مقاله اکبر اعلمی در مورد فروریختن ساختمان 7 طبقه در تهران و کشته شدن 17 کارگر
حداقل دو تن از وزرا و ۴۰ تن از نمایندگانی که در مجتمع ۴۲ واحدی واقع در خیابان فرهنگ سکونت داشتند و دارند و همچنین تعداد قابل توجه دیگری از مسئولان ریز و درشتی که در همین منطقه، یا کمی دورتر و نزدیکتر از آن ساکن هستند، در مسیر منزل به محل کار خود، دستکم روزی یکبار از بلوار فرهنگ و از کنار این ساختمان عبور می کنند و بخوبی می دانند که ریزش ساختمان مورد اشاره از سال ۸۱،۸۲ آغاز و از حدود یکی دو سال قبل کاملا در آستانه فرو ریختن واقع و شکاف های عمیقی در نقاط مختلف آن ایجاد شده بود بنحوی که در اواخر سال ۸۶ بخش جنوبی آن ریزش کرد و دیگر جای هیچگونه تردیدی را باقی نمی گذاشت که دیر یا زود این ساختمان هفت طبقه بیکباره و بطور کامل ریزش خواهد کرد .


هفت تیر 7tir.com به قلم اکبر اعلمی : در یکی از ماموریت های خود به یکی از کشورهای اروپائی، هنگام عبور از یک بزرگراه با ترافیک سنگینی روبرو شدیم. از راهنمائی که همراه هیات بود علت ترافیک را جویا شدم، گفت چند روز پیش اتومبیلی سگی را در حال عبور از اتوبان زیر گرفته که منجر به هلاکت این حیوان شده است، به همین سبب یکی از خطوط اتوبان را مسدود کرده اند تا کارشناسان علت این حادثه را بطور دقیق بررسی کرده و برای پیشگیری از تکرار حوادثی از این دست چاره جوئی اساسی نمایند، راهنمای هیات ایرانی در ادامه افزود در این کشور و اغلب کشورهای اروپائی اگر کسی حیوانی را بکشد به شدت مجازات خواهد شد!
.
و جان انسان ها در ایران چه بی ارزش است .
از ساعت 8 صبح روز گذشته تا به امروز، بلوار فرهنگ واقع در منطقه سعادت آباد تهران هم با ترافیک بسیار سنگینی مواجه بود و یکی از باند های این بلوار را بخاطر فرو ریختن یک ساختمان هفت طبقه بسته بودند اما نه به این دلیل که علت حادثه را بررسی کرده و برای پیشگیری از تکرار چنین حوادث دلخراشی چاره اندیشی کنند، بلکه این بلوار را بسته بودند تا کالبدهای متلاشی شده بیش از پانزده کارگر بی گناه را از زیر آواری به وسعت مصالح هفت طبقه ساختمان32 واحدی به بیرون بکشند. البته کسانی که به احتمال بسیار زیاد جان سپرده اند جزء از ما بهتران نبودند که با مرگشان سلمه جبران ناپذیری بر پیکر جامعه وارد شده و لاجرم روزعزا اعلام شود، بلکه تنها تعدادی کارگر یک لا قبا زیر تلی از خاک و آهن به خواب ابدی فرو رفته بودند که علیرغم آگاهی شهرداری تهران از خطرات قریب الوقوعی که در انتظار این کارگران بوده آنها را بدون رعایت نکات ایمنی به درون ساختمان در حال ریزش اعزام کرده بود تا اجرت خرید لقمه نانی را به آنها بپردازد که هنگام بازگشت به نزد خانواده خود شرمنده اهل و عیال نشوند!
پس از وقوع حادثه و مرگ سهراب، شاهد تکافوی مثال زدنی و نوشداروهای فراوان و پی در پی مسئولان مختلف در خیابان فرهنگ بودیم. در مجاورت ساختمان تخریب شده چادری دایر شده بود که روی پارچه نوشته بالای آن با خط بسیار درشت نوشته بودند؛ “ستاد مدیریت بحران”!
از 8 صبح روز دوشنبه تا به امروز آمبولانس ها و ماشین های آتش نشانی و اتومبیل های راهنمائی و رانندگی آژیر کشان کم و بیش در محل حادثه در حال تردد هستند یکطرف بولوار همچنان مسدود است و به وسائط نقلیه اجازه تردد از این خیابان را نمی دهند. دهها لودر و کامیون هم به خاکبرداری اشتغال دارند و شاید بیش از پنجاه مامور پلیس و شهرداری هم مسئولیت انتظامات خیابان فرهنگ را عهده دار شده اند. دهها نفر از ماموران هلال احمر و عملیات نجات آتش نشانی در جستجو اجسادی هستند که زیر آوار جان سپرده اند و طبق معمول در کنار این حادثه دلخراش صدها نفر از هموطنان متاثر و مضطرب هم نظاره گر این همه آمد شد می باشند و چه بسا آرزو می کنند که ایکاش چند نفر از کارگران از زیر آوار جان سالم بدر ببرند. چند نفری هم که بنظر می رسید از بازماندگان حادثه دیدگان هستند مویه کنان ناخن بر سر و صورت خود می کشند. البته تعدادی از مسئولان محترم نیز که از وقوع چنین رویداد تلخی وجدانشان به شدت آزرده خاطر گشته است در حالیکه در مقابل دوربین های تلویزیون وانمود می کنند که بسیار متاسف و متاثر هستند، و صد البته همه تقصیرات را متوجه دیگران کرده و برایشان خط و نشان می کشند! حق هم دارند مگر اینجا کره جنوبی و یا … است که وزیر یا نخست وزیرش بجای سلب مسئولیت کردن از خود تن به استعفا دهند؟
در بدو امر شاید از خود بپرسید که در اطراف و اکناف ایران هر روزه دهها حادثه مشابه این رخ می دهد، چه انگیزه ای باعث شده است که امروز نویسنده این یادداشت مسدود شدن خیابان فرهنگ را با مسدود شدن یکی از اتوبان های اروپائی مقایسه کرده و اینچنین در شماتت بعضی از مسئولین قلمفرسائی می کند؟ خوب حادثه غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی بوده است واتفاقا نکته اصلی در همین جاست؛
حداقل دو تن از وزرا و 40 تن از نمایندگانی که در مجتمع 42 واحدی واقع در خیابان فرهنگ سکونت داشتند و دارند و همچنین تعداد قابل توجه دیگری از مسئولان ریز و درشتی که در همین منطقه، یا کمی دورتر و نزدیکتر از آن ساکن هستند، در مسیر منزل به محل کار خود، دستکم روزی یکبار از بلوار فرهنگ و از کنار این ساختمان عبور می کنند و بخوبی می دانند که ریزش ساختمان مورد اشاره از سال 81،82 آغاز و از حدود یکی دو سال قبل کاملا در آستانه فرو ریختن واقع و شکاف های عمیقی در نقاط مختلف آن ایجاد شده بود بنحوی که در اواخر سال 86 بخش جنوبی آن ریزش کرد و دیگر جای هیچگونه تردیدی را باقی نمی گذاشت که دیر یا زود این ساختمان هفت طبقه بیکباره و بطور کامل ریزش خواهد کرد .
از طرفی با وجود اینکه در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، کارشناسان و کارگران پرتلاش شهرداری از ماهها قبل در حال بزک کردن بلوار فرهنگ و گلکاری و نصب موانع شبرنگی بر کف خیابان و دوباره برچیدن آن و …بودند و با چشمان غیر مسلح خود می دیدند که ساختمان مذکور همچون جگر زلیخا چند پاره شده و شکاف هائی به وسعت یک متر در آن ایجاد شده و حتی قسمتی از تیرآهن های آن در حال تعظیم کردن به عابرین است،اما دریغ از اینکه شهرداری و مالکان ساختمان، حتی بخود این زحمت را بدهند که علائم هشدار دهنده ای در اطراف این ساختمان نصب کنند و تا حریم چند متری آن مانع از تردد عابران پیاده شوند، تا چه رسد به اینکه در اسرع وقت با رعایت نکات ایمنی به تخریب آن مبادرت ورزند!
حداقل چندین بار شخصا در هنگام عبور از این خیابان نگرانی خود را با رانندگان مجلس و همکارانی که همراه من بودند در میان گذاشتم. چندین بار به عنوان یک شهروند ناشناس مراتب را به شهرداری منعکس کردم و هر بارهم جواب سر بالا شنیدم، تا اینکه یکبار خود را معرفی کردم و گفتم که اگر فروریختن این ساختمان تلفاتی به همراه داشته باشد، مسئولیت آن متوجه شهرداری است. در پاسخ به من گفتند که مالکین آن با هم اختلاف دارند و هیچکس برای تخریب آن پا پیش نمی گذارد و ما هم نمی توانیم کاری کنیم!!
اکنون جای چند پرسش باقی است؛
1_ اگر قبل از کشته شدن نزدیک به بیست نفر از شهروندان شریف و زحمتکش ایرانی که ظاهرا اغلب آنها هم از غیور مردان لرستان بوده اند و همچنین داغدار شدن دهها خانوار، از ماهها قبل شهرداری تهران و یا حداقل شهرداری منطقه دو با رعایت نکات فنی و ایمنی با توجیه ضرورت رعایت مصالح عمومی راسا مبادرت به تخریب این بنای در حال فروریختن می کرد، آیا امروز نیازی به تحمل این همه هزینه اجتماعی و اقتصادی و روحی و روانی بودیم؟
2_ با فرض اصرار مالکان بر مخالفت با تخریب ساختمان، آیا شهرداری نمی توانست با کسب مجوز از مدعی العموم، مالکان و پیمانکار و مهندسین ناظر ساختمان را تحت تعقیب قرار داده و آنانرا وادار به تمکین از قانون نماید؟
3_ آیا در این میان می توان اهمال کاری شهردار و فرماندار تهران و سازمان نظام مهندسی را نادیده گرفت؟
زمانی که دست اندرکاران سازمان نظام مهندسی، با لابی های مستمر خود با نمایندگان مجلس در پی به تصویب رساندن چارت سازمان خود بودند، مگر استدلال نمی کردند که با تشکیل چنین سازمانی، مهندسین ناظر مسئولیت پذیر خواهند شد، آیا این است معنای مسئولیت پذیری!؟
4_ صرفنظر از اهمال کاری شهرداری و تاخیر صورت گرفته در انجام وظایف قانونی خود برای تخریب ساختمان، چرا پیش از تخریب دیر هنگام آن اجازه ورود و سکونت این همه کارگر به ساختمان را داده است و چرا با تشکیل ستاد بحران قبل از وقوع حادثه به تخریب اصولی آن مبادرت نورزیده است؟ آیا تخریب یک ساختمان هفت طبقه از تخریب آسمانخراش های عظیمی که در کشور های مختلف بدون کوچکترین تلفات و خساراتی صورت می گیرد دشوارتر است!؟
من معتقدم که عملکرد هر یک از مالک یا مالکان ساختمان، پیمانکار، مهندس ناظر، شهردار، و پیمانکاری که اخیرا مسئولیت تخریب ساختمان به او واگذار شده است، به تناسب مسئولیتی که داشته اند،مصداق قتل شبه عمد و یا قتل خطای محض است و بعضا بدلیل مباشرت در جرم و برخی نیز از باب تسبیب و مشارکت در قتل بیش از 15نفر باید تحت تعقیب قرار گیرند و علاوه بر پرداخت خون بهای قربانیان ، مجازات و تاوان بی احتیاطی و بی مبالاتی و عدم توجه به مسئولیت های قانونی خود را متحمل شوند.
.
اکبر اعلمی - ساختمان هفت طبقه – 7 طبقه – 9 طبقه – نه طبقه – فروریختن ساختمان – فیلم فروریختن ساختمان هفت طبقه تهران – ساعدت آباد – کشته شدن کارگران – عکسهای ساختمان هفت طبقه – عکس
جولای 2nd, 2008 at 8:30 ق.ظ
خوب آقاي سر دبير ما الان مي تونيم راحت و بدون اينكه ترس از ف.ي.ل.ت.ر شدن سايت شما داشته باشيم حرف خودمون را بزنيم .
.
.[هنوز در حال مذاکرده هستیم . تا چند روز دیگر وضعیت قطعی سایت مشخص می شود . مطمئنا در صورتی که فیلتر هفت تیر ادامه یابد سایت هفت تیر را بسیار پر محتوا تر از قبل خواهید دید ]
جولای 2nd, 2008 at 8:38 ق.ظ
تا وقتی تو شهرداری با دادن پول هر خلافی میتونی بکنی اوضاع همینه.
خاک بر سر شهردار فعلی قالیباف و شهردار پیشین محمود احمدی نژاد.
جولای 2nd, 2008 at 8:40 ق.ظ
مي دونيد مشكل ما ايرانيا چي هستش اينكه هيچ موقع درست نمي شيم الان نزديك به 17 خانواده بي سرپرست و يتيم يا فرزند از دست دادند ولي فكر ميكنيد اصلا براي كسي مهم هستش كه به قول خودشون يك مشت كارگر بودن ديگه و تازه خيليا از اين مسئله براي تبليغات انتخابات استفاده ميكنند و حالا ببينيد كه چه چيزها و چه حرفهايي بزنند ولي واقعا مقصر اصلي كداميك از ارگانها هستن و اينكه آيا واقعا آنها محاكمه ميشوند از مهندس ناظر بگير تا شهرداري و طراح و معمار و مالك ووووغيره من كه فكر نمي كنم خيلي راحت با دادن حق سكوت به اعضا خانواده و ديگران باز دم به تله نمي دن و باز چند وقت ديگه تكرار مكررات
فكر ميكنيد ما كي بتونيم براي خومون و اطرافيانمون ارزش قائل بشيم تا بتونيم به معناي واقعي زندگي كنيم
جولای 2nd, 2008 at 8:59 ق.ظ
از شهردار محترم نگویید که فعلا مسئله مهمتری به نام انتخابات را پیش رو دارد و حواسش پرت می شود !
جولای 2nd, 2008 at 9:03 ق.ظ
از کرامات شیخ ما این است …
جولای 2nd, 2008 at 9:04 ق.ظ
آدم می مونه چی بگه !!! واقعا گاهی می بینم اون سر دنیا دارن چه ساختمونایی می سازن ! ساختمونایی که خودشون مولد برقشونن و چه می دونم هر حرکت ساختمون یه سودی برای ساکنینش داره و با چه دقتی این کار رو انجام می دن ! می مونم که واقعا این ساختمون سازی توی ایران جریانش چی چیه که اولش صد سال طول می کشه تا ساختمونه ساخته بشه حالا به دلایل مختلف ! مثل همین اختلافات . بعدشم یهو می ریزه . و هیچکی هم اهمیت نمی ده بره ببینه کی اینو ساخته که نره یه جای دیگه ی این شهر همچین خرابکاری یی بکنه !!! الان مثلا کی اهمیت می ده که کارگرا اون زیر له شدن ؟ اصلا کی سعی می کنه بیاد این مشکلات رو حل کنه ! حالا حالا ها اونجا باید خاک بخوره بعدشم بشه پاتوق معتادا و یه خرابه که سالها یادگار می مونه.
راستی … شما اگه فیدتون رو درست کنین در صورت فیلتر بودن هم ما می تونیم مطالب رو بخونیم. من متاسفانه نتونستم آدرستون رو به گوگل ریدرم اضافه کنم که از خبرای آتی با خبر بشم.
جولای 2nd, 2008 at 9:05 ق.ظ
اگر در یک کشوریکه برای جان انسان ارزش قائل هستند این حادثه اتفاق افتاده بود ، ایا مثل اینجا بر خورد میشد. فقط خبر خوانده شده و ازش رد میشدند یا در مقابل شهرداری تظاهرات میکردند ؟
جولای 2nd, 2008 at 9:08 ق.ظ
آیاتاکنون مصداقی برارزشمندبودن نفس وجان انسان آنهم ازنوع غیربالاشهری دراین کشورمشاهده شده است ؟دیروزبرای چندمین باراتوبوسی به علت خواب الودگی راننده 29نفرزائر عاشق مشتاق به دیارباقی واصل گردیدند!آیاکنترل رانندگان وسائط نقلیه عمومی قبل ازحرکت مگرغیرممکن است که 30سال است که ازآن طفره می روند.حتمادلیلشان این است که جان آدمی دردست خدا است وهزینه کردن برای مراقبت ازآن بی مورداست.(البته برای جان دیگران)
جولای 2nd, 2008 at 9:13 ق.ظ
خاک بر سرشون که جون ما پشیزی هم براشون ارزش نداره. آخه تو چه کشوری داریم زندگی می کنیم؟ کشوری که برای جونمون هیچ ارزشی قائل نیستند! کشوری که امنیت توش نیست و اون هایی که مسئولیت برقراری امنیت رو می کنند، هر روز گندکاری هاشون در میاد!!!!!!!!!!!!!
دیگه حتی جایی برای افسوس هم نیست…
جولای 2nd, 2008 at 9:20 ق.ظ
سلام – من فکر می کنم کسی دیگه به جای اوس پیمان جواب می ده آخه این جملات به اوس پیمان نمی خوره من که می گم به این سایت حمله شدهو چون خود سایت همه خبرها رو میداده ما نمی تونیم بفهمیم اینجا چه خبره ؟؟؟
جولای 2nd, 2008 at 9:45 ق.ظ
طفلك آن لري ها كه هزاران كيلو متر براي يك لقمه نون بايد سرنوشتشون اينجوري باشه فقط اميدوارم عدالت!!! رعايت بشه
حيف آن جوان ها
جولای 2nd, 2008 at 10:07 ق.ظ
آقاي سردبير اميداورم كه موفق باشيد چون فقط از طريق اين سايت مي تونيم حرف دلمون بزنيم بيرون هنوز صدات از تو گلوت در نميومده كه خودت و خانواده وهقت جدآباد قبل و بعد تو ميارن جلوي چشمت كه به اسب شاه گفتي يابو
جولای 2nd, 2008 at 11:14 ق.ظ
حكومتي كه بر اساس دزدي بنا نهاده شده بايد هم ساختمونش همين باشه.
جولای 2nd, 2008 at 12:06 ب.ظ
من از نزدیک این بحران رو دیدم.در ضمن 19 نفر جان باختند . پلیس راهنمایی و رانندگی به جای رسیدگی به مشکلات با هم گل اومد بهار اومد می گفتند.این واقعه هم تا دو 3 روز دیگر ادامه دارد و سر و صدا می کنند و بعد مثل حکایت همان دانشجو ها فیتیل می شه.
جولای 2nd, 2008 at 12:28 ب.ظ
خب طیبعیه وقتی به اسم جنود اسلام هی تو گوش ملت کردن بچه در کنین و ملت هم هشت تا هشت تا بچه ول دادن، نباید هم جون آدما واسشون ارزشی داشته باشه. حق هم دارن. آخه چیزی که ما زیاد داریم آدمه
بعد هم اونی که ارزش داره پول و سودیه که آدما بهشون می رسونن نه حتا جون اون بالاشهریه
جولای 2nd, 2008 at 1:05 ب.ظ
خبر موثق دارم درهمان سعادت آباد و دوكوچه پائين تر از محل وقوع حادثه مجتمعي بود كه مربوط به يكي ازآقازاده هابود. دركنار و پشت اين مجتمع دو زمين خالي بود كه شهرداري اجازه ساخت به مالكين نميداد.
روزي اين مجتمع نشست ميكند و بين خود و مجتمع بغليش شكافي 5 سانتي از بالا تاپائين ايجاد ميشود. مجتمع تخليه و پس از مدتي به مالكين دو زمين مجاور نيزاجازه ساخت ميدهند.
حل ببينيد چه خرتوخري است.
ضمنا با اندوهي فراوان جان باختن هموطنان عزيزم را در اين فاجعه خيابان فرهنگ به بازماندگانشان تسليت ميگويم.
احتمالا هم چند روزبعد افرادي را دادگاهي ميكنند و افرادي راكه نقش كمتري دارند رامجازات . پس ازچند سال يا ماه يا هفته هم دوباره درهمان مكان ساخت و ساز انجام ميشود و زندگي به روال عادي بازميگردد تا حادثه اي ديگر رخ دهد .
جولای 2nd, 2008 at 2:20 ب.ظ
جالبه که بدونید اخبار دیروز گفت که چند نفر از افرادی سمت پائینی در انجام این پروژه داشتند رو دستگیر کردند و چند نفر پائین تر رو دادگاهی !
و خوبه که یادمون نره، تو خبری که در مورد دکتر مددی بود، درگیری که بین پلیسها بود و یک نفر کشته شد و خیلیها و خیلیهای دیگر؛ هیچ عمدی وجود نداشت. و در این مورد مقامات بالا باز هم هیچ کاره بودند و آدمهایی که سمت پایین تر داشتند دستگیر شدند!!!
جولای 2nd, 2008 at 2:20 ب.ظ
دوستان سلام
ما هم اومدیم بیمعرفتها یادی از ما نکردید
جولای 2nd, 2008 at 2:51 ب.ظ
مسئولين محترمي كه اصلاً به فكر خودتون نيستيد،
يه مقدار سر عقل بياين و فكر كنيد زن و بچه خودتون در خطرند.
بدرود
جولای 2nd, 2008 at 2:53 ب.ظ
واقعاً باید به مسئولیت پذیری این نماینده محترم اصلاح طلب تبریک گفت که با پیگیری قابل توجهی مدت ها قبل خواستار توجه به وضع این ساختمان شده بودند! آقای اعلمی عزیز آیا واقعاً این وضعیت اسف بار و درد آور فرصت مناسبی برای جولان دادن سیاسی است! آیا با مقصر قلمداد کردن قالیباف مسئولیت از گردن نمایندگان مردم برداشته می شود؟ آیا نمایندگان مجلس عملاً غیر از تشکر از رئیس سازمان صدا و سیما به خاطر مستند سازی های آنچنانی یا نطق های پیش از دستور نمایشی یا انتخاب هیأت رئیسه های آنچنانی و یا تصویب برداشتهای آنچنانی از بیت المال کار دیگری هم در خانه ملت انجام می دهند؟ از شما سوال می کنم واقعاً جان ملت ، زندگی و معیشت ملت ، رفاه و امنیت ملت چقدر در خانه ملت مهم است؟
جولای 2nd, 2008 at 2:59 ب.ظ
اگه اون موقع که این ساختمون بنا شد براش قربونی خوبی می کردند و 10 ها گوسفند رو می گشتند الان این ساختمون رو پا بود و تا ظهور امام زمان سرپا می ایستاد
جولای 2nd, 2008 at 3:18 ب.ظ
فقط اگر در این کشور به تعداد انگشتان دست مسئولانی مانند آقای اعلمی داشیم ، اینکشور درست می شد. من در دو دوره سخنان و موضعگیری های آقای اعلمی را که همه از روی دلسوزی ادا می شد را پیگیری می کردم.اما نامردها این یک نماینده مردمی را هم نتوانستند تحمل بکنند و او را رد صلاحیت کردند.کافی است به نظر سنجی سایت نواندیش سری بزنید تا ببینید که نظر مردم نسبت به این نماینده شجاع و دلسوز و مردمی چیست.در میان ده نماینده شاخص مجلس با فاصله 62 درصد از دیگران پیشی گرفته است، در حالیکه بقیه یکی دو درصد آراء را بدست آورده اند.معلوم است که شورای نگهبان این قبیل افراد را رد صلاحیت میکند.با این وصف از ایشان تشکر می کنیم با وجود اینکه دیگر مسئولیتی در حکومت ندارند با راه اندازی سایت شخصی همچنان به روشنگری و دفاع از حقوق مردم می پردازند.آدرس وبلاگ اعلمی به شرح زیر است و مقالات جالب و جذابی می نویسد:
http://takzarb.com/link.php?url=http://www.akbaralami.com
جولای 2nd, 2008 at 8:13 ب.ظ
با اجازه شما من از مطالب شما تو وبلاگم استفاده می کنم!
موفق باشید
جولای 2nd, 2008 at 11:23 ب.ظ
مجبورشدم اسمم را عوض کنم واز این به بعد با این اسم نظر میدهم.
تا حالا دیدید که در ایران برای جلوگیری از حوادث کاری کنند .20سال پیش هواپیمای ایرباس ایران را امریکا زد هر سال برای کشته شده ها سالگرد میگیرند .
خدا میداند که بعد از ان به خاطر اهمال خیلی از مسئولان یاحتی به عمد چند هواپیما سقوط کرد وچقدر انسان کشته شدند .توجیه کار امریکاییها این است که انها دشمن ما هستند ولی توجیه دیگر حوادث چه می تواند باشد.حتی در بیشتر موارد که مطمئن باشید این مورد نیز یکی از ان موارد خواهد بود مردم تهدید به سکوت خواهند شد
جولای 3rd, 2008 at 1:38 ق.ظ
اینجاست که باید گفت:
جون آدمیزاد سیری چند؟؟؟
با مطلبی مشابه بروزم
با اجازه ی سردبیر این قسمت در روزانه های سفالین لینک شد.
http://www.sofalin.blogsky.com
جولای 3rd, 2008 at 7:40 ق.ظ
بچه ها سلام از باند ما کسی نمونده
من به خانواده قربانبان تسلیت عرض می کنم
جولای 3rd, 2008 at 7:42 ق.ظ
تو اين مملكت براي اجراي هركاري فقط بلدن پول بگيرن بقيه مهم نيست مخصوصا جون آدما
جولای 3rd, 2008 at 8:32 ق.ظ
الهام
اتفاقا جون آدما خیلی با ارزشه.منتها جون کی باشه. بله به نظر اونا جون یه کارگر ساختمون بی ارزشه. وای جون خوداشون انقدر با ارزشه که با 10 تا بادیگارد این ور و اون ور می رن.
تن آدمی عزیز است
جولای 3rd, 2008 at 8:39 ق.ظ
علی رضا شیراز
برای اینا جون خوداشون مهمتره.ولی کسایی که جزء این دسته نیستند یا حتی کسایی که آرامش اینا رو برهم بزنند برای جونشون ارزشی قائل نیستند.همین سه سال پیش بود که دختر خانومی قطعه ی هواپیمایی ساخت و می خواست ایران رو به خودکفایی برسونه اما الان کجاست؟
سینه ی قبرستون، برای چی؟ چون منافع آقایون به خطر می افتاد.چون دیگه پورسانت و بخور بخور توش نمی شد کرد.چون سیبیل آقایون مثل قبل چرب نمی شد
جولای 3rd, 2008 at 1:12 ب.ظ
من فقط می تونم بگم متاسفم وخداوند به داغ دیدگان صبر بده0
جولای 3rd, 2008 at 4:35 ب.ظ
از مقاله زیبای آقای اعلمی ممنونم
جولای 3rd, 2008 at 9:14 ب.ظ
فقط کافیه به شهرداری پول بدی تا دهنش بسته بشه احتمالا مایه دیر رسیده بهشون
جولای 3rd, 2008 at 9:14 ب.ظ
خاک تو سرت احمدی نژاد
جولای 3rd, 2008 at 9:49 ب.ظ
سلام ،من منتظرم تا قاتلا رو هرچه زودتر اعدام کنند
جولای 3rd, 2008 at 9:52 ب.ظ
از حادثه اتوبوس يزد به قم کسی خبر داره؟
جولای 4th, 2008 at 2:50 ب.ظ
مریم از یزد
ببخشیدا ولی انقدر منتظر باش تا موهات مثل دندونات سفید بشه
جولای 4th, 2008 at 9:59 ب.ظ
در ایران بساز و بفروش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جولای 4th, 2008 at 10:17 ب.ظ
در حقیقت بساز و بنداز!!
جولای 4th, 2008 at 10:46 ب.ظ
وقتي كه هوا
جولای 5th, 2008 at 8:40 ق.ظ
اسامی بچه های خوب ونمونه ایران زمین اعلام شد
۱-حسن فارس
۲-شهاب بردیا
۳-اریا شیراز
۴-علیرضا شیراز
۵-سحر شیراز
۶-علی شیراز
۷-سحراهواز (دراصل شیرازیه )
۸-ماجد بوشهر (اهل فارس )
۹-امیر شیراز
۱۰-لیلا شیراز
۱۱-آنا شیراز
۱۲-حمید شیراز
۱۳-سجاد شیراز
۱۴-امین – گلستان
۱۵- نیلوفر تهران
۱۶-میترا—تهرات
۱۷.پيام—-اصفهان
۱۸ – سارگل
دوستان بی خودی خودشون رو قاطی نکنند اول باید درخواست عضویت نمایند
جولای 5th, 2008 at 3:10 ب.ظ
حسن فارس خیلی پررویی
جولای 6th, 2008 at 1:27 ق.ظ
خسرو و آق مری و الهام یاران قدیمیم با نظرتون مثل همیشه موافقم جان انسان از جان نا قابل مردار هم کم ارزشتر است
جولای 6th, 2008 at 1:32 ب.ظ
سهراب از كرج چي زر زر ميكني خواركسه همه كرجي هااز دم حرومزاده ن توهم يكي از اونايي صد رحمت به رشتيها . رشتيها بايد كلاهشنو هوا كنند چون روشنو سفيد كرديد …….پس اول خود خوار كسته درست كن بعد برو سراغ ديگرون حرومزاده .از طرف بابات مادر چنده
كرج هر كي رفت همه را ميتونه بكنه
مخصوصا مادر و خواهر سهراب را
جولای 7th, 2008 at 2:36 ق.ظ
سلام به همه بچه هاي باحال ايران زمين
جولای 9th, 2008 at 1:56 ق.ظ
مقاله بسیار جالبی بود.از آقای اعلمی بخاطر نوشتن این مقاله زیبا و دردمندانه تشکر می کنم.
جولای 9th, 2008 at 1:59 ق.ظ
ضمنا از دوستان تقاضا می کنم از نوشتن سخنان رکیک اجتناب بفرمایند. متشکرم
جولای 13th, 2008 at 12:45 ق.ظ
مرگ بر رشوه خوار و رشوه ده!!
هرچی بلاست به خاطر پول بر سر ما میاد!!
سپتامبر 29th, 2008 at 9:22 ب.ظ
مقاله بسیار جالبی بود.از آقای اعلمی بخاطر نوشتن این مقاله زیبا و دردمندانه تشکر می کنم.
harrrrrharrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr