اصلاحات مرد . زنده باد چهارشنبه سوری

هفت تیر 7tir.com به قلم علیرضا محمد ظاهری : هرچند هفت تیر یک روز زودتر از سایت خاتمی و اصلاح طلبان رسما خبر انصراف خاتمی را اعلام کرد اما سرانجام با 24 ساعت تاخیر این انصراف دیشب با بیانیه رسمی خاتمی برای خیلی ها آخر خط بود . همان هایی که در این 24 ساعت خواب و خوراک نداشتند و و به زمین و زمان چنگ می زدند که شاید بتوانند راه حلی بیابند تا خاتمی بماند و آنها نیز وزارت و مدیرکل شدن در دولت آینده را از دست ندهد . 24 ساعت بسیار جالبی در ستاد خاتمی در جریان بود . تشنگان قدرت که ژست اصلاح طلبی گرفته بودند را می دیدی که آخرین زور خود را می زدند تا جوانان ساده این ستاد ها را به انواع رقص ها وادار کنند و حتی فیلنامه گریه دسته جمعی نیز ریخته شد غافل از آنکه وقتی هفت تیر با قاطعیت می گوید خاتمی انصراف داد ، یعنی کار تمام است . پیام ساده آقا مبنی بر ناخشنودی از ادامه حضور خاتمی که با واسطه برای خاتمی ارسال شد آنقدر بود که سید ترسو و دوست داشتنی قصه ما نتواند در برابر آن مقاومت کند و تصمیم بگیرد کاری کند که لااقل در شب چهارشنبه سوری از ترس اپیزود دوم مقاله کیهان کابوس نبیند . خاتمی می دانست آنان که کمپین اس ام اسی راه انداخته اند و خاتمی را به ادامه حضور دعوت می کنند در ترسو بودن دست کمی از خود او ندارند و نمی توان بر روی عملشان حساب کرد . سرانجام دیشب خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه آنانی که در این 24 ساعت انواع خبرهای دروغ رامرتب بر روی سایتها خود میفرستادند و باز حذف می کردند ، ریخت و در سایت شخصی خودش بیانیه انصراف را قرار داد . آنجا دیگر از حذف و اضافه خبری نبود . کار تمام شد .
ژست انصراف برای اخلاق را می توان باور کرد و می توان باور نکرد . اما حداقل این است که واقعیت ها را نیز باید به آن اضافه کرد : انصراف از ترس رای نیاوردن در مرحله اول ( به نقل از خود خاتمی ) . انصراف از ترس آقا . انصراف از ترس قسمت دوم مقاله کیهان ..
اصلاحاتی دروغین که رهبرانش ترسوهایی بودند که برای شرکت در انتخابات به دیدار سلطان می رفتند و با اشاره سلطان انصراف می دهند دیر زمانیست که مرده است . اصلاحات مرد اما ایران و ایرانی زنده است . زنده باد چهارشنبه سوری

Tags: اصلاح طلبان, اصلاحات, انتخابات, انتخابات دهم, انتخابات ریاست جمهوری, انصراف خاتمی, خاتمی, خامنه ای, رییس جمهور, چهارشنبه سوری, کاندیداتوری, کاندیداتوری خاتمی, کناره گیری خاتمی از کاندیداتوری
مارس 17th, 2009 at 7:28 ب.ظ
چه فایده که 4 شنبه سوری بازهاش رو هم اراذل اوباش نامیدند و در زندان انداختند!!
مارس 17th, 2009 at 7:57 ب.ظ
علي رغم تذكرات مكرر به مبلغين انتخاباتي
بازهم از وجاهت رهبري انديشمند در انتخابات خرج شد
اگر اين اقاي احمدي نژاد در بين نامزدهاي ديگر اصلح باشد به ولاي علي به او راي مي دهم حتي اگر تمام ملت ايران به شخص ديگري راي بدهند
حجت الاسلام والمسلمين اقاتهراني نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه به دعوت همتاي خميني شهري خود به اين شهرسفر كرده بود در مسجد جامع الزهرا اين شهر از مردم خواست مسايل سياسي اجتماعي خود را با رهبري انطباق دهند. نماينده مردم تهران حمايت هاي رهبر معظم انقلاب از دولت نهم را بي بديل دانست وي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي را حاصل خون شهيدان خواند و خطاب به مردم گفت اجازه ندهيد كسي با نظام جمهوري اسلامي بازي كند اقا تهراني با انتقاد از شيوه هاي تبليغي برخي نامزدهاي رياست جمهوري براي جلب راي بيشتر به ويژه بي اعتنايي انان به ارزش هاي اسلامي چون محرمات ارتباط دختران و پسران گفت اعتقاد ما به خداسالاري است . اقاتهراني با مثبت خواندن ساده زيستي احمدي نژاد گفت وي با وجود مخالفت هاي بسيار عمل به وظيفه را بهتر از دستيابي به نتيجه مي داند وي افزود اگر اين اقاي احمدي نژاد در بين نامزدهاي ديگر اصلح باشد به ولاي علي به او راي مي دهم حتي اگر تمام ملت ايران به شخص ديگري راي بدهند .
لازم به ذكر است علي رغم تذكرات مكرر دلسوزان انقلاب از پرهيز انتساب و يا رد كانديداي خاص به رهبر انديشمند انقلاب باز هم اشخاصي همچون حجت الاسلام والمسلمين اقاتهراني اين عمل را تكرار مي كنند و اينچنين ناخواسته ساحت رهبري خردمند انقلاب را در حد رقابت هاي انتخاباتي تنزل مي دهند
راستی یه بار هم خمینی گفته بود اگر همه به بنی صدر رای آذی بدهند من خیر میدهم!!
مارس 17th, 2009 at 7:58 ب.ظ
نامه انتقادي فاطمه رجبي به ميرحسين: چرا كانديداي انتخابات شدي؟!
سلام عليكم
اول.
وقتي كتاب «امريكا شيطان بزرگ» از تأليفات خود را برايتان فرستادم، نوشتم: «تقديم به نخستوزير محبوب دوران طلايي امام». بنابراين شما را به عنوان مسؤول محبوبي در آن دوران قبول دارم كه يكي از مجريان «برنامهها، تصميمات و رهنمودهاي حضرت خميني (رضوان الله تعالي عليه)» بوديد.
دوم.
وقتي يكي از نشريات مدافع ارزشهاي اسلامي در سالهاي پاياني اصلاحطلبي مطلبي عليه شما نوشت، با مديرمسؤول تماس گرفتم و اعتراض كردم. گفت: ممكن است در انتخابات وارد بشود. گفتم: در اين بيداد براندازانه اصلاحطلبي، موسوي غنيمت است. گفت: اما يكي از بستگانش (نام برد) داراي فلان عقايد است و زمينه تاخت و تاز پيدا ميكند. روشن بود كه من نه اهل «قصاص قبل از جنايتم» و «نه از زمره مافياگرانم كه كسي را به گناه ديگري بيآبرو كنم و مجازات». در نتيجه نپذيرفتم. علاوه بر آن كه در آن دوران سياه حكومت محمد خاتمي، و انفعال و ذليلي راستهاي ناراست و عدم قبول آنها، به هر حال شما را غنيمت ميدانستم. اين دانش به گذشته بر ميگذشت و به شناخت شما در دهه اول!
سوم.
اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شدهايد! فعالي پر از ابهام و مسألهبرانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياستجمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتيها، كارگزارانيها و به طور كلي اصلاحطلبان بيگانهپرست و اسلامستيز منتشر ميشود.
ميخواستم بنا به ارادتي كه به دليل نخستوزيريتان به شما داشتم، پرسشهايي را مطرح كنم، از آن جمله:
1. ورود يا فعالشدنتان به دليل كدام كمبود نيرو، يا كدام شرايط حاد براي اسلام و انقلاب است؟ بگوييد تا ما هم مطلع شويم.
2. آيا حضورتان در كنار عناصر نامشروع و نامقبول، اعلان عقيده، روش و برنامهاي سياسي است؟
3. آيا بيرون آمدنتان از پناهنگاه و تصويريشدن (هنوز خيلي صوتي نشديد) سياسي در بدترين جلسات سياسي پيامي دارد؟
4. آيا نامزدي شما براي رضاي خداست؟ يا در مسير تشكيل دولت وحدت ملي ناطقنوري و لاريجاني و كرباسچي؟ يا ايجاد دولت نجات ملي محمد خاتمي؟
5. آيا راستهاي ناراست همان غيرمقبولان مطرود ملت كه در انتخابات نهم، همه و همه بيش از 5/1 ميليون رأي نداشتند، پشتوانه فعالشدن و خروجتان از خفا شدهاند، يا توصيهها و توطئههاي مافياگران قدرت و ثروت از اصلاحطلبي برانداز؟ شايد هم مثلث لاريجاني، قاليباف و رضايي مشوق حضور و ورودتان گرديده است؟
6. آيا مدافع اقتصاد اسلامي تبيينشده از سوي امام خميني – كه درود خدا بر او باد – هستيد، يا سرمايهخواري مافياگرانه را پذيرا شدهايد؟
7. با «عدالت» و «اسلام علوي عليهالسلام» چه ميانهاي داريد؟ امام عصر عجلالله تعالي فرجه الشريف و ظهور را چگونه ميبينيد؟
8. امريكا را شيطان بزرگ و اسرائيل را غده سرطاني ميشناسيد؟ يا با حقوق بشر امريكايي و دموكراسي خداستيز و عوامفريب و ضدمردمي به صحنه آمدهايد؟
9. با فمينيسم و ابزارسازي از جوانان و آزاديهاي مورد قبول 16ساله در عرصه قدرت و ثروت چه ارتباطي داريد؟ خويشاوندسالاري، تبعيضگرايي، خانوادهسالاري، آقازادگي و چپاول اموال و انفال توسط آقازادهها و مديران لايق و باتجربه 16ساله، يا 27ساله مورد قبولتان است؟
10. آيا اسلام مرفهين بيدرد، عافيتطلبان، اشرافيت و سرمايهداري يا همان اسلام امريكايي را رويگردانيد؟ آيا اسلام پابرهنهها، مستضعفان، انقلابيون، جهادگران و شهادتطلبان را راه و رسم كارساز در برابر دنياي پيشرفته و متمدن امريكا و اسرائيل ميدانيد يا خير؟
11. ولايت مطلقه فقيه يا همان اساس مشروعيت نظام و قانون اساسي را چهقدر باور داريد؟ روحانيت و مرجعيت اين پاسداران شريعت را چگونه؟
12. به طور كلي عامل بقا، اعتلا و استمرار نظام اسلامي را در ديپلماسي مقتدرانه عليه سلطهگران و جهانخواران ميدانيد يا تسليم و ذلت، آيا انفعال و عقبنشيني و تعظيم در برابر زورگوييهاي امريكا و انگليس يا فرانسه و اسرائيل را «اعتمادسازي»، «تشنجزدايي»، «بيرونآمدن از انزوا» دانسته، نه تنها «تعطيل كامل هستهاي» بلكه «جاسوسي و به مخاطرهافكندن كشور و ملت» را اقدامي «سنجيده»، «غيرشتابزده»، «مدبرانه»، «خردمندانه» و … ميپسنديد؟ و به اين گونه مديران لايق و باتجربه فخر ميفروشيد؟
13. باز هم ميگويم، با انتظار و ظهور، عدالتگستري جهاني و وجود ذيجود منجي عالم و دكترين مهدويت عجلالله تعالي فرجه الشريف در حاكميت چقدر موافقيد؟ واژگان خرافه، جمود، تحجر و … كه در اطلاعيه غيرقانوني و خارج از مسؤوليت و غيرمعمول شما در فاصله 27 خرداد تا سوم تير 1384 تصريح شد، حول اين باور ميچرخد، يا «هيأتهاي عزاداري سيدالشهدا» يا «گفتمان مبتني بر آموزههاي اصيل انقلاب و اسلام» را شامل ميشود؟
14. تمدن و پيشرفت، علم و فنآوري و اقتصاد و سياست در ديدگاه شما، در دايره اسلام و تشيع قابلقبول است، يا به ژاپن و كره جنوبي، امريكا و اروپا محدود ميشود؟
15. دگرانديشان و تجديدنظرطلبان، وابستگان به بيگانه، غارتگران بيتالمال، فاسدان و منحرفان عقيدتي و عملي در طول سهدهه پس از حاكميت نظام اسلامي، حلقه مديران دائمي، ويژهخواهان و امتيازطلبان، رانتخواران و احزاب – اين يادگاران سياست اموي – را چگونه مينگريد، و در دولت شما چه جايگاهي دارند؟
16. با رانتخواري و آقازادگي و بهرهمندي از پستها و مقامها چه ميانهاي داشتهايد؟ صريحتر بگويم؛ در طول مدت سكوت و نظارهگري يا رضايتدادن به همه آنچه گفته شد، همسر و فرزندانتان و دامادهايتان از «رانت علمي»، «رانت مدرك»، «رانت استخدام»، «رانت پست»، «رانت سفرهاي خارجي» و … سود نجستهاند؟! خودتان چهطور؟!
پرسشها بسيار است و بيپاسخ! اصول ديپلماسي حكم ميكند كه؛ سياستمدار ناپاسخگو باشد و نه حتي اجازه درخواست پرسش را بدهد. محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني نمونهها و الگوهاي بسيار خوب و كارآمد در اين زمينهاند. ملت نوكر و رعيت و فرمانبر است، و «ارباب» و «حاكم» بايد زمام امور را در دست داشته باشد! پرسشگري آنجا آزاد است كه دين را به بازي بگيرد و مذهب را لگدمال كند. به عبارت ديگر تروريسم ايماني آزاد است تا باورهاي الهي مردم را نشانه رود. آنچه در 16 سال شاهد آن بوديم. اما چرا پرسشها را در نوشتههايم ادامه نميدهم، بلكه از درخواست پاسخ نيز صرفنظر ميكنم؟ شايد ميپنداريد از «ماجراي ميتينگ 15خرداد سال 85 هاشمي رفسنجاني» درس عبرت گرفته و وحشت دارم! اما تخريب متمدنانه و اصلاحطلبانه و آزاديخواهانه راست ناراست و چپ منحرف در اين چهارسال ترور انديشه و شخصيت مرا محقق كرد و مانده است «ترور فيزيكي». خداوند سبحان را سپاس كه ناكام ماند. قلم و بيان اينجانب ماند و فوج عظيم ملتي كه آن را «فرياد اعتراض ملي» عليه «مافياي قدرت و ثروت» يا همان «اژدهاي هفتسري» ميداند كه در هر لباس و نام براي حفظ قدرت و ثروت به يغمابردهاش، با هر وسيلهاي به سركوب «بيدارباش»ها ميپردازد.
حال چند نكته:
الف. گفته ميشود شما مورد تأييد هاشمي رفسنجاني هستيد و مينويسند: «او از شما حمايت ميكند». همين يك نكته كافي است تا مشروعيت و مقبوليت شما زير سؤال رفته، به عنوان «مهرهاي در دست هاشمي» معرفي شويد. شايد هم كسي شناخته شويد كه هاشمي او را در آستين خود براي روز مبادا نگه داشته است. علاوه بر اين ممكن نيست فردي خارج از حلقههاي خاص، وارد عرصه انتخابات شود و مورد حمايت يا تأييد هاشمي قرار بگيرد. يك نمونه «محمد خاتمي» بود كه هر چند «هاشمي» را «عاليجناب سرخپوش» كرد، اما تا كنون همچنان مورد حمايت و تاييد ويژه است.
ب. محمد خاتمي كه خود به «عدم مشروعيت خويش» اذعان دارد و آن را «قطعي» ميداند، در تلاش است كه شما را به صحنه بياورد. اين برگ هم با كمال عذرخواهي، عدم مشروعيت شما را صحه ميگذارد. كسي كه خود غيرمشروع است و از طرفي حمايت و تأييد امريكا و امريكاپرستان را دارد، حامي و مؤيدي نيست كه ملت مسلمان را به پاي صندوقها بكشاند.
ج. افرادي چون سيدحسن خميني منهاي وابستگي به حضرت امام، جايگاه ديگري در بين مردم ندارند. علاوه بر آن كه در جهتگيري سياسي همسو با هاشمي و خاتمي و حضور در جلسات اين طيف آنها را پرمسأله كرده است. ارادت و اعتقاد و عشق الهي مردم به امام پاياننايافتني است، ولي خانوادهسالاري به شدت مورد اعتراض و طرد ملت واقع گرديده است. اضافه بايد كرد خاطرات هاشمي رفسنجاني را در «اميدها و دلواپسي»هايش كه به طور مكرر «همراهبردن سيدحسن خميني به سفرهاي خارجي در كنار فرزندانش» را تصريح ميكند. خرج بيتالمال مسلمين، وجود شرايط خطير جنگ، حضور هزاران جوان يا نوجوان همسن سيدحسن خميني در آن دوران در جبههها به كنار، اين خاطرهگويي از «علاقه و عواطف و نوعي ارتباط فراتر از معمول هاشمي و سيدحسن خميني» رازگشايي ميكند. بنابراين نواده امام نه تنها عامل تأييد شما يا خاتمي يا هاشمي و… نخواهد شد، بلكه خود ميتواند سؤالاتي را پيرامون نامزد مورد تاييد او ايجاد كند.
د. روشن است كه بيداد 16 ساله در كشتن عدالت، ستيز با اسلام، پايمالكردن اصول و ارزشهاي انقلاب، خمينيشكني، مردمستيزي، غارتگري، و… را نديديد و نشنيديد! كجا بوديد؟ به اندازه يك شهروند دردمند يا مسلمان متعهد و يا انقلابي ارزشمدار از شما انتظار بود تا فريادي بكشيد، حضوري بيابيد، يا حتي نالهاي بيحاصل سر دهيد. اين نشد. اينك در حاكميت گفتمان عدالت و انتظارگرايي، و خيزش مردم عليه مافياگران و گفتمان دينستيز، و اقتدار سلطهستيزانه، «فعال شدهايد و حساس»! اين «تضاد» را مردم نخواهند پذيرفت، و شما پيش خداوند پاسخگو هستيد. اگر چه «مردم» را به «هيچ» انگاريد.
هـ. اطلاعيه غيرمسؤولانه و تخريبگرانه شما عليه احمدينژاد در انتخابات نهم، آشكارا حمايت از هاشمي رفسنجاني بود كه از آن روزها شديدا مورد اقبال اصلاحطلبي برانداز، حريمشكنان و شريعتسوزان و بيگانگان و دشمنان اسلام و انقلاب قرار گرفته است. اين اطلاعيه، امروز پاسخ گرفته و شما را وارد عرصه قدرت و سياست كرده است، پس از نزديك به دو دهه سكوت و پنهاني! حال محرز گرديده كه اولا شما هم مانند شيفتگان قدرت مادامالعمر، ورود احمدينژاد به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت را جايز نميدانيد و به ادب كردن او و هر كس ديگر كه خيال ورود به اين منطقه را دارد و خارج از مافيا است پرداختهايد. ثانيا سلطهستيزي و اقتدار و عظمت نظام اسلامي را در ديپلماسي خارجي پيروز احمدينژاد برنتابيده، و عليرغم حمايت و تأييد مقام معظم رهبري، استقبال و پشتيباني مردم، و بالندگي جهان اسلام، با آن از سر معارضه برخاستهايد. خدا را شاهد ميگيرم كه شما را به دليل ورود غيرقانوني و غيرمسؤولانه با صدور اطلاعيه به نفع هاشمي، «بازنده اصلي انتخابات نهم» ناميدم و آن را در كتاب «احمدينژاد معجزه هزاره سوم» ثبت كردم. حال گويا اين «بازندگي» عبرتآموز نشد، يا اهداف درازمدت مورد نظر است.
و. استقبال مسيح مهاجري اين كارگزار بيچون و چراي هاشمي رفسنجاني از حضور شما ذكر چند نكته را ضروري ميكند. يكي آنكه شما دقيقا مورد تاييد همهجانبه هاشمي هستيد، يا مأمور اجراي برنامههاي ويرانگر فرهنگي، سياسي، اقتصادي او، ديگر آن كه «مسيح مهاجري» كسي است كه «بيپروا» استقبال خارجيان از رياست آيت الله هاشمي؟! بر مجلس خبرگان را تيتر كرد و در آن تأييدات امريكايي انگليسيها و… را در اين رياست ثبت نمود. و او همان كسي است كه پيشنهاد عطاء الله مهاجراني در شكست قانون اساسي براي مادامالعمر كردن هاشمي را تأييد و حمايت كرد، بالاخره او كسي است كه در خاطرات هاشمي رفسنجاني، بارها همراه شما و فرزند شهيد بهشتي عليه افراطگريها در حزب جمهوري اسلامي به شكايت نزد هاشمي آمده است. پس امروز ما با «ميرحسين موسوي نخستوزير دوران طلايي امام» مواجه نيستيم، بلكه حزب انحلاليافته جمهوري با رياست هاشمي رفسنجاني و گسترهاي از طيفهاي مشاركتي، كارگزاراني، سازمان نامشروع مجاهدين و هر ناراست و غيرصادقي به ميدان آمده است. پناه بايد برد به خداوند از دسيسههايي كه «افراد» را «ابزار» ميكند.
ز. با اين وجود بياييد. بمانيد و به صندوقهاي دموكراسي چشم بدوزيد. يا همانگونه كه اعتقاد دارم «هر كه پولش بيش، رأيش بيشتر» ميشود و شما با منابع هنگفت مالي مافياگران پيروز خواهيد شد، همانگونه كه «ريچارد نيكسون»، «اين دموكراسي را داراي تواني ميداند كه اسلامگرايان از آن بيرون نخواهند آمد»، و به همين دليل من انتخابات نهم و پيروزي احمدينژاد را كه مافياي قدرت و ثروت را در هم شكست و نامزدهاي راست و ناراست را با هزينههاي هنگفت مالي، و محتواي دينستيز تبليغاتي از صحنه به در كرد، «معجزه هزاره سوم» ناميدم. يا آنكه حاميان شما از مثلثهاي نامقبول اصولگرايان اصلاحطلب، تا شخصيتهاي استيجاري يا همان نانخورها از پرتو پدران «آقازادهها» و ستونهاي متزلزل ساخته شده براي نظام، بار ديگر با آراي مردم از عرصه قدرت اخراج ميشوند.
به هر حال وعده الهي آن است كه خدا با مستضعفان است و زمين به آنها به وراثت داده خواهد شد. حتي به اندازه چهارسال دولت احمدينژاد، به اندازه طليعهاي در زمانه انتظار.
مارس 17th, 2009 at 9:43 ب.ظ
خدا کنه تو انتخابات تقلب کنن و محمود منگله رو بیارن. اونوقته که فاتحه حکومت خونده اس.
مارس 17th, 2009 at 11:03 ب.ظ
چها رشنبه سوري خيلي خطر ناكه حسن ( حسن فارس كجا بيدي )
مارس 17th, 2009 at 11:35 ب.ظ
آخ که چه حالی داد این چهارشنبه سوری
بسیجیها از ترسشون رفته بودن تو خونه هاشون قایم شده بودن.
امشب تو نظام آباد غوغایی بود.سوراخ موش برای جوجه بسیجیها نایاب شده بود.
جات خالی آق مری خیلی با صفا بود.
امشب فهمیدم که اگه ملت بخوان میتونن اینارو کله پا کنن و مزدوراشونم هیچ غلطی نمیتونن بکنن.
مارس 18th, 2009 at 12:20 ق.ظ
شهرام یه تیکه بزن و برقص بود حدود 6 7 تا موتور سوار پلیس اومدن گرقتن چند نفر رو زدند!!
البته دخترا و ما در رفتیم 3 4 نفر رو زدن و دو نفر رو بردن!!
ولی بعدش با 5 تا نارنجک! خیابان و چهار راه به دست دوستان کاملا آباد شد و هیچ پلیسی هم نیومد سوژه ای بود!!
ولی پدر سوخته ها یکی رو زیاد ی زدن!!
مارس 18th, 2009 at 12:22 ق.ظ
ولی خودمونیم ها هر وقت شلوغی باشه این عمامه به سرها میرن تو لاکه خودشون یکی چهارشنبه سوری یکی هم موقع صعود ایران به جام جهانی!!
مارس 18th, 2009 at 3:46 ق.ظ
امسال جالب بود. رئیس حوزه علمیه، خواستار جلوگیری حکومت از برگزاری چهارشنبه سوری شده بود. مکارم شیرازی (سلطان شکر) آن را خرافاتی دانسته بود که باید مناسبت های اسلامی جایگزین آن شود. جوادی آملی هم گفته بود، چهارشنبه سوری خلاف شرع است!
من به یاد ندارم (البته به جز سخنرانی معروف مرتضی مطهری که مردم ایران را احمق خوانده بود) که تا این حد مخالفت از طرف آخوندها به چهارشنبه سوری شده باشد.
آن نظریه معروف بسیار درست است. این آخوندها قدم به قدم پیش می روند. آنها می خواهند کتاب علامه مجلسی، بشود قانون اساسی این کشور. ولی چون نمی توانند یک شبه همه چیز را تغییر دهند، قدم به قدم پیش می روند. روزی خواهد آمد که به همین نوروز هم گیر می دهند.
البته، باید بدانند که این ها تلاش بیهوده است. در طول تاریخ، بدتر از این آخوندها هم بر راس امور بودند، عربها و عمر، وحکومت صفویه، اگر امکان پذیر بود، تا به حال این کار را کرده بودند.
چهارشنبه سوری، نوروز و سیزده بدر، یک امر خودجوش و مردمی هستند که کسی نمی تواند آنها را تغییر دهد.
حال جالب اینجاست، زمانی که در خیابان ما، بسیج محله، در ایام مذهبی، مثلا تولد امام زمان، آتش بازی می کند و هر توپی که شلیک می شود، تمام شیشه های خانه ها را می لرزاند و باعث آلودگی صوتی می شود، کسی حق اعتراض ندارد. ولی زمانی که دو تا ترقه در می رود، همه معترض می شوند!!
یا زمانی که صدای ضبط ماشینی بلند می شود، پلیس می گوید این آلودگی صوتی است و باید برخورد شود، ولی در دهه محرم، وقتی که تا ساعت یک و نیم نصف شب، هیات های عزادای، در خیابان ما عربده کشی می کنند و مزاحم می شوند، اشکالی ندارد!!!
مارس 18th, 2009 at 4:07 ق.ظ
جناب سردبیر سایت خیلی خوبی داری امیدوارم دوستان قدر ان را بدانند.
مارس 18th, 2009 at 4:26 ق.ظ
کاش سایتها و وبلاگهایی مانند این سایت بیشتر بود. یعنی خبرهایی مهم با متنی ساده و قابل فهم و کمی عامه پسند.
برخی فکر میکنند اگر خیلی شکنجه شوند و خیلی اعتصاب کنند بهای دموکراسی را پرداخته اند.
ولی ای کاش مردم ما به جای انکه متعصبانه از چیزی پیروی می کردند(چه از مذهب و یا روشنفکری ) کمی فکر می کردند.
مارس 18th, 2009 at 5:22 ق.ظ
سلام به برو بکس سایت
خوب هستید همگی
یه آدرس فیلتر نشده ندارید بدید؟
چه عجب این سایت به روز شد
عجیبه واقعا
مارس 18th, 2009 at 5:24 ق.ظ
سلام
کسی آدرس فیلتر نشده اینجا رو نداره؟
————————
هفت تیر : برای اینکه همیشه آدرس بدون فیلتر هفت تیر را داشته باشید این آیدی را در یاهو مسنجر اد کنید
news.7tir
.
جدیدترین آدرس بدون فیلتر : http://www.77tir.com
مارس 19th, 2009 at 4:38 ب.ظ
سلام بچه ها كاش شما هم بوديد و ميديديد.امسال چهارشنبه سوري خيلي اتفاقها افتاد من هم مثل هرسال ميخواستم برم نظام اباد تا يه چهارشنبه سوري بدون مامور بازي داشته باشم ولي به دعوت چند تا از دوستان به يكي از ميدانهاي نارمك رفتيم واقعا باور نكردني بود من چند تا عكس با گوشيم گرفتم كه متاسفانه كيفيت شون بد شد وگرنه يه ابروريزي باحال براي بسيجيهاي مسجد نبي ميشد.شرح: حدود ساعت 8رسيديم به ميدان… عده زيادي جوان دختر وپسر جمع شده بودند ويه 206 قرمز كه كل ماشين سيستم بود ترانه هاي شاد پخش ميكرد وملت دور يه اتيش بزرگ ميرخصيدند وشادي ميكردند وخبري از نارنجك وكپسول و ……نبود حتي افراد مسن هم بودند كه يه دفه سرو كله ماموراي ضد شورش پيدا شد ولي در كمال تعجب من فقط گفتند كه صدا رو كمتر كنن و رفتن مردم هم براشون دست وهورا كشيدن . مراسم ادامه داشت كه ناگهان چند موتور سوار ريختند بين مردم وشروع كردن به زدن اول كمي متفرق شدن ولي وقتي كه راننده 206 راميزدن دو تا جوون به اون بسيجيا حمله كردن و انگار اين حركت يه جرقه بود چون همه برگشتند وريختن سر بسيجياي بدبخت كه مجبور به فرار شدن ولي دوتاشون جاموندن وحسابي به گوه خوردن افتادن ملت هم اونا رو لخت كردن و مجبور كردن كه از رو اتيش بپرن و برقصن بعدش هم موتوربه جامونده از اونا رو اتيش زدن واز روش ميپريدن . كه باز سروكله بسيجيا كه با ولي شون اومده بودن پيداشد ولي اينبار مسلح بودند كه تونستند مردمو متفرق كنن ولي ناگهان صداي وحشتناكي بلند شد ويكي از بسيجيا روزمين افتاد بيخود نيست كه امريكا به ما اجازه اتمي شدن نميده چون اين جوونا با اكليل سرنج بمب اتم درست ميكنن خلاصه جنگ شروع شده بود و نارنجك ها باصداي وحشتناكي جلو پاي بسيجيا منفجر ميشدن و بعد از اينكه اونا اوضاع رو خطر ناك ديدن اروم اروم فرار و بر قرار ترجيح دادن . ولي ديگه از بزن وبرقص خبري نشد وفقط هرچند دقيقه يه نارنجك باعث ميشد يادمون نره كه چهارشنبه سوريه . ماهم رفتيم تا به نيمه دوم فوتبال پرسپوليس برسيم .كاش اين عكسا خوب ميافتاد تا دوستان هم رشادت اين جوونا رو ميديدند شايد عكساي دوستم بهتر باشه اگه شد تو تالار براتون اپ ميكنم تا ببينيد. فهميدم كه به اي محل هم ميشه اميد بست وفقط نظام اباد نيست كه مامور جرات جيك زدن نداره.
مارس 21st, 2009 at 7:02 ب.ظ
سلام پانیشر جون
چطوری داداش گلم
جمع ما دوباره جمعه داداش فقط شمارو کم داشتیم که شما هم از راه رسیدی
بچه ها اگه بفهمن اومدی از خوشحالی میترکن
اصلا فکر نمیکردم یک روز دوباره همه بروبکس دور هم جمع بشن
حتما حتما به من ایمیل بزن داداش
sh.gh1356@gmail .com
منتظرم نگذاری
راستی هنوز کشتی کج میگیری؟ خونتون چی هنوز کرجه؟
مارس 22nd, 2009 at 11:30 ق.ظ
—-