پدري با انگيزه ناموسي دختر 14 ساله اش را سنگسار کرد

عکس تزئینی
هفت تیر 7tir.com : پرونده پدري که با انگيزه ناموسي دختر خود را با همدستي مردي ديگر سنگسار کرده است در دادسراي عمومي زاهدان به جريان افتاد.به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل زن جواني در حالي که به سر و صورت خود مي کوبيد و به شدت گريه مي کرد نزد ماموران انتظامي زاهدان مراجعه کرد و از قتل دخترش خبر داد. او گفت؛ شوهرم به نام شريف مردي بدبين و بداخلاق است که با من و دخترم بدرفتاري مي کرد و در اين ميان سميه – فرزند 14 ساله ام – بيش از همه از سوي شريف مورد آزار قرار مي گرفت تا اينکه بالاخره همسرم او را به بهانه يي از خانه خارج کرد و به محل نامعلومي برد و پس از آن ديگر نه او به منزل بازگشت و نه خبري از سميه شد.وي افزود؛ شريف به دخترم مشکوک بود و تصور مي کرد او با مردي رابطه دارد. او چندين بار سميه را تهديد به مرگ کرده بود و روز حادثه نيز به شدت خشمگين بود و تصور مي کنم بلايي سر فرزندم آورده باشد.پس از اظهارات اين زن بلافاصله ماموران تحقيقات ويژه يي را براي يافتن شريف و افشاي سرنوشت دختر نوجوان آغاز کردند. آنان با رديابي هاي گسترده توانستند پس از گذشت 24 ساعت پدر سميه را شناسايي و دستگير کنند. اين متهم که در بازجويي هاي اوليه سکوت اختيار کرده و حاضر به صحبت کردن درباره سرنوشت دخترش نبود، سرانجام در جريان بازجويي هاي فني – پليسي لب به اعتراف گشود و طي اظهارات تکان دهنده، نحوه قتل سميه را تشريح کرد. شريف گفت؛ من از چندي پيش متوجه شدم دختر 14 ساله ام رفتارهاي مشکوکي دارد. ابتدا سعي کردم با آرامش با موضوع برخورد کنم و با تحقيقاتي که انجام مي دهم بفهمم سميه چرا چنين کارهايي انجام مي دهد. او بي دليل از خانه بيرون مي رفت و وقتي ديرهنگام بازمي گشت توضيح قانع کننده يي نمي داد. بالاخره تاب نياوردم و با او دعوا کردم ولي اين کار نيز فايده نداشت چون فرزندم مرا متهم به بدبيني مي کرد و مي گفت هيچ کار خلافي انجام نداده است. پس از گذشت مدتي به تدريج به اين يقين رسيدم که سميه با مردي رابطه دارد. آبرويم را از دست رفته مي ديدم و تحمل چنين شرايطي و برگزيدن سکوت برايم مرگ آور بود. بنابراين تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم. در اين ميان بايد شيوه يي را براي کشتن دخترم انتخاب مي کردم که او به سزاي واقعي کاري که انجام داده بود برسد. بالاخره مصمم شدم وي را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايي از عهده اين کار برنمي آمدم از يکي از دوستانم به نام غفور خواستم به من کمک کند و وقتي از مشکلم مطلع شد پذيرفت مرا در کشتن سميه که لکه ننگي در خانواده بود ياري دهد. غفور چند نفر ديگر را نيز با خبر کرد و محل و زمان اجراي نقشه تعيين شد.متهم به قتل گفت؛ روز حادثه دخترم را به زور از خانه خارج کردم و به سمت ارتفاعات هلور کشاندم. او در تمام طول مسير وحشت زده بود و با اينکه مي دانست عاقبت خوشي در انتظارش نخواهد بود اما مطمئن نبود که چه مجازاتي را براي وي در نظر گرفته ام. پس از آنکه به محل مورد نظر رسيديم دخترم را روي زمين انداختم و سنگسار او را شروع کرديم. سميه مرتب جيغ مي کشيد و با خواهش و التماس تلاش مي کرد جانش را نجات دهد اما من براي دست يافتن دوباره به آبرويم و داشتن زندگي شرافتمندانه چاره يي جز کشتن او نداشتم و پس از قتل فرار کردم.پس از اعترافات تکان دهنده متهم به قتل، ماموران تحقيقات خود را پي گرفتند و ضمن کشف جسد دختر 14 ساله موفق شدند غفور را نيز بازداشت کنند. با اعترافات دومين متهم، پرونده در اختيار مراجع قضايي قرار گرفت و هم اکنون با آغاز تحقيقات مقدماتي شريف و غفور در بازداشت به سر مي برند.
قتل دختر 8 ساله
در يک پرونده فرزندکشي ديگر اين بار مردي دختر 8 ساله خود را با دستانش خفه کرد.سرهنگ احمد ميري رئيس پليس اسلامشهر با اعلام اين خبر گفت؛ طي تماس تلفني درمانگاهي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر مرگ مشکوک دختربچه 8 ساله به نام «نرگس» بلافاصله ماموران به درمانگاه اعزام شدند و با توجه به بررسي هاي انجام شده و اظهارات حاضران پدر مقتول به نام «محرمعلي» به اتهام قتل دستگير شد.
وي افزود؛ متهم ابتدا منکر قتل دختر خود شد اما بعد از بازجويي هاي انجام شده به جرمش اعتراف کرد و گفت؛ پس از آنکه من و همسرم 4 سال قبل از يکديگر جدا شديم با دخترم به تنهايي زندگي مي کردم و به خاطر طلاق همسرم و تنهايي که داشتم به مرور دچار اختلال رواني تا حد جنون شدم.متهم در ادامه به تشريح انگيزه خود براي به قتل رساندن دخترش پرداخت و گفت؛ شب قتل، عروسي پسرعمويم در اسلامشهر بود و دخترم مدتي بود نزد مادرش رفته بود. من به هر بهانه يي که بود به واسطه بستگان، دخترم را از مادرش تحويل گرفتم و به مهماني بردم اما چون در قبال فرزندم احساس مسووليت مي کردم و دوست نداشتم او در زندگي خود عذاب بکشد و نفرين او پشت سر ما باشد، خود را قانع کردم تا او را به قتل برسانم. اين مقام قضايي يادآور شد؛ متهم در پي تناقض گويي براي رو شدن وضعيت روحي و رواني اش به پزشکي قانوني منتقل شد و بنا به اظهارات روانپزشک «محرمعلي» پدر و قاتل «نرگس» بعد از طلاق دچار اختلال رواني شديد شده و حين ارتکاب جرم نيز در حالت جنون به سر مي برده است و احتمال اينکه در صورت آزادي دوباره به اطرافيان آسيب برساند، وجود دارد.
سنگسار دختر به دست پدر – سنگسار دختر 14 ساله در زاهدان
فوریه 17th, 2008 at 4:01 ق.ظ
چه پدر های مسئولیت پذیر و غیرتی ….تاسف میخورم….
فوریه 17th, 2008 at 7:46 ق.ظ
چه خانواده هايي در انتظار يك بچه هستند و يك چنين حيوان هايي انها را مثل گل پرپر مكنند
فوریه 17th, 2008 at 8:38 ق.ظ
هفت تیر :
آیا خبر اول همون کیلیپی بود که تو گوشی های موبایل بود؟
فوریه 17th, 2008 at 9:04 ق.ظ
اه اه اه…
فوریه 17th, 2008 at 9:41 ق.ظ
چه جاني هايي پيدا مي شن ولي بهتون قول ميدم اون و تبرئه كنند چون قوانين اسلام ميگه پدر حق كشتن فرزندشو داره
فوریه 17th, 2008 at 10:38 ق.ظ
دهنش سرویس
فوریه 17th, 2008 at 10:48 ق.ظ
بنده اطمینان دارم که اگر با این پدر در مورد مسائل دینی اندکی صحبت کنید ، میتوانید در یابید که او بسیار بسیار مذهبی بوده و اعتقاد زیادی به اسلام داشته .
اصولا همیشه … ، بیخردی و نادانی با خود به همراه دارد .
و تفکر و اندیشه و آگاهی را از انسان سلب و به جایش خرافه پرستی و تعصبات احمقانه می آورد .
فوریه 17th, 2008 at 11:21 ق.ظ
چیزی که باعث بی حس شدن آدمها است، مذهب است و از اینگونه آدمهای کم سواد و پای منبر نشین این جنایتها بعید نیست. جانی اصلی آن حجج و آیاتی هستند که آنها را از افکار پوسیده و غیر بشری خود پر میکنند.
با مقررات موجود حتمآ هم تبرئه میشوند.
فوریه 17th, 2008 at 11:30 ق.ظ
ممکنه خداوند در کارش دچار اشتباه شده ؟به خاطر اینکه افرادی هستند اصلا فرزند ندارندو برای فرزند جون می دهند به آنها نمی دهد ولی به آدم قاتل بچه می دهد. نفرین و لعنت خداوندبر این شخص وبر عذابش بیفزاید
فوریه 17th, 2008 at 12:03 ب.ظ
خدایا به تو پناه می برم از شر ادمهای نادان من نمی دانم چرا شما نادانی ادمهارابا اسلام همراه می کنید
عصر جاهليت مردم عربستان داشتن دختر را ننگ و ذلت، و داشتن پسر را افتخار و عزت ميدانستند. از اين رو، دختران را در بدو تولد، زنده به گور ميكردند. قرآن، داستان كشتن دختران را اين چنين نقل ميكند:
«در حالي كه به يكي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتي) سياه ميشود و به شدت خشمگين ميگردد، به خاطر خبر بدي كه به او داده شده، از قوم و قبيله خويش متواري ميگردد (و نميداند) آيا او را به قبول ننگ نگهدارد و يا در خاك پنهانش كند»؟(نحل: 59 ـ 58)
در واقع، بنا بر قول ابن عباس در عصر جاهليت، چون زن ميخواست زايمان كند، او را كنار گودالي مينشاندند، اگر دختر ميزاييد، نوزاد را در گودال دفن ميكردند و اگر پسر بود، او را نگه ميداشتند.1
قرآن در جاي ديگر ميفرمايد: «در آن هنگام (قيامت) از دختران زنده به گور شده سؤال شود، به كدامين گناه كشته شدند؟!» (تكوير: 9 ـ
قرآن با شدت تمام با بيعدالتي و تبعيض نسبت به دختران و زنان در عصر جاهليت مبارزه كرد و ملاك و معيار برتري انسانها را تقوا قرار داد. با تولد حضرت فاطمه زهرا(ع) و برخورد پيامبر اكرم(ص) با او و نيز با نزول سورهاي در شأن آن حضرت (كوثر) و آمدن نام زنان نمونه در قرآن، با اين فرهنگ نادرست مبارزه ميشد
فوریه 17th, 2008 at 12:29 ب.ظ
پدره نادان بوده دوستش هم نادان بوده دوستای دوست پدره هم نادان بودن چاره چیست؟ آیا دین برای رفع نادانی آمده یا برای ترویج نادانی چاره چیست؟
فوریه 17th, 2008 at 12:35 ب.ظ
اگر حکم خدایی باشد باید این پدر نا بکار را هم بدست مردم سنگسار کنند
فوریه 17th, 2008 at 12:39 ب.ظ
چقدر بعضی ها خرند که مذهب ودینداری رو با بی عقلی وتعصب خرانه اشتباه میگیرند!
فوریه 17th, 2008 at 1:21 ب.ظ
به تمام آخوندهايي كه مدام در بالاي منبر صحبت از دادن مقام و شخصيت به زن در اسلام صحبت مي كنند بگوييد آيا موقعي كه محمد رسول الله به پيامبري رسيد در ايران آيا چنين كارهايي با زنان انجام مي دادند يا نسبت به حالا از ارزش و آزادي بهتري برخوردار بود
فوریه 17th, 2008 at 1:46 ب.ظ
اسلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااب محممممممممممممممممممممممممدي يعني اين
فوریه 17th, 2008 at 2:03 ب.ظ
حتي اگر حدس پدر اون دختر هم درست بوده حق نداشته زندگي او را بگيرد و مي توانست حداكثر او را از خانه طرد كند كه خودش بتواند راه زندگي خود را انتخاب كند مطمئناً در اينصورت آبروي بيشتري براي اين پدر سنگدل باقي مي ماند .
فوریه 17th, 2008 at 2:32 ب.ظ
خداوند دجار اشتباه نشده اين شمايين كه دجار اشتباه شدين
فوریه 17th, 2008 at 3:27 ب.ظ
خاک بر سر همچین مرد سنگدل و بی رحمی
داشتن دوست پسر و دختر جرم نیست
لا اکره فی الدین
لعنت خدا بر این مرد سنگدل و کثافت و بی رحم
فوریه 17th, 2008 at 3:59 ب.ظ
من که هیچ جای دین اسلام ندیدم خداوند اجازه داده باشه پدری به جرم حکم نادیده
فرزندشو با وحشیانه ترین وضع بکشه.
دوستانی که که می گن این از اسلام نشأت می گیره نشون دادن بی منطق نظر میدن.
من که هر جا گشتم چنین حکمی ندیدم.
کاش وقتی نظر میدین حرفتون با منطق باشه.
یه سری عادت کردن تو این سایت تا اتفاقی می یوفته بیان دری وری بگن.
به آخوند ا و………………..احمدی نژاد وبقیه هر چی بگین حق دارین اما با دین اسلام بی منطق برخورد کردن می شه توهین.
برای حرفتون دلیل بیارین.
حماقت یه پدر که نه سواد داره نه فرهنگ درستو حسابی و تو گزارش نوشته شده آدم سالمی از نظر سلامت روان نیست چه ربطی به اسلام داره؟
درسته تو این سایت ابراز عقیده آزاده ولی کاش کمی درست مطلب رو تحلیل کنید بعد چشمتونو ببندینو دهنتونو باز کنید.
هر چند نظر بعظیها در حد فهم اون پدر وحشی و احمق و بیش از این انتظاری ازشون نیست.
فوریه 17th, 2008 at 4:11 ب.ظ
فكر مي كنم اين پدر فقط ادعاي مسلماني مي كند چون براي سنگسار كردن شرايط سختي وجود د ارد
حتي روش سنگسار كردن وي نيز باآنچه كه اسلام گفته است كاملا مغا يرت دارد
فوریه 17th, 2008 at 4:53 ب.ظ
من نمیدونم چرا می خواهید کار این مرد ابله را به گردن اسلام بندازید حالا اگه هر کی هر غلطی دلش خواست بکنه به شیوه ی اسلامی بکنه مقصر دین اسلام ؟
فوریه 17th, 2008 at 5:42 ب.ظ
جناب آقای آرش نادانی و بیرحمی ما ادمها چه ربطی به اسلام ومذهب داره. کدوم قانون اسلام به پدر اجازه چنین اعمال وحشیانه ای را داده. نه تنها شما بلکه تمام کسانی که اشتباهات مسلمانان را به گردن اسلام می اندازند، بهتره این تعصبات بیجا را کنار بذارند و کمی درمورد این دین مطالعه کنند.
فوریه 17th, 2008 at 5:52 ب.ظ
تاسف تاسف و باز هم تاسف
حالا می فهمم چرا صادق هدایت وقتی بچه بود از مادرش می پرسید که مامان مگه ما قبل از اسلام خودمون پیامبری نداشتیم که کسی رو نمی کشته؟ و مادر ساکت و خاموش به فرزند کوچکش که بعدها یکی از بزرگترین داستان نویسان،مترجمان و… ایران شد نگاه می کرد
آری این خاک اهورایی به دست نادانی من و تو هم چنان جوی خون بر خود می بیند
و خواهد دید
زنده باد فرهنگ پارسی که کشتن انسان تنها در برابر کشتن انسانی دیگر است و بس
به امید آن روز
فوریه 17th, 2008 at 6:01 ب.ظ
تمامی این قوانین اسلامی هستن و بیشتر اونها در قرآن عینا نوشته شدن
مثلا در آیه 4 سوره نسا به مرد ها اجازه میده که 4 زن بگیرن و اگر نمیتونن عدالت رو برقرار کنن 3 تای دیگه رو از کنیزک ها (برده هاشون ) بگیرن.توی این آیه هم حقوق زنان نادیده گرفته شده و هم به برده داری اشاره شده و اون رو یک کار اسلامی دونستن
آیه 128 سوره بقره به مرد اجازه … بقیش رو نمی گم چون روم نمیشه
اگر خواستید خودتون فقط یک بار در عمرتون قرآن رو با ترجمه هاش بخونید
باشه؟
حتما جوابتون اینه که این آیه ها مال هزار و اندی سال پیش هستن؟
پس با این حرف اون آیه ای که می گه قرآن کتابی جامع است برای همه زمانها رو رد کردید استغفرالله کفر نگید
بچه ها یکی من رو روشن کنه من می خوام از شما ها که مسلمون های واقعی هستید چیز یاد بگیرم و هرگز هم کار هر مسلمونی رو به گردن اسلام ننداختم
فوریه 17th, 2008 at 6:04 ب.ظ
واقعا متاسفم به خاطر بی منطقی بودن این آقا
فوریه 17th, 2008 at 6:05 ب.ظ
البته اين نكته را هم ادامه متن سوار پارسي تا حالا ديد توي سنگ تراشه ها كتيبه ها جايي عكسي از به خدمت گرفتن در بند كردن زدن و مجازات باشد نه اين چنين نيست
فوریه 17th, 2008 at 6:09 ب.ظ
نه خير آقايون اخره منطق هستند متاسفانه خانوما خكر ميكنند عقل كلند سايت كلوب بسيته شد
فوریه 17th, 2008 at 6:25 ب.ظ
درود بر یگانه فرهنگ پارسی که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم تا روزی که انسانیت در تار و پود آدمی زنده است این فرهنگ زیبا نیز زنده است
سیاهم من سیاهم من هنوز آغاز راهم من
چه نادان و چه بی آغاز هنوز در کوره راهم من
گهی بر دیر می نازم گهی از خود بتی سازم
چه حیران و چه سرگردان به دنبال پناهم من
چه ساده از کنار این کهن مرزم گذر کردم
از این دروازه ی نیکی به بدبختی سفر کردم
به سوی پیرهای بد که پشت پنجره ماندند
ز روی فقر و نادانی کنون شب را سحر کردم
ز سختی های این دوران ز کوشش های بی پایان
ز اکوان ها و رستم ها چرا ساده حذر کردم
چو فردا روز و امروزم سیاه است و غمم دشوار
تو ای ایران پاک من بدان من با تو بد کردم
فوریه 17th, 2008 at 6:27 ب.ظ
فارغ از هر زنده باد و مرده باد سر به راه مملکت باید نهاد / مام میهن عاشق صلح و صفاست
فوریه 17th, 2008 at 6:28 ب.ظ
سوار پارسی عزیز، آیه 4 سوره نسا در مورد دادن مهریه است. شاید منظورتون آیه3 باشه که این آیه هم در مورد رسیدگی به دختران یتیم است. بهتره در مورد مثالهایی که می زنید بیشتر تحقیق کنید! درضمن من به پیشینه تاریخی و ایرانی بودن خودم خیلی افتخار می کنم ولی این دلیل نمی شه که ادیان دیگه رو بی دلیل رد کنم. هر آیینی که انسانها رو به نیکی دعوت می کنه محترمه.
فوریه 17th, 2008 at 6:40 ب.ظ
شبنم جان ببخشید من اشتباه کردم شماره آیه رو آیه 3 است که میگه
پس نکاح کنید از زنان آنچه را که شما را خوش آید 2 و 3 و 4
اگر خواستی عربیش رو هم بنویسم
بله ادامه ی این آیه هم درباره ی مهریه است ولی مهریه دادن به کالایی به نام زن!!!!!!!!!!!!
تازه کی داده و کی گرفته؟
فوریه 17th, 2008 at 6:47 ب.ظ
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بی دار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرند سینه ها با مهربونی
تو، تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی می گه
می دونم می بینمت یه روز دوباره
توي دنيايي كه آدمك نداره
فوریه 17th, 2008 at 6:54 ب.ظ
وقتی که گل درنمیاد
سواری این ور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه؟
وقتی که بارون نمیاد
ابر زمستون نمیاد
این همه ناودوون چی چیه؟
حالا تو دست بی صدا
دشنه ی ما شعر و غزل
قصه ی مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم
خوبی ما دشمنیه
کاش من و تو می فهمیدیم
اومدنی رفتنیه
تقصیر این (قصه ها ) بود
تقصیر این ( دشمنا ) بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده زنده خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درد ما رو در و دیوار نمی فهمه
واسه ی تنهایی خودم دلم می سوزه
قلب امروزی من خالی تر از دیروزه
فوریه 17th, 2008 at 7:42 ب.ظ
اون عكس بالا از كليپيه كه تو عراق اتفاق افتاده كه دختره به خاطره ازدواج با يك پسر شيعه شده بود(قبلا سني بود) و بعدشم به خاطر اينكار توسط جمعيت زيادي سنگسار شد.
فوریه 17th, 2008 at 9:14 ب.ظ
فقط ميتونم بگم كثافت
فوریه 17th, 2008 at 9:57 ب.ظ
این سوار پارسی فکر میکنن عقل کل هستن من فکرمیکنم شما ازهیچ مذهب ودینی هیچ اطلاعی ندارید حاضرم باهات بحث کنم.
فوریه 17th, 2008 at 10:45 ب.ظ
چرا بعضیها فقط نشستن و منتظرن که به هر بهونه ای عقده خودشونو سر اسلام خالی کنن؟واقعا چرا؟یه اپسیلون منطق هم چیز خوبیه
فوریه 17th, 2008 at 10:45 ب.ظ
………..تو این مملکت-بد تر از اینم میشه
فوریه 17th, 2008 at 11:10 ب.ظ
این شعر را برای تو میگویم
در یک غروب تشنه ی تابستان
در نیمه های این ره شوم آغاز
در کهنه گور این غم بی پایان
این آخرین ترانه لالائیست
در پای گاهواره ی خواب تو
باشد که بانگ وحشی این فریاد
پیچد در آسمان شباب تو
آن داغ ننگ خورده که می خندید
بر طعنه های بیهده،من بودم
گفتم: که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که “زن” بودم
با این گروه زاهد ظاهر ساز
دانم که این جدال نه آسانست
شهر من وتو ، طفلک شیرینم
دیریست کاشانه شیطانست
فوریه 17th, 2008 at 11:12 ب.ظ
جناب (سوار پارسی) :عزیزم آیه ها را به طور کامل بخوان.
آیه ی 3 سوره ی نساء:…اگر بیم دارید که” عدالت ” نکنید فقط یک زن بگیرید(وان خفتم ان لاتعدلوا فواحده)
آیه ی 129 همان سوره:هرگز نمی توانید بین زنان به “عدالت” رفتار کنید .هر چند که بسیار خواسته باشید.(ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم)
فوریه 17th, 2008 at 11:26 ب.ظ
خانم شبنم. تهران و جناب رضا یزد
شما فکر می کنید عقل کل هستید و نه دیگران .
به آن علت که از نوشته های شما واضح است که تا به حال حتی لای قرآن را هم باز نکردید .
اصولا ما ایرانیها ( غیر از شما عربها ) بیخردی را سرلوحه مسیر زندگی قرار دادیم و درباره چیزهای اطراف خود تحقیق نمیکنیم .
بنده امثال شما ها را زیاد دیدم و میدانم اگر شما قرآن هم بخوانید ، عربی آن را میخوانید و از آنجا که قرار نیست عربی را خوب بدانید ، فکر می کنید در آن حتما چیزهایی نوشته که کره زمین را متحول خواهد کرد .
و هر کس بخواند رستگار میشود .
تا بحال نشستید یک بار معانی فارسی آن را بخوانید و از دید زبان فارسی به اسلام نگاه کنید ؟؟؟
شما فکر میکنید باید حتما در کتابی نوشته باشد که ” ای مرد برو دخترت را بکش ” .
اما چنین نیست .
…
سوره نساء (زنان) آیه 11
خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برده .
سوره نساء (زنان) آیه 15
و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا میشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند آنها را در خانه محبوس کنید تا مرگشان فرا رسد
سوره النساء (زنان) آیه 34
مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند.
خداوند شما خرافه پرسستان و کوران نکرار کننده را برهاند که عقل خود را به پای منبری ها فروخته اید .
فوریه 17th, 2008 at 11:33 ب.ظ
وقتی این چنین …. میشود ، شما از یک پدر مذهبی چه انتظاری دارید ؟؟؟
سوره توبه آیه 123
ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند.
سوره محمد آيه 4
چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد.
سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 12
و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید
سورهُ توبه آیه 5
پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد.
….
ممسئله اینجاست که ما فقط مینشینیم مذهب را به زبان بیگانه جستجو میکنید و این قدرت ادراک مفاهیم را از ما میگرید .
فوریه 17th, 2008 at 11:57 ب.ظ
اریا جان همان جوابی که به اون اقا دادم به شما هم میدم حاضرم باهاتون بحث کنم.ولی محض اطلاع بگم در ابتدای سوره ال عمران خداوند فرموده:ایات قران دونوع است محکم ومتشابه واینکه یه نفرقران رابخواندچه عربی وچه فارسی ازایات متشابه چیزی دستگیرش نمیشه وفقط اهل فن که دراون ایه هم به ان تاکیدشده از اون خبر دارن.اریای عزیز چه خوب بود تموم جوونها مون کمی فکر میکردن وکسی رامتهم به نادونی نمیکردن.
فوریه 18th, 2008 at 12:11 ق.ظ
رضای عزیز
بنده یک سوال دارم از شما .
خب . ما که در سال 2008 و نزدیک به 1400 سال بعد از این نوشته ها زندگی میکنیم ، وقتی نمیتونیم معانی آیات مشابه رو بفهمیم ، پس اون عرب ملخ خور چطور میتونسته معانی این آیات مشابه رو بفهمه ؟؟؟
اگر آن عرب هم با آن سوادش نمیتونسته ، پس اصلا چرا ای آیات نازل شده وقتی کسی نمیتونسته معنیش رو بفهمه ؟؟؟
در آن زمان مگر چند عدد انسان اهل فن بوده که برای مردم معانی این آیات رو توضیح بده ؟؟؟؟
شما بنده رو توجیه کنید .
فوریه 18th, 2008 at 12:21 ق.ظ
واي واي
فوریه 18th, 2008 at 12:27 ق.ظ
غیرت به این میگن یاد بگیرید
فوریه 18th, 2008 at 12:27 ق.ظ
من که حسابی اعصابم ریخت به هم ولی می خوام به این آرش خان یه چیزی بگم
آقا آرش اگه فکر می کنی که این پدر نامرد کار درستی کرده و از روی شک دختر گلش را پرپر کرده
باید مطمین باشی که تو هنوز از دین اسلام هیچ چیز نمی فهمی
چون اگه اون آدم مذهبی بود خون یه انسان را نمی ریخت
خدا از حق الله می گذره ولی از حق ناس نمی گذره
اگه همه مثل دین اسلام رفتار می کردند الان نباید یه هم چنین خبری را تو این سایت می خوندیم
این حرفا رو نوشتم تا امثال کسانی مثل آرش و آریا دین اسلام را با قتلگاه اشتباه نگیرند و اینقدر شعار غیر اسلامی را با نام اسلام نسازن
فوریه 18th, 2008 at 12:36 ق.ظ
آریا جان از اینکه قرآن را به زبان فارسی خوانده ای خوشحالم .اما از این که اطلاعات تاریخی شما اندک است نارا حتم.
ببین عزیزم معمولا پیامبرانی که با آرامش وصلح به هدایت مردم پرداخته اند به دست عده ای از مردم به بد ترین سرنوشت دچار شده اند مثل عیسی(ع) که به دست روحانیو ن(!)یهودی وامپراتور روم شلاق زده شد و به صلیب آویخته شد.
در زمان محمد(ص) هم مشرکان و کا فران و بعضا مسلمانان به کرات به وی خیانت نمودندوبه نظر من تنها راه باقی مانده همان اعمال خشونت بود و گرنه محمد(ص) هم به سرنوشتی همچون سرنوشت عیسی(ع) دچار می شد.
…
فوریه 18th, 2008 at 12:39 ق.ظ
این بابا یه پا طالبانه
فوریه 18th, 2008 at 12:40 ق.ظ
آقا رضا -یزد
حالا که این آریا رو راضی کردی اون آرشم قانع کن من که کاملا با حرفات موافقم خودمونیم ها خوب جواب اینا رو دادی دممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممت خیلی اجاقی
فوریه 18th, 2008 at 12:45 ق.ظ
مجی-اصفهان آره با شمام طالبان کدومه تو دلت زیادی خوشه داداش من راس میگه بنده خدا
فوریه 18th, 2008 at 12:54 ق.ظ
در ضمن با کار این مردک وحشی هم به شدت مخالفم.
فوریه 18th, 2008 at 1:19 ق.ظ
بچه ها اگه از اسلامو تمدن ایران بگذریم این دختر فقط 14 سالش بوده اون حق زندگی کردنو عاشق شدن داشته تازه اصلا نمی دونه خیانت یعنی چی ! سنگسارا هم مجازات زن خائن هست نه دختر باکره این باباشم حتما برای همون دوران جاهلیت با برف امسال اومد پایین
زمان جاهلیت تو ایران زنا به عنوان ملکه تو قصر بودن حالا ما دین اسلام را همراه با خرافات عربی گرفتیم و فرهنگ2500ساله خودمونو کنار گذاشتیم
فوریه 18th, 2008 at 1:46 ق.ظ
احمقايي مثل اين بابا رو بايد با زجر فرستاد اون دنيا
فوریه 18th, 2008 at 2:21 ق.ظ
دین اسلام به ذات خود نداردعیبی
آنجه هست اندر مسلمانی ماست
فوریه 18th, 2008 at 9:41 ق.ظ
این جور کارها از حماقت بیش از حد بعضی از آدمهاست که با کج فهمی و تعصب و بدبینی همچین نتایجی به بار میاورد.
من فکر میکنم هر کجای دنیا در هر زمانی هر فردی با هر فرهنگی و هر مذهبی اگر دچار بد بینی تعصب و حماقت بیش از حد باشد ممکن است همچین کاری انجام دهد.
متاسفانه دین داری بدون تعقل بین مردم ما کم نیست.
هرچند طبق خبر این جریان در زاهدان اتفاق افتاده و به احتمال زیاد پدر سنگدل از اهل تشیع نبوده ولی فرق چندانی هم نمیکند. چون موارد مشابه در جاهای دیگر کم و بیش اتفاق میافتد.
به دوستانی که هر چیز از این دست را فوری به اسلام ربط میدهند پیشنهاد میکنم عدالت بیشتری داشته باشند.
هرچند که به بعضی از آیه های قرآن را که میخوانم با تعجب فکر میکنم و از درک دلیلشان عاجز میمانم ولی امیدوارم کسی که صلاحیت داشته باشد با منطق بتواند در این مورد مرا راهنمایی کند. به نظرم شک کردن در این موارد جای نگرانی ندارد از شک میشود به یقین رسید. بالاخره باید مدعیان سردمداری دین بتوانند با منطق من و شما را قانع کنند نه با بهانه کفر و ارتداد جرات پرسش را از من و شما بگیرند.
با این حال معتقدم با انکار کامل آنهم بدون منطق محکم راه به جایی نمیبریم
در مورد فرهنگ ایران باستان هم موافقم که حکومت منطقی تری در ایران آن زمان حاکم بوده خصوصا کورش که مایه فخر همه ایرانیان است. اما متاسفانه چیز زیادی از زندگی و فرهنگ مردم عادی آن زمان نمیدانم و البته تا جایی که من میدانم آنطور که خانم هما گفته در زمان جاهلیت همه خانمهای ایرانی در قصر ها ملکه نبودند! این که بیشتر داستانهایی که ما از گذشته خودمون میدونیم در مورد شاهان و شهبانوان بوده شاید این فکر رو در ذهن شما ایجاد کرده. ظاهرا طبق مطلبی که در کتاب حجاب شهید مطهری خواندم در دوران باستان در طبقه اشرافی محدودیتهایی برای زنان ایرانی بوده این بیشتر بدلیل ترس از مقامات قوی تری بوده که گاهی به همسر یک مقام زیر دست چشم طمع میدوختند و با کشتن وی همسر مرد را صاحب میشدند. عربها بعد از لشگر کشی به ایران به دلیل زمینه مساعدی که در مردسالاری داشتند از این محدودیتها استقبال کردند و خصوصا حجاب به شکل موجود از آن زمان به فرهنگ مسلمانها وارد شد.
ما اگر به وجود خدا ایمان داشته باشیم و به ما ثابت شود که محمد و زرتشت و موسی و عیسی همه پیام آوران از سوی خدای یگانه بودند تعصب در مورد ایرانی یا عرب بودن برگزیده خدا خود حماقتی است که نباید مرتکب شویم. باید بهترین و کاملترین و عمومی ترین پیامها و پیام آوران را پیروی کنیم.
فوریه 18th, 2008 at 11:04 ق.ظ
کار این بابا هیچ ربطی به اسلام نداره . عجیبه که بعضی ها به محض اینکه یک چیزی رو میخونند سریع اونو به اسلام نسبت میدن که به نظر من اینها عقده اسلام رو دارند. در جواب کسانی که سنگ حکومت قبل از اسلام در ایران را به سینه میزنند باید گفت که به شهادت تاریخ علت پیروزی اعراب بر ایران نارضایتی عمومی مردم از حکومت بوده و اختلاف فاحش طبقاتی و تقسیم مردم به 3 دسته ملوک ، آموزگاران و دهقانان بوده که هر طبقه شرایط زندگی خاص خودش را داشته . آقای(یا خانم) آریا ، آیاتی که نوشته ای همه برای کشتن کفار است زمانی که آنها قصد از بین بردن و ریشه کن کردن اسلام را داشتند و به جز این خدا چه دستوری میتوانست بدهد؟ انتظار داشتید مانند مسیح بگوید اگر کسی در سمت راست شما سیلی زد سمت چپ را نیز به او بسپارید. اگر کسی خواست شما یا نزدیکان شما را بکشد چه می کنید؟ اسلام دین مردانه است نه تیتیش مامانی و زنانه . چشم در مقابل چشم – دست در مقابل دست و جان در مقابل جان.
فوریه 18th, 2008 at 11:38 ق.ظ
يكي توي يك كشور عاشق مرد ديوونه ميشه بعدش ازش حامله ميشه و اخرش فقط از كارش اخراج ميشه بعد توي ايران باباهه نمي دونم چطوري تشخيص ميده دخترش رو بايد بكشه اون هم با اين ايده كثافتش (خيانتي كه معلوم نيست «دوستي با مرد؟ پسر؟»
فوریه 18th, 2008 at 12:25 ب.ظ
دستش درد نکنه، بالاخره اضافه کاریت رو کمک عزراییل واسی همینه دیگه….
فوریه 18th, 2008 at 12:32 ب.ظ
آقایان و خانمهای علما آیا حکم سنگسار فقط مربوط به دین اسلام هست یا خیر اگر کسی میدونه لطفا به بنده توضیح دهید؟ البته میدونم که مسیحیها هم در گذشته افراد گناهکار را در آتش میسوزاندند که سالهاست کلیساها دیگر جرئت این کارها را ندارند.
فوریه 18th, 2008 at 2:09 ب.ظ
توی ایلام و زاهدان ازین موردا زیاده……جای تاسفه
فوریه 18th, 2008 at 2:42 ب.ظ
امید خان میبینم که واقعا دل پری از کوروش بزرگ و یا یزدگرد سوم ساسانی داری .
آخه به تو هم میگن ایرانی ؟؟
خدا رو شکر که شما یکی نشدی رئیس جمهوری چیزی . فکر کنم اصلا داستان کره زمین رو از ریشه عوض میکردی .
میشه نارضایتی مردم از حکومتهای قبل از اسلام ( در ایران ) رو بگی از چه منبعی این اظهار فضب رو کردی ؟؟؟؟
ببخشید وقتی محمد حمله کرد به ایران همه ایرانی ها رو کشت و زنها رو به اسارت گرفت و مردها رو تکه تکه کرد و پسر بچه ها رو به بردگی ، شما اونوقت از کدوم منبع این خزعبلات رو تحویل ملت میدید ؟؟؟
نوشته های شما سطح سواد و معلومات شما رو نشون داد .
آخه وقتی عربها حمله کردن زدن همه ایرانی ها رو کشتن ، شما از کجا کشف کردی که مردم از حکومت قبل از اسلام ناراضی بودن ؟؟
اصلا شما که با سوادی هستید ، بفرمایید که زمان چه حاکمی ( در ایران ) اعراب به این سرزمین حمله کردند ؟
و بفرمایید اون حاکم چه خصوصیاتی داشت ؟؟ ( به لحاظ حکومت و شخصیت )
تو اگه به این سوالای من جواب بدی من تا آخر عمر غلامتم .
ما ایرانیها وقتی در زمینه ای آگاهی نداریم چرا الکی نظر فیلسوفانه میدیم ؟؟؟
فوریه 18th, 2008 at 2:52 ب.ظ
بنده با نظرات جناب آریا تا حدودی موافقم .
بنده هم سوالی از دوستان اسلام دوست دارم . که اینجا فقط بلدن اسلام اسلام کنن .
شاید شما در قرن حاضر بارها و بارها ( شاید میلیونها و میلیونها بار ) جرم جنایت و قتل و کشتار را در کشورهای اروپایی و غربی دیدید .
اما سوال این است که آیا حتی یک بار هم از رسانه های گوناگون ، شنیده و یا دیده اید که شخصی دختر خود را به دلیل تعصب و غیرت بی مورد ، سنکسار کنه یا بکشتش ؟؟؟؟
پاسخ شما از پیش مشخصه . جواب نه است .
اصولا در همه دنیا قتل و کشتار هست اما نه از روی تعصب و غیرت و با سنگسار و هر چیز دیگر .
قطعا در این بین یک تفاوت میان ما و کشورهای لائیک وجود دارد .
خب شما دوستان اسلام دوست برای من توضیح بدید که این تقاوت در چیه ؟؟؟؟
فوریه 18th, 2008 at 3:13 ب.ظ
تفاوت در اسلام درست و اسلام نادرسته
حالا آرش خان شما به بنده توضیح بدید که خیلی ادعای مسلمانیت میشه تو کدوم آیه یا سوره قرآن نوشته که از روی شک و تردید میشه جون یه آدم و گرفت که معلوم نیست به گناهی مرتکب شده یا نه
تازه تقاص گناه رو هم خدا باید بگیره نه بنده خدا از بنده خدا
فوریه 18th, 2008 at 4:49 ب.ظ
آقا آرش کی گفته کار این بابا طبق اصول اسلام است . ولی قبول دارم که مسئله سنگسار در اسلام هست که آن هم طبق شرایط خودش است و خیلی سخت میشود کسی را به سنگسار محکوم کرد . فلسفه سنگسار هم این است که چون هر کس گناهی می کند باید تقاص گناه خود را بدهد چه بهتر که این تقاص در این دنیا بیشتر باشد و در آخرت عقوبت کمتری داشته باشد.
اینو من شنیدم که یک نفر زنا میکنه و بعد پشیمون میشه میره پیش حضرت علی اعتراف میکنه . حضرت علی میگه به 3 طریق میشه حد تو رو جاری کرد . با شمشیر ، سنگسار و سوزاندن . طرف میگه کدومش بیشتر عذاب داره حضرت میگه سوزاندن . طرف میگه پس منو بسوزونید .
موقعی که میخوان بسوزونش رو میکنه به آسمون و میگه خدایا بدترین رو انتخاب کردم تا از عذاب دوزخت در امان باشم که حضرت گریه میکنه و میگه بیا بیرون که خدا به خاطر گریه فرشتگان تو رو بخشید .
فوریه 18th, 2008 at 4:56 ب.ظ
با نظر شادی در بالا موافقم کمی ظرفیت داشته باشید هر چیزی را به هر چیز الکی ربط ندید تا کی می خواهید عقده ای بمانید کمی منطقی باشید پدری که اسلام سرش نمی شه این کار را می کنه کجای اسلام نوشته با دخترت این کار را بکن کمی کتا حضرت محمد و فاطمه را بخوانید متوجه این موضوع می شوید
فوریه 18th, 2008 at 5:12 ب.ظ
فقط می تونم بگم متاسفم……مخصوصا برای اینجور ÷درها
فوریه 18th, 2008 at 5:32 ب.ظ
برای این پدر و امثالش متاسفم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فوریه 18th, 2008 at 6:41 ب.ظ
من نمیدونم چرا بعضی ها ظرفیت بحث کردن ندارند و فقط بلدند که به دیگران توهین کنند. من هیچ وقت فکر نکردم که عقل کل هستم و فقط نظرم را گفتم. از کسانی در قرن21 هنوز عقاید نژادپرستی دارند و به راحتی به یک ملت توهین می کنند نمی توان انتظار مطالعه و تحقیق به دور از تعصب را داشت. متاسفانه بعضی ها اول در مورد موضوعی حکم صادر می کنند بعد به دنبال مدرک میگردند!!!!!!!!! مشخصه که در این حالت فقط مدارکی روکه موافق اونهاست می بیینند.
فوریه 18th, 2008 at 7:00 ب.ظ
سوره نحل آیه97
كس كار شايستهاى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مىداريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند، خواهيم داد
سوره آل عمران آیه195
خداوند، درخواست آنها را پذيرفت (و فرمود:) من عمل هيچ عملكنندهاى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم شما همنوعيد، و از جنس يكديگر كرد;……..
سوره حجرات آیه13
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است!
.
.
.
آیه های زیادی درباره برابری انسانها در قرآن است بهتره کمی هم در مورد آنها فکر کنیم. تفسیرهای زیادی درمورد آیه هایی که در مورد کشتار کافران یا بی احترامی به زنان نوشتید وجود دارد که پیشنهاد می کنم به جای اینکه سریع اسلام را متهم کنید سری به سایت هایی در این مورد بزنید. مثلاً:
سوره نسا آیه34
الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله و اللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن في المضاجع و اضربوهن فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ان الله كان عليا كبيرا (34)
مردان، تکیه گاه زنانند بدانچه خدا بعضى را نسبت به بعضى ديگر نعمت داده و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان مىكنند.(تامین مخارج زنان) و زنان شایسته، فروتنند،وانچه را باید محفوظ باشد، حفظ مىكنند. و ( آن دسته از زنان را كه از سركشى و نافرمانی اشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و سپس از انها صرف نظر کنید یا رهایشان سازید و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدى بر آنها نجوييد! قطعا” خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (34)
با ذکر ایه وبا توجه به ایات قران ضرب معانی گوناگونی دارد ودر این ایه به معنی رها کردن یا صرف نظر کردن است
فوریه 18th, 2008 at 8:29 ب.ظ
ما ایرانیها وقتی در زمینه ای آگاهی نداریم چرا الکی نظر فیلسوفانه میدیم (جمله آرش در نظرش)
ببخشید وقتی محمد حمله کرد به ایران همه ایرانی ها رو کشت و زنها رو به اسارت گرفت و مردها رو تکه تکه کرد و پسر بچه ها رو به بردگی ،(جمله دیگری از ایشان در همان نظر)
نوشته های شما سطح سواد و معلومات شما رو نشون داد .(جمله دیگری از ایشان در همان نظر)
حالا یکی به من بگه آیا حضرت محمد به ایران حمله کرد یا عمر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنون
فوریه 18th, 2008 at 9:02 ب.ظ
جدا باید تاسف خورد به حال انهایی که دلشان برای مشرکان و کافران می سوزد . و می خواهند بگویند انها بیشتر می دانند .مهربانترند داناترند دلسوزترند منصفترند و …..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوره بقره
هر جا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و از شهرهاشان برانید چنانچه انان شما را از وطن اواره کردند و فتنه گری که انان کنند سختر و فسادش بیشتر از جنگ است و در مسجد الحرام با انها قتال مکنید مگر ان که انان پیشدستی کنند در این صورت رواست که انان را در حرم به قتل رسانید این است کیفر کافران191 اگر دست از شرک و ستم بدارند از انها در گذرید که خدا امرزنده و مهربان است 192 و با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و همه را ائین دین خدا باشد و اگر از فتنه و فساد دست کشیدند (با انها عدالت کنید ) که ستم جز بر ستمکاران روا نیست 193 ماههای حرام را در مقابل ماههای حرام قرار دهید که اگر حرمت ان نگاه نداشته و با شما قتال کنند شما نیز قصاص کنید پس هر که به جور و ستمکاری شما دست دراز کند انانرا به مقاومت از پای در اورید به قدر ستمی که به شما رسیده (به عدل با ظلم کافران مقاومت کنید) و از خدا بترسید و بدانید که یاری خدا با پرهیزکاران است.
ایه 18-15 سوره نساء
زنانیکه عمل ناشایسته کنند چهار شاهد مسلمان بر انها بخواهید چنانچه شهادت دادند در اینصورت انانرا در خانه نگه دارید تا زمان عمرشان به پیان رسد یا خدا برای انها راهی پدیدار گرداند ( یعنی توبه یا حد مقرر شود)15 هر کس از مسلمانان عمل ناشایسته مرتکب شوند چه زن چه مرد انان را به توبیخ و سرزنش بیازاریدچنانچه توبه کردند دیگر متعرض انها نشوید که خدا توبه خلق می پذیرد و نسبت به انها مهربانست16
محققا خدا توبه انهایی را میپذیرد که عمل ناشایسته را از روی جهل و نادانی مرتکب شوند پس از ان که زشتی ان عمل را که دانستند به زودی توبه کنند پس خدا انها را می بخشد و خدا دانا و به مصالح خلق اگاهست 17 کسی که به اعمال زشت تمام عمرش اشتغال ورزد تا انگاه که به یقین مشاهده مرگ کند در ان ساعت پشیمان شود و گوید اکنون توبه کردم توبه چنین کسی پذیرفته نخواهد شد چنانچه هر کس به حال کفر بمیرد نیز توبه اش قبول نشود بر این گروه عذابی بس دردناک مهیا ساختیم 18
بله در سوره نساء ایه 11 خداوند می فرماید حکم خدا در مورد فرزندان شما اینست که پسران دو برابر دختران ارث برند
به نظر من: پسر 2 ارث+همسرش 1 ارث=3 ارث
=
دختر 1 ارث+ همسرش2 ارث= 3 ارث
ایه 151 سوره انعام
بگو ای پیغمبر بیائید تا انچه خدا بر شما حرام کرده همه را به راستی بیان کنم در مرتبه اول اینکه شرک به خدا به هیچوجه نیاورید و دیگر اینکه درباره پدر و مادر احسان کنید و نیازارید. دیگر اولاد خود را از بیم فقر نکشید ما شما و انها را روزی می دهیم و دیگر به کارهای زشت اشکار و نهان نزدیک نشوید و نفسی را که حرام کرده جز به حق (به حکم حق و قصاص) به قتل نرسانید شما را خدا به این اندرزها سفارش نموده باشد که تعقل کنید.
سوره نساء ایه 93
هر کس مومنی را به عمد بکشد مجازاتش اتش جهنم است که در ان جاوید معذب خواهد بود. خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید مهیا سازد.
سوره نساء ایه 56
انان که به ایات ما کافر شدند به زودی به اتش دوزخشان در افکنیم که هر چه پوست تن انها بسوزد به پوست دیگرش مبدل سازیم تا سختی عذاب را بچشند که همانا خدا مقتدر است و کارش از روی حکمت است.
فوریه 18th, 2008 at 10:18 ب.ظ
تنها می توانم سکوت کنم در برابر این همه جنایت و بی عدالتی.. هنوز هم صحنه های سنگسار آن دختر بیچاره که در گوشی موبایل دیدم از ذهنم پاک نشده …
فوریه 18th, 2008 at 10:45 ب.ظ
سلام.ب توجه به اینکه یه دوری توبعضی از مطالب این سایت زدم دیدم بعضی ازاقایون همه فن حریف ودرهمه زمینها خورشون را صاحب نظر نشون میدن بعدبه ذهنم اومد که پیامبر مهربانی حضرت محمد(ص)در یکی ازسخنانشان فرموده اند{هرگاه عقل کامل شودسخن کوتاه میشود}عزیزم وقتی در موردی معلومات نداری اظهار نظر نکن چراکه:هرگاه سخن گفتن نقره باشدسکوت حتما طلاست.ازخداوپیغمبروقران گرفته تاتمام مقدسات رابه نقد جاهلانه میکشند درحالی که از جزئی ترین مسائل دین اسلام خبر ندارند.دراخربه اطلاع برسانم امروزخبرگزاریها نوشته بودن یه مرد امریکایی دخترش را اتش زده.قابل توجه……….
فوریه 18th, 2008 at 11:30 ب.ظ
اين جور آدمها يه ديوانه اند .ربطي به اسلام نداره
البته قانون مملكت ما اين مردها رو پررو مي كنه وقتي قانون داريم كه پدر ميتونه فرزندش رو بكشه
فوریه 19th, 2008 at 10:34 ق.ظ
جنين كارهاي كثيفي از همين سنيهاي بدبخت بر مي آيد وبس .
همين كثافتها سر ميبرند . همين كثافتها آتش ميزنند. همه اينها را هم بر اساس فتواهاي ملاهاشان كه يك مشت بي سواد بدبخت وعمري هستند . آخه اربابشون كه عمر باشه وقتي به ايران حمله كرد به قتل وغارت مردم دست زد . تاريخ را بخوانيد . نامه كورش به عمر را بخوانيد . ببينيد جقدر كتابخانه ها توسط لشكريان عمر بن خطاب سوزانده شد . جه شهرهايي را كه ويران كرد ومردمش را از دم تيغ عبور داد .وهمين امر باعث شد كه خيلي از كشورهاي غربي كه تازه اسلام آورده بودند دوباره از دين خارج شوند . باور كنيد بزركَترين خيانتي كه عمر در حق ايران انجام داد همين حمله لشكريانش به ايران بود . آنوقت يك مشت ايراني احمق ميكَويند عمر خدمات زيادي كرده واز آن خدمات مسلمان شدن ما ايرانيهاست . ننكَ بر ما باد كه اكَر اسلاممان را مديون جنين شخص خبيثي بدانيم . فقط تنها جايي كه از كَزند ددمنشيها امن بود واصلا كشته نداشت اصفهان وفارس بود . آنهم به اين جهت بود كه فرماندهي لشكَر در دستان توانمند امام حسن عليه السلام بود وايشان اجازه هيج كَونه تجاوز به حقوق افراد را نميدادند . اكَر باور نداريد به تاريخ بنكَريد وحتي تاريخ خود سنيها.
فوریه 19th, 2008 at 10:35 ق.ظ
مملکت جمهوری اسلامی ما بهتر از اینم نباید باشه
فوریه 19th, 2008 at 11:20 ق.ظ
من بودم ……………………………………………………………………………………………………..
فوریه 19th, 2008 at 1:25 ب.ظ
متاسفانه بیشتر مردای ایرانی همچین افکاری رو دارن مثلا میخوان آبروشون حفظ بمونه
فوریه 20th, 2008 at 9:40 ق.ظ
جناب رضا از یزد چند نکته رو بگم
اولا که بحث کردن ما ایرانی ها تنها برای اثبات حرفهای خودمونه و نه برای یک بحث سالم من به این مسئله ایمان دارم که شما ها که دم از اسلام می زنید و متاسفانه هم وطن من هستید اگر پاش بیفته من رو به دار هم خواهید آویخت
این هاست که درده اینهاست که رنج و غمه
آیا یک انسان حق ندارد کافر باشد؟
در قوانین حقوق بشر که بخشی از آن از روی منشور کوروش بزرگ یگانه مرد تاریخ بشر برداشت شده است حق آزادی اندیشه و ترویج و تبلیغ آن یک امر ضروری و از نیازهای انسان و از حقوق ابتدایی بشر است
اما متاسفانه در قوانین اسلام جرم چنین کاری که به آن هزاران لقب عربی می دهند بسیار سنگین است
دلیل اینکه ما امروز اینجای دنیا ایستادیم تنها به خاطر بی سوادی ماست
نمیگم شماها بی سوادید تنها خودم رو می گم
متاسفم برای آنانی که چشمهایشان را تعصب بر روی چلوکبابهای ظهر عاشورا و دختر/پسر بازی شبهای اعتکاف بسته است
فوریه 21st, 2008 at 5:36 ب.ظ
قبول کنیم که این اقا تحت تاثیر محیطی که توش زندکی میکنه دست به یه همچین کاری زده وگرنه هیچ پدری دوست نداره با دست خودش دخترشو بکشه .
فوریه 21st, 2008 at 7:27 ب.ظ
آقاي سوار پارسي
متاسفم كه اينقدر سطحي نگر هستي. آنقدر كه از عاشورا فقط چلوكباب ظهرش بيادت مونده و از اعتكاف فقط دختر و پسر بازيش
كافر همه را به كيش خود پندارد ….
فوریه 21st, 2008 at 10:58 ب.ظ
یه چیز دیگه هم یادم مونده
بلوتوث بازی…میگی نه؟
کافیه از دم یه مسجد که رد شدی بلوتوثت رو روشن کنی و عکسهای س.ک.س.ی رو بگیری و بعد بری خونه واسه بابات تعریف کنی که :
همون امام بود که به همراه پدر و برادر گرامیشون 15000 ایرانی رو سر بریدن حالا توی عزاداریش این عکسا پخش میشه
به به عجب فرهنگ عاشوراییه
در ضمن من افتخار می کنم که پام رو هرگز توی همچین جاهایی نذاشتم
فوریه 21st, 2008 at 11:43 ب.ظ
خداوند می فرماید: درآن روز که از دختران زنده بگور شده (کشته شده بواسطه افکار جاهلیت) باز پرسند به کدامین گناه کشته شدید؟….
این دین ماست نه خرافات جاهلان نه عقده گشایی بی دینان……….اسلام بیش از همه ادیان وحتی مکاتب بظاهر مترقی ومدرن بشری برای زن ارزش وبها قائل است.
فوریه 22nd, 2008 at 12:23 ق.ظ
من از افکار این اقای سوار پارسی حیرت میکنم ادمی که اینقد تعصب کورکورانه داره وبه تمام مقدسات توهین میکنه ونرفتن به مسجدو…افتخار خودش میدونه اونوقت چقدر هم ادعا داره.عزیزم من نمیدونم مذهبت چیه اما ما در شهرمون (یزد)سالهاست با اصیلترین قوم ایرانی(زردشتیها)برادروار زندگی میکنیم من حتی به عبادتگاه های اونها در چک چک وپارس بانو هم رفتم وخیلی از اونها هم در ایام عزاداری اقا امام حسین (ع)نذری دارن وبرای تبرک از غذاهای نذری اونهم با چه نیت خالص وهیجانی میبرن.ای کاش شما مقصودت را صاف میگفتی.
فوریه 22nd, 2008 at 12:49 ق.ظ
دنیای ما قصه نبود
پیغوم سر بسته نبود.
دنیای ما عیونه
هر کی می خواد بدونه:
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هر کی باهاش کار داره
دلش خبردار داره
دنیای ما بزرگه
پر از شغال و گرگه
دنیای ما – هی هی هی
عقب آتیش – لی لی لی
آتیش می خوای بالا ترک
تا کف پات ترک ترک
دنیای ما همینه
بخوای نخواهی اینه
فوریه 22nd, 2008 at 2:28 ق.ظ
رضا جان جای تعجب نداره . این طور که ( از نظر 80 ) بوش میاد این اقا به وجود خدا اعتقادی نداره و کافر بودن رو یک ارزش و یک حق برای انسان تلقی می کنه .بس ازچنین فردی که چشم خودش رو بر روی عینی ترین واقعیت عالم ( یعنی وجود خدا ) بسته چطور می تونیم انتظار داشته باشیم که با مسایل کورکورانه برخورد نکنه و واقع بین باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فوریه 22nd, 2008 at 3:18 ق.ظ
کجاست کورش کبیر
فوریه 22nd, 2008 at 9:03 ق.ظ
این کار ریشه در دین و مذهب دارد و بس . تا از مذهب رها نشویم آش همین آش است و ….
فوریه 22nd, 2008 at 1:51 ب.ظ
کوروش کبیر-داریوش بزرگ -نیک بادا زرتشت وووووووووووووووووووووووووووووووووووووولم کن بابا چه ربطی به کوروش وداریوش وخدا وناخدا واین حرفها داره طرف یه جاییش خل بوده برگور پدر بی پدرش هم سگ … چه ربطی به پیامبر داره من خودم خیلی با این بنده خدا(به تعبیر خود قران) حال نمی کنم ولی بعضی ها واقعا گندش رو در اوردن کجای قران یه همچین چیزی نوشته؟
فوریه 22nd, 2008 at 1:52 ب.ظ
کوروش کبیر-داریوش بزرگ -نیک بادا زرتشت وووووووووووووووووووووووووووووووووووووولم کن بابا چه ربطی به کوروش وداریوش وخدا وناخدا واین حرفها داره طرف یه جاییش خل بوده برگور پدر بی پدرش هم سگ … چه ربطی به پیامبر داره من خودم خیلی با این بنده خدا(به تعبیر خود قران) حال نمی کنم ولی بعضی ها واقعا گندش رو در اوردن کجای قران یه همچین چیزی نوشته؟
فوریه 22nd, 2008 at 1:57 ب.ظ
یکی این اقای سوار پارسی رو ازخواب بیدار کنه
در ضمن به این عزیز دلمون التماس میکنیم کمی مطالعه بفرمایند بد نیست
از قدیم گفتن ادم رو سگ بگیره جو نگیره داداشمون فکر کرده از نوادگان کوروشه که اینقدر بی ترمز میره؟
فوریه 22nd, 2008 at 3:32 ب.ظ
به آقایPakha
عزیزم تقصیری نداری!
یاتودهات زندگی می کنی ودنیارا ندیدی یا آدم بی سوادی هستی که جو فیلمهای غربی ورنگ ولعابهای ماهواره ها گرفتت. بیا اینجا از نزدیک ببین چه خبره.
تو همین قرن 21 قرن تکنولوژی وکامپیوتر وماهواره تو خیابون جلوی چشم همه مردم به زور به هم تجاوز می کنند. آدم می کشند. از ساعت هفت بعد ازظهر به بعد جرات نمی کنی از خانه بیرون بیای.مگرمسلح باشی وچند نفر باهم باشین.هفته ای چند بار خبر از آدم خواری همین آدمهای متمدن وپیشرفته با آب وتاب از تلویزیون پخش می شه.
همسر من انقدر این صحنه های چندش آور روش اثرگذاشته که سه ساله گوشت نمی خوره وگیاهخوار شده.
کجای کاری آقای جو زده!!!!!!!!!!
فوریه 23rd, 2008 at 3:10 ب.ظ
ایا واقعآ با مردی رابطه داشته یا فقط شک بوده؟
فوریه 23rd, 2008 at 3:32 ب.ظ
يوم الشك بوده فقط جناب!
فوریه 24th, 2008 at 12:58 ب.ظ
سیستانی بود یا بلوچستانی ؟
فوریه 24th, 2008 at 12:59 ب.ظ
هر که بود آدم نا مهربان بود
فوریه 25th, 2008 at 11:18 ق.ظ
سوار پارسي عزيز !
در بيشتر نظراتت باهات موافقم چون به نظر آدم منطقي ميايي ولي اين يكي رو باهات نيستم جدا از ايراني بودنمان ما انسانيم وهر انسان آزادهاي كه در هر گوشه از جهان بر عليه نظام بيدادي به پا خيزد برايمان با ارزش است و امام حسين از چنين شخصيتي برخوردار بودوانسان آزاده اي بود . البته من مطمئن هستم كه مشكل از شما نيست بلكه مشكل از نظام ماست كه با سوئ استفاده هاي خود از دين مردم را منضجر كرده است .
فوریه 25th, 2008 at 11:29 ق.ظ
اگرچه دختره كار بد كرد ولي جاي توبه باقي است
فوریه 25th, 2008 at 6:29 ب.ظ
به نام خدا
سلام به همگی
من واقعا برا خیلی ها متاسفم که این چیزها رو به نام اسلام میزارن
مولا علی فرمود:در آخر الزمان اسلام رو پوستین وارونه میکنند و اسلام را که سراسر نرم هست خشن و سخت نشان میدهند.
حضرت محمد(ص) فرمود: اگر مردی به هر دلیلی سیلی بر صورت دختر مادر یا زن خود بزند 80 سیلی آتشین در آن دنیا را بر صورتش تضمین میکنم!!!
من از بعضی هاتون میخوام برین اسلام رو بشناسین و ببینین چی میگه بعد نظر بدین
شما تا حالا این جمله از حضرت محمد(ص) رو خوندین که فرمود:هر کسی زن را کوچک میشمارد شک نکنید کوچک و حقیر است و کسی بلند مرتیه هست که زن را بالا مرتبه میداند!
شما این سخن مولا علی رو خوندید که فرمود:بر زنان سخت مگیرید زیرا آنان سفت و سخت نیستند,زنان مانند برگ گل لطیف هستند!!!
مردی که دختر خودشو کشت به خاطر فساد(که ضمنا صابت هم نشد) شک نکنید جزو اولین جهنمی هاست و اگه کسی در این چمله کوچکترین شک رو داشته باشه 1 درصد هم اسلام رو نمیشناسه
ضمنا در آخر یه جمله از حضرت محمد(ص) بگم که فرمود: دختران رحمت خدا به خانواده اند و خانواده ای که دختر نداشته باشد از این رحت بی نسیب هست!
یا مولا علی مدد
فوریه 25th, 2008 at 6:31 ب.ظ
به نام خدا
سلام به همگی
من واقعا برا خیلی ها متاسفم که این چیزها رو به نام اسلام میزارن
مولا علی فرمود:در آخر الزمان اسلام رو پوستین وارونه میکنند و اسلام را که سراسر نرم هست خشن و سخت نشان میدهند.
حضرت محمد(ص) فرمود: اگر مردی به هر دلیلی سیلی بر صورت دختر مادر یا زن خود بزند 80 سیلی آتشین در آن دنیا را بر صورتش تضمین میکنم!!!
من از بعضی هاتون میخوام برین اسلام رو بشناسین و ببینین چی میگه بعد نظر بدین
شما تا حالا این جمله از حضرت محمد(ص) رو خوندین که فرمود:هر کسی زن را کوچک میشمارد شک نکنید کوچک و حقیر است و کسی بلند مرتیه هست که زن را بالا مرتبه میداند!
شما این سخن مولا علی رو خوندید که فرمود:بر زنان سخت مگیرید زیرا آنان سفت و سخت نیستند,زنان مانند برگ گل لطیف هستند!!!
مردی که دختر خودشو کشت به خاطر فساد(که ضمنا صابت هم نشد) شک نکنید جزو اولین جهنمی هاست و اگه کسی در این چمله کوچکترین شک رو داشته باشه 1 درصد هم اسلام رو نمیشناسه
ضمنا در آخر یه جمله از حضرت محمد(ص) بگم که فرمود: دختران رحمت خدا به خانواده اند و خانواده ای که دختر نداشته باشد از این رحت بی نسیب هست!
ضمنا خواهش میکنم برین دین خدا اسلام که دین همه ی ما هست رو کامل بخونید بعد خودتون متوجه میشید
یا مولا علی مدد
فوریه 25th, 2008 at 6:34 ب.ظ
[ حذف شد ]
پيامبر هم اينقدر ارزش زن رو بالا ميدونست اينهمه زن گرفت پس.
فوریه 25th, 2008 at 8:31 ب.ظ
ميخواستم به اون ايليا احمق كه اين كثافت كاري ها پاي سني ها گذاشته بگم خيلي عقبي داداش
فوریه 25th, 2008 at 8:34 ب.ظ
واقايان ارش و سوار پارسي مي خواستم بگم قراني كه شما داريد مال سلمان رشدي است نه قران ناب اسلامي .شما فقط بلدين تحريف شده ها را بخوانيد نه واقعيت ها را .معلوم نيست شما مال كدوم دين و….
فوریه 26th, 2008 at 1:59 ب.ظ
رحمت از اونور آب حرف نزنی نمیگن نیستنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فوریه 26th, 2008 at 2:15 ب.ظ
از هر يه ميليون يكي اينجوري پيدا ميشه!
تازه شم اينجا چه خبره؟
اينجا كل كل خانم ها وآقاهاست يا … ؟
فوریه 26th, 2008 at 7:30 ب.ظ
خوب است بد نيست
فوریه 27th, 2008 at 11:28 ب.ظ
عزیزای من درسته که باباش کار وحشیانه ای کرده ولی طبق ماده 220 قانون مجازات اسلامی بابائه قصاص نمیشه.فقط محکوم به دیه قتل و حبس تعزیری میشه.
فوریه 27th, 2008 at 11:32 ب.ظ
در مورد دومی جنون در حین ارتکاب جرم رافع مسئولیت کیفریه.
فوریه 28th, 2008 at 12:56 ب.ظ
به خانم های توی سایت یه توصیه اکید می کنم !!!!!
لطفا آیه 33 سوره نسا رو بخونید و نظرتون را بذارید . راجع به نحوه برخورد مردان با زنان در صورت نافرمانیشان است ! مرتبه اول عدم تحویل ، مرتبه دوم دوری از بستر و مرتبه سوم وضربوهن
(یعنی بزنید ایشان را !!!!!) و جالب است هیچ شرط و شروطی هم برای نافرمانی خانم ها نسبت به اقایان نگذاشته !!!! فقط نگویید حزو ایات متشابه است یا همچین چیزها چون خیلی واضح است و رک و راست !!!!!
فوریه 28th, 2008 at 11:26 ب.ظ
حقشون بود ….نافرمانی یعنی این …………..من که خوشم اومد . !
فوریه 29th, 2008 at 11:51 ق.ظ
واقعا متاسفم ونمی دونم چی باید بگم
فوریه 29th, 2008 at 12:45 ب.ظ
من کاملا با اقای سوار پارسی موافقم بسیارررررررررررررررر عالی بود فقط میخواهم به ترجمهای دیگه هم مراجعه کنه
فوریه 29th, 2008 at 12:50 ب.ظ
البته تعجب میکنم که چرا با این همه مخالف کسی برای یک چی÷س 400 تومانی که در عرض یک هفته 500 تومان شده اعتراض نمیکنه
فوریه 29th, 2008 at 12:56 ب.ظ
و جالب تر این که هر بلای سرمون بیاد هیچ کس دم نمیزنه
من با 18 سال سن الان نگران خرید خانه هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فوریه 29th, 2008 at 7:11 ب.ظ
چنين كثافتهايي باعث بدنام شدن اسلام مي شوند.
مارس 1st, 2008 at 6:45 ق.ظ
توجه توجه توجه میخوام به ردیف به سوال های اقای پارسی که در بالا مطرح شده پاسخ دهم (لازم به ذکر است مطالب زیر من در اوردی نیست چون که من متخصص احکام دینی نیستم وبراساس تحقیقات خودم از مراجع دین می باشد …. اقای سوار پارسی که امیدوارم پیاده پارسی شی در مورد ایه سه(3 )سوره نسا عرض کنم که معنی کلی ایه این چنین است ونمی دانم این معنی ها را از کجا اورده ای …. و اگر می ترسیدکه(به هنگام ازدواج با دختران یتیم)عدالت را رعایت نکنید(از ازدواج با انان چشم پوشی کنید)و بازنان پاک ( دیگر)ازدواج کنیددو یا سه یا چهارهمسر.و اگر می ترسید عدالت را (در مورد همسران متعدد)رعایت نکنید تنها یک همسربگیرید ویا از زنانی که مالک انهایید استفاده کنید.این کار ازظلم وستم بهتر جلوگیری میکند……… در مورد ایه صدوبیست و هشت(128) سوره بقره باید عرض کنم خدمت حضرت عالی معنی ایه این چنین می باشدو کجاش مشکل داره ********** پروردگارامارا تسلیم امر خود قرار ده واز دودمان ما امتی که تسلیم فرمانت باشند(بوجود اور)وطرز عبادتمان را به ما نشان ده وتوبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر و مهربانی ** ودر مورد مسجدت عرض کنم که ما که تا الان نه دیدم ونه شنیدیم اگر هم چنین چیزی بوده شاید یک در میلیونم باشه این هم توسط عده ای انسان کثیف که هرجا بد هم پیدا می شه مثل یک صندوق میوه که هم میوه سالم داخلش هست وهم گندیده…… *******کسی ایرانی بودنش انکار نمی کنه وحتی افتخار هم می کنیم که ایرانی هستیم واقای سوار پارسی. تمدن ما حالا ایرانی اسلامی است ویک دلیل برای اثبات حرفم .. تو که بیشتر از پروفسور حسابی نمی دونی یک روز از حسابی سوال کردند چند فرزند داری گفت دو فرزند یک پسرو یک دختر گفتند اسم هاشون چیه گفت ایرج وفاطمه گفتند هدفت از این دو اسم چی بوده گفت ایرج بخاطر ایرانی بودنم وفاطمه بخاطر مسلمان بودن****** سعدی در یک بیت میگه …سعدیا گر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است وال محمد *********************** ویک نکته بسیار مهم اینکه …ایا شما قبول دارید که هر کاری متخصص خودش رو میخوادمثلا مهندس از ساختمان میدونه ودکتر هم از بدن ادمها ودر مسایل دینی نیز هم متخصص میخواد که در موردش بحث کنه که اون هم یک مجتهد جامع الشرایط می خواهد* ودر اخر بگم که قران(اسلام) تو رامجبور نکرده به انتخاب دین اسلام طبق گفته قران- لا اکراه فی الدین- معنی=در دین هیچ اجباری نیست….. یک نکته دیگه ایا از خودت سوال کردی چرا کتاب قران بعد از گذشت قرن ها کسی نتونسته اون رو کم یا زیادکنه …………بله اقا بخاطر خود خداوند که گفته قران را از هر گونه تحریفی حفظ می نماید…. این هم یک دلیل دیگه برای برتری دین اسلام در برابردین های دیگر………….. پس سطحی نگاه نکن… خواهشن در مورد گفته هام نظرتون بدین .مخصوصا تو اقای پارسی
مارس 1st, 2008 at 7:40 ب.ظ
اقا ساسان یه جوابم به من بده
مارس 1st, 2008 at 8:00 ب.ظ
اول اينکه سنگسار کردن شرايط خاص خودشو دارهءبه گفته يکي از همين علما(اخوندا)اگر سنگسار طبق قانون خودش انجام بشه درصد کمي به مرگ منتهي ميشه(از اندازه سنگءتعداد سنگ و ..)ءحالا اينکه يه ادم عقب مونده کله پوک که از اسلام فقط دولا راست شدنشو بلده و فکر ميکنه سنگسار يعني يه سنک 50 kg بزنه تويه سر طرف يه بحث ديگست
مارس 1st, 2008 at 8:12 ب.ظ
پرفسور شبنم
یک کاوش در گوگل با نام “قران” بکن ، اولین لینکو برو بعد ایه 33 نسا رو بیار ببین “ضرب” اون معنایی که تو می گی داره یا اون چیزی که من نوشتم !!!! چرا اخه خودتونو گول می زنین !!!! اصلا فرض کن گفته دوری کنین ، مگه همیشه حق با مرده است توی همه دعواها ؟؟ تا حالا ندیدی توی دعوایی اقایون مقصر باشند ؟ پس چرا حکم اینقدر کلیه ؟ چرا مرده حق داره همیشه تحکم و تنبیه کنه ؟ البته برای زنهایی مثل تو باید هم اینجوری باشد !!!!!
مارس 1st, 2008 at 9:52 ب.ظ
یه تهرونی جان…رو چشم
مارس 2nd, 2008 at 11:29 ب.ظ
خاك بر سر اين پدر كه ندانسته و نفهميده بدون اينكه دنبال دليل باشه دست به چنين كاري زده .. از حيوان هم كمتري چئن حتي عقاب هم به جوجه خود عاطفه داره … تا اين افراد تو مملكت ما هستند تا صد سال ديگه درست نميشه …..
مارس 2nd, 2008 at 11:38 ب.ظ
سوار پارسی
ای کاش حداقل یه ذره تو بیان سخن خدا صداقت داشتی؟چه گناهی بالاتر از تهمت زدن به دین خدا! این که ادمها تو عمرشون اصلا قران رو نخونند بهتره از این که یه بار مثل شما با غرض ورزی بخونند! برای اگاهی از چیزی که داری ازش دفاع می کنی بهتره یه سری به این ادرس بزنی!
http://zartoshtway.blogfa.com/post-43.aspx ایه 128 بقره ربطی به چیزی که گفتی نداره! از همه ی دوستایی که این قدر قشنگ جواب ایشون رو دادند ممنون ! البته هر کس حق داره نظرشو بگه هیچ اشکالی هم نداره ! به شرط این که با غرض ورزی نباشه! این اقا خودشم می دونه حرفاش درست نیست وگرنه با دروغ همراهشون نمی کرد.
مارس 2nd, 2008 at 11:43 ب.ظ
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته میشدهاند و بهایی معین داشتهاند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی بردهداری در ایران عصر ساسانی حکایت میکند (بنگرید به مدخل «برده و بردهداری در دانشنامه ایرانیکا
سوار پارسی و…به این بلاگ سر بزنید
مارس 3rd, 2008 at 12:22 ق.ظ
نيکي جان پس طبق اين متني که گفتي يعني خانما کالا انءدر صورتي که هر زمان و هر دوره تاريخ يه طرز تفکري حاکم بودهء هممون ميدونيم که تويه قرن 21 به جنس مونث(خانمها) به ديد يه انسان با بار ارزشيه معنوي نگاه ميکنن
مارس 3rd, 2008 at 3:55 ب.ظ
دعا می کنم این خبر صحت نداشته باشهء
باید هر لحظه وجود خدا روحس کنیمء
کتافت بودن یکی حتی همسرء دلیلی بر لجن شدن انسان نداره.
مارس 3rd, 2008 at 9:01 ب.ظ
اقا نیکی یه جوابم به من بده ، ساسان که نداد !!!!
مارس 3rd, 2008 at 9:10 ب.ظ
اقا نیکی بعد از اینکه سوال قبلیم رو جواب دادی لطفا به این هم جواب بده . الان که در قرن بیست و یکم در اسلام که ارزش زن نصف یک مرده باز در ساسانی در اون زمان با مردها برابر بوده !!!! ضمنا در اسلام قدیم و فعلی هم که برده داری حرام نیست و وجود داشته ، تازه همه اولیای ما هم هم که برده داشته اند !!!
مارس 4th, 2008 at 12:05 ق.ظ
این مرد سنگدل که نام خود را پدر گذاشته چه دیوانه باشد وچه دیوانه نباشد باید اعدام گردد و مسئولین حق ندارند به هردلیلی ویا قانونی وی را آزاد کنند.
مارس 4th, 2008 at 3:10 ب.ظ
همان سفسطه ي قديمي اسلام ! تا گند كار در مياد مي گن نه اين يكي اسلام نيست ، گردن اسلام نندازيد ، غلط عمل شده …
مارس 4th, 2008 at 3:15 ب.ظ
من از اين بدترهاش رو هم ديدم به اسم اسلام ، به اسم مسيحيت ، به اسم هزار تا ايدئولوژي
نقش دين و ايدئولوژي براي بشريت ديگه كامل شده ، ديگه هر چي خرافه داريد بگذاريد كنار و انسان بودن رو بچسبيد
زنده باد انسانيت زنده باد سكولاريسم
مارس 5th, 2008 at 7:52 ب.ظ
من متاسفم برای کسی که نمی دونه اسلام چی هست بعدمی خواد… .
مارس 5th, 2008 at 10:06 ب.ظ
آهاااااااااااااااااااااااااااااااای جوابده ها به منم یه جواب بدید دیگه !!!! آقا ساسان ، نیکی خانم ، پرفسور شبنم …………..
مارس 6th, 2008 at 6:15 ب.ظ
عزیز دلم تهرونی جان آيه مربوطه 34 است نه 33 و ایه شریفه ناظر به مديريت مرد در محيط خانواده است. مفروض اين است كه هيچ واحد اجتماعى بي نياز از مديرى كه در موارد اختلاف حرف آخر را بزند نيست. هر اجتماعى در صورت فقدان چنين مديرى از هم خواهد گسيخت.( البته اين غير از مسئله مشورت و لزوم همفكرى است كه در اسلام مورد تأكيد است و حتى در مورد مسائل خانوادگى هم به آن اشاره شده است و در مورد مشورت والدين براى زمان از شير گرفتن كودك مي فرمايد: (فإن أرادا فصالاً عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما) {بقره: 233}). در موارد اختلاف بايد نهايتاً كسى حرف آخر را بزند، و اين آيه مي فرمايد به دليل صلاحيت بيشترى كه معمولاً مرد براى مديريت دارد اين مسئوليت بر عهده او است.
مارس 6th, 2008 at 10:18 ب.ظ
کسی به پای شما احمقها نیفتاده که بیاید مسلمون بشید من یه دختر مسلمونم تو اسلام ندیدم این حکمی که این پدر احمق اجرا کرده اما از اون احمقتر کسانی اند که اینا گردن اسلام می اندازن اقای سردبیر لطفا” هر نظری را چاپ نکن سوار پارسی که قران را اوردی وسط تو همین قران یه نگاهی به سوره کوثر بنداز ببین چه مقامی برای زن در نظر گرفته امیدوارم تمام قران را بخوانی
مارس 6th, 2008 at 10:32 ب.ظ
ارش تو گم شو برو همون 2500 سال پیش زندگی کن اگه خدا گفته سهم مرد دو برابر زنه واسه اینکه مرد باید نون در بیاره فهمیدی
مارس 6th, 2008 at 10:36 ب.ظ
تو هر دینی مردم گناه میکنند پس همه دینها پر شما برو کافر شو ارش الاغ
مارس 6th, 2008 at 10:38 ب.ظ
تو هر دینی مردم گناه میکنند پس همه دینها پر شما برو کافر شو ارش الاغ
مارس 7th, 2008 at 11:34 ق.ظ
زهرا چرا عصبانی میشی؟
مارس 7th, 2008 at 1:40 ب.ظ
چون به دینم توهین شده
مارس 7th, 2008 at 1:42 ب.ظ
آخیش یکی بالاخره یه جوابی داد ، دستت درد نکنه سام ولی کاش یه خورده بالاترش رو هم خونده بودی و پایه استدلالتم یه خورده قوی تر بود !!! اخه عزیزم من راجع به زدن توی اون آیه گفتم نه مدیریت تازه از کجا معلوم مدیریت اقایون از خانم ها همیشه و در همه حال و در همه شرایط و اوضاع و همه اعصار از خانم ها بهتره که اینجوری کلی صحبت شده ؟؟؟؟؟ اصلا شاید خانمه حرف حق می زنه از کجا معلوم که اینجوری نیست ؟؟؟ اصلا ببینم کی گفته حرف اخر زدن یعنی زدن طرف مقابل ؟؟؟؟؟ مگه نمی دونی زدن دیگه برای حیواناتم نیست ؟؟؟؟!!!!!! فکر نمی کنی برای اشرف مخلوقات یه خورده کسر شان باشه که کتک بخوره ؟؟؟؟!!!!! الان توی خارج زدن حیوانات هم جرمه عزیز دلم !!!!! ببین یه خورده سرتو از زیر برف بیار بیرون !!!
مارس 7th, 2008 at 3:54 ب.ظ
حالا دختره دلش خواسته و یه کاری کرده اون بابای بیشعورش چرا دست به این کار زده.به نظر من اصلا داشتن روابط اینجوری مستحق چنین تاوانی نیست.
مارس 7th, 2008 at 4:51 ب.ظ
شرط ميبندم اين باباه از اون آدمهايي كه 1 متر ريش داره اما عقلش اندازه نخود
مارس 8th, 2008 at 12:58 ق.ظ
هر شخصی از هر مطلبی یه برداشتی داره(درست یا غلط)/زهرا جان تویه اسلام حقیقی سنگسار هست ولی نه این حرکتی که این خلو چل کرده./طرف فهم که نداره سوالم که نمیکنه اخرشم میزنه دخترشو میکشه فکر میکنه الان مستقیم میره بهشت
مارس 9th, 2008 at 9:09 ق.ظ
این چنین کارهایی تقریبا نادر است ولی کشورهای غربی از همین مواد کم نیز بر علیه ما مسلمانان استفاده می کنند. واز همین مورد تا به حال سواستفاده های فراوانی کردند وما مسلمانان رو به عنوان یک عده وحشی
از خدا بی خبر معرفی کردند. تا کسانی که تمایل به دین مقدس اسلام دارندرو بترسونند. راستش رو بخاین منم
از این قضیه خیلی ناراحت شدم وموقعی که فیلم این دختر رو دیدم تا4 ساعت بعد از لحاظ روانی اذیت می شدم وهمش فکر می کردم مگه دین صاحب نداره که هرکسی از راه میرسه دست به چنین کارهایی میزنه؟
مگه کشور قانون نداره ؟چقدر کسانی که توی اون لحظه دراون جا حضور داشتندبی وجدان وبی احساس بودند که راست وایستاده بودند ومرگ اون دختر رو جلوی چشماشون می دیدند.
می دونم که دختر ها الان از این قضیه خیلی ناراحتندووقتی که خانواده یک چنین کار غیر انسانی رو در حق چنین دختری انجام بده حق دارند که هر روز آمار دختر های فراری زیاد بشه .
واقعا متاسفم.
مارس 10th, 2008 at 9:30 ب.ظ
تهرونی جان من تفسیر کلی آیه را بیان کردم اما در مورد مسئله ای که مطرح کردی (ضرب): این ایه در مورد مردی است که در پی اظهار بی مسئولیتی یا عدم دلبستگی در روابط خانوادگی و یا بی میلی همسرش در روابط جنسی برای ادامه زندگی مشترک دچار هراس و ترس می شود مسلم است که بهترین سرنوشت اینگونه رابطه زناشویی از طرفی ناسازگاری زن و از سوی دیگر ترس شوهر از جدایی خواهد بود و برای بهبود بخشیدن به این رابطه ناسالم و رفع ترس ایجاد شده از شوهر می خواهد:
1. ابتدا با همسرش در این مورد به گفتگو بنشیند بریهی است که در جریان گفتگو حقایقی برای طرفین روشن می شود و چنانچه کمبودهایی از نظر روانی یا جسمی و یا مادی در کار باشد در جریان گفتگو یا رفع می شوند یا تصمیماتی برای مرتفع کردن آنها گرفته می شود ( و به قول شما اگر خانومه دلیل منطقی برای کارش داشته باشه و حرف حق بزنه آقا مجبور میشه برای رفع مشکل خواسته به حق همسرش رو جامه عمل بپوشونه( پاسخ به : اصلا شاید خانمه حرف حق می زنه از کجا معلوم که اینجوری نیست ؟؟؟) ( و در ضمن اگر شوهر از انجام حقوق زناشویی سر بازند و راهی برای وادار ساختن او به انجام حقوق جز تنبیه بدنی نباشد حکومت اسلامی حق دارد او را تنبیه بدنی نماید در این مورد می توان به داستان مردی که به همسرش اجحاف کرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم در برابر حق نبود و امیر مومنان علی (ع) اورا با شدت عمل و حتی با تهدید شمشیر وادار به تسلیم کردند اشاره نمود. ) و همچنین در این گفتگوها مشخص میشه که زن علاقه به ادامه زندگی با همسرش داره یا نه اگر علاقه به ادامه زندگی نبود بدیهی است متارکه می کنند. و حتی آنجا که پای طلاق به میان می آید می فرماید : “فا مساک بمعروف او تسریح باحسان” ” نگه داشتن زن به خوبی و سازگاری یا آزاد کردن او با احسان و نیکی” .
2. اما اگر زن اظهار علاقه و تمایل به شوهر و خانواده نشان داد و در نگهداری کانون خانواده اصرار ورزید اما همچنان در روابط زناشویی بی میلی نشان داد وجود بیماری محرز می شود با توجه به اینکه در این آیه، نشوز ( نافرمانی زن از مرد در جایی که واجب است ودر جایی که واجب نباشد نشوز تحقق پیدا نمی کند ) مورد سرزنش و تقبیح مستقیم قرار نگرفته و مجازات الهی برای انان در نظر گرفته نشده است خود دلیلی بر پیش بینی وجود بیماری است اما اول آیه به شوهر هشدار داده است و او را به عنوان مرد موظف گردانده به انجام مسئولیتش در قبال زن ( قوامون علی نساء) پس ترک همسر بیمار از سوی مرد را مجاز نمی داند به این قرار قرآن مرحله دیگری پیشنهاد می کند و آن اجتناب از همبستر شدن با همسرش است که ممکن است در اثر این جدایی موقتی همسرش میل به ادامه زندگی و یا روابط جنسی را باز یابد.
3. اما اگر زن در چنین وضعیتی سر سختی نشان داده و حاضر به تامین حقوق طرف مقابل نگردید چه باید کرد؟ در اینجا چند را می توان پیشنهاد داد : الف) مرد حقوق خود را نادیده انگارد و در مقابل نشوز زن به کلی ساکت شود هر چند سالیان دراز این برنامه ادامه یابد چنین چیزی بر اساس هیچ منطقی قابل الزام نیست و اختصاص به مرد هم ندارد یعنی در هیچ یک از نظام های حقوقی جهان نمی توان به صاحب حقی الزام کرد که در برابر حقوق خود ساکت شود و دم نزند.ب) راه دیگر آن است مرد از هر طریق ممکن استیفای حق کندکه چنین چیزی را شارع هرگز اجازه نمی دهد و برای استیفای حق روش های معینی وضع نموده است زیرا در غیر این صورت ممکن است به زن ستم شود ج) راه دیگر آن است که مرد با مراجعه به دیگران اعم از مراجع قضایی حقوق خود را استیفا کند. چنین چیزی اگر چه ممکن است حق مرد را تامین کند ولی هنوز با امکان حل مشکل در خانه بهتر است مسئله به بیرون کشیده نشود د) راه دیگر آن است که مرد اندکی قاطعانه تر از برخورد منفی عاطفی ذکر شده برخورد کند لذا خداوند حکیم مسئله ضرب (و اضربو هن ) را در این مورد
(و تاکید می کنم) نه موارد دیگه مطرح میکند که حرف آخر زدنه طرفه مقابله و بدیهی است که این موضوع، یک موضوع کاملا استثنایی و در حقیقت حکم جرّاحی یک بیمار را دارد که مخصوص موارد ضرورت است.
( پاسخ به : اصلا ببینم کی گفته حرف اخر زدن یعنی زدن طرف مقابل ؟؟؟؟؟)
البته این مسأله نیز حدودی دارد که هرگز با آنچه در اذهان عمومی یا تبلیغات مسموم مطرح می شود سازگاری ندارد.
در جلد پنجم ( ص 68 )تفسير طبرى از رسول اكرم(ص) نقل شده كه مي فرمايند:” كتك شما نبايد به نحوى باشد كه اثر آن در جسم زن نمودى داشته باشد، يا كتك نشانه خودنمايى و اظهار قدرت مرد باشد كه زهره چشمى بگيرد. ((ضرباً غير مبرّج )).” وهمچنين در جلد سوم(ص 521 ) كتاب ” من لايحضره الفقيه” از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه در تبيين مفهوم نشوز فرمودند:” نشوز زن آن است كه در فراش (همبستر شدن ) از شوهر تبعيت نكند و مقصود از اضربوهنّ ، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است ، زدنى كه از روى رفق و دوستي باشد” و در جلد سوم تفسير مجمع البيان از امام باقر(ع) در اين زمينه روايت گرديده كه مى فرمايند: “با چوب مسواك بايد زد” (چوب مسواك چوبى باريك بوده كه در قديم براى مسواك استفاده مى كردند) و در جلد نخست تفسير صافى آمده است: “زدنى كه شديد نباشد ، گوشت خراش ندهد و استخوان را نشكند و در روايتى از امام باقر عليه السلام نقل شده است که مراد از ضرب در آيه ضرب با مسواک مى باشد و معلوم است زدن با آن هيچ ضرر و اذيتى براى طرف ندارد بلکه احتمال مى رود که زدن با مسواک اشاره اى به جلب محبت و دوستى و مقدمه اى براى هم خوابگى باشد به هرحال از آيه نمى توان ضرب و زدنى اضافه بر آن چه در روايت آمده استفاده نمود.”
کلمه ضرب در قرآن به مناسبت های گوناگونی نظیر اضرب بعصاک الحجر ( خطاب به موسی ع : با عصایت به سنگ بزن یا ضربتم فی سبیل الله ( قدم زدن در راه خدا یا ضربتم فی الارض ( جابه جا شدن ، مسافرت کردن)
یا “ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ( مهر ذلت بر آنها زده شده است) و یا کذالک یضرب الله الامثال(مثال زدن) استعمال شده است. اما در دو ﺁیه بمعنای برانگیختن است :
در سوره بقره، ﺁیه 72، پس از ﺁنکه یادﺁور می شود قتل کسی را که می خواستند مخفی کنند ، می فرماید با استخوان گاو به مرده بزنند و چون چنین کردند، خداوند مرده را زنده کرد . در این ﺁیه ، ضرب به معنای زدن در ﺁیه 50 سوره انفال نیست . بلکه عمل برانگیختن به قصد تجدید حیات است . همینطور است در ﺁیه 34 سوره نساء . بجاست یادﺁوری اینکه در قرﺁن، ضرب به 14 معنی ﺁمده است . می بینیم که “ضرب” اقدام به عملی است برای رسیدن به هدفی مشخص. و در اين هدف به میل آوردن واززندگی لذت بردن زن است همراه با محترم شمردن حقوق زن و حقوق شوهر(اصول قرآنی). اگر منظور از این کلمه، کتک زدن و تنبیه کردن زن باشد، هم حقوق مسلم زن مورد تجاوز قرارگرفته، هم حقوق مرد ، که با اصول قرآن در تضاد قرارمی گیرد پس مقصود از ” وَ اضرِبُوهُنَّ” تحرک بخشیدن زن به بازیابی میل به زندگی یا لذت بردن است . وقتی بنا بر این تحرک بخشیدن است، خشونت معنای معمول خود را از دست می دهد و به نوعی فن به شوق ﺁوردن و به شوق ﺁمدن بدل می شود وکامیابی در زندگی مشترک و التذاد جنسی را برای هر دو طرف کامل تر می کند . سپس می فرماید “هنگامی دست دادند ، به آنها تعدی نکنید” . یعنی وقتی آثار “نشوز” (ناهمراهی) برطرف گردید، شوهر نباید مرحله تحرک را ادامه دهد، زیرا ازآن به بعد، از هدف اصلی خارج شده و به خشونت بدل میشود. به دلیل آنکه هدف خشونت تخفیف و تحقیر و تخریب است و این هدف مغایر حق زن و حق مرد است، آن را نهی می کند. پس خشونت در محیط خانواده و در بستر می باید با ابراز عشق و ابراز شوق همراه شود . اگر چنین شد، دو طرف التذاذ کامل می جویند ، بر حق استوار می مانند و زور محل عمل پیدا نمی کند و خشونت زدائی بمعنای صحیح کلمه انجام می گیرد .
حالا ممکنه این سوال به ذهن بیاد که اگه مرحله سوم هم جواب نداد چی؟
به دنبال این عمل دو واکنش احتمال می رود : یکی آنکه زن به حقوق مرد وفادار شود که در این صورت خداوند متعال می فرماید : (فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا) اگر به اطاعت در آمدند بر آنها ستم روا مدارید. واکنش دیگر آن است که همچنان سرسختی نشان دهد و کانون خانواده را دچار تزلزل نماید در این رابطه در آیه بعد فرموده است: اگر خوف گسست بین آن دو یافتید پس حکمی از ناحیه مرد و حکمی از بستگان زن برگزینید اگر از پی آن خواستار صلاح باشند خداوند بین آنان وفاق ایجاد خواهد کرد همانا خداوند دانا و آگاه است.
متاسفانه برخی با شنیدن این آیات در مرحله اول احساسی برخورد می کنند و می گویند یعنی شرع به مردان اجازه داده تا همسرانشان را بزنند و فکر می کنند که اسلام با آیات تنبیه بدنی زنان را تجویز و تشریع نموده و بدون اینکه در بطن آن غور نمایند به اظهار نظر عجولانه می پردازند باید اذعان نمود که در قران و روایات و در سیره عملی معصومین (ع) به احترام و ارزش زنان سفارش شده است («وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ». و«و هُنَّ لِبَاس لَکُمْ وَ اَنْتُمْ لِبَاس لَهُنَّ» در برابر آنها حتّی ترشرویی نکنید: «لا یُقْبَحُ لَها وَجْهاً») ولی متاسفانه بعضی از آقایان دچار سوء تفاهم شده و بر سر کوچکترین مسائل و برای ارضاء غرور و خود خواهی خویش با همسرانشان برخوردهای ناشایستی دارند که این عین ظلم بوده و باید پاسخ گوی رفتار خودشان باشند . بايستي افرادي كه اين آيات را مبنا و حجت خويش در تاديب و تنبيه بدني همسرانشان قرار داده اند بدانند كه برخورد شوهر با همسر در محيط خانواده بسيار اهميت دارد تا آنجا كه مبنای عذاب اول قبر بدرفتاری با اهل خانه است و هيچ كس، هر قدر كه ايمان داشته باشد از اين عذاب خلاصی ندارد و شايد داستان سعدبن معاذ رئيس قبيله اوس در مدينه و بدرفتاری وي با خانواده اش و نحوه برخورد پيامبراعظم(ص) با وي در موقع دفن وي مصداق بارزي از اين حكم اسلامي باشد. با توجه به مواردی که ذکر کردم تهرونی جان من هم با شما موافقم که برای اشرف مخلوقات کسر شانه که کتک بخوره و کتک بزنه( پاسخ به: فکر نمی کنی برای اشرف مخلوقات یه خورده کسر شان باشه که کتک بخوره ؟؟؟؟!!!!!)
عزیزم تهرونی جان اگر در خارج الان قوانینی درباره حمایت از حیوانات وضع شده بهتر است نظر قرآن رو هم در این رابطه بدونیم.
قرآن به وجود درک و شعور در حیوانات معتقد است بعلاوه اسلام علاوه بر نهی آزار جسمی حیوانات از آزار روحی آنها نیز به شدت نهی کرده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد.( پاسخ به : الان توی خارج زدن حیوانات هم جرمه عزیز دلم !!!!!)
1.حضرت علی (ع) درباره” نهی از لعن و زدن حیوانات” فرموده اند:خدا لعنت کند کسی که حیوان را لعنت کند.
2.همچنين، دشنام و لعنت به حيوان و زدن به صورت آن ممنوع است. لاتضـر بوا الدواب علي وجوهها فانها تسبح بحمدالله؛ «به صورت حيوانات نزنيد که همانا آنها پروردگارشان را تسبيح ميکنند» (جعفري, 1377, ج 1,
3.عبدا… بن جعفر گويد: حضرت رسول به خانه يکي از انصار داخل شد. شتري را مضطرب ديد. حضرت نزد آن شتر آمد و کوهان شتر را دست ماليد و نوازشش کرد تا آرام گرفت. سپس فرمود صاحب شتر کيست؟ جواني نزد حضرت آمد و عرضه داشت من صاحب شترم. حضرت فرمود آيا از خداوند درباره اين حيوان نميترسي؟ خداوند ترا مالک اين حيوان قرار داده، سيرش نمي کني و شکنجهاش ميداري؟
4.نهي از جدا کردن بچه حيوان از مادرش از جمله دستوراتي که حضرت علی (ع) به متصديان دريافت ماليات جانداران فرموده، اين است که: «]مأمور[ ميان شتر و بچه او جدايي نيندازد…» (شهيدي,1374, ص
5. حضرت علی (ع) به متصدی دریافت مالیات جانداران فرمود: «کسي را براي تحويل گرفتن و آوردن حيوان وکيل کن که خشونت نداشته باشد و اجحاف و تعدي بر حيوان ننمايد و آنها را درمانده و خسته نکند …. و با حيواني که سم او شکافته یا در حرکت و راه رفتن خود را ميکشد، ملايمت کند» (شهيدي, 1374, ص 284 )
در خاتمه شایان ذکر است که دیدگاه شارع نسبت به زدن همسر نگرشی منفی است و نصوح زیادی در نهی از این عمل وارد شده است این روایات همه در زمانی بیان شده است که خشونت علیه زنان از توهین فحاشی تا ضرب و جرح و حتی قتل را شامل می شد و اسلام آنها را تحریم و مستوجب مجازات فقهی و قضایی در دنیا و عذاب آخرت دانست و نکته دیگر اینکه اصولا در برسی یک کتاب به ویزه کتاب مهمی چون قران مجید نبایستی تنها با دیدن یک آیه در موردی به قضاوت نشست و قرآن برای خود مفسر و مبین تعریف کرده است ( وَ أَنْزَلْنا إِلَیکَ اَلذِّکْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم) و ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که ما نازل کردیم بیان کنی . حال برای درک معنای یک آیه بایستی دیگر ادله را در سنت مورد توجه قرار داد.
مارس 11th, 2008 at 9:46 ق.ظ
زهرا خانم ازت خوشم اومد درباره ی حساس بودنت نسبت به دین می گم واقعا باحالی.
مارس 11th, 2008 at 9:48 ق.ظ
سام چه حوصله ای داری تو!
ضمنا بالایی هم خودم بودم فکر کردم اسمم هست نظرم رو نوشتم و فرستادم دیدم نوشته ناشناس حالا اسمم رو نوشتم.
مارس 11th, 2008 at 6:51 ب.ظ
محمد م-ق عزیز ظاهرا متن رو نخوندی و صرفا به خاطر طولانی بودن متن این حرف رو زدی { البته کسی رو هم ملزم به خوندنش نمی کنم چون در پاسخ به سوالات تهرونی عزیز ( و خیلی ها که ممکنه این سوالات به ذهنشون بیاد) نوشته بودم} که البته نظرت برای من کاملا محترمه اما چون تفسیر کلی آیه,
تهرونی عزیز رو مجاب نکرد من چاره ای نداشتم جز اینکه به طور مفصل به این مسئله بپردازم که (همانطور که گفتم) نبایستی بدون غور در بطن کتاب عظیمی چون قرآن مجید عجولانه راجع به آیاتش اظهار نظر کنیم. {جمله دومت من رو هم به یاد این انداخت که بگم ناشناس:88132198 هم من نیستم وفقط یه تشابه کدی که گهگاهی در صفحات دیگه هم دیده میشه و البته گاهی با اسم های مختلف ( من فقط با اسم سام نظر دادم)} .
مارس 11th, 2008 at 7:36 ب.ظ
ديوانه
مارس 11th, 2008 at 11:24 ب.ظ
ممنون سام جان از توضیحات مفصلت و وقتی که گذاشتی ! دستت درد نکنه .
ببین سام اولا” که این مسیله که اصلا دعوا بر سرمسایل جنسی هست و نیست و اینها رو نمی دونم از کجا اوردی ولی خیلیم مهم نیست چون در واقع اصلا حرف من چیز دیگری است . من می گم کسی حق زدن نداره با هیچ توجیهی ! به چندتا سوال من جواب دادی ولی به اصلیهاش ندادی .
مثل :
مگه نمی دونی زدن دیگه برای حیواناتم نیست ؟؟؟؟!!!!!! فکر نمی کنی برای اشرف مخلوقات یه خورده کسر شان باشه که کتک بخوره ؟؟؟؟!!!!! الان توی خارج زدن حیوانات هم جرمه عزیز دلم !!!!!
اصلا با فرض اینکه مسایل جنسی مطرحه چرا خدا به خانم ها همین حق رو نداده ؟ بهتر می دونی خیلی ازمردام ممکنه به وظایفشون در قبال خانم ها عمل نکنند . ممکنه ناتوانی جنسی داشته باشن و یا خیلی از مشکلاتی که توی مطلبت اشاره کردی رو ممکنه اقایون هم داشته باشن . ممکن نیست ؟ جالبه گفتی این رو حکومت اسلامی بهش می رسه و مردو تنبیه میکنه . ولی این که چه جوری و با چه ترتیبی معلوم نیست ولی خانمه رو اقاهه داغ داغ تنبیه می کنه !!!! بعدم جالبه گفتی نخواستن طلاق می گیرن در صورتی که زن اصلا حق طلاق نداره !!!! و مرده اگه خواست طلاقش می ده !!! اصلا مشکل من اینه که چرا این ایه اینقدر کلیه و استثنا نداره ؟ این همه تفسیر که تو براش اوردی اصلا نیاز نبود چون خود ایه خیلی واضحه چرا می خوای شکلشو عوض کنی ؟ قرار بود توی ایات متشابه و تفسیر های مختلف و این چیزها نروی ! چرا با خود ایه ازش دفاع نمی کنین و می رین سراغ این موضوع که یک معنای بطنی دارد و بعد هر چه خواستین به اون به عنوان تفسیر می چسبونین ؟ اصلا جالبه توی حرفات گفتی با صحبت منطقی شاید مشکلات حل شد ولی خوب من می گم شاید نشد ، برای مرده که تکلیفی مشخص نشده که طبق منطق عمل کنه ! ضمن این که میدونی خیلی ازاقایون ممکنه منطق نداشته باشن و یا به نفعشون نباشه . مردها فقط باید در ازای نافرمانی ترتیب خانمه رو بدن !
اصلا یه بحث جالبتر برات دارم برو ایه 24 همین سوره نسارو بخون و نظرتو بگذار . به نظرت زنی که توی جنگ اسیر میشه یه گوسفنده ؟ ایا درسته که اونو مثل غنایم تقسیم کنیم ؟ ایا احساس نداره ؟ ایا ادم نیست ؟ ایا اشرف مخلوقات نیست ؟ ایا صرف اینکه در جنگ اسیر شده برای این که اونو از شوهرش طلاق گرفته بدونیم و اونو مثل برده باهاش رفتار کنیم ، و صاحبش شویم و مرگ و زندگیش دستمون باشه و باهاش رابطه داشته باشیم ، کافی هست ؟ ایا این همون کاری نیست که صرب ها کردند و این همه بهشون فحش دادیم ؟ خوب این رو هم شاید دین اونها بهشون گفته بود ؟ ایا فکرمیکنی این یک نظر قرن بیست و یکم پسند باشه ؟ می دونی در جنگ اعراب با ایران فقط 15 هزار شاهزاده خانم ایرانی مثل برده فروخته شدند ؟! به نظرت درست بوده ؟ فقط ازت خواهش می کنم (چون با همین چندتا صحبتی که باهم داشتیم می دونم منطقی و روشن و چارچوب مند هستی و اهل بحث و مذاکره ) ، با تفسیرهای طولانی که نمیتوان به انها تکیه کرد و هر یک ازمجتهدین و مفسران هم نظر متفاوتی راجع به ان دارند جواب نده ، با منطق جواب بده !
مارس 14th, 2008 at 11:22 ب.ظ
در رابطه با ( ” ممنون سام جان از توضیحات مفصلت و وقتی که گذاشتی !”) !
در رابطه با تشکرت : خواهش می کنم
1. ولی دوست عزیز توصیه می کنم دوباره متن رو بخونی زیرا بعضی از جملاتی که به کار بردی نشون میده که حرف های منو متوجه نشدی.
2. چون میبنم با وجود توضیحاتی که درباره ” ضرب ” و حدودی که برای آن ذکر شد ، دادم ( که البته همه با استناد به روایاتی که از پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) و امام باقر (ع) است) و لازمه بدونی که به فرمایش پیامبر اکرم(ص) ، اهل بیت (ع) و قرآن مجید از هم جدا نیستند. و اینکه آنها قرآن ناطق می باشند و همانطور که در متن قبلی هم اشاره کرم که خود قرآن می فرماید : وَ أَنْزَلْنا إِلَیکَ اَلذِّکْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم و ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که ما نازل کردیم بیان کنی. ولی با وجود این اصرار می کنی که(این همه تفسیر که تو براش اوردی اصلا نیاز نبود چون خود ایه خیلی واضحه چرا می خوای شکلشو عوض کنی ؟ قرار بود توی ایات متشابه و تفسیر های مختلف و این چیزها نروی ! چرا با خود ایه ازش دفاع نمی کنین و می رین سراغ این موضوع که یک معنای بطنی دارد و بعد هر چه خواستین به اون به عنوان تفسیر می چسبونین) و اینکه اصلا نیازی نیست من بخوام از این آیه دفاع کنم در صورتی که خود قرآن بهترین مفسر خویش است و ایرادی بر آن نیست .
و با وجود تاکید مکرر و ذکر آیات و روایاتی که همگی به احترام و ارزش زنان سفارش کرده اند («وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ». و«و هُنَّ لِبَاس لَکُمْ وَ اَنْتُمْ لِبَاس لَهُنَّ» در برابر آنها حتّی ترشرویی نکنید: «لا یُقْبَحُ لَها وَجْهاً»)ظاهرا شما اصرار دارین که شکل اون رو عوض کنین( مثلا در جمله ولی خانمه رو اقاهه داغ داغ تنبیه می کنه !!!! ) و اون طوری که باب میلتونه تغییر میدین! و دوست عزیز برام خیلی جالبه که میگی : من می گم کسی حق زدن نداره با هیچ توجیهی (که البته فکر میکنم باز منظور شما از زدن، داغ گذاشتنه نه آنچه در متن قبلی به طور مفصل شرح دادم) ! و جای بسی تبریک داره که شما تو درک معارف از خداهم جلو زدید.
3. و درباره اینکه گفتی ” این مسئله که اصلا دعوا بر سرمسائل جنسی هست و نیست و اینها رو نمی دونم از کجا آوردی ولی خیلیم مهم نیست”
4.تهرونی جان باید بگم هر آنچه که گفتم مستند است و بر اساس روایات و یا آیاتی از خود قران مجید است. و مطمئن باش نه توانایی جعل حدیث دارم نه ایجاد یه آیه ( به عنوان مثال :در جلد سوم(ص ۵۲۱ ) كتاب ” من لايحضره الفقيه” از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه در تبيين مفهوم نشوز فرمودند:” نشوز زن آن است كه در فراش (همبستر شدن ) از شوهر تبعيت نكند و مقصود از اضربوهنّ ، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است ، زدنى كه از روى رفق و دوستي باشد) و تعجب می کنم از اینکه میگی “ولی خیلیم مهم نیست”
در صورتی که از من خواسته بودی راجع به زدن در اون آیه بگم !
5. در مورد اینکه گفتی ” جالبه گفتی این رو حکومت اسلامی بهش می رسه و مردو تنبیه میکنه” و اینکه ” اصلا با فرض اینکه مسایل جنسی مطرحه چرا خدا به خانم ها همین حق رو نداده ؟”
موقعیت و برتری ویژه مردان از جهت جسمانی نوعی نابرابری بین آنان و زنان و کودکان پدید آورده است و همین وضعیت بین انسان و حیوان نیز وجود دارد. بنابراین کاملا طبیعی و عادلانه است که قانون به حمایت از حیوانات در برابر انسانها و کودکان در برابر بزرگسالان و زنان در برابر مردان برخیزد. و باید قبول کرد که زنان با مردان فرق دارند و توقع اینکه زن مرد را بزند با نظام طبیعت جور نیست( بیش از این، از من استدلال نخواه به درون خودت رجوع کن)
6.در مورد اینکه گفتی( ” بهتر می دونی خیلی ازمردام ممکنه به وظایفشون در قبال خانم ها عمل نکنند . ممکنه ناتوانی جنسی داشته باشن و یا خیلی از مشکلاتی که توی مطلبت اشاره کردی رو ممکنه اقایون هم داشته باشن . ممکن نیست ؟” ” بعدم جالبه گفتی نخواستن طلاق می گیرن در صورتی که زن اصلا حق طلاق نداره !!!! و مرده اگه خواست طلاقش می ده !!! ) :
از آیه” فا مساک بمعروف او تسریح باحسان” که قبلا به آن اشاره کردم چنین استنباط مىگردد که شوهر، در ارتباط با همسر خود باید یکى از دو روش را در پیش گیرد یا حقوق او را به طور کامل ادا کند (امساک بمعروف) و یا او را مطابق مقررات شرع طلاق دهد (تسریح باحسان) و راه سومى در این زمینه وجود ندارد. همچنین از آیه شریفه «و لا تمسکوهن ضرارا لتعتدوا» ، چنین استفاده مىشود که نگهدارى همسر به گونهاى که باعث ضرر و زیان زوجه شود مشروع نیستخواه این ضرر، ناشى از تقصیر اختیارى شوهر باشد از قبیل ترک انفاق، عدم حسن معاشرت و…و یا ورود ضرر قهرى و غیر اختیارى مانند عدم قدرت بر انفاق . بنابراین اگر چه بر پایه قانون اسلام و حقوق ایران، طلاق از اختیارات مرد است ولى زن نیز در صورت عدم رعایتحقوق وى از طرف شوهر بویژه آنگاه که ادامه زندگى زناشویى موجب عسر و حرج او گردد، حق درخواست طلاق از قاضى را خواهد داشت و در این گونه موارد (امتناع شوهر از اداى حقوق زن و نیز استنکاف از طلاق )، قاضى مىتواند راسا به این امر مبادرت نموده و همسر فرد خاطى را بر خلاف میل او طلاق دهد.
و نیز به موجب حدیث : ” اذا غاضب الرجل امراته فلم یقربها من غیر یمین اربعة اشهر، استعدت علیه، فاما ان یفىء و اما ان یطلق فان ترکها من غیر مغاضبة او یمین فلیس”.
اگر شوهر، نزدیکى با همسر خود را براى مدت چهار ماه یا بیشتر ترک نماید، قاضى مىتواند او را به یکى از دو امر، یعنى بازگشتبه سوى همسر و یا طلاق اجبار کند. هر چند که این احادیث در موارد بخصوصى وارد شدهاند ولى حکم مندرج در آنها (طلاق اجبارى از سوى قاضى) منحصر به این موارد نبوده و به هر موردى که( اصل امساک بمعروف) به ناروا از ناحیه شوهر دچار مخاطره گردد، تسرى خواهد یافت.
7.در مورد اینکه گفتی ” چرا این ایه اینقدر کلیه و استثنا نداره ؟” قبلا هم گفتم که این ایه در مورد مردی است که در پی اظهار بی مسئولیتی یا عدم دلبستگی در روابط خانوادگی و یا بی میلی همسرش در روابط جنسی برای ادامه زندگی مشترک دچار هراس و ترس می شود.
8. در مورد اینکه گفتی “اصلا جالبه توی حرفات گفتی با صحبت منطقی شاید مشکلات حل شد ولی خوب من می گم شاید نشد ، برای مرده که تکلیفی مشخص نشده که طبق منطق عمل کنه ! ضمن این که میدونی خیلی ازاقایون ممکنه منطق نداشته باشن و یا به نفعشون نباشه . مردها فقط باید در ازای نافرمانی ترتیب خانمه رو بدن !”
عزیزم خواهش می کنم با دقت بخون اگه در مرحله اول خداوند متعال به مردان دستور داده که با او گفتگو کنند برای این است که در صدد حل مشکل باشندومنطق داشته باشند و این همون تکلیفی است که از طرف خداوند برای مردان مشخص شده و اون آدم بی منطقی که شما بهش اشاره می کنی اصلا احساس نیازی نمیکنه که مرحله اول رو انجام بده . این آیه مربوط به همچین آدم هایی نیست که از آیه 34 سوره نساء فقط داغ گذاشتن رو (و نه ضرب ) به نفع خوشون و در هر موقعیتی و نه اون موقعیتی که به آن اشاره شد رو برداشت میکنند.
دوست عزیز در آیات خداوند هیچ ایرادی وارد نیست . و متاسفانه ایراد از ما و جوامع ما است که هر آنچه از قرآن به نفعمونه به کار می بریم . و میدونی که همه دستورات قرآن اجرا نمیشه وگرنه بسیاری از مفاسدی که حتی تو کشور خودمون هم دیده میشه به وجود نمی آمد .
9. درباره آیه 24 همین سوره هم باید بگویم که درباره کنیز و غلام که در صدر اسلام احکامی در مورد آنان در قرآن و روایات آمده همه مربوط به اسیران جنگی بوده است که توسط پیامبر یا امام و یا نائب او در جنگ با کفار اسیر شده اند و از آنان اموال و مردان و زنانی رابه عنوان غنیمت جنگی می گرفتند و اموال را بین رزمندگان که شرک در جهاد داشتند ، تقسیم می کردند. اما با افرادی که اسیر می شدند ، اعم از مردان و زنان کافر چکار کنند؟ آیا آنان را زندانی کنند؟ آزاد کنند و یا به خود کفّار برگردانندو از آنان امتیازاتی بگیرند یا آنان را بکشند ، یا از آنان مخصوصاً از افرادی که کارایی خوبی دارند استفاده کنند؟این ها همه احتمالات و راه هایی است که اختیار هر یک به دست پیامبر و یا امام و یا نائب او با مشورت با مسلمانان بوده است . یکی از مهم ترین احتمالات این است که این اسیران را به طور ضمنی با هدایت و تربیت اسلامی آشنا کنندو بعد آنان را آزاد کنند چون هدف از جنگ با کفار این بوده است که آنان را هدایت کنند. بنابراین در اختیار داشتن این اسیران توسط مسلمانان، برای دولت اسلامی منفعت دارد و برای اسیران مناسبت تر است . آن ها در بین جامعه پخش هستند و تحت تأثیر جوّ اجتماعی قرار می گیرند و نیازی به زندان کردن و خرجی دادن به آنان نیست از این رو حاکم اسلامی از بین اسیران آنان را که صلاح می داند ، به افراد متموّل مسلمان می فروشد و از این بابت پول هنگفتی به بیت المال واریز می شود و آن اسیر وظیفه دارد برای مولای مسلمان خود کار کند و اگر اسیر زن است ، برمسلمان ، آمیزش با وی حلال است و می تواند در داخل خانه یا خارج خانه کار کند و درآمد وی در اختیار صاحبش باشد. بنابراین توضیحات احکام و حقوق فراوانی در این باب وجود خواهد داشت که همه آن ها در فقه اسلامی بیان شده است . یکی از احکامی که در مورد اسیران وجود دارد این است که سختگیری هایی که بر زنان و مردان مسلمان است ، برای آنان وجود ندارد و از تخفیف های ویژه ای برخوردارند. از طرفی با توجه به اسیر بودن آنان طبیعی است در جامعه از نظر احترام و حرمت هم عرض مسلمانان نباشند. درست است که آنان انسان هستند اما انسان ها در دید جوامع مختلف از حیث اعتقادات (ایمان و کفر) ، علم و دانش فضائل و رذائل با هم مساوی نیستند.
آیا یک قاتل جانی یا متجاوز با یک انسان بی گناه و عالم و فاضل مساوی است ؟ درست است که همه انسان هستند اما از نظر حقوق اجتماعی در دید اجتماع همه را به یک چشم نگاه نمی کنند
اسلام با بردگی و برده داری و جنگ و اسیر گرفتن و قتل و خونریزی موافق نیست اما با هدایت کردن و تعالی بخشیدن به روح و روان افراد و مجازات متجاوزان و گرفتن حق مظلومان از ظالمان و جلوگیری از فساد وفحشا موافق است .
حاکم اسلامی (پیامبر و امام و نائب او) می تواند با توجه به مصالح درباره اسیران جنگی از راه های دیگر غیر از کنیز و عبد بودن استفاده کند ، مثلاً اسیران را زندان کند یا آنان را با امتیاز گرفتن از دشمن آزاد کند یابدون چشمداشتی آزاد یا مبادله کند.
مارس 15th, 2008 at 2:57 ب.ظ
هم میهن عزیزم چرا هرموضوعی که وحشت واصطراب رو به همراه داره وکاملاغیراخلاقیه به دین پیامبر مون ربط می دید.اتفاقا اینکار پدرعرش خدا رو به لرزه در آورده و شاید بلایی هم سر اون شهر نازل کنه. خواهش میکنم خواهش میکنم هر کی می خواد نظر بده در حد و اندازه خودش صحبت کنه و اگه نظر منو بخواین با مراجعه به شریعت پیامبر می تونم فقط اینو بگم که این آقای پدر اصلا بی دین هستند و کسی که دین نداره عقل هم نداره پس یک دیوانه ای بیش نیست.چون توی دین همین پیامبر ما هست (قابل توجه کسایی که حضرت محمد ص رو نمیشناسن )که باید سه شاهدعاقل و بالغ برای روابط غیر اخلاقی شاهد باشند وشهادت بدهند. نه اینکه از روی حدس و گمان حکم خدا رو جاری کنند.
مارس 15th, 2008 at 9:49 ب.ظ
واقيعا چه پدراي پيدا مي شن خيلي ناراحت كنندس
مارس 15th, 2008 at 9:57 ب.ظ
هانیه جون سلام یادش بخیر برازجان من 2 سال بوشهر و برازجان خدمت کردم
مارس 15th, 2008 at 10:04 ب.ظ
آرش: 80.191.142.11 گفت:
یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۸ ق.ظ
بنده اطمینان دارم که اگر با این پدر در مورد مسائل دینی اندکی صحبت کنید ، میتوانید در یابید که او بسیار بسیار مذهبی بوده و اعتقاد زیادی به اسلام داشته .
اصولا همیشه … ، بیخردی و نادانی با خود به همراه دارد .
و تفکر و اندیشه و آگاهی را از انسان سلب و به جایش خرافه پرستی و تعصبات
چه پدر بی رحمی واقعا که ارش راست میگه مذهبی افراطی اخرش همینه دیگه به همه و همه بد بین هستن
سر چیزهای پیش پا افتاده مشکل دارن
مارس 17th, 2008 at 10:36 ب.ظ
سلام سام جان
سریع می رم سراغ جواب . خواهش می کنم تو هم صریح جواب بده ! ضمنا اگر جاهایی خیلی صریح شده ام مرا ببخش .
گفتی :
. چون میبنم با وجود توضیحاتی که درباره ” ضرب ” و حدودی که برای آن ذکر شد ، دادم ( که البته همه با استناد به روایاتی که از پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) و امام باقر (ع) است) و لازمه بدونی که به فرمایش پیامبر اکرم(ص) ، اهل بیت (ع) و قرآن مجید از هم جدا نیستند. و اینکه آنها قرآن ناطق می باشند و همانطور که در متن قبلی هم اشاره کرم که خود قرآن می فرماید : وَ أَنْزَلْنا إِلَیکَ اَلذِّکْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم و ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که ما نازل کردیم بیان کنی. ولی با وجود این اصرار می کنی که(این همه تفسیر که تو براش اوردی اصلا نیاز نبود چون خود ایه خیلی واضحه چرا می خوای شکلشو عوض کنی ؟ قرار بود توی ایات متشابه و تفسیر های مختلف و این چیزها نروی ! چرا با خود ایه ازش دفاع نمی کنین و می رین سراغ این موضوع که یک معنای بطنی دارد و بعد هر چه خواستین به اون به عنوان تفسیر می چسبونین) و اینکه اصلا نیازی نیست من بخوام از این آیه دفاع کنم در صورتی که خود قرآن بهترین مفسر خویش است و ایرادی بر آن نیست .
خیلی جالبه از یه طرف می گی ایه واضحه از طرف دیگه از حدیث و روایت برای توضیحش استفاده می کنی ! اینم که می گی حدیث و قران از هم جدا نیستند هم جزو تفسیرهای اضافه شده توست و بازهم به احتمالا به احادیث بر می گرده ! ضمنا به من بگو این که این مسیله که بر سر مسایل جنسی بوده است را از کجا اورده ای ؟ این که زدن ان چیزی است که تو می گویی را از کجا اورده ای یعنی خدا نمی دانست این مشکل تفسیر پیش می اید و نمی توانست خودش به جای زدن از داغ کردن استفاده کند ؟ چرا مفهوم واضح زدنه را می خواهی عوض کنی و با کلی تفسیر و توضیح خارج از ایه ، شکلش را عوض کنی ؟
کرده اند («وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ». و«و هُنَّ لِبَاس لَکُمْ وَ اَنْتُمْ لِبَاس لَهُنَّ» در برابر آنها حتّی ترشرویی نکنید: «لا یُقْبَحُ لَها وَجْهاً»)ظاهرا شما اصرار دارین که شکل اون رو عوض کنین( مثلا در جمله ولی خانمه رو اقاهه داغ داغ تنبیه می کنه !!!! ) و اون طوری که باب میلتونه تغییر میدین! و دوست عزیز برام خیلی جالبه که میگی : من می گم کسی حق زدن نداره با هیچ توجیهی (که البته فکر میکنم باز منظور شما از زدن، داغ گذاشتنه نه آنچه در متن قبلی به طور مفصل شرح دادم) ! و جای بسی تبریک داره که شما تو درک معارف از خداهم جلو زدید.
اتفاقا برعکس فکر می کنم شماها از خدا جلو زده اید چون هر چیز توی ایه هست رو برداشته اید کلی روی ان معنا اضافه کرده اید (از کجا ؟ خدا عالم است ) و توجه ندارید که با این کار دارید به خدا توهین می کنید ، یعنی خدا خودش نمی توانسته منظورش را برساند !؟ ایا نیاز به توضیح شما داشته است ؟ شما باید با تفسیر معنایش را برسانید . چرا به ازای ایاتی که کاملا معنایش مشخص و منطقی است شما تفسیر نمی کنید و چیز اضافه و کم نمی شود و معنایی هم که شما برایش می دهید تناقضی با ظاهرش ندارد ؟ ضمنا اینقدر تاکید بر حمایت و ارزش زن می کنی ایا همان کسی منظورت است که دستور زدنش به این راحتی صادر شده ؟ ایا همانی است که اگر در جنگ اسیر شود مثل گوسفند تقسیم می شود ؟ ایا همانی است که به راحتی مرگ و زندگیش دست صاحبش است ؟ ایا این زن همان بنده خداست ؟ ایا همان است که با بندگان دیگر خدا برابر است ؟ ایا همان کسی است که ارزش مادی دیه اش برابر دماغ یک مرد است ؟
. و درباره اینکه گفتی ” این مسئله که اصلا دعوا بر سرمسائل جنسی هست و نیست و اینها رو نمی دونم از کجا آوردی ولی خیلیم مهم نیست”
۴.تهرونی جان باید بگم هر آنچه که گفتم مستند است و بر اساس روایات و یا آیاتی از خود قران مجید است. و مطمئن باش نه توانایی جعل حدیث دارم نه ایجاد یه آیه ( به عنوان مثال :در جلد سوم(ص ۵۲۱ ) كتاب ” من لايحضره الفقيه” از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه در تبيين مفهوم نشوز فرمودند:” نشوز زن آن است كه در فراش (همبستر شدن ) از شوهر تبعيت نكند و مقصود از اضربوهنّ ، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است ، زدنى كه از روى رفق و دوستي باشد) و تعجب می کنم از اینکه میگی “ولی خیلیم مهم نیست”
در صورتی که از من خواسته بودی راجع به زدن در اون آیه بگم !
اولا که استناد شما بر بازهم چیزهایی خارج از قران است و باز به سراغ تفسیر و چیزهای جانبی رفته اید و بنابراین شرطمان را رعایت نکردید چرا که قرار بود منطقی بر روی خود ایه صحبت کنیم وگرنه حتی جملات کفرگونه را هم با تفسیر می توان به صورت کلمات توحیدی دراورد !! می گویی نه امتحانم کن ! فکر میکنم راجع به ایه های مربوط به شرط و رابطه اشان با ارتباط با خدا و معنویتشان زیاد بدانی ! ضمنا زدن را را با چوب مسواک از روی دوستی دانسته ای و توجه نکرده ای که مرتبه سوم برخورد اقاهه با خانمه است و باید کاری بدتر از قبلی باهاش انجام داد تا سر راه بیاید و مسایل جنسیش درست شود ! و ضمنا اگه گفتم مهم نیست به این خاطر است که من با اصل مفهوم زدن یک انسان مخالفم و ان را در شان یک انسان نمی دانم !!!!! لطفا به این جواب بده . حالا زدن می خواهد با دست باشد می خواهد با چوب مسواکی که تو می گویی !!! زدن برای حیوان هم به نظر من زشت است چه برسد به انسان !
۵. در مورد اینکه گفتی ” جالبه گفتی این رو حکومت اسلامی بهش می رسه و مردو تنبیه میکنه” و اینکه ” اصلا با فرض اینکه مسایل جنسی مطرحه چرا خدا به خانم ها همین حق رو نداده ؟”
موقعیت و برتری ویژه مردان از جهت جسمانی نوعی نابرابری بین آنان و زنان و کودکان پدید آورده است و همین وضعیت بین انسان و حیوان نیز وجود دارد. بنابراین کاملا طبیعی و عادلانه است که قانون به حمایت از حیوانات در برابر انسانها و کودکان در برابر بزرگسالان و زنان در برابر مردان برخیزد. و باید قبول کرد که زنان با مردان فرق دارند و توقع اینکه زن مرد را بزند با نظام طبیعت جور نیست( بیش از این، از من استدلال نخواه به درون خودت رجوع کن)
خیلی جواب جالبی داده ای در واقع حرف مرا تایید کرده ای ! می دانی چرا چون دقیقا باید ایه بر عکس این بود و قدرت را به خانم ها می داد وگرنه این که بیاید و باز هم مردان قوی را بهشان حق هم بدهد که درست نیست ! جالب است گفته ای این که مردان زنان را بزنند با نظام طبیعت جور نیست و لی چون برای مردان هست باید بزنند و توصیه هم می شود ؟! جالب است بدانی در کشورهای خارجی دقیقا حق خانم از اقایان به طرز شگفت اوری (حتی به زعم من ) بیشتر است به نحوی که می توانند با کوچکترین شکایتی اقا رو از خانه بیرون کنند (مانند کانادا لطفا سوال کن ) ان هم فقط به خاطر همان چیزی است که تو گفتی .
۶.در مورد اینکه گفتی( ” بهتر می دونی خیلی ازمردام ممکنه به وظایفشون در قبال خانم ها عمل نکنند . ممکنه ناتوانی جنسی داشته باشن و یا خیلی از مشکلاتی که توی مطلبت اشاره کردی رو ممکنه اقایون هم داشته باشن . ممکن نیست ؟” ” بعدم جالبه گفتی نخواستن طلاق می گیرن در صورتی که زن اصلا حق طلاق نداره !!!! و مرده اگه خواست طلاقش می ده !!! ) :
از آیه” فا مساک بمعروف او تسریح باحسان” که قبلا به آن اشاره کردم چنین استنباط مىگردد که شوهر، در ارتباط با همسر خود باید یکى از دو روش را در پیش گیرد یا حقوق او را به طور کامل ادا کند (امساک بمعروف) و یا او را مطابق مقررات شرع طلاق دهد (تسریح باحسان) و راه سومى در این زمینه وجود ندارد. همچنین از آیه شریفه «و لا تمسکوهن ضرارا لتعتدوا» ، چنین استفاده مىشود که نگهدارى همسر به گونهاى که باعث ضرر و زیان زوجه شود مشروع نیستخواه این ضرر، ناشى از تقصیر اختیارى شوهر باشد از قبیل ترک انفاق، عدم حسن معاشرت و…و یا ورود ضرر قهرى و غیر اختیارى مانند عدم قدرت بر انفاق . بنابراین اگر چه بر پایه قانون اسلام و حقوق ایران، طلاق از اختیارات مرد است ولى زن نیز در صورت عدم رعایتحقوق وى از طرف شوهر بویژه آنگاه که ادامه زندگى زناشویى موجب عسر و حرج او گردد، حق درخواست طلاق از قاضى را خواهد داشت و در این گونه موارد (امتناع شوهر از اداى حقوق زن و نیز استنکاف از طلاق )، قاضى مىتواند راسا به این امر مبادرت نموده و همسر فرد خاطى را بر خلاف میل او طلاق دهد.
و نیز به موجب حدیث : ” اذا غاضب الرجل امراته فلم یقربها من غیر یمین اربعة اشهر، استعدت علیه، فاما ان یفىء و اما ان یطلق فان ترکها من غیر مغاضبة او یمین فلیس”.
اگر شوهر، نزدیکى با همسر خود را براى مدت چهار ماه یا بیشتر ترک نماید، قاضى مىتواند او را به یکى از دو امر، یعنى بازگشتبه سوى همسر و یا طلاق اجبار کند. هر چند که این احادیث در موارد بخصوصى وارد شدهاند ولى حکم مندرج در آنها (طلاق اجبارى از سوى قاضى) منحصر به این موارد نبوده و به هر موردى که( اصل امساک بمعروف) به ناروا از ناحیه شوهر دچار مخاطره گردد، تسرى خواهد یافت.
اولا توصیه می کنم سری به دادگاه های ایران بزن بعدا” اینقدر با اعتماد به نفس راجع به طلاق خانم ها از اقایان صحبت کن ، دقیقا به تو بگویم تا اقایی خیلی تابلو نباشد وخیلی واضح حق زن را پایمال نکند و ناشایست نباشد ، زن طلاق نمی تواند بگیرد لطفا سوال کن ! ضمنا به سوال من جواب ندادی ! من گفتم اقاهه اختیار دارد خودش داغ داغ در مورد کمبودهای خانمه عمل کند و او را تنبیه کند ولی برای خانمه باید به قاضی مراجعه کند که ایا رسیدگی بکند و حق بدهد و شاید هم ندهد ؟؟؟ چرا اینقدر قانونه به نفع اقاهه است ؟ چرا اون هر کاری بخواهد می تواند ولی خانمه باید برود دادگاه ؟
7.در مورد اینکه گفتی ” چرا این ایه اینقدر کلیه و استثنا نداره ؟” قبلا هم گفتم که این ایه در مورد مردی است که در پی اظهار بی مسئولیتی یا عدم دلبستگی در روابط خانوادگی و یا بی میلی همسرش در روابط جنسی برای ادامه زندگی مشترک دچار هراس و ترس می شود.
این را از کجا اورده ای ؟ ایا از روایات ؟ باز هم که رفتی سراغ تفسیر عزیز دلم . قرار بود از خود ایه و منطق استفاده کنی . اصلا از کجا معلوم که اقاهه دچار ترس درست و اقعی شده باشد شاید بیخود شک دارد ، شاید مغرور است ، شاید ستمکار است ، شاید اصلا حرفش درست نباشد و خیلی شایدهای دیگر . (احتمالا باز هم با تفاسیر دیگری و روایات جواب خواهی داد !)
۸. در مورد اینکه گفتی “اصلا جالبه توی حرفات گفتی با صحبت منطقی شاید مشکلات حل شد ولی خوب من می گم شاید نشد ، برای مرده که تکلیفی مشخص نشده که طبق منطق عمل کنه ! ضمن این که میدونی خیلی ازاقایون ممکنه منطق نداشته باشن و یا به نفعشون نباشه . مردها فقط باید در ازای نافرمانی ترتیب خانمه رو بدن !”
عزیزم خواهش می کنم با دقت بخون اگه در مرحله اول خداوند متعال به مردان دستور داده که با او گفتگو کنند برای این است که در صدد حل مشکل باشندومنطق داشته باشند و این همون تکلیفی است که از طرف خداوند برای مردان مشخص شده و اون آدم بی منطقی که شما بهش اشاره می کنی اصلا احساس نیازی نمیکنه که مرحله اول رو انجام بده . این آیه مربوط به همچین آدم هایی نیست که از آیه ۳۴ سوره نساء فقط داغ گذاشتن رو (و نه ضرب ) به نفع خوشون و در هر موقعیتی و نه اون موقعیتی که به آن اشاره شد رو برداشت میکنند.
دوست عزیز در آیات خداوند هیچ ایرادی وارد نیست . و متاسفانه ایراد از ما و جوامع ما است که هر آنچه از قرآن به نفعمونه به کار می بریم . و میدونی که همه دستورات قرآن اجرا نمیشه وگرنه بسیاری از مفاسدی که حتی تو کشور خودمون هم دیده میشه به وجود نمی آمد .
باز هم تفسیر و اضافه کردن معنا به ایه و توضیح و واضح کردن کلام خدا سام جان ! من جایی توی ایه منطق ندیدم که مرد باید رعایت کنه ! اتفاقا جالبه این ایه بهانه خوبی برای همون اقای بی منطق هم است و خوب جریش می کنه !
۹. درباره آیه ۲۴ همین سوره هم باید بگویم که درباره کنیز و غلام که در صدر اسلام احکامی در مورد آنان در قرآن و روایات آمده همه مربوط به اسیران جنگی بوده است که توسط پیامبر یا امام و یا نائب او در جنگ با کفار اسیر شده اند و از آنان اموال و مردان و زنانی رابه عنوان غنیمت جنگی می گرفتند و اموال را بین رزمندگان که شرک در جهاد داشتند ، تقسیم می کردند. اما با افرادی که اسیر می شدند ، اعم از مردان و زنان کافر چکار کنند؟ آیا آنان را زندانی کنند؟ آزاد کنند و یا به خود کفّار برگردانندو از آنان امتیازاتی بگیرند یا آنان را بکشند ، یا از آنان مخصوصاً از افرادی که کارایی خوبی دارند استفاده کنند؟این ها همه احتمالات و راه هایی است که اختیار هر یک به دست پیامبر و یا امام و یا نائب او با مشورت با مسلمانان بوده است . یکی از مهم ترین احتمالات این است که این اسیران را به طور ضمنی با هدایت و تربیت اسلامی آشنا کنندو بعد آنان را آزاد کنند چون هدف از جنگ با کفار این بوده است که آنان را هدایت کنند. بنابراین در اختیار داشتن این اسیران توسط مسلمانان، برای دولت اسلامی منفعت دارد و برای اسیران مناسبت تر است . آن ها در بین جامعه پخش هستند و تحت تأثیر جوّ اجتماعی قرار می گیرند و نیازی به زندان کردن و خرجی دادن به آنان نیست از این رو حاکم اسلامی از بین اسیران آنان را که صلاح می داند ، به افراد متموّل مسلمان می فروشد و از این بابت پول هنگفتی به بیت المال واریز می شود و آن اسیر وظیفه دارد برای مولای مسلمان خود کار کند و اگر اسیر زن است ، برمسلمان ، آمیزش با وی حلال است و می تواند در داخل خانه یا خارج خانه کار کند و درآمد وی در اختیار صاحبش باشد. بنابراین توضیحات احکام و حقوق فراوانی در این باب وجود خواهد داشت که همه آن ها در فقه اسلامی بیان شده است . یکی از احکامی که در مورد اسیران وجود دارد این است که سختگیری هایی که بر زنان و مردان مسلمان است ، برای آنان وجود ندارد و از تخفیف های ویژه ای برخوردارند. از طرفی با توجه به اسیر بودن آنان طبیعی است در جامعه از نظر احترام و حرمت هم عرض مسلمانان نباشند. درست است که آنان انسان هستند اما انسان ها در دید جوامع مختلف از حیث اعتقادات (ایمان و کفر) ، علم و دانش فضائل و رذائل با هم مساوی نیستند.
آیا یک قاتل جانی یا متجاوز با یک انسان بی گناه و عالم و فاضل مساوی است ؟ درست است که همه انسان هستند اما از نظر حقوق اجتماعی در دید اجتماع همه را به یک چشم نگاه نمی کنند
اسلام با بردگی و برده داری و جنگ و اسیر گرفتن و قتل و خونریزی موافق نیست اما با هدایت کردن و تعالی بخشیدن به روح و روان افراد و مجازات متجاوزان و گرفتن حق مظلومان از ظالمان و جلوگیری از فساد وفحشا موافق است .
حاکم اسلامی (پیامبر و امام و نائب او) می تواند با توجه به مصالح درباره اسیران جنگی از راه های دیگر غیر از کنیز و عبد بودن استفاده کند ، مثلاً اسیران را زندان کند یا آنان را با امتیاز گرفتن از دشمن آزاد کند یابدون چشمداشتی آزاد یا مبادله کند
ببین فقط من یک سوال ازت دارم ایا به ازای دین رحمت و خدای بخشنده و مهربان و انسان اشرف مخلوقات (انشاالله نمی گی منظور از انسان اسرا نیست ! ) درسته مثل گوسفند تقسیمش کنند ، با وی همبستر شوند ، اورا بفروشند ، مرگ و زندگیش در دست صاحبش باشد واصلا انسان حساب نشود ؟ ایا این فرد گناهی داشته که مثلا شوهرش یا قبیله اش اشتباهی کرده اند ، ایا نزدیک تر به رافت نبود که خود تصمیم بگیرد که چه کاری بکند ، در دنیای امروز چه کار می کنند ؟ ایا همین کاری که تو گفتی را انجام می دهند ایا این درست تر است یا ان چیزی که تو می گویی ؟؟ من سوالی هم پرسیدم جوابش را ندادی نظرت راجع به کار صرب ها جیست ؟ اصلا این چیزی که تو گفتی با کار صرب ها چه فرقی دارد ؟ خواهش می کنم صریح جواب بده چون کاری که صرب ها هم کردند دقیقا اختیارات یک صاحب نسبت به برده اش است ! خوب کاری کردند ؟ بدکاری کردند ؟ اگر دینشان به ایشان گفته بود چی ؟ ایا مرگ فقط برای همسایه خوب است ؟
ضمنا نکته اخر اینکه غلیرغم صحبت تو برده داری در اسلام مشکلی ندارد !!
ضمنا به این سوالات قبلی من هم جواب نداده ای !
به نظرت زنی که توی جنگ اسیر میشه یه گوسفنده ؟ ایا درسته که اونو مثل غنایم تقسیم کنیم ؟ ایا احساس نداره ؟ ایا ادم نیست ؟ ایا اشرف مخلوقات نیست ؟ ایا صرف اینکه در جنگ اسیر شده برای این که اونو از شوهرش طلاق گرفته بدونیم و اونو مثل برده باهاش رفتار کنیم ، و صاحبش شویم و مرگ و زندگیش دستمون باشه و باهاش رابطه داشته باشیم ، کافی هست ؟ ایا این همون کاری نیست که صرب ها کردند و این همه بهشون فحش دادیم ؟ خوب این رو هم شاید دین اونها بهشون گفته بود ؟ ایا فکرمیکنی این یک نظر قرن بیست و یکم پسند باشه ؟ می دونی در جنگ اعراب با ایران فقط ۱۵ هزار شاهزاده خانم ایرانی مثل برده فروخته شدند ؟! به نظرت درست بوده ؟
بازهم ممنون از وقتی که گذاشتی . بدرود
آوریل 4th, 2008 at 4:53 ب.ظ
سلام دوست عزیز
*در مورد اینکه قرآن را از تفسیر و احادیث اهل بیت (ع) جدا میدونی
(باز هم تفسیر و اضافه کردن معنا به ایه و توضیح و واضح کردن کلام خدا سام جان ! این را از کجا اورده ای ؟ ایا از روایات ؟ باز هم که رفتی سراغ تفسیر عزیز دلم اولا که استناد شما بر بازهم چیزهایی خارج از قران است و باز به سراغ تفسیر و چیزهای جانبی رفته اید ، یعنی خدا خودش نمی توانسته منظورش را برساند !؟ ایا نیاز به توضیح شما داشته است ؟ خیلی جالبه از یه طرف می گی ایه واضحه از طرف دیگه از حدیث و روایت برای توضیحش استفاده می کنی ! اینم که می گی حدیث و قران از هم جدا نیستند هم جزو تفسیرهای اضافه شده توست و بازهم به احتمالا به احادیث بر می گرده ! ضمنا به من بگو این که این مسئله که بر سر مسایل جنسی بوده است را از کجا اورده ای ؟ این که زدن ان چیزی است که تو می گویی را از کجا اورده ای یعنی خدا نمی دانست این مشکل تفسیر پیش می اید و نمی توانست خودش به جای زدن از داغ کردن استفاده کند ؟ چرا مفهوم واضح زدنه را می خواهی عوض کنی و با کلی تفسیر و توضیح خارج از ایه ، شکلش را عوض کنی ؟ اتفاقا برعکس فکر می کنم شماها از خدا جلو زده اید چون هر چیز توی ایه هست رو برداشته اید کلی روی ان معنا اضافه کرده اید (از کجا ؟ خدا عالم است ) و توجه ندارید که با این کار دارید به خدا توهین می کنید ، یعنی خدا خودش نمی توانسته منظورش را برساند !؟ ایا نیاز به توضیح شما داشته است ؟ شما باید با تفسیر معنایش را برسانید) باید بگویم:
پیامبر اکرم(ص) در کنار قرآن ، عترت را هم برای هدایت بشر مطرح کرده است. حضرت ایشان در حدیث معروف ثقلین دو امانت ارزشمند برای امت قرار داده تا مردم با تمسک به هر دو راه را از چاه بازشناسند.
این بدان معنا است که باید به همراه اهل بیت به سراغ قرآن رفت.
بعضي از اشخاص نادان وبعضا سفسطه جو چنين عنوان مي كنند كه مثلا در كجاي قرآن تعداد ركعات نماز گفته شده قرآن كريم كه در آن تبيان هر چيزي شده دستور تبعيت از سنت را نيز داده وفرموده :لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه سنت رسول خدا مبين مجملات قرآن است كه همان مجملات نيز قابل فهم است اگر خداوند فرموده اقيموالصلوه اين جمله قابل فهم است ولي رسول خدا بايد بعمل خود كيفيت وحدود نماز را معين كند ودر خارج نشاندهد !سنت يعني روش پيامبر در عمل به آيات است والا خود آيات واضح وروشن است.
اگر کتاب آسمانی به تنهایی کافی بود نیازی به بعثت پیامبران وجود نداشت. منکرین ضرورت حدیث و تفسیر قران، ظاهرا پیامبران را فقط مانند پستچی می دانند که کتاب را با دستی از فرشته گرفته و با دست دیگری به امت می دهند و این نهایت کم لطفی است. در تفکر وهابیون، پیامبر در درک قران با افراد جامعه مساوی است و اینجاست که ضرورتی برای وجود پیامبر احساس نمی شود. خداوند قادر مي توانسته این واسطه غیر موثر را از بین خود و مردم بر دارد.
این در حالی است که قران پیامبر را سبب تعلیم و تربیت و تزکیه انسانها می داند و همه گفتارها و رفتارهای او را مورد تایید قرار میدهد و هدایت مردم را در پیروی از او و خاندانش می داند
حق تعالى فرمايد: و ما ارسلنا من قبلك الا رجالا نوحى الـيـهـم فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون بالبينات و الزبر و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون ( نحل , 44 ). و ما پيش از تو نفرستاده ايم مردانى مگر آنكه به ايشان وحى مى فرستاده ايم با دلائل آشكار و كتابها ( اى انـسـانـهـاى مـكـلـف و مـسئول ) اگر نمى دانيد, از اهل قرآن بپرسيد و اى محمد براى تو فرستاد قرآن را, تا براى مردم بيان كنى آنچه را براى هدايت ايشان براى ايشان نازل شده و اميد است كه ايشان متذكر شوند و بفهمند
خدايتعالي مكرردرآيات خود برسول گرامي ميفرمايد:واتبع ما اوحي اليك من ربك…قل انما انبع ما يوحي الي من ربي..بگو من از آنچه از طرف پروردگارم بمن وحي ميشود پيروي ميكنم
عده ای که خواسته یا ناخواسته آلت دست وهابیون واقع شده اند دائما در صد تضعیف احادیث اهل بیت علیهم السلام و سوق دادن مسلمانان به پیروی از قران، آنهم بدون تفسیر معصوم هستند. انگیزه اصلی در این تفکر پراکندن مردم از گرد اهل بیت پیامبر است.
اگر مصحف قران بدون تفسیر ، امت را بی نیاز می کرد با توجه به اتفاق نظر امت در پیروی از آن نباید شاهد اختلافها و جنگها ی مسلمانان توسط یکدیگر می بودیم.
آیا صحابه پیامبر از قرانی که وهابیون مردم را به آن می خوانند بی اطلاع بودند که در جنگی همچون جمل و صفین مقابل هم قرار گرفته و خون یکدیگر را مباح دانسته و بر زمین ریختند.
چگونه بود که پیروی از قران، صحابه پیامبر را از تکفیر یکدیگر و جنگ و خونریزی در مقابل هم باز نمی داشت؟؟!!
آیا برداشتهای متفاوت از آیات متشابه قران و عدم پیروی از فرد داناتر، راه را بر این خونریزی ها هموار نمی کرد؟؟
مهمترین موردی که از قران برای رفع اختلاف بزرگ امت اسلامی استفاده شد ماجرای حکمیت قران توسط حکمین در پایان جنگ صفین بود. مدعیان امروز قران گرایی بدون حدیث، اگر در این صحنه حاضر بودند به کدام گروه می پیوستند؟؟ با سخنانی که امروز از ایشان می شنویم شکی نیست که این افراد در صورت حضور در آن صحنه پیروی کور کورانه از ظاهر قران را بر اطاعت از سخنان علی (ع) ترجیح می دادند و با عمر و بن عاص همصدا میشدند.
همه میدانیم که حکمیت قران در مقابل علی( ع) در جنگ صفین به خونریزیهای بعدی ( جنگ نهروان و ….) و شهادت علی (ع) و سلطنت موروثی بنی امیه و تفرقه دائمی در امت اسلامی انجامید.
در قرانی که در اختیار ماست پاسخ بسیاری از ضروریترین مسائل که بطور روزمره مورد نیاز همه مسلمانان است یافت نمیشود مدعیان امروز قران گرایی بدون حدیث ، پاسخ دهند که اوقات نماز و تعداد رکعات نماز و اینکه در نماز باید چه گفت و چه سوره ای را خواند و چرا دو سوره می خوانیم و چرا هر بار دو سجده می کنیم و چرا …… در کدام آیه قران آمده است تا مسلمانان با اتکای به آن از حدیث بی نیاز باشند؟؟؟
آیا پیروی کور کورانه از قران و کنار گذاشتن حدیث اهل بیت، منجر به اعتقادات شرک آمیز و کفر آمیز در مورد توحید ( اساسی ترین مساله اعتقادی اسلام) نشده است. همه می دانیم که غیر شیعه بر اساس کلمات قران ( بدون تفسیر معصوم ) به خدایی با دو چشم و دو ابرو و دو دست و یک ساق پا معتقدند که در قیامت هیکل درشت خود را به مردم نشان خواهد داد ولی به دلایل نامعلومی در دنیا این کار را نمی کند !!
بدون معلم و مفسر معصوم قران تکلیف جامعه اسلامی چیست؟؟ آیا اگر هر کس مصحفی در جیب داشته باشد و بر اساس برداشت شخصی و باطل خود عمل کند سنگ روی سنگ بند می شود؟؟!!
با این تفکر ناصواب است که شخصی بی اطلاع از قران مثل عمر ابن خطا ب ( که بارها به نادانی خود اعتراف کرده ) باید حکومتداری نماید؟؟ و علی (ع) را که همه بر افزونی دانش او از قران معترفند خانه نشین کند؟؟ ( چرا که قران کافی است و امت نیازی به ارشاد توسط فرد دانا و معصوم ندارد! )
اگر سخنانی که در بی نیازی امت از مفسر معصوم قران گفته می شود صحت داشته باشد چرا خود قران به پیروی از پیامبر و اهل بیت امر می کند؟؟ در ضمن من گفتم قرآن بهترین مفسر خویش است نه آنچه شما به میل خود در جمله “”" خیلی جالبه از یه طرف می گی ایه واضحه از طرف دیگه از حدیث و روایت برای توضیحش استفاده می کنی !”" برداشت کردی و من گفتم قرآن بهترین مفسر خویش است یعنی :
خدايتعالي مكرردرآيات خود برسول گرامي ميفرمايد:واتبع ما اوحي اليك من ربك…قل انما انبع ما يوحي الي من ربي..بگو من از آنچه از طرف پروردگارم بمن وحي ميشود پيروي ميكنم
ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا
هر چه پیامبر به شما داد ( امر کرد ) آنرا بگیرید ( بپذیرید ) و هر جه او از آن نهی کرد شما از انجامش دست باز دارید
و لکم فی رسول الله اسوه حسنه
برای شما پیامبر الگویی بسیار نیکوست
ما کان لمومن و لا مومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره
برای هیچ مرد و زن مومنی مجاز نیست که آنچه خدا و رسولش به آن فرمان می دهند اطاعت نکند
یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند و رسولش و اولی الامر ( که پیامبر ایشان را معرفی کرده است ) فرمانبری کنید .
انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه وهم راکعون
بدرستی که خداوند و رسولش و مومنانی که در حال رکوع زکوه می دهند سرپرست و ولی امر شما هستند ( بنا بر روایات شیعه و سنی این آیه در باره علی (ع) است )
* هر چند بارها پاسخ سوالاتت( به عنوان مثال :بگو این که این مسئله که بر سر مسایل جنسی بوده است را از کجا اورده ای ؟ این که زدن ان چیزی است که تو می گویی را از کجا اورده ای) رو در متنهای قبلی دادم ولی باز هم تکرار می کنی !و اینکه می گی ” من جایی توی ایه منطق ندیدم که مرد باید رعایت کنه” نشان دهنده اینه که چنان مهری بر دل و پرده بر چشم و گوش تو نهاده شده که فهم حقایق نمی کنی.
و در مورد اینکه گفتی : اولا که استناد شما بر بازهم چیزهایی خارج از قران است و باز به سراغ تفسیر و چیزهای جانبی رفته اید و بنابراین شرطمان را رعایت نکردید چرا که قرار بود منطقی بر روی خود ایه صحبت کنیم .
*من به خاطر ندارم همچین شرطی با شما گذاشته باشم . خود شما سوال مطرح می کنید و پاسخ می دهید و نتیجه گیری می کنید ! که البته هدف شما کاملا مشخصه.
*اگر منظور از زن كافر ، زن شوهر داري است كه حقيقت را پوشانده با علم به حقيقت معنيه كافر از ديد قرآن به اين معناست كه اين زن و شوهر ظاهري او در حقيقت با هم عهد و پيماني ندارند چون آن دو يا يكي از آنها پوشاننده حقيقت هستند و عهد و پيمان ازدواج بر اساس حقيقت است . پس اين زن در ظاهر ازدواج كرده است ولي در حقيقت ازدواج نكرده و اگر بخواهد با يك مرد ايمان دار ازدواج كند بايد به حقيقت ايمان بياورد و بعد از تعيين مهر و ساير مراحل ازدواج ، با او پيمان ببندد پس ازدواج با او در واقع ازدواج مرد ايمان دار با يك زن تازه ايمان دار است كه در اسارت ايمانداران به حقيقت و خدا بسر ميبرد.
اين كار به معناي خريد و فروش اين زن نيست بلكه به معناي محكم كردن ايمان اوست و زمينه سازي براي سعادت او در آينده .
نكته ديگر اینکه آنها به طريق زناشويي ميتوانند اين زنان را به زني بگيرند نه طريق زور يا زنا يا غير از مراسم خاصي كه براي زناشويي معمول است . پس اين زنان با اختيار خود به عقد مردان ايمان دار در ميايند نه بدون اختيار و مثل يك برده !!
اگر به مفهوم كافر دقت و تفكر بفرمائيد متوجه ميشويد كه كافر ، در حقيقت دانشمندي است كه ميداند و نميگذارد ديگران بفهمند !! جنگ با كافران جنگ با كسانيكه در تحقيق هستند نيست چون آنها نميدانند . جنگ با كساني كه براي يافتن حقيقت تلاشي نميكنند هم نيست چون آنها هم نميدانند ، كسي كه نميداند چگونه ميتواند چيزي را كه ندانسته ، بپوشاند و عبارت كفر كه به معناي پوشاندن حقيقت است را بر خود بگيرد ؟!!
اگر اينطور كلام خدا را مطابق توضيحات كلام خودش باور بفرمائيد ، آنوقت شما هم به خود اجازه نميدهيد كه بين كافر و ايماندار به حقيقت يكسان نگر باقي بمانيد . مسلم است كه دشمنان حقيقت ، دشمنان راستي و پاكي هستند و با دوستان حقيقت يا جويندگان حقيقت يا تسليم شدگان در مقابل حقيقت يكي نيستند ! پس آنچه شما تبعيض نام گذاشتيد در حقيقت عين عدالت است
*چرا اسلام و قرآن کریم چنین مجوزی را برای زن صادر نکرده است و فقها نیز به عدم جواز آن تصریح دارند، به نظر میرسد دلایل آن بسیار روشن باشد. زیرا:
معمولاً توانایی جسمی زنان از مردان کمتر است و زنان توان تنبیه بدنی مردان را ندارند. از این رو، چنین اقدامی از سوی زن، یقیناً با واکنشهای تندی از سوی مرد همراه خواهد بود و زن بدون رسیدن به مقصود خویش، از داشتن روابطی سالم در ادامة زندگی زناشویی هم محروم خواهد ماند.
بنابراین، بهتر است با مدیر متخلف برابر قانون و چهارچوب قانون بر خورد شود و با ارجاع پرونده به دادگاه و الزام وی از سوی قاضی، به غائله خاتمه داد.
با این عمل، هم زن بهتر و آسانتر به حق خویش میرسد و هم از عوارض جانبی و پیامدهای سوء اقدام مستقیم خویش در امان میماند.
مرد قانونشکن، قلدر و خودخواه نیز با تعزیر قاضی بهتر به وظایف خویش آشنا میگردد و میداند تکرار وظیفهنشناسی کار او را در دادگاه سختتر خواهد کرد و با سوء سابقهای که دارد، جرم او سنگین¬تر و در نتیجه کیفرش شدیدتر خواهد بود.
* این خیال باطل و برداشت به دلخواه شما است وگرنه من حرف های شما را تائید نکرده ام.
اگر انگیزههای نشوز زن از سر ناز، یا جلب توجه مرد و یا واکنشی در برابر بیمسئولیتی مرد باشد و همچنین اگر خستگیهای روحی و عدم ارضای جنسی انگیزة او باشد، با قدم اوّل (وعظ) و قدم دوم (هجر) این امور مرتفع میگردد و زن از نشوز خویش دست میکشد. ولی اگر انگیزة او برای سلطة بر مرد، میل به معاشرت با این و آن و تفریحات افراطی و یا امتیاز خواهی مالی و به چنگ آوردن پول برای تجمل گرایی افراطی باشد، تنبیه بدنی زن، و واکنشی شدیدتر از «هجر» تا حد زیادی زن را با وظایف خویش آشنا میکند.
مرد در برابر رفتار قلدرمآبانة زن و بهره کشی اقتصادی او و میل به فرمانروایی وی نیازمند به واکنش است. به چه دلیل مرد باید وظایفش را عمل کند و با کار و تلاش، حاصل دسترنج خود را در اختیار زن قرار بدهد، هزینة زندگی و مهر او را بپردازد و آنگاه زن از سر خودخواهی و افزونطلبی، بتواند از تمکین جنسی – که در هر ازدواجی، زن به انجام آن متعهد است – سرباز زند و با این حربه بخواهد بر مرد و خانه و زندگی حکمرانی کند.
یقیناً تنبیه بدنی زن که از قوامیت مرد ناشی میشود، تا حد زیادی زن را از ادامة سرکشی و ماجراجویی باز میدارد.
زن از مرد خصلتهای مردانه و شجاعت و جسارت را میپسندد و زبونی و ترس مرد – هر چند بخشی از خواستههای زن را برآورده کند و ممکن است سبب دستیابی زن به موقعیتهای ممتاز در خانواده شود – زن را از داشتن مردی با شخصیت مردانه، شجاع و پرجرأت محروم میکند و این کمبودی است که زن همیشه از آن رنج خواهد برد.
کافی است به اطراف خویش نگاه کنیم و به زندگی آشنایان و خویشان دقیق شویم، تا به روشنی دریابیم که مرد با شخصیت، جسور، شجاع و مدافع حقوق خویشتن – البته در حدّ اعتدال و آنگونه که شرع میپسندد- همیشه مایة افتخار زن و سربلندی اوست. زن به چنین مردی دلبسته است و هم آغوشی با او را لذت بخش میداند. به عکس، مرد ترسو، زن ذلیل و کمجرأت برای زن جاذبهای ندارد. شاید زن بتواند با سلطه و فرمانروایی بر او نیازهای جسمی و هزینههای تجمّلگرایی و شیکپوشیهایش را تأمین کند، ولی مطمئن باشید همآغوشی با چنین مردی برای زن، شیرین و پرجاذبه نخواهد بود. وای بسا که زن حتی با داشتن شوهری با این خصلتهای زنانه، میل به مردان با شخصیت و شجاع پیدا کند و احیاناً ارتباطات نامشروع را در پی داشته باشد.
همانگونه که اگر شوهر خشن، تندخو، نامهربان و بد زبان باشد و الفبای الفت و مهر و عشق را نداند و همیشه بخواهد از سر قهر و غلبه و خشونت و ستم گری با زن رفتار کند، ممکن است زن تشنة محبت، روزی به دام چرب زبانان و مهرورزان دچار گردد.
* ابتدا عنوان می کنی که ” زن اصلا حق طلاق نداره !!!! و مرده اگه خواست طلاقش می ده !!!” و بعداز پاسخی که دادم عنوان می کنی ” دقیقا به تو بگویم تا اقایی خیلی تابلو نباشد وخیلی واضح حق زن را پایمال نکند و ناشایست نباشد ، زن طلاق نمی تواند بگیرد” کدام حرف شما را بپذیریم ؟! ” زن اصلا حق طلاق نداره” یا اینکه” زن اگه آقاهه خیلی تابلو باشه و خیلی واضح حق زن رو پایمال کنه و ناشایست باشه ، می تواند طلاق بگیرد”. لطفا پاسخ بده. البته ابتدا توصیه می کنم سری به دادگاه های ایران بزن بعدا” اینقدر با اعتماد به نفس راجع به طلاق خانم ها از اقایان صحبت کن.
آوریل 24th, 2008 at 10:53 ق.ظ
ضمن سلام به محمد دوستدار بچه ها من هم نظر محمد را دارم.
آوریل 24th, 2008 at 3:43 ب.ظ
واسه دینمون کشورمون دولتمون مملکتمون مردممون و فکراشون ………….واقعآ متاسفم متاسفففففف
آوریل 28th, 2008 at 1:46 ق.ظ
این همه تو سر و کله هم زدین وتمام ادیان رو به سخره گرفتید که چی ؟ بابا شوهر منم که ادعاش میشه به اسلام هیچ ربطی نداره و شبیه این آقاهه خودش سواره و ما رو پیاده دنبال خودش میکشونه از اینکه زنش با اون برابر باشه ناراحته بابا به فکر دخترای آینده باشید
می 18th, 2008 at 3:14 ق.ظ
واقعا خجالت آوره كه تو كشوري با قديمي ترين تمدن بشري.
ما نوادگان كوروش بزرگ شاهد اين چنين اعمال غير انساني باشيم.
اي عرب هاي پست با ما چه كرده ايد.
اي نوادگان اعراب سياه دل و بي فرهنگ .
به راستي دين اين را نميگويد. و اين اعراب جاهل و پيروانشان هستند كه كوركورانه و تنها به خاطر منافع پليدشان دين را نيز به رزالت ميكشند.
دين ما تفسير و نوآوري ميخواد.
نه اينكه حرف 1400 سال پيش رو حالا اجرا كنيم.
جالب كه وقتي برادري براي حمايت از خواهرش شوهرش معتاد مفت خور . زن باز و بيكاري رو كه سر خواهرش هوو آورده (بعد از بارها هشدار و نصيحت بي حاصل)ميكشه به قتل عمد محكوم ميشه.
و همينطور دختراني كه به خاطر دفاع از عصمت شون افراد متجاوز رو در دفاع از خود ميكشن به قتل عمد و قصاص محكوم ميشن.
ولي برادران . پدران . شوهران . دختر كش رو هيچ كس كاري نداره.
اين اقا از خفاش شب و بيجه و… هم بدتره كه به دخترش هم رحم نكرد.
و بد تر از اون افرادي هستن كه از گناه اين حيوان رزل ميگزرن.
مرگ بر اعراب جاهل .تمدن گريز.
درود بر كوروش كبير.
خدايا به اميد تو.
اکتبر 16th, 2008 at 8:22 ب.ظ
به نام خدا
من این سایت راملاحضه کردم خوب بود به جز قسمت ترجمه ایات قران لطف کنید ترجمه ی کل ایه رو بنوسید نه مثل بعضی اخبار های داخلی وخارجی قسمتی از اون رو که بدرد منحرف کردن بینندگان سایت میشه