرايط را تحمل کنم به همين خاطر يک روز تلفني با مشاور کلانتري 15 صحبت کردم و به دعوت وي به آنجا رفتم و داستان زندگي ام را شرح دادم. پس از آن حسن به کلانتري احضار و بعد از اينکه ابتلايش به بيماري رواني مسجل شد مشاور کلانتري از من خواست فرزندانم را به خانه پدرم ببرم و از سويي حسن نيز موظف به مراجعه نزد روانپزشک شد.
زهرا افزود؛ چند ماه از اين ماجرا گذشت و من و سه فرزندم همچنان با حسن زندگي مي کرديم و او نيز تحت درمان قرار داشت. من بسيار اميدوار بودم که بيماري شوهرم بهبود يابد و مشکلات هرچه سريع تر برطرف شود اما بار ديگر اختلافات ما به اوج رسيد و من خانه را به حالت قهر ترک کردم و نمي دانم روز حادثه چه اتفاقي رخ داد.
ماموران در ادامه تحقيقات به بازجويي از همسايه ها پرداختند و متوجه شدند روز حادثه علي و فرزانه با فرار از خانه شان سراسيمه به کوچه دويده و از همسايه ها تقاضاي کمک کرده بودند اما پيش از آنکه آنها براي نجات آن دو کاري انجام دهند حسن فرزندانش را به زور به منزل بازگرداند و خانه را به آتش کشيد.
پس از جمع آوري شواهد و سرنخ هاي اوليه کارآگاهان به بازسازي صحنه جنايت پرداختند. طبق اطلاعات موجود هنگام حادثه به اين دليل که شهرام- پسر 17 ساله- هميشه در آشپزخانه مي خوابيد حسن ابتدا به آنجا رفت و پس از ريختن بنزين در آشپزخانه و قفل کردن در آن از روزنه در کبريت روشن را به داخل انداخت و فرزند بزرگش را به کام شعله هاي آتش فرستاد.
در اين هنگام دو کودک 14 و 10 ساله هراسان از خانه بيرون دويدند و پدرشان که متوجه فرار آنها شده بود دوان دوان به تعقيب شان رفت و هر دو را به زور به داخل منزل بازگرداند اما فرزانه و علي بار ديگر از دست پدر گريختند و اين بار به يکي از اتاق ها رفتند و در را از داخل قفل کردند. حسن که در آن لحظات تحت تاثير مشروبات الکلي قرار داشت اين بار براي کشتن دو کودکش شيشه بالاي چارچوب در اتاق را شکست و از همانجا مقداري بنزين به داخل اتاق ريخت و دوباره کبريت کشيد. در همان شرايط که دو کودک در شعله هاي آتش مي سوختند مرد جوان نيز که آغشته به مايع سوختني شده بود طعمه حريق شد و لحظاتي بعد جان باخت.بنابر اين گزارش پس از روشن شدن ابهام اين جنايت فجيع پرونده مختومه اعلام شد.
.
آتش – مرد – مرند- کودک – فرزند – خودسوزی – قتل – آتش سوزی
مارس 5th, 2008 at 8:38 ق.ظ
خدا از سرشون نگذره كه مردم و رواني كردن عامل اصلي اين جنايت نيز فقر است اگر از نظر مادي تامين بودند مطمئن باشيد كه خانواده متلاشي نمي شد خيلي از افراد برادرشون و از دست ميدهند خيلي از افراد اسير اعتياد و مشروبات الكلي هستند ولي دست به اين اقدام ها نميزنند ولي تنها خانواده هايي از هم پاشيده مي شود كه مشكل مادي پيدا كرده اند
مارس 5th, 2008 at 9:46 ق.ظ
منم با اين كار موافق نيستم ولي وقتي ميبينم بدهكارم روزي صد بار بفكر خودكشي ميفتم تمام راههارو بسته ديدم نمي تونم برم زندان
مارس 5th, 2008 at 9:53 ق.ظ
چرا اين همه افسردگي چرا اين همه جرم و جنايت ما كي بوديم كي هستيم داريم به كجا ميرسيم
مارس 5th, 2008 at 12:12 ب.ظ
يه روز يه نفر بهم گفت: تحت هيچ شرايطي و هرگز رختخوابتو از همسرت چدا نكن. اينو به همه دوستان ميگم خيلي از مسائل زن و شوهري تو رختخواب حل ميشه و صميميت ها بر ميگرده. خيلي از مسائل رواني حل ميشه. اگه زنه خونه رو ترك نميكرد هرگز اين اتفاق نميافتاد. البته اين فقط يه نظر شخصيه
مارس 5th, 2008 at 1:02 ب.ظ
شما دقت کنید مردم چقدر همنوع دوستن!!! با وجود اینکه 2 تا بچه توی کوچه دویدن و کمک خواستن هیچ کس کمکشون نکرده. واقعا متاسفم.
مارس 5th, 2008 at 1:23 ب.ظ
به نام استاد قميشي
بارون و دوست دارم هنوز چون و رو يادم مياره حس ميكنم پيش مني وقتي كه بارون ميباره
ميفهمي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مارس 5th, 2008 at 3:13 ب.ظ
کاش ما ایرانیها هم مثل خیلی از ملل دیگرمرگ نزدیکان خود راحت قبول می کردیم وفراموش
کاش کلانتری 15 هم کارش را درست انجام داده بود وفرد را به دادگاه یا روانپزشک معرفی می کرد
خدیا به توپناه می برم از جهل ونادانی خود ودیگران….
مارس 5th, 2008 at 4:48 ب.ظ
چون ره از آغاز شب آغاز گشت
لاجرم راهم همه در شب گذشت
مارس 5th, 2008 at 5:04 ب.ظ
الفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاتحه..یادتون نره
مارس 5th, 2008 at 5:44 ب.ظ
امید جان انگاری خیلی بدهی داریا برات نگران شدم تو آتشسوزی بپا نکنیا آفرین پسر خوب
مارس 5th, 2008 at 10:59 ب.ظ
مردای ایران همشون یه تختشون کمه
مارس 5th, 2008 at 11:09 ب.ظ
وای بر من که دیوانه بودم
وای بر من که من کشتم او را
وه که با او چه بیگانه بودم
او به من دل سپرد و به جز رنج
کی شد از عشق من حاصل او
با غروری که چشم مرا بست
من به او رنج و اندوه دادم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من خدایا خدایا
من به آغوش گورش کشاندم
در سکوت لبم ناله پیچید
شعله شمع مستانه لرزید
چشم من از دل تیرگی ها
قطره اشکی در آن چشمها دید
همچو طفلی پشیمان دویدم
تا که در پایش افتم به خواری
تا بگویم که دیوانه بودم
می توانی به من رحمت آری
دامنم شمع را سرنگون کرد
چشم ها در سیاهی فرو رفت
ناله کردم مرو ‚ صبر کن ‚ صبر
لیکن او رفت بی گفتگو رفت
وای برمن که دیوانه بودم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من که من کشتم او را
من به آغوش گورش کشاندم
مارس 6th, 2008 at 12:44 ق.ظ
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
مارس 6th, 2008 at 1:05 ق.ظ
بيچاره اون بچه هاءاز همه بد تر بيچاره مادرهء ما ايرانيها از لحاظ عاطفي کمپلت با اروپاييها فرق داريم شنيديد که ميگن ايرانيا مرده پرستنء وقتي اون مادر ميدونه شوهرش مشکل رواني داره نبايد بچه ها رو با مرد تنها بذاره
مارس 6th, 2008 at 6:48 ب.ظ
عاليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي بود يه كمي
مارس 6th, 2008 at 6:51 ب.ظ
عشق من فرزانه دوستت دارم عاشقتم از طرف سودي
مارس 6th, 2008 at 10:25 ب.ظ
خدایا به ما چگونه زیستن را بیاموز که چگونه مردن را خواهیم اموخت.
مارس 7th, 2008 at 11:33 ق.ظ
چه سرنوشت اسفناکی…
مارس 7th, 2008 at 12:32 ب.ظ
یارب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم، خوارش کنم زارش کنم
از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری، گیرم ز دست دلبری
از رشک، آزارش دهم، وزغصه بیمارش کنم
بندی بپایش افکنم، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر، کالای بازارش کنم
گوید مَیفزا قهر خود، گویم بکاهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه یی، چابک تر از پروانه یی
رقصم بر ِ بیگانه یی، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من، فارغ شد از سودای من
منزل کنم در کوی او، باشد که دیدارش کنم
گیسوی خود افشان کنم، جادوی خود گریان کنم
با گونه گون سوگند ها، بار دگر یارش کنم
چون یار شد بار دگر، کوشم به آزار دگر
تا این دل دیوانه را، راضی ز آزارش کنم.
مارس 7th, 2008 at 11:01 ب.ظ
آخر همه مردم ايران همين هست از زور بدبختي همديگر را آتش ميزنيم.
مارس 8th, 2008 at 12:18 ق.ظ
سام ایول تو دست حافظو از پشت بستیءسعدی از اون دنیا بهت افتخار میکنه
مارس 8th, 2008 at 1:47 ق.ظ
خب پیش میاد.حتما به آخر خط رسیده بود که اینکارو کرده.متاسفم…
مارس 8th, 2008 at 2:00 ق.ظ
مردم ایران از فرط فقر و بد بختی مثل این فرد خود کشی دسته جمعی می کنند انو قت احمدی نژاد دوتا دوتا وام به عراق سریلانکا … میدهد وحا ضر نیست جواب این همه نا بسا مانیها ی مردم ا یران را بدهد چراغی که به خا نه رواست به مسجد حرام است چرا احمدینژاد به سرمایه گذاری در کشور خودمان اقدام نمی کند و دم از مردم داری میزند اگر در ایران اشتغال زایی میشد بهتر نبود تا اینکه 50000 هزار تومان در سفرها یش به {صاحبان نامه ها دادن} . متا سفانه ما مردم ایران خیلی خوش باوریم و احساساتی و دولتمردان هم با سو استفاده از این ضعف ما حکومت می کنند و نظر یا ت خو دشان را پیش می ب رند .خدا اخر عاقبتمان را ختم به خیر کند.
مارس 10th, 2008 at 12:29 ب.ظ
آخي خيلي وحشتناك بود طفلكي بچه هايي كه اينجوري سوختن ومردن . يه انگشتمون با گاز يا بخار ميسوزه چيكار ميكنيم اين طفلكيا كه سوختن ومردن الهي بميييييييييييييييييييييييييييييرم واسه شون
سام عزيز خيلي شعرت قشنگ بود
اي بر پ
مارس 10th, 2008 at 12:30 ب.ظ
اي بر پدر اوني كه مردم رو به اين روز درآورد لعنت
خدا كنه كه اين جمعه بيايي مهدي جان
مارس 11th, 2008 at 12:48 ق.ظ
بيماري صعب الاجي داشته 0000000000000000ديوانه
مارس 12th, 2008 at 3:25 ب.ظ
تورو خدا یکی اینارو ببینه….تو خبر اومده یارو واسه مرگ برادرش اینجوری شده اینا واسه خودشون نظر میدن:یکی می گه واسه فقر…
مارس 12th, 2008 at 8:28 ب.ظ
حتما خواست جهنم جلو جلو ببینه و به فرزنداش نشون بده
مارس 19th, 2008 at 2:09 ب.ظ
این که چیزی نیست یه بابایی سر4 تا بچه هاشو با کاردی که کند بوده می بره بعد سر هر کدوم رو تو به عنوان دکور تو بوفه قرار می ده!!!
مارس 19th, 2008 at 9:53 ب.ظ
ای بابا
مارس 31st, 2008 at 9:37 ق.ظ
نمیدونم علتش چیه که تا حرف از جنایت افسردگی و خودکشی می شه همه میگن فقر
بابا کدوم فقیری تا حالا خودشو کشته؟
همه میدونن بالاترین آمار خودکشی مال کشور سوئیسه که مرفه ترین و امنترین کشور دنیاست
تقریبا همشونم پولدارن
بابا فقیرا کی از این کارا میکنن
آدم از رفاهه که این کارا رو میکنه
ببخشید این جمله رو میگما اما از قدیم میگفتن طرف کاه و ینجش زیاد شده رم کرده
البته نمیخوام بگم فقر تو مشکلات عصبی بی تاثیره
ضمنا این بابا اونطوری که از متن اثتنبات میشه واسه خاطر برادرش اینطوری شده
مارس 31st, 2008 at 9:39 ق.ظ
به قول سوگند
ای بابا
مارس 31st, 2008 at 9:39 ق.ظ
حالا همه یه ای بابا بگید ببینم
آوریل 5th, 2008 at 9:17 ب.ظ
چرا همه بچه ميكشن اون از اون مامانه اينم بابا.بچه ها مواظب خودتون باشين!
آوریل 7th, 2008 at 9:55 ب.ظ
همینو بگم که خیلی بی شعور ه این ادم.