به گزارش هفت تیر ۷tir.com به نقل از وبلاگ اخبار ترکیه : در فرانسه زنی که دچار یک بیماری بسیار نادر شده و چهره اش به طرز بسیار زشتی در آمده بود از رئیس جمهور درخواست کرد او را بکشند.
درام زندگی تیره بختانه شانتال سبیره، این زن ۵۲ ساله فرانسوی که یک معلم بازنشسته است موضوع روز فرانسه شده است. بیماری ای که این زن به آن مبتلا شده است “esthesioneuroblastoma” نام دارد که به اختصار ENB نامیده می شود.
شانتال ضمن دیدار با رئیس جمهور فرانسه، سارکوزی خواستار خودکشی داوطلبانه (اتونازی) شده است. وی گفته است حتی یک حیوان هم نباید زندگی ای را که من دارم تجربه کند. وی در سال ۲۰۰۰ به این بیماری مبتلا شد و حس بویایی و چشلیی اش را از دست داد. توموری که از صورت این زن در آمده است بعدا تا چشمانش رسید و وی در ماههای گذشته بینایی چشمانش را هم از دست داد. ۰
شانتال صاحب سه فرزند است.
اتونازی یا خودکشی داوطلبانه در فرانسه همانند دیگر کشورهای اروپایی[توضیح: برخلاف کشور هلند * ] قانونی نیست. بیماری ENB یک بیماری فوق العاده نادر است و در ۲۰ سال گذشته در کل جهان تنها ۲۰۰ نفر به این بیماری وحشتناک دچار شده بودند.
اکنون در فرانسه بر سر این موضوع که آیا سارکوزی طی یک استثناء به این زن اجازه مرگ اجباری خواهد داد یا نه بحث می شود.
مطالب قبلی : زشت ترین های دنیا .
برچسبها : زشت ترین زن دنیا - زن زشت - عکس زشت ترین زن دنیا - بیماری enb - شانتال


جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۴۶ ب.ظ
به چه كسي هم گفته
بعيد نيست خود رئيس جمهور فرانسه اونوبه زني بگيره
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۵۴ ب.ظ
وای خیلی بده….من اگه بودم (خدا نکنه)خودم خودم رو میکشتم یعنی خودکشی میکردم….
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۲۶ ب.ظ
خداوند خودش كمكنش كنه
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۵۶ ب.ظ
این زن شاید خیلی بد شانس باشد ولی مرگ و زندگی یک انسان به دست خداست وخودکشی بدترین تصمیم ممکن است صورت زیبا مهم نیست سیرت زیبا مهمه
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۰۱ ب.ظ
خدا شفاش بده
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۰۵ ب.ظ
اصلا دلیلی نمیبینم که این زن خود را بکشد
تنها کسی که به خاطر خوشامد دیگران زندگی میکند تحت این بیماری ممکن است به فکر خودکشس بیفتد
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۱۲ ب.ظ
از آن روزی که دانستم سخن چیست
همه گفتند این دختر چه زشت است
کدامین مرد او را می پسندد
دریغا دختری بی سرنوشت است
خدایا بشکن این آیینه ها را
که من از دیدن آیینه سیرم
مرا روی خوشی از زندگی نیست
ولی از زنده ماندن ناگزیرم
چو در آیینه بینم روی خود را
در آید از درم غم با سپاهی
سیه روزی نصیبم کردی اما
نبخشیدی مرا چشم سیاهی
به هر جا پا نهم از شومی بخت
نگاه دلنوازی سوی من نیست
از این دلها که بخشیدی به مردم
یکی در حلقه گیسوی من نیست
مرا دل هست اما دلبری نیست
تنم دادی ولی جانم ندادی
به من حال پریشان دادی اما
سر زلف پریشانی ندادی
به هر جا ماهرویان رخ نمودند
نبردم توشه ای جز شرمساری
خزیدم گوشه ای سر در گریبان
به درگاه تو نالیدم به زاری
چو رخ پوشم ز بزم خوبرویان
همه گویند او مردم گریز است
نمی دانند زین درد گرانبار
فضای سینه من ناله خیز است
به هرجا هم گنانم حلقه بستند
نگینش دختری ناز آفرین بود
ز شرم روی نا زیبا در آن جمع
سر من لحظه ها بر آستین بود
چو مادر بیندم در خلوت غم
ز راه مهربانی می نوازد
ولی چشم غم آلودش گواه است
که در اندوه دختر می گدازد
به بام آفرینش جغد کورم
که در ویرانه هم نا آشنایم
نه آهنگی مرا تا نغمه خوانم
نه روشن دیده ای تا پر گشایم
خدایا بشکن این آیینه ها را
که من از دیدن آیینه سیرم
مرا روی خوشی از زندگی نیست
ولی از زنده ماندن ناگزیرم
خداوندا خطا گفتم ببخشای
تو بر من سینه ای بی کینه دادی
مرا همراه رویی ناخوشایند
دلی روشن تر از آیینه دادی
مرا صورت پرستان خوار دارند
ولی سیرت پرستان می ستایند
به بزم پاک جانان چون نهم پای
در دل را به رویم می گشایند
میان سیرت و صورت خدایا
دل زیبا به از رخسار زیباست
به پاس سیرت زیبا کریما
دلم بر زشتی صورت شکیباست
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۴۱ ب.ظ
مهر شاد افرینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن ممنون از شعرت کف کردم
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۰۲ ب.ظ
خواهش می کنم آقا مهدی- نظر لطف تونه
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۰۶ ب.ظ
وای خدایه من
آدم رو یاد قیامت میاندازه که ادمها به شکل واقعی و باطنی خود دیده میشوند
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۴ ب.ظ
به نظر من باید پزشکان عملش کنند و تومور رو از زیر پوستش خارج کنند …
چون کسی که تصمیم به خودکشی گرفته پس نباید براش فرق کنه که جراحی بشه یا نه
ولی خدا نصیب هیچ کس نکنه به نظر من نتیجه اعمال خود انسان در همین دنیا بر میگرده به آدم …
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۱ ب.ظ
مهرشاد خیلی قشنگ بود
من به این خانم حق میدم ,تو همین ایران خودمون اگه دختر بینیش سربالا نباشه هیچ پسری محلش نمی کنه
پسرا دنبال دخترای خوشگلن
اگه باور ندارین یه سر به مطبای جراحای پلاستیک بزنید
اونوقت این خانم وقتی تو خیابون راه بره همه ازش میترسن همه تردش میکنن
مجبور میشه خونه نشین بشه تا باعث وحشت اطرافیان نشه
nabod این ربطی به خوشامد دیگران نداره این یه پدیده ی غیرطبیعیه
ای کاش میتونستن درمانش کنن.
سردبیر لطفا از این عکسهای ناراحت کننده نذارید
چرا عکسای اسکار را نمیذارید؟؟؟؟
.
[ چون عکسهای اسکار نیمه لختیه سایت را فیلتر میکنن . ]
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۶ ب.ظ
اولا خدا شفاش بده بعدش تو همسایگی ما یه دخترس از این زشتره جالب اینه که خودشو عین خر میگیره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۰ ب.ظ
خداوند هیچ انسانی را نا امید نکنه براش خیلی متاسفم امیدوارم یه راه درمانی براش پیدا کنند
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۲ ب.ظ
بیچاره من تا دیدمش یاد حامد افتادم اونم تقریبا همین شکل هست ولی این شهامتشو داشت که اعتراف کرد که من زشتم ولی بعضی ها…….
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۷ ب.ظ
بعضی دوستان مثل اینکه اصلا متوجه نیستند. بحث زیبایی ظاهری نیست .
به نظر من واقعا غیر قابل تحمل و حق داره که بخواد بکشنش
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۸ ب.ظ
[ فارسی تایپ کنید ]
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۵ ب.ظ
واسه خودکشی هم باید اجازه گرفت!؟ از کی؟
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۷ ب.ظ
مگه همه چیز به ظاهر آدمه!!!…چه زیادن کسانی که با ظاهر زیبا باطنی کثیف و آلوده دارند.
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۱ ب.ظ
سلام
خیلی ناراحت شدم و خدا را به خاطر سلامتی که به من داده شکر کردم واقعا خیلی سخته از همه کسانی که این مطلبو میخونن خواهش میکنم عاجزانه برای سلامتی این خانوم دعا کنید
سلامت و موفق باشید
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۰ ب.ظ
مهرشاد جان.خیلی از مطلبت خوشم اومد.ممنون.یادتون باشه که صورت زیبا همیشه موندگار نیست.به زیبایی دختر یا پسر دل نبندید.این خانمم شاید قبلا زیبا بوده ولی حالا چی.مهم پاک بودن ومتین بودن آدماست.عزیزای من به چهره آدما زیاد دل نبندید…
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۲ ب.ظ
خواهش می کنم حدیث خانوم. راجع به نطرتون در صفحه “عادات…” هم ممنونم.
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۳ ق.ظ
بهترین راه برای این زن عمل است
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۱۸ ق.ظ
بازم که داری عرعر می کنی هما پاریکال این زنه هرچی باشه چشماش از چشمهای تا به تا تو قشنگتره تازه ظرافتشم از هیکل خرس تو بهتره آینه میخوای بهت بدم خودتو بهتر نگاه کنی
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۱۱ ق.ظ
من در کل با خودکشی مخالفم به هر دلیل که باشه
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۲۵ ق.ظ
یک مشت خل وچل و دیوانه و بی کار جمع شدن وراجع به چه چیز ها با هم بحث می کنند ملت ایران یعنی غیور ایران چه دختر ویا چه پسر از این خانوم بدترن ولی به خودشون نمی اورند باور ندارین توی ۲۲ بهمن به همراه یک کله گنده تو یک جعبه جادویی نشون مبدادن اگه می خواستین حتما می دیدین شب یا روز خوش
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۲۷ ق.ظ
منم از اين زندگي خسته شدم دنبال يكي هستم راحتم كنه وقتي تمام آرزوه هات از بين برن بايد فقط به مرگ فكر كرد
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۴۹ ق.ظ
مهرشاد جان تشکر.خیلی به موقع بود….
خیلی وحشتناکه از قدیم گفتن :به قدرتت نناز که به یه شب بنده وبه زیباییت نناز که به یه تب بنده….
حالا یا خود اینو میگن یا یه چیز شبیه این…
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۵۵ ق.ظ
هر چه خيره براي اين خانم اتفاق بيوفته بايد توكل به خدا داشت
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۲۵ ق.ظ
حامد جان باهات موافقم كه سيرت انسان بايد زيبا باشه ولي قبول كن كه خيلي سخته آدم زيباييش و از دست بده
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۵۷ ق.ظ
اون به جاي خود كشي ميتونه خودش رو جهت پيشرفتهاي پزشكي به دست محققين بسپره .
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۱ ق.ظ
ايران خودش را مسخره فوتبال كرده .فوتبال چه دردي از مردم دوا مي كنه. واقعا شرم داره.اين همه هزينه براي اين بازيكناي فوتبال بعد هم يه تعدادشون هر كثافت كاري كه بخواهند در ايران بكنند.حرومشون باشه
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۶ ق.ظ
(پیشنهاد میکنم وارد کنید.)
آدرس وب سایت
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۳ ق.ظ
مهرشاد جان لطف کن شعر هایی را که مینویسی با نام شاعرش بنویس . این یکی رو میدونم مال مهدی سهیلیه
ممنون
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۹ ب.ظ
خداوند بهش صبر بده انشاالله
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
خدا رحمتش کنه !
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۵ ب.ظ
خدایا شکرت که سالمم
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۴۰ ب.ظ
خدا شفاش بده هرچه زودتر
قيافش زيادم بد نيستا . آخه من اينجا مراجعه كننده هايي رو ميبينم كه اصلا دلم نمياد بهشون نگاه كنم . فقط طفلكيا درد دارن و روشون نميشه تو اجتماع باشن چون مثل ماها اونا رو ميبريم زيرسوال وازشون فرار ميكنيم . خدا نصيب هيچكي نكنه اين مرضا رو .
حديث جون موافقم ۱۰۰ درصد مهم پاك بودن سيرت آدماست نه صورت آدما
مهرشاد جان شعر قشنگي بود
ماشالات باشه تو چقدر شعر حفظي؟ هرجا رفتم يه عالمه شعر از تو بود همه هم خوب و به جا
من يكي كه بايد اعتراف كنم تو ۲بيتش هم گيرم.موفق باشيد
آرزوي سلامتي براي همه تون
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۱۵ ب.ظ
آقا مهرشاد شعرت خيلي قشنگ بود
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۱۷ ب.ظ
واقعا” روحيه شرقي بودن وانسانيت دوستان قابل تحسينه . چراكه تو يادداشتهاشون ابراز همدردي ، ايمان يه آخرت و انزجار از وحشيانه ترين اقدامات بشر يعني كشتن رو با زيباترين احساس بيان كردند . از همتون ممنونم . از اينكه با شما هم آوائي مينكم مسرور هستم .
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۳۶ ب.ظ
خدا هیچ کارش بی حکمت نیست
امیدوارم زود خوب بشه
شبیه ای تی شده تفلک
خدا سر دشمن آدم نیاره چه برسه به بقیه
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۴۳ ب.ظ
در اینجور مواقع باید به چه چیزی فکر کرد…………. سوالات زیادی از خدا دارم.اگه بذاره
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۴۵ ب.ظ
مهر شاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد خيلي باهالي
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۵:۰۴ ب.ظ
منتقد جون کم پیدائی
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۵:۱۱ ب.ظ
مطمنا این یه آزمایش برای اون خانم و یه هشدار برای ماست. خدا کنه اون از این آزمایش سرنلند بیرون بیاد وما…
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۲۱ ب.ظ
من یک فکر بکر به ذهنم رسیده. بهتر است این خانم به کشور افغانستان مهاجرت کنه.
چون اونجا همه زنها از روبنده استفاده میکنن . همه فکر میکنن ایشون مثل یک هوریه.
تازه اون دنیا هم به بهشت میره.
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۳۶ ب.ظ
مهرشاد جان تو کلاسهای مشا عره من شرکت کن من بر عکس برادرزادم آدم باشعوری هستم تازه املاء را بهتر از اون بلدم آدرس میدان چاله مگسی خیابان کلم فروش پلاک ۲۲ سر خیابونمون میگم سپیده وایسه
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۰۱ ب.ظ
به نظر من هممون باید واسه سلامتیمون شکر گذار باشیم.
یه لحظه خودمون رو بذاریم جاش….
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۴۴ ب.ظ
چرا همش حرف از زیبایی سیرت و صورت می زنین مثل اینکه خبر رو درست نخوندین این خانم بویایی، چشایی و بینائیشو از دست داده. اصلا زیبایی به کنار خودتون حاضرین با این وضعیت به زندگیتون ادامه بدین؟ زوری که نیست دلش نمیخواد زنده بمونه. بازم دم هلندیها گرم که توی قوانین همیشه چند قدم از بقیه دنیا جلوترن.
این خلقت خداوند هم هر روز یه فنرش در میره! گاهی فکر می کنم خدا هم لج کرده هرچقدر پزشکی پیشرفت می کنه از اونطرف بیماری های صعب العلاج جدید مثل سرطان و ایدز به وجود میاد…
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۰۳ ب.ظ
مهرشاد جان : منم مثل تو عاشق شعرای فروغ فرخزادم و تمام شعراشو خوندم ولی اکثرا دخترا به شعرای فروغ علاقه مندند و کمتر پسری رو دیدم که با شعرای فروغ انس گرفته باشه . چون شعراش اصولا درد دلای زنونه ست ، ولی دمت گرم . آقا امید شعری که مهرشاد نوشته از شعرای فروغ فرخزاده نه مهدی سهیلی .
مهرشاد جون دوباره مرسی .
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۷ ب.ظ
این زن زشت اسمش بهاره نیست
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۸ ب.ظ
با نظر ابراهیم از مشهد موافقم. آخه این که دیگه زندگی نیست , مردگیه. بیچاره ۳ تا حس شو از دست داده. وقتی خودش دوست داره بمیره چی کارش دارین. شما که جای اون نیستین که واسش تصمیم می گیرین. انسان موجودیست مختار. پس بذارین خودش برای خودش تصمیم بگیره.
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
ممنون حامد رادیکال همین که تو به آینه نگاه می کنی و چشمای تابهتا و هیکل همچون خرس
خود را می بینی کافیه خیلی دوست دارم که عکسمو برات بفرستم تا ببینی و انقدر عرعر نکنی
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۵ ب.ظ
با سامان موافقم. شاید این چهره امتحانئ است از طرف خدا. باید شکر کنه نه خودکشئ.
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
بهاره جان شعر مهدی سهیلیست امید درست گفته معلومه خیلی اهل شعری
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
سلام من اول میخواستم از مهرشاد عزیز به خاتر شعر زیبا و به جایی که ارسال کرده تشکر کنم و دوم اینکه بگم این شعر از مهدی سهیلی بود نه از فروغ (با شما هستم بهاره جون)چون که همین الان کتابش دستمه
در مورد این زن هم میخواستم بگم که عمر آدمی دست خداست و این زن هم باید به خاسته و تقدیر خدا راضی باشه و دیدن این عکس باعث شد که من خیلی بیشتر از گذشته از خدا به خاطر زیبایی که به من داده تشکر کنم از اینکه وارد سایت شما شدم خوشحالم
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۵ ق.ظ
احمدی نژاد هم باید یه سری به سارکوزی بزنه
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۴۵ ق.ظ
بهاره جان این شعر جزو اشعار بسیار معروف مهدی سهیلی هست.
اسم کتابشو فراموش کردم. اما نگاه می گنم برات می نویسم.
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۳۰ ق.ظ
به نظر من اون چیزی که تو وجود آدمه مهمه…آخه بیچاره زنه حق هم داره..این روزا عقل آدما تو نگاهشونه…
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۳۲ ق.ظ
برای همه ی شما متا سفم اخه چکاربنده خدادارید
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۵۲ ق.ظ
عوضش اون با اين ظاهرش معروف شده كه شما خوشكلا هنوز تو خماريش موندين
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۵ ق.ظ
بهاره خانم بابا مال مهدی سهیلیه . از کتاب طلوع محمد.شعر دختر زشت.
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۴ ب.ظ
چقدر بي اعتماد به نفس بوده ولي از يك نظر خيلي زشته ها دلم واسش مي سوزه بيچاره بچه هاش يا شوهرش يا دوست پسرش
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۲۶ ب.ظ
بيچاره اون دخترهائيكه هي تظاهر به خودكشي ميكنن ولي كسي گوشش بدهكار نيست.
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۳۱ ب.ظ
خودکشی که کاری نداره! روزی اینهمه دختر پسر سالم تو ایران از دست خانواده و معلم و دولت خودکشی میکنند از سارکوزی هم اجازه نمیگیرن!
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۵:۳۷ ب.ظ
هما جون تو عکستم که نفرستی از عرعرت معلومه ۲ گوش دراز داری با بقیه مشخصاتی که یک حمار دارد
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۳۵ ب.ظ
تو هم از هاپ هاپت مشخص یه دوم دراز داری که بدجوری پاچه می گیری ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۰۶ ب.ظ
درسته که همه میگن باطن زیبا ولی خداییش خودشونم این زنه نمیخوان پس فقط کی شهر ه دیگه
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۴۱ ب.ظ
ا عمه جون سلام شما کجا اینجا کجا؟یه دونه از اون شعرهاتون بگید عمه جان.تا همه کف کنند.
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۱۰ ب.ظ
به ما چه به فکر خودتون باشه اینقدر هم به فرانسوی ها گیر ندین
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۲۲ ب.ظ
از احمدی نزاد که خوشگلتره
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ب.ظ
بعد از اينهمه پيشرفت علم نتونستن صورت اين زن طفلكي رو عمل كنن .. آخي دلم خيلي واسش سوخت . اصلا مهم نيست ديگران چه نظري رو آدم داشته باشن ولي اينكه خودش از خودش راضي نيست بدترين غمه تو عالم ..
یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۷ ب.ظ
آنیتا - جیمی پارتر- امید- لیلی یزد - سامان- roz - عمه سپبده اس اس -
بهاره- نسرین قم-
مرسی از نظرهای لطفی که داشتید. خوشحالم اهل شعر هستید.
آقا امید من ادعا نکردم شعر از خودمه. فقط زیر اشعار خودم اسم
می نویسم. اما باز هم حق با شماست.
عمه سپبده اس اس آدرس شب شعرتو رو دادم تاکسی تلفنی پیدا نکرد.
بهاره خانم منم اشعار فروغ رو دوست دارم. شعر از آقای سهیلی بود.
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
هما جون دوم نه دم مثل اینکه خیلی تحت تاثیر دوم در سریال ۴ خونه بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۹ ق.ظ
این فقط یه اشتباه تایپی کوچولو بود شما برو سزیال چهار خونه رو ببین سر گرم باشی تا دیگه
پاچه منو نگیری از بس هاپ هاپ کردی سرم درد گرفت
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۳۱ ق.ظ
آقا مهرشاد بنده قصد توهین نداشتم . نگفتم که شعرها را به نام خودت مینویسی فقط خواستم بدونم شعرها مال کیه ؟ همین
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۲۸ ب.ظ
خدا اگه درد می ده درمان هم میده
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۳۵ ب.ظ
اول از همه اینکه من حالم به هم خورد. دوم اینکه باید برود……….
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۴۶ ب.ظ
هما جون من همون عرعر تورو میشنوم از ۱۰۰۰ تا سریال برام جذابتره . پماد سوختگی یادت نره بخری
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۳۶ ب.ظ
یه سوتی دادی همه فهمیدن تو انقدر خنگ و دیوونه هستی که با صدای عر عر سر گرم می شی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا که سرگرمی چرا اومدی اینجا برو تو پزیرایی خونتون به
صدای اطرافیانت گوش بده و لذت ببر فقط خودت پارس نکن که بقیه بترسن هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۵۰ ب.ظ
خداوند خودش كمكنش كنه
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۴۲ ب.ظ
پریسا خانم اینجوری حرف نزن
این اتفاق میتونست برای هرکدوم از ماها هم بیفته
این خانم هم چون میدونه مردم با دیدنش ناراحت میشن یا میترسن یا بعضیا مثل شما حاشون بهم میخوره میخواد خودکشی کنه
مطمئن باشید اگه راهی برای درمانش بود هیچوقت به فکر خودکشی نمی افتاد.
مردن بهتر از اینه که روزی ۱۰۰ بار بیچاره رو مسخره کنن .
اقا مهرشاد اگه بازم شعر بذارید ممنون میشم.
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۱۱ ب.ظ
هما تو خیلی هاپ هاپ میکنی استخون بهت بدم بخوری شارژ بشی که میترسم اگه بهت ندم ازشدت سوء تغذیه صدای عرعر سر بدی من که سوتی ندیدم بیشتر صدای سوت عرعرتورو دارم میبینم الحق که خیلی با خودت درگیری.هههههههههههههههههههههههههه
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
حامد غذا تو خودت بخور سیر بشی تا دیگه نیای تو سایت …زیادی بخوری معلوم کی با خودش
درگیره انقدر حرص نخور شیرت خشک میشه هههههههههههههههههههههههههههههههه
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۱ ب.ظ
امید آقا من می دونم قصد توهین نداشتید و منظورم هم این نبود. خودتونم که ماا لله هنر مندید و اهل شهر.
آنیتا:
این فطعه هم به درخواست شما:
گفتگوی خدا و خاله سوسکه زشت
گفت : كسي دوستم ندارد
ميداني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟
تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي. حتي تو هم بدون دوست داشتن…
خدا هيچ نگفت.
گفت : به پاهايم نگاه كن ببين چقدر چندش آور است.
چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را كثيف مي كنم.
آدم هايت از من ميترسند. مرا ميكشند براي اينكه زشتم. زشتي جرم من است.
خدا هيچ نگفت.
گفت : اين دنيا فقط مال قشنگ هاست.
مال گل ها و پروانه ها‚مال قاصدك ها‚ مال من نيست.
خدا گفت : چرا مال تو هم هست.
دوست داشتن يك گل‚
دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست.
اما دوست داشتن يك سوسك‚ دوست داشتن تو كاري دشوار است.
دوست داشتن كاري است آموختني؛ و همه رنج آموختن را نمي برند.
ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.زيرا كه هنوز مؤمن نيست.
زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته. او ابتداي راه است.
مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد.زيرا همه از من است.
و من زيبايم. من زيبائيم‚ چشم هاي مؤمن جز زيبا نميبينند.
زشتي در چشم هاست. در اين دايره هرچه كه هست‚نيكوست.
آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد‚ شيطان بود. شيطان مسئول فاصله هاست.
حالا قشنگ كوچكم نزديكتر بيا و غمگين نباش.
قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست.
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۵ ق.ظ
آقا مهرشاد این شعرآخری خیلی باحال بود مال خودته؟
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۰۱ ب.ظ
اقا مهرشاد خیلی ممنون از لطفت
خیلی قشنگ بود
بازم معذرت که زحمتتون دادم.
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۳۱ ب.ظ
من عاشق اين شعر مهدي سهيلي هستم ممنون از شعرتون
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۱۲ ب.ظ
حامد سلام
از اين حرف هاي حاشيه اي بگذر و خودت و با كسي درگير نكن در ضمن اين روزا دانشگاه شيراز شلوغه و ما حسابي سر گرميم
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۴۹ ب.ظ
الهی بنده به قربان مملکت اسلامییمان بروم که لااقل مردن توش آزاده واجازه حاج سید علی آقا رو نمی خواد!!
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۵۲ ب.ظ
فکر می کنم این شعر آخری که آقا مهرشاد گذاشته جواب همتونو داده باشه
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۹ ب.ظ
وب صلاح خدا بوده آدم بايد صبور باشه
سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۲ ب.ظ
خوب صلاح خدا بوده آدم بايد صبور باشه
آدم بايد عاشق باشه تا به قيافه توجه كنه
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۴۸ ق.ظ
به نظر من سارکوزی باید عکس احمدی نزاد رو به این زن نشون بده تا به زندگی امیدوار بشه
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۳۹ ب.ظ
خيلي ناراحت شدم.
بياييد برايش دعا كنيم كه راه حل اين بيماري زودتر پيدا بشود. آمين
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۳۲ ب.ظ
علي علي خيلي با حالي
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۲ ب.ظ
مناليزا - آنیتا - امید و بنده خدا از نظرات شما ممنونم.
آقا امید از خودم نبود.
آنیتا خانم خواهش می کنم.
پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۳ ق.ظ
به نظر من از این خانم زشت تر هم خیلی زیاده شاید خیلی از نظر دهنده های این صفحه البته به غیر از خودم از این خانم زشت تر باشند ولی به روی خودشئن نمیارن و در باره دیگران نظر پردازی هم میکنن بد نیست تو آینه یکم نگاه کنن
پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۱۵ ق.ظ
بابا اين از دخترهايي كه با وضع نامناسب بيرون ميان كه زشت تر نيست. اونا با قباحت تمام همه كاري ميكنند اما اين بنده خدا به خاطره يه بد شانسي ميخاد خود كشي كنه
پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۰۵ ب.ظ
جالب اینجاست که طبق تحقیقات موسسسه پودولسکی که یک موسسسه مشهور نظر سنجی در هلند است %۷۰ دختران ایرانی نیز به حدی از چهره ی زشت خود ناراحت و از ادامه ی زندگی نا امیدند که بارها قصد خودکشی کرده اند .
پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۲۶ ب.ظ
این خواست خداست که این بلا ها سر آدمیزاد میاد ازاین ماجرا درس عبرت بگیرید
زشته زشته زشته از شما بعیده
پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۴۵ ب.ظ
من دختر نیستم ولی اینو میدونم که همیشه زنان شرقی در وجاهت وزیبایی سر آمد زنان دنیا بوده اند نظر دهنده محترم پنجری که معلوم نیست دختری یا پسر اشاره نکردی که ولی هلندیها که ژرمن نژاد هستند خودشون در زشتی بین اروپاییها معروف هستند صورت دراز چشمهای ریز ورنگی پوست کک مکی و اسکلتبندی زمخت همه از خوصوصیات ژرمن نژادهاست اگه قرار به خودکشی هم باشه زنهای اونها باید بیشتر خود کشی کنن تازه زر مفت زدن هلندیها از اونجا معلومه که مردهای اروپایی اینقدر اونجا با زنهای ایرانی ازدواج میکنن من شوهر دختر خالم فرانسوی که خیلی هم به دختر خالم علاقه داره پس حرف شما کاملا بی اساس است پس حس ایرانی بودنت کجاست
جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۶ ق.ظ
قربونت آقا یا خانوم منتقد
جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۱۷ ق.ظ
اینجا خیلی فجیه من نمی تونم اینجا نظر بدم شرمنده
جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۴۷ ب.ظ
پیامبر ص میفرماید - دو نعمت هست که مردم فریب اون می خودن یا ازش غفلت میورزن -یکی سلامتی هست دیگری فراغت و عمر - مردم قدر سلامتی تون بدونین - از خدا براشون حیات یا مرگ با عزت اروز می کنم -
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۴ ق.ظ
مهرشاد آیا مجموعه از شعرات داری ؟
اگر داری و دوست داری خوشحال می شم برام میل کنی
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۸ ق.ظ
fariba
شعر دختر زشت از آقای مهدی سهیلی بود.
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۶ ق.ظ
خدا رو شکر که سالمیم
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۲ ب.ظ
**************باور کنید دخترای که اینجا نظر دادن از این زن زشتر هستن **********
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۱۰ ب.ظ
خدا بهش صبر یده.واقعا وحشتناک…..
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۱۱ ب.ظ
زشت هفت جدو آبادت آقا اکبر بی ریخت… معلوم که خیلی بد ترکیبی
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۵۰ ب.ظ
فرظ كنيم كه بخواد خودشو بكوشه مارو سننه!!
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۷ ب.ظ
حتما حكمتي توش بوده ناراحت نشو
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
اقا اکبر شما از کجا میدونید دخترا چه شکلی هستن؟؟!!!
دخترا بیشترشون خوشگلم مثل خودم.
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۰۳ ب.ظ
******* انیتا جون یکی از عکساتو واسه ما بفرست یه مدت بزاریم جای این خانم بیچاره یه کم بخندیم ها ها ها ها ها ها ********
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ در ۵:۳۴ ب.ظ
يارو جواده ميگفت :
بالا رو نبين كه زشته
پائين رو ببين بهشته
ومن مبهوت اندرميان هياهوي ذهن اوبودم .
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۳۴ ب.ظ
حتما یک حکمتی دارد که خدا او را اینطور کرده است
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۲۷ ب.ظ
ما که به صورتش کار نداریم بقیش مهم است
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۱۱ ب.ظ
tefli
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۵:۰۲ ب.ظ
تازه شبیه یه شخصیتی تو ایران خودمون شده … !!!
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۹:۰۷ ب.ظ
******** بیچاره قیافش شده مثل این دخترای بیکارو علافی که نشستن پای این سایت ودارن نظرات احمقانشونو میدن بدبخت برو فکر قیافه خودت باش که از اون بدتری ********
سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۱ ب.ظ
من حاظرم باهاش ازدواج کنم آدرسشو بدید به من
چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۲۴ ب.ظ
ولي اون حاضر نيست تو رو بكشه .اون مي خواد خودشو بكشه /.
چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۵:۴۶ ب.ظ
خدايا تو را به خاطر نعمت سلامتي شكر مي گوييم كه هيچ چيز بهتر از سلامتي براي انسان نيست
چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۷:۳۷ ب.ظ
دمت گرم اکبر زدی تو خال حال کردم
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۵۴ ب.ظ
*** چاکریییییییییییم ****
جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۱۸ ق.ظ
فقط ميتونم خدارو شكر كنم.و اميدوارم اين خانم شفا بگيره
شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۵۹ ق.ظ
سلام.مطمئنا قیافه ی این خانوم از قیافه ی خیلی از این دخترای آرایش کرده ی تهرونی که توی خیابونا میگردند بهتره!!!!!!!!!!!!!!!!!
شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۸ ق.ظ
خدايا….
اعصابم خورد شد
یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۰۴ ب.ظ
عارفي در همه احوال خدا با اوبود
او نميديدش واز دور خدايا ميكرد
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۳۷ ق.ظ
فقط و فقط خدا رو شکر.۰۹۱۳۲۶۹۸۳۹۳
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۱:۴۵ ق.ظ
یهنام دیگه شماره دادنش مال چیه؟
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۰۱ ب.ظ
هر جا صحبت از یه چیزیه این سه تا چولمن هم نظر میدن(انگولکچی انگلی ،بند انگشتی شاسگول و نیما زپرتی )تا کی میتونید قایم شید هر سوراخی باشید مثله یه موش میکشمتون بیرون تو خبرهای دیگر هم تهدیدتون کردم منتظرم دمتون از تو سوراخ بیرون بزنه بعد ………………..
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۰۶ ب.ظ
ازازل-تهران چیه آدم اینقدر عصبانی ندیده بودم
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۳:۴۲ ب.ظ
با سلام و ادب
تا شقایق هست زندگی باید کرد
دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۸:۳۲ ب.ظ
ازازل -تهران ببين حتما” لكنت زبون داري كه به ارازل ميگي ازازل .تو خبرهاي ديگه فقط چاكت و حواله ميكردي .اي پسر ناشي .اينجوري خودت رو به باد ميدي .نكنه ؟ نكنه ؟ شيطون بلا داري خط ميدي وما متوجه نميشيم . اي كلك .تو چقدر بلا بودي نمكي .ببين جونم ما اهلش نيستيم .حقيقتش به ما گفتن اگه ترتيب پسرها رو بديم اعدام ميشيم .اينكه ما دور اين قلم رو خيط كشيديم . اگه دوست داشتي اينجا با هم گفتمان داشته باشيم حرفي نيست ولي اول سفيداب وسرخاب رو صورتت رو پاك كن و بعد اخمات رو هم باز كن . آفرين شيطون كوچولو.نازي نازي .
سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
جناب من فقط تو تهران دخترا آرايش ميكنند؟؟ يه مشت آدمه غربتي تو ده كوره نشستين فك كردين تهران لاس وگاسه؟؟ بعدشم بيشتره اين آرايش كرده ها مثه خوده شما گاو گوسفنداشونو فروختن اومدن تهران.
سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۲۰ ق.ظ
همیشه آخرین راه خود کشی نیست بلکه اولین راه است.
سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۲۵ ق.ظ
یک کلام جواب میدم واسه پسرا
جواب ابلهان خاموشیست.
سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۲۷ ب.ظ
اگه این ناامیده احمدی نزاد چی بکنه؟؟
سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۶:۵۴ ب.ظ
این عکس ناخوداگاه منو یادazazelانداخت که تو فکره چه بلایی سر انگولکچی وبندانگشتی بیاره.
پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۵۴ ق.ظ
با سلام وعر ض ادب
بنده بد لیل اثبا ت قدرت زنبور در ما نی بدون هیچگونه چشم داشتی حا ضرم این بیماری را در ما ن نموده و به دنیا ی پزشکی ثا بت کنم
قدرت زنبور در ما نی که سی سا ل تجر به آن را چیست ….این ادعا ی بی محتو ا ئی نیست ENB را که از نا در تر ین و لا علاج ترین بیما ریها ست به روش فوق قا بل در ما ن است به وبلاگ رجو ع کنید ..!
http://takzarb.com/link.php?url=http://bee۲۲۵h.parsiblog.com
جمعه ۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ق.ظ
توي شهري كه همه دماغشون كجه به آدم دماغ قشنگ مي خندند!!!شايد ما پيش خدا از اون زشت تر باشم مهم سيرت زيباست نه صورت زيبا
جمعه ۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ق.ظ
دیروز این خانم فوت کرد.
سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۵ ق.ظ
اگر کسی دوست نداشت باش خودش را باور کنه حمون بهتر که بمیره
پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۵ ق.ظ
آخی بیچاره بلخره مرد چه زندگی سختی خدا بیا مرزتش به نظر من خدا در برخی موارد به بنده هاش سخت میگیره
جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۲۸ ب.ظ
پریسا خانوم به عنوان یه انسان براتون متا سفم که به جای دلسوزی واسه ی این زن و اینکه لا اقل یه لحظه خودتو جاش بذاری اینجوری نظرات کتره ای میدی.
جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۴۲ ب.ظ
اما خداییش هممون پشت نقاب پوستمون چه دخترا چه پسرا قیافه ای بدتر از این داریم که اگه نیم سانت پوستمونو بردارن هیچکی نمیتونه بهمون نگاه کنه
شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۶ ب.ظ
تا شقایق هست زندگی باید کرد
یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۴ ق.ظ
بیچاره حالا چجوری خودشو تو اینه نگاه کنه
چقد چندش اوره
یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۳۱ ب.ظ
شما فکر خودت باش چندش خانم
دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۴۵ ب.ظ
بابا این خانم روز اول عید(۱ فروردین) خودکشی کرد و مرد شما هنوز نیشستین پشت سرش حرف می زنین.
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۰ ب.ظ
خدا این خانوم رو این شکلی کرده که منو شما زیبایی و سلامتی رو که داریم قدرش رو بدونیم .
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۱ ب.ظ
همیشه زیبایی ها در کنار زشتی ها معنا پیدا میکنه
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۲ ب.ظ
اگر قرار بود همه چیز زیبا باشه هیچ وقت هیچ کس قدرش رو نمیدونست
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۳ ب.ظ
مهرشاد فکر میکنم شما دبیر ادبیات هستی هر چی میشه شعر میگی
پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۳۷ ب.ظ
بچه ها یه کف مرتب برام بزنید این همه جملات تاریخی گفتم
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۱۰ ب.ظ
واقعا خدا نصیب هیچکس نکنه
جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۱۱ ب.ظ
قربونت برم نازنین
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۰۴ ق.ظ
من اولین بار بود به این سایت آمدم و برام جالب بود . البته خبر را خوانده بودم قبلا از بی بی سی ، بیشتر از صحبت دوستان و مخصوصا از شعر آقای مهرشاد لذت بردم . پیروز و شاد باشید.
راستی در این آدرس شما میتوانید ببینید مردیکه ۶ ماهه است و به زودی مادر _پدر میشود!
http://takzarb.com/link.php?url=http://news.bbc.co.uk/۲/hi/americas/۷۳۳۰۱۹۶.stm
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۰۵ ب.ظ
علیرضا خدا نکنه قربونم بشی. من قربونت میرم ولی از کدوم ور برم؟
یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۵۴ ب.ظ
مهم این نیست که صورتمون زشت باشه مهم اینه که سیرتمون زشت نباشه
صورت اگه زشت باشه خیلی بهتره تا این که لحن حرف زدن ادم زشت باشه مثل همون خانم و اقای محترم که اینجارو با چاله میدون اشتباه گرفتن
مهرشاد شعرت خیلی زیبا بود خودت اگه کتابی از اشعارت رو به چاپ رسوندی لطفا معرفی کن
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ق.ظ
مــــــــــــــــــهــــــــــــــــــر شــــــــــــــــــا د . . .
خوشحالم میکنی اگه توی وبلاگ من شعر بگی،
خیلی سر فراز میشم.
http://takzarb.com/link.php?url=http://TAKAJ.BLOGFA.cOm
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۲۵ ب.ظ
همون بهتر که خودشو بکشه.
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۰ ق.ظ
آقا مهرشاد ابياتتان عالي بود
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۵۹ ق.ظ
سلام مهرشادجونم مطمنم که علاوه برسیرت زیبایتان .صورت مه جبینی هم دارید.واقعا شعر زیبایی بود.به به …خیلی ممنون…..ماچ
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۴۳ ب.ظ
خدا نکنه عزیزم
اگه خواستی به e maile ali_ reza۶۲۲@ yahoo .com e mail بزن
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ
برو بمیر سگ مشهدی برای من احضار نظر می کنی ؟ از کی تا حالا مشهدیا آدم شدن ؟
البته با کمال عذر خواهی از نازنین خانم !
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ
منظورم اضحار نظر بود !
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۵ ب.ظ
سلام مهرشاد جونم کجایی؟؟؟ماچ…
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۹ ق.ظ
همه ي نظرات يه طرف شعر مهرشادم يه طرف.
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۰ ق.ظ
عليرضا فكر كنم به اين كه سيكل وداري افتخار هم وكنيۀ!
اظهار نظر جان من.
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ب.ظ
آخه خدا بهش صبر بده . کار خداست دیگه کاری نمیشه کرد .
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۲ ب.ظ
الهی بمیرم براش….
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
واقعا متاثر شدم .اميدوارم هيچ كس به اين بلا مبتلا نشود.افسردگي و دلمردگي و لحظه شماري براي مرگ از چهره اين زن مي بارد ولي هنوز چشمان اين زن سالخورده رنگ زيباي خود را حفظ كرده خداوندا مصلحتت را شكر از هفت تير هم ممنونم به خاطر اين خبر چون باعث مي شه يكي مثل من چون نمي خوام كس ديگه رو مثال بزنم بي دليل از قيافه خودمون ايراد مي گيريم و دماغمون رو به دست تيغ جراحان مي سپاريم خدايا را مرا ببخش توبه!
سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۳ ق.ظ
سعدی علیه رحمه میفرماید
توبه سیمای شخص مینگری ما درآثار صنع حیرانیم
چه بسا در پس این چهره به ظاهر زشت موجودی با کمالات عالی انسانی نهفته باشد راستی ما انسنانها خیلی ظاهر بین وسطحی نگریم
مرگ وزندگی در دست خداست وروانیست حق حیات از هیچ موجود زنده ای گرفته شود
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۹ ق.ظ
وای خدا واقعا وحشتناک بود ولی بچه ها به اینم باید فکر کرد که خدا هیچ کاری رو بی حکمت انجام نمی ده بچه ها به این فکر کنید که همین عکس چقدر ما رو به خودمون اورد تا که دیگه ناشکری نکنیم و از داشته ها مون لذت ببریم وتلاش کنیم که به خواسته هامون برسیم و هیچ وقت نا امید نشیم…………………….. خطاب به انگولكچي…………ببخشیدا ولی اگه اشکال نداره تخلص شاعرونتون و عوض کنید به نظر یه کم زشت میاد چون شما یک عضو فعال بودید این و نوشتم یه وقت از دست من ناراحت نشیدا…………………….خطاب به مهر شاد عزیز…………. ÷سر شعر خیلی بجای بود واقعا دستت درد نکنه باز هم از این کارا بکن ……………….. خطاب به همه ی بر و بچه ها………….. مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۳۴ ب.ظ
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!!!مامان…..
پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ب.ظ
نمی دانم تا كدامین طلوع خواهم ماند و در كدامین غروب خواهم رفت ولی دوست دارم تا اخرین لحظه عمرم سر كارت بزارم
پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۴۸ ب.ظ
حتما تمام نظرات زیبای ما جز مزخرفاتی بیش نیست که اگر هرکدام از ما بودیم شاید کارهایی می کردیم هزار بار وحشتناک تر از خودکشی -
جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ب.ظ
منم موافقم يه امتحانه ولللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللي چه سخت
واقعا سلامتي نعمت بزرگيه خدا رو شكر
اميد نعمت خوب مردن هم نسيبمون شه
چه رنج آور انتظار مرگ با تلخي
شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۰۸ ق.ظ
من نمی دونم چرا این هما و حامد چرا اینقدر مثه سگ وگربه به پروپای هم میپیچن البته ناراحت نشیدا _یعنی بشیدم برام مهم نیس آخه میدونید من فوضولم _
شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
زنگ تفریح:
نوشته هات خوبه.
موجب تنوع میشی.
خییییییییلیییییییییی ممنون!
شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ب.ظ
این قدر هر بیماری و رنجی رو نسبت به گناهان مردم ندین ادمای بی شعوری مثل سامسونگ پس باید بگن جمجمه حضرت علی به خاطر گناهانش شکافت و دو روز درد کشید یا امام حسین رو به خاطر گناهانش سر بریدن .ملت بیسواد و خرافاتی ایران حال منو به هم میزنن. شما ملت این قدر بیسوادین که زلزله رو عذاب میدونین پس مردم امریکا از خدا قویتر هستند که هفت ریشتر زلزله تو لس انجلس میاد و هیچ کس نمیمیره
شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۳۵ ب.ظ
واقعا که! اين يه بيماریه با يه دليل مشخص پزشکی! نه حکمته نه عذاب! يه مسئله اس که هيچ ربطی هم به خدا و پيغمبر نداره! مواظبه سلامتيتون باشيد و فکرای بد هم به ذهنتون راه نديد! خدا نه در فکر انتقامه و نه کارش اينه! اين خيلی بده که به جای فکر کردن در مورد هر مسئله با ساده ترين و اولين جواب خودمون رو قانع کنيم.
دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۸ ب.ظ
در مورد این جور بیماریها کسی حق انتخاب نداره… نه مزه.. نه بو.. نه میشنوه… نه میبینه…
بدتر از همه دوری عزیزان، شاید از این بیماری هم بدتر باشه… من به اون حق میدم…
سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
به نظر من حکمتی تو کار خداست شرایطش خیلی سخت بوده ولی منم دلیلی برای خودکشیش نمی بینم مهم درون و باطن آدماست حداقل پیش خود خدا که اینطوریه نظر آدما که مهم نیس شاید خیلیا که اونو مسخره میکنن کمتر از اون آدم(انسان)باشند مهم نظر خداس نه آدما
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
حالا واقعا خودکشی کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۳۳ ب.ظ
خوب کار خلقت و نمیشه کاریش کرد همه دوست دارن خوب باشن ولی…
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۳۶ ب.ظ
خوب کار خلقت نمی شه کاری کرد
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ب.ظ
این زن شبیه الهام است
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ب.ظ
خدایا ما رو ببخش
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
این زن شبیه
شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۳ ب.ظ
اميدوارم كه خدا شفا بده اين بزرگيه خداوند است كه همان قدر كه قشنگيها رو خلق مي كنه مي تونه همچنين كاري هم بكنه . به اميد خدا كه رها بشه از اين وضعيت چون واقعاً سخته . در ضمن مهرشادجان خيلي شعرتون قشنگ بود من واقعا اشكم در اومد .
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸ ب.ظ
واااااای!!!!!!!!!!!!
بیشتر از اینکه زشت باشه ترسناکه
ولی اگه اینا نبودن ما قدر خودمونو سلامت