در سرمای بی سابقه تهران » حرکت خودجوش مردم برای کمک به خیابان خواب ها
با سردتر شدن هوا و بارش برف در تهران باز هم وضعیت زندگی بی خانمان ها به موضوع روز تبدیل شده است. چند روز پیش خبری در رسانه ها منتشر شد که در سردترین شب سال جاری، شبی که سرانجام اولین برف سال تهران بارید، بیست و پنج کارتن خواب از شدت سرما درگذشته اند.
انتشار این خبر موجب شد مردم به صورت خودجوش به یاری کارتن خواب ها بیایند. «کارتن خواب» اصطلاحی است که در فرهنگ عامه برای بی خانمان ها و خیابان خواب ها به کار می رود و البته وارد گفتمان های رسمی تر هم شده است.
مردمی که در دسته های مختلف و بدون هماهنگی با هم سعی می کردند با اهدای پتو و لباس های گرم به بی خانمان ها آنان را در برابر سرمای زمستان محافظت کنند تنها زمانی از حضور یکدیگر آگاه شدند که در خیابان های جنوب شهر تهران همدیگر را دیدند.
بهنام، وکیل جوان دادگستری که برای یاری بی خانمان ها به خیابان آمده است، می گوید: «این حرکت که بدون هماهنگی قبلی و بدون آنکه حتی یک نهاد مردمی برای آن برنامه ریزی کند، انجام شده، نشان می دهد که هنوز نوع دوستی در وجود مردمی که در زندگی روزمره خودشان با مشکلات غریبی دست به گریبانند، از بین نرفته است.»
امیر فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران است و این روزها در یک دبیرستان تدریس می کند. او معتقد است وقتی دولت به وظایفش عمل نمی کند، وقتی صحبت کردن از تامین اجتماعی بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است، وقتی مسئله حل معضل خیابان خوابی به ژست های سیاسی و انتخاباتی با برنامه ریزی های غیر دقیق و غیر کارشناسی تبدیل می شود، مردم هم مجبورند خودشان دست به کار شوند و هر کاری که از دستشان برمی آید انجام دهند.
اشاره امیر به طرح وسیعی است که زمستان سال گذشته برای مقابله با مسئله خیابان خوابی اجرایی شد. در جریان این طرح واحدهای گشت نیروی انتظامی نیمه شب ها در خیابان های شهر راه می افتادند و با بازداشت خیابان خواب ها آنها را به گرمخانه های دولتی منتقل می کردند. گرمخانه هایی که از حداقل امکانات رفاهی هم بی بهره بود.
حمید، روزنامه نگاری که سال گذشته توانسته است با یکی از این گشت های دولتی همراه شود می گوید: «برایم عجیب بود که چرا هر خیابان خوابی که ما را می دید فرار می کرد و ماموران نیروی انتظامی برای گرفتن هر کدام آنها باید به یک عملیات پرهیجان تعقیب و گریز دست می زدند.»
حمید راز این فرار را کشف نکرد تا زمانی که گرمخانه ها را از نزدیک دید. اتاقک های کوچک و نموری که در آن به خیابان خواب ها پتوهای کثیف و بدبویی داده می شد و یک بخاری بزرگ اتاق را گرم می کرد. به گفته حمید در هر اتاقک تعداد زیادی را اسکان می دادند و این خودش امکان انتقال بیماری های مسری و آلودگی افراد را بیشتر می کرد.
حمید به یاد می آورد که همان زمان یک روانشناس اجتماعی در گفتگو با او گفته بود خیابان خوابی هم یک معضل اجتماعی است و هم یک مسئله روانی. به گفته او بسیاری از کسانی که به دلیل شرایط وخیم اقتصادی مجبور به خیابان خوابی شده اند دچار روان پریشی های جدی اند و باید تحت نظر روان پزشک و روانکاو قرار بگیرند. آنها بیش از آنکه به نان و جای گرم نیاز داشته باشند، نیاز دارند باور کنند که جامعه آنها را به عنوان انسان قبول می کند.
اگر بهنام و امیر یک جشن دوستانه را ترک کرده و بعد از دو ساعت گشت زدن در کوچه پس کوچه های اطراف میدان آذری تنها موفق شده بودند سه نفر را ببینند که در پارک ها خوابیده اند، حسین و دوستانش از ساعات ابتدایی شب مقدار زیادی وسایل گرمازا و پوشاک و روانداز را به خیابان خواب هایی رسانده اند که از میدان راه آهن تا شوش و جوادیه پراکنده بوده اند. در محله هایی که نامشان با فقر گره خورده است.
حسین که خود از فعالان یک تشکل غیردولتی حامی حقوق کودکان است، می گوید: «ما هم می دانیم این کارمان شبیه کارهای بنگاه های خیریه است و ربطی به حل ریشه ای مسئله ندارد. مسئله ای که ریشه در نظام نابرابر و تضادهای طبقاتی دارد با این کارها حل نمی شود اما نمی توانیم به یک خیابان خواب که همین حالا دارد از سرما یخ می زند بگوییم تو منتظر بمان تا ما این مسئله را ریشه ای و برای همیشه حل کنیم.»
او با اشاره به این که بیشتر کسانی که در این شب برای کمک به خیابان ها آمده اند بر اساس ابتکارهای فردی و تحریک احساسات انسانی شان حرکت کرده اند، ادامه می دهد: «ما از معدود جمع هایی هستیم که در تشکل مان مسئله را مطرح کردیم و تصمیم گرفتیم یک عده از داوطلبان انجام این کار را بر عهده بگیرند. دلیلش هم واضح است. وقتی پیکره تشکل های غیردولتی آنقدر نحیف است و تازه همین اندام نحیف هم دائم در معرض تهدیدها و تهمت های نهادهای امنیتی قرار می گیرند، نمی توان از تشکل هایی که به زحمت خودشان را اداره می کنند انتظار داشت حضور اجتماعی موثری داشته باشند.»
کارتن خواب های تهران در این زمستان علاوه بر این که باید خود را در برابر سرما و گرسنگی محافظت کنند، باید مراقب گشت های ویژه نیروی انتظامی هم باشند. آنها خاطره خوبی از گرمخانه های دولتی ندارند و شاید ترجیح می دهند زمستان را با همین پتوها و کاپشن های اهدایی مردم سپری کنند هرچند روزهای سردتر و سخت تری در پیش باشد
ژانویه 10th, 2008 at 11:43 ب.ظ
اگرم درگیری پیش می اومد امریکایی ها جرات حمله به ایران رو ندارند چون می دونن چه بلایی سرشون میاد
ژانویه 11th, 2008 at 12:20 ق.ظ
الهه خانوم مثل اینکه شما زیادی دلت خوشه…
اگه دلشون بخواد کار ۱ دقیقشونه…..
تا الانم که حمله نکردن فقط بخاطر مسائل سیاسیه
ژانویه 12th, 2008 at 8:13 ق.ظ
چقدر شما ساده اید آخوندها دست نشانده آمریکائی ها هستند
ژانویه 12th, 2008 at 11:22 ق.ظ
اي بابا چرا از جنگ و درگيري و … صحبت مي كنين بياييم از صلح و صفا و صميميت همراه با عشق صحبت كنيم
ژانویه 12th, 2008 at 6:03 ب.ظ
كاشكي اين حجاجي كه تو اين فصل از حج تمتع برگشتند بجاي اين خرجهاي گزاف و مهماني هايي كه هيچ نشاني از سنت ابراهيمي نداره و فقط ناشي از يك حس حقارت دروني و خود نمايي نوروتيكه،كمي هم به فكر كمك به اين كارتون خوابهايي كه اصالت صورت چركينشون صد شرف داره به سيرت چركين آنها بودند!
به قول شاعر:
“كعبه هم سنگ نشاني است كه ره گم نشود
حاجي احرام دگر بند و ببين يار كجاست”
ژانویه 15th, 2008 at 2:18 ب.ظ
خبر جالبي بود پس تو كشور ما هنوز جوانمرد پيدا ميشه .
ژانویه 21st, 2008 at 12:03 ب.ظ
خبر خوبي بود. من نميدونستم كه اين كارها هم انجام ميشه!!!! من هم از اين به بعد اين كار رو انجام ميدم.
ژانویه 21st, 2008 at 1:05 ب.ظ
واقا که وقتی ما انقدر دیگران را قبول داریم و معتقدیم نابودی ما کار یه دیقشونه خب دیگه فاتحه اما من چنین اعتقادی ندارم و اگر حمله نمیکنن به خاطر سگ ترسیشون از ماست همون طور که به بقیه حمله کردن پس بیاییم و خودمان را ذره ای تحویل بگیریم…