صادق زيبا کلام : اگر رکسانا جاسوس است من هم شريک جرمم
هفت تیر 7tir.com: نامه صادق زیبا کلام به آیت الله شاهرودی درباره رکسانا صابری
صادق زیبا کلام : داستان این مرقومه همچون سرنوشت موضوع آن، خانم رکسانا صابری، بسیار پر فراز و نشیب گردید. در ابتدا آنرا به صورت یادداشت برای یکی از روزنامههای مدافع جامعه مدنی، حقوق شهروندی، قانون و قانون گرایی ارسال داشتم. بالطبع به دلیل حساسیت موضوع، یادداشت مدتی سرگردان بود تا النهایه تصمیم به درج آن گرفته میشود. اما پس از حروفچینی مطلب و درست اندکی قبل از به زیر چاپ رفتن، سر دبیر محترم روزنامه عاقبت اندیشی کرده و یادداشت را برداشتند.
به ناچار آنرا اندکی تغییر داده و در قالب یک نامه سرگشاده به محضر حضرتعالی درآوردم. اما درست در هنگام ارسال نامه به محضرتان که روز شنبه29 فروردین بود، رای دادگاه خانم رکسانا صابری اعلام گردید و معلوم شد مشارالیها به 8 سال زندان به جرم جاسوسی محکوم شدهاند. به ناچار باز مجبور شدم که متن نامه را مجدداً تغییر دهم.
جالب است که همان روزنامه که هر روزه به مناسبت انتخابات پیرامون الزام به آزادی، ضرورت قانون و قانون گرایی، احترام به دگراندیشی و … کلی یادداشت و تحلیل چاپ میکند، حتی از درج خبر ارسال نامه سرگشاده به محضر جنابعالی در مورد خانم رکسانا صابری خودداری کردند بدون آنکه در خبر ذرهایی اشاره به موضوع و کم و کیف نامه سرگشاده شده باشد.
البته مباحثی همچون دفاع از حقوق بشر، حق برخورداری از آزادی بیان و گردش سیال اطلاعات، حقوق شهروندان، دفاع از اصحاب قلم، رسانه، مطبوعات و سایر مطالبی از این دست البته که از نظر سر دبیر محترم آن روزنامه لازم، بلکه برای روزنامهای دگر اندیش واجب است. منتهی مادام که این بحثها صرفاً در چارچوبهای نظری، تحلیلی، گفتمانی و از سوی دوستان، نزدیکان و چهرههای اصلاحطلب، آنهم جهت زینت بخشی در صفحات روزنامه و منور ساختن سیمای نامزد مورد نظرمان باشد. و الا در عمل، آنقدر محتاط و دست به عصا هستیم که حتی در درج خبری کوتاه پیرامون ارسال یک نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه پیرامون رکسانا صابری هم خودداری می کنیم.
حضرت آیت الله، بازداشت رکسانا صابری و سپس کشیده شدن پای اتهام جاسوسی واقعاً نگران کننده بود اما محکومیت مشارالیه به 8 سال زندان واقعاً به دور از انتظار بود. در اینکه مخالفین، دشمنان و رقبای هر کشوری از جمله ایران، همواره درصدد هستند که اخبار، اطلاعات و مطالب محرمانه و طبقه بندی شده را از کشور رقیب یا دشمن به دست آورند تردیدی نیست. اما متاسفانه ظرف سالهای اخیر سنت مذمومی در جامعه ما رواج یافته که عبارتست از وارد نمودن اتهاماتی همچون «جاسوسی»، «همکاری با بیگانگان»، «تلاش در جهت براندازی نظام»، «ایجاد انقلاب مخملی» و نظائر اینها به افراد همچون آب خوردن، و در مواردی راحت تر از صدور یک برگ جریمه. بدون آنکه مبانی حقوقی جدی چندانی برای این اتهامات سنگین وجود داشته باشد.
پرونده مرحومه زهرا کاظمی، حسین موسویان، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و هم پروندههایشان از جمله مثالهای بیّن میباشند. در جملگی این موارد، اتهامات خیلی جدی به متهمین این پروندهها وارد گردید که بعدا معلوم شد واقعیتها خیلی هم آنگونه نبوده. آن همه جارو جنجال پیرامون خانم هاله اسفندیاری و همکارانشان وارد شد، حتی متهمین پشت صفحه تلویزیون به ارتکاب “جرم” هایشان “اقرار” و “اعتراف” نمودند بعد هم که آبها از آسیاب ریخت، متهمین ساکت، آرام و بی سروصدا آزاد شده و به کشورشان بازگشتند.
حاصل آن همه سرو صدا و آن همه تبلیغات در عرصه بینالمللی بجز بدنامی و آب به آسیاب مخالفین نظام ریختن آیا سود دیگری برای ما در برداشت؟ یا مورد مرحومه زهرا کاظمی که آنقدر در حرفه اش ناشی و ناوارد بود که در روز روشن آن هم در سالروز 18 تیر در جلوی زندان اوین مشغول عکس گرفتن بوده، چگونه میتوانسته جاسوسه باشد؟ یا حسین موسویان که ریاست محترم جمهوری وسخنگوی دولت که مع الاسف حقوقدان هم هستند، مُصِر بودند که جاسوسی میکرده و بعد هم معلوم شد که چنین نبوده. تا برسیم به مورد اخیر، خانم رکسانا صابری.
من باور دارم که پرونده ایشان هم خیلی متفاوت از پروندههای امثال زهرا کاظمی، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و حسین موسویان نمیتواند باشد. چرا که مشارالیها را قریب به دو سال است که میشناسم و از دور و نزدیک شاهد فعالیتهای ایشان بودهام. فی الواقع اگر رکسانا صابری واقعاً جاسوس باشد، بنده هم در همان دادگاه و به عنوان شریک جرم میبایستی محاکمه شوم. چرا که بارها و بارها ایشان با بنده مصاحبه کردهاند، بارها و بارها سر مقالهها و یادداشتهای حقیر در مطبوعات یا رسانههای دیگر را ترجمه کرده و به سایتهای خارجی ارسال داشته بودند.
آشناییام با ایشان زمانی بود که مشارالیه برای دفتر بیبیسی در تهران کار میکردند. مدتی هم به عنوان خبرنگار آزاد کار میکردند. یکبار که جهت گرفتن مصاحبه برای یکی از روزنامههای آمریکایی به دفترم در دانشگاه آمده بودند گفتند که نگران ادامه فعالیتشان در ایران هستند چون وزارت ارشاد کارت خبرنگاریشان را تمدید نکرده است. بنده هم گفتم که اگر از مسیر معمولی نشد، من سعی میکنم ببنیم کسی را میتوانم در ارشاد واسطه قرار دهم.
من نمیدانم خانم رکسانا صابری به کدامین اطلاعات، اسناد محرمانه، طبقه بندی شده و پنهانی دسترسی داشته که برای دشمنان ایران (فی المثل آمریکا یا دیگران) با اهمیت بوده؟ خبرنگاری که حتی قادر نبود کارت خبرنگاریاش را تمدید کند، یا مدتها با بیبیسی در تهران کار میکرده، نمیدانم چقدر برای دستگاههای اطلاعاتی غربی و یا آمریکاییها میتوانسته عنصری مطلوب و با ارزش باشد که از طریق وی به اطلاعات محرمانه دست یابند. احتیاجی نیست که انسان شم اطلاعاتی و امنیتی داشته باشد یا سالها دورههای ویژه جاسوسی و ضد جاسوسی را گذرانده باشد تا بتواند تشخیص دهد که فردی همچون رکسانا صابری یقیناً آخرین کسی میبوده که امریکاییها یا دیگران برای جاسوسی در ایران به سر وقتش ممکن است رفته باشند. مگر اینکه بپذیریم عقل و درک مقامات امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا از درک این نکته بیّن هم عاجز است.
حضرت آیت الله شاهرودی، اتفاقاً مشارالیها مجرم هستند، اما جرمشان نه جاسوسی که امر دیگری است. رکسانا صابری تنها جرمی که دارد عشق و علاقه بیش از حد به ایران است. همان عاطفهای که سرانجام کار دستش داد و گرفتارش کرد. او از پدری ایرانی و مادری ژاپنی قریب به سی سال قبل و هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در آمریکا متولد شد. در همانجا به مدرسه، کالج و دانشگاه میرود. او خیلی راحت میتوانست با بیبیسی جهانی، CNN، CBS و سایر غولهای رسانهای دنیا کار کند و خیال پدر و مادرش هم آسوده باشد. اما عشق او به ایران مانع میشد. همان عشق و علاقهای که آخر هم کار دستش داد.
می رسیم به “اعترافات” و “اقرارهای” وی که ممکن است یکی از این شبها زینت بخش تلویزیونهایمان هم شود. همانطور که اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و… را شاهد بودیم. زندان اوین چنان عظمت و شکوهی دارد که خیلی از غولها را به آسانی تشویق و ترغیب به اقرار و اعتراف مینماید. چه رسد به رکسانا صابری که شخصیتی بسیار معمولی دارد و در مملکتی غریب زندگی میکرد. اوین که جای خود دارد، رکسانا صابری که بنده میشناسم اگر حتی یک شب در کلانتری نزدیک منزلشان هم به سر میبرد، احتمالاً صبح به بسیاری از جرمها و گناهانش اعتراف میکرد.
من نمیدانم نظام ما تا به کی میبایستی برای این دست پروندهها از محل منافع ملیمان هزینه نماید؟ کمترین هزینه پرونده زهرا کاظمی آن بود که کشور کانادا را که اگر همراه ما نبود دست کم مخالف ما هم در عرصه بینالمللی نبود را بدل ساخت به یک دشمنی که در بسیاری از مراکز بینالمللی بغض و کینهاش علیه ایران حتی بعضاً از آمریکا هم بیشتر است.
مطلب زیاد شد. جدهای داشتم که خداوند رحتمتش کند، همیشه به ما یاد میداد که تفاوت دوست و دشمن آن است که دشمن میگوید “میخواستم بگویم”، اما دوست میگوید “گفتم”. انشاءالله که خداوند سبحان به همه ما افتخار دوستی این نظام را اعطا فرماید.
ارادتمند صادق زیبا کلام
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
سه شنبه اول اردیبهشت 1388
Tags: آیت الله شاهرودی, امریکا, دادگاه, دختر شایسته, روزنامه نگار, رکسانا صابری, زهرا کاظمی, زیبا کلام, شاهرودی, شریک جرم, صاداق ریبا کلام, علوم سیاسی, قوه قضاییه, منافع ملی, نامه, نامه به شاهرودی, نامه صادق زیبا کلام, کانادا

آوریل 22nd, 2009 at 10:56 ق.ظ
این نظام و قوه کثافت قضایی حتی در مورد اینکه رکسانا صابری چه چیزی را جاسوسی می کرده و چه اطلاعاتی را هم به سیا فرستاده ندارد فقط مانند سید علی آقا در توهم دشمن روزشان را شب می کنند و به هر فرد خارجی مارک جاسوسی می زنند آن هم در مملکتی که همه چیزش کپی شده از کشورهای دیگر است و هیچ تکنولوژی مادری هم ندارد .
آوریل 22nd, 2009 at 12:01 ب.ظ
جناب مدیر چرا مطالب من را دو بار حذف کردید در حالی که نه از کلمه رکیکی استفاده شده بود و نه خارج از بحث بود .
آوریل 22nd, 2009 at 12:01 ب.ظ
قوه قضائیه حتی در مورد این که رکسانا صابری چه چیزی را جاسوسی می کرده توضیح کاملی نداده واینها به هرفرد خارجی اتهام جاسوسی می زنند چون مانند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شب و روز در توهم دشمن هستند .
آخه بدبختها چی دارید که جاسوسی هم بکنند؟ کدام تکنولوژی مادر و یا کدام صنعتی که کپی شده از غرب نباشد .
آوریل 22nd, 2009 at 12:04 ب.ظ
جناب مدیر ابراز نظر با ترس و لرز نمی شود اگر قرار است سانسور کنید لطفاً از قبل اطلاع بدهید تا مطالب ما هم با تفکر و نظرات شما همسو و منطبق باشد .
آوریل 22nd, 2009 at 2:44 ب.ظ
salam be aghaye Ziba kalam,,
2Riyali shoma dir oftade .Khanome Rexsana bish az 3 mah ast zendan ast.w shoma emruz.22.4.2009. wagh wagh ,,,mikonid,
albatte hamin wagh wagha.ra dar VOA ziyad kardehid
w cheghadr shoma ZIBA KALAM HASTID…
آوریل 22nd, 2009 at 5:18 ب.ظ
البته به قول شیرین و فرهاد دکی صادق زیبا کلام از این سوتی ها در VOA زیاد متقبل شده اند و آبروی استادان دیگر را هم زیر سوال برده چون هر وقت صحبت می کنند نظرات آنها را هم با خود همسو می داند . ولی در مورد رکسانا صابری زیاد هم بد نگفته .
آوریل 22nd, 2009 at 7:15 ب.ظ
خوب فرض میکنیم این دخترک بیگناه .
پس چرا گرفتنش ؟ آقای زیبا کلام اشاره نکردن . لااقل شما بگین . راستش امثال زیباکلام امروز کار رو به جایی رسوندن که حتی اگه خر چموشی الان تو این مملکت به دست صاحبش تنبیه بشه ، همه فریاد وا حقوق بشر سر میدن .
آوریل 22nd, 2009 at 9:59 ب.ظ
این پست را به قصد همدلی و همدردی به پدر و مادر رکسانا صابری و بهمن قبادی تقدیم می کنم:
امروز از دختر عموی نازنینم ساکن کانادا لینک یه مطلب در رادیو زمانه را دریافت کردم به نام “نامه سرگشاده بهمن قبادی به دنبال محکومیت رکسانا صابری…” خیلی خوشحال شدم که یکی از هنرمندان جامعه مون بالاخره در رابطه با چنین مسئله ای موضع گرفته و نامه ای نوشته. مشتاق بودم که ببینم قبادی در نامه اش خطاب به مسولین چی نوشته و ببینم آیا فراخوان به اعتراضی عمومی داده؟ راستش خیلی خوشحال شدم که کسی از جامعه هنری خواهان پایان دادن به این تهمت های بی اساس مثل اقدام علیه امنیت ملی و یا جاسوس و …غیره شده. وقتی نامه را خوندم خیلی دلم گرفت…هم برای رکسانا صابری و هم برای بهمن قبادی خیلی ناراحت شدم… دختر جوانی که به خاطر عشقش از همه امکاناتی که می تونست در جامعه ای آزاد داشته باشه خودش را محروم کرده و به اصرار نامزدش در ایران مونده تا فیلمش تمام بشه و بعد با هم به خارج از کشور بروند، دستگیر میشه و بعد از مدتی بهش اتهام جاسوسی می زنند!!! جالب اینکه حتی بعد از محاکمه هنوز هیچ چیزی دال بر جاسوسی این ژورنالیست جوان زیبا نتونستند نشون بدند! واقعا چه دستانی در کارند که این چنین خواهان نابودی و انزوای ایرانند؟! تا کی باید مسئولین متعهد ایرانی ناظر چنین صحنه هایی باشند و سکوت کنند؟ خیلی راحت یکی را دستگیر می کنند بعد متهم به جاسوسی می شه. حتما بعد از این نامه بهمن قبادی چون بهمن قبادی کرد هست بهش اتهاماتی که به کردهای برابری خواه می زنند همجون تجزیه طلب و پژاکی و…و الان هم به همین جرم ها در زندانند، چنین اتهاماتی هم به اتهامات رکسانا اضافه میشه…!
رکسانا صابری و خاتمی
رکسانا صابری در کنار محمد خاتمی. این عکس نخستین بار توسط سایت انپیآر پس از دستگیری خانم صابری چاپ شده است.
واقعا در ایران اتهام زدن چقدر راحته! هر کس کافیه کمی قدرت داشته باشه می تونه برای هرگونه تصیفه حساب شخصی و یا داد و ستدهای جهانی به یکی دیگه تهمت بزنه تا بیای ثابت کنی که بیگناهی نصفی از عمرت رفته…! بدون هیچ گونه دلیلی اتهام می زنند و هر چه مدت بازداشت طولانی تر بشه اتهامات هم بیشتر می شند…هر چه بیشتر در این رابطه می نویسم و بیشتر فکر کنم، بیشتر اذیت میشم و اعصابم خرد میشه از این شرایط نامتعادل و بی رحم…واقعا در ایران اینقدر خبر شنیدن مرگ به شکل های غیر عادی نوعی روزمرگی شده و اینقدر از این اتفاق ها می افته که من حس می کنم مردم ما چقدر بی تفاوت از کنار این خبرها رد می شند و وحشتناکترین اتفاق ها چه اتفاق طبیعی که از قهر طبیعت باشه یا اتفاق هایی بدست حاکمان مثل سنگساز، دار آویختن یا شلاق و…، تبدیل به روزمرگی شده و به راحتی از کنار همه اینها می گذرند و حتی گاهی با لبخند هم تماشا می کنند! این دردناک ترین وضعیت یک جامعه ست …عمر انسان، دستگیری های کوتاه و طویل المدت خیلی عادی شده و این خطرناکترین اتفاقی ست که می تونه برای یه جامعه بیفته! دیروز دوستی از ایران با من حال و احوال می کرد وقتی گفتم از وقتی که صحنه های غرق شدن مردم بیچاره قم را در اینترنت دیدم که چطور جلوی چشم تماشاگران و مسئولین آتش نشانی مردم بی دفاع غرق می شدند حالم بد شده و خیلی دلم سوخت گفت ای بابا! این صحنه ها که روزمرگی ماست! یعنی مرگ و کشتن و اعدام و دستگیری و زندان و شکنجه و شلاق و…بشند روزمرگی یه جامعه…منظورم اینه که اینقدر مرگ یه چیزی عادی میشه که از فاجعه های وحشتناک طبیعی که همه مردم در دنیای نرمال و طبیعی خیلی ناراحت می شن و شوک بهشون دست میده مردم ما ممکنه با خنده از غرق شدن کسی که مثلا نتونست خودشو از مرگ نجات بده صحبت کنند!
به هر حال از موضوع اصلی صحبتم در این مبحث نمی خوام دور بشم. منظورم هشداریست که ما باید به خودمون بدیم و وقتی می بینیم که اینا هدفمند جامعه را به چنین سمتی سوق می دن ما باید خودمون هوشیار باشیم و با این فرهنگ بی تفاوتی مقابله کنیم. به نظر من هر کس که ذره ای دلش برای ایران و سرنوشت میهنش می سوزه باید به این گونه دستگیری ها و اتهامات اعتراض کنه و صدای اعتراضش را به هر شکلی که توان داره به گوش مسئولین و همه جهانیان برسونه… ناظر بودن و سکوت کردن فقط مهر تایید بر فشار و اذیت مردم و سوق دادن جامعه و مردم به سمت بیماری و انزواست…سکوت کمک به رشد و فربه کردن دشمنان مردم و میهنست…
با همدلی و هم صدایی با خانواده رکسانا صابری و بهمن قبادی و
به امید آزادی رکسانا صابری و همه کسانی که در ایران به خاطر دفاع از عدالت و برابری در زندانند…
اختر ـ کلن
نامه بهمن قبادی که در وبسایت رادیو زمانه منتشر شده را در زیر کپی می کنم:
نامه سرگشاده قبادی به دنبال محکومیت رکسانا صابری
بهمن قبادی، فیلمساز ایرانی به دنبال بازداشت و محکومیت رکسانا صابری، نامه سرگشادهای منتشر کرد و رنسخه ای از آن را در اختیار زمانه قرار داد. متن نامه بهمن قبادی به شرح زیر است:
به رکسانا صابری، دختری ایرانی با شناسنامه آمریکایی
اگر سكوت كرده بودم به خاطر او بود، و حالا اگر حرف میزنم باز هم به خاطر اوست. به خاطر ركسانا صابری.
نامزد، دوست و همراهم. دختری باهوش و با استعداد که برایم همیشه قابل تحسین بوده و هست. ۳۱ ژانویه بود، روز تولدم صبح تماس گرفت که برای تولدم میآید پیشم تا باهم برویم بیرون. نیامد… زنگ زدم به موبایلش. خاموش بود تا یکی دو روز نمیدانستم چه اتفاقی افتاده.
به خانهاش رفتم و چون کلید خانه همدیگر را داشتیم به داخل رفتم ولی نبود… بعد از دو روز زنگ زد و گفت «منو ببخش عزیزم مجبور شدم برم زاهدان» و من هم عصبانی شدم که چرا به من نگفته؟ گفتم باور نمیکنم و دوباره گفت «ببخش عزیزم مجبور شدم» و گوشی تلفن قطع شد و منتظر تماس بعدیاش شدم و نزد و نزد.
رفتم زاهدان و تمام هتلها را جستوجو کردم و چنین اسمی را نیافتند هزار جور فکر مریض کردم تا ده روز. تا اینکه از طریق پدرش فهمیدم که دستگیرش کردهاند و فکر کردم شوخی است. فكر كردم سوء تفاهم شده و دو سه روز دیگر آزادش میكنند. اما چند روز گذشت و خبری از ركسانا نشد. نگران شدم و این در و آن در زدم تا بالاخره فهمیدم چه به سرش آمده.
بهمن قبادی، فیلمساز ایرانی
با بغض میگویم او معصومتر و بیگناهتر از این حرفهاست. من که سالهاست او را میشناسم و لحظه به لحظه در کنارش بودهام، این حرف را میزنم. او همیشه مشغول کارهای مطالعاتی و تحقیقاتیاش بود، نه چیز دیگر.
در این سالهای آشنایی، نشد یکبار جایی برود که من ندانم، یا کاری بکند که به نظرم نامعقول و نامتعارف بیاید. در پیشینه او و خانواده و اطرافیانش هم هیچ وقت نشانهای از موردی نامعقول ندیدهام.
آخر چطور میشود کسی که گاهی میشد روزها از خانه بیرون نمیآمد مگر برای دیدنِ من، کسی که به شیوه ژاپنیها صرفهجو بود و گاهی به سختی هزینه زندگی و کارش را مهیا میکرد، کسی که در به در دنبال حامیای میگشت تا ناشری داخلی به او معرفی کند تا بتواند کتابش را اینجا چاپ کند، حالا متهم به جاسوسی شده؟!
همهمان میدانیم ـ نه، توی فیلمها دیدهایم ـ که جاسوسها خیلی ناجنس و بلا هستند و مدام اینجا و آنجا سرک میکشند و در ضمن خیلی هم حقوق میگیرند. وجدانم در عذاب است. چون من او را به ماندن و کار کردن تشویق کردم.
و حالا نمیتوانم کمکی به او بکنم. رکسانا میخواست از ایران برود. من نگهش داشتم. اوایل آشناییمان او میخواست برگردد آمریکا. دوست داشت که با هم برویم. اما من اصرار کردم که بماند تا فیلم جدیدم تمام شود.
او عملاً داشت از ایران میرفت و من نگهش داشتم. و حالا ناراحتم که به خاطر من ماند و دچار این ماجراها شد. خود من در این چند سال دچار افسردگی شدید شدهام. چرا؟ چون فیلمم توقیف شده و سر از بازار سیاه درآورده.
به فیلم بعدیام مجوز ندادند و عملاً مرا خانهنشین کردند. اگر تا امروز تاب آوردهام به سبب حضور و کمکهای روحی او بوده. من به خاطر مجوز نگرفتن فیلمم تند و پرخاشگر شده بودم و او بود که همیشه مرا به آرامش دعوت میکرد.
رکسانا صابری در بم /عکس: رویترز
رکسانا میخواست از ایران برود. من نگهش داشتم. او مراقب افسردگیهای من بود. بعدها من به خاطر آنکه برای او انگیزهای ایجاد کنم تا بماند، ازش خواستم که طرح نوشتن کتابش را که مدتها در ذهن داشت شروع کند.
من همراهش بودم و به خاطر دوستیها و روابطی که داشتم این در و آن در زدم و قرار و مدار گذاشتم با فیلمساز و هنرمند و جامعهشناس و سیاستمدار و دیگران. حتی خودم هم پای مصاحبهاش نشستم. کتاب سرگرمیای بود برای او تا ماندن را تحمل کند، تا من کارِ فیلمم تمام شود و با هم برویم.
کتاب رکسانا کتابی معمولی بود و بههیچوجه ضد دولت ایران نبود. تمام مدارک کتاب موجود است و حتماً روزی چاپ خواهد شد و همه خواهند دید. اما آخر چرا همه سکوت کردهاند؟! همه کسانی که پای صحبت و مصاحبه با او نشستهاند و میدانند که او چقدر ساده و بیگناه است.
اگر این نامه را مینویسم به خاطر این است که نگرانش هستم. نگران سلامتیاش. شنیدهام که افسرده شده و مدام گریه میکند. او خیلی حساس است. مبادا دست به اعتصاب غذا بزند.
نامهام خطاب به همه دولت مردان و سیاستمداران و همه کسانی است که کاری میتوانند بکنند. تو را به خدا دست بردارید. تو را به خدا او را وارد این بازیهای بزرگان نکنید.
او نحیفتر و سادهتر از آن است که بتواند در بازی شما شرکت کند تو را به خدا تمامش کنید نگذارید اینگونه مهره تبلیغاتی این جهان کثیف شود. از من بخواهید که در دادگاه او حاضر شوم و کنار پدر فرهیخته و مادر مهربانش بنشینم و به معصومیت و بیگناهی او شهادت بدهم.
دخترِ ایرانیمان که چشمهای ژاپنی دارد و شناسنامه آمریکایی، در زندان است. وای بر من. وای بر ما
آوریل 22nd, 2009 at 10:13 ب.ظ
رحیم
ما هم داریم از شما می پرسیم که اگر گرفتنش به چه جرمی ؟ باید جرمی داشته باشه که دستگیرش کنند یا همینطوری هر کی از خارج بیاد توی این مملکت جاسوسه .
آوریل 23rd, 2009 at 1:02 ق.ظ
[فارسی تایپ کنید]
آوریل 23rd, 2009 at 10:41 ق.ظ
جرمش همونی هست که گفتن . البته حتی اگه همون هم جرمش نباشه ، کاری کرده که اونطوری به نظر بیاد . والا چرا تو رو نگرفتن؟ مگه نمیگی هدف انگ زدن هست . روزی چند نفر خارجی میان ایران . همشون رو میگیرن؟
یا نه کل مرزها بسته هستن و تا یکی اومد تو میگیرنش . بچه نشین بابا . یارو یه ریگی به کفشش هست . قرار نیست وقتی میاد جاسوسی با دادار دودور بیاد که همه شما یقین بکنین .
آوریل 23rd, 2009 at 10:51 ق.ظ
رحیم
وقتی جواب منطقی و روشنی نداری لطفاً اظهار نظر مزخرفانه نکن
آوریل 23rd, 2009 at 12:04 ب.ظ
بله . چشم . حالا شما منطقی بفرمایین برا چی گرفتنش . گرفتن اون چه سودی براشون داره؟ خیلی عاشق شنیدن زر زدن بچه های کوتوله مغزی مثل تو هستن . آره دیگه قضیه بر عکس شده . صاحب خر رو به جای خر میبرن .
آوریل 23rd, 2009 at 12:58 ب.ظ
رحیم
احمق من که نمی دونم واسه چی گرفتنش به خاطر همین از تو پرسیدم که اگر جرمی داشته چرا نمی گن که به چه جرم و علتی گرفتنش . چرا مثل آخوندها مساله رو گره می زنی و از هر کجا که دلت خواست بازش می کنی .
چند تا تست آی کیو هم بده ضرری برات نداره .
آوریل 23rd, 2009 at 1:40 ب.ظ
خوب منم گفتم برا چی گرفتنش دیگه . برا جاسوسی و یا ایجاد شائبه ی جاسوسی . تو هنوزم نفهمیده لیلی دختر بود یا پسر . اینا که از همون اول میگن برا جاسوسی . کجا بودی ؟ خبر نداشتی؟
نکنه انتظار داشتی بگن همینجوری برا اینکه کیفور شیم بهش گیر دادیم .
در ضمن ………. گره رو از یه جا میشه باز کرد .
آوریل 23rd, 2009 at 3:03 ب.ظ
اين رحيم از خود جيره بگير هاي نظام هست . از بي سواديش معلومه. در ضمن اگر ما ها رو نگرفتند بايد به خودمون شك كنيم كه مثل بعضي ديگر شهامت بازگو كردن حقيقت رو نداشتيم. روزي را مي بينم كه امثال رحيم و ارباباشون يكي يكي به درك واصل مي شوند. به اميد آن روز.
آوریل 23rd, 2009 at 5:26 ب.ظ
یعنی حقیقت گفته گرفتنش ؟ کدوم حقیقتو ؟ ای بابا افراط و تفریط کار همیشگی شما ملت بی فرهنگ و گرگ صفت ایران بوده و هست و خواهد بود . من به درک واصل بشم مثلاً چی میشه؟ اصل شما ملت دروغگوی ریاکار هیچی ندار بی فرهنگ دزد یه لاقوا هستین که آدم بشو نیستین .
آوریل 23rd, 2009 at 7:18 ب.ظ
رحیم
الدنگ چرا جوش آوردی . حرف کریم سخن دل همه ماها است .
عزیزم تو هم جزو همین ملت بی فرهنگ و گرگ صفتی می باشی .دزد یه لاقوا هم رهبر گدایت است .
آوریل 23rd, 2009 at 7:39 ب.ظ
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آگاه است
شکر خدا که به هیچ کس و هیچ گروهی دلبستگی ندارم . رهبرتون هم ارزونی خودتون . نشستی تو خونت دم درآوردی ؟ جربزه داری بزن بیرون حرفتو بزن . هر از گاهی شما ملت یه کم باید پارس کنین . والا پاچه میگیرین .
این هم فقط پارس کردن این دوره زمونتون هست و بس.
آوریل 23rd, 2009 at 7:43 ب.ظ
بله عزیز . من کاملاً میدونم و به اشخاصی مثل شما آگاهی کامل دارم . 30 سال پیش کشته مرده اینا شدین . حالا باید پارس کنین برای یه چیز دیگه . شما وجودشو ندارین که رو یه خط بند بشین . یه روز اینطوری هستین ، یه روز اونطوری.
آوریل 23rd, 2009 at 7:45 ب.ظ
رحیم کس و شر گوی دست به دول
به کسی اینجا توهین نکن گوساله پارس کردن نه واق واق میدونی پارس کردن رو عرب ها برای توهین به اقوام پارسی جا انداختن کثافت بی مطالعه.
آوریل 23rd, 2009 at 7:46 ب.ظ
رحیم و کریم دو تا گی هستن که تو سوراخ هم میذارن
چاقال تخم دو زرده است
آوریل 23rd, 2009 at 7:52 ب.ظ
رحیم
آشغال حرص نخور اینها هم برات زیادی هستن . تو لیاقتت طویله و اصطبل است . در ضمن غلطهایی که پدرت و آباء و اجدادت کرده به این و اون ربط نده .
آوریل 23rd, 2009 at 8:54 ب.ظ
ولی جالبه . تغییراتی که با الفاظ و تکلم امثال شما ایجاد بشه دیدنیه . این نوبت از کسان به شما ناکسان رسیده عزیز . همه میدونیم شماها اونجاتون سوخته .هر چی هست خودتون بهتر از هر کسی به اوصافتون آشنا هستین .
آوریل 23rd, 2009 at 10:29 ب.ظ
رحیم خواستی جات رو بگو آدم بفرستم بهت سوختن رو یادت بدن ک س کش سپاهی شماها زیر خ ا ی ه های ما هم نیستید خا ر ک س د ه ها
آوریل 23rd, 2009 at 10:36 ب.ظ
عليرضا و مراد با با اين مرتيكه الدنگ(رحيم) كمتر از اونيه كه وقت صرفش كنيد بزاريد همينجا ها براي خودش بچره بعضي مواقع چيزايي كه تو مغزش كردن وبه خوردش دادن را نوشخوار كنه
آوریل 23rd, 2009 at 11:00 ب.ظ
kesani ke 1 ensan ra bedone dalil zendan mikonand,w pas az 4 mah dadgahe enghelabi ,,besyar jaleb 8 sal zendan ra tajwiz mikonad,,,,ARAZEL W OBASH hastand,.,.mesle AGHAYE SHAHRODI
?rasti ta kei ma bayad shahede dadgahe enghelab bashim
آوریل 24th, 2009 at 12:33 ق.ظ
میلاد
آخه رحیم قسمت طنز این جا است اگه بره پس به کی باید بخندیم ؟
آوریل 24th, 2009 at 2:37 ق.ظ
Rexana Saberi azad mishe ,,,be zodi
ma bayad montazere roze Tawallode yeki az in Akhond ha bashim …ya yeki az ANBIYA,,,emaile anbiya?,,,,anbiya be ingelisi mishe,,SHETT,COM@WC.GHOM
آوریل 24th, 2009 at 10:26 ق.ظ
محسن جان ، جای من رو نمیدونی . ظاهراً اگه من از اونایی باشم که شما گفتین خیلیای دیگه مثل من هستن که جاشونو بلدی . پس چرا جرات نشون دادن به اونا رو نداری . راستی چرا میخوای آدم بفرستی ؟ چرا خودت نمیای ؟ رکسانا هنوز آزاد نشده که به یه ماموریت دیگه بفرستین .
دیوانه ها تا زمانی که اینجوری انگ زدن رو سرمشق خودتون کردین ، به هیچ جایی نمی رسید .
حالا بخندین .
خنده تلختان از گریه غم انگیزتر است . خودتون هم میدونید . چون یه مشت آدم های بی وجود ، لاف زن و به درد نخور بیشتر نیستین که ادعای فرهنگ و انسانیت دارین . شما خلق شدین برا کولی دادن . حالا اون پایین عرعر هم بکنین زیاد مهم نیست .
آوریل 24th, 2009 at 11:13 ق.ظ
رحیم
تو همیشه وقتی که قاطی می کنه ادبی زر می زنی؟ چه جمله ادبی و جالبی :
«خنده تلختان از گریه غم انگیزتر است» . مرتیکه برو حرف زدنت رو یاد بگیر تو رو چه به اینترنت تو باید بری شب شعر .
در ضمن مطمئن باش که رکسانا تا یک ماه دیگه آزاد می شه و فشارهایی که دارند به ایران وارد می کنند می رینه به حکم قاضی .
آوریل 24th, 2009 at 1:28 ب.ظ
ایشالا آزاد بشه . زندونی شدنش چه خیری برام داشته که آزادیش برام شر بشه . ایشالا شما هم از این بدبختی ناشی از نادونیتون آزاد بشین . با این ادبیات گفتار نیک بجا مانده از کورش نیک پندار. واقعاً که امروز انقدر از فرهنگ تهی شدین و یه عده گرگ بیشتر نیستین که دست انداختین به ادعاهای هزاران سال قبل .
پسر گلم بیچارگی از هیبتتون میباره . آخه اونی نیستین که ادعا میکنین .
آوریل 24th, 2009 at 4:01 ب.ظ
لیاقت تو در آن حد نیست که اسم کوروش را بیاوری . برو بچسب به [حذف]
آوریل 24th, 2009 at 6:32 ب.ظ
علیرضا ولش کن بیا من رو بغل کن
آوریل 24th, 2009 at 7:05 ب.ظ
ندا عروس دریایی
واقعاً خودتی ؟
آوریل 24th, 2009 at 7:07 ب.ظ
ندا عروس دریایی
چون این کارها از خلخال بعید نیست چون همه جا با اسم من کامنت می ده .
آوریل 24th, 2009 at 8:17 ب.ظ
عجب . میشه بفرمایین کوروش چی داشته که حرف از اون لیاقت میخواد . لابد وطن دوستی . قبول . ما هم منکر اون نیستیم . اما
گیرم پدر تو بود فاضل
وطن دوست بودن کوروش چه ربطی به تو داره ؟
به جای اینکه مدام گفتار و پندار نیک اون رو بلغور کنی ، تا حالا چند بار بهش عمل کردی؟
حقوق بشری که از کوروش یاد گرفتین بهتون اجازه میده که بدون آشنایی به هر کی میخواین انگ بزنین ؟
تو جوون بی هویت دم دمی مزاج عقده ای خود کم بین هیچی ندار ظاهر فریب کدوم خصلت و یقین میهن پرستی کوروش رو داری؟
واقعاً تا حالا چند بار حرفات رو علناً و در مقابل به قول خودت ظالما به زبون آوردی؟
اینجا گرد و خاک کردن که از دست ننه بد بخت فلک زدت هم بر میاد .
بزغاله اتفاقاً امثال شما مدعیان توخالی هستین که نباید و حق ندارین اسم کوروش کبیر رو به زبون بیارین . شما رو چه به کوروش.
کوروش غیرت داشت . تو جوون علاف بی وجود چی؟
تومونتو یه روز خودت نیگه دار بعد بیا دم از کوروش بزن .
والا برو به همون بغل کردن ندا برس که همیشه بی مغزایی مثل تو نون کوروش خوردن و به اسمش خیانت کردن و همیشه مایه آبروریزیش بودن .
جوون علاف ، احمق بی وجود مایه سرافکندگی .
آوریل 24th, 2009 at 8:55 ب.ظ
رحیم
چرا جوش آوردی حرفهای تو برام مثل جک می مونه چون تو هم مثل از خلخال هستی هر وقت حرف می زنی باعث انبساط خاطر ما می شی .
در ضمن نیاز نیست ادای روشنفکرها رو در بیاوری چون از طرز حرف زدنت مشخصه که چه آشغالی هستی . بدبخت هایی مثل تو برای منافع خودشون هم به میخ می زنند و هم به نعل . وقتی برای جواب دادن به من از کوروش زر زر می کنی مطمئناً در جهت دیگه هم فحشش می دی .
ضمناً فکر می کنی برای کثافتهایی مثل تو برم و حرفم رو به چند تا وحشی بزنم که چی بشه؟ تا فرداش هم آشغالهایی مثل تو بیان تو سایت و بگن یارو دزد و قاچاقچی و جاسوس بوده . جناب کانگورو حرفهات رو نگه دار برای همپالکی هات نشخوار کن اینجا جای بیرون ریختن عقده ها نیست .
احمق گفتار نیک و پندار نیک هم برای زرتشت است نه برای کوروش . اگر به غیر از کتابهای مدرسه ات هم کتاب دیگه ای می خوندی اینطوری سوتی نمی دادی .
و اینکه من هیچ گونه ادعایی ندارم که بخواهم برای میهن و از این چرت و پرت ها دفاع کنم . وقتی کفن پوشان کودنی مثل تو هستند نیازی به من نیست .
در ضمن ندا عروس دریایی هر کی باشه ، سگش خیلی باشرف تر از تو هست .
آوریل 24th, 2009 at 9:35 ب.ظ
پس میشه بفرمایید ادعاهاتون برای چیه؟
اینهمه داد و غالتون برای چیه؟
آوریل 25th, 2009 at 1:12 ق.ظ
bebin rahim say kon kami manteghi bashi, age rigi be kafshe in bandeye khoda basheo hagh ba in ghazihaye bi ensafo doroogh goo bashe, chera vaghti in hame feshar miaran kheili zoodo sari ye dadgahe alani dar moghabele mohafezine hoghooghe bashar anjam nemidan, chera in hame leftesh midan ta betoonam jormesho sangin tar konano kari konan ta mardom faramooshesh konan?
man khodam zakhm khordeye in zamine sardam… bedoone tavajoh be ezharato goftehat hokmi ke bayad vasat sader besharo ghabl az inke bekhan bebinam taraf kieo jormesh chie vasash sader mikonan….
zamini ke ma rooshim jaye garmi nist bache. pas khaheshan khafe khoon begiro hichi nagooo, to age koonesho dashti be jaye tahrik kardane in bacheha khodet khafe khoon migerefti ta bebini aya vaghean in bandeye khoda gonahkare?? bad dahaneto baz kon. hameye ma midoonim ke nist. khodetam ino khoob midooni, pas lotfan khafe khoon begiro hamoonja bemir!!
آوریل 25th, 2009 at 1:18 ق.ظ
boro raje be amsale deh namaki hao mehdie safari tabar bekhoon, bebin kia rast migan… nemidoonam oona vaghean chejoori ba vojdaneshoon kenar mian? shayad vojdaneshoonam mesle khodeshoon aloodeo kasife…
ghezavat kardan raje be amsale in adama sakht nist… chera inaro be yeki az hamin jormaye maskhare nemigiran, harchand age lazem bashe ye roozi sare inaro ham gel migiran…
be omide oon rooz…! va be omide azadie roxana saberi va zendaniane bi gonahe siasio sayere yarane dabestanie bi gonah…!!
آوریل 25th, 2009 at 1:20 ق.ظ
rahim har vaght etela’ato motaleato ghavi kardi ezhare nazar kon, u hich midooni amsale mesle ezate ebrahim nezhad che kasaei boodan? boro raje beheshoon bekhoon, fahmidanesh sakht nist!!
http://77tir.com/salam/?p=988
آوریل 25th, 2009 at 1:32 ق.ظ
رحیم
من هیچ ادعایی ندارم فقط از شما سوال کردم که اگر رکسانا صابری رو گرفتن ( و شما هم در پیامت به گرفتن رکسانا حق دادی) به چه علتی و با چه سند و مدرکی این کار رو کردند و 8 سال زندان برایش بریدند . مطمئن باش اگر سند و مدرکی داشتند روزنامه ها و تلویزیون شب و روز مردم رو با این چرت و پرت ها سیاه می کردند .
و خواهشی که از شما دارم اینه که لطفاً دلایل خود و دستگیر کنندگان را از جاسوس بودن رکسانا صابری بفرمائید .
آوریل 25th, 2009 at 8:46 ق.ظ
اولاً جناب !! باید خدمتتون عرض کنم بنده هم اونچه شما میگین رو دیدم در برخی مواقع . در ثانی بنده اونچه میگم از داخل گود هست و شما بیرون گود تشریف دارین . اونچه که من میگم به خاطر این هست که واقعاً میدونم و شما خیال میکنید که میدونید . شما القاعیات دیگرون رو به حساب دونستنتون میگذارید . یه عده ای اومدن و زمینه فراهم کردن تا هر چی القا می کنن شما زود قبول کنید . دوست عزیز شما در عین آگاهی کاملاً بی اطلاع هستین.
و اما علیرضای عزیز
امیدوارم شما تو عمرتون به اندازه 5 روز کار امنیتی انجام بدین تا بفهمین چرا و به چه دلیل . بیشتر از این نمیتونم بگم .فقط در اون صورت به یقین می رسید . والا با این اوصاف هر چی من بگم جز اینکه دروغ بخونید کار دیگه ای نخواهید کرد . اگرچه امکان گفتن دلایل نیست.
آوریل 25th, 2009 at 9:38 ق.ظ
و اما در مورد ابراهیم نژاد
در مورد شخص اون نمیخوام بگم ، اما با توجه به نتیجه ی کلی کار باید بگم مرگ اون نتیجه خودفریبی عده ای بود که گمان میکردن با یک فاکس از آقای …………. میتونن با پشتوانه قرار دادن ………… ایران رو به چالش بکشونن . تاریخ همه چیز رو افشا خواهد کرد . البته اگه تحریف نشه . فقط این رو بگم که تو اون جریانات ابراهیم نژاد فی نفسه هدف نبود . در یک قضیه ای وارد و کشته شد که شاید از اون بی خبر بوده . ولی این دلیلی بر عدم برخورد با ریشه اصلی اون قضایا و تجمعات ساختگی نیست .
آوریل 25th, 2009 at 9:43 ق.ظ
رحیم
اگر جوابی نداری با این خالی بندی ها خودت و جوابی را که باید می دادی توجیه نکن . تو فقط به استنباط های خودت داری یک کاری رو تایید می کنی ولی از آوردن تنها یک دلیل هم عاجز هستی .
در هیچ مملکتی و هیچ دستگاه امنیتی بدون دلیل و علت شخصی را به 8 سال زندان محکوم نمی کند .
در ضمن توی این مملکت همه امنیتی و اطلاعاتی هستند . و اگر قرار باشه با دو سال خدمت سربازی در اطلاعات بگی من امنیتی هستم برو جای دیگه دلتو خوش کن .
همیشه آخرین ترفند افرادی مثل تو همین است که وقتی جوابی ندارند و نمی توانند گفته هایشان را ثابت کنند سر به کوچه امنیت ملی و …… میزنند.
مواظب باش داخل گود گیر نکنی چون تراکتور هم نمی تونه بیرونت بیاوره .
آوریل 25th, 2009 at 9:47 ق.ظ
رحیم
نیازی نیست که دوباره جواب بدی چون حوصله خواندن دروغهایت و چرت و پرت هایت را ندارم .
آوریل 25th, 2009 at 9:56 ق.ظ
و این دقیقاً همون جوابی هست که در قسمت نظر پیش بهش اشاره کرده بودم .
عیبی نداره تو خوش باش . ولی یقین بدون این به معنی این نیست که جماعت از وظیفشون به خاطر اثتنباط ها و تصورات شما غفلت کنن .
ایشالا بعدا متوجه میشی . شب دراز است و غلندر بیدار . عجله ای نداریم که .
آوریل 25th, 2009 at 9:58 ق.ظ
راستی علیرضا تو تا حالا چند مورد دیدی که تو اطلاعات سربازی گذرونده باشن؟ جک بانمکی بود .