دختر فرج الله سلحشور : از این که در سریال یوسف پیامبر بازی کرده ام شرمنده ام

زينب سلحشور از منتقدین جدی سریال یوسف پیامبر است؛ همان سریالی که پدرش ساخته. او معتقد است نباید انتقاداتش را به سریال یوسف پیامبر محدود کنیم. موضوع از دید او وسیعتر از دیدگاه مطرح شده در یک سریال است. سلحشور که در خانوادهای مذهبی زندگی میکند و دو برادرش هم طلبه علوم دینی هستند، میگوید جریانی هدایت شده و سازمان یافته برای ترویج چند همسری در سینما و تلویزیون به راه افتاده که نتایج آن میتواند در جهت اهداف دشمنان انقلاب مصرف شود. وی انتقاد خود را بیشتر متوجه ناظران بخش فرهنگی کشور میداند تا هنرمندان و فیلمسازان. او بر این اعتقاد است که زن همیشه در سینمای ما نقش حاشیهای داشته است: «خانمها در سینمای ما نقش گوجه روی سالاد را دارند؛ یک نقش تزئینی! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود! نمیدانم شما چند مجموعه میتوانید اسم ببرید که در آن خانمی عاقل، بالغ و باشعور داستان را پیش میبرد. ما از این قبیل داستانها در فیلم و سریالهای خارجی بسیار میبینیم، اما در ایران متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد».
او همچنین اضافه کرده است که شاید برخی از سینماگران ما اصلا نگرش مذهبی هم نداشته باشند، اما وقتی بحث زن میشود نگاهشان نگاه جنسیتی است، به جای نگاه شخصیتی. اگر هم زنی محور اصلی داستانها باشد، یک زن معتاد، یا یک زن خیابانی یا یک زن مظلوم بدبخت است! آنهایی که معتقد نیستند نگاههای جنسیتی دارند، آنهايي هم که معتقدند نگاههای متعصبانه و سلیقهای که هر دو زن را تخریب میکند.
او همچنین به این مسئله صحه گذاشته است که حدود 20 سال است که روند چند همسری در سینما و تلویزیون طرحریزی شده است: «اینکه میگویم طرحریزی شده بود، چون اعتقاد دارم واقعا طرحریزی شده بود. من یادم میآید که از یک دورهای عشق از دامنه بین دختر و پسرها رفت بین زن و مردها. در فیلمهای خارجی این طور شد. یعنی عوض دختر و پسرها حالا زن و مردهای مطلقه یا همسر مرده آمدند وسط. یعنی کم کم عشق به میان جامعه آدم بزرگها رفت. بعد از مدتی جریانهایی مثل تعریف خیانت شروع شد. آمدند خیانت را در فیلم تعریف کردند. وقتی اسم خیانت میآید خیلی وحشتناک است اما وقتی با مهارت تمام اسم خیانت عوض شده و واژههای دیگری جایگزین آن میشود قبح صحبت کردن راجع به آن میریزد .

مصاحبه با خانم زینب سلحشور را در زیر بخوانید :
حضور زن در چند سال اخیر در فیلمها و سریالها تقریبا به حاشیه رفته، به جز چند فیلم انگشت شمار، زن در فیلمها به صورت بخشی از دکور یا به عنوان عامل بالا بردن گیشه مطرح شده، شما نقش زن را چطور ارزیابی میکنید؟
سلحشور:در چند ساله اخیر نبوده، زن همیشه در سینمای ما نقش حاشیهای بوده. خانمها در سینمای ما نقش گوجه روی سالاد را دارند، یک نقش تزئینی! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود! نمیدانم شما چند مجموعه میتوانید اسم ببرید که در آن خانمی عاقل، بالغ و باشعور داستان را پیش میبرد. ما از این قبیل داستانها در فیلم و سریالهای خارجی بسیار میبینیم، اما در ایران متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد.
فکر میکنید این متاثر از بحثهای مذهبی باشد، یعنی در مذهب ما خیلی جاها قرار نیست که زن آنقدرها آزاد باشد که بتواند خیلی کارها را انجام بدهد؟
سلحشور:خب متأسفانه ما دست آخر برای توجیه دیدگاهها و سلائقمان همه چیز را گردن دین میاندازیم، فکر نمیکنم این تأثیر دین در سینمای ما باشد. بعضی از آدمهایی که با این نگرش فیلم میسازند، شاید خیلی معتقد و مذهبی هم نیستند من علتش را تاثر از عرف و نگرشهای سنتی میدانم. چون دین ما از نظر من چنین نگاهی ندارد. ما طبق سلائق خودمان و طبق حافظه تاریخی چند هزار سالهمان که مردمحوری را در خود دارد، عادت به اینگونه نگاه کردن به زن داریم! حالا این وسط یک چیزی هم از شرع میشنویم میبینیم چقدر با سلیقه ما جور است. آن را به همه مسائل تعمیم میدهیم. مثلا حکم شرعی وجود دارد که یک خانم به تنهایی آواز نخواند آواز دست جمعی باشد (که البته روی این هم اختلاف است)
این یک حکم شرعی است اما خود ما این نگاه را در همه چیز وارد میکنیم، میگوییم پس یک خانم در هیچ موردی نباید تنهایی نشان داده شود و همیشه باید در سایه یک عدهای باشد. من این را به حساب دین نمیگذارم. چون ما شخصیتهای تاریخی- مذهبی زیادی داشتیم که نه در سایه کسی بلکه به تنهایی استقلال حضور داشتند، حضرت زهرا وقتی که خطبه خواندند تنها بودند آن هم در جمع آن همه مرد، که اگر ما آن روز بودیم، قطعا چه حرفها که پشت سر زنی که آمده بین این همه مرد صدایش را بلند کرده و خطبه خوانده نمیزدیم!! حضرت زینب بعد از واقعه عاشورا تنها بود. یعنی میخواهم بگویم این نوع نگاه برآمده از سلیقهها و برداشتهای ماست، نه از دین.
عرض کردم شاید برخی از سینماگران ما اصلا نگرش مذهبی هم نداشته باشند، اما وقتی بحث زن میشود نگاهشان نگاه جنسیتی است، به جای نگاه شخصیتی. اگر هم زنی محور اصلی داستانها باشد، یک زن معتاد، یا یک زن خیابانی یا یک زن مظلوم بدبخت است! آنهایی که معتقد نیستند نگاههای جنسیتی دارند، آنها هم که معتقدند نگاههای متعصبانه و سلیقهای که هر دو زن را تخریب میکند.
من کارگردانی را میشناسم که وقتی سریال دکتر کوئین پخش میشد، هر جا که بود مکان را ترک میکرد! یک بار خودم از این آقا شنیدم که در بحثی میگفت: اصلا در هر فیلمی که زن نقش اصلی دارد و اوست که همه را هدایت میکند، بدانید که این فیلم فیلم فمینیستی است!! میخواهم بگویم متاسفانه، این نگرش برخی از آدمهای سنتی- مذهبی ماست.
بحث چند زنی تقریبا از سریال نرگس در تلویزیون مطرح شد، و بعد از آن ادامه پیدا کرد. میدانم که از دغدغههای شماست، فکر میکنید چرا این اتفاق افتاده؟
سلحشور:البته من این را رد میکنم که از سریال نرگس شروع شد.
از کجا شروع شد؟
سلحشور:فکر می کنم 20 سال است که این روند مطرح کردن مسئله چند همسری در سینما و تلویزیون آغاز شده
خب از چه سریالی؟
سلحشور:یک روند خیلی عجیبی بود این داستان، خیلی هم استادانه طرحریزی شده بود.ژ
یعنی با طرح و سازماندهی شده اتفاق افتاده؟
سلحشور: این که میگویم طرحریزی شده بود، چون اعتقاد دارم واقعا طرحریزی شده بود. من یادم میآید که از یک دورهای عشق از دامنه بین دختر و پسرها رفت بین زن و مردها، در فیلمهای خارجی این طور شد. یعنی عوض دختر و پسرها حالا زن و مردهای مطلقه یا همسر مرده آمدند وسط. یعنی کم کم عشق به میان جامعه آدم بزرگها رفت. بعد از مدتی جریانهایی مثل تعریف خیانت شروع شد. آمدند خیانت را در فیلم تعریف کردند، وقتی اسم خیانت میآید خیلی وحشتناک است اما وقتی با مهارت تمام اسم خیانت عوض میشود و واژههای دیگری جایگزین آن میشود قبح صحبت کردن راجع به آن میریزد!
یک مطلبی شما داشتید که یکی از کارکنان سریال یوسف فرستاده بودند، من میخواهم از حرف این خانم استفاده کنم که در واقع حرف دل من هم بوده، این روندی که ایشان در 17-18 ساله گذشت تشریح کردند، کاملا تصدیق میکنم و اضافه میکنم که حالا پس از روند عادیسازی و حتی مظلوم نشان دادن مردان خیانت کار امروز نوبت موجه شدن تصویر زن دوم است! همسر دوم در فیلمها به عنوان یک عنصر موجه مطرح میشود. الان داستان طوری شده که هووها نقشهای مثبت داستان هستند، در سریالهای کرهای همسران دوم و سوم امپراطور، آدمهای خوبی هستند.
خب شاید اتفاقی بوده، وقتی که سریال تاریخی است و بر اساس واقعیت و مثلا یک شخصی دو زن داشته، که فیلمساز ما نمیتواند باید و بگوید که خیر، یک زن داشته!
سلحشور:ببینید در سریال مختار من اطلاع دارم که همسر دوم مختار نشان داده میشود، که نمیدانم چه لزومی دارد که بحث همسر دوم مختار مطرح شود. به قول آقای قرائتی میگوید علمی که سود نداشته باشد به چه دردی میخورد؟ مثلا بدانید ابنسینا چند کیلو بوده، به چه دردتان میخورد! حالا شما بدانید فلانی 50 زن داشته، چه چیزی را میخواهید بفهمید، چه چیزی را میخواهید اثبات کنید؟ مگر این که یک هدفی از این ماجرا دارید، مگر فیلمساز بدون هدف کاری میکند؟ روندی که الان در حال شکلگیری است، روند موجه شدن همسر دوم در فیلمهاست. با تمام حرمتی که برای آقای افخمی قائل هستم، و ایشان برای من خیلی عزیز و قابل احترامند، ولی باید بگویم روز حسرت یکی از نمونههای این کار بود. یعنی خواسته یا ناخواسته در این فیلم همسر دومی به عنوان یک قدیس مطرح شد! نه حتی یک زن معمولی، دردکشیده و …
همسر دوم فیلم آقای افخمی یک قدیس به تمام معنا بود. قدیسی که همه در قیامتشان گیر بدرفتاری با این همسر دوم بودند! سوالی اتفاقا در همین فیلم مطرح شد که جوابی به آن داده نشد که دقیقا بیجواب ماندن این سوال هم برای من جای تعجب بود! وقتی که خانم بایگان میفهمند که پسرشان همسر دیگری نیز دارد، آقای فرامرز قریبیان به این نکته اشاره میکند که من آن دختر را دیدهام، دختر خوبی به نظر میرسد و خانم بایگان با تعجب میپرسد: «چطور زنی که راضی میشود سر زندگی کس دیگری برود زن خوبی است؟» اما در این سریال به این پرسش پاسخی داده نمیشود و خانم بایگان هم خیلی راحت سر این موضوع قانع میشود و همسر جدید پسرش را آن هم با مهــــــر فراوان!! میپذیرد! و این آن چیزی است که قرار است جا انداخته شود! این که آقایان شجاعت داشته باشید و کمی صبر، هر خانوادهای وقتی اول این موضوع را بفهمند، کمی دعوا و داد و بیداد میکنند، اما بعد مجبور میشوند رضایت بدهند!
یعنی فکر میکنید کسانی دوست دارند اینجا مثل عربستان شود؟
سلحشور:شما جور دیگری فکر میکنید؟
:من نمیدانم، از شما سوال میکنم!
سلحشور:نمیگویم همه، اما لااقل آرزوی این جریان این است که مسلما به آنجا ختم خواهد شد. ولی به قول آن خانم آنچه متاسفانه مدنظر قرار نگرفته، این است که زنان ایرانی مثل زنان عرب نیستند که سازگار شوند و بگویند خب نصف مال من نصف مال تو!! این اتفاق در ایران نمیافتد، زن ایرانی نمیایستد این جریان را تماشا کند اتفاقی که میافتد که متاسفانه متاسفانه متاسفانه صدای پیشرفت جریانش هم به گوش می رسد انتقام و دو طرفه شدن خیانت است!
آیا شما فکر میکنید در آینده آنچه به قول خودتان «ترویج چند زنی» است، ممکن است تبعاتش به جز ترویج چند زنی، خیانت و فساد هم باشد؟
سلحشور:در آینده نیست، الان اتفاق افتاده. شما واقعا خبر ندارید که این روند در ایران راه افتاده. به خاطر یک سریال نیست، به خاطر یک روند فرهنگساز است. ببینید بچه تا زمانی که دروغ را نگفته دروغ گفتن برایش قبح دارد، وقتی گفت دیگر تا اخر عمرش دروغ میگوید به قول این خانم، تا یک زمانی این موضوع قبیح بود، ولی الان شده مایه خنده، دور هم مینشینند در موردش حرف میزنند و میخندند مننمی دانم باید چه کسی را مقصر دانست؟ متاسفانه کار به خیانت دو طرفه کشیده، حالا این که کسی حواسش هست یا نه، نمیدانم.
عطف به قوانین مذهبی ما، بیشتر آنهایی که میخواهند بحث چند همسری را در فیلمهایشان در ایران مطرح کنند، با توجه به ممیزیهای خاص سینما و تلویزیون، به قوانین مذهبی متوسل میشوند.
سلحشور:دقیقا اینطور است و این جای تاسف دارد. من معتقدم اگر آدم هر کاری میخواهد بکند شجاعتش را داشته باشد بگوید من میخواهم اینطور باشد، شجاعتش را نداریم میخواهیم خودمان را به یک جای قابل استنادی وصل کنیم، پشت دیوار مذهب قایم میشویم!
سریالی که الان پر مخاطب است و بحث برانگیز سریال یوسف است که اتفاقا پدر شما هم کارگردان آن است. در اغازین قسمتهای این سریال حضرت یعقوب نشان داده میشود که از میان چهار زنش، یکی را بیشتر دوست دارد و از میان بچههای چهار زن بچه همان زن را، که تلویحا حسادت زنهای دیگر و حسادت بچهها هم به بچه زن مورد علاقه تعمیم داده میشود و در واقع این حسادتهای زنانه، افکار و افعالی شیطانی مطرح میشوند، نظرتان به عنوان دختر آقای سلحشور در مورد این سریال چیست؟
سلحشور:خود قرآن در مورد چهار زنی حضرت یعقوب و در مورد خواهر بودن همسرانش چیزی نگفته. وقتی که نظارتی نیست، هر کسی برداشتهای شخصیاش را به تصویر میکشد. من به عنوان یک مخاطب عادی نظر ميدهم، کاری ندارم که نسبت من با کارگردان این کار چیست. من شرمندهام از همه جوانهای این مملکت که دین برایشان اینطور تعریف میشود. متاسفم و نگرانم از آینده این نسل با دین و سیرت و قرآن. نمیدانم تکلیف آنها چه خواهد بود؟
این برداشتهای شخصی چه تاثیری دارد؟
سلحشور:واقعا چقدر برای ما اهمیت دارد تاثیرش روی زندگی مردم چقدر است؟ همه هنرمندان میدانند که هنر با مخاطب تعریف میشود. میخواهیم بدانم ما چقدر فکر میکنیم که تاثیر کارمان روی مردم چیست و چقدر مسئولیتپذیر هستیم؟ من انتظاری از آقایان ندارم، شاید خیلی چیزها بخواهند که خیلی چیزها پیش بیاید. اما میخواهم از خانمها بپرسم ما چقدر حق داریم چیزهایی که دوست داریم را عرف کنیم و ترویج دهیم؟ چقدر برایمان مهم است که چه آتشهایی را در زندگیها روشن میکنیم؟ آیا ما مخاطبین خود را فقط در لحظاتی که برایمان سوت و کف میزنند و از ما امضا میخواهند می بینیم؟
خب چه چیزی باعث میشود که این سوء تعبیرها به وجود بیاید و این سریالها ساخته شوند؟
سلحشور:فقدان متولی درست. میخواهم فرزندوار از علمای امروز جامعه یک انتقاد کوچکی بکنم، گرچه انتقاد از علما خیلی شایسته نیست متاسفانه. ولی من جرات میدهم به خودم که سوالم را مطرح کنم. برایم جالب است که در جریان انقلاب علما خیلی سهم داشتند، اصلا عامل اصلی شکلگیری و پیروزی انقلاب علما بودند، علما بین مردم بودند، ریسکپذیری داشتند. چه شد که بعد از انقلاب علما احساس کردند که مردم دیگر به آنها احتیاجی ندارند؟ چه شد که حالا تنها جایی که علما را میتوان یافت مدارس علمیه است؟ یک وقتی شما میگویید علما به تربیت شاگرد پرداختهاند تا آنها بیایند دین را به مردم بگویند، خیلی خب کجا هستند این شاگردان؟
دو برادر من و خیلی از بچههای فامیل ما طلبه هستند. اما مانند بسیاری طلاب دیگر حاضر نیستند محل زندگی خود را غیر از قم شهر دیگری قرار دهند؟ یعنی تنها شهری که نیاز به ارشاد دارد قم است؟ طلبهها اصلا حاضر نیستند از قم بیرون بیایند! چرا تبلیغ میروند ،10 روز محرم ، 1 ماه رمضان ، اما آیا واقعا اینجوری است؟ نیاز مردم به یک عالم دینی با این چند روز چند روزها برطرف میشود؟ با یک سال و دو سال تبلیغ هم وضعیت مردم یک شهر عوض نمیشود. احساس میکنم اهداف گم شده است. من راحت بگویم، من در یک خانواده مذهبی زندگی میکنم، دو برادر من طلبه هستند، عموی من مداح است و.. من به عنوان یک جوان پاسخ سوالات مذهبیام را نمیتوانم بگیرم، 3 ماه طول میکشد تا از یکی که میتواند جواب سوالهایت را بدهد وقت بگیری بعد هم یک ساعت بیشتر زمان برای صحبت نداری! وای به روز باقی افراد جامعه!
اسم برنامههای تلویزیونی را هم نمیآورم که همه ما میدانیم که هر کس پشت دوربین قرار میگیرد موظف است طبق ضوابط سازمان سخن بگوید و آن هم در حالی که همیشه ضیق وقت وجود دارد! سخنرانی از علمای بزرگی چون آیت الله جوادی آملی پخش میکنند که فقط طلاب سطح بالا معنیش را میفهمند! ما چیزی به اسم پرسش و پاسخ مذهبی و طلبگی در تلویزیون نداریم، شاید برای این که به دین خود اعتقاد نداربم و معتقد نیستیم اسلام برای هر سوالی، جوابی دارد و از ترس این که نکند در یک برنامه سوالی مطرح شود که علما از پس جواب دادنش برنیایند اصولا طرح سوال و جواب را از برنامهها حذف میکنیم!
ما قدر علمایمان را نمیدانیم و متاسفانه آنطور که باید از محضرشان استفاده نمیکنیم در حالی که همه میدانیم اصولا یکی از جنبههای جذب مردم به دین در زمان ائمه اطهار (علیهماالسلام) مناظرههای ایشان با اهل ادیان دیگر بوده. مسئولین امر چقدر به بحث تشریح و تبیین درست دین برای مردم اهمیت دادهاند؟
بحث علما در جای خود وجود دارد. اما اینجا بحث سریالهاست، طبعا علما نه میتوانند و نه وقت و موضوعیتشان این است که بنشینند و سریالها را قبل از پخش نگاه کنند و نظر بدهند، ناظرینی در صدا و سیما به عنوان ناظر پخش وجود دارند. فکر میکنم نقش آنها در این موضوع خاص بیش از نقش علما موضوعیت دارد.
سلحشور: ببینید بحث علما که مطرح شد، بحث نظارت بر صداوسیما نبود، شما گفتید وظیفه چه کسی است که دین را تشریح کند، من گفتم وظیفهاش با علماست، میخواهم این دو با هم خلط مبحث نشود و کسی از این بحث سوء برداشت نکند. میخواستم بگویم اگر دین درست و به طور جامع و آرمانی ترویج شده بود، امروز تنها آیت الله سبحانی به این سریال اعتراض نمیکردند، همه مردم به این سریال اعتراض میکردند.
اما در مورد نظارت، چطور میتوان تصور کرد که جریان ناخواسته اتفاق افتاده! در این سریالها خیلی چیزها میآید ساخته میشود و پخش میشود و بعد میگویند ما خبر نداشتیم، مگر میشود ما همه چیز را کنترل کنیم! اگر همه چیز را نمیشود کنترل کرد، چطور فیلمنامههایی که در آن، دو جمله که از حد ممیزی خارج باشد تصویب نمیشوند؟ اگر فیلنامهها بدون خواندن و دقت تصویب میشوند، باید نشست و گریه کرد. اگر هم با دقت و پس از بررسی تصویب میشوند که دیگر چه توجیهی وجود دارد؟ بعضی وقتها میگویند تقصیر کارگردان بود، فیلمنامهای که ما تصویب کردیم این نبود! چطور ممکن است چنین اتفاقی بیافتد؟ پس ناظر کیفی برای چه به پروژهها فرستاده میشود؟ بر این اساس من معتقدم که با وجود نظارتها این اتفاق طراحی شده است.
شما میگویید پروژه سازماندهی شده وجود دارد، نمیدانم تعریفتان از سازماندهی چیست، تعریف من از سازماندهی این است که یک تصمیم از بالا گرفته شود و بعد در طبقات پایینتر چگونگی تحقق این تصمیم محقق شود. اینجا اول فیلمساز طرح خود را ارایه میدهد بعد ناظرین تاییدش میکنند. یعنی ناظرین نقشی در ایدهپردازی فیلمساز که ندارند!
سلحشور:ببینید من به هیچ عنوان هنرمندان را در این ماجرا مقصر نمیدانم. من به محمد حسنزاده، کارگردان مجموعه نمیرخ میگفتم که چرا فلانی را به عنوان مجری انتخاب کردند، به من گفت، خانم سلحشور آن آدم مقصر نیست، او دوست دارد این کار را انجام بدهد. کسی که به او اجازه داده که مطرح شود مقصر است. گیرم همه ادمها دوست داشته باشند بیایند رییسجمهور بشوند شما اجازه میدهید؟ یک مرجعی باید باشد که کنترل کند.
حالا این قضیه دو وجه دارد، یا این اتفاق خواسته میافتد یا ناخواسته. ناخواسته یک موضوعی مطرح میشود و سالها دستمایه فیلمسازی فیلمسازان میشود، مثلا در دوران دفاع مقدس همه به سمت ساخت فیلمهای جنگی میرفتند، خب یک نفر هم در این جریان قرار میگیرد. او مقصر نیست. اما یک موقعی هم خواسته این کار انجام میشود. یعنی یک فیلمسازی میخواهد هشدار بدهد، به مخاطب و مسئولین که اتفاقی در حال رخ دادن است که بنیان خانوادهها را از هم میپاشد. یا همین که یک آدمی خودش این کاره است، دوست هم دارد، میخواهد این را فرهنگ کند.
من میخواهم بگویم یک هنرمند کاری که به نظرش درست است، انجام میدهد، چه کسی که میخواهد هوس هایش را رایج کند، چه آن کسی که می خواهد هشدار بدهد و چه آن آدمی که به خاطر مد روز این داستان را می نویسد، آن کسی که اینها را کنترل میکند و خط میدهد، هنرمند نیست. اینجا مسئول و ناظر وجود دارد. این هم که میگویم این جریان هدایت شده است، نمیخواهم این را مربوط کنم به مسئول صدا و سیما و یا هر کس دیگری.. موضوع خیلی بزرگتر از اینهاست.
من در پروندههای مشاورهای که دارم، میبینم طی این دو- سه سال اخیر به شدت تعداد افرادی که به جادو و طلسم روی میآورند، زیاد شده. یعنی مردم گرفتارند و دست آخر نمیتوانند مشکلشان را حل کنند. به سمت جادو و طلسم میروند، من آماری در آوردم که خیلي برایم جالب بود. اخیرا هم فکر میکنم این بحث را از برنامهای شنیدم که راجع به مدعیان دروغین بود. میگفتند که یهودیان و کسانی که نسبت به مسلمانان مغرض هستند به شدت به دنبال ترویج این خرافات هستند. ترویج چند همسری هم میتواند یکی از این برنامهها باشد، با ترویج چند همسري بنیان خانواده از هم خواهد پاشید، این یعنی براندازی نرم. دیگر نیازی به اسلحه نیست،خانواده را بپاش همه اجتماع از هم میپاشد ، فرزندان خانوادهای که نظارت و دوستی با فرزندان در آن از بین میرود، چون پدر و مادر مشغول دعواهای عاطفی و حقوقیاند به دنبال خلاهای خود سر از خیلی جاها ممکن است در بیاورند!
(البته نمیگویم همه اینطور می شوند) من از نزدیک دیدهام خانوادههایی را که دچار مشکل میشوند. اصلا اینطور نیست که یک مردی زن دوم بگیرد و بعد از مدتی جنگ و جدل اوضاع مساعد شود. بنیان خانوادهها از هم میپاشد، بچه ها قربانی جدلهای پدر و مادر میشوند اگر کار پدر و مادر به جدایی نکشد! مادر تبدیل به یک جسم بیروح، منزوی و افسرده میشود و بچهها عملا از انرژی مثبت او بی بهره می مانند ، آدمهایی می شوند بی نهایت بدبین و ترسو نسبت به تشکیل زندگی مشترک! فیلم می سازیم و می خواهیم به یک بچهای بیاموزیم که اگر پدرت به مادرت خیانت کرده به تو ربطی ندارد بر ماجرا سرپوش بگذار و زندگیت را بکن ! واقعا تصور می کنیم که همچین بار سنگینی برای یک بچه کشیدنی است؟ ما رویاپردازی میکنیم یا می خواهیم واقعیت را ببینیم؟ با همه وجود معتقدم به این که این یک جریان تعریف شده از سوی دشمنان اسلام است که متاسفانه ما بدون فکر کردن به عواقب طولانی مدت آن با آن همراه شدیم
و اما حرف آخر: میدانم که از فردا به لیست خانم های فمينیست اضافه می شوم چرا که در جامعه ما اصولا صحبت درباره حقوق زنان و یا ارائه تعریف مثبت از زن (مگر آنجا که ما مصلحت ببینیم!) یا هشدار درباره ظلم به این قشر یعنی طرفدار فمينیسم بودن !! که اگر اینطور است پیامبر گرامی ما اولین پایهگذار فمنیسم به حساب میآید و من مفتخرم که پیرو ایشانم! و دوم این که من به عنوان یک جوان به همه مسوولین و علمای مملکتم که تلاش میکنند برای بهتر انجام دادن مسئولیتشان در هر پستی که هستند احترام ویژه قائلم و امیدوارم که انتقاد آگاهانه جوانان را به حساب رد زحمات ایشان و یا قدرنشناسی نگذارند و آنها هم اگر صحبتی با مردم دارند در گفتنش راحتتر باشند و بدانند که مردم ظرفیت درکش را دارند و اگر کمکی از دستشان بر بیاید دریغ نمیکنند …
Tags: انتقاد, تلویزیون, دختر, زینب سلحشور, سریال, سریال یوزارسیف, سینما, عکس همسر یوزارسیف, فرج الله سلحشور, پیامبر, چند همسری, چند همسری در تلویزیون, چند همسری در سریال ها, یوزارسیف, یوسف
مارس 15th, 2009 at 7:31 ب.ظ
متاسفانه در جامعه مذهب زده ما، همه چیز به دین ارتباط داده می شود. و یک کلای شرعی بر سر همه می گذارند. اگر در دوران محمد، چند زنی رواج داشته، به دلیل دیگر بوده. چون در آن زمان و در نتیجه جنگها، زنهای بیوه زیاد می شدند. و مثل الان، جامعه مدرنی هم نبوده که زن به سر کار برود، پس گشنه و بی پول می ماند.
ولی الان چی. دنیا پیشرفت کرده. مردم متمدن تر شده اند. جامعه تفاوت پیدا کرده. ولی آخوند نکبت، در مسئله زن، هنوز هم دنبال صیغه و زن دوم است. از اینها باید پرسید چرا سوار اتومبیل های آخرین مدل می شوید، در دوران محمد که ایشان سوار بر اسب می شد. شما هم باید سوار اسب بشوید. ولی آخوند میگه، دنیا پیشرفت کرده، سوارکاری و تیراندازی مربوط به گذشته بود. اما در زمینه زن، خیــــــــــــر….. باید مثل هزار سال پیش باشه. حتی لباسش باید مثل 1400 سال پیش باشه.
مارس 15th, 2009 at 8:20 ب.ظ
دماغ زینب خانمو نیگا
عمری بشه کسی توبچه مسلمونو با اون فکر گندیدت فمنیست به حساب بیاره من که میدونم دلواپس خودتی شوهرت سرت هوو بیاره با اون ریختت
شوهر اگه رفت با یکی دیگه کون لقش زنم باید بره با یکی دیگه حالشو ببره
وقتی باهم حال نمیکنن چه اجباریه
فقط این موضوع ناراحت کنندس که تو ایران زنا خیلی خودشونو وقف شوهرو بچه میکنن از ریختو قیافه خودشونو میندازن استقلال مالیم ندارن بعد طلاقم هیچی نصیبشون نمیشه
مارس 16th, 2009 at 2:35 ق.ظ
ساناز تو همون نیستی که تو تالار آواتارت یه زن لخته؟تو چه جور آدمی هستی که میتونی به راحتی راجع به رابطه ی نامشروع زن شوهردار حرف بزنی ؟خاک بر سر اون مردی که زنی مثل تورو یه دقیقه تحمل کنه باید بره بمیره ایشالله شورت که سرت هوو آورد میفهمی این دختره حرص چیو میزنه
مارس 16th, 2009 at 11:26 ب.ظ
این دختر سلحشور عجب رویی داره!
بازی کرده. پولشو گرفته. حالا غر هم میزنه!
مارس 17th, 2009 at 12:40 ق.ظ
Salam,
Aslan mikhastam begooyam keh hameyeh mordomeh IRAN moto’asef shodand keh ishoon ham bazi kardan,
vaghe’an az yek hamchin kargardani hamchin dokhtari ham tarbiat misheh.
dame hameye irooniha garm, makhsoosan website 7TIR.com
مارس 17th, 2009 at 3:38 ق.ظ
خوب عنتر خانم مسئله چند زنه بودنو کی مطرح کرده و کی بیشتر از همه حالشو میبره جز آخوندا
به اون بابای چاپلوس بی عرضت بگو به جای تحریف تاریخ و این اراجیفی که به اسم سریال تاریخی به خورد مردم میده یه فیلم بسازه که صیغه یا چند زنه بودنو محکوم کنه.
بابا اینا دیگه کین ؟ خودشونم نمیدونن کدوم طرفی ان ما قسم حضرت عباسو باور کنیم یا دم خروسو
مارس 17th, 2009 at 5:57 ق.ظ
از فرج الله سلحشور پرسیده بودند، نظرت درباره مسئله چند زنی در سریال یوسف چیست.
او با بی شرمی جواب داد، این کار سیره پیامبران بوده و متاسفانه امروز آن را به کلی فراموش کرده ایم!!! این آقای به ظاهر محترم ، می گوید متاسفانه!!
مارس 17th, 2009 at 10:02 ق.ظ
حضرت یوسف برای اصلاح زلیخا اونوبه همسری گرفت چون قابل هدایت بودونورایمان درون زلیخانفوذکرد یوسف عاشق اخلاق زلیخاشدومثل بعضی ازشمامردها هوس بازنبود وازروی هوس این کاررونکرد من خودم یه مردی رومیشناختم که همسایمون بودوبااینکه یک زن خوشگل باهیکل متوسط داشت هوس کردبایه زن لاغرازدواج کنه وبعداز یه سال از همون زن لاغرهم خسته شد وبعدهوس کردبایه زن تپل ازدواج کنه که کرد واقعا به شمامردای هوس بازطودیوسیرت چی بایدگفت؟؟؟؟؟؟؟؟
مارس 17th, 2009 at 10:04 ق.ظ
اناز اواتارتوعوض کن به جاش عکس جنیفرلوپزروبزار جنیفر خیلی خوش هیکله نه لاغره نه چاقه متوسط وخوش هیکله
مارس 17th, 2009 at 10:04 ق.ظ
منظورم سانازبود
مارس 17th, 2009 at 10:57 ق.ظ
خیلی دلش هم بخواد
مارس 17th, 2009 at 6:53 ب.ظ
ای بابا باز این ندا تاثیر قمی بودن روش تاثیر گذاشت رفت بالای منبر!!
نمیخواد شما هیکل تعیین کنی فقط از خارجی ها همین جنیفر رو میشناسی؟!!!!!
مارس 17th, 2009 at 10:55 ب.ظ
مي بينم كه حسن فارس باز اومده اينجا و هرچه دل تنگش مي خواد مي گه خطر ناكه حسن
مارس 17th, 2009 at 10:58 ب.ظ
موندم يعني كه چي بعضي ها بااسم خودشون پست نمي زارن مي ترسين بااسم كاربري كه تو تالار دارين بياين شناخته بشين چراااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟!!!!
مارس 17th, 2009 at 11:00 ب.ظ
راستي اين زينب خانم تو اين فيلم چه نقشي داشته جاي بسي سوال شده واسمون
مارس 17th, 2009 at 11:38 ب.ظ
این خانم نقش تندیس آمون رو داشته آریانا جان
مارس 18th, 2009 at 12:29 ق.ظ
حسنفارس هر دفعه که پست میذاری ملت بهت منفی میدن…
حتی اگه پستت در مورد گرم بودن هوا باشه
برو آسیب شناسی کن ببین چرا اینجوریه
مارس 18th, 2009 at 1:24 ق.ظ
آقا پیمان این تالار کی درست می شه ؟ دلمون پوسید بس که اومدیم و دیدیم در دست تعمیره. دلم برای بچه ها و پست هاشون تنگ شده.
مارس 18th, 2009 at 2:37 ق.ظ
سعی می کنم تا فردا شب تالار راه بیفته
مارس 18th, 2009 at 1:04 ب.ظ
بچه ها آریانا راس میگه این زینب نقش کیو داشته؟
سلام آریانا خوفی؟من که همش با اسم خودم میپستم یادش بخیر پارسال به این موقع اینجا کیا بیایی داشتیم
مارس 21st, 2009 at 1:12 ق.ظ
سلام پژي جان خوبي منظورم بقيه بود كه مي ترسن ؟؟؟؟!!!!
وااااااااااه چرابه من منفي دادين اونوقت كجاش مشكل داشته ؟؟؟؟!!!!
اقا شهرام شما مطمئني اگه اين طور باشه پس واقعا نقششو خوب بازي كرده اخه ادم چقدر مي تونه مثل يه مجسمه بي حركت و سنگي باشه ؟؟؟؟!!!!
وااااااي از دست اين اوس پيمون هنوز هم تالار دردست تعميراست هنوز فرداشب نشده ؟؟؟؟ كلي عصبانيت
مارس 21st, 2009 at 10:03 ق.ظ
آریانا جون به نظر من خیلی خوب تونسته نقششو ایفا کنه
راستی مگه نمیدونی اوس پیمون وقتی میگه فردا شب یعنی فردای قیامت!!!!
دلم برای همه بچه تنگ شده(شکلک گریه)
این دو روز هم هر چی پیامک برای دوستان فرستادم هیچکدوم ارسال نشد(خاک بر سر همراه اول)
بعضیا هم که میگن فقط باید اس ام اس بزنی وگوشیشونو جواب نمیدن
خدا کنه راه افتادن تالار مثل بخش خبری 7 ماه طول نکشه
راستی اون روز که گفتن یک سایت بسته شده و عده ای دستگیر شدن من خیلی نگران اوس پیمان و7 تیر شدم
ولی بعد فهمیدم سایت آویزون بسته شده و مدیر سایت هم در خطر اعدام قرار گرفته!!!
خدا هرگز قسمت 7 تیر و مدیرای گلش نکنه(پاچه خواری)
مارس 22nd, 2009 at 12:34 ق.ظ
شهرام گفت:
شنبه 21 مارس 2009 در 10:03 ق.ظ
این دو روز هم هر چی پیامک برای دوستان فرستادم هیچکدوم ارسال نشد(خاک بر سر همراه اول)
بعضیا هم که میگن فقط باید اس ام اس بزنی وگوشیشونو جواب نمیدن
شهرام منظورت که احیانأ من نیستم؟(شکلک بامدادهمون دندونیه)
مارس 22nd, 2009 at 9:19 ق.ظ
چرا اتفاقا دقیقا منظورم شما بود(شکلک ترس)
آوریل 4th, 2009 at 3:05 ب.ظ
به به جوانان کوسخول ایران زمین مغزتون تاب داره نه