انتخابات در ایران

هفت تیر 7tir.com: انتخابات در جمهوری اسلامی ایران – کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر
Tags: انتخابات, جمهوری اسلامی, رای, صندوق رای, طنز, نیک آهنگ کوثر, کاریکاتور, کاریکاتور انتخابات, گیوتین

هفت تیر 7tir.com: انتخابات در جمهوری اسلامی ایران – کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر
Tags: انتخابات, جمهوری اسلامی, رای, صندوق رای, طنز, نیک آهنگ کوثر, کاریکاتور, کاریکاتور انتخابات, گیوتین
You must be logged in to post a comment.
آوریل 28th, 2009 at 11:34 ق.ظ
نيك آهنگ كارت خيلي درسته
جلاده چقدر شاسكوله روي صورتش رو با نقاب پوشونده اما هاله روي سرش رو نتونسته كاري كنه
فكر كنم اين يارو اون زمون كه استاندار اردبيل بود برق هاله اش از خلخال بنده خدا رو گرفته و اينجوري موجي كرده وگرنه خانواده از خلخال كه ميان اينجا نظر مي گذارن انسانهاي باشخصيتي به نظز ميرسن
آوریل 28th, 2009 at 1:26 ب.ظ
خوب سردبیرای تصویرکه گذاشتی ای یعنی چه من که باکمال میل درانتخابات شرکت میکنم تاکورشودهرانکه نتوانددید
آوریل 28th, 2009 at 2:51 ب.ظ
خوب حالا اينكه وگفتي يعني چه ؟؟؟؟
آوریل 28th, 2009 at 3:54 ب.ظ
خوب عسل فردوره ای که وگفتم ورواز دیلماج برره ای وپرس
آوریل 29th, 2009 at 12:19 ب.ظ
جای تاسفه که بایددر انتخابات فرمایشی شرکت کنیم.و رای تایید به نظام جنایتکار بدهیم.
آوریل 29th, 2009 at 12:59 ب.ظ
کاش اول نتیجه انتخابات را بگویند و مردم بعداً رای بدهند تا تکلیف خود را هم بدانند .
آوریل 29th, 2009 at 2:15 ب.ظ
براي چي تو انتخابات شركت كنيم نتيجه معلومه كه آقاي احمدي نژاد ميشه
آوریل 29th, 2009 at 5:42 ب.ظ
نه ملت ایران دیگه رای نمیده نه ملت ایران دیگه به اخوند رای نمیده نه ملت ایران دیگه به فحشا رای نمیده نه ملت ایران دیگه به خلیج ع ر ب ی دیگه رای نمیده نه به گرونی رای نمیده نه به نسل کشی رای نمیده نه دیگه به اسلام عرب هم دیگه رای نمیدیم
ما هستیم
آوریل 29th, 2009 at 9:29 ب.ظ
اینقدر نگین رای نمیدیم.چه فایده. این پفیوسها هم همینو میخان. که مردم نیان سر صندوق.اونوقت همین “کله خرهای نماز جمعه برو” میرن به محمود منگله رای میدن. بقیه صندوقها رو هم بسیجیا با اسم محمود پر میکنن.برای پوز زنی محمود منگله و زعیمش برید به رقباش رای بدین.
آوریل 29th, 2009 at 10:58 ب.ظ
مری جون شما برای اینکه مرام بچه محلی رو به جا بیاری باید به محمود رای بدی!
وگرنه فردا چه جوری تو صف نونوایی تو چشش نگاه میکنی وقتی میخوای بگی دو تا خشخاشی بده!
آوریل 30th, 2009 at 1:02 ق.ظ
یا شایدم موقعی که زنگ تون رو زد برای گرفتن ماهیانه!
آوریل 30th, 2009 at 12:29 ب.ظ
[حذف- توهین]
آوریل 30th, 2009 at 6:27 ب.ظ
به نظر شما رای رهبر چند تا حساب می شود؟
آوریل 30th, 2009 at 6:32 ب.ظ
70 میلیون ناقابل زیاد اومد رو هم بدید به فقرا!
آوریل 30th, 2009 at 10:49 ب.ظ
سرمایه: مادری پس از گذشت یک سال از مرگ دخترش بر اثرایست قلبی برای پیگیری پرونده شکایت خود از مامور گشت ارشاد، روز گذشته به دادسرای جنایی آمد.براساس ادعای این مادر، سارا پرستار کشیک یکی از بیمارستان های تهران پس از آنکه ساعت کاری اش صبح سوم اردیبهشت ماه 87 به پایان رسید در راه بازگشت به خانه دانشجویی خود، با یکی از ماشین های گشت ارشاد در ده ونک برخورد کرد. ماموران گشت به او تذکر داده و از او می خواهند تا روسری خود را جلو بکشد. در این لحظه سارا عصبانی شده و به مامور گشت گفت: «روسری من جلو است، من شب گذشته یک پسر 20 ساله را کد زده ام، می دانی کد یعنی چه؟ یعنی مرگ؟ می دانی چرا؟ به خاطر مصرف زیاد کراک.» سارا باصدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده و روبه آنها ادامه داد: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابان ها جمع کنید.» مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهره اش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند. وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.» مادر سارا با ناراحتی گفت: «می دانم همه می روند ولی نحوه رفتن است که انسان را می سوزاند.»
مادر سارا نزد بازپرس گریه می کرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت: «من دو دختر دارم ولی این دختر بسیار حساس بود، شخصیت و روحیه خاصی داشت و بسیار آسیب پذیر بود. قلبش کمی بیمار بود و قرص مصرف می کرد، شاید اگر دختر دیگرم بود چنین اتفاقی برایش نمی افتاد اما روحیه سارا خیلی لطیف بود.»
مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد و به نظر می رسد آن شب سارا کمی بیش از همیشه از داروهای قلبی خود را مصرف کرده است.
مادر سارا از مامور گشت ارشاد شکایت کرد و او تحت بازجویی قرار گرفت اما دلیلی برای ارتکاب جرم مامور در علت مرگ سارا وجود نداشته و او آزاد شد.
مادر سارا که برای پیگیری پرونده به دادسرا آمده بود مقابل بازپرس پرونده مدعی شد: «اگرچه می دانم دیگر سارای من بازنمی گردد اما من از این مامور شکایت دارم اگر این فرد مقصر نبوده و فکر می کند مرتکب خطایی نشده است چرا دو روز بعد خود را به شهر دیگری منتقل کرده است.»
شائبه نادرست پدر
مادر سارا شکایت دیگری را هم مطرح کرد. وی ادعا کرد: «همان روز که سارا فوت کرد خبری در روزنامه ها کار شد مبنی بر اینکه خانم پرستاری که با یک پزشک رابطه داشته خودکشی کرده است و به نظر می رسد این خبر در ارتباط با دختر من بوده است ولی دختر من بسیار دختر ساده ای بود و ما مطمئن هستیم با کسی در ارتباط نبوده است.»
به گفته مادر سارا این مساله موجب شده پدر او به سارا شک کند.
با اظهارات این زن، بازپرس پرونده را رسیدگی کرد و متوجه شد پرستار که نامش در خبرها آمده فرد دیگری است و به طور اتفاقی خودکشی او با حادثه این پرستار در یک روز رخ افتاده و خبر آن در روزنامه ها کار شده است و این شبهه را برای پدر سارا ایجاد کرده که شاید دختر او باشد.
بازپرس پرونده پرستار خودکشی کرده، شماره تلفن و پرینت اس ام اس او را به مادر سارا نشان داد. در این پرونده پرستار پس از آنکه اس ام اس تهدیدآمیزی از همسر پزشک دریافت کرده بود تصمیم به خودکشی گرفته و در پیامی به مرد گفته بود: «من دیگر طاقت عذاب وجدان ندارم و مرگ برای من بهتر است.» این پرونده نیز همان روز با اثبات خودکشی این زن مختومه اعلام شد.
مادر سارا از بازپرس خواست تا گواهی به او دهد یا خبر را در روزنامه ها درج کنند تا آن را به عنوان مدرک به پدر سارا نشان دهد.
می 1st, 2009 at 1:18 ق.ظ
ناشناس و کسانی که به هر چیزی که مینویسن توهین میکنین.
من سید امیر جواد میر حسینی پسر عمه مداح با ارزش ایران سید جواد ذاکر روحش شاد هستم. ریشه و خانواده من آذری زبان هستن ولی در تهران زندگی میکنیم.
کسانی که با اسم های دیگران میان و نظر میدن. اگه مرد هستین اگه نمیترسین با اسم خودتون نظر بدین . شما به هر چیز و کسی که تو سایت مینویسن توهین میکنین (البته بعضی از بی خردها) از احمدی نژاد و … شروع کردین و حالا به ترکها اهانت میکنین؟ خجالت بکشین و عرضه دارین با اسم و آدرس نظر بدین. یاشاسین آذربایجان و ملت با غیرت ایران که وطن فروش نیستن.
می 1st, 2009 at 11:49 ق.ظ
****صم سام****
من عمرا از نونوایی که محمود منگله توش کار کنه نون نمیگیرم. فکر شو بکن محمود دست به نون بزنه و آدم بره نون رو بخوره و هزار جور مرض وانگل و جک و جونور تو شیکمش وارد شه.
می 3rd, 2009 at 12:16 ق.ظ
آقا جان خواهشمند است توهین نکنید با ادبیات بی تربیتی و بی ادبی نظر ندهید تربیت خانوادگی خودتان را زیر علامت سوال قرار ندهید.احمدی نژاد رای نهایی را خواهد آورد.
می 3rd, 2009 at 11:27 ق.ظ
گرمسار
شتر در خواب بیند پنبه دانه