عباس عبدی : کروبی حکم حکومتی را به عنوان یک حکم قانونی پذیرفته است


هفت تیر 7tir.com  : مهدی کروبی در بیانیه متفاوتی که چند روز پیش صادر کرد از لزوم تغییر قانون اساسی سخن گفت . او همچنین بیان داشت که حاكميت قانون مستلزم آن است كه هيچ اراده‌اي فوق قانون رسميت نداشته باشد و همه در برابر آن خاضع باشند” . از طرفی  صبح دیروز بیانیه ای  از طرف اکبر اعلمی دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری صادر شد که در آن مهدی کروبی و میرحسین موسوی را دعوت به مناظره ای رودرو در حضور مردم می کرد  .  اکبر اعلمی در بخشی از بیانیه خود از مهدی کروبی و میرحسین موسوی خواست تکلیف خود را با حکم حکومتی رهبر روشن کنند و برای مردم شرح دهند که اگر در مورد اختیارات قانونی رئیس جمهور با حکم حکومتی رهبر روبرو شدند ، آیا آن حکم  را خواهند پذیرفت یا خیر ؟
شاید بتوان گفت عباس عبدی تحلیلگر سیاسی و مشاور مهدی کروبی در این مصاحبه با توضیح دیدگاه مهدی کروبی در مورد  حکم حکومتی خیلی زود اکبر اعلمی را به پاسخ این بخش سوال بیانیه اش می رساند .

هفت تیر : آقای کروبی در بیانیه جدیدشان آوردند که یکی از برنامه هاشان بعد از ریاست جمهوری رفتاریست که هیچ اراده فراقانونی رسمیت نداشته باشد . با توجه به اینکه در رفتار گذشته ایشان در زمان ریاست مجلس ما شاهد دفاع قاطعانه ایشان از حکم حکومتی آیت الله خامنه ای بودیم و آن حکم خواست مجلس را که قرار بود قانون بشود از کار انداخت ، آیا شما این بخش بیانیه ایشان را یک تغییر موضع در رفتار ایشان می بینید؟
عبدی : آقای کروبی آن حکم را که فراقانونی نمی دانست . و هنوز هم نمی داند و ان را در چارچوب قانون پذیرفته است . این همه رفتارهای خلاف قانون داره در جامعه رخ می دهد در سطوح مختلف حکومتی که منظور جلوگیری از آن رفتارهای خلاف قانون است و ربطی به آن حکم ندارد . آن حکم هر چه بود مسئولیتش مشخص بود متوجه چه کسی است و اینکه من و شما با آن مخالف یا موافق باشیم یه بحث دیگریست این نکته در مصاحبه اخیر آقای کروبی هم توضیح داده .

هفت تیر : می توانید مهمترین مصداق های رفتار فرا قانونی را بگید
عبدی : این همه کارهای غیر قانونی داره انجام می شود . آنها می شوند مصداق هایش.

هفت تیر : به نظر شما به عنوان یک تحلیلگر آیا مردم این بخش بیانیه را از ایشان باور خواهند کرد ؟ “حاكميت قانون مستلزم آن است كه هيچ اراده‌اي فوق قانون رسميت نداشته باشد و همه در برابر آن خاضع باشند”؟ چون انتخابات مقداریش رقابتیست که قرار است باور مردم را بدست بیاورد و تقریبا در مورد آقای کروبی وقتی شخصی این جمله را در بیانیه ایشان میخواهند ذهنش به طرف حکم حکومتی می رود ؟

عبدی :  اگر موردی از عدم التزام به قانون و یا رفتار خلاف قانون در کسی دیدیم باید بیان کنیم و اعتماد مردم را از آن سلب کنیم. اما اگر منظور پذیرش حکم حکومتی است که اولا موضوع حداقل از موارد اختلافی است . ثانیا وی این را قبول نداشته که خلاف قانون است و ثالثا که دیگران هم آن را پذیرفته اند و حتی در مواردی که علنی نشده است و از آن برای راه انداختن کارشان سود برده اند. به نظرم برخورد آقای کروبی در برابر اعدام آغاجری و نیز بودجه سالانه و لقمانیان نمونه های بهتری برای این مساله است.

هفت تیر : در بخشی از بیانیه آقای کروبی آمده که این تنها حکومت نیست که می تواند جلوی بی قانونی مردم را با اقتدار خودش بگیرد . مردم هم باید جلوی قانون شکنی حکومت همچون اخلال آزادی های بیان و جلوگیری از انجام تجمعات و جلوگیری از تشکیل نهاد های مدنی را با اقتدار خودشان بگیرند . مردم با چه قدرتی می توانند در موارد قانون شکنی حکومت جلوی حکومت را بگیرند ؟
عبدی : در بیانیه هم آماده . با ایجاد احزاب و تشکل ها و نهاد های مدنی مردم باید قدرت مند بشوند و با قدرت است که می توانند جلوی قدرت بیاستند . موازنه قدرت در برابر قدرت است که می تواند تعدیل ایجاد کند آقای کروبی که خود حزب و روزنامه تاسیس کرده است نمونه و معرف این جهتگیری است.

هفت تیر : یک فرق مردم ما با کشورهای دیگه اینه که مردم ایران وقتی یک برنامه ای را از یک نامزد انخابات می شنوند بیش از اینکه به مفید یا غیر مفید بودن آن برنامه فکر کنند یاد ممانعتهایی می افتند که در برابر اجرای این برنامه خواهد شد و در مورد این چلوگیری که جلوگیری های قدرت مندی هم هست اکثر مردم تحلیل و ذهنیت دارند . . آیا به نظر شما لازمه نامزدها به طور دقیق و ادرس دهی شده ممانعت ها را مثال بزنند و بگویند اگر فلان ممانعت اتفاق افتاد من فلان کار را می کنم ؟
عبدی : بله گفتنش خیلی چیز خوبی است . ولی باید دید نامزدها تا چه حد در سیاستهاشون می گنجد که این کار را انجام دهند . چون به هر حال بیان هر مسائله ای یک تبعاتی دارد . اگر در ایران می شد به همین راحتی در مورد موانع حرف زد که اصلا دیگه چنین موانعی وجود نداشتند . .حتما یک محدودیت ها و مشکلاتی که مانع از سخن گفتن در مورد موانع می شد در قضیه وجود دارد .

کروبی

هفت تیر : آقای کروبی در مورد تغییر قانون اساسی هم صحبت کردند و حتی مواردی که باید تغییر کند را آدرس دهی شده مشخص کردند . ما یادمون هست خاتمی وقتی لوایح دوگانه را به مجلس داد از ترس اینکه نکند این لوایح نه تنها خواست ایشان را محقق نکند بلکه اختیارات رئیس جمهور را محدود تر کند ، اون لوایح را از مجلس پس گرفت . حالا چه تضمینی وجود دارد که ما اگر خواستار تغییر قانون اساسی بشویم با توجه به اینکه شواری قانون اساسی را رهبر مشخص می کند ، قوانین تصویب شده از لحاظ حقوق شهروندی و دموکراسی و آزادی رسانه ها و آزاد انتخاب از قوانین حال حاضر بدتر نشوند ؟
عبدی : بله هیچ تضمینی وجود ندارد . در سیاست کسی چک سفید نمی دهد . قرار هم نیست به صرف اینکه یک نامزدی شعار تغییر قانون اساسی داد قانون اساسی تغییر پیدا کند . بلکه چیزی که است اینکه کسانی که از تغییر دفاع می کنند باید قوای لازم را برای این کار در خودشان بسیج کنند و جهت تغییر را مشخص کنند وگرنه همان اتفاقی می افتد که شما هم از آن نگران هستید . در نتیجه هیج چک سفیدی به کسی داده نمی شود و کسانی که خواستار تغییر هستند خودشان باید ضمانت های این مسیر را معرفی کنند و در اختیار بگیرند ولی در کل این ایده را می پذیرند که قانون اساسی بعد از بیست سال نیاز به تغییر دارد .

هفت تیر : این ضمانت هایی که می گویید ابتدا باید ایجاد شود چگونه بوجود می آید ؟ مثلا ابتدا اون بخش قانون اساسی که تعیین شورا بازنگری را به دست رهبر داده تغییر دهند بعد به فکر سایر اصول بیافتند ؟
عبدی : نه اینکه یک “دور باطل” می شود بر اساس قانون موجود باید خودش را تغییر بدهند و همین مشکل باقی می ماند .تغییر قانون یک انعکاسی در موازنه قوای اجتماعی دارد . شما اگر موازنه این قوا را ایجاد کردید تغییر هم رخ خواهد داد . مثلا قانون مطبوعات تا سال 79 در ایران تغییر نکرد اما در همین فاصله ( 57 تا 79 )چند دوره تغییر وضعیت مطبوعات را شاهد بودیم یعنی یک قانون ثابت منجر به چندین شکل از وضعیت عینی مطبوعات شد . موازنه قوا که ایجاد شود خودش تفسیری از آن وضعیت هم ایجاد می کند که گاهی حتی نیازی به تغییر شکل قانون هم نیست .

هفت تیر : یکی از الگوهای اقتصادی ارائه شده توسط شما در مقالات چند سال قبل برنامه پرداخت مستقیم درآمد نفت به مردم بود که گفته بودید دولت باید برای هزینه های خود مبلغی را به عنوان مالیات از پرداختی هر نفر کم کند با توجه به اینکه الان آقای کروبی دارند از برنامه اقتصادی ارائه شده توسط شما در شعار انتخاباتیشون استفاده می کنند در این مورد توضیح می دهید ؟

عبدی :
برنامه اقتصادی یک بحث دیگرست . این برنامه خاص نفت است . شعار خاص نفت است . اقتصاد بعد از این شروع می شود . این برنامه اصلاح زمینه اقتصاد است . شما نفت را از متغییر های تاثیر گذار در برنامه دولت خارج کنید تازه دولت می تواند برنامه اقتصادی بدهد . ولی اینکه سهام شرکت های پخش فراورده های نفتی و شرکت گاز را بین مردم توزیع کنند مردم هر قیمتی خواستند بر محصولات نفتی خود مثل گاز و بنزین و نفت و … میگذارند و بر اساس آن سود می برند و دولت هم مالیاتش را بر می دارد .
.

مطلب قبلی : اکبر اعلمی خطاب به موسوی و کروبی : در برابر حکم حکومتی رهبر چه می کنید؟
مهدي کروبي : تغيير 4 اصل قانون اساسي ضروري است

Tags: , , , , , , , , , , , , ,

8 Responses to “عباس عبدی : کروبی حکم حکومتی را به عنوان یک حکم قانونی پذیرفته است”

  1. اختلاف رهبر و موسوی Says:

    ميرحسين موسوي در پاسخ به يكي ديگر از دانشجويان كه پرسيد: دليل اختلافات دوران نخست وزيري وي با رئيس‌جمهور وقت ناشي از چه عواملي بوده، عنوان كرد: اختلافات در دوران نخست وزيري با رهبري عزيز كه در آن زمان رئيس جمهور بودند، ناشي از اختلافات ساختاري بود كه در نهايت منجر به حذف نخست وزيري در جمهوري اسلامي شد.

  2. شوووت Says:

    چه خوب.
    اين دفعه اختلاف ساختاري در نهايت منجر به حذف رييس جمهور در جمهوري (!!) اسلامي خواهد شد!

  3. ali Says:

    ali reza man zoodtar nazar dadam
    mamolan man hokma ro ke mibinam hame ax sexi
    dare toosh
    ta hokmo mibinan ejra mikhonand
    man ham chandta hokm didam ta gozoshtam ro gfam roshan shood

  4. جوکر Says:

    خانوما مانتو کوتاه چسبون سینه هاشون زده بیرون باسنشون پیدا یقه مانتو باز و……. یکی از تو جمعیت داد میزنه حاجی بسه دیگه اومدی اشکمونو در بیاری یا آبمونو؟

  5. دل آرا را نجات دهید Says:

    هنگامی که «دل آرا» برگه بازجویی را امضا کرد و قتل «مهین» – 65 ساله – را گردن گرفت، هیچگاه فکر نمی کرد روزی روبه روی هیات منصفه بایستد و حکم اعدام را با گوش های خودش بشنود.

    ساعت 20:45 شامگاه هفتم دی ماه سال 82 مردی با صدای لرزان با پلیس رشت تماس گرفت و بریده بریده خبر داد دختر نوجوانش یک زن را به قتل رسانده است. دل آرای 17 ساله با بی پروایی اتهام قتل را پذیرفت تا «امیرحسین» به چوبه اعدام سپرده نشود. امیرحسین ـ خواستگار «دل آرا» که در صحنه جنایت حضور داشت و به گفته دختر جوان، قاتل اصلی است، آنقدر در گوشش خواند تا دل آرا قبول کرد که امیرحسین نقشی در قتل نداشته است.

    آن روی سکه

    «امیرحسین» حتی با شنیدن خبر تایید حکم اعدام «دل آرا» قفل سکوت را نشکست تا دل آرا به خودش بیاید و بیش از این از عشق قلابی خود دفاع نکند : «امیرحسین از من خواست قتل مهین را گردن بگیرم. می گفت تو هنوز هجده سالت نشده و به همین خاطر اعدام نمی شوی اما اگر این راز از پرده بیرون بیفتد حتما اعدامم می کنند. من هم دلم سوخت و قتل را پذیرفتم».

    ورود «سعید» ـ به عنوان خواستگار قبلی دل آرا ـ به پرونده، پیش از دیگران اعتراض وکیل دل آرا را برانگیخت. «خرمشاهی» معتقد بود «سعید» باید در جایگاه «متهم» از خود دفاع کند نه اینکه در جایگاه شهود بایستد و به عنوان مطلع سخن بگوید. اما دادگاه این استدلال را نپذیرفت. هرچند «سعید» بعدها در اعترافات خود از حضور در صحنه قتل خبر داد و ادعا کرد با وسوسه دل آرا در صحنه جرم حاضر شده است. سعید در بخشی از اعترافات خود گفت؛ «روز حادثه با مادرم از خانه بیرون آمدیم که ناگهان دل آرا با پریشانی به طرف مان آمد و بی مقدمه گفت که قتلی انجام داده است.
    از من خواست کیفش را که در محل جنایت جا گذاشته، برایش بیاورم. تا لحظه ای که جنازه را ندیده بودم، باور نمی کردم که دل آرا کسی را به قتل رسانده باشد. دل آرا گفت به همراه امیرحسین دست به این جنایت زده. من خواهش کردم خوش را به پلیس معرفی کند اما نپذیرفت». به این ترتیب «سعید» به خانه دخترعموی پدر دل آرا رفت و با کیف وی برگشت و سپس به سراغ پدر دل آرا رفت و تمام ماجرا را برای او تعریف کرد. «دل آرا» خشمگین از دروغ پردازی های سعید در دفاع از خود گفت؛ «سعید یک دروغگوی بزرگ است.

    او دوست امیرحسین است و برای انتقام از من این نقشه را طراحی کرده است. او وقتی برای آوردن کیف به صحنه جنایت رفت به صراحت گفت که اگر مهین هنوز زنده باشد او را خواهم کشت تا عشقم را به تو ثابت کنم». رئیس دادگاه برای چندمین بار از دل آرا پرسید که آیا اتهام قتل را قبول داری؟ و دل آرا هم برای بار چندم سوگند خورد که فقط به دلیل علاقه به امیرحسین، اتهام قتل را گردن گرفته است.

    حدس بزن چه کسی برای شام می آید؟

    مهین ـ دختر عموی پدر دل آرا ـ در خانه شیک خود منتظر میهمانان بود. میهمانانی که هرگز برای شام نیامدند تا دو پسر جوان و یک دختر هفده ساله در ضیافت خونینی شرکت کنند که پایانی جز مرگ مهین نداشت. تاکنون سه روایت از مرگ مهین در دادگاه مطرح شده که «عبدالصمد خرمشاهی» ـ وکیل دل آرا ـ فقط یک روایت را قبول دارد. آن هم این است که «دل آرا» بی گناه است. خرمشاهی از قرص «کلرزپام دو» حرف می زند و اینکه با خورانده شدن این قرص به دل آرا، هیچ یک از اعترافات وی وجاهت قانونی ندارد و صحنه جرم به گونه ای نیست که «دل آرا» را به عنوان قاتل معرفی کند.

    دل آرا نیز می گوید؛ «من و امیرحسین به خانه مهین رفتیم. امیرحسین به من قرص هایی خورانده بود که کاملا بی اراده شده بودم. وقتی خودش را به پشت سر مقتوله رساند با چوب بیسبال ضرباتی زد و بعد از بستن دهانش از من خواست، چاقویی برایش ببرم. من بی اراده به آشپزخانه رفتم و چاقویی آوردم. او چاقو را گرفت و چند ضربه به مهین زد. من حتی یک ضربه هم نزدم».

    بازسازی صحنه قتل هم تاییدی بر حرف های دل آرا است. خرمشاهی با اشاره به این نکته بسیار مهم که «دل آرا» چپ دست است و به هیچ وجه نمی تواند 18 ضربه به ناحیه مخالف مقتوله وارد کند به خبرنگار کارگزاران می گوید؛ «دل آرا» هرگز ورزشکار نبود و برای اینکه در زندان از مزاحمت خلافکاران در امان بماند، چنین ادعایی را مطرح کرده است. فقط یک آدم ورزیده می تواند اینگونه با چاقو ضربه بزند. متاسفانه دادگاه به این استدلال محکم من و دل آرا، اعتنایی نکرده است.

    من قاتل نیستم

    «دل آرا» هیچگاه از خانواده مقتوله درخواست عفو نکرده است. دختر جوان بر این عقیده پامی فشارد که قاتل نیست و دلیلی ندارد برای گناه نکرده از کسی درخواست بخشش کند. دل آرا می خواهد به زندگی برگردد اما نه به قیمتی که همه او را به عنوان قاتلی عفو شده با انگشت به یکدیگر نشان بدهند. فقط یک بار پدر دل آرا تقاضای عفو کرد که با پاسخ منفی اولیای دم روبه رو شد اما دل آرا به صراحت گفته که هرگز به خاطر قتلی که مرتکب نشده، درخواست عفو نخواهد کرد. حالا «دل آرا» در چند قدمی چوبه دار است.

    خرمشاهی به خبرنگار کارگزاران می گوید؛ «من در بی گناهی دل آرا شکی ندارم. امیدوارم با دلایلی که ارائه دادیم و بر آن اصرار داریم، دادنامه صادر شده را نقض کنیم. دل آرا هنوز فرصت دارد. می تواند درخواست تجدیدنظر بدهد و در خواست عفو کند. هرچند که من هم مثل دل آرا اعتقاد دارم او کاری نکرده که تقاضای بخشش کند». نکته دیگر پرونده که از زبان آقای وکیل شنیدنی است سن و سال متهم به قتل در هنگام وقوع جنایت است؛ «دل آرا هنگام وقوع قتل فقط 17 سال سن داشته و به همین خاطر پرونده از دادگاه هم عرض به دادگاه ویژه اطفال ارجاع شده و تصمیم نهایی با شعبه 33 دیوان عالی کشور است که پیش از این دل آرا را محکوم کرده بود. «دل آرا دارابی» قربانی توطئه «امیرحسین» شده و قرار است در عین بی گناهی، مجازات شود.

    همه باید تلاش کنیم تا این اتفاق تلخ نیفتد». خرمشاهی که پیش از این رهاندن «افسانه نوروزی» را از چوبه دار، در کارنامه خود دارد و این روزها برای آزادی «کبری رحمانپور» ـ عروس سیاه بخت – تلاش می کند، به صدور حکم تبرئه موکلش بسیار خوشبین است و می گوید؛ با مستنداتی که در دست داریم، دادنامه اعدام نقض می شود و دل آرا به زندگی برمی گردد.

    پایان ماجرا

    این حکایت می تواند دو پایان متفاوت داشته باشد. پایان نخست لب گشودن «امیرحسین» به اعتراف است و پرونده ای که سمت وسویی دیگر پیدا می کند و قاتل اصلی به سزای عمل خود می رسد. دل آرا به خانه برمی گردد و با کوله باری از تجربه و اقرار به اشتباهات خود زندگی تازه ای آغاز می کند.اما پایان دیگر بسیار غم انگیز است. دل آرا که فقط 20 سال دارد در یک سحرگاه غمگین روی چوبه دار، تاب خواهد خورد و پرونده مرگ مهین بسته خواهد شد.آقای وکیل خیلی امیدوار است که پایان دوم برای دل آرا رقم نخورد. او می گوید؛ سر بی گناه تا پای دار می رود اما بالای دار هرگز!

  6. دل آرا را نجات دهید Says:

    تنها سه روز به اعدام دل آرا باقی مانده است

    دل آرا دارابی دختر جوانی که چند سال پیش و در سن هفده سالگی به اتهام قتل دختر عموی پدریش دستگیر شد تا چند روز دیگر اعدام می شود .
    به گزارش تریبون دل آرا دارابی که هفتمین سال دوره محکومیت زندانش را می گذراند از استعداد ویژه ای در نقاشی و سرایش شعر برخوردار است. مهر ماه گذشته نمایشگاهی از آثار نقاشی دل آرا برگزار شد که مورد استقبال بازدید کنندگان نیز قرار گرفت .
    دل آرا دارابی بارها و در طی جریان محاکماتش اتهام خود را رد کرده و معتقد است که دوست پسرش عامل اصلی جنایت می باشد ، اما به دلیل اقرار اولیه وی تحت شرایط خاص آن زمان دادگاه رای به محکومیت وی داده است .
    در کارت نمایشگاه نقاشی‌های دل آرا نوشته‌ای از او خطاب به بازدیدکنندگان درج شده است: “زندانی رنگ‌ها می‌دانید یعنی چه؟ یعنی من. ”
    ” من دل آرا دارابی ۲۰ ساله، متهم به قتل، محکوم به اعدام، سه سال است که با رنگ‌ها و فرم‌ها و واژه‌ها از خودم دفاع می‌کنم. این نقاشی‌ها سوگندی است به جرمی ناکرده. تا مگر رنگ‌ها مرا به زندگی بازم گردانند. از پشت دیوارها به شما که به دیدن نقاشی‌هایم آمده‌اید سلام و خیر مقدم می‌گویم ”
    ” من که از چهار سالگی زندگی‌ام را با رنگ‌ها تقسیم کرده بودم، در آستانه ۱۷ سالگی آن‌ها را گم کردم. سرخ کبود را به جای لاجورد گرفتم و جای آسمانی، خاکستری پاشیدم. من رنگ‌ها را گم کردم و اینک تنها چهره‌ای که هر روز در برابرم دیده می‌گشاید، دیوار است”
    ” از بچگی دوست داشتم نقاش و شاعر معروفی شوم. همیشه دوست داشتم نمایشگاهی از نقاشی‌هایم بگذارم و از هنرمندان دعوت کنم تا آثارم را ببینند. آرزو داشتم کتاب شعرم منتشر شود. حالا در زندان هستم و آرزوهایم بیرون از زندان یکی‌یکی دارد برآورده می‌شود”
    عبدالصمد خرمشاهی وکیل دل آرا می گوید که از زندان به او اطلاع داده اند دو سه روز بیشتر تا اعدام دل آرا فرصت نمانده است . خرمشاهی می گوید هر کاری از عهده هر کسی بر می آید حالا باید انجام بدهد ، زمان زیادی نمانده است .
    فرصتی نیست تا در مورد مزایا و معایب اعدام بنویسیم ، فکر می کنم فعلا زمان نجات دادن دختری است که در نوجوانی متهم به قتلی شده که خودش به کرات منکر انجام آن بوده است .
    دل آرا دارابی اگر زنده بماند فرد مضری برای جامعه نخواهد بود ، دل آرا دختر مستعد و هنرمندی است که می تواند آینده درخشانی داشته باشد . کشتن دل آرا هیچ دردی از کسی دوا نمی کند جز انگشتهایی که بعدها به حسرت گزیده خواهند شد .

  7. دل آرا را نجات دهید Says:

    ——————————————————————————–

    برای نجات او اینجا بروید و امضا کنید

    http://www.petitiononline.com/DL2222/petition.html

  8. علی Says:

    کروبی همان مزدوری است که در مجلس ششم هنگامی که تعدادی از نمایندگان مجلس قصد اصلاح قانون مطبوعات را داشتند و بر ان پافشاری و حتی تحصن کردند به سادگی با یک تشر و نهیب رهبر در مقام ریاست مجلس خودش را کنار کشید و حتی با حقارتی که لایق خودش و دیگر همفکرانش است صحبت از امر ولایی و تسلیم بی چون و چرا در مقابل اوامر رهبر میگفت.حالا این مردیکه کلاش با چه رویی و چه فلسفه ایی فکر میکند رییس جمهوری ردایی است که مناسب ایشان است نمیدانم؟شاید محمود ریدمان رو دیده و خودش رو در مقام مقایسه کمتر از اون ادم فروش بیسواد نمیدونه.

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.