پاسخ زنان به 30 سال حضور گشت ارشاد در سطح شهر : ارشاد نشده ایم

گشت ارشاد

هفت تیر 7tir.com: سارا امروز 43 ساله است، نقاش و کارمندي با سابقه بيست ساله. مريم روزنامه نگار است ودر ميانه 40 سالگي، متاهل و داراي دو فرزند دانشجو. طناز 24 ساله است و کارگردان تئاتر، ليسانسه. رويا، 26 ساله، دانشجو. يلدا، 39 ساله، ليسانس، داراي دو فرزند و مقيم خارج از کشور. شيدا، 25 ساله بازيگر تئاتر، ليسانسه
آيا اين اطلاعات مختصر کافي نيست تا بدانيم اين زناني که بدون استثنا تجربه‌اي تاريک و فراموش نشدني را ته قلبشان دارند جايي که هرگز دست کسي بهش نمي‌رسد آن آدم‌هايي نيستند که تا به حال فرار کرده باشند، تا به حال تن فروشي کرده باشند و مواد مخدر مصرف کرده يا فروخته باشند. فقط، اين زنان در يک لحظه خيلي عادي زندگي که با روز قبل همان ساعت و همان لحظه فرقي نداشته است. به دليل پوشيدن روسري به جاي مقنعه در محل کار، به دليل «مش، رژ، ريمل و رژگونه»، به دليل فقط چهار انگشت کوتاه بودن مانتو وبه دليل جوراب نازک دستگير شده‌اند.
تجربه تاريک و فراموش نشدني اين زنان هر کدام مربوط به يک دوره از اين 30 سال است. يکي سخت، ديگري سخت‌تر يکي با دست بند و شلاق آن يکي با بازداشتگاه و اين اواخر انگار ارشاد. همه‌شان مي‌گويند سخت بوده آنها که از تجربه هم خبر ندارند هر کدام فکر مي‌کنند مال او سخت‌تر از همه بوده است. از دور چه سخت و چه سخت‌تر تاثير اين تجربه به همه آنها حسي کمابيش شبيه هم داده است. تجربه تحقير و توهين نگذاشت تاثيري را که قرار بود بر آنها واقع شود بگيرند. مجريان را شايسته نصيحت و ارشاد نديده بودند. در واقع با تعاريفي که از شرايط مي‌دهند به نظر هم نمي‌رسد قرار بر ارشاد بوده باشد. ديالوگ‌ها، تهديدها و حرف‌هايي که زنان از مقامات پايين دستي مراکزي مي‌شنيدند که برده مي‌شدند تا در دوره‌اي مجازات و تنبيه و در دوره‌اي ديگر ارشاد شوند. آنچنان به خاطر مانده است و مي‌گويند، آنچنان مي‌ماند که با گذشت 20 سال، 15 سال و 10 سال هنوز سنگين است.
هرگز کسي از اين زنان معذرت نخواست. اواخر سال‌هاي 60 و در دهه 70 امثال سارا، مريم و يلدا آنقدر با روح و جسم و روان خود چيزي را تجربه کردند و کردند تا بالاخره در اوايل 80 آن چيز شد طرح ساماندهي مد و لباس و شد طرح حجاب و عفاف و آن چيز شد ارشاد. وقتي شعارهايي با چنين محتوايي مطرح مي‌شد و در و ديوارهاي شهرها را زينت مي‌داد، اواخر 60 و در دهه70 که: «خواهرم حجاب تو مشت محکمي بر دشمنان است»، «براي احترام به خون شهيدان حجابت را حفظ کن»، «بي‌حجابي زن نشانه بي غيرتي مرد است»، «بي حجابي نشانه پايمال کردن خون شهيدان است» خوب طبيعي بود زناني که در دسته خوب حجاب‌ها يا با حجاب‌ها نبودند درجبهه دشمن قرار مي‌گرفتند. انگار برخورد با زنان به نوعي مبارزه با دشمن در فضاي جنگي است که در آن نه از نصيحت و نه ارشاد خبري است. سال‌ها بعد گفتند برخورد قهري و تنبيهي غلط است و آن چيز شد ارشاد و شد تذکر زباني. هر چند که همين هم به اندازه کافي زخمي مي‌کند. کسي هست که از رفتار خشني که آن روزها به کار مي‌بستيم و امروز فهميديم نادرست و غير انساني است از اين زنان معذرت بخواهد؟ مسووليت زخم‌هاي سارا، مريم، طناز، رويا و … را چه کسي بر عهده مي‌گيرد؟ چه کسي بايد بيايد و بگويد من از دست‌بندي که به تو زدم از دو شبي که تو را در کنار زنان آسيب‌ديده در يک سلول انداختم از شلاقي که بر کمرت نواختم معذرت مي‌خواهم؟

گشت ارشاد

سارا در يک صبح زود پاييزي که محل کارش، آزمايشگاه طبي خيلي شلوغ بود و او بدو بدو نمونه‌هاي خون مراجعه کنندگان را مي‌گرفت کسي از او پرسيد چرا به جاي مقنعه روسري سر کرده‌اي، روسري‌ات چرا عقبه؟ سارا جواب لباس شخصي را داد. لباس شخصي عصباني شد. ما به سارا بدهکاريم چون چند روز بعد حکم جلب سارا به محل کارش رسيد «سال 68 بود. انگار در محل‌هاي کار مقنعه اجباري بود اما من مقنعه سر نمي‌کردم. ما 4 نفر بوديم که دو نفرمان با مامور درگيري لفظي پيدا کرديم. فکر نمي‌کردم حکم جلب فرستاده شود. نه تو خانه و نه در محل کارم کسي منو مقصر ندانست چون فقط چند تار موي من بيرون بود که اين هيچ معني نمي‌داد. اولش برايم خنده دار بود آخر به چه گناهي من را دادگاه مي‌بردند. »
بالاتر از پل رومي خانه مصادره‌اي بود. آن روزها که الان به ستاد رسيدگي به شکايات مردمي تبديل شده است. آن روزها خيلي از زنان طرف ديگر امکانات اين فضا را ديده بودند: «در سالن بزرگ آن خانه مصادره‌اي يک پيانوي قديمي و زيبا قرار داشت. خانه لوسترهاي بزرگ و مجلل داشت. به در و ديوار شلاق‌ها را آويزان کرده بودند. آن روز پنجشنبه بود. با مامانم رفتم. من را بردند داخل گفتند بايد بازجويي شوم. وقت اداري تمام شد و من بازجويي نشدم. آن شب و جمعه شب هم آنجا ماندم. در يک سالن بزرگ که کف آن موکت بود ما را نگه داشتند و همان جا مي‌خوابيديم. بيشتر زن‌ها مثل من بودند تو محل کارشون گرفته بودنشان. 30 نفر بوديم. يک عده را هم تو ميهماني گرفته بودند. مامورهاي آنجا خيلي بد نبودند اما يک شب يک کسي آمد و به ما توهين كرد. بعدا بعضي از خانم‌ها موقع دادگاه اعتراض کرده بودند به رفتار اين آدم و آنها گفتند نبايد اين کار را مي‌کرده.»
ترس: «سنم کم بود. ترسيده بودم. از بلاتکليفي بيشتر بدم مي‌آمد. همه‌اش از خودم مي‌پرسيدم همه اينها به خاطر مقنعه سر نکردن است. دادگاه ما تو همان جا بود. رئيس دادگاه پشت يک ميز مي‌نشست و تک تک ما را مي‌ديد. رئيس دادگاه خيلي آدم را تحقير مي‌کرد. مي‌گفت شلاق که بخورين آدم مي‌شين. من اصلا جوابش را نمي‌دادم چي داشتم بگويم. تعهد امضا کردم. به جرم بدحجابي در انظار عمومي 15ضربه شلاق برام نوشت. بيشتري‌ها حکم شلاق گرفتند. آنها که تو ميهماني گرفته بودنشان 30 تا 40 ضربه شلاق گرفتند. »
«به خانواده ما گفته بودند که آزاد مي‌شويم اما نگفتند که شلاق مي‌خوريم. قيافه زني که شلاق مي‌زد را تا بميرم يادم نمي‌رود. او هم جوان بود. زن خوبي بود. کلا اين کاره نبود. تا حکم را قاضي مي‌داد بلافاصله ما را مي‌بردند كه به نوبت شلاق بخوريم. قبل از من مردي بود كه معتاد بود. کلي شلاق خورد. زير بغلش را گرفتند آوردنش بيرون. زني که بايد منو شلاق مي‌زد ديد دختر جواني هستم گفت مي‌زنم زمين تو داد و بيداد کن. 15 تا را از رو لباس زد اما آرام. فکر کنم به همه نزده بود مي‌گفت چيزي نگين حالا نمي‌دانم اين نقشه خودشان بود که فقط ما را بترسانند و الکي شلاق بزنند يا نه. تمام که مي‌شد از در ديگري از ساختمان مي‌رفتيم بيرون. مثل اينکه همه را در يک روز شلاق مي‌زدند صداي داد و بيداد مي‌آمد.»
ترس از شلاق: «دخترهاي 14، 15ساله بين ما بودند، گريه مي‌کردند و خيلي ترسيده بودند. اما من مات و مبهوت بودم. نمي‌خواستم جلوي آنها گريه کنم. ما را تهديد مي‌کردند اين حکم به عنوان سوءسابقه حساب مي‌شود اما حساب نشده بود الکي گفتند.»
بعد از آن: «بعدش کميته مي‌ديدم مي‌ترسيدم اما الان نه. به تجربه‌هاي زندگي‌ام احترام مي‌گذارم. تجربه‌هاي بد به آدم خيلي چيزها ياد مي‌دهد. اين خيلي تجربه بدي بود.»
سارا امروز 43 ساله است. نقاش و کارمند با 20 سال سابقه کار.

ما به مريم بدهکاريم. سال 66 است و مريم با دختر 4 ساله اش براي خريد به خيابان ولي عصر آمده: «با هر معياري فکر مي‌کنم مي‌بينم آدم بدحجابي نبودم. موهايم مش داشت، آرايش هم داشتم اما آن موقع مانتوهاي بلند و گشاد مد بود که اصلا بدن نما نبود. با بچه‌ام سوار ميني‌بوس شدم. از جمهوري به وزرا. اول زن‌هاي قرتي را مي‌گرفتند اما هر چه به وزرا نزديک‌تر مي‌شديم زناني با موهاي خاکستري و زنبيل به دست به جمع ما مي‌پيوستند. هر جنس مونثي را مي‌گرفتند. انگار آنها بايد 100 زن را تحويل مي‌دادند و مختصات زنان اصلا برايشان مهم نبود. تو ميني‌بوس مثل کنسرو ما را چپاندند. يک سوم خانم‌ها را با بچه‌هايشان گرفته بودند. بچه‌ها جيغ مي‌کشيدند و گريه مي‌کردند. وقتي اعتراض مي‌کرديم به اين بچه‌ها رحم کنيد مي‌گفتند مي‌خواستي آن موقعي که جلو آيينه مي‌ماليدي به اين فکر کني که بچه‌داري. بعد از اينکه ماشين پرشد زن‌ها شروع کردند آرايش‌هايشان را پاک کردن. يادمه يک زن براي اينکه ريملش را پاک کند از ترس همه مژه‌هايش را کند. تو وزرا همه ما را ريختند در يک اتاق 30 متري. 3، 4 ساعت ما را آنجا بلاتکليف نگه داشتند. جرم من شد داشتن مش، ريمل، رژ و رژگونه. 6 بعدازظهر گفتند دفترچه بسيج بياوريد گرو بگذاريد و آزاد شويد و فردا 8 صبح برويد دادگاه. آن شب خيلي سخت گذشت حرف شلاق بود و من از شلاق مي‌ترسيدم. دوستي مي‌گفت من برايت بي‌حس کننده مي‌زنم تا دردت نگيرد. چون جايي که نوک شلاق مي‌خورد گوشتت مي‌پرد. آن شب همه تو اين ترس بوديم. فردا تو دادگاه تمام آن خانم‌هاي شيک پوش با مانتوهاي کهنه و روسري‌هاي تا نوک دماغ آمده بودند. خيلي مردها را تحريک مي‌کردند. به شوهرهامون مي‌گفتند مي‌داني زنت را با چه ريختي گرفتيم. خيلي از زنها از مردهاشون حساب مي‌بردند و خب جو عصبي پيش مي‌آمد. بعد از اينکه ما را اين همه ترساندند و با شوهرهاي ما هم صحبت کردند. يک خانمي آمد گفت حالا ما با شما چه کار کنيم با خنده. يک دفعه انگار يک آدم ديگه‌اي شده بود. همه گفتند ما را ببخشيد. او هم با خنده گفت باشه شما را مي‌بخشيم. آنجا اصلا حالت ناصحانه وجود نداشت بيشتر آمرانه و خشن بود. من آن موقع با خودم فکر مي‌کردم اين آدم‌ها خيلي هم مساله‌شان تزکيه اجتماعي نيست. موظف شدند کاري انجام بدهند و دارند انجام وظيفه مي‌کنند.»
بعد از آن: «بعد از آزادي روحيه‌ام به قدري عوض شده بود که تا 2، 3 ماه مثل خانم‌هاي سن بالا بيرون مي‌رفتم. شان انسان با اين برخوردها به کلي مخدوش مي‌شود. آن زمان خانه من بغل خانه خانواده شوهرم بود. آنها فهميدند که من را گرفتند. بهتر بود اين اتفاق نمي‌افتاد. کم کم به انتخاب و سليقه‌هاي خودم برگشتم و من فکر مي‌کنم بعد از اين همه سليقه‌هاي مردم را نتوانستند عوض کنند و زور مردم بيشتر بوده است. »
مريم روزنامه نگار است ودر ميانه 40 سالگي، متاهل و داراي دو فرزند دانشجو.

ما به طناز بدهکاريم. طناز 18 ساله وقتي شش سال پيش اولين کارش را شروع مي‌کرد نمي‌دانست اين ساختمان بي‌نام و نشاني که سر کوچه اين شرکت است و هر روز يک عالمه آدم جلوي آن صف مي‌کشند دادگاه است. طناز فکر مي‌کرد اينجا يک فروشگاه دولتي است. «زمستان بود. مامانم من را رساند دم محل کارم و رفت. من هنوز تو ساختمان نرفته بودم که يک لباس شخصي سرم داد زد که اين چه سر و ريختي است، گفتم به شما چه مربوطه گفت بيا نشانت بدهم. خنده‌ام گرفت فکر کردم منو مي‌برد تو فروشگاه. ديدم آنجا همه گريه مي‌کنند و صداي جيغ مي‌آيد. مردي که منو دستگير کرده بود مسوول شلاق مردها بود. آمده بود سيگار بخرد که منو ديده بود. از آن لحظه قرار گذاشتم به اينها جواب ندهم و هيچ اعتراضي نکنم. چند تا سي دي موسيقي کلاسيک تو کيفم داشتم تا آنها را ديد گفت سي دي مستهجن هم که داري. از يک‌طرف دلم براي ناداني آن آدم مي‌سوخت از يک طرف ديگر فکر مي‌کردم چرا اين آدم‌ها اين سيستم را اداره مي‌کنند. يک سري خانم آنجا دورم را گرفتند و با حرف‌هاشون حسابي روحيه‌ام را تضعيف کردند. مي‌گفتند ريختشو نگاه کن، با اين ابروهايي که برداشتي فکر مي‌کني کي تو را مي‌گيره، آقاي فلاني براي ما سگ پاکوتاه آوردي. چون شلوارم روي کفش قرار مي‌گرفت. هر کي از سرباز تا بالاتر‌ها رد مي‌شد يک طعنه‌اي مي‌زد. 8 صبح من را گرفتند تا 4 بعدازظهر هنوز تکليفم معلوم نبود و به خانواده‌ام هم خبر نداده بودند. ساعت 4 گفتند قاضي رفته بايد بري بازداشتگاه. من را به دست چند تا دختر کم سن و سال آسيب ديده دست بند زدند.
همان آقاي شلاق زن با ماشين شخصي‌اش ما را سوار کرد برد وزرا. نفري هزار تومان هم از ما پول گرفت که ما را رسانده. منو بردند زيرزمين وزرا. زنهاي زنداني خلاف سنگين به قول خودشان داشتند. دخترهاي کم سن و سال بودند. 15، 16 ساله. قبل از اينکه برويم بازداشتگاه روسري و بند کفش‌هايمان را از ما مي‌گرفتند. بايد بازديد بدني مي‌شديم، خيلي بد بود. ما جلوي خلاف سنگين‌ها بايد کاملا لباس‌هايمون را در مي‌آورديم. آنها طعنه مي‌زدند. با وقاحت تمام بازديد بدني انجام مي‌شد. خيلي سخت بود.»
سلول: «تو سلول منو با 7 نفر دختر آسيب ديده انداختند. دو تا تخت بود با چند تا پتوي کثيف. هر چي التماس کردم منو تو انفرادي بيندازند قبول نکردند. لباس زندان تنم کردند. مقنعه خاکستري بلند مانتو خاکستري تا قوزک پا. ساعت 6 عصر مامانم آمد. فکر کردم بروم بالا ديگه آزادم اما مامانم گفت وقت اداري تمام شده بايد امشب بماني اينجا. مجبور بودم در برابر آدم‌هايي ساکت بمونم که در حالت عادي حتي حاضر نيستم کفشم را جلوي پام جفت کنند. موقع شام يک قابلمه گنده گذاشتند وسط بدون قاشق و چنگال. بايد با دست مي‌خورديم. تصميم گرفتم شب نخوابم چون احساس مي‌کردم ممکنه هر بلايي سرم بياد. فرداي آن روز 3 بعداز ظهر آزاد شدم و يک هفته بعد بايد مي‌رفتم دادگاه.»
آن هفته: «از بازداشتگاه تا دادگاه آن يک هفته حالم خيلي بد بود. احساس مي‌کردم تازه فهميدم اين همه سال کجا زندگي کردم. دلم براي خودم سوخت. فهميدم به عنوان يک شهروند تو کشورم هيچي نيستم. حاضر بودم شلاق بخورم اما ديگه تو آن بازداشتگاه برنگردم. حکمم شد 100 هزار تومان جريمه نقدي.»
تاثير: «اصلا. چون بايد از آدمي که داراي اخلاقيات است تاثير گرفت و من آنجا چنين کسي را نديدم. الان تنفر و خشم دارم. هنوز هم اسم و قيافه آن آدم‌ها يادمه جوري که انگار مهمترين آدم‌هاي زندگي‌ام بوده‌اند. پوششم هم مثل سابق است.»
طناز امروز 24 ساله است و کارگردان تئاتر، ليسانسه.

گشت ارشاد -حجاب اجباری

يلداي 19 ساله قرار است با دوستان بروند امامزاده صالح تجريش سال 69. سر تا پا مشکي فقط جوراب نازک مشکي‌اش کمي از کفشش معلوم است. «خانمي صدام زد گفت يک لحظه بيا اينجا باهات صحبت کنم بعد مي‌تواني بروي. بعد که رفتم تو ميني‌بوس فهميدم راست نگفته. اول مارا بردند وزرا پرونده تشکيل دادند بعد رفتيم پل رومي. تو ميني‌بوس مامورها به ما اميد واهي مي‌دادند که کاري با شما نداريم. ما دوشب در خانه پل رومي خوابيديم. ما را بردند تو يک سالن بزرگ که موکت داشت. مسوول آنجا خيلي بد دهن بود. هر بار در آنجا باز مي‌شد دستش را به سينه مي‌کوبيد و ما را نفرين مي‌کرد که الهي رو سنگ مرده شور خانه بخوابين و از اين حرف‌ها. غير از اين خانم تا روزي که حاکم شرع آمد تو راهرو پشت يک ميز نشست ما هم دورش جمع شديم تا حکمهايمان را بگيريم اصلا کسي را نمي‌ديدم. فقط صبح‌هاي زود با صداي گريه و جيغ از خواب مي‌پريدم. مي‌گفتند زن‌هايي که جرم سنگين دارند را شلاق مي‌زنند. من چون بار اولم بود بدون جريمه آزاد شدم اما يک دختري جلوي من بود که حاکم بهش مي‌گفت تو را تا حالا دو بار گرفتم اين دفعه بايد شلاق بخوري تا آدم شوي. وقتي آزاد شدم آنقدر فشار بهم آمده بود که بابام هيچي نگفت.»
تاثير: «مي‌خواستم فقط از ايران بروم و رفتم. تا مدتها بعد بيرون ايران هم وقتي ماشين پليس مي‌ديدم تنم شروع مي‌کرد به لرزيدن.»
يلدا امروز 39 ساله است، ليسانس وداراي دو فرزند و مقيم خارج از کشور.

روياي 24 ساله قرار است از متروي ميرداماد براي خريد به بازار برود. سال86 «مانتوم کوتاه نبود چهار انگشت جلوش باز بود. خانه ما خيلي نزديک مترو بود. به خانمي که منو گرفت گفتم بروم خانه مانتوم را عوض کنم يا اگر سنجاق قفلي داري بده بزنم جلوي مانتو گفت کاري نداريم باهات. فقط تو ماشين يک تعهد مي‌دهي و مي‌روي. آن موقع خيلي مودب بودند اما بعدش تو ماشين عوض شدند. تو ماشين گير افتادم. همه تيپ‌ها معمولي بود. نمي دانم چطور آنها را گرفته بودند. تو ماشين خيلي فضا بد بود. همه استرس داشتند. به نظرم وضعيتي نداشتم که مستحق اين رفتار باشم. انگار دزد گرفته بودند. تو وزرا وحشتناک بود. اصلا گوش به حرف ما نمي‌دادند. يک دختري ناراحتي قلبي داشت حالش به هم خورد اصلا نگاهش هم نمي‌کردند انگار يک تکه آشغال افتاده بود رو زمين. يک خانم از ما عکس مي‌گرفت. يک تخته وايت‌برد که مشخصاتمان روش نوشته شده بود را دستمان مي‌دادند و عين مجرمين از دو زاويه از ما عکس مي‌گرفتند.»
تاثير: «ارشاد نشدم. خيلي تحقير شدم. باورم نمي‌شود يک همچين کار کوچکي چنين برخورد شديدي داشته باشد. وقتي برگشتم پدرم خيلي دعوام کرد. از آن به بعد ترس عجيبي از گشت‌ها دارم وقتي مي‌دانم کجا هستند از 10 کيلومتري آنجا هم رد نمي‌شوم. اين درست نيست آنقدر اين مسائل را براي ما بزرگ کنند که مسائل مهمتر به چشم ما نيايد وقتي بيرون مي‌روم به خاطر پليس احساس امنيت نمي‌کنم. اين رفتار غيرمنصفانه را هم هرگز فراموش نمي‌کنم.»
رويا امروز 26 ساله است و دانشجو.

شيدا سال گذشته در سيد خندان دستگير مي‌شود. مانتوش کوتاه است. «يك ساعت تو ماشين نشستيم تا پر شود. خانمي که منو گرفت با سرباز گروهشان دعواش شد بهش گفته بود بره اون دختره را بگيره سربازه نرفت و اين خانم هم لج کرد گفت من از عوض آني که تو نگرفتي يکي را آزاد مي‌کنم. منو آزاد کرد. سربازه دنبالم مي‌دويد اما من پريدم تو تاکسي و رفتم.»
شيدا امروز 25 ساله است، ليسانسه و بازيگر تئاتر.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

44 Responses to “پاسخ زنان به 30 سال حضور گشت ارشاد در سطح شهر : ارشاد نشده ایم”

  1. sam Says:

    سلام.
    من قبلا هم گفتم در قران نوشته شده لا اكراه في الدين.(( در دين هيچ اجباري نيست))
    مگر نه اينكه ما در رژيم شاهنشاهي دين رسميمون اسلام بود.ولي هيچ اجباري نبود.
    الانم دين رسمي اسلامه.ولي با اجبار.
    اينا دارن دين بزرگ و زيباي اسلامو به انحطاط ميكشن براي اينكه خودشونو قلدر نشون بدن.
    اخه يكي نيست به اون مامور بگه پدر جان تو چشماتو جمع كن تا موهاي اون بنده خدا رو نبيني.
    تو دل سياهتو پاك كن.
    الان شايد بعضي از دوستان بگن كه در رژيم گذشته به زور چادرو از سر بعضيا بر ميداشتن.
    اين اتفاق ممكن بود در بعضيا از تظاهرات رخ بده كه مردم اجداد رييس مملكتو مياوردن جلو چشماش.
    ولي الان دختر مردمو به دليل اينكه دوتا تار موش بيرونه ميبرن تو بازداشتگاهو پلهاشو ميكنن تو سوسكو كثافتو..!
    شلاقم ميزنن.داغون ميدن تحويل خانوادش.
    تو رو خدا اين كار بد تره يا كاري كه ماموران در زمان قديم انجام ميدادن.
    وقتي پاي صحبت قديميا (( خانوما)) ميشينم.هميشه ميگن ما اگر ساعت 2 شبم از خونه ميرفتيم بيرون خيالمون جمع بود.
    ولي الان خدا وكيلي ادم جرات ميكنه ساعت 8 شب بزار ناموسش از خونه بره بيرون.
    به نظر من به جاي گرفتن اون دختر خانومي كه دو تا تار موش بيرونه بايد اون بي شرفي رو گرفت كه با چشم نا پاك نگاه ميكنه.
    چه فرقي بين من پسر هست با اون دختر خانوم؟منم لباساسي چسب و استين كوتاه ميپوشم و تا حالا ديدم كه بعضي از خانوما خوششون اومده.خوب اون دختر خانومم بايد مثل من ازاد باشه.چرا تبعيض؟
    به خاطر اينكه مثلا اندامش برجستست؟
    به خدا ديگه زشته تو اين عصر و تو اين قرن انسانها بخوان چشم بدوزن به برجستگي بدن دختر مردم.
    اميدوارم زندگي پاك و انسان ها ازاده باشن.
    موفق باشين دوستان خوبم.

  2. صم سام Says:

    چرا دستاورد انقلاب گشت علاف رو نادیده میگیرید؟
    میدوید چقدر از جیب ما برای این دوستان هزینه میشه تا درصد بیکاری کشور کم بشه!!

  3. آق مری تهران Says:

    واقعا اسفباره.
    آمریکاییها داره آی سی با تکنولوژی 40 نانو متر می سازن, ما موندیم چه طولی از موهای زنهامون باید بیرون باشه.

  4. علیرضا Says:

    با دیدن این چیزها برای من فقط تنها چیزی که می ماند تنفر از اسلام و قرآن و هر چیز دینی دیگر است . درسته شما می گویید که این نظام و دولت بد است ولی اسلام خوب است آقا جان به خدا این دین نیست این پیرفضولی است با بانی آن که عقده ای و زورگو با دلی تند و زبانی رسا ، که دارد در همه جنبه های زندگی مردم دخالت و تهدید می کند .
    مگر آنهایی که اسلام ندارند و در دیکتاتوری و استبداد هستند چنین غلطهایی هم می کنند ؟
    در کشورهایی که این دین در آنها وجود دارد و رخنه کرده است یا وضعیت شبیه این یا در موردهای دیگر اسلام دست فضولی بر امور دیگر دارد .
    حالا هی زر بزنید و بیایید اسلامتون را ثابت کنید جناب علمای اعظم . منتظرم ……..

  5. سروش Says:

    بهترین گواه برای نگاه اسلام ناب محمدی به زن را در کتاب نکاح از رساله عربی خمینی ( تحریرالوسیله ) می توان دید. این کتاب مجموعه فتواهای مدرن خمینی است که برای بی نصیب نماندن جهان اسلام از دانش او به عربی تالیف شده و ترجمه آن روی اینترنت وجود دارد. سایتی که ترجمه تحریرالوسیله روی آن هست سایت حکومتی balagh.net است. اما فتوای فقه پویا و مترقی شیعه در مورد نکاح با دختر زیر 9 سال حتی شیرخواره (!) :
    “مساءله 12 – كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ(4) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و…”
    آدرس لینک : http://www.takzarb.com/link.php?url=http://www.balagh.net/persian/feqh/resaleh/00/03/10.htm
    طبق این حکم مرد می تواند زن کمتر از 9 سال حتی شیرخواره داشته باشد البته باید لطف کند و با او سکس ( دخول ) نکند اما “سایر کام گیری ها” از قبیل لمس به شهوت و در آغوش گرفتن و تفخیذ ( یعنی قرار دادن آلت مرد بین ران های زن ) اشکال ندارد حتی اگر شیرخواره باشد.
    هیچ حیوانی ، مگر آیت الله های اسلام ناب محمدی ، قاعدتا از یک طفل معصوم زیر 9 سال که حتی می تواند به فرموده امام راحل شیرخواره هم باشد لذت جنسی را جستجو نمی کند. ذهن فاسد و کثیف این حضرات آن قدر شیطانی و حیوانی و ضد انسانی است ( مخصوصا با نگاهی که خودشان آن را استفاده ابزاری از زن می نامند ) که حتی چنین مساله ای را طرح و برای آن پاسخ شرعی می یابند.
    تف به این دین کثافت!

  6. ناشناس Says:

    كس ننشون
    كس زن مرده ي خميني

  7. korosh Says:

    [ فارسی تایپ کنید . نظرات با حروف غیر فارسی ممکن است حذف شود ]

  8. jackal Says:

    نترسید .. میر حسین قراره همشونو جمع کنه…..ها ها ها ها ها ….

    احمدی نژاد هم اولش همینو میگفت !!!!!

  9. علیرضا Says:

    فرقی نمی کند چه از زبان آیت الله ها باشد و چه از زبان محمد و علی . انسان و زن در نگاه آنها یعنی برده و جنس و کالا بصورت زنده . همانگونه که محمد هم در جنگ ها زنان را خرید و فروش می کرد . این دین دینی نیست که انسان را به کمال برساند و یا به خصوصیات آدمی با احترام نگاه کند . چرا؟ چون آورنده چنین دینی مغز و سطح فکرش از عربستان به آن طرف را نمی دید .

  10. ماندنی Says:

    نمی دونم چی بگم اول که تونستم بایک فیلتر شکن این سایتو باز کنم خوشحال شدم
    ولی وقتی این مطبو خوندم دلم گرفت تا کی ما باید به نادان بودن خودمون افتخار کنیم یاد اون روزهای افتادم که ویدو ممنوع بود وداشتنش نشانه یزید بودن بود

  11. دانیال Says:

    نمی دونم چی بگم اول که تونستم بایک فیلتر شکن این سایتو باز کنم خوشحال شدم
    ولی وقتی این مطبو خوندم دلم گرفت تا کی ما باید به نادان بودن خودمون افتخار کنیم یاد اون روزهای افتادم که ویدو ممنوع بود وداشتنش نشانه یزید بودن بود

  12. korosh Says:

    [ فارسی تایپ کنید . نظرات با حروف غیر فارسی ممکن است حذف شود ]

  13. korosh Says:

    nazi man hame ja miram in ali reza ro mibinam
    ba samsonet

    [ فارسی تایپ کنید . نظرات با حروف غیر فارسی ممکن است حذف شود ]

  14. احسان جان Says:

    بانوان ایران بد بختیشون اینه که زن هستن و دین اسلام تنها به فکر کمر به پایین بوده و بس
    تو مطالب هم فقط نوشته تا کجا وارد کنین تا کجاتون نکنین
    بابا اینا همش کاسبی خودشون
    مگه یادتون نیست اون یارو معاون امنیت ملی و گرفتن اینا زنارو واسه خودشون رده بندی میکنن
    اینا از همون تخمه ترکهء عربای ملخ خورن که به اجدادشون برگشتن این اجبارشونم مال اینه که میدونین از هر 10 و 12 دختر یکیشون و میبرن واسه اینکه به انحراف کشیده نشه خودشون خصوصی ارشادش کنن.
    منم این و البته شنیدم که 2تا دختر و این امنیتیا گرفتن بعد به اسم ارشاد تو باز داشت گاه معلوم نیست چه بلایی سرشون اوردن که شب به صبح نرسیده اعلام کردن که جفتشون خود کشی کردن
    این حجاب و ارشاد و اینا کشکه داداش همش واسه عشق و حال خودشون
    حساب کنین اینا تو این مدت تا حالا به اسم ارشاد ترتیب چندتا دخترو دادن

  15. ناشناس Says:

    yani araba daran bar ma hokhomat mikhonand
    vay bar shooma

  16. پدرام Says:

    چقدر ما بدبختیم – آخه مشکل من جوون دیدن 2 لاخ موی یک دختر هستش ؟ این ارشادیا دارن ارشاش میکنن نه ارشاد – بابا این دینتون ؟ خااااااک تو اون سرتون دیکتاتورا

  17. Tanin Says:

    سلام با خوندنه این مطلب خیلی ناراحت شدم. تودینمون گفته اجباری نیست. امام سجاد با اون همه عظمتش تو مناجاتش از تعصب ورزی جاهلانه و غیرت های نا معقول که حرمت انسانیت را نگه نمیدارد به ذات خدا پناه میبره! آخه میدونی اینا بیشتر از دین و امامای ما میفهمن !

  18. Tanin Says:

    واقعا رفتاراشون در شئن ای ملت نیست.
    رفتارای وحشیانه دارن. حالا چه انتظاریه که ما از کشورهای دیگه داریم که ما رو وحشی و عقب مونده و امول فرض نکنن ؟!

  19. الهام Says:

    بسی رنج بردیم در این سال سی
    که فقط رنج برده باشیم

  20. ناشناس Says:

    اگه میگیم جمهوری اسلامی رذل ترین حکومت دنیاس برای این نیس که دروغ می گه. همه حکومتا دروغ میگن. حتی برای این نیس که چند میلیارد

  21. حبیب Says:

    ÷ول مردم و بالا کشیده. جمهوری اسلامی رذل ترین حکومت دنیاس چون با مردم خودش دشمنه. برای مردم خودش قدرت نمایی میکنه. مردم خودشو دستگیر و شکنجه می کنه و می کشه. جمهوری اسلامی حقیر ترین و جنایتکار ترین حکومت دنیاس.

  22. ستاره Says:

    چرا با اسامي مختلف كامنت ميدين ؟؟؟؟؟؟ شجاع باشين با اسم واقعيتون كامنت بديد ترسوها !!!!!!!

  23. علیرضا Says:

    ستاره جان
    چون بعضی ها حتی عرضه این رو ندارند که حرف دلشون را بزنند نه حرف های این و آن را ، چه برسد به این که با اسم خودشون کامنت بدهند .

  24. امیر جواد Says:

    ستاره و علیرضا
    چه انتظاری دارین از این ترسوها؟ که بجز فحش دادن چیزی بلد نیستن. کسی میاد و با چندتا اسم همه رو سر کار میزاره .معلوم هست به شکل تایپ و لحنشون توجه کنین متوجه میشین که همشون شبیه هم هستن. این ناشناس و … وقتی کسی حرفش حق نباشه با اسم خودش نظر نمیده.

  25. نداعروس دریایی Says:

    اهای شماپسرهایی که مخالف حجابیددوست داریدخواهرومادرتونم بدون حجاب بیرون بیادوهمه ی مردان شهوتران بهشون نگاه کن؟ نکنه خوشتون میاد مادزن وخواهرومادرتون موردشهوترانی دیگران واقع بشند وشماازنزدیک نظاره گرباشید؟

  26. نداعروس دریایی Says:

    اهای شماپسرهایی که مخالف حجابیددوست داریدخواهرومادرتونم بدون حجاب بیرون

  27. aasemaan Says:

    In ham az hamaan gaamhaii ast ke dar jahate residane be marzhaaye khodkafaaii bardaashte shode wa mishawad

    az dalaayele omdeye pishraftemaan dar teyye in 30 saal ham hamin bude. Lotfan in gozareshaat ra baraaye fagihe mohtaram beferestid ta dasturaate laazem ra baraaye ershadhaye badi fatwa namayand

  28. Niloofar Says:

    اون روز كه 98% راي ميداديد بايد فكر اينجاهاشم ميكرديد……..

  29. علیرضا Says:

    ندا عروس دریایی
    داشتن حجاب خواهر و مادر هیچ ارتباطی به پسر و برادر ندارد .هر کسی مسئول زندگی خود و دیگر چیزهای خصوصی خود می باشد . توی دنیا این همه زنان با مینی ژوپ و شلوارک در خیابانها راه می روند و به قول شما مردها هم نشسته و فقط دارند آنها را دید می زنند .اگر با این تفکر بزرگ شده اید بهتر است که از خانه بیرون نیایید چون بعضی ها هم هستند که فتیش به چادر دارند . مواظب خودت باش .
    لطفاً قوانین متحجر خانواده خود را در اینجا نشخوار نکن .

  30. نداعروس دریایی Says:

    علیرضا اولا مودب باش دوماجداازدشمنی وشوخی من میخام بدونم فتیش یعنی چی؟من یه جاخوندم یه مردایی هستندکه بیماری جنسی به نام فتیشیسم دارندکه اقدام به دزدیدن لباس زیرزنان ودختران میکنندواونارابذای یادگاری پیش خودشون نگه می دارندوروی اون لباس هااعمال خشونت بارانجام میدندوجلق میزنن باهاشون ولباس هاروتیکه تیکه میکنند ولی میشه بگی معنی لغوی خودکلمه ی فتیش یعنی چی؟b

  31. shahrokh king Says:

    من ناموس گشت ارشاد و بسیج را با همه ی کارکنان و خایه مالانشان را میگام . به وقتش

  32. shahrokh Says:

    خانم ندا . خواهر من دوست پسر دارد . همیشه و در هر صورت حتی با حضور مهمانان غریبه در خانه مان بی حجاب است . در مورد حجاب و داشتن دوست پسرش منعی ندارد .

    اما اگر میخواستیم به هر دلیل واهی مانع او شویم تا کنون مثل خیلی از دختران بی گناه جنده شده بود . در ضمن او +18 سال سن دارد و از لحاظ قانونی نیز متکی به خود است . حمایت های خانواده نیز همیشه پشتوانه او بوده اند و خواهند بود .

    اگر ما مانع خواهرم بشویم آیا تا چه حد میتوانیم جلو او را بگیریم ؟ آیا او تا ابد در دستان ما خواهد بود ؟

  33. نداعروس دریایی Says:

    شاهرخ خان نمیخادادای ادم های مثلامتمدن رودربیاری کاش حرفات واقعا راست بودنه فقط درحدیه شعار

  34. اچ آی وی منفی Says:

    با شاهرخ کاملا موافقم
    در ضمن گشت ارشاد میخواد خدمات ارزنده ای در دولت دهم بده مثل:
    آمیزش در ماشین با فاطی کماندو ها (با آقایان و لزبین برای بانوان) 2000 تومان
    کف دستی برای آقایون 500
    خوردن و مکش آقایان(لیسیدن برای بانوان) 1000
    ضمنا همگی دارای کارت بهداشت هستند و عواید حاصله به بیت رهبری و فلسطین اشغالی تعلق میگیرد
    از هم اکنون رزرو میشود بشتابید.
    دانشجویان و کارمندان 30 درصد تخفیف
    جانبازان و کهنسالان دارای کارت منزلت 50 درصد تخفیف
    ضمنا از 10 تا 12 شب سانس ویژه و به منظور رفاه حال دوستان فاطی کماندوها اجاره داده میشوند .
    در صورت مشاهده هر گونه کم کاری و تنبلی به 197 یا دفتر مراجع تقلید اطلاع دهید.

  35. مراد Says:

    ان ندا هر جا یه چیز دراز باشه هست چه جوریه؟

  36. نداعروس دریایی Says:

    جناب اقای مراد خیلی بی ادب وبی جنبه تشریف دارن واقعامتاسفم برای این دسته ازپسرهای ایرانی که هنوزدرک نکردن که ارتباط انسانی یعنی چی ودائما به فکر….دختران هستند یک خورده سطح فرهنگ ودرکتان رابالا ببریو خواهشا بی کلاسا

  37. مراد Says:

    این پسر های ایرونی نیستن یه سری دختر های شهوتی هستند که تشویش ایجاد میکنند ضمنا من شهوتم کوره با قرص ویگرا و شیر موز و بادام زمینی خودمو قوی نگه میدارم علتش تو تاپیک ت خ م ی اونور دادم

  38. علیرضا Says:

    ندا عروس دریایی
    فتیش به معنی یادگار و جسم و یا چیزی را از کسی برداشتن و یا دزدیدن و آن شیء را به عنوان خود فرد در نظر گرفتن . بیشتر یک نوع بیماری جنسی است تا یک نوع سکس . در ضمن بیشتر افراد ( چه دختر و چه پسر ) دارند .
    یک نوع فتیش هم در مورد سکس وجود دارد که در آن مرد و یا زن می خواهند برده و پایین دست طرف مقابل باشند تا بدین صورت لذت بیشتری را ببرند .
    به کسی که حکم ارباب را دارد میسترس و به برده هم اسلیو می گویند .

  39. صم سام Says:

    علیرضا به ندا قمی یاد نده فردا میره امتحان میکنه و تقصیرش میفته گردن تو.
    بذار کم کم بزرگ شه خودش یاد میگیره.

  40. نداعروس دریایی Says:

    به کسی که حکم ارباب را دارد میسترس و به برده هم اسلیو می گویند .
    ولی علیرضا من شنیدم به اینها یعنی به ارباب یعنی کسی که دوست داره پارنترشو ازاربده سادیست وبه برده یعنی کسی که دوست داره ازطرف شریک جنسی اش ازارببینه ودردبکشه مازوخیست میگن

  41. ندا عروس دریایی Says:

    البته من خودم تجربه همه موارد را دارم.
    تو شهرمون از این افراد زیاده خیلی حال میدن اجرشون با آقا

  42. نداعروس دریایی اصلی Says:

    خفه شوعوضی چرابه اسم من نظر میدی ترسوی بزدل این کامنت اخری مال من نبودعلیرضا

  43. manka Says:

    We are the only travel insurance agency to offer this type of guarantee.; buy levitra 41745; buy levitra 54856; cialis 4412; cialis arshpi;

  44. بیتا Says:

    ******سلام. من نمیخوام به کسی توهین کنن ولی اینو بگم تا وقتی ما خودمون آنقدر کوتاه فکریم که میریم رای میدیم و فکر میکنیم به ما اهمیت میدن وضعیت همینجوریه شماها این رایها رو ریختین تو جیب نظام نه کسی که رییس جمهور منتخبتونه من خودم هیچ وقت رای ندادم و واقعا به خودم میبالم .(ازتون میخوام برین و فیلم (زنده باد زاپاتا) از مارلون براندو رو ببینید از دست ندید خیلی چیزا یاد می گرید)*******

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.