سرگردانی دانشجویان دختر در برف و سرما
عدم تهیه سوخت توسط مسوولان دانشگاه آزاد اسلامی بوکان، دانشجویان این دانشگاه را آواره کرد.به گزارش هفت تیر صبح روز جمعه، مسوولان دانشگاه آزاد بوکان، با مراجعه به خوابگاه دانشجویان دختر به آنها می گویند که باید خوابگاه را تخلیه کنند.
مسوولان، دلیل این امر را قطعی گاز عنوان می کنند که در مقابل دانشجویان می گویند: “دانشگاهی که برای خوابگاه از ما پول می گیرد، وظیفه دارد نفت و گازوییل تهیه کند.” ولی مسوولان دانشگاه همچنان بر تخلیه خوابگاه اصرار می کنند.
دانشجویان که چاره ای جز تخلیه خوابگاه نمی بینند، از مسوولان خوابگاه فرصت بیشتری می خواهند زیرا در روز جمعه و در یک شهرستان کوچک و نیز با مسدود بودن جاده ها، وسایل نقلیه مناسب برای عزیمت دانشجویان به شهرهایشان وجود ندارد که این خواسته آنها نیز رد می شود و در نهایت تعداد زیادی دانشجوی دختر در یک روز تعطیل زمستانی از خوابگاه طرد می شوند.
از آنجاکه بوکان یک شهرستان کوچک است و به اکثر نقاط کشور و حتی استان، اتوبوس ندارد، مسافران این شهرستان می بایست ابتدا به مرکز استان (ارومیه) بروند و از آنجا به مقاصد دیگر عزیمت کنند و دانشجویان نیز به همین منظور راهی ترمینال می شوند ولی در آنجا نمی توانند اتوبوس و مینی بوس تهیه کنند و ناچار با خودروهای سواری به سمت ارومیه حرکت می کنند.
پس از رسیدن آنها به مهاباد، پلیس راه با اعلام اینکه جاده منتهی به ارومیه مسدود است، از ادامه حرکت دانشجویان ممانعت می کند و این دختران بی پناه در یک شهر غریب رها می شوند و ناچار به نیروی انتظامی مراجعه می کنند تا بلکه پناهگاهی در اختیار آنها قرار دهند ولی نیروی انتظامی به آنها اعلام میکند که فقط می تواند آنها را به هتل معرفی کند ولی هزینه هتل را باید خودشان بدهند (این در حالی است که با یک هماهنگی ساده می شد این افراد را در مراکز هلال احمر، بهزیستی، سپاه و… اسکان داد، به ویژه آنکه تعدادی از این دختران دانشجو پول کافی به همراه نداشته اند.)
گزارش خبرنگار ما حاکیست تعدادی از این دانشجویان در راه مانده دختر، طی تماس هایی با خانواده های خود، از آنها خواسته اند پول به حسابشان واریز کنند تا بتوانند از عهده مخارج هتل و ادامه سفر ناخواسته شان برآیند.
براساس آخرین اخبار، قرار است این دانشجویان با بازشدن مجدد مسیرهای ارتباطی، مهاباد را به سمت ارومیه و از آنجا به سوی شهرهای خود ترک کنند و معلوم نیست با وضعیت فعلی جاده ها، چه موقع بتوانند شهر به شهر به خانه خود بازگردند.
دانشجو دختر – خوابگاه دختران – سرگدانی دانشجویان دختر
ژانویه 12th, 2008 at 8:02 ب.ظ
اي واي بر ما حيوانات انسان نما
. من سلطان با ان دختر خانم ها و خانواده هايشان ابراز هعمدردي مي كنم و اميدوارم فردايي برسد و چنين نباشد خداوند كم كارها و دلنسوزان اين ملت را در اين دنيا لعنت كند امين يا رب العالمين
ژانویه 13th, 2008 at 8:14 ق.ظ
یرادی نداره گور پدر مردم ایران اصلا غاط کردیم ایرانی شدیم مردم فلسطین و لبنان و عرق و….. در آرامش باشن از سر دولت مردهای بی عرضه ما مقاومت هایمان را در طول دوران های مختلف نشان دادیم بقیه ضعیف تر از ما هستند
ژانویه 13th, 2008 at 8:15 ق.ظ
اطلاح میکنم
ایراد-غلط – عراق
ژانویه 14th, 2008 at 11:03 ق.ظ
وقتی دولت دولت نباشه همین میشه دیگه
ژانویه 14th, 2008 at 11:04 ق.ظ
abed_ashegh2001
ژانویه 14th, 2008 at 3:46 ب.ظ
باید تا چند روز دیگر منتظر کارت سوخت بخاری و وسایل گاز سوز باشیم .
ژانویه 14th, 2008 at 3:47 ب.ظ
خوش بخال حیوانات نه کارت سوخت دارند و نه ….
ژانویه 14th, 2008 at 4:10 ب.ظ
بزرگترین گناه را مسئولین کرده اند
ژانویه 14th, 2008 at 4:51 ب.ظ
با سلام
. . .
بيا و با دل من صحبتي مفصل كن اگر چه درد دلي سخت مختصر دارم
بيا و گوش بده دردهاي پنهان را به ناله هاي دل من كه بي ثمر دارم
ابيات بالا از اشعار آقاي جاسبي هست كه در صفحه اول سايتشان آمده است. . .
احتمالاً زماني كه دانشجويان بخت برگشته در سرماي هوا، با جيب خالي به دعا گويي ايشان مشغول بوده اند، اين عزير در حال تصحيح وزن و قافيه اشعارشان بوده اند!.
داشتم فكر ميكردم واقعاً حيف نيست نعمت برخورداري از مديريت با كفايت اين عزيز مخصوصاً و چنين عزيزاني كه بحمدالله در كشور ما بسيارند!! تنها نصيب ما مردم ايران بشه؟!. آيا ميشه دنيايي رو تصور كرد كه آقاي جاسبي همه كارش باشه؟! قطعاً اون دنيا يك بهشته نه كمتر!! البته از زمان رياست جمهوري اين رادمرد بزرگ و متفكر دهر، اقاي احمدي نژاد! دير نيست كه اين آرزوي ديرينه من برآورده بشه!. يعني ميشه اي خدا!!
ژانویه 14th, 2008 at 8:19 ب.ظ
كافي بود تا الان دو سه تا از اون دخترها توي يك جشن شبانه شركت ميكردند تا تمام مسئولين دانشگاه،نيروي انتظامي،قوه قضائيه،بسيج و سپاه و هزاران مسئول ديگه در قبال اين عمل احساس مسئوليت كنند وهر كدام به نوعي تلاش در نابود كردن اينده اون دخترها بكنند!!!
ژانویه 15th, 2008 at 10:27 ق.ظ
من واقعا متاسفام از اين بابت .فكر ميكنم اون موقع كه اين دختراي بي پناه داشتن دنبال سرپناه مي گشتن مسئولين وظيفه شناس تو خيابونا به شلواره توي پوتين گير ميدادن.وقت نداشتن بابا.انصافتون كجا رفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ژانویه 15th, 2008 at 10:34 ق.ظ
سلام دوباره .اين چيزا اهميت نداره.
چيزي كه مهمه اينه:
انرژي هسته اي 200 تومن بسته اي
ژانویه 15th, 2008 at 2:03 ب.ظ
شايد اين خانم ها معني كلمه دانشگاه آزاد را نمي دانستند كه به اجبار واردش شدند دانشگاه آزاد يعني مسئولان آن از پذيرش هر مسئوليتي آزادند مي توان معادل آن را مثال زد :ايران آزاد
ژانویه 15th, 2008 at 3:46 ب.ظ
حق مردم ایران داشتن زندگی خوبی در شان آنها است واقعا متاسفم
ژانویه 15th, 2008 at 4:57 ب.ظ
آدم هرچی کمتر بدونه شب راحتتر می خوابه
ژانویه 15th, 2008 at 7:45 ب.ظ
اين مطلب رو كسايي بخونن كه سنگ جمهوري اسلامي رو به سينه مي زنند تا بفهمند چه كثافت هايي دارن به ما حكومت مي كنن
ژانویه 17th, 2008 at 12:41 ق.ظ
سلام نمي دونم چي بگم فقط ميتونم بگم براي هممون متاسفم كه در چنين كشوري قرار گرفتيم كه نه گاز داره نه هيچي فقط ميتونه بگه انرژي هسته حق مسلم ماست به همين خيال باش
ژانویه 17th, 2008 at 11:34 ق.ظ
واقعا متاسفم چون خودم در موقعيت شما گير افتادم در شمال كشور در خانه از سرما داشتم يخ ميزدم
ژانویه 18th, 2008 at 3:52 ق.ظ
خاک بر سر ما که اجازه میدهیم این سیاستمداران نالایق هر غلطی که می خواهند بکنند وقتی که ثروت مملکت را به تاراج گذاشته اند و هرروز به کشورهای بدبخت بیچاره ای مثل فلسطین ولبنان و تانزانیا و مالی و … بخشش های آنچنانی از بیت المال می کنند باید هم سوخت گاز برای استفاده ملت نداشته باشیم واقعا برای جاسبی متاسفم که هیچ برخوردی با مسئولان دانشگاه بوکان نکرده است خلاصه ازماست که برماست