تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم

هفت تیر 7tir.com تهیه گزارش از شیرین حوازاده : وقتي به شوق دانستن از آينده نامعلوم و با باور دروني، سراغ مرجعي مثل يک فالگير مي رويد، مسلم است که ميزان قابل توجهي از حس «تلقين پذيري» را با خود حمل مي کنيد. پس «احتمالات» و «پيش بيني» هاي عوامانه، کليشه يي و خام دستانه فالگيران را جدي مي گيريد و کم کم، خيلي آرام و خاموش و گاه حتي ناخواسته، تبديل مي شويد به مشتري ثابت بساط رنگارنگ «خرافات». تجربه نشان داده که اگر «زن» باشيد- به هزار و يک دليل و از جمله به دليل فرودستي تاريخي يا فرصت هاي نابرابر آموزشي – استعداد بيشتري از خودتان براي پذيرش خرافات و رفتن از پاي بساط يک فالگير به بساط فالگير ديگر بروز خواهيد داد. رمال ها و دعانويس ها هم اغلب خوب مي دانند چگونه با مقتضيات زمان پيش بروند تا اعتماد شما را از دست ندهند. براي اثبات ادعاهاي خود تفسيرهاي علمي مي تراشند و مثلاً مدعي مي شوند که برخورد دهان انسان با فنجان قهوه DNA او را به فنجان منتقل مي کند، اما واقعيت جايي بيرون از فنجان قهوه و تصاوير روي ورق هاست و شايد به همين دليل است که جامعه شناسان از رشد تمايل مردم و به خصوص زنان به «خرافات» و « فالگيري » مي هراسند. شايد به همين دليل است که در قوانين جاري کشور هم سابقه جرم انگاري رمالي و فالگيري وجود دارد. در سال 1352 با تغييرات و اصلاحاتي در ماده سوم آيين نامه امور خلافي براي آنها که مبادرت به رمالي و فالگيري و امور مشابه مي کنند جريمه نقدي تعيين شد. علاوه براين از آنجا که خرافه پروري و رمالي مصداق کلاهبرداري است، بنابر ماده 1 قانون تشديد مجازات جرم محسوب شده و مرتکب به آن به حبس از دو تا 10 سال و انفصال ابد از خدمات دولتي و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي که اخذ کرده، محکوم مي شود. اما حتي با وجود اين تصريح قانوني هم هنوز شهر پر است از خريداران «خدمات خرافي»؛ خريداراني که حاضرند به قيمت هاي گزاف «خرافه» بخرند؛ خريداراني که فراموش کرده اند که «از زندگي نبايد ترسيد، از دروغ بايد ترسيد.»
.

اپيزود اول؛ دست هاي تو با من آشناست
- آي خانم خوشگل پيشاني بلند، دستت بده من ببينم.
دختر صداي بم فالگير دوره گرد را مي سپارد به همهمه شهر. ميان چنارهاي بلند خيابان ايتاليا قدم تند مي کند که يعني حوصله مزاحم ندارد. زن فالگير اما چادرش را در قوس کمرش گره زده و ول کن نيست. عادت دارد به بي اعتنايي. پشت سر دختر راه افتاده و با لهجه يي که نمي شود به راحتي فهميد مال کجاست «دست» او را مي خواهد.
- دستت بده. من فالت ببينم؛ نخواستي اصلاً هيچي بهم نده. من که مي دونم بختت هم مثل پيشاني ات بلنده. مي دونم دلخوري… بيا دستت بده. «خوشگ کارًتٍ بîسيٍاسٍ» (خواهرم کارت بسته است). دستت بده، گره از کارت باز کنم .
دختر اما رسيده به تقاطع بلوار کشاورز و خيلي زودتر از آنکه زن فالگير به خودش بجنبد، بر صندلي جلو يک پرايد مسافرکش نشسته است. ماشين گاز مي دهد و مي رود. فالگير هم راه «پارک لاله» را پيش مي گيرد. توي پارک شايد موردهاي بهتري پيدا کند. مي روم جلو.
- سلام خانم.
با تمام صورتش مي خندد؛
- خانم شمايي. سلام. دستت بده ببينم پيشاني بلند.
- به شرطي که به سوال هايم جواب بدهي.
- هرچه مي خواي بپرس که بختت بلنده. امروز مي ري تا دو زمان بعد. بعد دو زمان مشکلت حل مي شه.
- دو زمان يعني کي؟ من که نگفتم مشکلي دارم.
- دو زمان مي تونه دو روز باشه، دو هفته باشه، دو ماه باشه…
- دو سال باشه، دو قرن باشه،
هوشمندانه از اين کنايه مي گذرد .
- رازت پيش خودت بمانه. خيلي ساده يي. به همه حرف مي زني. به کسي نگو اگه برات خواستگار آمد.
- از کجا فهميدي برام خواستگار مياد؟
- چرا نياد خب؟ دختر به اين خوبي؟ تا دو زمان ديگه مياد. دستت هم خيلي شلوغه. پر بار و بر مي شي ان شاء الله.
خطوط کف دستم را با انگشت نشان مي دهد؛ «ها، ببين. خط عمرت هم طولانيه.»
- روزي چقدر درمياري؟
- زياد نيست به خدا. چيزي نمي شه.
- حالا مثلاً؟
- يک روز ده تومن، يک روز شش تومن…چيزي نمي شه با پنج تا بچه.
- توي خيابان اذيت نمي شي؟ کسي کاري به کارت ندارد؟
- نه، مگر چه کار مي کنم؟ خلاف که نکردم. دست مردم مي خوانم.
- چرا هميشه سراغ زن ها مي روي؟ دست مردها را نمي خواني؟
- مردا را هم مي خوانم. تو دست آنها هم نوشته. فرقي نمي کنه. يک بار دست يک آقايي را خواندم 10 هزار تومان بهم داد.
- مگه چي بهش گفتي؟
- همه بود و نبودش را گفتم. گفتم داري با زنت مي ري کانادا. زنت داره امتحان تافل مي ده. خيلي هم موفق مي شويد. مرده دهانش باز مانده بود. گفت خدا از دهانت بشنود. بعد هم دو تا 5 هزار توماني داد بهم.
- تو مي داني تافل چيست؟
- چرا ندانم؟ مگر خرم؟ زبان خارجي است ديگه.
- سواد داري؟
- تا کلاس پنجم خواندم.
- از کجا آمدي تهران؟
- اهواز.مادرم دعا مي نوشت اما زود خدا خواستش.
- شوهر هم داري؟
- فکر کردي چي؟ پس پنج تا بچه را از تو تخم مرغ آوردم؟
- منظورم اين است که الان شوهرت کجاست؟
- مرده. رفته گور مرگش را پيدا کنه… شما هم خانم ستاره اقبالت بلنده. تا دو زمان ديگه ثروتمند مي شي. روزاي يکشنبه و سه شنبه هم برات اومد نداره.
- اين حرف ها را همين طوري مي گويي ديگر. واقعاً مردم هم باورشان مي شود؟
- همين طوري نمي گويم. تو دستت نوشته، رو پيشاني ات نوشته. مي خوانم و مي گم.
هوا عوض شده. رسيده ايم به پارک لاله. چشم هاي قهوه يي سوخته اش خيره شده به دختر و پسري که نشسته اند زير سايه کوچک يک بيد مجنون.
- درخت آن پسر بيد است. بيد يعني ماليخوليا. دختر بايد حواسش باشد. پولم بده بروم به دختر بگويم. دختره درخت ممرز است.
- من چه درختي هستم؟
- تو که خانم، زبان گنجشکي. خيلي هم کينه يي هستي. خدا نکنه با کسي بد بشي.
- اينها را هم توي سر و صورت آدم ها نوشته.
- آره ديگه. تو مال ماه فرورديني گمانم. فروردين هم زبان گنجشکه.
- ديدي اشتباه کردي؟ من متولد اسفندم.
- اتفاقاً اسفند و فروردين که پشت هم اند. اشتباه نيست.
- حالا چقدر بايد بدهم؟
- هر قدر کرمت هست. خانم دکتر خوشگل خوب پول مي ده.
- 1000 تومان خوبه؟
- 1000 تومن؟، 1000 تومن چيه؟ نيم ساعته دارم طالعت مي گم. 5 هزار تومن بده.
- 5 هزار تومان؟ اين طوري که درآمدت خيلي بيشتر از روزي 10 تومان مي شود؟
.

.
اپيزود دوم؛ ويزيت هاي 650 هزار توماني
در بسياري از شهرهاي ايران هنوز هم «دعانويسي» در ميان مردم طرفداران و معتقدان بي شمار دارد. هنوز هم عده يي هستند که کتاب «جامع الدٌîعîواتٍ» را گذاشته اند جايي در گوشه و کنار اتاق نمور و نيمه تاريکشان و با دعانويسي و طلب شفا يا گشايش براي ديگران گذران زندگي مي کنند. دعانويسان ايران را حدود 10 هزار خانوار دانسته اند که در سراسر کشور پراکنده اند. بيشتر دعانويسان بي سوادند و عده کمي از آنها خواندن و نوشتن مي دانند. گروه بزرگي از دعانويسان در حوالي شيراز يا گود عرب هاي تهران ساکن اند. در بعضي شهرها حتي خاندان هايي هستند که نسل اندر نسل به دعا نويسي شهره اند و پسر و پدر و پدر پدر را مردم به شفابخشي و مستجاب الدعوگي مي شناسند. خاندان «قافله باشي» در قزوين يکي از نمونه هاي مشهور اين قبيل خانواده ها هستند. اگر دردي داشته باشيد و از پزشکي نااميد شده باشيد، دعانويسان برايتان روي تکه کاغذي مي نويسند؛
« وî نïنîزًٌلï مًنî القïرآنٍ ما هïو شîفاءً و رîحمهï لًلٍمïومًنًينٍ و لا يîزيدï الظالمين الا خساراً برîحٍمتًکî يا اîرحم الراحًمينٍ» و از خداوند مي خواهند تا به حق 14 معصوم شما را شفا عنايت فرمايد. دعايشان را با گلاب يا آب پاک درميان ظرفي مي شويند و آب يا گلاب را به شما مي خورانند يا به سر و رويتان مي پاشند. کاغذ دعانويسي ساده و بي خط است و باريک و دراز و اغلب در پارچه سبز رنگي پيچيده و به دست «دعا گيرنده» داده مي شود.دعاباوران هم که اغلب از توده مردم هستند براي حل مشکلات کوچک و بزرگي مثل بسته شدن کار، محبت زن به شوهر، محبت شوهر به زن، محبت عاشق و معشوق به يکديگر، سياه بخت کردن زن نزد شوهر و شوهر نزد زن، ايجاد مهر و محبت ميان زن و شوهري که از هم جدا شده اند، جن زدگي، ديوانگي، نازايي، بچه دار شدن و بسياري ديگر از مسائل اينچنيني هيچ مرجعي را امن تر و مطمئن تر از دعانويسان نمي دانند. اين طوري است که خانه دعانويسان هميشه شلوغ است و مشتاقان ديدارشان بي شمار و بي تاب. زنان زيادي از سراسر کشور آمده اند و در نوبت انتظار ديدار با دعانويس مشهور به گپ زدن با هم مشغول اند. زن کرد از دخترش مي گويد که تا به حال دو بار خودکشي ناموفق داشته و آمده تا از دعانويس بخواهد طلسم بدبختي او را بشکند، مي پرسم؛ «دخترتان را پيش روانپزشک برده ايد؟»
- نه.
- چرا؟
- خب، دعانويس هم همان کار را مي کند ديگر.
- چه کاري؟
- دعا مي نويسد، مي دهد تا طلسم اين بچه شکسته شود و دست از اين کارها بردارد.
- اما روانپزشک چنين کاري نمي کند. تازه از کجا مطمئنيد که با دعا دخترتان خوب شود؟
- مطمئنم. همسايه هايمان قبلاً آمدند پيش حاج آقا. جواب گرفته اند.
- چقدر پول داده اند؟
- پول که نمي گيرد آقا.
- يعني اين همه آدم را روزانه مجاني مي بيند؟
- نه. اما اسمش «پول » نيست.«نياز » است.«نياز » را هم قبل از نوشتن دعا مي گيرند، وگرنه دعا تاثير نمي کند،
زن ديگري به حرف مي آيد که؛ «خانم بگذار من بگويم بهت. زن برادرم با من دشمني داشت و زندگي ام را طلسم کرده بود. بخت دخترم را بسته بود. اصلاً از اولش حسودي مي کرد به اينکه اخلاق شوهر من خوب است. از چشم هاش که ديگر نگو. چشم زخمش زبانزد فاميل است. من آمدم پيش حاج آقا و او سحر اين زن را برايم باطل کرد. من را از افسون زن برادرم خلاص کرد.»
- چطوري؟ اصلاً از کجا فهميد که چه کسي شما را افسون کرده؟
- اين را که خودم مي دانستم و بهش گفتم. او هم دعا نوشت، داد دستم. دعا را بردم گذاشتم زير فرش آشپزخانه شان. يک قفل هم داد گذاشتم بالاي سر دخترم. روي قفل عددهاي باطل السحر نوشته بود. چند وقت بعد هم کليدش را داد و يکي دو ماه بعد يک خواستگار خوب براي دخترم پيدا شد.
- دخترتان چند سال دارد؟
- 20 سال. الان شش ماه است که عقد کرده.
- خب، سن زيادي نداشته و آمدن خواستگار در اين سن هم اتفاق عجيبي نيست.
- شما حاليت نيست. ايمان نداري. مي گويم دخترم را قفل کرده بود.
- خب پس حالا چرا دوباره اينجايي؟
- به خاطر شوهرم. من يک دعايي هم براي محبت بيشتر گرفته بودم که حاج آقا گفته بود بگذارم توي لباس شوهرم. چيزي نبود. دعا بود فقط. براي رفع چشم زخم و اينکه محبت مان بيشتر شود. اما وقتي که ديد خيلي عصباني شد. او هم مثل خودت ايمان درست و حسابي ندارد. حالا همه اش مي گويد مي ترسم چيزخورم کني و به من بي اعتماد شده. آمدم تا حاج آقا کمکم کند.
- براي قفل و دعاهاي قبلي چقدر پول داديد؟
- براي قفل 650 هزار تومان. اما مي ارزيد، براي دعاها هم هر بار 20 هزار تومان « نياز » مي دهم.
.

اپيزود سوم؛ تجارت تاروت با وقت قبلي
فرز و بامهارت «تاروت صغير» و «تاروت کبير» را روي ميز مي چيند. قبل از آن چند دقيقه يي هم به «برزدن » ورق ها گذشته. همين طور بي اعتنا به حضور جمع، کارت هاي مصورش را با حرکات موزون از اين دست به آن دست مي کند، درباره کارش هم توضيح مي دهد؛ «اين کار را اصلاً با رمالي و اين حرف ها يکي نگيريد. تاروت يک هنر است. يک جور پيشگويي الهام بخش است…»
- يعني شما تاروت را فال نمي دانيد؟
- من؟ من که کاري با اين حرف ها ندارم. به شما مي گويم چون داريد مي پرسيد.
- مي خواهم بدانم شما فالگير هستيد يا نه؟
- به چه دردت مي خورد اين سوال ها؟ سوال اصلي زندگي ات را از تاروت بپرس… اجداد من از کولي هاي اروپايي بودند که تاروت را از مصري ها ياد گرفتند. من هم دارم کار آنها را ادامه مي دهم.
- يعني شما از اروپا به ايران آمده ايد؟
- بالاخره از يک جايي آمده ام ديگر. حالا اصلاً سوالي داري يا فقط آمده يي وقت تاروت را بگيري؟
- نه. اما خب برايم جالب است. اين کارت ها، اين فضا …
- اين کارت ها را که مي بيني با کلي بدبختي از اروپا آورده ام. کارت هاي ايراني که به درد نمي خورد. يک مشت کارت به اسم کارت ايتاليايي مي دهند توي بازار که همه شان هم سانسور شده. قطع اصلي تاروت را هم ندارد. اصلاً «آرکاناي بزرگ» و «کوچکش» را که ببيني، نمي شناسي بس که بي کيفيت است…اگر رفتيد جايي و ديديد طرف دارد با کارت هاي ايراني تاروت مي خواند، بدانيد که هنوز خيلي تازه کار است و احترام تاروت سرش نمي شود… خب سوالت؟
- راستش دوستم سوال دارد…
موهاي صاف رنگ شده اش را با دست کنار مي زند؛
- ببين تو ديگر حتي اگر صد ميليون هم بدهي چون ايمان نداري، صميميت نداري برايت کارت نمي چينم. فهميدي؟ مي داني چرا؟ براي اينکه جرات نداري از مشکلاتت حرف بزني. جرات نداري از مشکلاتت سوال کني. براي همين سوال هاي بي ربط مي پرسي. من هم سرم خيلي شلوغ است. وقت براي اين کارها ندارم.از پشت ميز بلند مي شود. دست هايش بزرگ و مردانه اند و به سيگار زنانه يي که با فندک اژدها نشان طلايي روشنش مي کند، نمي آيند. بلند که مي شود سر و صداي به هم خوردن زيورآلاتش مي پاشد توي تاريکي اتاق زيرشيرواني . در و ديوار پر از طرح هاي نمادين و نقش هاي اسطوره يي است. با اشاره چشم و ابروي سياهش از دوستم مي خواهد که جاي من، پشت ميزگرد تاروت بنشيند. مي پرسد؛ «چاي يا قهوه؟» اينجا از مشتري هايش که پيش از آمدن بايد تلفني وقت بگيرند، پذيرايي مختصري هم مي کند.
- خب سوالت را از تاروت بپرس. گفتي قبلاً هم آمده بودي؟
- بله. اين سومين بار است که مي آيم.
- هنوز هم نگران تمام شدن آن رابطه يي؟
- چه جالب،، يادتان است شما؟
براي اولين بار مي خندد؛ «معلوم است که يادم هست.»
اين بار يکي دو مرتبه که بر مي زند به شيوه يي متفاوت کارت ها را روي ميز مي چيند. بعد شروع مي کند به خواندن کارت ها. چند کارت را جابه جا مي کند. تاکيد مي کند که کارت هاي سمت چپ مربوط به دوستم و کارت هاي سمت راست مربوط به طرف مورد نظر اوست. خطي به پيشاني «بوتاکس شده اش» مي اندازد و مي گويد؛ اي بابا….انگار نبايد منتظر حل شدن سريع اين موضوع باشي. کار بيخ پيدا کرده. طرفت کاملاً در فکر قطع رابطه است….اما شايد بشود يک کارهايي هم کرد…
سرعت و اعتماد به نفس و مهارت در چينش کارت ها مهم ترين ويژگي کار کساني است که فال تاروت مي گيرند. نزديک 50 سال بايد داشته باشد اما جوان تر از سنش نشان مي دهد. براي هر مشتري بيش از 20 دقيقه وقت نمي گذارد. به هر حال هميشه ديگراني هم هستند که از قبل وقت گرفته و روي صندلي هاي لهستاني کنار در به انتظار نشسته اند و بوي قهوه از فنجان شان مي پيچد توي سکوت مرموز اتاق که با وجود پس زمينه موسيقي کولي هاي اروپا همچنان بر همه چيز غلبه دارد.
- همان قيمت دفعه پيش.
دوستم هفت اسکناس دوهزار توماني از لاي کتابش بيرون مي آورد و مي گذارد روي ميز. زن سيگار ديگري آتش مي کند؛
- به زودي سايت اينترنتي مان هم راه مي افتد و راحت تر مي توانيد وقت بگيريد.
- چه خوب.
- راه که افتاد آدرسش را براي مشتري هاي ثابتم مي فرستم. ضمناً اگر تا ماه ديگر وقت مي خواهيد همين الان به ماندانا بگوييد. چون تا 45 روز ديگر مي روم تبت و مدتي نيستم.
دوستم مي رود سراغ ماندانا تا وقت بعدي اش را بگيرد. ساعت 6 بعدازظهر است و هر هشت صندلي لهستاني کنار در ورودي پر.
- تو بالاخره سوالت يادت نيامد؟ اگر خواستي دفعه بعد با دوستت بيا،
دارم به اين فکر مي کنم که حتي بدون سوال من هم درآمد همين چند ساعت اخير کولي اروپايي، تنها در يک روز چيزي نزديک به 130 هزار تومان است؛ يعني حدود يک سوم حقوق 31 روز من،
.

اپيزود چهارم؛ زندگي يعني قهوه کف فنجان
جمع شده ايم در اتاق پذيرايي. کلاغ هاي گرمازده در قاب بلند پنجره ها قارقار مي کنند. «مادام» هنوز نيامده. قبلاً شرط کرده بود که نمي تواند وقتش را تلف کند. گفته بود اگر زير 10 نفر باشيم، نمي آيد. يعني برايش صرف نمي کند اين همه راه بيايد چهار تا فال بگيرد و برود. مامان نازنين هم قول داده بود که 10 نفر را حتماً جور کند. حالا ما ده نفريم؛ نشسته ايم توي اتاق پذيرايي روشن و دلباز مامان نازنين و کيک خانگي و چاي تازه دم مي خوريم که صداي زنگ در مي پيچد توي سرمان. مادام به آژانس گفته براي دو ساعت دم در بايستد. خانم ها را يکي يکي به اتاق خواب نازنين دعوت مي کند. به حريم خصوصي پايبند است و فال هر کس را فقط به خودش مي گويد. تذکر مي دهد که با خودمان قلم و کاغذ داشته باشيم تا پيشگويي ها و رهنمودهايش را يادداشت کنيم. نازنين نفر اول است. يک ربع بعد با کاغذي که ريزريز روي آن نوشته بيرون مي آيد. همه کنجکاوند که بدانند چه گفته و چه شنيده.
- خوب بود؟
- فوق العاده بود. گفت بچه ام پسر است. گفت 65 تا 95 درصد جنسيت بچه را درست مي گويد.
- 65 تا 95 که خيلي فاصله دارد؟
- به هر حال درصدش يک اطميناني بود. چند سال چين بوده. از روي يک جدول چيني جنس بچه را مي گفت. ستاره دار يعني پسر، بي ستاره يعني دختر.
- فنجانت چي؟
- گفت زيادي ازش خوردم و ته مانده اش کافي نيست اما نعلبکي را روي فنجان گذاشتم و 5 دقيقه بعد گفت در جهت عقربه هاي ساعت بچرخم و بعد فنجان و نعلبکي ام را خواند. گفت مسعود برايم مي ميرد. گفت بعد از زايمانم سفر مي رويم؛ جايي که من دوست دارم. احتمالاً منظورش ترکيه بوده. يک چيز جالب هم گفت که ديگر کف کردم. گفت مسعود امنيت شغلي ندارد. راست مي گفت. مسعود مي خواهد کارش را عوض کند… خيلي وارد است بچه ها. اين همه چيز مي گويد فقط نفري 15 تومان مي گيرد.
صداي مادام مي آيد؛ «نفر بعد. زود باشين. معطلم نکنيد دخترا.»
نازنين فوق ليسانس معماري است و مادرش معلم دبيرستان. مامانش مي گويد؛ «اي بابا…اينها فقط جنبه تفريح دارند. مي خواهيم دور هم جمع شويم. حالا چهار تا کلمه هم از يک فالگير بشنويم،به اينکه نمي گويند خرافات.»
- يک ساعت گذشته و آژانس هنوز دم در است. مادام همه را ويزيت کرده. به نوشين گفته در فالت يک زن بانمک مي بينم که به زندگي ات نظر دارد…»
- قبل از اينکه شال بلند قرمز رنگش را سر کند، اعلام مي کند؛ «شماره موبايلم را که داريد. سه شنبه ها هم در آرايشگاه قهوه و ورق مي گيرم. اگر مشکلي داشتيد، بياييد. (مي خندد) زندگي همين است ديگر…قهوه کف فنجان… بياييد. تازه قرار است آموزش «فنگ شويي» هم بگذارم.

اپيزود پنجم؛ تجارت پرسود خرافات
لازم نيست راه دور برويد. فال و «دعا» در خيابان هاي همين شهري که در آن زندگي مي کنيم از 2 هزار ريال تا دو ميليون تومان به فروش مي رسد. از فال هاي حافظ در پاکت هاي کاهي گرفته تا کف بيني و چهره خواني و آينه بيني و دعاهاي گشايش طلسم. در اين ميان بعضي خدمات خرافي مثل «تسخير جن» و «فروش موکل جن» هم مشتري هاي خاص خودش را دارد. مشتري هايي که اغلب پولدار و حتي تحصيلکرده اند و طيف متنوعي از زنان خانه دار تا خانم هاي استاد دانشگاه را دربرمي گيرند. عده يي از فالگيرهاي تهراني حتي با دريافت هزينه مکالمات تلفني شان – البته به دلار- به مشتري هاي خارج از کشور هم خدمات خرافي مي دهند. درآمد متوسط اين گروه از فالگيرها گاه تا روزي يک ميليون تومان هم مي رسد، اين طوري است که خيلي از آنها در برج هاي شيک و مدرن پايتخت، دفتر کار و اغلب تنها به صورت سفارشي و با تعيين وقت قبلي، مشتاقان را مي پذيرند. برخي از فالگيران براي گرفتن فال قهوه تا 150 هزار تومان دستمزد مي گيرند و زناني هستند که تا 50 هزار تومان هم براي احضار ارواح، فال ورق، يي چينگ، تعبير خواب و فال شمع و تفاله چاي پرداخته اند. از طرفي رمالي اينترنتي هم در سال هاي اخير رشد عجيبي را به نمايش گذاشته است. براساس آخرين اطلاعات به دست آمده از موتورهاي جست وجوگر اينترتي، در حال حاضر بيش از دو ميليون و 170هزار صفحه وب در بخش فارسي خدمات فالگيري وجود دارد که اطلاعاتي درباره انواع فال در اختيار کاربران خود قرارمي دهند يا براي آنها به صورت اينترنتي فال مي گيرند. بسياري از اين سايت ها کتاب هاي طالع بيني هندي، چيني و ژاپني و انواع محصولات خرافي را معرفي کرده و با قيمت هايي بيش از قيمت پشت جلد کتاب مي فروشند. فال هاي اينترنتي هم اغلب از دو،سه هزار تا 300هزار تومان قيمت دارند که از طريق اعلام حساب هاي بانکي به دست فالگيرهاي دنياي مجازي مي رسد تا واقعيت هر روز بيش از ديروز در فنجان ها ته نشين شود.
.
فال - طالع بینی – گزاش اجتماعی – هفت تیر – www.7tir.biz – دعا نویسی – طالع بینی – فال ورق – کف بینی – زن فالگیر – دختر فالگیر – دعا نویس – تلفن دعا نویس
جولای 28th, 2008 at 4:20 ب.ظ
اینه دیگه..
ایرانی بودن ویونیک بودن..!!
جولای 28th, 2008 at 4:38 ب.ظ
يك خانم خرافاتي بعد از طلاق هم به خواب هسرشون مي اومدند و
با جادو و جنيل آسايششون رو سلب كرده بودند…
براي دفع زخم چشم هم ..كه منشا فيزيكي و مادي داره ..يعني به اشعه اي مربوطه كه از چشم ساتع مي شه
چهار قل كافيه و ان يكاد ..من كه اينطوري شنيدم……….
جولای 28th, 2008 at 4:38 ب.ظ
ایرانی جماعت با خرافات بزرگ شده
البته بگم در کشورهای اروپایی هم خرافات بیداد میکنه
راستی دومی هم بد نیستا
جولای 28th, 2008 at 4:45 ب.ظ
در همه نقاط جهان خرافات و آدمهای خرافاتی هست ولی این شکلی نیست.
جولای 28th, 2008 at 4:54 ب.ظ
الان فالگیر ها خیلی با کلاس تر از این حرف ها هستن 1-2 بعد به مشتری هاشون وقت میدن
جولای 28th, 2008 at 4:59 ب.ظ
اسلام دين خرافات است.و مردم ما هم پيرو اسلام . در نتيجه خرافات با خون مردم ايران آميخته شده…
جولای 28th, 2008 at 5:03 ب.ظ
چون هر كسي هر سه مورد ظرفيت و دانش و منطق رو نداشته تا مردم رو ارشاد كنه….
كليد كردن بيخود رو هر چيزي آدم رو خيالاتي و خرافاتي و ……مي كنه!!
جولای 28th, 2008 at 5:06 ب.ظ
مورد مطرح شده در مقاله ……. اصلا ريشه هاي ديگه اي داره..شايد هم يكيش بي دينيه!!!!
جولای 28th, 2008 at 6:47 ب.ظ
درسته که خرافات بسیار سنگینی به اسلام چسبیده ، ولی دقت داشته باشید در کشوری زندگی می کنیم که رئیس جمهور آن، خودش، مروج خرافات است. امیدورام برخی از دوستان از من ناراحت نشوند ، ولی همین داستان چاه جمکران برای جمع پول مردم هم خرافات است.
نسیم جان، درسته که خرافات علتهای مختلف دارد، ولی در کشور ما بیش از 90 درصد آن بر می گردد به زمینه دینی. و دین عامل فوق اصلی است.
در همین مراسم اعتکاف امسال، همین کسانی که مجلس گرم کن بودند در مساجد، چنان خرافات هایی به هم بافته بودند که صدای برخی از روحانیون غیر دولتی هم در آمد. جوانان مذهبی که ساده هستند و به علت مذهبی شدن (البته از نوع شدید آن منظورم هست) ، راه فکر کردن را بر روی خود می بندند گرفتار این افراد می شوند.
یک رمال و فالگیر دروغ گو، کافیست اسم چهار تا امام و امام زاده را بیاورد، کار تمام است. همه فکر می کنند چون یک فرد معتقد به اسلام است، پس قابل اعتماد است. یادم هست چند وقت پیش هم یک نفر شیاد نشسته بود در یکی از تلویزیون های ماهوراه ای، و از مردم پول جمع می کرد و برایشان می خواند و می گفت صدای من انرژی می دهد و وقتی خوب گوش کنید و دستتان را روی ناحیه مورد نظر بگذارید، درد هایتان خود می شود. وقتی می خواند، اسم امامان و پیغمبر رو هم می آورد و در آخر هم می گفت یک صلوات بفرستید و اشک مردم را بیرون می آورد و مردم بیچاره هم زنگ می زدند و از او تعریف های عجیب و غریب می کردند ، و پول های بیشتری برایش می فرستادند.
جولای 28th, 2008 at 7:17 ب.ظ
خب شرکت ایرانسل هم با توجه به این فالگیری ها که به خدمات ویترین مشهوره داره درآمد نجومی به دست میآره.
اس ام اس میزنی فالتو میگیره !!!
یکی از سهام داران این شرکت کیه ؟ اکبر آقای خودمون
آقای هاشمی فالگیری تو اسلام حرامه ، خب درسته شما دستتون کمی خالیه !! ولی …
جولای 28th, 2008 at 8:17 ب.ظ
بچه ها كي اين مطلب رو تا آخرش خونده؟
كسي پيدا ميشه؟
مطلب طولاني مثه اين خسته كننده نيست؟
اين جور مطالب عاميانه اگه كوتاه بيان بشه تاثيرش بيشتر نيست؟
جولای 28th, 2008 at 8:23 ب.ظ
یک چیز باحال از خرافات ایرانی بگم.
یک روز دیدم یک پیرزن از شیر آب جلوی مغازه بابام لیوان لیوان آب میخوره و از روی کاغذ یک جفنگیاتی رو میخونه. وقتی از پرسیدم، ک س خ ل خر بهم گفت اینجا واینستا از دعا نویس دعا گرفتم. گفته این آب از توی قدمگاه میاد و متبرکه. هر لیوان که میخوری یک بار این دعا رو بخون به حاجتت میرسی.
بهش گفتم آره متبرکه ، کنتور این شیر آب توی مغازه بغلیمونه.
جولای 28th, 2008 at 8:49 ب.ظ
مهدی شيراز
سلام.
خبر قبلی کهنه شده اگه دوست داری بحث رو اين جا ادامه بديم
هدی شیراز
سلام
اولا این که اسلام دین پدران تو باشه و به خاطر این از اسلام خوشت بیاد خوب که نیست خیلی هم بده!
فکر نمی کنم هم که نیاز باشه دلیل بیارم.
اما در مورد اسلام آوردن عرب ها ، شاید در دوران های بعد درست باشه ولی حد اقل در مورد جنگ بدر صادق نیست. چون افرادی توی این جنگ شرکت داشتند که یا مهاجر بودند یا انصار . مهاجرین که تکلیفشون مشخصه راهزن نبودند. آد مای معمولی بودند که توی مکه کار و کاسبی داشتند و فقط به جرم اینکه نمی خواستند به اشراف گوش بدهند مجبور به مهاجرت کردند. و اون موقع هم خبری از غنیمت و راهزنی و … این خبرا نبود. این از مهاجرین. اما انصار ، اونها هم وقتی از پیامبر حمایت کردند که پیامبر در اوج ضعف و ناچاری قرار داشت و انصار با ورود مهاجرین نه تنها وضعشان خوب نشد که مجبر شدند توی همه چیز با مهاجرین شریکی عمل کنند. خاص بودن جنگ بدر هم به همین خاطره در اون زمان بدری بودن یه ارزش بوده. و وقتی می خواستند بگن فلانی کار درست بوده می گفتند فلانی بدریه!
اما در مورد کتابای تاریخ ، با تو موافقم. اما قبلا توضیح دادم که اصلا به اینها توجه نکن و اگه باورداری که یه دین به نام اسلام از طرف خدا اومده، خوب برو اصلش رو در یاب (اگه هم قبول نداره !! که هیچ). البته فکر نکنم نیاز به توضیح باشه که پیامبر با ابوسفیان نجنگید با لشکر مجهزی که از مکه اومد مجبور به جنگ شد..
جولای 28th, 2008 at 9:17 ب.ظ
lili naz_تهران: 85.133.178.103 گفت:
دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ در ۴:۲۰ ب.ظ
اینه دیگه..
ایرانی بودن ویونیک بودن..!!
جولای 28th, 2008 at 9:25 ب.ظ
من به اين نتيجه رسيدم ايراني ها از هر چيزي خرافهاش را هم مي گيرند..
مثل خرافه منسوب به دين ..خرافه فرنگي ..خرافه من درآوردي …و بگير تا آخر…
مي گويند در بين غربيها هم زياد است.راستي چرا انسان به خرافه و توهمات پناه مي برد؟
جولای 28th, 2008 at 10:00 ب.ظ
فیلتر- مشهد
نه خوشم اومد. شماها ماشاءالله از نظر رو هم خیلی غنی هستید. اسلام دو دستی همه چیزو داده به آقایون حالا شما می گین دین خرافی ایه؟!!!!
ولی این مسائلو ربط به اسلام نده.اینا همش برمیگرده به عقاید. مردمم هرچی دلشون می خواد باور می کنن و هر چی رو که نمی خوان می ریزن دور.
جولای 28th, 2008 at 10:38 ب.ظ
خسرو-تهران: 85.133.152.84 گفت:
اسلام دو دستی همه چیزو داده به آقایون حالا شما می گین دین خرافی ایه؟!!!!
————————-
این یعنی اسلام بده یا خوبه؟
جولای 29th, 2008 at 12:07 ق.ظ
از همه ی دوستان برای شناختن چهره ی محمد رسول الله(ص) و دین اسلام می خواهم که حتما کتاب
” بیست و سه سال ” علی دشتی را مطالعه کنند که واقعا بی نظیر است . به دور از هرگونه تعصبی این کتاب نوشته شده است و کاملا گویا و شیوا
جولای 29th, 2008 at 12:17 ق.ظ
زده بود كتاب ممنوعه..نكنه ضررش بيشتر از فايده اش باشه???
جولای 29th, 2008 at 2:11 ق.ظ
یه cdتوی بازاروویدئو کلوپهاهست به اسم شهادت آب(گواهی آب)
یه کسی تو این cd راجع به یه پروفسور خارجی صحبت میکنه که این بنده خدا اومده روی آب تحقیق کرده
آب رو منجمد کرده وشکل مولکول اونو زیر میکروسکوپ بررسی کرده!
این کارو روی آبای مناطق مختلف انجام داده ونتایج جالبی گرفته .
بعد اومده روی یه آب خاص تو حالتهای مختلف انجام داده مثلا یه بار به آب بدو بیرا گفته دفعه بعد جمله
محبت آمیز گفته! یا مثلاداده چند تا کشیش به ظرف آب دعا خوندن.توی تموم این حالات شکل مولکول آب
عوض شده هرجا بدو بیرا گفتن به قول این آقا زشت شده ویا برعکس.
حالا میخوام بگم ممکنه خیلی چیزا به نظر چرت وپرت بیاد ویا اینکه یه آدمای شیادی هم پیدا شن که از سادگی من و شما سواستفاده کنن ولی واقعا همیشه این احتمال وجودداره که یه چیزایی باشن که با عقل ما جور در نیان!
در ضمن توصیه میکنم این فیلموحتما گیر بیارین ببینین!
جولای 29th, 2008 at 2:23 ق.ظ
متاسفانه خیلیا تو خرافات غرق شدن و بهشونم که میگی تو رو کافر و ملحد و مشرک وبی دین و… میدونن .
به قول شاعر : آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند .
جولای 29th, 2008 at 8:12 ق.ظ
خسرو-تهران:
اسلام دو دستی همه چیزو داده به آقایون حالا شما می گین دین خرافی ایه؟!!!!
——————————————————————-
خوبه شما خانمها اينو ميدونين.پس چرا اينقد دم از اسلام ميزنيد ؟پس عدالت خدا رو چه جوري توجيه مي كنين؟؟ برام جالبه بااين وجود بيشتر خانمها اسلام رو همين جوري قبولش دارن.
جولای 29th, 2008 at 9:07 ق.ظ
واقعا رواوردن به این رمالها حرام است ما همه میدانیم ولی با این وجود خیلی ها پولشون الکی به اینها میدن به قول دختر خالم اگه اینها کاری میتونسن بکنن واسه خودشون یه کار درست حسابی جور میکردن که نخوان گدایی کنن
جولای 29th, 2008 at 9:12 ق.ظ
**** درود بر شما دوستان خوب و همیشگی **********
دوستان در سریال حضرت یوسف همگی دیدید که در بتخانه ها بتی گذاشته اند و مردم برای بت ها پول. نان و خرما یا هر چیز دیگری میبرند تا خدایان از ایشان رازی باشد و حاجت خود را بگیرند . در ایران و در دین اسلام هم همینطور است یارو گاوش نمیزاد پول نزر میکنه برای حرم امام رضا یارو خودش محتاج و مستمند است پول نزر میکنه برای حرم امام حسین تا حاجت بگیره . بعضی ها میگن که این پول ها رو جم میکنن میدن به نیاز مندان . اگه میدن پس چرا هر روز به نیاز مندان اضافه تر میشن ؟ دین اسلام بر گرفته از خرافات و تخیلات عرب های خر و کودن است . دین و مذهب مردم ایران زرتشت است یهنی گفتار نیک رفتار نیک پندار نیک این 3 اصل . تکامل انسان را نشان میدهد .
جولای 29th, 2008 at 9:25 ق.ظ
آقای بی طرف
خدا فطرت همه ی انسانها را خوب آفریده است . حال این ما هستیم که در طول زندگی انسان بدی میشویم و بدی ما به خدا هیچ ربطی ندارد .
اسلام هم دین خوب و کاملترین دین هست و ایم ما هستیم که آنرا نمی فهمیم و یا بد می فهمیم و انجام می دهیم و بدی اعمال ما به اسلام هیچ ربطی ندارد .
اگر آدم روشنفکری بودی حتما به عمق دین اسلام پی می بردی و نه مثل خیلی ها سرسری مسائل را به چشم اسلام ببینی
جولای 29th, 2008 at 9:43 ق.ظ
اقای بی طرف نزر کردن گناهی نداره اون هم براامام رضا اگه کمی اعتقاد داشتی توهم حاجتتو میگرفتی خیلی حاجت میگیرن که نزر میکنن
جولای 29th, 2008 at 10:12 ق.ظ
بی طرف:
دین و مذهب مردم ایران زرتشت است یهنی گفتار نیک رفتار نیک پندار نیک این ۳ اصل . تکامل انسان را نشان میدهد .
—————————————————————
من كاملا موافقم..دمت گرم……
جولای 29th, 2008 at 10:14 ق.ظ
نازیلا:
تا وقتي آدمهاي خرافه پرستي مثله شما هستند اين اراجيف تو ايران بازار خوبي داره…يه نذر برا خودت بكن اگه جواب ميگيري؟؟؟
جولای 29th, 2008 at 10:16 ق.ظ
فیلتر از مشهد: 89.165.45.122
—————————————–
اخیرا کتابی می خواندم از یک نویسنده فرانسوی که با خالق انسان (از دیدگاه او) ملاقات کرده بود. نوشته بود، موجودات یکی از کرات دور، وقتی به پیشرفت رسیده بودند، تصمیم گرفتند انسان را بسازند. مسئولان و سیاستمداران، اجازه ندادند که در روی کره خودشان این انسان جدید، قرار بگیرد و لذا دانشمندان، کره زمین را پیدا کردند که پر از آب بود و انسان را در آنجا قرار دادند. و تمامی داستانهایی که مربوط به حضرت آدم در کتابهای مقدس شنیده بودیم، تفسیر شده است.
یکی از موجودات فضایی که با یوفو به کره زمین آمده بود، همه چیز را برای این نویسنده تعریف کرده و جالب اینجاست که تمام مسائل را به خوبی و به شکلی که با عقل در تناقض نمی باشد، تفسیر کرده است. حتی چگونگی صدور 10 فرمان در کوه به موسی. و در کل پیامبران. در واقع آن 124 هزار پیامبری که شنیده بودیم، با آنها ملاقات کرده اند.
به هر حال مطلب جالبی هست که اگر علاقه مند بودید، من لینک سایت مربوطه برای دانلود کتاب را قرار می دهم. البته این نظریه یک مسئله خیلی جدید هم نیست.
جولای 29th, 2008 at 10:18 ق.ظ
جالبه…
جولای 29th, 2008 at 10:19 ق.ظ
لينكش را بگذاريد…
جولای 29th, 2008 at 10:33 ق.ظ
البته اون سایت فیلتر شده http://www.rael.org وقتی وارد شدی، زبان مورد نظر (که فارسی هست) رو انتخاب کن و سپس باید عضو شدی تا بهت اجازه دانلود مجانی بده. چهار تا کتاب هست،
اگه در یوتوب هم سرچ کنی، چیزهای جالبی در مورد یوفو ها گذاشته شده، از جمله نقش های برجسته ای که در مزارع بوجود آوردند.
جولای 29th, 2008 at 11:13 ق.ظ
واقعا براي يه سريتون متاسفم. كجاي اسلام خرافه پرستي رو رواج داده؟ يكيتون كه ادعاتون ميشه دليل و مدرك بياره. بي خود هم مسلمون رو با اسلام مقايسه نكنيد. كاري كه مسلمون مي كنه ربطي به اسلام نداره و براي يه سري از شماها كه دنبال بهانه هستيد.
ميگيد گفتار نيك كردار نيك پندار نيك.يكيتون اول بياد اينا رو تعريف كنه. تعريف اينا كجاست؟ هر كي هر چي تو نظرش نيك بود همونو انجام بده؟ شعاري باشه منم بلدم! آقا كار خوب بكنيد! دروغ نگيد! و ….
جولای 29th, 2008 at 11:28 ق.ظ
احسان: 65.49.2.92 گفت:
…مساله نذر يا توسل يا زخم چشم يا ..نيست
شما بعضي مثالهاي پستها رو بخون..
بعضي جاها واقعا به اسم دين خرافه هاي احمقانه وجود داره…..
جولای 29th, 2008 at 11:46 ق.ظ
جدیدا، شنیدم که میگن که چاه جمکران، یک تغییراتی در قیمت هاش داده.
اگه بخواهید امام زمان زودتر جواب نامه رو بده، 4000 تومان و اگر عجله نداشته باشید و بره توی نوبت، باید 2000 تومان به اون آخوند بدید.
خودتان پیدا کنید، پرتغال فروش را !!
جولای 29th, 2008 at 11:47 ق.ظ
احسان:
———————-
همين كه ميرند قبر امامانو امام زاده ها خودشونو با طناب به ضريح مي چسبونن خودشونو به در و ديوار حرم ميكشن..اماما رو پرستش مي كنن….پول ميندازن تو ضريح…از اماما شفاعت ميگيري برا خودتون…..اينا چيه؟؟؟؟
جولای 29th, 2008 at 11:48 ق.ظ
اين كارا رو مسلمونا ميكنن مسلمون هم پيرو اسلام.پس اسلام با اين كارا شناخته و عجين شده….
جولای 29th, 2008 at 11:56 ق.ظ
ولی بعضیهاشون خیلی راست می گن
چند وقت پیش رفته بودم پیش یه خانم که فال ورق و قهوه می دید تا بحال هم پیشش نرفته بودم و چیزی هم از من نمی دونست .
اونقدر راست می گفت که حد نداشت هم گذشته ام حال و آینده همه هم شد بی کم و کاست . حتی اسمها و روزها همه درست بود
من آدم خرافی نیستم اما بعضی از اینا نمی دونم چی جوریه که می فهمند.
جولای 29th, 2008 at 12:09 ب.ظ
در مورد امام رضا ع .. موارد شفا يافته ..پرونده هاي پزشكي تاييد شده دارند…
به هر حال يك پزشك بهتر تشخيص مي ده..
به نظر شما….. اين صورت بازهم خرافه است؟
جولای 29th, 2008 at 12:14 ب.ظ
مهدی – شیراز: 89.165.63.133
***
گذشته از اين حرفا مي گم بعضي شفاها تاييد شده اس….
يك سري اعتقاداتي پشت اين مساله است …
ولي نمي دونم بعدها چرا تبديل مي شه به اوني كه شما مي گي…
جولای 29th, 2008 at 12:29 ب.ظ
Nasim: 85.15.27.235
——————————————
اوون امام رضا نيست كه شفا ميده عزيز..اينا تلقينه .خدا شفا ميده..به طور مستقيم نه با واسطه…بايد مستقيم به خدا كفت..موضوع شفاعت اماما مسخرست…
جولای 29th, 2008 at 12:35 ب.ظ
کتاب 23 سال کتاب خوبيه اما مثل هر کتاب ديگه از اشتباهات خالی نيست.
ترجمه بعضی از اشعار به حد باور نکدنيي اشتباه (با توجه به اينکه اين کتاب تصحيحشده است) همچنين ترجمه بعضی آیات در حد شک بر انگيزی اشتباهه. ديگر اينکه وقايع آورده شده در کتاب درسته ولی نويسنده از اونا نتايج درستی نگرفته و به بي راهه رفته همچنين شان نزول آياتی رو هم که آورده بعضی هاش جز شان نزولاتی که برای آيه احتمال دادن نيست و معلوم نيست از کجا آورده .
جولای 29th, 2008 at 12:50 ب.ظ
فیلتر از مشهد: 64.62.138.20 گفت:
اوون امام رضا نیست که شفا میده عزیز..اینا تلقینه .خدا شفا میده..
***اين غلت مصطلحه…همون فرمايش شما درسته…
ولي سوال من همون بحث توسله… از طريق ائمه…….
چرا تو خونه هاي خودشون جواب نمي ده؟اينهمه پرونده تاييد شده..اونها چي؟؟؟
جولای 29th, 2008 at 12:50 ب.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17
—————————————–
محسن جان، دوست دارم نظرت را در مورد کتاب جدیدی که معرفی کردم و لینک را هم در چند پست بالاتر گذاشتم، بدانم. جالب اینجاست که به تمام سوالاتی که تا کنون برایمان پیش آمده بود در مورد خلقت، جواب داده شده است.
نکته دیگر اینکه ، اگر می خواهی در مورد دینی تحقیق کنی، دنبال صاحب اون دین نرو. چندین بار گفتم که هیچ آخوندی نمی گوید ماست من ترش است.
جولای 29th, 2008 at 12:57 ب.ظ
لطفا جواب همين جا درج بشه..تا ديگر دوستان هم در جريان قرار بگيرند…
جولای 29th, 2008 at 12:58 ب.ظ
اسلام هم دین خوب و کاملترین دین هست و ایم ما هستیم که آنرا نمی فهمیم و یا بد می فهمیم و انجام می دهیم و بدی اعمال ما به اسلام هیچ ربطی ندارد.
———-
آفرین، هر موقع احساس کردی یه جای اسلام می لنگه و مذخرفه خودتو بزن به خریت بگو من نمی فهمم. دینی که انسان نمی فهمه برای کی نازل شده؟ برای حیوانات؟
جولای 29th, 2008 at 12:58 ب.ظ
Nasim: 85.15.27.235
—————————————
حتما اون سایت رو نگاه نکردی. در اونجا به همه سوالات جواب داده شده. البته من نمی خوام بگم که اینا درسته یا غلط، ولی عقل انسان رو به تامل وادار می کنه.
از آن کتاب که بگذریم، این خدا است که وقتی می خواهد کسی را شفا دهد، شفا می دهد وقتی بخواهد کسی را بیچاره کند، بیچاره می کند و به بعضی دیگر نعمت می دهد. هیچ انسانی نمی تواند برای کسی کاری انجام دهد. حضرت عباس هم نتوانست آب را برساند به تشنه های کربلا، در واقع نتوانست برای خودش کاری بکند.
اگر امامان هم می توانستند کاری انجام دهند، برای خودشان می کردند تا مثلا این بلاها سرشون نیاد. هیچ انسانی، قادر به کار عجیبی نیست، مگر اینکه خدا بخواهد.
متاسفانه در کشورما، مردم، به دشمنان ایران، دل بسته اند و از این امام زاده های مفت خوری که در همه جای کشور عزیزمان، همچون قارچ روییده اند برای غارت این کشور، حاجت خود را می خواهند. حتی نخ و پارچه به قبر خمینی هم می بندند و از او هم شفا و حاجت می خواهند.
جولای 29th, 2008 at 1:01 ب.ظ
فیلتر از مشهد-Anonymous:
من خاطره ی خوشی از دنبال کردن مسائل و پرس و جو کردن درباره ی اون ندارم.یه بار به یه خانومه که استاد دانشگاه بود گفتم، گفت: دخترم تو از اسلام دیگه چی می خوای؟اسلام همه چیز به ما داده.بدبخت این آقایون که انقدر زندگی براشون سخته.اگه اسلام اون موقع با من مشورت می کرد می گفتم دیگه زنا مهریه نمی خوان.خوبه که اسلام با من مشورت نکرد.
باید اطاعت کنیم.چون چاره ای جز این نداریم.چون حامی ای نداریم.وقتی می بینم که خانومای تحصیل کرده در این زمینه این طور جواب می دن، از کی توقع حمایت داشته باشم؟در ضمن مگه نمی گن ما مسلمانیم، پس باید اجرا بشه.چه خوشمون بیاد، چه بدمون بیاد.مجبوریم بپذیریم.
جولای 29th, 2008 at 1:01 ب.ظ
در مورد امام رضا ع .. موارد شفا یافته ..پرونده های پزشکی تایید شده دارند…
به هر حال یک پزشک بهتر تشخیص می ده..
به نظر شما….. این صورت بازهم خرافه است؟
——————
بله. در دایره معجزات همه اش ثبت است، ببینید چگونه معجزه طراحی و ساخته می شود: http://radiozamaaneh.com/daneshvar/2008/07/print_post_95.html
جولای 29th, 2008 at 1:02 ب.ظ
با تفاسير شما ديد خوبي به اون كتاب پيدا كردم…ولي چون گفتيد داستانيه…
نمي دونم… به احتمال زياد شما مطالعه هاي تاريخي خوبي هم داشتيد..كه قادر به مقايسه اون با واقعيت شديد.
جولای 29th, 2008 at 1:05 ب.ظ
واقعا برای یه سریتون متاسفم. کجای اسلام خرافه پرستی رو رواج داده؟ یکیتون که ادعاتون میشه دلیل و مدرک بیاره.
————
شهاب سنگ ها تیرهایی برای زدن جن ها هستند که به آیات الهی گوش می دهند (از قران)
از این مثالها فراوونه.
جولای 29th, 2008 at 1:12 ب.ظ
اصغر – تهران: 65.49.14.28 :
شما بعضی مثالهای پستهاي بالاتر رو بخون..
بعضی جاها واقعا به اسم دین خرافه های احمقانه وجود داره…..بعضي جاها حق دارند…
جولای 29th, 2008 at 1:18 ب.ظ
الان مملکت داره روی آدم حزب اللهی و طرفدار حکومت می چرخه.رییس هر سازمان دولتی ای رو که می بینی یکی از اون شرایطو داره.
تا چند سال پیش توی سازمان استعداد های درخشان، مدیر راهنمایی،دبیرستان،؛ امور مالی، امور پژهش دانش آموزان همزمان یه خانوم حزب اللهی ولیسانس یا فوق لیسانس الهیات بود.تو اون سال اومدن معلمای فیزیک دبیرستان یه طرحی متفاوت با سال های دیگه رو پیاده کردن که نتیجه ی چشمگیری رو بچه ها داشت.کلاسا 30 نفره بود.حالا این خانوم اومده به یکی از معلما فیزیک گیر می ده که میانگین کلاس شما که 5/17 بوده پس چطور 12 نفر زیر میانگین شدن؟این خانوم نمی فهمیده میانگین یعنی چی ؟
حالا من توقع حمایت از اینا رو داشته باشم؟!!!!
جولای 29th, 2008 at 1:28 ب.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17
***مي شه به طور خلاصه بگين در كدوم موارد اطلاعات خوب داده..
من جاهاي ديگه هم زياد اسمشو شنيدم………
من واقعا قبل خوندن به راهنمايي احتياج دارم.
جولای 29th, 2008 at 1:28 ب.ظ
Nasim: 85.15.27.235
———————————-
تو خونه خودشونم جواب ميده مطمين باش…من چند مورد ديدم…توسل به اماما رو آخوندا از جيبشون آوردن..مساله توسل مگه تو قرآن اومده؟؟؟
جولای 29th, 2008 at 1:31 ب.ظ
ولي آيه اهل بيت توي قرآن هست…………
جولای 29th, 2008 at 1:31 ب.ظ
خسرو-تهران
———————————————-
هيچ اجباري نيست كه اسلامو قبول كني…مگه همين اسلام نگفته در دين هيچ اجباري نيست…..
جولای 29th, 2008 at 2:07 ب.ظ
متن آيه اهل بيت چيه؟؟؟ ميشه بگيد..؟؟
جولای 29th, 2008 at 2:26 ب.ظ
اني تاركم فيكم الثقلين ..كتاب الله و عترتي اهل بيتي …لن يفترقا حتي يردا علي الحوض…
جولای 29th, 2008 at 2:27 ب.ظ
اوون امام رضا نیست که شفا میده عزیز..اینا تلقینه .خدا شفا میده فیلتر از مشهد خرافه پرست خودتی دیونه امام رضا شفاعت میکنه به خدا امام رضا براما واسطه میشه بعدشم اینکه شما اشتب گرفتی متوسل شدن به اماما رو با رمالها به رمالها خرافه پرستی
جولای 29th, 2008 at 2:28 ب.ظ
اين حديث مشهوريه….
جولای 29th, 2008 at 2:29 ب.ظ
من حاجتم از امام حسین گرفتم
جولای 29th, 2008 at 2:29 ب.ظ
آيه تطهير هم هست..متنش دقيق يادم نيست…
جولای 29th, 2008 at 2:30 ب.ظ
پس این جور که نشون میده تو اصلا برا امامانی که از طرف خدا برگزیده شدن احترام قایل نیستی فیلتراز مشهد حالا خوبه مشهدی
جولای 29th, 2008 at 2:36 ب.ظ
خوب بحث هم تا حالا سر اين اعتقاده بوده..
كه چطور بايد به دست بياد…
جولای 29th, 2008 at 2:57 ب.ظ
نازیلا: 85.198.42.198
——————————–
جمع كنيد اين حرفارو بابا..اولا خودت ديوونه اي…واسطه شدن چيه ديگه..مگه خدا نگفته از رگ گردن به آدم نزديكتره پس واسطه بازيا چيه ديگه…خدا اگه بخاد كاري بكنه ميكنه به واسطه كار نداره داداش..
من به عنوان امام قبولشون ندارم فقط به عنوان انسانهايي كه خوب بودن و در عين حال اشتب هم مي كردن…ازشون بت نسازيد..شيعه به جاي بت اماماشو ميپرسته…اينم نوعي شركه…
جولای 29th, 2008 at 3:01 ب.ظ
اصغر – تهران: 65.49.14.28 گفت:
شهاب سنگ ها تیرهایی برای زدن جن ها هستند که به آیات الهی گوش می دهند (از قران)
از این مثالها فراوونه.
—————————–
تعابیر هنرمندانه خرافه محسوب نمیشن…آیا اگه شما یه شعر حافظ بخونی و ببینی که حسنتعلیل به کار برده،دیگه به بهانه خرافی بودن سراغ شعر نمیری؟
جولای 29th, 2008 at 3:31 ب.ظ
از جمله مباحث سازنده اعتقادی، «شفاعت» است. شفاعت یعنی عقیده به این که با وساطت اولیای الهی، خداوند از گناهان مومنان خطاکار در میگذرد. شفاعت با اذن خدا است و معصومین نیز از کسانی شفاعت میکنند که هم خدا اذن میدهد هم خود آن افراد، استحقاق شفاعت را داشته باشند. پس شفاعت، زمینه لازم دارد و عقیده به شفاعت شفعا، نوعی مراقبت در رفتار و عملکرد را میطلبد. بُعد سازندگی شفاعت همین بخش است.
مقام شفاعت برای پیامبر و خاندان او ثابت است. در قیامت هنگام حسابرسی نیز مواجهه انسانها با پیامبر و آل او حتمی است و نقادی عملکرد دنیوی در آخرت است. طرح مساله شفاعت یا برخورد با پیامبر در قیامت، توجه دادن به این بعد اعتقادی است.
«اللهم ارزُقنی شَفاعَةَ الحُسینِ یَومَ الورود.»
در کوفه، وقتی امام سجاد علیهالسلام را با آن حال رقّتبار و دست بسته و زنجیر بر گردن آوردند، حضرت ضمن اشعاری که میخواند، یکی هم این بود:
لَو اَنَّنا و رَسُولَ اللهِ یَجمَعُنا یَومَ القِیامَةِ ما کُنتُم تَقُو لینا (1)
«اگر روز قیامت، ما و پیامبر خدا در یک جا جمع شویم، شما چه خواهید گفت؟ و چه حرفی برای گفتن یا عذرخواهی دارید؟»
در سخنانی هم که حضرت زینب علیهاالسلام در کوفه داشت، از جمله به این شعر تمثل جست که:
ما ذا تَقُولوُنَ اِذ قالَ النَّبیُّ لَکُم ماذا فَعَلتُم و اَنتُم آخِرُ الاُمَم … (2)
«آنگاه که پیامبر (در قیامت) به شما بگوید: چه کردید؟ شما که امت آخرالزمان هستید! شما چه جواب خواهید داد؟»
و به نقل برخی منابع، در یکی از منزلهای راه کوفه تا شام که اسرای اهلبیت را میبردند، بر دیواری با خطی از خون نوشته شده بود:
اَتَرجُوا اُمّةٌ قَتَلَت حُسَیناً شفاعَةَ جَدِّهِ یَومَ الحِسابِ؟ (3)
یادآوری موضوع اعتقادی شفاعت، نوعی ملامت بر عملکرد دشمنان نیز بود، چرا که جنایت آنان نسبت به ذریّه پیامبر، با وضع امتی که به شفاعت آن حضرت اعتقاد داشته باشند، ناسازگار است.
درخواست شفاعت و امید به آن نیز، که در زیارتنامهها آمده است، همین اثر تربیتی را دارد. از جمله در زیارت امام حسین علیهالسلام میخوانیم: «فَاشفَع لی عِندَ رَبِّکَ و کُن لی شَفیعاً.» (4)
در زیارت عاشورا نیز از خدا میخواهیم که شفاعت آن حضرت را در روز قیامت، روزی ما سازد:
«اللهم ارزُقنی شَفاعَةَ الحُسینِ یَومَ الورود.»(5)
اهلبیت پیامبر، برگزیدگان خدایند و مقام والایشان نزد او، در زیارتنامهها بازگو شده است. در سخنانی هم که خود امام حسین، امام سجاد، حضرت زینب علیهم السلام و دیگر عاشوراییان بیان کردهاند، از این مقام یاد شده است.
جولای 29th, 2008 at 3:34 ب.ظ
در مورد نزر کردن هم ایه 5 سوره دهر را بخوان متوجه میشی کی کافر یا مشرک فیلتر از مشهد
جولای 29th, 2008 at 3:35 ب.ظ
نازیلا
————————-
اينا همش حديثن…آيه قرآن مثال بزن…
جولای 29th, 2008 at 3:36 ب.ظ
خداوندا شما را به راه راست هدایت بفرمایید
جولای 29th, 2008 at 3:53 ب.ظ
نازیلا:
————
كم آوردي؟؟؟ چرا آيه قران مثال نمي زني؟؟؟
جولای 29th, 2008 at 4:02 ب.ظ
آقاي فيلتر..من براي حديث ثقلين منبع گذاشتم..خيلي حديث مشهوريه..كل دنياي اسلام قبولش دارند..
نظرم فعلا ارسال نشد..تحت نظارت اعلام شد.
جولای 29th, 2008 at 4:15 ب.ظ
كش دادن فايده اي نداره..بايد درست تحقيق كنيد…
جولای 29th, 2008 at 4:37 ب.ظ
جناب سردبير….چرا كامنت من راجب به منابع حديث ثقلين رو( به نقل از ويكي پديا ) پاك كرديد؟!!!
جولای 29th, 2008 at 4:42 ب.ظ
سردبير امروز حالش خوب نيست..هر مطلبي كه دلش ميخوادحذف ميكنه…بعضي مطالبم ده بار نمايش ميده…
جولای 29th, 2008 at 5:26 ب.ظ
اصلا کم نیاوردم رفته بودم جای ایه 5 سوره دهر را فیلتر از مشهد: 89.165.45.122 بخوان
جولای 29th, 2008 at 5:30 ب.ظ
تو نظر 68 ایه را هم گفته بودم فیلتر از مشهد
جولای 29th, 2008 at 5:30 ب.ظ
دیگه چی داری بگی
جولای 29th, 2008 at 6:05 ب.ظ
دیدی حالا شما کم اوردی
جولای 29th, 2008 at 6:09 ب.ظ
بحث سر چیه؟
جولای 29th, 2008 at 6:26 ب.ظ
چه جالب اين زنه هر كي فالش رو ميگيره بهش ميگه خوشگل و دكتر و ….كه يارو پول از جيب در بياره:((
فك كرديد سران مملكت براي خودشون پيشگو ندارن .
جولای 29th, 2008 at 6:58 ب.ظ
مناباسبسقبش
جولای 29th, 2008 at 7:17 ب.ظ
امامان شیعه هم انسان هایی بودند شبیه ما، با این تفاوت که از قدیم آنها را در ذهن ما ، انسانهای ویژه و دست نیافتنی تصویر کردند. شما فکر کنید 50 سال دیگه، هیچکدام از ما مخالفان رژیم و خامنه ای و احمدی نژاد وجود نداشته باشیم و فقط بسیجیان جان بر کف و صداوسیما باقی بمانند. اگر برای کودکی که در آن زمان به دنیا بیاد، از صبح تا شب تبلیغ کنند که خامنه ای معصوم بود و هر چه می گفت راست بود و چنان بود و چنین بود، آن کودک یک ذهنیت خوب و قداست گونه در ذهنش از او شکل می گیرد. و گمان می کند اگر به آنها متوسل شود، آنها واسطه می شوند.
داستان روزگار ما این است. فقط و فقط برای ما بت ساخته اند. همین حضرت علی (ع) که برای ما ساخته اند و همه خوبی های دنیا را برایش نقل کرده اند، ساخته خود ایرانیان است و علی عرب زمان پیامبر با علی ایرانی متفاوت است. با مراجعه به تاریخ طبری، می توان تفاوت بین علی ایرانی و علی عرب را به خوبی مشاهده کرد.
نهایتا اینکه، هیچ واسطه ای وجود ندارد بلکه فقط و فقط خداست که با او صحبت می کنی. و خداست که دعایت را اجابت می کند. وقتی که تو خدا و خالقت را از نهایت وجودت صدا می زنی، بدان که او لذت می برد و بنا به مصلحت، آن خواسته را اجابت می کند یا نمی کند.. خودش فرموده که هر چه می خواهی از من بخواه.
جولای 29th, 2008 at 7:28 ب.ظ
مشكل اينجاست كه با اين طرز فكر كه امامان معصوم نبوده اند..تحريف شده نبودن قرآن مجيد زير سوال مي رود..يعني خودشان هم در طول نگهداري قرآن در ان دست برده اند؟؟!!
درست است؟!!
جولای 29th, 2008 at 7:32 ب.ظ
مهدی – شیراز: 89.165.61.194
——————————————
حتما اینو شنیدی که می گن، زمانی که امام زمان ظهور می کند، مردم فکر می کنند که دین جدیدی آورده، در صورتی که همان دین اسلام است. (این مطلب را در کتاب اندیشه اسلامی 2 خواندم) خوب ، این خودش دلیلی بر تحریف شدن قران است.
جولای 29th, 2008 at 7:33 ب.ظ
Nasim: 85.15.34.202
جولای 29th, 2008 at 7:38 ب.ظ
خدا خودش به خير كند….
جولای 29th, 2008 at 7:46 ب.ظ
به اين سرعت و راحتي هم نمي توان نتيجه گيري كرد…بايد بيشتر…. فكر و پرس و جو و تحقيق كنم ..
راستي مگر شما امام زمان عج را قبول داريد؟
جولای 29th, 2008 at 7:59 ب.ظ
من چیزی رو که توی کتاب دینی نوشته بود ، بیان کردم.
دوم اینکه، تمامی اینها، سر نخ هستند، باید خودت تحقیق کنی در هر مطلبی تا به یقین برسی.
راستی نظرت راجع به اون کتاب و مطالبش چی بود؟
جولای 29th, 2008 at 8:12 ب.ظ
لينك ورود … نام كاربري و پسورد داشت..ولي لينك ثبت نام …هر چي نگا كردم نديدم…
جولای 29th, 2008 at 10:46 ب.ظ
ایران سرای جاوید: 65.49.2.92 گفت:
سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۷ ق.ظ
از همه ی دوستان برای شناختن چهره ی محمد رسول الله(ص) و دین اسلام می خواهم که حتما کتاب
” بیست و سه سال ” علی دشتی را مطالعه کنند که واقعا بی نظیر است . به دور از هرگونه تعصبی این کتاب نوشته شده است و کاملا گویا و شیوا
————————————————————–
شما این کتاب رو از اول تاآخر خوندی ؟ چطور میگی بی غرض نوشته شده.
علی دشتی هم یکی مثل سلمان رشدی ، من کتاب آیات شیطانی رو هم خوندم. هر کی به این جفنگیات بگه کتاب واقعا اشتباه میکنه. اصلا نمیخوام طرفداری از اسلام بکنم چون درست نیست آدم نسبت به چیزی که اطلاع درستی ازش نداره نظر مثبت یا منفی بده.
علی دشتی هم چیزهایی رو نوشته که یک عده دوست دارن بشنون. فقط همین . چیزی رو میخونی راجع بهش فکر هم بکن.
جولای 30th, 2008 at 12:54 ق.ظ
مهدی شيراز سلام.
متاسفانه هنوز فرصت نکردم که برم سراغ اون کتاب جديد که گفتی می تونی بگی حجمش چقدره؟
در ضمن مثل اينکه تو به عرض بنده توجه نمی کنی!!
اگه شما اعتقاد داری که 1400 سال پيش پيامبری يه دين جديد آورده. تا اونجايی که می تونی خودت به منابع دست اول رجوع کن. و بعد که اطلاعات کافی بدست آوردی بيشتر از همه فکر کن (البته مطمئن باش که اطلاعاتت کافيه)اصلا کاری به فلان آخوند و بهمان استاد و صدا و سيما و . . . نداشته باش . مخصوصا تو زمان ما که هر چه بيشتر در اين موارد غلو کنی احترام و امتياز بيشتری گيرت می ياد.
جولای 30th, 2008 at 1:05 ق.ظ
أNasim
من نمی تونم بگم اين قسمتش درسته و اين قسمتش اشتباه. ولی برای خوندنش يه راه کار دارم . قبل از اون کتاب اسلام شناسی شريعتی رو بخون(اسلام شناسی که تاريخ داره نه اون يکی) بعد يه نرم افزار تفسير قران هم بذار کنار دستت (تفسير نمونه رو پيشنهاد می کنم) همه آيه ها رو تفسيرشو بخون. اما در کل بايد اطلاعات تاريخيت خوب باشه تا بتونی درست يا نادرست بودن مطلب رو تشخيص بدی.
جولای 30th, 2008 at 1:14 ق.ظ
سلام..
ممنون..خدا عمرتون بده..
خوب كتاب تاريخي هم معرفي كنيد….چه كتاباي تاريخي خوبه…كدوم تفسير هم بهتره ؟؟دقيق اسم ببرين..
اسلام شناسی که تاریخ داره نه اون یکی ..يعني چي؟
كلا همه كتاباي شريعتي رو بخونم يا نه؟؟
اين كتابي هم كه آقاي مهدي مي گن هم لطفا يه نگا بندازين..آخه منم مي خوام بخونمش!!!
دستتون درد نكنه ..ممنون.
جولای 30th, 2008 at 1:14 ق.ظ
گوريل جون!!!
آيه قرآن هم داريم من عربيش رو بلد نيستم ولی ميگه که:
شفاعت تنها مخصوص خدا وکسانی که خداوند به آنها اجازه داده است می باشد.
اتفاقا خيلی هم تکرار شده است.
جولای 30th, 2008 at 1:33 ق.ظ
Nasim
کتاب اسلام شناسی (شريعتی دو تا کتاب اسلام شناسی داره يکيش در مورد تاريخه يکی ديگش ربطی به تاريخ نداره)
يه CD هست به نام “جامع” انواع تفسير ها توش هست . از بين اين تفسير ها تفسير “نمونه” از همه بهتره تموم آيه هايی که توی کتاب اومده رو می تونی با تفسير چک کنی.
کتاب تاريخ رو هم هر چی بخونی کمه!!!!! واقعا نمی دونم ولی من خودم اينجوريم.
ي
جولای 30th, 2008 at 1:38 ق.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17
—————————————–
اگر قرار باشه که من تفسیر النمونه مکارم شیرازی شکر فروش رو کنارم بگذارم، همان بهتر که دنبال تحقیق نروم. دوست من، قرار نشد که دنبال کتاب های آخوند هایی برویم که خودشان مروج این دین هستند.
Nasim: 85.15.29.231
———————————–
الان، خودم کتاب رو آپلود می کنم، لینکشو می ذارم اینجا
جولای 30th, 2008 at 1:49 ق.ظ
مهدی شيراز بيداری عزيز!!!
اگه برای تفسير قرآن کتاب بهتری داری بده . مسئله ای نيست می ريم سراغ اون.
جولای 30th, 2008 at 1:54 ق.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17
سلام…
ممنون
كتاب تاريخ طبري خوبه؟
جولای 30th, 2008 at 1:58 ق.ظ
Nasim
اره .
جولای 30th, 2008 at 2:04 ق.ظ
این هم لینک کتاب “پیامی که انسانهای کرات دیگر به من دادند”
جالبی این کتاب این است که درباره تمامی داستانهایی که خوانده ایم، از جمله حضرت آدم، طوفان نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، یونس، یوسف و …. صحبت کرده، و در اکثر مواقع استدلالها، با عقل در تضاد نمی باشد.
http://www.4shared.com/file/57037608/c9c0476/Message.html?dirPwdVerified=243dca61
بعد از خواندن کتاب، نظرات خود را در موردش بنویسید تا در موردش بحث کنیم
جولای 31st, 2008 at 8:49 ق.ظ
راستي خانوما با لايحه حمايت از خانواده چه ميكنن؟؟؟؟؟ واقعا توهين به زنه…..
جولای 31st, 2008 at 8:52 ق.ظ
انتر جون تو دهنتو ببند كه پا برهنه ميپري وسط…..
جولای 31st, 2008 at 8:59 ق.ظ
ما در زمانه خودمون شاهد اسطوره كردن آخوندا هستيم و مي بينيم يك آخوند بيسوادو چه جوري بزرگ ميكنند..آيا اين احتمال ندارد كه امامان هم از همين شيوه اسطوره شدند..مردم ما نسبت به عربهاي جاهل چيز فهم ترند با اين حال اينطور آخوندهارو بزرگ مي كنند .حالا اون زمان بين عربهاي جاهل يك انسان به نسبت معمولي بينشان ظهور كرده بوده و حرف تازه ميزده فكر ميكردند چقد بزرگ هستند و از اونا اسطوره ساختند..و مردم ما كه عادت دارند همه چيزو چشمو گوش بسته قبول كنند باور دارند…
جولای 31st, 2008 at 9:47 ق.ظ
آقاي فيلتر ازمشهد منم حقيقت با آخوندها خيلي موافق نيستم ولي اسلام (و نه اسلام ناب آخوندي )با همه اين چيز ها كه ميگويند فرق دارد . دين نزد خدا اسلام است و نه اسلام ناب و نه اسلام خامنه اي و حتي خميني . بينيد مثل اين است كه يك فرد بالفطره خوب باشد و لي افرادي بد ازفردي خوب تعريف كنندما بگوييم كه همان شخص اول نيز بد است . .اميدوارم تعجيل در فرج امام زمان عج باشد .
جولای 31st, 2008 at 10:18 ق.ظ
سمط -اصفهان:
یک فرد بالفطره خوب باشد و لی افرادی بد ازفردی خوب تعریف کنندما بگوییم که همان شخص اول نیز بد است .
——————————————-
ما نميگيم اونا بدند..حرف من اين است امامان انسانهاي به شدت معمولي بودند كه خطا هم ميكردند..خطاهاشونواميدوارم مطلع باشي…همون امام علي موقع فتح كتابخانه اسكندريه دستور داد همه كتابها رو آتش بزنند و به ايشون گفتند اگه كتابها در رابطه اسلام باشه چي؟؟ گفتند اسلام به اينها احتياج نداره..اين چه جور باب العلميه؟؟ يا حضرت فاطمه كه برا فدك قد علم كرده بود.اگه كتاب زرين كوبو خونده باشي ميبيني كه پيامبر فدك رو به بيت المال بخشيده بوده اين موضوع به كرات در كتابهاي ديگه اومده…
جولای 31st, 2008 at 11:38 ق.ظ
سمط -اصفهان: 65.49.14.94
————————————–
تو را به خدا اینقدر نگویید اسلام یک چیز دیگه هست ولی اینا خرابش کردند
این یک مغلطه و اشتباه بزرگ است. به نظر من قوانین اصلی اسلامی که در عربستان سعودی اجرا میشه، صد برابر بدتر از ایران هست.
جولای 31st, 2008 at 12:47 ب.ظ
مگر… دين خدا نيست؟
جولای 31st, 2008 at 2:51 ب.ظ
خدايا ..خودت شاهدي..مي خوام شريعتي بخونم..
ولي مي رم مي بينم اون رو هم هيچ طرف قبول ندارن…!!!
اين ديگه چه وضعشه………!!!!!!!!!!!!!!
جولای 31st, 2008 at 4:02 ب.ظ
Nasim: 84.241.41.10
———————–
اين چه حرفيه؟؟مگه بايد قبولش داشته باشن كه بخوني؟؟تو به ديگران چيكار داري؟؟ خودت كه عقل داري ..ميتوني بفهمي كه حرفاش در چه سطحيه….
جولای 31st, 2008 at 4:55 ب.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17 گفت:
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ق.ظ
Nasim
کتاب اسلام شناسی
(شریعتی دو تا کتاب اسلام شناسی داره یکیش در مورد تاریخه یکی دیگش ربطی به تاریخ نداره)
………………………..
آگوست 2nd, 2008 at 10:29 ق.ظ
سردبیر محترم سلام
میخواستم اگه براتون امکان داره راجع به کلاهبرداری انبوه سازان شفق و شقایق با 14000شاکی تیتری در سایت بزنید. برای دریافت اطلاعات هم میتونید به وبلاگ زیر مراجعه کنید.
آگوست 2nd, 2008 at 10:30 ق.ظ
آدرس وبلاگ اعضای نگین غرب وردآورد:
http://www.neginegharb.blogfa.com
آگوست 2nd, 2008 at 10:52 ق.ظ
مثه اينكه سردبير خوابه…..چرا مطالب تازه درج نميكنيد.؟؟؟؟
آگوست 3rd, 2008 at 11:21 ق.ظ
Nasim: 85.15.36.227
خوب مثل اینکه خواهر ترزا نسیم می خواهند از دین صحبت کنند و قرآن
خوب شما بگو ببینم دابه العرض چیه ومشخصات دقیق فیزیکی و زمان رستاخیز و مکان رستاخیزش کجاست
هروقت درباره این سوال پاسخ دادی اونوقت بیشتر درباره دین مبین که شما ازش حرف می زنی مباحثه
خواهیم کرد
آگوست 3rd, 2008 at 11:30 ق.ظ
اغیران سرای جاوید: 65.49.14.83
در قرآن نوشته شده خورشید شب ها در چشمه گل آلود فرو می رود و صبح طلوع می کند
خوب شما که روشن فکر اسلامی هستی آدرس این چشمه کجاست؟؟؟؟
آگوست 3rd, 2008 at 11:33 ق.ظ
اغیران سرای جاوید: 65.49.14.83
در قرآن نوشته شده زنان شما کشتزار های شما هستند . هرگونه که می خواهید بر آنها درآیید.
خوب آقای دکتر شریعتی ثانی شما بگو عزیزم کشتزار یعنی چی؟؟
آگوست 3rd, 2008 at 11:49 ق.ظ
سوال: اگر انسان رو خدا آفرید
پس دایناسور ها رو چه کسی آفرید؟
سوال: انسان اول آفریده شد یا دایناسور ؟
سوال : خداوند اول دانه گندم را آفرید یا هاگ گیاه سرخس ؟
سوال : اگر من انسان صالحی بودم و به امام زمان ایمان داشتم اما مادرم – پدرم – خواهرم و برادرم نداشتند
و اما زمان ظهور کرد و همه خانواده من رو به دلیل بی ایمانی از دم تیغ مبارک رد کرد و به هلاکت
رساند اون وقت تکلیف زندگی من چیه ؟؟؟؟ من خانوادم رو به هر تفکری که داشتن دوست داشتم
اما ایشان تشخیص دادن که باید آنها رو کشت مثل بقیه دو سوم مردم دنیا
حالا شما مسلمانان بگید تکلیف من چیه آیا نباید انتقام خون خانوادم رو از قاتلشون بگیرم؟؟؟
یا باید به پاش سجده کنم؟
آگوست 3rd, 2008 at 11:57 ق.ظ
Nasim: 85.15.34.202
آیا قرآن دستکاری شده یا نشده؟
اگه شده که واویلا؟
اگه نشده پس چرا سوره رجم در قرآن نیست؟
سوال اگه نیست پس سنگسار حکم خداست یا سنت پیامبر؟
آگوست 3rd, 2008 at 1:15 ب.ظ
دیگه دارید شورش رو در می یارید
شما رمالها و فالگیرها رو با اماما یکی می کنید ؟؟!!!
ما توسل می کنیم به امامان اونا از خدا حاجت ما رو می خوان و صلاح باشد خدا می ده ما متوسل می شیم به اونا چون اونا معصوم هستن و به خدا نزدیکترن
وای بر شما که مسلمانی شما فقط به خاطر اسلام پدر و مادرتان است . روز عاشورا و تاسوعا پاشید برید نازی آباد بازار دوم دقیق نمی دونم ببینید چقدر مسیحی صف کشیدند تا غذای نذری بگیرن ببرن خونه هر دفعه چند دونه از برنجش رو بریزن تو غذاشون تبرک بشه شفای مریضشون و رسیدن به حاجتشون که از آقا ابوالفضل (ع) گرفتند بعد شما همه چیز رو با هم قاطی می کنید و آخرشم هیچی
اما بیایید رازی را که خودم تجربه کرده ام را به شما بگویم :
مشکلی داشتم مشکل بی نهایت بزرگ و درمانده و غریب مانده بودم که چه کنم تا اینکه به یه حاج آقایی زنگ زدم که یک دوست معرفی کرده بود اون فقط به من یاد داد که چه بگویم و چه بخواهم
از من خواست یک هفته از پنجشنبه شروع کنم و سوره یاسین را بخوانم و تقدیم کنم به روح خانم ام البنین و از خانم بخواهم که از پسرشون آقا ابوالفضل بخواد مشکلم را حل کند و 100 صلوات هم بفرستم .
و ذکرهای دیگر نیز آموخت .
اصلا باورم نمی شه که مشکلم حل شده . تلقین نیست مشکلی که داشتم از تلقین گذشته بود
الان هم هر وقت نیاز فوری پیدا می کنم 100 صلوات برای خانم نذر می گم می خواد باورتون بشه می خواد نه اما من قبولش دارم و حاجتم را هم می گیرم اصلا هم آدم خرافی نیستم اما خدا همیشه یه سری برگزیده روی زمین داره که مشکل مردم را حل کنند
آگوست 3rd, 2008 at 1:27 ب.ظ
چرا حذف کردی؟؟ هان مگه چی گفتم بهتر از حرفای بالایی ها بود یا به نظرات شخصی و مذهبی شما مغایرت داشت هان ؟؟!!!!
آگوست 3rd, 2008 at 1:30 ب.ظ
حسن کچل جان
اصلا از این خبرا نیست که امام زمان بیاد همه را از دم تیغ بگذرونه کی گفته اینا رو
ایشون می یاد که عدالت را پر کند نه خون و خونریزی راه بیاندازد
می یاد تا علیه بی عدالتی و ظلم قیام کند و ستمگران و ظالمان را بکشد نه مردم رو
تازه اگه خونواده تو از ظالمین و ستمگران هستند خوب خودتم بودی میکشتی منتظر امام زمان نمی شدی
آگوست 3rd, 2008 at 2:34 ب.ظ
فاطمه: 64.62.138.104
—————————-
چند سالته بابا ؟؟ خيلي بچه به نظر مياي.اين حرفارو از كتاب ديني سال دوم راهنمايي نوشتي؟؟؟
آگوست 3rd, 2008 at 3:08 ب.ظ
بهترین فیلتر شکن
http://www.ziddu.com/download/1827380/U89.exe.html
آگوست 3rd, 2008 at 4:24 ب.ظ
همه سایتهای فیلتر شده باز شدند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! باور کنید! همین الان امتحان کنید!!!!
آگوست 3rd, 2008 at 6:58 ب.ظ
فاطمه: 64.62.138.20
————————————–
از کدام سبک اسلام بیشتر خوشت می آید؟ سبک طالبانیسم، یا سبک القاعده ای؟
آگوست 3rd, 2008 at 7:51 ب.ظ
مهدي شيراز
_______________________________________________
سلام…خيلي دلم مي خواد بدونم دليل مسلمون شدن بعضي آمريكايي ها و اروپايي ها رو از نظر شما بدونم
همين يك هفته پيش يك گروه 6 7 نفري آمريكايي مسلمون شده بودند ..يكي دو تاشون موهاي بلندي داشتند و از پشت بسته بودند..لباس هاشون خيلي به روز بود ..ولي چهره هاي بسيار آرام و سخنان محكمي داشتند
نظرت راجب به اونها يا امثال اونها چيه..واقعا دوست دارم قضاوتتون رو بدونم حالا هر چه كه باشه
ممنون
آگوست 3rd, 2008 at 8:07 ب.ظ
فاطمه: 64.62.138.104
بعد از مدرسه که رسیدی خونه و تکالیفتو انجام دادی
برو کتاب های علامه محمد باقر مجلسی رو بخون ببین از نشانه های ظهور چی نوشته.
آگوست 3rd, 2008 at 8:11 ب.ظ
Nasim: 84.241.40.142 گفت:
یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۵۱ ب.ظ
_______________________________________________
سلام…خیلی دلم می خواد بدونم دلیل مسلمون شدن بعضی آمریکایی ها و اروپایی ها رو از نظر شما بدونم
همین یک هفته پیش یک گروه ۶ ۷ نفری آمریکایی مسلمون شده بودند ..یکی دو تاشون موهای بلندی داشتند و از پشت بسته بودند..لباس هاشون خیلی به روز بود ..ولی چهره های بسیار آرام و سخنان محکمی داشتند
نظرت راجب به اونها یا امثال اونها چیه..واقعا دوست دارم قضاوتتون رو بدونم حالا هر چه که باشه
ممنون
آهان الان برات این آمریکایی های تازه مسلمان هنوز مراسم سنگسار یا قطع یدین
ندیده اند . کاش اول می دیدند . 2. برای فروش البوم در پیتشون بین مسلمانان
آگوست 3rd, 2008 at 8:17 ب.ظ
از همین جا اعلام می کنم تفکر نسیم در برابر حسن فارس مثل بمب اتم در برابر تفنگ آب پاشه
نسیم حرفه ای و آموزش دیدست . پس از همه دوستان دعوت می کنم در بحث شرکت کنید و به کمک هم
در برابر نسیم قرار بگیریم .
آگوست 3rd, 2008 at 8:22 ب.ظ
شریعتی و آل احمد و یزدی و نسیم 1000 برابر خطرناک تر از خلخالی و لاجوردی و حسن فارس
هستند . اما خوشحالم که این حریف قدر امروز اینجاست
آگوست 3rd, 2008 at 8:46 ب.ظ
بچه ها ..
به جان خودم امشب توي 20:30 يك نمونه ديگه از خرافات مذهبي رو نشون داد كه مردم هفت مرتبه مي رفتن تو يك سوراخي تو كوهها بعد مي اومدن بيرون..هر چي هم كه مي خواستن و بر آورده مي شد شكلشو با سنگ رو زمين مي كشيدن مثلا خونه…ماشين.وو….
يعني يك تاريخچه ومناسكي رو خودشون رو يه كوهي درست كرده بودن به اسم يكي از ائمه ..سر خوابي كه يكيشون ديده بود..يه عده هم براي كنجكاوي اومده بودن ببينن چيه………………..
آگوست 3rd, 2008 at 9:03 ب.ظ
نگو حسن.. خطرناكه حسن…!!!! بهت مي خندن حسن………….
آگوست 3rd, 2008 at 11:24 ب.ظ
سلام به همگی.
فيلتر از مشهد شرمنده من اسم تو رو با اونکه اسمش “گوريل ” بود اشتباه گرفتم. قصد بدی نداشتم.
———–
حسن کچل، اين مطالبی که نوشتی حتی ترجمه قرآن نيست. کجا گفته خورشيد توی چشمه گل آلود غروب می کنه؟ اين فقط در مورد يه مکان خاص است که می گه وقتی خورشيد غروب می کنه مثل تين است که در آب های گل آلود پايين می رود. در مورد بقيه مطالبت هم همينطور من نمی دونم چرا ما ايرانی ها اينقدر دلم می خواد خودمون رو کارشناس نشون بديم. بابا تو رو جون هر کی دوست داريد وقتی يه چيز خونديد يا شنيديد سريع اظهار نظر نکنيد.
————–
مهدی شيراز سلام
خوبی؟
کتاب “پيامی که کرات . . . .” رو خوندم. واقعا آدم رو به فکر می ندازه . ولی خوب نشون می داد که کتاب خيالی است و واقعی نيست خيلی از مطالبی که می گفت هنوز اختراع نشده و وجود نداره مثلا در مورد عصای موسی که آون رو به يه رد ياب نفت اطلاق کرده بود اصلا همچين چيزی وجود نداره برای کشف نفت و آب ميليون ها بلکه ميليارد ها دلار هزينه می شه و راه های پر هزينه و پيچيده ای داره و اين طور نيست که با يه دستگاه کوچک قابل انجام دادن باشه(اين رشته دانشگاهی منه)
اما در مورد آخرت چيزی نمی گفت يا چيزی نداشت که بگه. در کل من نمی تونم باور نم که منو يه موجود فضايی پيشرفته آفريده هر چند دليل آوردنش خيلی آسون و باور کردنيه.
————————-
سردبيرم که خوابه، يا خبر جديد نيست!!
آگوست 4th, 2008 at 12:40 ق.ظ
Nasim: 84.241.40.142
———————————————–
به نظر من در همه دنیا، مردم از یک دین به دین دیگر می روند و تغییر دین، چیز عجیبی نست. ولی در مورد اسلام، چون تبلیغات منفی زیادی هم در کنارش قرار دارد، رسانه ها و خصوصا رسانه های اسلامی و خصوصا ایرانی، آن را بزرگ می کنند. در واقع به علت تبلیغات تلویزیون های اسلامی هست که احساس می کنید اتفاق عجیبی افتاده. یک نکته دیگر اینکه، قرانی که در اختیار دارند، معلوم نیست به چه صورتی است. من در یک مورد خبر دارم که شخصی ایرانی، در هلند، قرانی چاپ کرده بود و تمام آیات خشن را حذف کرده و یک آیه هم بر آن اضاف نموده است. ضمنا ، آنها زمانی که مسلمان می شوند از نقاط تاریک و خشن اسلام همچون سنگسار اطلاعی ندارند. و با توجه به اینکه سنی می شوند از خرافات های شیعه گری چیزی نمی دانند.
محسن اصفهان: 217.219.1.17
———————————————–
من هم گفتم که با تمام مغالطاتی که داره، و مثلا خدای اصلی را مشخص نمی کنه و تعریف و تمجید زیاد از اسرائیل، با این حال، آدم رو به فکر می اندازه. همین که آدم رو به فکر می اندازه، خیلی جالب هست.
اگر در سایت یوتوپ جستجو کنی فیلم های جالب تری هم پیدا می کنی. حتی نقاشی هایی که یوفو ها روی مزرعه ها کشیده اند هم جالب است.
آگوست 4th, 2008 at 12:59 ق.ظ
قرآن هيچ گونه تغييری نکرده اين رو حتی گروه های تحقيقاتی(نه گروه های ديگر و هدف دار) غير مسلمان هم تاييد می کند. اين که يه نفر پاشه آيات خشن رو حذف کنه يه کار بی پايه است. اين مسيله واضح و روشن است بالاخره خشونت جزيی از زندگی بشره مثل هر چيز بد ديگه (حسد ، تهمت و … ) و در نهايت و پس از راه های مناسب در آخر بايد خشونت رو با خشونت جواب داد اين که فکر کنيم هميشه بايد همه چيز تميز و با لطافت و مهربانانه و پاستوريزه!!! باشه يه خياله خيلی ايده آل نگرانه است. اسلام چون دينی ات که تنها به آوردن پيام ختم نشد (و به واسطه قبول مردم و پايان رسيدن مرحله رسالت) به تشکيل حکومت منجر شد دارای قوانين حکومتی و اجتماعی است و اين يک امتياز محسوب می شه نه نقص! پس بايد سعی کرد که آنها را به صورت روشن درک کنيم. و بتوانيم آنها را به بهترين صورت در زمان های مختلف اجرا کنيم (نه آنها را حذف کنيم)
——————
مهدی جان تو به وجود يوفو ها اعتقاد داری؟!؟!
آگوست 4th, 2008 at 1:03 ق.ظ
مهدی شيراز
——————
در مورد تغيير دين با تو موافقم ولی اطلاعاتم در اين مورد خيلی کمه
واقعا نمی دونم چرا روی تغيير دين اين همه پا فشاری شده؟؟؟؟
اگه منبعی داری خبر بده
آگوست 4th, 2008 at 2:58 ق.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17
———————————————
در مورد احکام فقهی اسلام باید تجدید نظر کرد. چرا که احکامی بودند مربوط به آن زمان و مکان. امروز بعد از 30 سال اجرای این قوانین ، می بینیم که کشور ما از لحاظ جرم و جنایت به جایی رسیده که مقام اول در زمینه اعدام ها را داریم. بنابراین آن احکام به درد امروز نمی خورد چرا که امتحانش را پس داده.
من به وجود یوفو ها اعتقاد دارم و مطمئن هستم که دنیاهایی دیگر هم وجود دارد. ولی به رائلیسم و آن کتاب اعتقاد ندارم و همچنان به وجود خدای یکتا ایمان دارم. ولی در زمینه دین، معتقدم که همه ادیان بر حق هستند (پلوراریسم) و نمی توان گفت همه باطل هستند و دینی که ما قبول داریم بر حق. داستان فیلی در تاریکی حضرت مولوی را که حتما می دانید، هر کسی بنا به درک و احساس خودش ، فیل را به یک چیز تشبیه می کرد. آخوندها می گویند، آن چیزی که ما می گوییم درست است و بقیه کافر هستند.
تاکید کنم که من اسلام را دوست دارم، تا جایی که با عقل در تضاد نباشد. من ولایت فقیه را که اصلا قبول ندارم. چرا باید یک فرد به جای من تصمیم بگیرد.
در زمینه آن کتاب و رائل هم، امروز داشتم با دوست فرانسویم در موردش صحبت می کردم. با توجه به اینکه کلود رائل، فرانسوی بوده ، از او پرسیدم مردم فراسه در موردش چه فکر می کنند، گفت او را قبول ندارند. با این حال به او گفتم، خوش به حال این دموکراسی شما که هر کسی قادر است بدون اینکه بترسد، عقیده اش را بیان کند. در کشورما اگر کسی چنین چیزی بگوید فورا اعدام می شود.
آگوست 4th, 2008 at 4:03 ق.ظ
محسن اصفهان: ۲۱۷/۲۱۹/۱/۱۷
————————————-
این فیلم خیلی خوب تصویر برداری شده از یوفو :
http://www.youtube.com/watch?v=YXUX4XcL7LI
آگوست 4th, 2008 at 12:24 ب.ظ
محسن جان
دلیل نمی شه چون تو فقط این دنیا رو می بینی و به کهکشانها و جاهای دیگر توی این دنیا نمی تونی دست پیدا کنی پس وجود ندارد
من نمی دونم چند سالته ولی دقیقا” عین پسر 2.5 من فکر می کنی
پسرم وقتی از جلوی سوپرمارکت نزدیک خونمون رد می شیم و براش قاقا لی لی نمی خریم خیلی گریه می کنه چون فکر می کنه که دیگر سوپر مارکتی وجود ندارد و دیگر نمی تونه خوراکی بخوره
تو همینطور چون نمی بینی دلیل نداره که وجود نداشته باشد حداقل مطالعه کن بعد بیا حرف بزن زشته بخدا اینجوری حرف بی حساب زدن
آگوست 4th, 2008 at 3:49 ب.ظ
محسن اصفهان: 217.219.1.17
ما آزادی که نظ ربدی من هم آزادم که بگم اسلام یکسری قوانین مافیایی که افرادی که چه در 1400
پیش بر سر قدرت بودند چه الان برسرقدرت هستند از این قوانین برای ایجاد ترس و کشتار
استفاده کردند . قبیله بنی قریضه در 1400 سال پیش قتل عام شد . شاید کارشناس نباشم
اما فاسد نیستم و سعی می کنم چهره واقعی اسلام رو از روی تاریخ بشناسم
اسلام یه درخت که فقط با ریختن خون انسان ها به حیات خودش ادامه می ده
آگوست 4th, 2008 at 6:31 ب.ظ
اينا افكار سايت افشا و زنديق و 23 سال علي دشتيه. و …………نه نظر تو!!!!!!!!!!!!!
آگوست 5th, 2008 at 4:01 ق.ظ
اینا همه اش دروغه مخصوصا فالها و دعاهایی که برای ازدواج میگیرند
آگوست 5th, 2008 at 8:40 ق.ظ
حسن کچل تو از همشون خطرناکتری..
آگوست 5th, 2008 at 9:43 ق.ظ
حسن کچل:
سلام…خیلی دلم می خواد بدونم دلیل مسلمون شدن بعضی آمریکایی ها و اروپایی ها
—————————–
وقتی ایران که ÷رچم اسلام رو با قاطعیت علم کرده و دزدی و تجاوز در سایه این دین مبین حلال میباشد چرا که مسلمون نشن..ولی 95 درصدشون سنی میشن نه شیعه.چون میدونن شیعه ساختگیه….اونا با اطلاعات مسلمون میشن نه مثه ما چشم بسته حتما حقانیت سنی رو درک کردند..
آگوست 5th, 2008 at 9:05 ب.ظ
سردبیر محترم سایت 7 تیر لطفا به ما در اطلاع رسانی برای احقاق حق 14000نفر از هموطنان مالباخته یک انبوه ساز کلاهبردار که دست بر قضا روحانی هم هست کمک کنید.(مدیر عامل انبوه سازان شفق بنام حجت الاسلام غلامرضا فروغی است که با وثیقه 700میلیارد تومانی هم اکنون آزاد است)
آدرس وبلاگ اعضای نگین غرب وردآورد(با 6000نفر شاکی از 14000شاکی انبوه سازان شفق و شقایق):
http://www.neginegharb.blogfa.com
لطفا یک تیتر از این جریان که بیشترین شاکی یک انبوه ساز در طول تاریخ قضایی ایران را دارد بزنید
آگوست 6th, 2008 at 8:13 ق.ظ
سردبیر به پیشنهاد این مالباخته گوش کنید..مالباخته شفق خودتم جز اون مالباخته هایی؟؟
آگوست 6th, 2008 at 8:46 ق.ظ
حرفهارو سه جا باور نکن.1- پای منبر 2- پای منقل 3- توی بغل
آگوست 6th, 2008 at 3:12 ب.ظ
بله دوست عزیز من هم از مالباختگان این روحانی نمای از خدا بیخبر(غلامرضا فروغی) هستم که از سال 80 تا 4سال قبل 30000000 تومان به حساب شرکت این نامرد(شفق و شقایق) پول واریز کرده ام و اکنون بعد از 7 سال میگویند واحد نداریم و بیایید پولتان را با سود اندک پس بگیرید!!!
آگوست 7th, 2008 at 1:27 ب.ظ
مالباخته عزیز همینکه گفتن بیا پس بگیر خودش خیلی یه.
ممکن بود بیان سرتونو زیر آب کنن و به علت اراذل اوباشی اعدامتون کنن.
آگوست 7th, 2008 at 8:40 ب.ظ
سردبیر محترم سایت 7تیر والا بخدا اگه به ما جواب نه هم میدادی ما نمیگفتیم چرا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما حتی حاضر نشدی بگی نه
آگوست 9th, 2008 at 3:42 ق.ظ
قابل توجه كاربراني كه مي گويند دردين زرتشت ازدواج با محارم اشال ندارد يك اشتباه محض است.
بنده مسلمانم اما كنجكاوي من باعث شد برم مطالعه كنم وببينم چرا باتوجه به اينكه ايرانيان يكتا پرست بودند وپيامبرهم داشتند .تازيان به چه علت اسلام رااوردند ايران چرا نبردند آمازون كه هيچ پرستند.
اهنودگات هات31بند11 زرتشت ميفرمايد.
اي خداوند خرد هنگامي كه درروزازل جسم وجان آفريدي وازمنش خويش قدرت انديشيدن وخرد بخشيدي.زماني كه به تن خاكي روان دميدي وبه انسان نيروي كاركردن وسخن گفتن ورهبري كردن عنايت فرمودي خواستي كه.
هركس به دلخواه وبا كمال آزادي كيش ودين خود را انتخاب كند.
آگوست 9th, 2008 at 3:51 ق.ظ
همگي خسته نباشيد
آگوست 9th, 2008 at 8:08 ق.ظ
در مونده نباشی پسر گلم.
آگوست 9th, 2008 at 1:36 ب.ظ
فيلتر كاره ت بيسته .اما سردبير چكار كنيم كه سانسور ميكنه انگار سانسور كردن توخونشه .اميدوارم اينطور نباشه
آگوست 9th, 2008 at 1:37 ب.ظ
مراسم ازدواج دردين زرتشت
نخستين گام ، خواستگاري است و تحصيل رضايت دختر و پدر و مادر او است . پس از حصول رضايت مراسم به اين صورت انجام مي گيرد :
1- بستگان درجه يك پسر به خانه دختر مي روند و نامه اي از پسر خطاب به پدر و مادر دختر همراه مي برند . محتواي نامه بر روي كاغذ سبز نوشته مي شود تا از ميمنت و مباركي برخوردار باشد .
2- چند روز بعد از طرف خانواده دختر پاسخ نامه نوشته مي شود و با تشريفاتي مشابه به خانه پسر توسط بستگان درجه يك دختر برده مي شود . طبق تعاليم زرتشت : هر دختر يا زني را كه خالي از موانع زناشوئي باشد ، مي توان خواستگاري كرد . رضايت طرفين به معناي انعقاد پيمان زناشوئي نيست .
3- از طرف خانواده پسر ، يك حلقه ، يك سيني نُقل و چند كلّه قند و چند متر پارچه جهت لباس دختر تهيه مي شود . در روز معيّن اين اشياء به خانه عروس برده مي شود . حلقه توسط يكي از بستگان درجه يك داماد به انگشت دختر مي شود و پذيرائي به عمل مي آيد .
4- چند روز بعد ، اقدامي مشابه از سوي خانواده دختر در حق داماد بعمل مي آيد .
در تعاليم زرتشت آمده است كه : ” تشريفات نامزدي را هنگامي مي توان اجرا نمود كه دختر كمتر از 14 و پسر كمتر از 16 سال نداشته باشد . تشريفات نامزدي با مبادله حلقه و هدايا در حضور بستگان و لااقل ” هفت نفر ” معتمدِ زرتشتي كه كمتر از 25 سال نداشته باشند ، انجام مي يابد ” .
5- در هنگام ازدواج يعني پس از مراسم نامزدي ، اقدامات زير صورت مي گيرد : وكيل پرسان يا ” دهموبد ” كه پيشواي مذهبي باشد ، به اتفاق عده اي از مهمانان داماد كه تعدادشان نبايد از ” هفت نفر ” كمتر باشد ، به منظور گرفتن رضايت دختر براي انجام مراسم عقد به منزل عروس مي روند . عروس به حمام رفته ، آرايش كرده و در صدر مجلس مي نشيند و يك پارچه سبز روي سر او مي اندازند به طوري كه صورتش پيدا نباشد . زنهاي ديگر در دو طرف او قرار دارند . دهموبد و همراهان در حالي كه لاله هاي روشن در دستشان است ، با آهنگ هبيروشاباش وارد شده و جلو عروس مي روند و پيشواي مذهبي از دختر مي پرسد :
بنام خدا از شما ” دخت … ” مي پرسم آيا با زناشويي با ” پور… ” راضي هستي ؟
” دهموبد ” اين سئوال را چند مرتبه در ميان هلهله و شادي تكرار مي كند . غالباً در مرتبه سوم يا هفتم عروس مي گويد : بلي . پس ” دهموبد ” از عروس مي پرسد : چه فردي را نماينده يا وكيل خود قرار مي دهي ؟ عروس پدر يا برادر خود را به اين سمت نامزد مي كند . پس از شنيدن اين اقرار ، ” دهموبد ” و همراهان به منزل داماد باز مي گردند .
6- گواه گيران ؛ نماينده عروس به اتفاق عده اي از ميهمانان عروس به خانه داماد مي آيند و اشياء زير را با خود مي آورند : يك تخم مرغ ، يك قطعه پارچه سبز ، لباس داماد ، چند كلّه قند و مقداري شيريني و آويشن و سنجد . آنگاه آئين مذهبي ” گواه گيران ” ( = عقد ) آغاز مي شود . داماد در صدر مجلس و نماينده عروس روبروي او نشسته است . ” دهموبد يا موبد ” در كنار داماد قرار مي گيرد . پس از تحقيق در اينكه عروس و داماد قبلاً با ديگري در رابطه با زناشوئي حرفي نزده اند و يا قرار ازدواج نگذاشته اند ، اوستا را با صداي بلند مي خوانند . در اين هنگام داماد و نماينده عروس ايستاده و ” كمربند مخصوص ” ( = كُشتي ) را از كمر باز كرده و دوباره آن را مي بندند . سپس موبد ، مراسم گواه گيران را كه به منزله اجراي صيغه عقد ازدواج زرتشتيان است ، انجام مي دهد . پس از پايان ، ايستاده و دعاي تندرستي عروس و داماد را مي خواند . در تمام اين مدت داماد و نماينده عروس دست در دست بر روي قند دست گذارند . پسر بچه اي كه معمولاً با داماد نسبت نزديكي دارد ، پشت سر داماد مي ايستد و انار شيرين و پارچه سبز و قيچي و تخم مرغ و .. را در دست گرفته ، روي سر داماد نگاه مي دارد . پس از پايان مراسم ” دهموبد ” تخم مرغ را با تمام قدرت و نيرو از پشت بام به خارج مي اندازد و انار شيرين به داماد داده مي شود كه بعدها با عروس بخورند .
7- عروس كشان ؛ يا عروس بران . چون آخر شب مي شود ، پس از صرف شام و پراكنده شدن ميهمانان ، ” دهموبد ” به همراه چند تن از نزديكان داماد به خانه عروس
مي آيند تا عروس را به خانه داماد ببرند . (1)
جدایی و علل آن
در آئين زرتشت ” طلاق ” اختياري نيست . چهار چيز عامل طلاق مي شود . در ” بند هشنِ 34 ” آمده است كه :
1- آنگاه كه بستره شوهر خويش ببرد و بي رسمي كند و ناشايستي از او پديدار آيد . 2- آنگاه كه دشمنان پنهان كند و شوهر نداند . 3- آنگاه كه جادوئي كند و يا آموزد . 4- آنگاه كه فرزند نزايد و عقيم باشد . موارد ديگر نيز منجر به طلاق مي شود : هرگاه در هنگام عقد ، زن يا شوهر ديوانه بوده يا اخلال مشاعر داشته باشند . يا پس از مزاوجت معلوم شود كه شوهر عقيم است . هرگاه در حق زن ستم شود . هرگاه زن زنا كند و يا مرد با زن ديگري زنا كرده باشد . اگر زن نافرماني كند . اگر زني شوهر ديگر يا نامزد ديگر داشته و آن را پوشيده باشد ، ازدواج بعدي باطل مي شود . هرگاه شوهر پنج سال غيبت دائم داشته باشد. (2)
مراسم سدره پوشي
و آن پوشيدن پيراهني كوچك شبيه زير پيراهني است كه به شكل خاصّي دوخته مي شود . سدره پوشي ، تايخ بس درازي دارد كه به عصر ” جمشيد ” مي رسد . سدره پوشي از واجبات آئين زرتشت است . در دوره باستان از سن پانزده سالگي كه سن بلوغ بود ، سدره بر تن مي كردند و كمربند مخصوص را بر روي آن مي بستند . بعدها اين سنّت واجب از 15 سالگي به هفت سالگي تنزل كرد . وقتي دختر يا پسري زرتشتي به سنّ هفت الي پانزده سالگي رسيد و معلومات مذهبي را از اوستا فرا رگفت ، اولياي او روزي را براي برگزاري مراسم ” سدره پوشي ” و بستن ” کشتی ” به كمر او تعيين مي كنند و از خويشان و دوستان براي برگزاري اين مراسم دعوت مي نمايند . در روز موعود ابتدا سفره بزرگي را گسترده و آن را با اشياء زير تزئين مي كنند : مجمر آتش ، ظرف صندل ، چوب عود ، سيني خشكبار ( پسته ، بادام ، گردو ، فندق ، قيسي ، سنجد ، برگه آلو زرد ، انجير ، نارگيل و … و مقداري نقل و شيريني روي آن پاشيده كه زرتشتيان آن را لرك گويند ) و مقداري گل و سبزه و آويشن و برنج و … سر سفره مي گذارند . آنگاه پسر يا دختر ، پس از پوشيدن سدره ، در يك طرف سفره رو به خورشيد مي نشيند . اگر مراسم قبل از ظهر باشد ، كودك سدره پوش رو به مشرق مي نشيند و اگر بعداز ظهر باشد ، رو به مغرب . ” موبد ” روبروي او قرار مي گيرد و مراسم را با خواندن ” اورمزديشت ” يا آتش نيايش ، آغاز مي كند . آنگاه موبد به طرف ديگر سفره رفته ، پشت سر كودك قرار مي گيرد و ” کشتی ” را به كمر بچه مي بندد . در تمام اين مدت ، كودك آستينهاي ” مبود ” را در دست گرفته و در خواندن سرود با او هم آهنگ مي شود . پس از پايان مراسم ، كودك سر جاي خود مي نشيند ، ” موبد ” به جاي اول خود رفته ، در مقابل كودك ، به حال ايستاده ، اوستاي تندرستي را به نام كودك مي خواند . در حال سرود خواني ، مقداري آويشن و برنج و شيريني مخلوط را به تدريج به سر كودك مي ريزد. (3)
در كتب پهلوي واژه ” شپيك ” به جاي ” سدره ” به كار رفته است . در گذشته ، سدره را از پارچه پشمي ، ابريشمي يا پنبه اي درست مي كردند و در حال حاضر ” سدره ” را از ململِ سفيد درست مي كنند . در متون مذهبي زرتشتي آمده است كه ” سدره ” بايد از پوست و پشم و مو و پنبه و ابريشم درست شده باشد . در برخي متون ديگر آمده است كه ” سدره ” را مي توان از هر جنسي درست كرد . ولي ” سدره ” اي كه ريشه گياهي داشته باشد ، درست همان چيزي است كه در كتابهاي مقدس به آن اشاره شده . اثرات و خاصيّت ” سدره ” ، بندگي اهورامزدا است و به منزله زره و جوشني است كه صاحب آن را از شرّ تمايلات نفساني و صفات رذيله حفظ مي كند . ” سپيدي ” علامت آئين زرتشتي است . از هرگونه لباس سياه بايد دوري جويند ، حتي در مجالس عزا و سوگواري . (4)
مراسم کشتی بستن
کشتی بستن نيز از ضروريات دين زرتشتي است . وقتي كودك به سن هفت ، يا ده ، يا پانزده سالگي رسيد ، بايد کشتی ببندد . اين سنت نيز به ” جمشيد ” نسبت داده شده است . در متون مذهبي زرتشتي آمده است كه : ” جمشيد رسم کشتی بستن نهاد ” يا : ” کشتی به دستور جمشيد بود ” . اين رسم قبل از ظهور زرتشت در ميان آريائيها جاري بود و زرتشت آن را رسميّت داد و مقرر فرمود كه طبق آئين آن را بر روي ” سدره ” به كمر ببندند . در شاهنامه فردوسي از شخصي به نام ” هوم ” كه مردي زاهد و پرهيزگار بوده ، حكايتي نقل شده است ؛ ” فردوسي ” مي گويد : ” هوم بر بالاي كوهي بر سيره مرتاضان به عبادت مشغول بود و رياضت مي كشيد . وقتي افراسياب از دست لشكريان كيخسرو فرار مي كند و در كوهها سرگردان مي شود ، به دست اين پيرمرد زاهد اسير مي گردد . ” هوم ” او را با کشتی مي بندد تا به درگاه كيخسرو رساند ” . موضوع کشتی بستن ، چنان قدمتي تاريخي دارد كه در ميان آراينهاي باستان رسمي رايج بود . در كتاب ” بندهشن ” باب 10 و 5 آمده است كه : در هر جاي دنيا كه كرداري نيك از بِهديني ( = زرتشتي ) سر زند ، همه كساني كه کشتی بسته اند ، از آن ثواب بهره مند مي گردند . ريسمان کشتی را در عهد باستان از پشم گوسفند ، موي بز و پشم شتر و پنبه درست مي كردند . ولي امروز زرتشتيان کشتی را از پشم گوسفند درست مي كنند .
ريسمانِ کشتی ، بند بندگي ” اهورا مزدا ” است كه بايد زرتشتيان در همه حال آن را با خود داشته باشند . فرد در حال آب تني و نيز زن حائضه بايد آن را از خود دور كنند . نداشتن کشتی ، از گناهان كبيره است . اين ريسمان از 72 رشته نخ بافته شده است . اين 72 رشته نخ اشاره به 72 بند ” يسنا ” مي باشد . تقسيم آن به شش قسمت 12 رشته اي ، اشاره به شش چهره و دوازده ماه ال مي باشد . ريسمان را بايد سه دور به كمر داد . اين سه دور يادآور سه واژه ” همت ” ، ” هوخست ” و ” هورشت ” است . در موقع بستن ” کشتی ” ، بايد اين سه واژه را در نظر داشت . ريسمان را بايد چهار ره زد . در گره اول زرتشتيان گواهي مي دهند به ” خداي يگانه ” ، در گره دوم گواهي مي دهند كه ” دين زرتشت ” بر حق و از طرف خداوند است . در گره سوم به رسالت و ” پيامبري زرتشت ” گواهي مي دهند . در گره چهارم به پذيرفتن سه اصل مهّم مزديسنا : ” انديشه نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك ” ، اعتراف مي كنند . (5)
احكام اموات
فرد متوفّي مراسمي دارد : ابتدا پلك هاي او را بسته ، پاهايش را تا زانوها تا مي كنند . پس از آن وي را در خانه اي طاهر روي تخت خواب آهني يا روي زمين سنگ فرش مي خوابانند و با روپوشي تميز او را مي پوشانند . زيرا در آئين زرتشت مرده ناپاك است و با هرچه تماس پيدا كند ، آن را آلوده مي كند . آنگاه به مرده كشها كه تعدادشان زوج است يعني 2 يا 4 نفرند ، خبر مي دهند . پس از غسل و تجديد کشتی ، ميّت را در تابوتي كه آن را گهن يا گاهان گويند و از فلز ساخته شده ، گذاشته ، به آرامگاه مي برند و نزديكان متوفي چند گامي او را مشايعت مي كنند . تشييع جنازه بايد در ساعات روز باشد و دفن بايد قبل از غروب انجام گيرد . دفن اموات در شب
جايز نيست .
بنابر يك رسم ديرينه زرتشتيان اموات خود را در ” دخمه ” ها مي گذارند . اين سنت در ايران و هند كم و بيش هنوز جاري است . برخي از مراكز زرتشتي نشين ايران به اين سنت پاي بند هستند . زرتشتيان ايراني به دخمه ” دادگاه ” مي گويند و زرتشتيان هند به آن ” دخمو ” گويند . اروپائيان آن را ” برج سكوت ” ناميده اند . دخمه محوطه اي است مدّور كه در بالاي كوه بلندي قرار دارد و غالباً از آباديهاي اطراف چند فرسنگ فاصله دارد . ديوار اطراف دخمه را از سنگ و سيمان مي سازند و يك درب كوچك آهني براي ورود و خروج دارد . محيط دخمه در حدود صد متر است . سطح داخلي آن از ديوار به طرف مركز سراشيب مي باشد . در وسط دخمه چاه عميق و وسيعي حفر شده است . در چهارگوشه خارجي آن بيرون از ديوار دخمه چاهها تا حدود يك متر باشن و سنگ ريزه پر شده است . چاه وسطي دخمه را زرتشتيان ايران ” براده ” يا ” استه دان ” ( = استخوان دان ” مي گويند . فردوسي ” استه دان ” را ” ستودان ” آورده است :
سرِ جاودان را بِكَندم زِتَن سَتُودان نديدند و گور و كفن
اسدي طوسي نيز مي گويد :
ستوداني از سنگ خارا برآر زبيرون بر او نام من كن نگار
سطح داخلي دخمه از ديوارها گرفته تا استه دان را به سه قسمت دايره اي شكل تقسيم كرده اند ؛ قسمت اول كه از ديوارها آغاز مي شود و بزرگتر از قسمت دوم و سوم است ، ويژه اجساد مردان است . قسمت دوم براي زنان و قسمت سوم كه وصل به استه دان است ، براي كودكان و بچه ها است . هريك از اين قسمت هاي سه گانه به قطعات كوچك تر تقسيم شده كه هر قطعه ويژه يك ميّت است . شيارهاي كوچكي بين اين قطعات كنده شده تا آب باران وكثافات از اين شيارها به داخل استه دان برود . چون مرده را به درون سردابه مي گذارند ، بايد سر او را به سوي باختر ( = خورشيد ) قرار دهند تا صورت وي به طرف مشرق باشد . سردابه بايد به درازاي 180 سانت و پهناي 70 سانت و گودي 2 متر باشد كه براي كودكان و خردسالان فرق مي كند . اين سردابه براي مرده هائي است كه در دخمه گذاشته نشوند ، دخمه گذاري ميت به خاطر هزنيه اندكي كه دارد ، براي فقير و غني و بزرگ و كوچك امتيازي محسوب نمي شود و همه يكسان هستند . با اين عمل مرده پرستي و گور پرستي رواج پيدا نمي كند و چون قبري وجود ندارد ، همه اموات در دخمه اي كه بالاي كوه است قرار مي گيرند و ديگر جنبه تشخّص خانوادگي و آرامگاه سازي در كار نيست .
يك محقّق ايراني مي گويد : در آئين مزدائي بسياري از معتقدات دين بودائي هندي منعكس است . عامل اصلي و اساسي در اينجا ” آتش ” است . ” آتش ” در محراب زبانه مي كشد و با هداياي دائمي از خاموشي آن جلوگيري مي شود . با اين حال شيوه ستايش در دين ايراني بيشتر آشكار است . درست به همين دليل از سوزاندن و دفت مردگان خودداري مي شود ، زيرا عقيده بر آن است كه نعش مردگان آتش و زمين را كه پاكيزه اند ، ملوّث خواهد نمود . از اين رو ، نعش مردگان را به دشتها برده و طي تشريفات خاصي در هواي آزاد قرار مي دهند . (6)
” كريستن سن ” مي گويد : ” ونديداد ” مجموعه اي است از قواعد ديني راجع به انواع ناپاكي ها و گناهان ووسائل تطهير و توبه و استغفار . در اين كتاب از انواع تعدّي به موجودات اهورائي ( انسان ، سگ ، بيدستر ) و طريقه رفتار با اجساد مردگان و غيره سخن رفته است . برطبق اين قواعد مردگان را بايد در ” دخمه ” نهاد و طعمه پرندگان ساخت . زيرا تدفين مردگان يا سوزاندن اجساد باعث آلايش عناصر مي شود . مراد از عناصر ، آب ، باد ، خاك و هوا است . لذا زرتشتيان اين كار را حرام مي دانند . دست زدن به زنان حائض نيز باعث ناپاكي و نجاست است. (7)
دخمه گذاردن مردگان از عادات ايرانيان عهد ساساني بود . ” هيون تسانگ ” زائر بودائي مي گويد : ايرانيان غالباً اجساد مردگان خود را در بيابان رها مي كردند . چون ” سياووش ” نمي خواست كه برابر عادات جاريه زندگي كند ، زن خود را كه مرده بود ، برخلاف مردم ، دفت كرد. (8)
پانوشت ها :
1 – ن . ك : اردشير آذر گشسب / آئين زناشوئي زرتشتي 22- 29
2- همان 31- 34
3- ن . ك : آئين سدره پوشي 21- 25
4- ن . ك : همان 10- 11
5- همان 12 ، 14 ، 15 ، 16
6- ن . ك : اردشير آذرگشسب / آئين كفن و دفن مردگان زرتشتي 22 ، 23 ، 31 ، 34 ، 35 ، 36
7- ن . ك : ايران در زمان ساسانيان 52
8- ن . ك : خدمات متقابل 222
:
پنجگاه نماز در دین زرتشت
اسفندیار رویین تن در اوستا
بهشت و دوزخ در دین زرتشت
آیین زناشویی در ایران باستان
صد و یک نام خداوند در دین زرتشت
اهمیت ازدواج در فرهنگ غنی ایرانی
آتشکده ها و مکانهاي دینی ایران باستان
ظهور زرتشت , فحشا در یونان باستان , مقایسه تمدن ایران و یونان
آگوست 11th, 2008 at 8:33 ق.ظ
متحیر—-ابادانی:
——————————-
بالاخره یکی پیدا شد ارزش کارای مارو بفهمه..دمت گرم
آگوست 11th, 2008 at 4:36 ب.ظ
alham jan shoma ham kos bedid bad nist 09354857421
آگوست 12th, 2008 at 12:15 ق.ظ
حسن کچل کسن با اينکه تو نظرت و بگی مخالف نيست به قول يه بزرگی: “من با تو مخالفم ولی حاضرم جانم را برای اينکه تو بتونی آزادانه حرفت را بزنی بدهم.” اما واقعا حد اقل اينقدر تخقيق کن و اين قدر به حرفت ايمان داشته باش که با يه نگاه افراد ماهيت پوچ و بی پايه حرفت نمودار بشه. قصد توهين ندارم ولی می خوام رک بگم. به قول قديمی ها اولحرف و مزه مزه کن بعد بزن آخه حرفايی که اينجا نوشتی فقط برای به نظر خودت مچ گيريه نوشتی بنی قريظه قتل عام شد. خوب درسته قتل عام شد. چی کار کردن که اين بلا سرشون اومد؟ اگه نقششون اجرا می شد اون موقع مسلمونا قتل عام نمی شدن؟
آگوست 12th, 2008 at 11:19 ق.ظ
کسی نیست بره ضمانت سردبر رو بکنه تا از بازداشت بیرون بیاد و برامون مطلب بذاره
آگوست 13th, 2008 at 8:07 ق.ظ
زر نزن بچه..تو دیگه نمیخواد به فکر سردبیر باشی..خر فهم شد یا نه؟؟؟
آگوست 14th, 2008 at 11:49 ق.ظ
مامان منم به دعا نویسها اعتقاد داره تا یه دعا نویس میاد تو محله مون اولین کسیه که میره پیشش ولی تا حالا نتیجه ای نگرفته.در مورد اماما منم با فیلتر موافقم اونا هم انسانهایی عادی و قدرت طلب بودن.کسایی هم که میرن زیارتگاهها ونذر و نیاز میکنن ونتیجه میگیرن به دلیل اعتقاد قلبی شون نتیجه میگیرن اگه با همون اعتقاد سر مزار یزید هم برن نتیجه میگیرن.اگه اماما از طرف خدا بودن خدا صریح و روشن تو قران میگفت تا حداقل اینهمه مشکل واسه اونا پیش نیاد.در مورد خامنه ای مگه همین الان ازش بت نساختن که منتظر 50 سال دیگه هستین همین الان هم مثل مقدسین ازش صحبت میشه یه موجود اسمانی که اشتباهی مرتکب نمیشه پدری اسمانی ومهربان با قیافه ی نورانی که نگاهش کافیست ادم بدا رستگار بشن ولی خوب که دقیق میشیم پشت اون قیافه ی مهربان یک دژخیم خودکامه میبینیم که ابروهاش عینهو شمر تو هم رفته وهیکلش روز به روز چاقتر میشه و بدتر از استالین احساس مالکیت نسبت به مردم تا عمق جانش فرو رفته و باورش شده که مقدس و اسمانیست.
آگوست 15th, 2008 at 10:03 ب.ظ
عاطفه شیراز
انسانهای معتقد نظرشون این نیست که امامها و امامزاده ها حاجاتشونو برآورده میکنن بلکه به این خاطر به زیارت ایشان میروند که چون آنها پیش خداوند متعال ارج وقربی داشته اند برای مردم عامی که گناهکارند و خدا به خواسته هایشان توجه نمیکند نزد پروردگار شفاعت کنند تا بلکه خدا به آنها نظری افکند و خواسته شان را اجابت کند.
یا حق نظرت بر نگردد
آگوست 16th, 2008 at 8:16 ق.ظ
l گفتم : میاید گفت مگه رفته بود که بیاد ؟ گفتم : دلتنگم گفت : مگر زیارتش نمی کنی ؟گفتم : جهان رو پرنور میکنه گفت : مگه شعشعه حضورش رو نمیبینی ؟ گفتم : زحم درویش دل را می آزاره گفت :هر چه از دوست رسد نیکوست گفتم : غایباست گفت : با این همه برهان مگه میشه گفت غیبت ؟ گفت : غایبش خوانده اندکه ظاهرنیست که غیبت به معنای حاضرنبودن تهمتی است که بردامن پاکش ننشیند .شایداین جمعه بیاید شاید شاید شاید
میلاد نور مبارک
آگوست 16th, 2008 at 9:00 ق.ظ
ایول بابا…..
آگوست 20th, 2008 at 9:09 ق.ظ
اقای شهرام:چرا اتفاقآ خودم خیلی ها رو میشناسم که فکر میکنن امام رضا حاجتشونو میده.در مورد شفاعت کردن اماما پیش خدا هم اگه قرانو خونده باشید میدونید که تو قران خدا گفته اگه چیزی می خواید مستقیمآ از خودم بخواید.خدا به تمام بنده هاش نظر داره چه گناهکار وچه پاک و مطهر.خدا انسان نیست که تبعیض قائل بشه هرکدوم از بنده هاش که با اخلاص برن سراغش نتیجه اشو میبینه.اینکه کی پیش خدا ارج و قرب داره کی نداره رو ما نمیتونیم تعیین کنیم همون امام علی هم ادم زیاد کشته امام حسین هم همینطور پس به جای خدا تصمیم نگیریم.
آگوست 20th, 2008 at 2:39 ب.ظ
عاطفه خانم از شیراز سلام
با این حرف شما که خدا به همه بنده هاش عنایت داره موافقم و انکار نمیکنم.
اصلا اگر خدا عنایتش نسبت به بندش قطع بشه که دیگه کار بندش تمومه!!!
ولی با این ادعای شما که شفاعت اولیای خدا رو انکار میکنید موافق نیستم چون حقیقتا وجود داشته و داره.
در مورد این هم که گفتید امام علی (ع) و امام حسین(ع) هم آدم کشته اند باید عرض کنم رسول الله هم در راه خدا مشرکین را میکشتند آیا به نظر شما جهاد و قتال در راه خدا اشکالی دارد؟؟؟؟!!!!!
در پایان از شما خواهش میکنم کمی درباره این مطالب بیشتر تحقیق کنید تا روشن تر شوید
آگوست 20th, 2008 at 11:17 ب.ظ
اقای شهرام:ما هرچی بیشتر تحقیق میکنیم روشنتر میشیم که عمریه سرمون کلاه رفته.شما بر چه اساسی میگید اماما در راه خدا مشرکین رو میکشتن دو بر چه اساسی میگید اونا بنده های خاص خدا بودن.حرفای رضا فاضلی رو شنیدین من یه کم شنیدم شما هم اگه بدون تعصب گوش کنید مبینید که حرفاش خیلی منطقی تر و قابل باورتر از حرفای علامه هامون هست.تازگی ها چیزای زیادی راچع به پیامبر خوندم و دارم کم کم به این نتیجه میرسم همه ی چیزایی که قبلا راجع به پیامبر خونده وشنیده ام افسانه بوده اند.
آگوست 21st, 2008 at 2:20 ق.ظ
اگر امام حسین و حضرت ابوالفضل می توانستند کاری بکنند، اول برای خودشان در کربلا کرده بودند. اگر بقیه امام ها می توانستند، مطمئن باشید برای وضعیت خودشان کاری می کردند تا کمتر مصیبت ببینند. بنابراین هیچ امامی به کسی کمک نمی کند و تو مستقیما با خدا در ارتباطی و نه هیچ انسان دیگری، بنابراین همیشه از خدا بخواه، و نه از بنده خدا.
آگوست 22nd, 2008 at 12:53 ب.ظ
واقعا برای شما دو شیرازی عزیز متاسفام با این طرز تفکرتون
این یعنی چی که به خودتون اجازه میدید به رسول الله و امامان معصوم توهین کنید؟؟؟!!!!!
آقا مهدی از شیراز واقعا برات متاسفم که درباره امام حسین اینطور قضاوت میکنی
اگر مسلمان نیستی لااقل آزاده باش (امام حسین(ع) )
امام حسین جونشو فدا کرد تا اسلام ناب زنده بمونه
از عواقب حرفهایی که درباره سالار شهیدان میزنی بترس و بدون خدا کسانی رو که شخصیت امام حسین رو زیر سئوال ببرن دوست نداره و تو همین دنیا مجازاتشون میکنه.
من بچه خ نظام آباد تهران هستم و خودم معتقد به سکولاریسم(جدایی دین از سیاست) هستم ولی هرگز به خودم اجازه نمیدم که به رسول خدا وائمه اطهار توهین کنم.
در خیابانی ازمحله ما ارامنه زندگی میکنند بیاین از ارامنه یاد بگیرید وقتی برای امام حسین تو محرم عزاداری میکنن و نذری میدن و حاجت میگیرن ناسلامتی شما بچه مسلمونید
آگوست 22nd, 2008 at 1:38 ب.ظ
شهرام: 83.147.234.22
———————————————-
دوست من ، من که از خودم حرف در نیاوردم. اینا در کتاب های تاریخی نوشته شده است. مشکل ما این است که ما را ترسانده اند. طبری به دوران آنها نزدیکتر بوده است. یک مثال بزنم تا روشن شود، ما همگی احمدی نژاد را می شناسیم و می دانیم چه انسان دروغگویی است. فاطمه رجبی کتابی نوشته به نام احمدی نژاد معجزه هزاره سوم و همچنین کتاب های دیگری هم از چاپلوسان در باب او به چاپ رسیده ، حالا تصور کنید هزار و چهارصد سال بگذرد، کسانی که 1400 سال بعد به دنیا می آیند که این زمان را ندیده اند، اگر کتابهای چاپلوسان را بخوانند گمان می کنند که احمدی نزاد واقعا یک فرشته و پیغمبر و امام بوده است در حالی که اینطور نیست. داستان امامان شیعه هم به همین گونه است. فقط بزرگنمایی شده، در حالی که آخوندهایی بودند مثل همین آخوندها.
حتی حضرت علی که بزرگترین آنهاست، بخشش در کارش نبود چنانکه در کتب دینی آمده ، بخشش بهتر از انتقام است ولی زمانی که ابن ملجم ضربه ای به او می زند فورا می گوید که یک ضربه هم به او بزنید. و البته امام حسن، علاوه بر اینکه در چشم های او سیخ فرو می برد، او را تکه تکه می کند.
من هم مثل شما، تا قبل از مطالعه، به آنها قداست داده بودم، ولی هموطن گرامی، آنها هم انسانی بودند مثل دیگر انسانها. اگر می بینی در جمهوری پر برکت ولایت فقیه آنها را بزرگ می کنند، به خاطر این است که خمینی گفت هر چه داریم از محرم و صفر است. یعنی قدرت ما و حکومت ما در گرو دامن زدن به این حرف ها هست و آنها ذهنیت ما را از بچگی با توجه به کتاب های درسی موجود، شسته اند.
البته حرف خوبی زدی، سکولاریسم. من هم به آن معتقدم، ولی تا زمانی که به آن نرسیده ایم و دین بر ما حکومت می کند، این را بدانید که با دین سیاسی باید جنگید و آن را رسوا کرد. هر گاه به سکولاریسم رسیدیم، دیگر کاری به دین نداریم و دین فقط به قلب های ما می رود.
فراموش نکنیم که دین از آدم تا خاتم یکی است ولی مذاهب هستند که متفاوت هستند و هر کسی روشی دارد. بعد از فوت پیغمبر، هر گروهی می گوید ما خدا و پیغمبر را بهتر شناختیم پس باید بر شما حکومت کنیم و ما جانشین خدا هستیم.
آگوست 22nd, 2008 at 6:40 ب.ظ
مهدی جون اصلا به من ربطی ندارد که درباره عقاید شخصی شما اظهار نظر کنم هر جور راحتی فکر کن داداش
آگوست 22nd, 2008 at 7:31 ب.ظ
بالاخره من که متوجه نشدم!!! یک بار می گویی عقاید شما به من ربطی ندارد، یک بار می گویی برای عقایدت متاسفم اگر مسلمان نیستی آزاده باش و …!!!!!!!!
آگوست 23rd, 2008 at 8:05 ق.ظ
بی خیال اقا مهدی بعضیا وقتی کم میارن اینو میگن. یکی از دوستای من میخواد زرتشتی شه ولی نمیدونه چطور.راهنمایی میواد کی میدونه؟اعدامش میکنن؟
آگوست 23rd, 2008 at 8:08 ق.ظ
ضمنآ این ارمنی ها که میگید اینقدر سنگ اماما رو به سینه میزنن چرا مسلمون نمیشن؟
آگوست 23rd, 2008 at 11:34 ق.ظ
;سردبیر که نیست پس کی نظرات منو حذف می کنه
آگوست 23rd, 2008 at 1:12 ب.ظ
کار خداست..بنازم به قدرت خدا..اونم داره دهنتو می بنده…
آگوست 23rd, 2008 at 2:05 ب.ظ
عاطفه خانم و آق مهدی از شیراز من هیچوقت جلوی شما کم نمیارم ولی وقتی حرف من تاثیری روی شما نداره چرا بیخود خودمو خسته کنم. عیسی به دین خود موسی به دین خود.
من که آخوند نیستم که با زور بخوام حرفمو به کرسی بنشونم.
آگوست 23rd, 2008 at 2:06 ب.ظ
ضمنا عاطفه خانم کی گفت ارمنی ها مسلمون نمیشن من خودم چندتاشونو میشناسم که از امام حسین حاجت گرفتن ومسلمون شدن.
آگوست 23rd, 2008 at 2:51 ب.ظ
اقا شهرام شما چندتا دلیل منطقی واسه دوس داشتن و اعتقاد به اماما میووردین شاید ما هدایت میشدیم.
آگوست 23rd, 2008 at 2:53 ب.ظ
همونام احتمالآ چندسال دیگه پشیمون میشن و دوباره بر میگردن به دین خودشون.
آگوست 23rd, 2008 at 4:39 ب.ظ
بی خیال عاطفه خانم بی خیالی طی کن من که گفتم اصراری ندارم شما رو مجاب کنم.
آگوست 23rd, 2008 at 4:47 ب.ظ
خوب این یعنی کم اوردم دیگه.
آگوست 24th, 2008 at 7:47 ب.ظ
بابا عجب گیری دادی ها میگم محمود منگله از لپ لپش در بیاد بخورتا
آگوست 25th, 2008 at 12:15 ق.ظ
خوب مثل بچه ی ادم بگو اقا مهدی راست میگه حرفاش درسته تا من دست بردارم.میخوای تهدید کنی میگفتی خامنه ای بیاد منو بخوره این که تا شونه ی منم نمیرسه.
آگوست 29th, 2008 at 10:03 ق.ظ
خودت آدم باش بی ادب زبون دراز نگذار هر چی دلم میخواد نثارت کنمها
آگوست 29th, 2008 at 8:05 ب.ظ
ادم نباید هرف فال گیر ها رو باور کنه
آگوست 29th, 2008 at 11:51 ب.ظ
چرا ما همش فكر ميكنيم كه طرف مقابل ما فكر ميكند كه تمامي تفكرات او درست است وبقيه اشتباه ميكند!!!
آگوست 29th, 2008 at 11:54 ب.ظ
واقعآ واست متاسفم.اگه میدونستم اینقد بی جنبه ای باهات دهن به دهن نمیشدم.خوب از تربیت اسلامی والاتونه دیگه،بیشتر از این نباید انتظار داشته باشیم.بهر حال اگه احساس کردین توهین شده بهتون معذرت میخوام.
آگوست 30th, 2008 at 3:17 ب.ظ
برای خودت متاسف باش که بلد نیستی حرفاتو مزه مزه کنی بعد بزنی
آگوست 30th, 2008 at 9:07 ب.ظ
واسه تو متاسفم چون گیراییت ضیفه،من نگفتم ادم باش گفتم مثل بچه ی ادم(که هستی)بگو اقا مهدی راست میگه من مانند شما وامثال شما به خودم اجازه نمیدم به کسی توهین کنم و هرچی دلم بخواد نثارش کنم.واسه خودمم متاسفم که با یکی مثل جنابعالی دارم بحث میکنم.بهرحال این درس عبرتی شد برای من که با هر کسی دهن به دهن نشم. یکبار دیگر هم میگم اگه احساس کردید من بهتون توهین کردم معذرت میخوام.
آگوست 30th, 2008 at 9:08 ب.ظ
ببخشید ضعیفه
آگوست 30th, 2008 at 9:43 ب.ظ
اول اینکه ضعیفه صفت زنهایی مثل سرکار خانم عاطفه است نه مرد 30سال به بالایی مثل من.
دوم اینکه بشین و بفرما و بتمرگ از نظر سرکار علیه یک معنی رو میده و این اصلا درست نیست.
سوم اینکه من که هنوز چیزی نثارت نکردم که ایجور دست و پاتو گم کردی خانم خانوما
چهارم منم میتونم با حرف با خاک یکسانت کنم بعدم با طعنه معذرت بخوام
خوش به حال شما که آدم هستی و مثل من به کسی توهین نمیکنی یادم باشه برات یه لپ لپ جایزه بخرم!!!!!!
آگوست 31st, 2008 at 8:25 ق.ظ
من به شما نگفتم ضعیفه تو کامنت اولی اشتباه نوشتم درستش کردم.من موندم شما تو این30سال و اندی غیر از فحش دادن دیگه چی یاد گرفتین.اصلآ بی خیال چرا اینقد کش میدید من که معذرت خواستم.هروقت لپ لپ خریدی بگو تا ادرس بدم واسم پستش کنی.ضمنآ من دست و پامو گم نکردم اگه شما به من فحش بدبد از من چیزی کم نمیشه شعور و شخصیت خودتون رو نشون میدید.
آگوست 31st, 2008 at 10:35 ق.ظ
مطمئن باشید من هرگز به شما فحاشی نمیکنم و نخواهم کرد.
بابت این هم که منظورتون از کلمه ضعیفه رو نفهمیدم معذرت میخوام
فقط منظورشمارو متوجه نشدم که گفتین :
((من موندم شما تو این۳۰سال و اندی غیر از فحش دادن دیگه چی یاد گرفتین.))
مگه من به شما فحش بد دادم که این حرفو میزنید؟؟؟؟!!!!!
آگوست 31st, 2008 at 12:45 ب.ظ
عاطفه خانم و آقا شهرام، این آخوندهای عرب و یا امامان و امثال آنها، اصلا ارزش این را ندارند که شما دو ایرانی به خاطر آنها بخواهید در قرن بیست و یکم به همدیگر توهین کنید.
آگوست 31st, 2008 at 2:49 ب.ظ
دیدم خیلی تهدید میکنید که هر چی از دهنتون در میاد نثارم میکنید خواستم ببینم غیر از بد وبیراه دیگه چی بلدین.حالا بهتون بر نخوره دوباره شروع کنیدا.اره اقا مهدی منکه میدونم ولی مثل اینکه بعضی عالیجنابان نمیدونن و به خاطر عربا حاضرند هرچی از دهنشون در میاد نثار هموطنشون اونم(یه خانم هموطنشون)کنند. اقا شهرام دیگه بسه باشه من چون سنم کمتره کوتاه میام شما هم بزرگی کنید و به خاطر بعضی حرفا دوباره عصبانی نشید.
آگوست 31st, 2008 at 10:10 ب.ظ
مهدی جون من که خودم صد بار تو این سایت گفتم گور بابای هر چی آخونده مفت خوره ولی شما بایستی حساب 14 معصوم رو از آخوندهای مفت خور خودمون جدا کنید.
سپتامبر 1st, 2008 at 9:36 ق.ظ
ای بابا…دوباره میگه حساب اونا با اینا فرق داره!!! نکنه تو از اونایی هستی که اعتقاد داری اسلام خوبه ولی اینا بلد نیست خوب اجرا کنن؟ به خدا اسلام همینه. حتی نوع اصلی تر آن در عربستان هست، برو ببین آیا خوبه یا بده
سپتامبر 1st, 2008 at 6:09 ب.ظ
نمیدونم این طرز تفکر غلط رو کی تو ذهن شما ایجاد کرده که اسلام همینه که در ایران یا عربستان سعودی اجرا میشه؟؟؟؟
میشه بفرمایید اسلام کجاش ایراد داره که ما هم روشن بشیم. ضمنا اگر اسلام را قبول نداری آیا قرآن را هم انکار میکنی؟؟؟
سپتامبر 1st, 2008 at 6:50 ب.ظ
ببین، شما می توانید هر دینی را با توجه به وضعیت مردمانش بسنجید. شما به کل جهان اسلام نگاه کن، و سپس به کشورهای غربی نگاه کن. در کل جهان اسلام یک ادیسون، یک انیشین، یک فلمینگ پیدا نشد. وضعیت اقتصادی آنها را هم که بنگری، آنها در رفاه هستند و در کشورهایشان دموکراسی برقرار است، ولی در جوامع مذهبی، غالبا دیکتاتوری است و فقر.
البته دوست من، بی دینی خوب نیست. من این را می دانم، ولی من با خرافات ها و تعصبات بی جا و رگ گردن بیرون زدن های بی خودی مخالفم. این همه سال، تعصب باعث شده که حتی ما جرات به چالش کشیدن این مطالب را هم نداشته باشیم. در مورد قران هم حرف بسیار است. اولا که دکتر سروش بعد از تحقیقات فراوان گفت که بیشتر قسمت های قران، از خود محمد بوده و وحی در کار نبوده و آن قسمت های عرفانی را هم از روی تورات نوشته است. می توانی به سایت ایشان مراجعه کنی. بیشتر قسمت های قران مربوط به سرگذشت خود پیامبر است، و هر جا مشکلی پیش می آمده، یک آیه نازل می شده!! حال سوال این است که آیا اگر محمد در زمان و مکان دیگری می زیست، آیا باز هم قران همین بود؟! اگر آنها در آمازون زندگی می کردند که پر از درخت بود، دوباره از بهشتی با درختان زیاد در قران نامی برده می شد. در آن صورت که همه مردم در بهشت بودند.! اجازه بده شما را به کتاب بسیار مهمی در این زمینه که مغالطات را پیدا کرده، ارجاع دهم. کتاب ” 23 سال” از علی دشتی که در اینترنت می توانی PDF آن را پیدا کنی
سپتامبر 1st, 2008 at 10:24 ب.ظ
یه سوال منظورشون از اینکه کسی نمی تونه مانند قران بیاره چیه ؟
کی گفته کسی نمی تونه مانند قران بیاره اتفا قا می تونن حتی می تونن بعضی هاشو حذف کنن مطلب دیگه ای رو جا یگزینش کنن
سپتامبر 2nd, 2008 at 1:45 ب.ظ
طرز تفکر شما ناخودآگاه آدمو یاد سلمان رشدی مرتد میندازه!!!!!!!!!
من با کسی که محمد(ص) و 13 معصوم بعد از ایشان رو قبول نداره و به اونها دروغ میبنده صحبتی ندارم.
سپتامبر 3rd, 2008 at 6:34 ب.ظ
احمد کسروی
سپتامبر 3rd, 2008 at 7:01 ب.ظ
من البته يه نظري دارم
شايد اگه همه آخونها در ساليان تاريخ اينهمه دروس سخت حوزه روكمترمي خوندن و
به جاش هندسه و فيزيك و شيمي ياد مي گرفتن
اديسون و فلمينگ شدن هم ممكن بود
چون هر دانشمندي رو نتايج دانشمنداي ديگه كار مي كنه تا به جايي برسه
اين ديگه انكار نشدنيه
سپتامبر 3rd, 2008 at 7:17 ب.ظ
شهرام من محمد و 13 امام رو قبول دارم
من منظورم اخونداست
سپتامبر 4th, 2008 at 10:32 ق.ظ
فاصما.قم
منظور من مهدی از شیراز بود نه شما
سپتامبر 6th, 2008 at 3:38 ب.ظ
آق مری عزیز طبق تحقیقات جناب نارمک سابق یا یه بنده خدا آی پی چنگول توس با جناب طباطبایی از قم یکی است.
سپتامبر 7th, 2008 at 8:22 ق.ظ
سلام اقا مهدی،بی خیال روشن کردن کسی بشید چون اسلام وقران ومحمد و امام رو یه عمره دارن میکنن تو کله ی ملت نمیشه به همین راحتی این چیزارو از سرشون انداخت.میخواید کسیو روشن کنید به دوروبریهاتون تو شیراز خودمون بگید چون تجربه ثابت کرده شیرازیا فکرشون بازتراز بقیه ی مردم ایرانه و روشنفکرترن این چیزارو بهشون بگید فکر نمیکنن الان از اسمون سرشون سنگ میباره.من تعجب میکنم چرا بعضی اقایون اینقد متعصبن ما فکر میکردیم تو این مسائل اقایون منطقی تراز خانوما باشن.
سپتامبر 7th, 2008 at 7:28 ب.ظ
عاطفه خانم راست میگن طبق تحقیقات من در شیراز فرقه های شیطان پرستی روشنفکر کم نیستن
سپتامبر 7th, 2008 at 9:04 ب.ظ
شهرام: 89.221.94.29
—————————————-
اگر قرار باشه کمی از عقلمان استفاده کنیم، این اسمش شیطان پرستی نیست بلکه خردگرایی است. ضمنا یک جایی در شیراز هست به نام رهپویان وصال که آموزش تروریست می دهد. و آموزش افکار پلید آخوندی و اسلامی. به نظر من، در آن محل آموزش شیطان پرستی می دهند.
سپتامبر 8th, 2008 at 1:26 ق.ظ
منظورم شما نبودی مهدی جون
در شیطان پرستی آخوندها هم شکی ندارم
ولی این قضیه که گفتم جدی است و در شیراز واقعا فعالیت فرقه های شیطان پرستی رواج پیدا کرده فقط کافی است خودت تو اینترنت کمی تحقیق کنی
سپتامبر 8th, 2008 at 2:40 ق.ظ
در اپیزود اول جایی که رمال دختر رو صدا میزنه شما با لهجه کردی این کار رو کردی یعنی رمال کرده و در آخر پرسیدی شما اهل کجایی گفته خوزستان
1شما که به اون خوبی کردی رو تایپ کردی باید میدونستی رمال کرد هستش
2 چرا میخواین القا کنید هرچی خلاف و رمالی و بدبختیه زیر سر کردها و لرهاس؟
3 کم سوادی و بی سوادی هم حدی داره من معتقدم خود نویسنده هم با این سطح سواد معتقد به فال هستش!
سپتامبر 8th, 2008 at 8:07 ق.ظ
به نظر من شیطان پرستی بهتر از خرافه پرستی هستش چون شیطان پرستا حداقل فکر کردن و انتخاب کردن ولی ما چی که از لحظه ای که به دنیا اومدیم تو کله مون فرو کردن و بدون هیچ منطقی به چیزایی اعتقاد و تعصب داریم.ما مثلآ قوه ی تعقل و تفکر داریم خیر سرمون.
سپتامبر 8th, 2008 at 2:48 ب.ظ
بله درست میفرمایید شیطان پرستی از خرافه پرستی آخوندی بهتر است ولی از اسلام ناب محمدی که بهتر نیست اگر شما میفرمایید هست بسم الله بفرمایید شیطان پرست شوید کسی جلوی شما را نمیگیرد ولی کاری نکنید که در آخرت شرمنده اهل بیت عصمت وطهارت شوید چون به قول معروف گفتنی نرود میخ آهنی در سنگ.
ضمنا خود من تا 20 سالگی نماز نمیخواندم و روزه نمیگرفتم و ایمان آنچنانی نداشتم ولی کم کم به فکر افتادم که این رویه یعنی بیخیالی و بی دینی دردی از من دوا نمیکند بنابراین رفتم و درباره همه ادیان الهی تحقیق کردم و الحق دیدم که اسلام ناب از همه ادیان واقعی و جعلی کاملتر است و از آن به بعد سعی کردم تا جایی که امکان دارد به دستورات شرع مقدس عمل کنم و صد البته که تا امروز نتوانستم یک مسلمان کامل باشم ولی سعی خود را میکنم که بشوم.
سپتامبر 8th, 2008 at 3:29 ب.ظ
من به هیچ دین و فرقه ای اعتقاد آنچنانی ندارم الانم به خاطر مامانم هم نماز میخونم هم روزه میگیرم.اتفاقآ من تحقیق کردم که میگم اماما همش خرافاته(وجود داشتن ولی از طرف خدا نبودن مقدس و پاک و منزه و معصوم نبودن) حضرت محمد هم انسانی معمولی ولی بسیار زیرک و سیاستمدار بوده.بی دینی به معنی بی خدایی نیست ادم میتونه بدون هیچ دینی خدای خودشو پرستش کنه.اصلآ شما عقیده ی خودتو داشته باش منم عقیده ی خودمو،من به اهل بیت عصمت!!!و طهارت!!! اعتقادی ندارم که مواظب باشم تو اخرت شرمنده شون نشم شما که اعتقاد دارید باید مواظب باشید کاری نکنید که تو اون دنیا شرمنده شون بشید.
سپتامبر 9th, 2008 at 1:35 ق.ظ
شهرام: 89.221.94.30
—————————————————-
راستش را بخواهید من تعجب می کنم که شما می گویید سکولار فکر می کنید و خواستار جدایی دین از سیاست هستید. نوع صحبت کردن و استدلال شما، آخوندی است. آخوند صفر و یک (سیاه و سفید ) فکر می کند. آنها می گویند یا مسلمان یا کافر. شما هم می گویید یا اسلام یا شیطان پرست!!!
تحقیق باید هم درون دینی و هم برون دینی باشد. نه اینکه کتاب چهار تا آخوند رو بخوانید و بگویید تحقیق کردم. اساسا دین اسلام از خودش چیز جدیدی ندارد و رو نویسی از تورات است. و همچنین استفاده از دین دیگری به نام زرتشت که توسط سلمان فارسی به پیغمبر آموزش داده شد. ضمنا طبق آیه زیر، احتمال این هم وجود دارد که قسمت های را هم خود پیامبر، از خودش نوشته:
سوره تکفیر
وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ «17» وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ «18» إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ «19»
و سوگند به شب هنگامي كه [ روى مي آورد ، و زمانى كه ]مي رود « 17» و سوگند به صبح هنگامي كه مي دمد [ و با گستردن نورش تاريكى را مي زدايد ] « 18» كه قرآن كلام فرستاده اى ارجمند و بزرگوار است . « 19»
این فرستاد و ارجمند کسی نیست جز پیغمبر. و در زمینه سلمان فارسی و آموزش دین زرتشت به این آیه توجه کنید که منظور از عجم، ایرانی است:
سوره نحل
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ «103»
و ما مي دانيم كه آنان مي گويند : يقيناً اين آيات را بشرى به او مي آموزد ! ! [ چنين نيست كه مي گويند ، زيرا ] زبان كسى كه [ آموختن قرآن را به پيامبر ] به او نسبت مي دهيد ، غير عربى است و اين قرآن به زبان عربى فصيح و روشن است . « 103»
در زمینه روز غدیر خم با یک سنی عرب صحبت کردم. به من گفت در ان روز محمد گفت : و من کنت مولاه علی مولاه ، و این کلمه مولا به معنای جانشین نیست. کلمه جانشین در زبان عربی می شود خلیفه.
به هر حال ، باید این را گفت که دین خوب است و اعتقاد به یک دین به انسان اعتماد به نفس می دهد، ولی تقدس دادن بی جا و محکوم کردن دیگر عقاید ، چیز خوبی نیست. شما غیر اسلام را به شیطان پرست تشبیه کردید در حالیکه فرقه شیطان پرست هیچ ربطی به دیگر عقاید مخالف اسلام ندارد.
تا به حال از خود سوال کرده اید که علم امام جعفر صادق چه بود؟ هرگاه جوابش را پیدا کردید خبر دهید. باید دید علم ایشان در زمینه فیزیک بوده، شیمی بوده، کامپیوتر بوده، پزشکی بوده، فیزیک کوانتوم و هسته ای بوده…چه بوده؟ آیا تخصص به امور زیر شکم (مطابق کتاب علامه باقر مجلسی) هم علم محسوب می شود؟
مثلا تا به حال فکر کره اید که چرا این همه مسلمان همه ساله در مراسم حج، یک بت سیاه رنگ به نام حجر الاسود را طواف می کنند که به همراه دیگر بت های کعبه، همچون لات و عزی، از قدیم قرار داشته؟
ببین، دوباره هم می گویم که دین خوب است، ولی ولی، تقدس دادن و تعصب داشتن و بی احترامی به عقاید دیگران بد است. همان جمله مشهور را در ذهن بیاورید که به تعداد انسان های روی زمین، راه، برای رسیدن به خدا وجود دارد
سپتامبر 9th, 2008 at 5:43 ق.ظ
بازار ادعاي اسلام ناب چقدر داغ است..
سپتامبر 9th, 2008 at 6:47 ب.ظ
با سلام خدمت آقا مهدی شیراز
در جواب قسمت اول حرف شما باید عرض کنم من هیچوقت نگفتم یا مسلمانی یا شیطان پرستی من فقط در جواب عاطفه خانم از شیراز که فرمودند:
به نظر من شیطان پرستی بهتر از خرافه پرستی هستش چون شیطان پرستا حداقل فکر کردن و انتخاب کردن ولی ما چی که از لحظه ای که به دنیا اومدیم تو کله مون فرو کردن و بدون هیچ منطقی به چیزایی اعتقاد و تعصب داریم.
عرض کردم :
اگر شما میفرمایید شیطان پرستی بهتر از اسلام ناب هست بسم الله بفرمایید شیطان پرست شوید کسی جلوی شما را نمیگیرد.
در جواب قسمت دوم سخنان شما باید عرض کنم از یک نظر درست میفرمایید اسلام از کره مریخ نیامده که از نظر اصول و بنیان با دینهای دیگر تفاوت داشته باشد بلکه آمده تا ادیان قبلی را کاملتر کند و الحق و والانصاف هم خوب توانسته این کار را انجام دهد و حجت را بر همه تمام کند. با حرف دیگر شما موافق نیستم که گفتید: کتاب چهار تا آخوند رو بخوانید و بگویید تحقیق کردم.
وقتی من مگم تحقیق کردم یقین بدون یه تحقیق اساسی کردم اونم نه مثل شما از کتابهای جعل شده تاریخی که به نفع بعضی ها تغییر اساسی پیدا کرده یا اصلا توسط نویسنده های غرض ورزی نوشته شده باشد.
به نظرم بهترین مرجع همان اینترنت است.
در مورد مطلب دیگری که درباره سوره لتکویر بیان کردید هم باید بگویم این کار شما تحریف قران کریم است. در از این آیه قران(سوره التکویر آیه )18 که آمده :”بدرستیکه قران هر آینه گفتار فرستاده بزرگوار است “منظور از فرستاده بزرگوار جبرئیل (ع) است که قران را به پیامبر(ص) وحی میفرمودند نه خود پیامبر که شما ذکر کردید.
جواب بقیه سئوالات شما را هم خواهم داد الان فرصت ندارم
سپتامبر 9th, 2008 at 6:49 ب.ظ
ضمنا ن س ی م خانم شما لطف کنید در مورد من کمتر اظهار فضل کنید چون من بر خلاف شما خواستار اسلام منهای جاهلیت و ولایت فقیه هستم.
سپتامبر 9th, 2008 at 6:59 ب.ظ
من به اين واژه ها آلرژي دارم…
از كي متوجه اين حالت منها شديد؟
سپتامبر 9th, 2008 at 8:53 ب.ظ
شهرام: 89.221.94.30
—————————————
درستش هم همین است که شما می گویید ، من هم می گویم که برداشت ها مختلف است. برای مثال، برداشت من و شما از اسلام متفاوت است. ولی هر دوی ما در یک چیز مشترک فکر می کنیم که اساسا همین هم مهم است و آن هم اسلام منهای ولایت و جهالت است. اسلام و یا هر دین دیگر مخصوص دلها و معنویات انسان است و نه مخصوص دکان داری و دین فروشی
سپتامبر 9th, 2008 at 9:56 ب.ظ
تو به پيغمبرت ميگي سردسته غارت گرها؟……………….
سپتامبر 9th, 2008 at 10:01 ب.ظ
دقیقا گفتی” دزدی” و “غارت” رو حلال کرده بود………………….
سپتامبر 9th, 2008 at 10:17 ب.ظ
برای اینکه در غیر این صورت نمی توانست آنها را با خود متحد کند. او مجبور بود این کار را بکند. البته در طول تاریخ دیگرانی همچون تیمور لنگ هم از این نکته استفاده کردند و دزدی ها که نکردند به اسم اسلام.
اساسا حمله به ایران در زمان عمر هم روی همین اصل بوده است. حمله به ایران، به جهت اهداف مادی بوده و نه معنوی. چرا که دین حق دارد تبلیغ کند، ولی حق ندارد به کسی تحمیل شود. در طول تاریخ هیچ کشوری مسلمان نشد، بلکه تمام شهرها و کشورها و از جمله مکه، فتح شدند. بین فتح شدن و مسلمان شدن بوسیله تبلیغ، بسیار تفاوت وجود دارد.
سپتامبر 9th, 2008 at 10:54 ب.ظ
[ادعاى چند طایفه مبنى بر اینكه اسلام دین شمشیر و زور است و پاسخ بدانها]
یك دسته از آنها اهل كلیسا هستند كه عیب خودشان را به اسلام نسبت مىدهند، چون دین شمشیر دینى است كه آنان ترویجش مىكنند، چندین قرن بود كه در كلیساها محكمهاى به نام محكمه دینى درست كرده بودند كه در آن محكمه، عقاید مسیحیان را تفتیش نموده و هر كس را منحرف از دین خود مىدیدند محكوم به آتش مىنمودند، در حقیقت محكمه خود را به محكمه عدل الهى در قیامت كه هم بهشت دارد و هم آتش تشبیه مىكردند، عمال خود را مامور مىكردند كه در شهرها بچرخند و هر فرد مسیحى را كه دیدند اعتقادى غیر از اعتقاد كلیسا را دارد و حتى اگر در مسائل طبیعى و یا ریاضى نظریهاى داشته باشد كه فلسفه” اسكولاستیك” آن را نگفته، او را به عنوان مرتد از دین به محكمه كلیسا جلب نموده، زنده زنده در آتش مىسوزاندند، چون كلیسا فقط فلسفه اسكولاستیك را قبول داشت و آن را ترویج مىكرد و جنبه دینى و قداست مذهبى به آن داده بود.و اى كاش براى ما توضیح مىدادند كه آیا در نظر عقل سلیم گستردن توحید در عالم و ریشه كن ساختن و ثنیت و تطهیر دنیا از قذارت فساد، مهمتر است، یا خفه كردن و آتش زدن كسى كه نظریه حركت خورشید به دور زمین را داده و آن نظریه بطلمیوسى كه زمین و افلاك همچون پوست پیاز است را رد كرده؟.آیا این كلیسا نبود كه عالم مسیحیت را علیه مسلمانان تحریك كرد؟ بنام جهاد با بتپرستى به جنگ با مسلمانان واداشت؟.آیا این كلیسا نبود كه حدود دویست سال جنگهاى صلیبى را به راه انداخت؟
شهرها را ویران و میلیونها نفوس بشر را نابود و عرضها و ناموسها را به باد داد؟!.
دسته دیگرى كه تهمت فوق را به اسلام زدهاند، مدعیان تمدن و آزادى در قرن اخیرند، همان كسانى كه آتش جنگهاى جهانى را شعلهور ساخته و دنیا را زیر و رو كردند و باز هم هر گاه غریزه مادیگریشان ندایشان دهد كه خطرى مختصر مطامعشان را تهدید مىكند، قیصریه دنیا را براى یك دستمال به آتش مىكشند اینها هستند كه مىگویند اسلام دین زور و شمشیر است، كسى نیست كه از اینان بپرسد آیا ضرر ریشه دار شدن شرك در دنیا و انحطاط یافتن اخلاق فاضله بشر و مردن فضائل نفسانى و احاطه یافتن فساد بر زمین و بر اهل زمین، زیاد است یا كوتاه شدن دست جنایتكار شما از چند وجب زمین، و یا چند در هم مختصر خسارت دیدنتان؟
و چه خوب معرفى كرده است قرآن كریم این جنس دو پا را كه فرموده:” إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ” .
در این جا بسیار میل دارم گفتار بعضى از بزرگان یعنى مرحوم شیخ محمد حسین كاشف الغطا در كتاب” المثل العلیا فى الاسلام لا فى بحمدون” را نقل كنم كه در این زمینه بسیار جالب فرموده است:
” وسایلى كه تا كنون براى اصلاح جامعه و محقق ساختن عدالت و از بین بردن ستم و مقاومت در برابر شر و فساد به كار رفته، منحصر در سه نوع است:
اول وسایل دعوت و ارشاد، یعنى ایراد خطبهها و مواعظ و نوشتن مقالات و تالیفات و جرائد كه خود روش بسیار پسندیده و شریف است و خداى تعالى به این روش اشاره نموده و فرمود:” ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ”.
و نیز فرمود:” ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ”، (ترجمه این دو آیه در چند سطر قبل گذشت)، و این طریقهاى است كه اسلام آن را در اول بعثت انتخاب نموده و به كار گرفته است …
دوم وسایل مقاومت مسالمتآمیز و سلبى، نظیر متحد شدن علیه فساد و دورى جستن از مفسدین و قطع روابط اقتصادى با آنان و همكارى نكردن با ستمكاران و شركت ننمودن در اعمال و حكومت آنان طرفداران این نظریه توسل به زور و انتخاب جنگ و قتال را جایز نمىدانند، قرآن كریم هم (در برههاى از زمان این طریقه را پیموده است)، آیات:” وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ” و” لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِیاءَ”، به این طریقه اشاره دارد كه البته در قرآن كریم از این نوع آیات بسیار است و در میان غیر مسلمانان كسانى كه معروف به طرفدارى از این رویه شدهاند یكى پیامبر هندى، یعنى بودا است و دیگر حضرت مسیح ع است و سوم ادیب روسى یعنى تولستوى و همچنین زعیم و رهبر روحى هند، گاندى است.
سوم قیام مسلحانه و جنگ است كه اسلام این را نیز پیشنهاد كرده و در مواردى دستورش را صادر فرموده است.
پس اسلام هر سه روش را (هر كدام را در جاى خود و به موقع خودش) صحیح دانسته و بتدریج بكار بسته است، روش اول موعظه حسنه و دعوت سالم است، اگر دشمن از این راه تسلیم نشد و دست از ستمكارى خود بر نداشت و هم چنان به فساد انگیزى و استبداد خود ادامه داد طریقه دوم را به كار مىگیرد، یعنى قطع رابطه، آن هم به دو روش 1- یا بطور مسالمتآمیز 2- و یا به نحو قهر و همكارى نكردن با دشمن، و دشمن را به رفتار خود واگذار نمودن، اگر از این راه به زانو در آمد و حاضر شد دست از ظلم و خیره سرى خود بردارد كه هیچ و اگر حاضر نشد، نوبت به طریق سوم مىرسد كه عبارت است از قیام مسلحانه، چرا كه خداوند به هیچ وجه به ظلم ظالم رضایت نمىدهد، و كسانى كه در برابر ظلم او ساكت مىنشینند شریك ظلم او هستند.
آرى اسلام عقیده است و این اشتباه بزرگ و غلط آشكار است كه بعضى مرتكب شده و گفتهاند:” اسلام دعوت خود را با شمشیر گسترش داده”!!، زیرا عقیده و ایمان چیزى نیست كه با زور و شمشیر در دلها جایگیر شود، دلها تنها در برابر حجت و برهان خاضع مىشوند و قرآن كریم در آیات بسیارى به این حقیقت اشاره مىكند، از آن جمله مىفرماید:” لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ” «1» (همانا راه هدایت از ضلالت و گمراهى بر همگان روشن و واضح گردید).
آرى اگر اسلام دست به شمشیر زده است، تنها در برابر كسانى بوده است كه در خوددارى از ظلم و فسادشان به آیات و براهین قانع نشدهاند و پیوسته خواستهاند سنگ در سر راه دعوت به حق بیندازند، اسلام در اینگونه موارد شمشیر نمىكشید كه آنان را به سوى دین بخواند بلكه مىخواست شر آنان را دفع كند.
این قرآن كریم است كه با بانگ رسا اعلام مىدارد:” قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ”، (با كفار قتال كنید تا از فتنه آنان جلوگیرى كرده باشید)، پس قتال با كفار براى دفع فتنه آنان بود، نه به خاطر آنكه آنان به دین خدا معتقد شوند.بنا بر این اگر اسلام را به حال خود گذاشته بودند، هرگز فرمان جنگى را صادر نمىكرد، و این همه جنگهایى كه در اسلام واقع شد همهاش تحمیل به اسلام بود و او را به این وا داشتند. و به همین جهت است كه اسلام حتى در حال جنگ نیز شریفترین روش را طى كرد، از تخریب خانهها شدیدا جلوگیرى نمود، همانطور كه در حال صلح جلوگیرى كرده بود و همچنین از اعمال ناشایستى چون آتشسوزى راه انداختن و زهر در آب دشمن ریختن و آب را به روى دشمن بستن و زنان و اطفال و اسیران جنگى را كشتن و … جلوگیرى نموده و دستور اكید صادر فرمود كه مسلمانان با اسراى جنگى به نرمى و ملاطفت رفتار كنند و به ایشان احسان نمایند حتى به هر درجهاى از دشمنى و كینه كه رسیده باشند.
و نیز ترور كردن دشمن را ممنوع كرد، چه در حال جنگ و چه در حال صلح، و كشتن پیر مردان و عاجزان و كسانى را كه به جنگ آغاز نكردند و هجوم شبانه بر دشمن را تحریم نموده و فرمود:” فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلى سَواءٍ” «1» و نیز اجازه نداد كه مسلمانان كافرى را به صرف احتمال و تهمت، بكشند و یا قبل از آنكه جرمى را مرتكب شود كیفر دهند و از هر كار دیگرى كه از قساوت و پستى و وحشىگرى انسان سرچشمه گرفته باشد و شرف انسانیت و جوانمردى آن را نپذیرد منع نمود.
شرف اسلام اجازه نمىدهد كه هیچیك از این اعمال را در باره دشمن روا بدارند، چنانچه دیدیم در هیچیك از معركههاى جنگ (هر قدر هم كه سخت و هول انگیز بود) اجازه ارتكاب به چنین اعمالى را نداد ولى مردمى كه امروز خود را متمدن مىدانند به همه این جنایات دست مىزنند، هولانگیزترین و وحشتزاترین رفتار را با دشمن خود مىكنند، آنهم در روزگارى كه خودشان” عصر نور” ش مىنامند
سپتامبر 10th, 2008 at 1:07 ق.ظ
اگر بخواهیم تاریخ را نادیده بگیرم و جنگ قادسیه و خیانت سلمان فارسی به ایرانیان را نادیده بگیریم، بله، مردم ایران بدون شمشیر و زور مسلمان شدند و یک نامه به عرب ها فرستادند که بیایید و کشور ما را نیز جزء قلمرو خود بکنید.
دوم اینکه صحبت ما ربطی به مسیحیت نداشت. در ایران دین دیگری در قدرت بود. در مورد دفاع از اسلام در این زمینه هم که اینها تعارف است، اصلا چرا نمی گویید همان جمله معروف لا اکراه فی الدین، ولی واقعا کسی به این، احترام می گذارد؟ دوست من، محمد بسیار شخص بزرگواری بود، کسی بود که توانست جامعه جاهل آن زمان را به راه درست هدایت کند، ولی این دلیل نمی شود که شما هر کار بدی که در آن زمان صورت گرفته، به خاطر شخصیت والای محمد، نادیده بگیری. از ابوبکر تا عمر و عثمان و معاویه و .. همگی به دنبال گسترش قلمرو اسلام به جهت اهداف مادی بودند. فقط علی بود که گرفتار جنگ های داخلی شد و فرصت نکرد که کشورگشایی کند. من قبلا هم به شما گفتم که بهتر است کتاب “23 سال” از علی دشتی را بخوانید. اگر خواستید تا لینک دانلود را در اینجا قرار بدهم.
سپتامبر 15th, 2008 at 12:38 ق.ظ
سلام.
مهدی شةيراز؛
من قبلا گفتم که اشتباهات موجود در کتاب 23 سال اعتبارش را در حد پايينی قرار می دهد. مسایل آورده شده در کتاب از لحاظ تاريخی درست هستند ولی تحليل ها و نتيجه گيری ها اشتباه و گاه بسيار ساده انديشانه و خنده دار هستند همچنين ترجمه بعضی از آيات و اشعار در حد باور نکردنيی غلط است.
من از اينکه چهره رسول الله اينقدر در هاله هايی از خرافات و گاه مورد حمله ناجوانمردانه و غرض ورز و اگر خوش بين باشيم نا آگاهانه قرار می گيرد بسيار ناراحت می شوم.
سپتامبر 15th, 2008 at 12:42 ق.ظ
” اگر محمد تنها متحد کننده اعرابی بود که ظرف 23 سال توانسستند فتوحات بزرگی را ايجاد کنند که در تاريخ کم نظير است بی شک تاريخ او را با افرادی چون اسکندر و تيمور و کورش و. . . مقايسه می کرد اما در اسلام چيزی که از همه کمتر می ارزد همين فتوحات است. به همين دليل هم هست که تاريخ چهره محمد را بيشتر با مسيح و بودا و افلاطون و . . . مقايسه می کند هر چند برتری او را با اينان بر همه روشن است.”
نقل به مضمون از کتاب اسلام شناسی دکتر علی شريعتی.
سپتامبر 15th, 2008 at 12:58 ق.ظ
سلام محسن اصفهان
ببینید ، قران در جایی می گوید که لا اکراه فی الدین و موسی به دین خود و عیسی به دین خود. ولی اگر سوره توبه را بخوانید، مرتبا از جنگ بر علیه کافر (غیر مسلمان) می کند. من چند آیه انتخاب کرده ام.
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ «29»
با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز قيامت ايمان نمي آورند ، و آنچه را خدا و پيامبرش حرام كرده اند ، حرام نمي شمارند ، و دين حق را نمي پذيرند ، بجنگيد تا با دست خود در حالى كه [ نسبت به احكام دولت اسلامي ] متواضع و فروتن اند ، جزيه بپردازند . « 29»
انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ «41»
با شتاب با تجهيزات سبك و سنگين [ و سواره ، پياده ، پير و جوان به سوى ميدان نبرد ] بيرون رويد ، و با اموال و جان هايتان در راه خدا جهاد كنيد كه اگر دانا [ ىِ به حقايق ] باشيد اين براى شما بهتر است . « 41»
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ «123»
اى اهل ايمان ! با كافرانى كه هم جوار شما هستند ، نبرد كنيد ; و آنان بايد در شما سرسختى و شدت يابند ; و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است . « 123»
این تناقض نیست؟ آیا نه این است که دین از آدم تا خاتم یکی است؟ پس چرا اسلام ، مثلا با یهودی ها خیلی مشکل دارد. آیا نه این است که دین یکی است ولی مذاهب و روش ها متفاوت است؟
هر انسان زمانی که به دنیا می آید، با یک خدا متولد می شود و خدا را خودش پیدا می کند بر حسب درکش و راه های رسیدن به خدا به تعداد آدم های روی زمین است. اگر یک نفر را حق بدانیم که اساسا عدالت خدا هم زیر سوال می رود. مطمئن باش خدای واقعی با این الله تمامیت خواه مدینه فرق دارد. خدا خیلی بزرگ تر از آن است که فکر می کنیم. او ما را خلق کرده و ما را دوست دارد.
سپتامبر 15th, 2008 at 1:08 ق.ظ
مهدی شيراز؛
اکثر اين آيه ها که مثال آوردی, مثال های موردی است . به اين معنی که در يک جريان تاريخی و در واکنش به يک اتفاق تاريخی نازل شده است. در ثانی اسلام با يهودی ها مشکل ندارد. اسلام با يهودی های مدينه مشکل دارد. اگه تاريخ صدر اسلام رو کسی بدون دليلش براش واضح خواهد بود. تو ايه 62 سوره بقره رو بخون. بالاخره اين آيه هم توی همين قرآنه. در ضمن خدايی که تو رو آفريد وضيفه هدايتت رو هم تقبل کرده اين با عدالت خدا می خونه نه رها کردن انسان به حال خودش.
سپتامبر 15th, 2008 at 3:23 ق.ظ
یک نکته جالب و عجیب دیگر، همان خانه خدا و یا بت خانه اعراب است. اگر بخواهیم قبول کنیم که ابراهیم آن را ساخته، این کعبه باید در مصر و یا اطراف آن ساخته می شد، و نه در مرکز شهر عربستان !!! ابراهیم در مکه چه کار داشته!!!! در واقع عربها برای اینکه به این بت خانه تقدس بدهند، نام ابراهیم را بر روی آن گذاشتند، در صورتی که ابراهیم هرگز آنجا نبود. محمد نمی توانست برخی از رسوم عرب را زیر پای بگذارد و تنها کاری که توانست انجام بدهد این بود که طرز تفکر برخی را عوض کند و به جای اینکه بگویند یا عزی (نام یکی از بت های مشهور کعبه)، بگویند یا الله.
سپتامبر 15th, 2008 at 4:39 ب.ظ
ببین آقا مهدی شیراز همین طرز بیان و تفکر شماست که من مطمئن کرده که شما خدا را هم قبول نداری!!!!
در جمله آخرت الله جل جلاله را با یک بت ناچیز دست ساز بشر یکی دانسته ای!!!!!
از خشم خدا بترس برادر از قدیم گفته اند خدا دیر گیر است و شیر گیر
سپتامبر 15th, 2008 at 5:00 ب.ظ
آقا شهرام، شما فکر می کنید که خدا، همان الله مدینه است؟؟!!! خدا خیلی بالاتر و برتر از آن خدایی است که آنها شناخته اند. اگر در خارج از کشور با این اعراب به زبان انگلیسی صحبت کنی، به تو می گویند نباید به جای الله بگویی GOD چون الله با خدای مسیح فرق دارد. با خدای یهود فرق دارد و …
مگر می شود که کسی خدا را قبول نداشته باشد. مشکل ما همین است که تا بخواهیم صحبت کنیم، برچسب زدن ها شروع می شود. فقط مشکل اینجاست که چون آن اعراب، خدا را اینگونه درک کرده اند، چرا ما باید مثل آنها خدا را پیدا کنیم. خدا می تواند مجموعه ای از همه این چیزهایی باشد که همه ادیان می گویند. خدای هر کسی با دیگری فرق دارد. مطمئن باش، هر کسی با خدایش در ارتباط است و او را ستایش می کند. حتی حیوانات و پرندگان
سپتامبر 15th, 2008 at 5:06 ب.ظ
راستی، چرا شما همیشه اصل صحبت را رها می کنید و به چیزهای حاشیه ای بها می دهید و آن را پر رنگ می کنید؟!!
می دانستید که این روش صداوسیما ولایت فقیه است؟ آنها همیشه در انتظار مچ گیری هستند و همه صحبت های دیگر را سانسور می کنند و یا در موردش صحبت نمی کنند.
سپتامبر 15th, 2008 at 5:13 ب.ظ
مطالب دیگری هم هست که می توان در موردش صحبت کرد، ولی ظاهرا غیرت و تعصب دوستان اجازه نمی دهد از جمله :
1- شهادت زهرا: بزرگترين دروغ تاريخ
2- افراط و تفريط شيعيان در مورد اهل بيت
3- تحریف تاریخ!! واقعه غدیر خم!
و غیره
سپتامبر 15th, 2008 at 6:32 ب.ظ
باز جای شکرش باقی است که خدا رو انکار نمیکنی.
در مورد شهادت حضرت زهرا (س) هم بفرمایید کجای این مطلب دروغ است آقا مهدی.به نظر شما آیا شهادت حتما با گلوله خوردن یا شمشیر خوردن امکان پذیر است؟
لطفا در مورد مسائلی اظهار نظر کنید که از صحت آن مطمئن هستید واگرنه دیگران شما را به دروغ پراکنی در مورد دین متهم میکنند.
لطفا کمی آهسته تر
سپتامبر 15th, 2008 at 6:57 ب.ظ
شهادت حضرت زهرا با توجه به تاريخ طبري و كتب شيعه قابل اثباته…
سپتامبر 15th, 2008 at 6:58 ب.ظ
اصلا پنهان بودن مزار ايشون هم يك دليل ديگه است.
سپتامبر 15th, 2008 at 7:43 ب.ظ
منظور من این بود که شهادت حضرت زهرا توسط عمر یک دروغ بوده است. در ثانی چرا حضرت علی و امام حسن و امام حسین نتوانستند پهلوی شکسته ایشان را شفا دهند. دوست ندارم در مورد آن صحبت کنم. ضمنا با تمام احترامی که برای شما قائل هستم آقا شهرام، ولی این چندمین باری هست که بنده را محکوم به بی خدایی می کنید و بعد هم خدا را شکر می کنید که خدا را قبول دارم. این کار زشتی است. دین یک چیز کاملا شخصی است و به کسی ربطی ندارد. برای من جای تعجب دارد که مخالف حکومت و آخوند ها هستیدو تمام افکار شما و برچسب زدن های شما بر گرفته از تفکرات افراطی مذهبی و آخوندی است. شما که این همه به احکام دینی اعتقاد دارید، چرا مخالف سیستم فعلی هستید. اینها که تمام و کمال دستورات دینی را اجرا می کنند و شما باید خوشحال باشید!!!! شما بدون اینکه توضیح و یا توجیهی داشته باشید، مرتبا برچسب می زنید. خوب، مرا ارشاد کنید تا به راه راست هدایت شوم. ولی برچسب نزنید. به خدا سوگند که برای من مهم نیست که شما فکر کنید من خدا را قبول دارم و یا نه. اصلا دین وسیله ای است برای رابطه قلبی با خدا، برایم مهم نیست که دیگران چه فکر می کنند. من برای کسی و به خاطر کسی نیست که به چیزی ایمان دارم یا نه.
تا شما به این معتقد نشوید که دین باید از سیاست جدا بشود و به قلب انسانها برود و از کسی در مورد دینش سوال نکنید، این حکومت باقی است، چون اساس و مبنای آن هم بر همین تئوری های شما استوار است. مطمئن باشید که اگر کمی تفکر کنید و کورکورانه همه چیز را باور نکنید، به جهنم نمی روید. خداوند خوشحال می شود وقتی بنده اش تفکر کند.
در مورد حضرت زهرا، مطالبی در سایت سنی ها یافتم که بد نیست مطالعه بفرمائید:
http://www.eslami.myblog.ir/Post-543.aspx
سپتامبر 15th, 2008 at 9:36 ب.ظ
تو تالار راجب به این مساله بحث شده..
7tir.info – index – viewtopic.php?f=24&t=1771
به جاي خط تيره ها اسلش / بگذاريد…
سپتامبر 16th, 2008 at 12:03 ق.ظ
مهدی شيراز سلام.
اولا اينکه حضرت ابراهيم در برهه اي توی مکه بودن کاملا معلوم است. زمانی که هاجر و اسماعيل خرد سال را به عربستان می آورند و آنها را آنجا می گذارد. در حدود 20 يا 30 سال بعد بر می گردد. و با کمک اسماعيل خانه کعبه را می سازد. مهدی شيراز توی اين مدت متوجه شدم که شما فاقد اطلاعات دقيق تاريخی هستی و آنچه را که دوست داری از هر مطلبی برداشت می کنی. به عنوان يک برادر می گويم هميشه اول اطلاعات جمع کن بعد فکر کن و در آخر اظهار نظر.
سپتامبر 16th, 2008 at 1:53 ق.ظ
برادر محسن، نظر شما محترم است ولی نظرات دیگری هم وجود دارد. بعنوان مثال مطلب زیر را بخوانید:
http://www.mixiran.net/showthread.php?t=4717
ضمنا ، خدای ناکرده، بنده هرگز ادعا نکرده ام که اطلاعات تاریخی بسیار بالایی دارم. اتفاقا من هم همین را می گویم که هر کسی از مطالب، نوعی برداشت دارد که متفاوت است و گمان می کند که دیگران اشتباه می کنند و فقط اوست که راست می گوید. اساسا بیان کردن این مسائل دینی که مهم نیست، هدف و مقصود نهایی همین تفکرات مختلف است.
اصل صحبت من و شهرام، در برداشت از خدا بود. اجازه بده با همان مثال فیل در تاریکی ، منظورم را بیان کنم. فرض کن من و شهرام و یک فیل در اتاق تاریک هستیم و من با دست کشیدن به پای فیل، می گویم که این یک ستون است و شهرام با دست کشیدن به کمر فیل می گوید که این یک تخت است. حال اگر من به شهرام بگویم که این یک تخت نیست ، می گوید تو فیل را قبول نداری. اگر بگویم که من وجود فیل را قبول دارم، او می گوید پس جای شکرش باقیست که وجود فیل را قبول داری ولی چون نگفتی که شبیه تخت است، از خدا بترس و توبه کن.
اصل صحبت در زمینه خداشناسی است، برادر محسن…در مورد دیگر مسائل تاریخی هم، فکر نمی کنم که بتوان به طور صد در صد صحبت کرد.
سپتامبر 16th, 2008 at 4:26 ب.ظ
آقای مهدی شیراز خیلی دو پهلو حرف میزنی. از یک طرف به خانه خدا و پیامبر اسلام و امامان معصوم هر توهینی میخواهی میکنی و از طرف دیگر لاف روشنفکری میزنید و میگویید نباید از کسی در مورد دینش سوال کرد. اگر نباید سئوال کرد و دین هر کسی باید در قلب او نهفته باشد پس چرا خود جنابعالی تمام مقدسات ما را زیر سئوال میبرید و علنا هر توهینی میخواهید در این سایت به اسلام میکنید؟؟؟؟!!!!!!
ضمنا گفته بودید چرا من مخالف رژیم فعلی هستم.در جواب باید عرض کنم بر خلاف فرموده شما این حکومت به هیچ وجه موازین اسلام که اولین اصل آن عدالت در جامعه است را رعایت نمیکند پس دلیلی ندارد من با آنها مخالفت نکنم.
در مورد شهادت حضرت زهرا هم عرض کنم تا آنجا که من اطلاع دارم ایشان با عمر بر سر یک قطعه زمین که ظاهرا نخلستان هم بوده اختلاف داشته اند و اصرار داشته اند چون آن زمین یادگار پیامبر بوده آنرا از چنگال غاصبین درآورند. شکستن پهلوی فاطمه(س) هم مربوط به روزی است که آن حضرت بالاخره بعد از مدتها موفق شده بودند سند آن زمین را تحویل بگیرند. در آن روز عمر لعنت الله علیه درب خانه حضرت را میزند و هنگامی که مطمئن میشود حضرت به پشت درب رسیده اند لگد محکمی به درب میزند و حضرت در حالی که باردار هم بوده اند بین در و دیوار قرار میگیرند و پهلویشان میشکند.
باز هم از شما خواهش میکنم در مورد این معصومین مظلوم اینقدر با قساوت مطلب ننویسید.
سپتامبر 16th, 2008 at 8:04 ب.ظ
با این داستانی که تعریف کردید، شخصیت علی هم زیر سوال می رود. پس چرا حضرت علی با عمر بیعت کرد و پشت سر او نماز می خواند و چرا برخوردی با عمر نکرد. در حالی که عمر و علی دوست بودند، چرا عمر که در عالم اسلام به زاهد ترین خلیفه مشهور است، و به دختر پیغمبر هم احترام می گذاشته، به خاطر مال دنیا این کار را کرده !!! علی، که حق مظلوم را از ظالم می گرفت، چرا حق فاطمه را از عمر نگرفت. …بهتر است دو رمورد این قضایا بیشتر از این بحث نکنیم.
در مورد اینکه این حکومت قوانین اسلام را اجرا نمی کند، با شما مخالفم. اگر قرآن را به فارسی بخوانید متوجه می شوید که از اساس، اسلامی است. بگذریم از اینکه عده ای قانون شکنی می کنند و عدالت را زیر پای می گذارند. رفتار یک شخص را به کل نظام تعمیم ندهید. این حکومت، حکومت اسلامی است.
ضمنا، اینقدر مقدسات ما مقدسات ما و دین ما دین ما نکنید، فعلا که همگی شیعه هستیم و یک دین داریم. دین شما، دین من هم هست.
در مورد اینکه می فرمائید در باره مقدسات صحبت نکنیم، فراموش نکنید که این حکومت گران از همین احساسات مذهبی و مقدسات هست که استفاده می کنند. ضمنا این طرز فکر آخوندی (که شما هم گرفتار آن هستید) بر زندگی ما حاکم است، چطور انتظار دارید از آن صحبت نکنیم. زمانی می توانید بگویید که در مورد دین و مقدسات اسلام صحبت نشود که دین از سیاست جدا شود، ولی باز هم می گویم که با دین سیاسی باید جنگید.
سپتامبر 16th, 2008 at 11:54 ب.ظ
آقا مهدی : راستی کتاب شبهای پیشاور را خوندی؟
سپتامبر 16th, 2008 at 11:58 ب.ظ
یه پیشنهاد بهت میکنم سعی کن هر چند وقت یکبار خودتو از بیرون بررسی کنی. منظورم اینه که از چشم دیگران به خودت وافکارت نگاه کنی.اینجوری بررسی درستی یا نادرستی افکارت برا خودت راحتتر میشه.
سپتامبر 17th, 2008 at 2:24 ق.ظ
خانم و یا آقای i_i من قبلا هم در جای دیگر عنوان کردم که با افرادی که اسامی مجهول x و y و i و … نظر می دهند کاری ندارم.بنابراین از من سوال نکنید.
————————————————————-
دوستان عزیز، دوست نداشتم که دوباره بحث اعتقادی را ادامه بدهم ولی خودتان ، انصافا این مطلب را از سایت مکارم شیرازی بخوانید:
http://www.amiralmomenin.net/persian/estefta/?mit=38
ببینید این آقا چقدر مغلطه کرده. ایشان در جواب به این سوال که حمله اعراب به ایران با کدام مجوز صادر شد، استدلال هایی آورده که انسان را به خنده وا می دارد و نشان می دهد که آخوند، اساسا مغلطه کار است
سپتامبر 17th, 2008 at 4:53 ق.ظ
این فیلم را هم ببینید بد نیست:
http://www.youtube.com/watch?v=16B-XAdv0ec&feature=related
سپتامبر 17th, 2008 at 7:39 ق.ظ
عاطفه ومهدی ازشیرازشماکه ادعای بی دینی میکنید برای چی به امامان توهین می کنید اگه می خواهیدعقایدخودتونو داشته باشیدخوب داشته باشید ولی به دیگرمذاهب توهین نکنید یه خورده روشن فکرباشید همین خسروگلسرخی بااینکه من باهاش مخالفم ولی ازیه چیزش خوشم میادکه امام حسینودرک می کردوبه شدت بهش احترام می گذاشت بااینکه یه مارکسیست بودولی عاشق امام حسین بود
سپتامبر 17th, 2008 at 11:30 ق.ظ
نداشاه ماهی ، شما که پا برهنه وسط حرف ما پریدی، یک بار مطالب رو بخون و بعد برچسب بی دینی به دیگرا ن بزن.
سپتامبر 17th, 2008 at 12:25 ب.ظ
خانم و یا آقای i_i من قبلا هم در جای دیگر عنوان کردم که با افرادی که اسامی مجهول x و y و i و … نظر می دهند کاری ندارم.بنابراین از من سوال نکنید.
———————-
حتما دلیلی برا خودم دارم. بعدشم میخای لیست کسانی که بااین نوع اسامی (مجهول) در اینجا خودت باهاشون
بحث کردی بهت بدم. تازه به نصف این افراد هم نگفته بودی من دیگه باشما بحث نمیکنم. در ضمن این اسم نیست که من برا خودم انتخاب کردم این یه مفهوم دیداریه.
سپتامبر 17th, 2008 at 12:37 ب.ظ
با این نظری که نوشتی حس کردم میخای از چیزی که بهت پیشنهاد کردم فرار کنی درسته یا نه ؟
سپتامبر 17th, 2008 at 1:18 ب.ظ
آقای مهدی از شیراز
اون مطلبی رو که معرفی کردید، من خوندم.
———————————————————————
فتح ایران توسط مسلمانان 1
حمله اعراب به ايران با كدام مجوز صادر شد؟
اولاً تعبير به (حمله) به نظر ما صحيح نيست و همچنين كلمه (اعراب) بلكه مسلمانان به قصد آزاد ساختن ايران از چنگال سلاطين ظالم ساساني به ايران آمدند و مردم هوشيار ايران از آنها استقبال كردند و دروازه ها را به روي آنها گشودند و جنگ تنها در يكي دو نقطه در غرب ايران واقع شد و اگر ايرانيان مي خواستند بجنگند به يقين توان مقابله با آنها را داشتند. اين نكته نيز قابل اهميت است كه مسلمانان اصراري بر تغيير آئين ايرانيان نداشتند لهذا پس از فتح ايران ساليان دراز آتشكده ها برپا بود.
————————————————————————————
خب، که چی؟باورم نمی شه شما از این حرفا تعجب کنید یا بخندید.
ما نمونه ی این حرفا رو کم نداریم.درضمن با گذشت نزدیک به سی سال از حکومت آخوندا و آشنایی با حرفا و صحبت هایشان، این مطالب چیز بعیدی از آن ها نبود.من به این نوع حرف زدن اینان عادت کرده ام، درواقع اگر غیر از این حرفا چیزی گویند جای تعجب دارد.
سپتامبر 17th, 2008 at 6:52 ب.ظ
بنده تعجب نکرده ام، من این را برای کسانی آوردم که از ایدئولوژی و تفکرات اینها دفاع می کنند، تا خودشان قضاوت کنند.
مشکل ما هم این است که به این حرف ها عادت کرده ایم.
سپتامبر 17th, 2008 at 8:50 ب.ظ
من به واسطه ی خوابی که درباره ی شهدا ی انقلاب اسلامی دیدم ازمواضع خودم برگشتم وحالامیگم زنده بادانقلاب اسلامی درودبرشهدا اگرهمین شهدانمی رفتندجبهه وبجنگندالان شما ان قدرازادانه نمی تونستیداینجانظربدید برای همه ی کسانی که باجمهوری مقدس اسلامی وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی مخالفت می کنند واقعامتاسفم البته سپاهی های جوان وتازه خیلی جلف وسبکسر تشریف دارنددرودبر نیروی سپاه پاسداران قدیم درودبررئیس جمهورمحترمون یعنی محمودخان دوره ی بعد ریاست جمهوری هم به کوری چشم دشمنان انقلاب اسلامی میرویم و رای میدهیم
سپتامبر 17th, 2008 at 10:04 ب.ظ
آقای مهدی از شیراز
مشکل ما هم این است که به این حرف ها عادت کرده ایم.
————————————————————————
اگه شما راه حل بهتری دارید، بسم اللله.می خونم
سپتامبر 18th, 2008 at 1:06 ق.ظ
اگه شما راه حل بهتری دارید، بسم اللله.می خونم
————————-
خسرو خانم دوباره شروع کردی به فلسفه بازی!!! اولا که چه ربطی به راه حل دارد ، موضوع این است که بعضی ها معتقد به چرندیات آخوندها هستند. ثانیا خودتان بی مقدمه وارد بحث شده اید، من ادعایی در راه حل دادن نداشتم!
سپتامبر 18th, 2008 at 1:07 ق.ظ
ندا خانم خوش باش خواهر….
سپتامبر 18th, 2008 at 2:07 ب.ظ
آقای مهدی شیراز
مثل این که دقیق جمله ی خودتون رو نخوندید.
مشکل ما هم این است که به این حرف ها عادت کرده ایم.
—————————————————————————
مشکل؟؟؟ هر مشکلی یه راه حل داره.شما گفتید مشکل ما اینه ، منم گفتم اگه راه حل دارید بفرمایید.منم نمی خوام دوباره بحثی رو با شما راه بندازم.ولی شما فقط حرف می زنید.این که ما مشکل داریم رو همه می دونن آقا.ما خودمون وسط این آتیش داریم می سوزیم.پس لازم نیست که کسی بگه.
——————————————————————————–
موضوع این است که بعضی ها معتقد به چرندیات آخوندها هستند.
———————————————————————————-
من فقط گفتم دیگه عادت کردم.حرف از اعتقاد و مسایل دیگه نزدم.
کسی که هنوز اعتقاد داره، برای اینه که هنوز به آگاهی نرسیده.حرف های آخوندا به ظاهر خیلی قشنگه.به ظاهر فقط به فکر مردم و زندگی ملت و رفع گرفتاری هاشون هستن.خب کسی هم که خبر از واقعیت ها نداره، مسلما قبول می کنه وطرفدار اینا هم می شه.مثلا کسی که تو فلان روستا داره زندگی می کنه، هیچ وسیله ی ارتباطی ای جز تلویزیون یا رادیو نداره، باید باور کنه.
سپتامبر 18th, 2008 at 3:12 ب.ظ
خسرو- تهران: 84.47.247.113
—————————————-
من به شما بعنوان یکی از دخترهای با ادب موجود در سایت، احترام می گذارم و دوست دارم که فورا عصبانی نشوید. بعضی وقتها نوع نوشتن شما کمی (فقط کمی) اهانت آمیز می شود.
حل این مشکل را نمی دانید؟!! تغییر نظام. ولی چون ما قدرت نداریم، مجبوریم که این بحث ها را بکنیم و بنویسم تا افراد ناآگاهی هم که بر حسب تصادف وارد سایت می شوند، این مطالب را بخوانند. مردم به این دلیل عادت کرده اند که هیچ رسانه دیگری جز صداوسیما وجود ندارد. وقتی سریال شبکه اول صداوسیما (روز حسرت) به صورت آشکارا ترویج خرافات می کند چه انتظاری دارید. وقتی آموزش و پرورش کشور دست این اینهاست واقعا نمی توان کاری کرد.
یک نکته مهم هم که توجه داشته باشید، همین به اصطلاح حرف زدن ها، بسیار مهم است. و تبادل افکار و اندیشه ها بسیار ارزشمند است. تاریخ انقلاب اسلامی را هم مطالعه بفرمائید متوجه می شوید که اولش از همین حرف زدن ها شروع شد. و بعد از سالها، تبدیل به عمل شد.
سپتامبر 18th, 2008 at 3:33 ب.ظ
فرشته – تهران چطور باادب نبود؟
ولي چون موافق نبود با چه الفاظي ازش پذيرايي شد…
سپتامبر 18th, 2008 at 3:44 ب.ظ
آقای مهدی شیراز
—————————————
ممنون.ولی من فقط تو هفت تیر از یه چیزی عصبانی می شوم.این که بعضی دوستان(منظورم شما نیستید)از روی ناآگاهی حرف هایی رو می زنن و کاربران دیگه هم استقبال می کنن.این از همه زجرآورتره.
من یکم تند رفتم ولی شاید لازم بود.اکثرا فقط حرف می زنن.مشکلات این جامعه رو اکثرا کم و بیش می دونیم.وقتی من خودم دارم تو این آتیش لعنتی که تازه من هم به وجودش نیاوردم می سوزم، تازه یکی بیاد بگه داری می سوزی.پس باید خیلی عصبانی بشی.درضمن جملات شما هم یکم اهانت آمیز بود.
اما درمورد راه حلتون که گفتید تغییر نظام.فکر نمی کنید تغییر نظام حسابش رو پس داده؟تجربه ی تغییر نظام تا به حال جواب خوبی نداده.بدتر شده عوض این که بهتر بشه.این تغییر و دگرگونی بهتر نیست که در افکار مردم ایران به وجود بیاد؟ فکر نمی کنید اگه همه ی مردم به آگاهی برسن و عقاید خرافیشون رو دور بریزن بهتر باشه؟چون هر چی باشه تو انقلابی که شد مردم هم تاثیر داشتن.یعنی همین مردم با عقاید و افکارشون اینا رو آوردن سر کار.به نظرتون اگه افکار ممردم ما دگرگون بشه شاید دیگه نذارن یه همچین آدمایی با دلایل مسخره بیان بر مسند قدرت؟
سپتامبر 19th, 2008 at 1:12 ق.ظ
خسرو- تهران: 84.47.247.55
————————————–
صد در صد هم همین هست که شما می گویید. ولی چطور می توان افکار مردم را عوض کرد و در جهت تعادل قرار داد. به هر حال این کار، باید توسط بعضی از نهادهای در قدرت انجام بشود و در راس آن هم سازمان صداوسیماست. دلیل اینکه خمینی با تلویزیون خصوصی مخالف کرد، همین بود که همواره تک صدایی باشد. اخبار دروغی و گزینشی را پخش کنند و این کارشناسان مسائل سیاسی که مثل قارچ در اخبار تلویزیون سبز می شوند و همگی مثل هم حرف می زنند چرا که همه آنها تربیت شده برای حرف های نامربوط هستند. اخیرا یک طوفانی در آمریکا آمده بود، صداوسیما این موضوع را جنبه سیاسی داده بود و از دولت بوش انتقاد می کرد ، انگار تقصیر بوش بوده که طوفان آمده!!
یک نکته مهم هم این است که قانون اساسی کشور باید توسط روشنفکران و متفکرین جامعه نوشته شود، مطمئن باشید لازم نیست که همه مردم درگیر باشند. همین قانون اساسی آمریکا ، که بهترین نوع دموکراسی و آزادی و لیبرالسم را دارا می باشد، توسط روشنفکران نوشته شده، وگرنه مردم آمریکا در گذشته برده فروش بودند و سیاهان را می کشتند و نژاد پرست بودند و دموکراسی نمی فهمیدند، ولی امروز شاهد هستیم که مردم آمریکا هم از لحاظ فکری، تغییر کرده اند، به وجهی که یک سیاه پوست نامزد حزب دموکرات آمریکا می شود.
در واقع با این قانونی که در گذشته نوشته شده، کشور آمریکا هر ساله پوست می اندازد و تازه می شود. شما دقت کنید به اینکه در این یک ساله پایانی دولت بوش، گویی رئیس جمهوری وجود ندارد و همه در شور انتخابات دوره بعدی هستند. حالا به کشور خودمان نگاه کنیم که هنوز کاندیداها مشخص نیستند و هیچ برنامه ای هم ندارند. خاتمی هم که یک روز می گوید می آید و یک روز می گوید نمی آید (ناز می کند) بدون اینکه برنامه ای داشته باشد.
قانون اساسی درست و رشد افکار مختلف در کنار هم هست که می تواند سطح فکری و فرهنگی یک جامعه را بالا ببرد و این ، در غالب یک حکومت سکولار قابل اجراست. حکومتی که ادیان به مساجد و کلیسا ها و … بروند و حکومت را به دست صالحان بدهند و کشور در جهت منافع ملی ایران پیش برود و نه در جهت منافع یک دین.
سپتامبر 19th, 2008 at 12:16 ب.ظ
آقای مهدی شیراز
—————————————————-
حرفاتون کاملا درسته.این صحبت های شما به درد جامعه ای می خورد که همه می خواهند تغییری اساسی در افکار ملتشان به وجود آید.هم دولت و هم ملت.آن وقت به گفته ی خود شما صدا و سیما و آموزش و پرورش باید کارهایی در این راستا انجام دهند و قانون اساسی را هم دوباره و توسط چند روشنفکر بنویسند.
اما فکر نکنم در جامعه ی ما عملی باشد.چون دولت نمی خواهد.یعنی این کار به ضرر دولت و منافع اش هست.مطمئنن حکومت کردن بر مردم ناآگاه خیلی راحت تز است از ملتی آگاه.نصف بیشتر مردم کشور ما هنوز به آگاهی های لازم نرسیدن.هنوز این حکومت و اعمالشان را قبول دارند.هنوز به درگاه خدا سجده ی شکر می کنند.چون دین ما وسیله ی خوبیست تا هر کاری که دلشان خواست بکنند و به پای دین اسلام بگذارند و بیشتر مردم ما هم می گویند چه حکومتی! سران مملکت همه به فکر ما و حتی آخرت ما هستند.
همه کس نمی تواند نقاب سیاهی که اینان بر چهره زدند را ببیند.تازه این حکومت داره کارهایی انجام می ه تا مردم محدودتر و فقط به فکر زندگی خودشون باشن.با چیزهای مختلف سر ما را گرم می کنند و کارهای خودشون رو پیش می برن.پس نهاد های دولتی هیچ کاری در زمینه نمی کنند مگر در جهت عکس.
و متاسفانه حتی ملت هم نمی خواهد.همان طور که قبلا هم گفتم خیلی ها هنوز به اینان معتقدند.پس نمی خواهند تلاشی برای تغییر حالت بکنند.
فقط این وسط تعدادی که کم و بیش آگاهی دارند ، حرص می خورند.از نادانی ملت و سیاست های دولت خود رنج می برند.فقط همان عده ی آگاه هستن که می خواهند مردم این عقاید خرافی را دور بریزند.
سپتامبر 19th, 2008 at 2:27 ب.ظ
خسرو- تهران: 84.47.245.73
———————————————–
دقیقا همین طور است. چرا که اساس حکومتهای استبدادی و دیکتاتوری هم همین است. امروز در نماز جمعه تهران، خامنه ای گفت که هیچ کس حق ندارد انتقاد کند و (از طرف مردم هم گفت) مردم خوششان نمی آید که مسئولان از هم انتقاد کنند.
بسیاری از این مردم حتی نمی دانند که چند روز پیش در مجلس قانون اصلاح انتخابات که تصویب شد، به چه معنا بود. از این به بعد فقط حکومتی ها حق دارند که کاندید ریاست جمهوری شوند. یعنی هر کسی که در پست های دولتی و مهم بوده است، و هیچ کس از بیرون از این حلقه نمی تواند وارد شود. اینها دایره خودی ها را محدود تر کردند. حال برگردیم به دموکراسی آمریکا که تا دو سال پیش کسی اوباما را نمی شناخت، ولی از پایین شروع کرد و به بالا رسید.
سپتامبر 19th, 2008 at 2:29 ب.ظ
آقا مهدی یه سئوال :
نظرت راجع به وهابیون چیه آیا با نظرات اونا موافقی یا مخالف
سپتامبر 19th, 2008 at 3:35 ب.ظ
شهرام: 89.221.94.30
————————————
تا آنجا که بنده اطلاع دارم اهل سنت از چهار مذهب حنفي، مالكي، شافعي و يا حنبلي پيروي می کنند و اساساً مذهب پنجمي بنام وهابيت يا هر اسم ديگري وجود ندارد. این فرقه منحرف از اسلام است و در زمان محمدبن عبدالوهاب بوجود آمد. آنها معتقد هستند که دوباره باید به صدر اسلام برگردیدم و افکار آنها صدهزار برابر بدتر و ارتجاعی تر از همین آخوندهای خودمان است. شاخه نظامی آنها هم القاعده است و این فرقه افتخار می کند که به آنها بگویند تروریست!
سپتامبر 19th, 2008 at 3:40 ب.ظ
اصلا این چه سوالی بود که پرسیدی، معلومه که من با آنها مخالف هستم. مگر تا به حال مطالب من را در این سایت نخواندی!!! من مخالف با تفکرات مذهبی هستم.
سپتامبر 19th, 2008 at 3:56 ب.ظ
من با تمام اين حرفها هم موافق باشم
ولي دليل فراواني ناهنجاري هاي اخلاقي در آمريكا چيست ؟؟
اصلا “مقايسه اي” نيست …
“تحليل شخصي” دوستان رو مي خوام…….
البته مستند هم باشه بهتره ….
خواهشا جواب بديد……….
سپتامبر 20th, 2008 at 12:00 ق.ظ
آقای مهدی شیراز
————————————
خب این ها همه دارن سیاستی رو در پیش می گیرن که مردم روز به روز از این مسایل فاصله بگیرند و اینان هر کاری که خواستند بکنند و یه مهر اسلام روی آن بزنند.
این روزها مردم انقدر درگیری و مشکلات دارند که دیگر دنبال این جور مسایل نیستند.هرکس به فکر منافع خود و خانواده اش هست و این که چه طور بتواند شکم خانواده اش را سیر کند.درواقع اینان دارند سر ما را گرم می کنند تا کسی متوجه اعمالشان نشود.
و متاسفانه عده ای از جوانان را دین زده می کنند.علاوه بر این که ایران را له می کنند، با اعمالشان دین اسلام را هم زیر سوال می برند.اینان دارند کم کم همه چیز را از ملت صلب می کنند.قدم به قدم
کاری می کنند که الان و این وضعیت آرزویمان باشد.به مرگ می گیرند تا به تب راضی شویم
متاسفانه کاری با این ملت کرده اند، که هم وطن به خون هم وطن تشنه است.افسوس .. افسوس
و دیوانه کننده تر ملتی هستند که با عقاید خرافی دارند از اینان حمایت می کنند و اینان را نماینده ی خدا می دانند.اینان را ناجی دین و اعتقاداتشان می دانند.
به نظرم باید کم کم جوانان و دوستان خود را به دانایی و آگاهی علاقمند کنین.باید سایت ها و برنامه های سیاسی مختلف را به آنان توصیه کنیم تا ببینند و خود قضاوت کنند.بیداری و هشیاری مردم کاری نیست که در طی چن سال صورت بگیرد.شاید برای این کار مجبور باشیم دو نسل را پشت سر بگذاریم تا مردی به نام ناآگاه نداشته باشیم و به دنبال آن دموکراسی لیبرال
سپتامبر 20th, 2008 at 4:03 ق.ظ
من به شما ميگم شرايط اخلاقي آمريكا رو بدون مقايسه تحليل كنيد …
شايد به نتيجه اي منصفانه در اين مورد برسيم ….
اين بود جواب آگاهانه؟
همون انگهاي لو رفته هميشگي و پيش داوري شده؟………
مهم نيست… زماني به ناگاه با آن رو دررو خواهي آمد ….
ناجي هم كسي جز خود خدا نيست …
بهتره به جامعه سكولاري فكر كني كه درش بايد به عقايد همه احترام بذاري…
سپتامبر 20th, 2008 at 5:39 ق.ظ
کدام جواب آگاهانه ؟ چه کسی به شما جواب داده؟ چه کسی به عقیده شما احترام نگذاشته ؟؟!!!!
بهتر است سوالت را واضح تر بپرسی. چرا که خوبی و بدی نسبی هست و در هر جامعه ای معیار های خوبی و ارزش ها متفاوت است. منظور شما از ناهنجاری چیست؟ اگر به دزدی و قتل و جرم و جنایت است که باید بگویم این مشکلات در همه جا هست از جمله کشور خودمان. ایران در سال گذشته بعد از چین مقام دوم را در اعدام ها داشته است که اگر چین را به علت جمعیت بالا، استثنا کنیم و کنار بگذاریم، ایران در رتبه اول بوده است. جالب است بدانید که در بین شهرهای ایران، قم دارای بیشترین آمار جرم است.
ضمنا فراموش نکنیم که کشور آمریکا یک کشور نیست بلکه مجموعه از چند کشور است که با هم متحد شده اند و هر ایالت به صورت جدا اداره می شود و حکومتی فدرال دارد و مردمی از نژاد ها و ملیت های گوناگون و فرهنگ های مختلف در آنجا زندگی می کنند. شما بهتر است به جای اینکه دیگران را متهم کنید، مشخص کنید که ناهنجاری چیست.
اکتبر 5th, 2008 at 5:01 ب.ظ
اگر مشکل از ریشه حل بشود خیلی از مشکلات دیگر هم که وابسته به آن است حل خواهد شد.
ترس از مرگ و ترس از نیستی و نابودی و اینکه نکند من دیگر وجود نداشته باشم،همون مساله ای است که بدنبال خودش اینهمه اعتقادات خرافی را می آورد و یا باعث می شود ما دو دستی به اعتقادات غیر علمی بچسبیم و حتی به خودمون می باورانیم که دنیای دیگری غیر از این دنیا هست(البته شاید وجود داشته باشد) و حتی بهتر ازاین دنیا بی آنکه دلیلی برای گفته خود داشته باشیم.
حتی برخی افراد بظاهر منطقی نیز از این ترس تاثیر می پذیرند.مثلا شما اگر اعتقادات چندین روانشناس را(که برخی از آنها ادعا می کنند دیگران را درمان میکنند در حالیکه خود بی نیاز از درمان نیستند) از نظر دینی بپرسید جوابهای مختلف خواهید شنید ، و مطمئنا آنهایی که ترس از مرگ در آنها بر حقیقت جویی آنان بچربد تمایل بیشتری برای قبول اعتقادات غیر علمی خواهند داشت.
من معتقدم که برای مصون ماندن از سوء استفاده دیگران (که آن فرد می تواند در هر لباسی ظاهر شود)بایستی یکبار برای همیشه ترس از مرگ و نیستی را از میان برداشت و بجای آن حقیقت جویی را جایگزین کرد .
باید با خود عهد کرد که تا زمانیکه نادرستی عقیده ای از نظر علمی توسط دانشمندان بزرگ و زحمتکش جهان ثابت نشده ،ذهنمان را در یک حالت اعتدال(نه قبول و نه رد )نگهداریم تا زمانیکه حقیقت موضوع برای ما آشکار شود.
اکتبر 5th, 2008 at 5:23 ب.ظ
و این را بدانیم که یک انسان بی دین ولی حقیقت جو به انسان نزدیکتر است تا یک انسان(یا بعبارت درست تر میمون مقلد) صاحب دین با ذهن منجمد.
اکتبر 5th, 2008 at 5:31 ب.ظ
و انسان شدن خیلی سخت است.با دکترا گرفتن یا علامه شدن نمی توان گفت به انسان بودن نزدیک شده ایم.
انسان بودن با اطلاعات عمومی فراوان داشتن بدست نمی آید.
روحیه حقیقت جویی می خواهد که آن هم استعداد ذاتی و محیط مناسب هر دو را نیاز دارد.
اکتبر 5th, 2008 at 5:33 ب.ظ
حالا خواهید گفت همه ادعا دارند ما حقیقت جو هستیم و حقیقت را هم ما یافته ایم و آنچه دیگران می گویند اشتباه است .
از کجا بفهمیم حق با کیست؟
اکتبر 5th, 2008 at 5:36 ب.ظ
این همان مشکلی بود که سقراط با آن می جنگید.
البته تنها ادعای سقراط این بود که من می دانم که نمیدانم ولی شما فکر می کنید که می دانید
اکتبر 5th, 2008 at 5:39 ب.ظ
ما باید دانشمندان بزرگ دنیا را (نیوتون ،انیشتن ودانشمند معاصرمان را که شاید اسمهایشان را نشینیده ایم) چراغ راه خویش قرار دهیم و همچنانکه در بالا گفتم:
باید با خود عهد کرد که تا زمانیکه نادرستی عقیده ای از نظر علمی توسط دانشمندان بزرگ و زحمتکش جهان ثابت نشده ،ذهنمان را در یک حالت اعتدال(نه قبول و نه رد )نگهداریم تا زمانیکه حقیقت موضوع برای ما آشکار شود.
اکتبر 18th, 2008 at 9:13 ق.ظ
عجیب است که در قرن 21 هنوز کسانی هستند که این چرندیات را باور میکنند
اکتبر 29th, 2008 at 5:44 ب.ظ
********************** خبر جدید:******************
فیلم حال و حول امام جمعه تویسرکان با یک زن شوهردار(زن یکی از کارمنداش) به بازار اومد.
چشم رهبرمون روشن!
به همه بگین.
نوامبر 2nd, 2008 at 6:35 ب.ظ
اق مری عزیز_میتونی قضیه اش رو تعریف کنی؟
نوامبر 3rd, 2008 at 10:37 ق.ظ
بیکارید بابا برید دنبال کارتون همه چیز رو با هم قاطی کردید
نوامبر 3rd, 2008 at 2:09 ب.ظ
***میلیشیا: 91.98.155.114 ****
نیاز به تعریف ندارد.ولی به هر حال:
یعنی از تن به در کردن ابا و عمامه و کندن لباسهای زن و فرو رفتن آلت تناسلی حاج آقا در دبر زن.(البته با سایر عشقبازیهای متدوال).
نوامبر 8th, 2008 at 12:08 ب.ظ
ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی………..آق مری از این فیلمای چندش آور نگاه میکنی.
نوامبر 20th, 2008 at 4:17 ق.ظ
سلام بچه ها . من دوباره اومدم . روم زیاده دیگه . اگه یادتون باشه چند وقت پیش اینجا خزعولات مینوشتم . خصوصا عریضه موهونی خطاب به حسن فارس نوشته بودم و خاطرات کودکی ایشان و جریان همخوابیشان با پرزیدنت فرهیخته ایران شرح و بست داده بود . چند وقتی رفته بودم اونجا که حسن نی انداخته بود . حالا فرار کردم اومدم غربتی شدم . میخواستم امار بگیرم اگه برو بچ حال میکن بازم خطابه درکنم از خودم . محمدیاش بگن اره …
نوامبر 24th, 2008 at 8:06 ب.ظ
سامی جون از لاهیجان سلام
به اطلاعت برسونم بروبچ همه متفرق شدن و فقط من وتعدادی از بچه ها باقی موندیم که ما هم الان عضو تالار گفتگو هستیم. شما هم اگه عضو بشی بد نیست چون این قسمت(اخبار داغ)فاتحه اش خونده شد
ضمنا حسن فارس هم اونجا عضوه