هفت تیر

اخبار هفت تیر

عضویت در هفت تیر

نوشته‌های تازه

  • آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند
  • آیا قطبی بخاطر همسرش پرسپولیس را در گرمای 50 درجه به امارات برد ؟
  • تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم
  • گروگان گیری 16 نظامی ایران و قتل 6 نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • روزی که خانه ما دزد زد و خاطره من از آگاهی و دادگاه
  • نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد
  • مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
  • تصویری از یک جراحی عجیب : پیوند دست به پا
  • گران ترین های لیگ برتر
  • وام 65 ميليون دلاري ايران براي توسعه برق رساني در سري لانكا
  • احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.
  • دانلود فرم جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار برای دریافت نقدی یارانه
  • فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی

آخرين مطالب مورد بحث

  • ابتسام: در عکسهای منتشر نشده ای از دستگیری صدام حسین در عراق
  • Freedome: در گروگان گیری 16 نظامی ایران و قتل 6 نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • مهرداد_مشهد - در گزارش از شبکه همجنس گرایان در تهران
  • مهرداد - در گزارش از شبکه همجنس گرایان در تهران
  • مهرداد - در گزارش از شبکه همجنس گرایان در تهران
  • great: در درگیری عزاداران حسینی در اصفهان با ماموران نیروی انتظامی
  • great: در درگیری عزاداران حسینی در اصفهان با ماموران نیروی انتظامی
  • حسن زاده: در نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها
  • خ ر ک ی ر: در از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور : شخصا مسكن را ارزان مي كنم
  • نیکو نام: در از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور : شخصا مسكن را ارزان مي كنم
  • طاهرزهي - در گروگان گیری 16 نظامی ایران و قتل 6 نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • babak: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • اصفهانی سگ زاد هوس باز: در ارائه فیلتر شکن رایگان هر روز در هفت تیر
  • یکی: در نیروی انتظامی با کمک خبرگزاری دولت ناموس مردم را به معرض نمایش گذاشت
  • یکی: در فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
Sep 17

آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر

اخبار وبلاگستان web, داغ 1,151 نظر »

جای خالی هفت تیر و سبک خاص خبری هفت تیر را فقط هفت تیر می تواند پر کند .
سایت هفت تیر از روز اول مهر شروع به کار خواهد کرد .

Jul 29

دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, حقوقی, داغ, طنز و سرگرمی 1,684 نظر »

http://zanjan.isna.ir/images/19048_1306_Golmohammadi2.JPG

هفت تیر 7tir.com 
: به اطلاع خوانندگان محترم میرسانیم به گفته دادستان زنجان  یک مشکل مهم دیگر مملکت حل شد و تمام جنجالهای چند ماه اخیر سایت هفت تیر و سایر سایتها در مورد ماجرای دانشگاه زنجان در واقع بر سر لحاف ملا بوده است .
بر اساس این گزارش دکتر مددی با دختری که قرار بود به او تعرض کند قبل از فیلمی که ملاحظه کردید صیغه خوانده اند که چون صیغه در فیلم نیامده موجب سو تفاهم مردم و سو استفاده بعضی سایتهای معلوم الحال از جمله هفت تیر شده است .
دادستان زنجان در مورد  این مسائله که برای صیغه دختر باکره  نیاز به اجازه پدر وجود دارد چیزی نگفت اما تاکید کرد اگر آقای مددی و دختر فوقالذکر  روزی بخواهند ازدواج کننند حتما اجازه پدر لازم است .
دادستان زنجان که متوجه شده بود موضوع بازداشت مددی و دختر جوان با این قضیه که این دو صیغه بوده اند تناسبی ندارد و خیلی بد است که قوه قضاییه دو زوج جوان را به دلیل رابطه داشتن بازداشت کند گفت : البته یک سری چیزهای دیگر در پرونده بوده است که نمی توانم بگویم و  با این جمله کارشاسی مشکل بازداشت چند ماه این دو نفر نیز حل شد .
دادستان زنجان اشاره ای نکرد که چرا جناب مددی بیش از یک ماه دختر مورد علاقه اش را تحت فشار قرار داده و حتی به خوابگاه او مراجعه کرده و او را بارها تهدید به اخراج کرده است و البته می توان حدس زد که همه این حرکات از عشق زیاد جناب مددی ناشی شده است که البته دادستان زنجان و مسئولان عالیه نظام از آن رو که با اینگونه عشق ها به خوبی آشنایی دارد جناب مددی را به خوبی درک می کنند .
دادستان زنجان همچنین توضیح نداد که چرا دختر مورد نظر در قضیه دانشگاه زنجان با پسرهای دانشگاه هماهنگ کرد که در زمانی که ایشان می خواهند با شوهرش روابط زناشویی انجام دهند ، بریزند و شوهر بیچاره را خفت کنند . که البته این جور اختلاف ها همیشه بین زوج ها جوان پیش میاد و زیاد مهم نیست .
امیدوارم دختران و زنان ما در سایر نهادها و ادارات و دانشگاه ها از این ماجرا درس خوبی گرفته باشند . دختران ایران باید بدانند که همه مقاماتی که به ایشان نظر دارند مثل شوهر ایشان آنهم از نوع صیغه ای می مانند و بهتر است قبل از اینکه به زندان بیافتند و در زندان به صیغه شدن اعتراف کنند و موجب ماهها تشویش اذهان عمومی شوند با همان پیشنهاد اول ، مراسم کوتاه و مختصر صیغه را به جا بیاورند و هرگز سعی نکنند ماجرا را طوری دیگر وانمود کنند ( به قول معروف این جور فیلم ها واسه فاطی تمبون نمیشه )
به جواب رد به مسئول محترم یا افشا فشارهای او نیز اصلا فکر نکنید که موجب اخراج شما از نهادی که در آن مشغولید می شود پس حال که در صیغه به روی همه باز است و جدیدا نیاز به اجازه پدر نیز ندارد با زبان خوش استقبال کنید .
در پایان سایت هفت تیر پیشنهاد می کند برای اینکه از آقای دکتر مددی اعاده حیثت شود و حقانیت ایشان ثابت شود جناب مددی در مقام بالاتری در همان دانشگاه مشغول به فعالیت شوند و منتظر استقبال  باشکوه دانشجویان باشند .
.
مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
 فیلم دانشگاه زنجان
شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو

.
دکتر مددی - صیغه - دانشگاه زنجان - صیغه نامه - مددی - نام دختر دانشجو دانشگاه زنجان - فیلم دانشگاه زنجان 

Jul 28

آیا قطبی بخاطر همسرش پرسپولیس را در گرمای 50 درجه به امارات برد ؟

اخبار داغ, اخبار ورزشي, داغ 323 نظر »

همسر افشین قطبی
اردو پرسپولیس در امارات
هفت تیر   7tir.com 
: اگر تا ديروز پافشاري هاي افشين قطبي براي خريد مدافع برزيلي ( که ماجرایش را در ادامه خواهیم آورد )  شک برانگيز بود، با حضور پرسپوليس در اوج گرماي دوبي ترديدها نسبت به سرمربي پرسپوليس بيشتر شد . در شرايطي که تمام تيم هاي دسته يک و دسته دوم امارات براي تمرينات پيش فصل شان کشورهاي اروپايي نظير اسپانيا، ايتاليا، آلمان و… را در نظر گرفته اند، پرسپوليس هم به خواست قطبي در دوبي اردو زده که البته همين مساله با واکنش و تعجب روزنامه هاي اماراتي همراه شده است. خبرنگاران اماراتي که به خاطر گرماي دوبي علاقه يي به حضور بر سر تمرينات پرسپوليس نشان نداده اند، در ابتداي ورود پرسپوليس به دوبي از اردوي تابستاني اين تيم در گرماي 50 درجه و هواي شرجي دوبي تعجب کرده اند و حتي بعضي از آنها به شکلي تمسخرآميز پرسپوليسي ها را بابت حضورشان در دوبي سرزنش کرده اند. البته احتمالاً آنها خبر نداشته اند که حضور پرسپوليس در دوبي نه براي کسب آمادگي بلکه به دليل حضور همسر افشین قطبی در امارات و یا رفاقتي بوده که بين مسوولان ايراني باشگاه ويند و مسوولان باشگاه پرسپوليس وجود داشته . به اينها بايد اصرار قطبي براي برپايي اردويي خارج از کشور را هم اضافه کنيد که البته اصرار قطبي براي انجام اين اردو نمي تواند به اقامت همسر او در دوبي بي ارتباط باشد . هرچند شايد کادر فني پرسپوليس به وسيله يي گرماي دوبي را توجيه کنند اما اگر بدانيم حضور در دوران بدنسازي در منطقه يي که ارتفاع آن از سطح دريا پايين تر است در شرايط سخت، قدرت جسماني بازيکنان را کاهش مي دهد، متوجه مي شويم که حضور پرسپوليسي ها در دوبي در اين وضع هيچ توجيه فني ندارد. وقتي از نظر علمي ثابت شده انجام تمرينات بدنسازي در مناطقي که ارتفاعي بالاتر از سطح دريا دارند باعث افزايش توليد گلبول سفيد شده و اين مساله باعث بالا رفتن حجم دريافت اکسيژن مي شود، پس طبيعي است که تمرينات بدنسازي در دوبي نه تنها سودي براي پرسپوليس نخواهد داشت بلکه به لحاظ جسماني هم بازيکنان را در شرايط بدي قرار خواهد داد. دم دست ترين مثال براي مفيد بودن تمرينات در ارتفاع بالا، اردوي تيم ملي قبل از جام جهاني 98 در بروجرد بود که توميسلاو ايويچ با هوش بالاي خود اين منطقه از ايران را براي تمرينات تيم ملي در نظر گرفته بود و همه ديدند که بازيکنان تيم ملي در جام جهاني فرانسه در چه وضعيت بدني خوبي قرار داشتند. با اين حال هرچند رئيس سازمان تربيت بدني باشگاه ها را از اردوهاي خارجي که جنبه توريستي بودن داشت منع کرده اما اردوي پرسپوليس احتمالاً چيزي به غير از جهانگردي عايد بازيکنان اين تيم نخواهد کرد. البته مي توان اين را در جمله هاي پيرواني و همچنين برنامه روز اول اردوي پرسپوليس در دوبي به خوبي ديد. پيرواني ديروز به بازيکنان پرسپوليس توصيه کرد؛ «براي هماهنگي بيشتر و صميميت بيش از پيش بايد در تمام امور از جمله تمرين، استراحت، پياده روي، خريد و گردش به صورت گروهي عمل کنيد تا با خلق و خوي هم آشنا شويد.» البته به غير از اين توصيه، کادر فني برنامه ديگري هم براي اعضاي تيم تدارک ديده بود و آن هم بازديد از امکانات باشگاه ايرانيان دوبي بود. البته اين تمام برنامه پرسپوليسي ها در روز اول نبود و در همان روز اول بازيکنان براي آشنا شدن با «خلق و خو»ي هم به بازارهاي بزرگ دوبي سر زدند . چیزی به آغاز لیگ نمانده و پرسپولیس در تمرینات خلق و خو به سر می برد .
.

اصرار عجيب قطبي براي خريد مدافع گمنام برزيلي
.
هر چند فصل قبل و با اصرار افشين قطبي براي جذب خورخه آراندا و ماته دراگه چوويچ چيزي عايد پرسپوليس نشد اما امسال هم قطبي دست بردار نيست و هر طور که شده مي خواهد يک مدافع ناشناس برزيلي را وارد پرسپوليس کند. وقتي در ميانه فصل گذشته و در فصل نقل و انتقالات قطبي روي خريد آراندا و دراگه چوويچ زوم کرد خيلي ها فکر مي کردند بار فني اين دو باعث شده که با وجود محدوديت هاي مالي باشگاه، اين دو پرسپوليسي شوند اما وقتي نيم فصل دوم شروع شد معلوم بود که پرسپوليس براي قهرماني نمي تواند روي اين دو بازيکن کوچک ترين حسابي باز کند. وضعيت دراگه چوويچ آنقدر بد بود که در فصل نقل و انتقالات ليگ هشتم در تست پزشکي و فني باشگاه پگاه گيلان رد شد و هيچ کس هم در حال حاضر از آراندا خبري ندارد. در چنين وضعي قطبي در اين فصل هم از باشگاه خواسته هر جور شده مدافع برزيلي ناشناس را براي پرسپوليس بخرند. حتي سرمربي پرسپوليس قبل از قطعي شدن حضورش در پرسپوليس گفت وگوهايي هم با اين بازيکن برزيلي انجام داده و گويا جذب اين بازيکن يکي از پيش شرط هاي قطبي براي امضاي قرارداد با پرسپوليس بوده است. البته از نظر قطبي کار حضور مدافع برزيلي در پرسپوليس تمام شده. با اين حال وقتي قطبي در آخرين مصاحبه اش قبل از سفر به دوبي نامي از اين بازيکن نبرد و تنها از لفظ «مدافع برزيلي» استفاده کرد وضعيت پيچيده تر شد؛ «اين مدافع برزيلي يکي از بهترين و با کيفيت ترين بازيکنان برزيل است. او در تيم هاي بزرگي چون سانتوس بازي کرده و حتي به عنوان کاپيتان ، اين تيم را در صعود از ليگي به ليگي بالاتر همراهي کرده. او در تيم ملي زير 18 ساله هاي برزيل هم چهره خوبي داشته است. او قابليت بازي با هر دو پا را دارد اما من بيشتر قصد دارم به عنوان مدافع چپ او را به کار گيرم. قرارداد اين بازيکن برزيلي با باشگاه پرسپوليس به امضا رسيده و قرار است طي روزهاي آينده سائوپائولو را به مقصد دوبي ترک کند و به تيم اضافه شود.» فقر اطلاعات در حرف هاي قطبي چيزي است که وضعيت اين بازيکن و چگونگي حضورش در پرسپوليس را نامشخص تر مي کند. در حالي قطبي با اطمينان از کيفيت بالا و نقش اين بازيکن در صعود سانتوس به ليگي بالاتر صحبت مي کند که سال ها است اين تيم مطرح در رقابت هاي دسته يک برزيل حضور دارد. ضمن اينکه همين ندانستن نام اين بازيکن هم بزرگ ترين دليل است تا نسبت به کيفيت بالا و همچنين اغراق قطبي درباره اين بازيکن شک کنيم. به هر حال اگر همان طور که قطبي گفته قرارداد اين بازيکن امضا شده باشد بايد منتظر عملکرد بازيکن خارجي پرسپوليس باشيم.
.
تکمیلی :  قطبي مسموم شد
‌دقایقی پیش مطلع شدیم سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس به دليل گرماي شديد هواي امارات دچار مسموميت شده و روز گذشته به دليل بيماري با تاخير در تمرين شركت كرد.
وي براي رفع اين مشكل زير نظر كادر پزشكي به درمان مي پردازد.
.
قبلی : چگونه پرسپولیس با یک شغل تشریفاتی و سیصد میلیون تومان همسر قطبی را راضی کرد
.
عکس همسر افشین قطبی - اردو پرسپولیس در امارات - یوروم - عکس بی حجاب همسر افشین قطبی - عکس یوروم - اردو پرسپولیس در دبی - بازیکن جدید برزیلی پرسپولیس

Jul 28

تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم

اخبار داغ, جامعه, داغ, روانشناسي, مذهبي, گزارش 288 نظر »

فال طالع بینی
هفت تیر  7tir.com 
   تهیه گزارش از شیرین حوازاده :  وقتي به شوق دانستن از آينده نامعلوم و با باور دروني، سراغ مرجعي مثل يک فالگير مي رويد، مسلم است که ميزان قابل توجهي از حس «تلقين پذيري» را با خود حمل مي کنيد. پس «احتمالات» و «پيش بيني» هاي عوامانه، کليشه يي و خام دستانه فالگيران را جدي مي گيريد و کم کم، خيلي آرام و خاموش و گاه حتي ناخواسته، تبديل مي شويد به مشتري ثابت بساط رنگارنگ «خرافات». تجربه نشان داده که اگر «زن» باشيد- به هزار و يک دليل و از جمله به دليل فرودستي تاريخي يا فرصت هاي نابرابر آموزشي - استعداد بيشتري از خودتان براي پذيرش خرافات و رفتن از پاي بساط يک فالگير به بساط فالگير ديگر بروز خواهيد داد. رمال ها و دعانويس ها هم اغلب خوب مي دانند چگونه با مقتضيات زمان پيش بروند تا اعتماد شما را از دست ندهند. براي اثبات ادعاهاي خود تفسيرهاي علمي مي تراشند و مثلاً مدعي مي شوند که برخورد دهان انسان با فنجان قهوه DNA او را به فنجان منتقل مي کند، اما واقعيت جايي بيرون از فنجان قهوه و تصاوير روي ورق هاست و شايد به همين دليل است که جامعه شناسان از رشد تمايل مردم و به خصوص زنان به «خرافات» و « فالگيري » مي هراسند. شايد به همين دليل است که در قوانين جاري کشور هم سابقه جرم انگاري رمالي و فالگيري وجود دارد. در سال 1352 با تغييرات و اصلاحاتي در ماده سوم آيين نامه امور خلافي براي آنها که مبادرت به رمالي و فالگيري و امور مشابه مي کنند جريمه نقدي تعيين شد. علاوه براين از آنجا که خرافه پروري و رمالي مصداق کلاهبرداري است، بنابر ماده 1 قانون تشديد مجازات جرم محسوب شده و مرتکب به آن به حبس از دو تا 10 سال و انفصال ابد از خدمات دولتي و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي که اخذ کرده، محکوم مي شود. اما حتي با وجود اين تصريح قانوني هم هنوز شهر پر است از خريداران «خدمات خرافي»؛ خريداراني که حاضرند به قيمت هاي گزاف «خرافه» بخرند؛ خريداراني که فراموش کرده اند که «از زندگي نبايد ترسيد، از دروغ بايد ترسيد.»
.

دوست دختر دوست پسر

اپيزود اول؛ دست هاي تو با من آشناست

- آي خانم خوشگل پيشاني بلند، دستت بده من ببينم.

دختر صداي بم فالگير دوره گرد را مي سپارد به همهمه شهر. ميان چنارهاي بلند خيابان ايتاليا قدم تند مي کند که يعني حوصله مزاحم ندارد. زن فالگير اما چادرش را در قوس کمرش گره زده و ول کن نيست. عادت دارد به بي اعتنايي. پشت سر دختر راه افتاده و با لهجه يي که نمي شود به راحتي فهميد مال کجاست «دست» او را مي خواهد.

- دستت بده. من فالت ببينم؛ نخواستي اصلاً هيچي بهم نده. من که مي دونم بختت هم مثل پيشاني ات بلنده. مي دونم دلخوري… بيا دستت بده. «خوشگ کارًتٍ بîسيٍاسٍ» (خواهرم کارت بسته است). دستت بده، گره از کارت باز کنم .

دختر اما رسيده به تقاطع بلوار کشاورز و خيلي زودتر از آنکه زن فالگير به خودش بجنبد، بر صندلي جلو يک پرايد مسافرکش نشسته است. ماشين گاز مي دهد و مي رود. فالگير هم راه «پارک لاله» را پيش مي گيرد. توي پارک شايد موردهاي بهتري پيدا کند. مي روم جلو.

- سلام خانم.

با تمام صورتش مي خندد؛

- خانم شمايي. سلام. دستت بده ببينم پيشاني بلند.

- به شرطي که به سوال هايم جواب بدهي.

- هرچه مي خواي بپرس که بختت بلنده. امروز مي ري تا دو زمان بعد. بعد دو زمان مشکلت حل مي شه.

- دو زمان يعني کي؟ من که نگفتم مشکلي دارم.

- دو زمان مي تونه دو روز باشه، دو هفته باشه، دو ماه باشه…

- دو سال باشه، دو قرن باشه،

هوشمندانه از اين کنايه مي گذرد .

- رازت پيش خودت بمانه. خيلي ساده يي. به همه حرف مي زني. به کسي نگو اگه برات خواستگار آمد.

- از کجا فهميدي برام خواستگار مياد؟

- چرا نياد خب؟ دختر به اين خوبي؟ تا دو زمان ديگه مياد. دستت هم خيلي شلوغه. پر بار و بر مي شي ان شاء الله.

خطوط کف دستم را با انگشت نشان مي دهد؛ «ها، ببين. خط عمرت هم طولانيه.»

- روزي چقدر درمياري؟

- زياد نيست به خدا. چيزي نمي شه.

- حالا مثلاً؟

- يک روز ده تومن، يک روز شش تومن…چيزي نمي شه با پنج تا بچه.

- توي خيابان اذيت نمي شي؟ کسي کاري به کارت ندارد؟

- نه، مگر چه کار مي کنم؟ خلاف که نکردم. دست مردم مي خوانم.

- چرا هميشه سراغ زن ها مي روي؟ دست مردها را نمي خواني؟

- مردا را هم مي خوانم. تو دست آنها هم نوشته. فرقي نمي کنه. يک بار دست يک آقايي را خواندم 10 هزار تومان بهم داد.

- مگه چي بهش گفتي؟

- همه بود و نبودش را گفتم. گفتم داري با زنت مي ري کانادا. زنت داره امتحان تافل مي ده. خيلي هم موفق مي شويد. مرده دهانش باز مانده بود. گفت خدا از دهانت بشنود. بعد هم دو تا 5 هزار توماني داد بهم.

- تو مي داني تافل چيست؟

- چرا ندانم؟ مگر خرم؟ زبان خارجي است ديگه.

- سواد داري؟

- تا کلاس پنجم خواندم.

- از کجا آمدي تهران؟

- اهواز.مادرم دعا مي نوشت اما زود خدا خواستش.

- شوهر هم داري؟

- فکر کردي چي؟ پس پنج تا بچه را از تو تخم مرغ آوردم؟

- منظورم اين است که الان شوهرت کجاست؟

- مرده. رفته گور مرگش را پيدا کنه… شما هم خانم ستاره اقبالت بلنده. تا دو زمان ديگه ثروتمند مي شي. روزاي يکشنبه و سه شنبه هم برات اومد نداره.

- اين حرف ها را همين طوري مي گويي ديگر. واقعاً مردم هم باورشان مي شود؟

- همين طوري نمي گويم. تو دستت نوشته، رو پيشاني ات نوشته. مي خوانم و مي گم.

هوا عوض شده. رسيده ايم به پارک لاله. چشم هاي قهوه يي سوخته اش خيره شده به دختر و پسري که نشسته اند زير سايه کوچک يک بيد مجنون.

- درخت آن پسر بيد است. بيد يعني ماليخوليا. دختر بايد حواسش باشد. پولم بده بروم به دختر بگويم. دختره درخت ممرز است.

- من چه درختي هستم؟

- تو که خانم، زبان گنجشکي. خيلي هم کينه يي هستي. خدا نکنه با کسي بد بشي.

- اينها را هم توي سر و صورت آدم ها نوشته.

- آره ديگه. تو مال ماه فرورديني گمانم. فروردين هم زبان گنجشکه.

- ديدي اشتباه کردي؟ من متولد اسفندم.

- اتفاقاً اسفند و فروردين که پشت هم اند. اشتباه نيست.

- حالا چقدر بايد بدهم؟

- هر قدر کرمت هست. خانم دکتر خوشگل خوب پول مي ده.

- 1000 تومان خوبه؟

- 1000 تومن؟، 1000 تومن چيه؟ نيم ساعته دارم طالعت مي گم. 5 هزار تومن بده.

- 5 هزار تومان؟ اين طوري که درآمدت خيلي بيشتر از روزي 10 تومان مي شود؟

.
فال طالع بینی اخبار فال طالع بینی دعا نویسی
.
اپيزود دوم؛ ويزيت هاي 650 هزار توماني

در بسياري از شهرهاي ايران هنوز هم «دعانويسي» در ميان مردم طرفداران و معتقدان بي شمار دارد. هنوز هم عده يي هستند که کتاب «جامع الدٌîعîواتٍ» را گذاشته اند جايي در گوشه و کنار اتاق نمور و نيمه تاريکشان و با دعانويسي و طلب شفا يا گشايش براي ديگران گذران زندگي مي کنند. دعانويسان ايران را حدود 10 هزار خانوار دانسته اند که در سراسر کشور پراکنده اند. بيشتر دعانويسان بي سوادند و عده کمي از آنها خواندن و نوشتن مي دانند. گروه بزرگي از دعانويسان در حوالي شيراز يا گود عرب هاي تهران ساکن اند. در بعضي شهرها حتي خاندان هايي هستند که نسل اندر نسل به دعا نويسي شهره اند و پسر و پدر و پدر پدر را مردم به شفابخشي و مستجاب الدعوگي مي شناسند. خاندان «قافله باشي» در قزوين يکي از نمونه هاي مشهور اين قبيل خانواده ها هستند. اگر دردي داشته باشيد و از پزشکي نااميد شده باشيد، دعانويسان برايتان روي تکه کاغذي مي نويسند؛

اخبار فال طالع بینی دعا نویسی« وî نïنîزًٌلï مًنî القïرآنٍ ما هïو شîفاءً و رîحمهï لًلٍمïومًنًينٍ و لا يîزيدï الظالمين الا خساراً برîحٍمتًکî يا اîرحم الراحًمينٍ» و از خداوند مي خواهند تا به حق 14 معصوم شما را شفا عنايت فرمايد. دعايشان را با گلاب يا آب پاک درميان ظرفي مي شويند و آب يا گلاب را به شما مي خورانند يا به سر و رويتان مي پاشند. کاغذ دعانويسي ساده و بي خط است و باريک و دراز و اغلب در پارچه سبز رنگي پيچيده و به دست «دعا گيرنده» داده مي شود.دعاباوران هم که اغلب از توده مردم هستند براي حل مشکلات کوچک و بزرگي مثل بسته شدن کار، محبت زن به شوهر، محبت شوهر به زن، محبت عاشق و معشوق به يکديگر، سياه بخت کردن زن نزد شوهر و شوهر نزد زن، ايجاد مهر و محبت ميان زن و شوهري که از هم جدا شده اند، جن زدگي، ديوانگي، نازايي، بچه دار شدن و بسياري ديگر از مسائل اينچنيني هيچ مرجعي را امن تر و مطمئن تر از دعانويسان نمي دانند. اين طوري است که خانه دعانويسان هميشه شلوغ است و مشتاقان ديدارشان بي شمار و بي تاب. زنان زيادي از سراسر کشور آمده اند و در نوبت انتظار ديدار با دعانويس مشهور به گپ زدن با هم مشغول اند. زن کرد از دخترش مي گويد که تا به حال دو بار خودکشي ناموفق داشته و آمده تا از دعانويس بخواهد طلسم بدبختي او را بشکند، مي پرسم؛ «دخترتان را پيش روانپزشک برده ايد؟»

- نه.

- چرا؟

- خب، دعانويس هم همان کار را مي کند ديگر.

- چه کاري؟

- دعا مي نويسد، مي دهد تا طلسم اين بچه شکسته شود و دست از اين کارها بردارد.

- اما روانپزشک چنين کاري نمي کند. تازه از کجا مطمئنيد که با دعا دخترتان خوب شود؟

- مطمئنم. همسايه هايمان قبلاً آمدند پيش حاج آقا. جواب گرفته اند.

- چقدر پول داده اند؟

- پول که نمي گيرد آقا.

- يعني اين همه آدم را روزانه مجاني مي بيند؟

- نه. اما اسمش «پول » نيست.«نياز » است.«نياز » را هم قبل از نوشتن دعا مي گيرند، وگرنه دعا تاثير نمي کند،

زن ديگري به حرف مي آيد که؛ «خانم بگذار من بگويم بهت. زن برادرم با من دشمني داشت و زندگي ام را طلسم کرده بود. بخت دخترم را بسته بود. اصلاً از اولش حسودي مي کرد به اينکه اخلاق شوهر من خوب است. از چشم هاش که ديگر نگو. چشم زخمش زبانزد فاميل است. من آمدم پيش حاج آقا و او سحر اين زن را برايم باطل کرد. من را از افسون زن برادرم خلاص کرد.»

- چطوري؟ اصلاً از کجا فهميد که چه کسي شما را افسون کرده؟

- اين را که خودم مي دانستم و بهش گفتم. او هم دعا نوشت، داد دستم. دعا را بردم گذاشتم زير فرش آشپزخانه شان. يک قفل هم داد گذاشتم بالاي سر دخترم. روي قفل عددهاي باطل السحر نوشته بود. چند وقت بعد هم کليدش را داد و يکي دو ماه بعد يک خواستگار خوب براي دخترم پيدا شد.

- دخترتان چند سال دارد؟

- 20 سال. الان شش ماه است که عقد کرده.

- خب، سن زيادي نداشته و آمدن خواستگار در اين سن هم اتفاق عجيبي نيست.

- شما حاليت نيست. ايمان نداري. مي گويم دخترم را قفل کرده بود.

- خب پس حالا چرا دوباره اينجايي؟

- به خاطر شوهرم. من يک دعايي هم براي محبت بيشتر گرفته بودم که حاج آقا گفته بود بگذارم توي لباس شوهرم. چيزي نبود. دعا بود فقط. براي رفع چشم زخم و اينکه محبت مان بيشتر شود. اما وقتي که ديد خيلي عصباني شد. او هم مثل خودت ايمان درست و حسابي ندارد. حالا همه اش مي گويد مي ترسم چيزخورم کني و به من بي اعتماد شده. آمدم تا حاج آقا کمکم کند.

- براي قفل و دعاهاي قبلي چقدر پول داديد؟

- براي قفل 650 هزار تومان. اما مي ارزيد، براي دعاها هم هر بار 20 هزار تومان « نياز » مي دهم.
.

اخبار فال طالع بینی دعا نویسی

اپيزود سوم؛ تجارت تاروت با وقت قبلي

فرز و بامهارت «تاروت صغير» و «تاروت کبير» را روي ميز مي چيند. قبل از آن چند دقيقه يي هم به «برزدن » ورق ها گذشته. همين طور بي اعتنا به حضور جمع، کارت هاي مصورش را با حرکات موزون از اين دست به آن دست مي کند، درباره کارش هم توضيح مي دهد؛ «اين کار را اصلاً با رمالي و اين حرف ها يکي نگيريد. تاروت يک هنر است. يک جور پيشگويي الهام بخش است…»

- يعني شما تاروت را فال نمي دانيد؟

- من؟ من که کاري با اين حرف ها ندارم. به شما مي گويم چون داريد مي پرسيد.

- مي خواهم بدانم شما فالگير هستيد يا نه؟

- به چه دردت مي خورد اين سوال ها؟ سوال اصلي زندگي ات را از تاروت بپرس… اجداد من از کولي هاي اروپايي بودند که تاروت را از مصري ها ياد گرفتند. من هم دارم کار آنها را ادامه مي دهم.

- يعني شما از اروپا به ايران آمده ايد؟

- بالاخره از يک جايي آمده ام ديگر. حالا اصلاً سوالي داري يا فقط آمده يي وقت تاروت را بگيري؟

- نه. اما خب برايم جالب است. اين کارت ها، اين فضا …

- اين کارت ها را که مي بيني با کلي بدبختي از اروپا آورده ام. کارت هاي ايراني که به درد نمي خورد. يک مشت کارت به اسم کارت ايتاليايي مي دهند توي بازار که همه شان هم سانسور شده. قطع اصلي تاروت را هم ندارد. اصلاً «آرکاناي بزرگ» و «کوچکش» را که ببيني، نمي شناسي بس که بي کيفيت است…اگر رفتيد جايي و ديديد طرف دارد با کارت هاي ايراني تاروت مي خواند، بدانيد که هنوز خيلي تازه کار است و احترام تاروت سرش نمي شود… خب سوالت؟

- راستش دوستم سوال دارد…

موهاي صاف رنگ شده اش را با دست کنار مي زند؛

- ببين تو ديگر حتي اگر صد ميليون هم بدهي چون ايمان نداري، صميميت نداري برايت کارت نمي چينم. فهميدي؟ مي داني چرا؟ براي اينکه جرات نداري از مشکلاتت حرف بزني. جرات نداري از مشکلاتت سوال کني. براي همين سوال هاي بي ربط مي پرسي. من هم سرم خيلي شلوغ است. وقت براي اين کارها ندارم.از پشت ميز بلند مي شود. دست هايش بزرگ و مردانه اند و به سيگار زنانه يي که با فندک اژدها نشان طلايي روشنش مي کند، نمي آيند. بلند که مي شود سر و صداي به هم خوردن زيورآلاتش مي پاشد توي تاريکي اتاق زيرشيرواني . در و ديوار پر از طرح هاي نمادين و نقش هاي اسطوره يي است. با اشاره چشم و ابروي سياهش از دوستم مي خواهد که جاي من، پشت ميزگرد تاروت بنشيند. مي پرسد؛ «چاي يا قهوه؟» اينجا از مشتري هايش که پيش از آمدن بايد تلفني وقت بگيرند، پذيرايي مختصري هم مي کند.

- خب سوالت را از تاروت بپرس. گفتي قبلاً هم آمده بودي؟

- بله. اين سومين بار است که مي آيم.

- هنوز هم نگران تمام شدن آن رابطه يي؟

- چه جالب،، يادتان است شما؟

براي اولين بار مي خندد؛ «معلوم است که يادم هست.»

اين بار يکي دو مرتبه که بر مي زند به شيوه يي متفاوت کارت ها را روي ميز مي چيند. بعد شروع مي کند به خواندن کارت ها. چند کارت را جابه جا مي کند. تاکيد مي کند که کارت هاي سمت چپ مربوط به دوستم و کارت هاي سمت راست مربوط به طرف مورد نظر اوست. خطي به پيشاني «بوتاکس شده اش» مي اندازد و مي گويد؛ اي بابا….انگار نبايد منتظر حل شدن سريع اين موضوع باشي. کار بيخ پيدا کرده. طرفت کاملاً در فکر قطع رابطه است….اما شايد بشود يک کارهايي هم کرد…

سرعت و اعتماد به نفس و مهارت در چينش کارت ها مهم ترين ويژگي کار کساني است که فال تاروت مي گيرند. نزديک 50 سال بايد داشته باشد اما جوان تر از سنش نشان مي دهد. براي هر مشتري بيش از 20 دقيقه وقت نمي گذارد. به هر حال هميشه ديگراني هم هستند که از قبل وقت گرفته و روي صندلي هاي لهستاني کنار در به انتظار نشسته اند و بوي قهوه از فنجان شان مي پيچد توي سکوت مرموز اتاق که با وجود پس زمينه موسيقي کولي هاي اروپا همچنان بر همه چيز غلبه دارد.

- همان قيمت دفعه پيش.

دوستم هفت اسکناس دوهزار توماني از لاي کتابش بيرون مي آورد و مي گذارد روي ميز. زن سيگار ديگري آتش مي کند؛

- به زودي سايت اينترنتي مان هم راه مي افتد و راحت تر مي توانيد وقت بگيريد.

- چه خوب.

- راه که افتاد آدرسش را براي مشتري هاي ثابتم مي فرستم. ضمناً اگر تا ماه ديگر وقت مي خواهيد همين الان به ماندانا بگوييد. چون تا 45 روز ديگر مي روم تبت و مدتي نيستم.

دوستم مي رود سراغ ماندانا تا وقت بعدي اش را بگيرد. ساعت 6 بعدازظهر است و هر هشت صندلي لهستاني کنار در ورودي پر.

- تو بالاخره سوالت يادت نيامد؟ اگر خواستي دفعه بعد با دوستت بيا،

دارم به اين فکر مي کنم که حتي بدون سوال من هم درآمد همين چند ساعت اخير کولي اروپايي، تنها در يک روز چيزي نزديک به 130 هزار تومان است؛ يعني حدود يک سوم حقوق 31 روز من،
.
فنجان قهوه فال قهوه اخبار فال طالع بینی دعا نویسی

اپيزود چهارم؛ زندگي يعني قهوه کف فنجان

جمع شده ايم در اتاق پذيرايي. کلاغ هاي گرمازده در قاب بلند پنجره ها قارقار مي کنند. «مادام» هنوز نيامده. قبلاً شرط کرده بود که نمي تواند وقتش را تلف کند. گفته بود اگر زير 10 نفر باشيم، نمي آيد. يعني برايش صرف نمي کند اين همه راه بيايد چهار تا فال بگيرد و برود. مامان نازنين هم قول داده بود که 10 نفر را حتماً جور کند. حالا ما ده نفريم؛ نشسته ايم توي اتاق پذيرايي روشن و دلباز مامان نازنين و کيک خانگي و چاي تازه دم مي خوريم که صداي زنگ در مي پيچد توي سرمان. مادام به آژانس گفته براي دو ساعت دم در بايستد. خانم ها را يکي يکي به اتاق خواب نازنين دعوت مي کند. به حريم خصوصي پايبند است و فال هر کس را فقط به خودش مي گويد. تذکر مي دهد که با خودمان قلم و کاغذ داشته باشيم تا پيشگويي ها و رهنمودهايش را يادداشت کنيم. نازنين نفر اول است. يک ربع بعد با کاغذي که ريزريز روي آن نوشته بيرون مي آيد. همه کنجکاوند که بدانند چه گفته و چه شنيده.

- خوب بود؟

- فوق العاده بود. گفت بچه ام پسر است. گفت 65 تا 95 درصد جنسيت بچه را درست مي گويد.

- 65 تا 95 که خيلي فاصله دارد؟

- به هر حال درصدش يک اطميناني بود. چند سال چين بوده. از روي يک جدول چيني جنس بچه را مي گفت. ستاره دار يعني پسر، بي ستاره يعني دختر.

- فنجانت چي؟

- گفت زيادي ازش خوردم و ته مانده اش کافي نيست اما نعلبکي را روي فنجان گذاشتم و 5 دقيقه بعد گفت در جهت عقربه هاي ساعت بچرخم و بعد فنجان و نعلبکي ام را خواند. گفت مسعود برايم مي ميرد. گفت بعد از زايمانم سفر مي رويم؛ جايي که من دوست دارم. احتمالاً منظورش ترکيه بوده. يک چيز جالب هم گفت که ديگر کف کردم. گفت مسعود امنيت شغلي ندارد. راست مي گفت. مسعود مي خواهد کارش را عوض کند… خيلي وارد است بچه ها. اين همه چيز مي گويد فقط نفري 15 تومان مي گيرد.

صداي مادام مي آيد؛ «نفر بعد. زود باشين. معطلم نکنيد دخترا.»

نازنين فوق ليسانس معماري است و مادرش معلم دبيرستان. مامانش مي گويد؛ «اي بابا…اينها فقط جنبه تفريح دارند. مي خواهيم دور هم جمع شويم. حالا چهار تا کلمه هم از يک فالگير بشنويم،به اينکه نمي گويند خرافات.»

- يک ساعت گذشته و آژانس هنوز دم در است. مادام همه را ويزيت کرده. به نوشين گفته در فالت يک زن بانمک مي بينم که به زندگي ات نظر دارد…»

- قبل از اينکه شال بلند قرمز رنگش را سر کند، اعلام مي کند؛ «شماره موبايلم را که داريد. سه شنبه ها هم در آرايشگاه قهوه و ورق مي گيرم. اگر مشکلي داشتيد، بياييد. (مي خندد) زندگي همين است ديگر…قهوه کف فنجان… بياييد. تازه قرار است آموزش «فنگ شويي» هم بگذارم.

فال ورق
اپيزود پنجم؛ تجارت پرسود خرافات

لازم نيست راه دور برويد. فال و «دعا» در خيابان هاي همين شهري که در آن زندگي مي کنيم از 2 هزار ريال تا دو ميليون تومان به فروش مي رسد. از فال هاي حافظ در پاکت هاي کاهي گرفته تا کف بيني و چهره خواني و آينه بيني و دعاهاي گشايش طلسم. در اين ميان بعضي خدمات خرافي مثل «تسخير جن» و «فروش موکل جن» هم مشتري هاي خاص خودش را دارد. مشتري هايي که اغلب پولدار و حتي تحصيلکرده اند و طيف متنوعي از زنان خانه دار تا خانم هاي استاد دانشگاه را دربرمي گيرند. عده يي از فالگيرهاي تهراني حتي با دريافت هزينه مکالمات تلفني شان - البته به دلار- به مشتري هاي خارج از کشور هم خدمات خرافي مي دهند. درآمد متوسط اين گروه از فالگيرها گاه تا روزي يک ميليون تومان هم مي رسد، اين طوري است که خيلي از آنها در برج هاي شيک و مدرن پايتخت، دفتر کار و اغلب تنها به صورت سفارشي و با تعيين وقت قبلي، مشتاقان را مي پذيرند. برخي از فالگيران براي گرفتن فال قهوه تا 150 هزار تومان دستمزد مي گيرند و زناني هستند که تا 50 هزار تومان هم براي احضار ارواح، فال ورق، يي چينگ، تعبير خواب و فال شمع و تفاله چاي پرداخته اند. از طرفي رمالي اينترنتي هم در سال هاي اخير رشد عجيبي را به نمايش گذاشته است. براساس آخرين اطلاعات به دست آمده از موتورهاي جست وجوگر اينترتي، در حال حاضر بيش از دو ميليون و 170هزار صفحه وب در بخش فارسي خدمات فالگيري وجود دارد که اطلاعاتي درباره انواع فال در اختيار کاربران خود قرارمي دهند يا براي آنها به صورت اينترنتي فال مي گيرند. بسياري از اين سايت ها کتاب هاي طالع بيني هندي، چيني و ژاپني و انواع محصولات خرافي را معرفي کرده و با قيمت هايي بيش از قيمت پشت جلد کتاب مي فروشند. فال هاي اينترنتي هم اغلب از دو،سه هزار تا 300هزار تومان قيمت دارند که از طريق اعلام حساب هاي بانکي به دست فالگيرهاي دنياي مجازي مي رسد تا واقعيت هر روز بيش از ديروز در فنجان ها ته نشين شود.
.

فال - طالع بینی - گزاش اجتماعی - هفت تیر - www.7tir.biz - دعا نویسی - طالع بینی - فال ورق - کف بینی - زن فالگیر - دختر فالگیر - دعا نویس - تلفن دعا نویس

Jul 28

گروگان گیری 16 نظامی ایران و قتل 6 نفر از گروگان ها توسط جندالله

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, حوادث, داغ 334 نظر »

جندالله پاسگاه سروان عکسهای گروگان ها عبدالمالک ریگی
گروگان های ایرانی سروان جندالله
هفت تیر  7tir.com  
: به گزارش تلویزیون العربیه گروه شورشی جندالله می گوید دو عضو دیگر از گروهی 16 نفری از اعضای نیروی انتظامی ایران که ماه پیش گروگان گرفت را به قتل رسانده است.

  به این ترتیب شمار سربازانی که جندالله “قتل” آنها را اعلام کرده است به شش نفر می رسد. با این حال مقام های ایرانی نسبت به ادعاهای قبلی این گروه در مورد قتل گروگان ها ابراز تردید کرده و آن را عباراتی چون “جنگ روانی” و “شایعه” توصیف کرده اند.

تلویزیون العربیه که در دوبی مستقر است روز شنبه گزارش داد جندالله که در جنوب شرق ایران فعالیت می کند با این کانال تماس گرفته تا خبر اعدام دو سرباز دیگر را اعلام کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در تصاویر العربیه مردان مسلح و نقاب زده جندالله برای قتل دو سرباز دیگر که چشمان آنها با پارچه بسته شده بود آماده می شدند.

سخنگوی جندالله تهدید کرد تا زمانی که ایران با درخواست این گروه بلوچ برای آزادی 200 تن از اعضای آن موافقت نکند هر هفته دو گروگان را خواهد کشت.

این گروه شورشی ماه پیش شانزده  افسر و سرباز ایرانی را در سراوان در نزدیکی مرز پاکستان از درون یک پاسگاه مجهز مرزی ربود که ظاهرا آنها را به پاکستان برده است.

جندالله ابتدا یک هفته پس از گروگان گیری در روز31 خرداد- از قتل دو تن از سربازان خبر داد و هفته بعد اعلام کرد به دلیل برآورده نشدن خواسته هایش دو نفر دیگر از آنها را کشته است.

با این حال به نظر می رسد جمهوری اسلامی  ایران در برابر  ادعاها و اخطارهای این گروه که تا به حال چندین نفر از نیروهای نظامی ایران را به گروگان گرفته و کشته اند ، ناتوان است .

غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران روز یکشنبه هفته گذشته تازه ترین مقامی بود که قتل گروگان ها را به عنوان “شایعه” رد کرد. وی گفت: “انشاء الله همه این افراد سالم هستند و خبرهایی كه در مورد شهادت برخی آنها گفته شده تأیید نشده است.”

با این حال او گفت “رایزنی ها و تلاش ها برای آزادی این گروگان ها ادامه دارد و امیدواریم این افراد به زودی آزاد شوند.”

گروگانگیری پاسگاه سروان و 16 نیروی پرسنل  این پاسگاه مرزی ایرانی تقریبا همزمان با تحویل عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله روی داد. عبدالحمید ریگی پس از حدود یک سال بازداشت در پاکستان به ایران تحویل داده می شد.

گروه جندالله که نام خود را جنبش مقاومت مردمی ایران گذاشته است ،  هدف خود را احقاق حقوق قومی و مذهبی اقلیت بلوچ در ایران و مبارزه با ظلم های حکومت ایران به بلوچ های سنی  عنوان می کند اما جمهوری اسلامی ایران این گروه را تروریستی می داند .  تاکنون ده ها نظامی ،  مقام دولتی و غیرنظامی در عملیات خشونت بار این گروه کشته شده اند.
.

فرمانده پاسگاه سروان جندالله گروگانگیری سروان
عکس فرمانده قرارگاه سروان علی محمدی و معاونش که در حال حاضر در دست جندالله اسیر هستند .
جندالله تهدید کرده است که در صورتی که نیروهای زندانی های این گروه در ایران آزاد نشوند گروگان ها را می کشد اما وزیر اطلاعات ایران گفته است هیچگونه مذاکره و معامله ای با گروگان گیران انجام نخواهد شد .
.
بخشی از عملیات های گروه جند الله تا به امروز :

. عملیات تاسوکي در 25 اسفند 1384 و کشته شدن 22 نفر در ده کيلومتري پاسگاه تاسوکي - در این عملیات جند الله به کاروان عبوری که گویا شامل استاندار و فرماندار میشد حمله کرد که استاندار کشته نشد

ترور چهار مأمور نيروي انتظامي در بهمن ماه 1385 در خيابان بزرگمهر شهرستان زاهدان که از خيابان‌هاي اصلي اين شهر است.
.
انفجار اتوبوس کارکنان نيروي زميني سپاه در 25 بهمن 1385 که تنها چند روز پس از ترور سرهنگ شيبک و سه همکار وي در زاهدان رخ داد و طي آن با انفجار بمبي که در سر راه اتوبوس کارکنان سپاه منفجر شد، 13 تن از نيروهاي تيپ 110 سلمان فارسي نيروي زميني سپاه به شهادت رسيدند و قريب بيست نفر نيز زخمي شدند.
.
در پنجشنبه 28 تير
1386 در منطقه کورين اطراف زاهدان در طي کمين تروريست‌ها 11 نفر از نیروهای بسيجي، سربازان وظيفه و سپاهي کشته شدند و 9 تن نيز با زخم‌هايي بر پيکر راهي بيمارستان شدند. اين حادثه لحظاتي پس از پايان سفر فرمانده کل سپاه به استان سيستان و بلوچستان رخ داد.
.
دو عملیات گروگان گیری در سروان بار اول یازده نفر از نیروهای انتظامی و این بار 16 نفر از پرسنل پاسگاه سروان به گروگان گرفته شدند .

.
برچسبها : عبدالمالک ریگی - جندالله - پاسگاه سروان - گروگان گیری - عکس گروگان ها -  تصاویر گروگان های جندالله پاسگاه سروان - تصاویر عملیات سروان - تاسوکی - عکس
- فیلم اعدام - فیلم ترور - پاسدار - فرمانده پاسگاه سروان - علی محمدی

Jul 28

آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟

داغ, طنز و سرگرمی, مطالب جالب, يك عكس يك خبر 1,058 نظر »

خیس شدن شلورا احمدی نژاد
به گزارش هفت تیر  7tir.com  :  اگر خیال می کنید که سایت هفت تیر با فوتوشاپ عکس بالا را دستکاری کرده تا شلوار جناب احمدی نژاد را به این شکل در آورد سخت در اشتباهید . این عکس دقیقا از خبرگزاری دولتی فارس در اینجا اورده شده است  که به شرکت جناب احمدی نژاد در مراسم ارتحال آیت الله مشکینی تعلق دارد . در عکس بالا ملاحظه می کنید که احمدی نژاد در حال دعا نیم نگاهی هم به شلوار مبارک دارد .

http://img34.picoodle.com/img/img34/4/7/27/f_khis2m_01837c3.jpg
این عکس لحظاتی بعد از عکس بالا گرفته شده است . هنوز از سخنانی که جناب پور محمدی با خنده خطاب به احمدی نژاد می گوید اطلاعی در دست نیست .

http://img27.picoodle.com/img/img27/4/7/27/f_khis3m_5728bba.jpg
. اینگونه خنده ها در مجلس ترحیم آیت الله مشکینی مسلما جایگاهی ندارد مگر اینکه احتمال بدهیم بحث شلوار احمدی نژاد در میان باشد .
.

http://img26.picoodle.com/img/img26/4/7/27/f_khis4m_e70165b.jpg
در نگاه متعجب احمد خاتمی سخنران مراسم و چشمهای از حدقه بیرون زده ایشان هم میشه به یه چیزهایی پی برد  .
.

تکمیلی : هرچند بر اساس دسته بندی ذکر شده در زیر تیتر طنز بودن مطلب مشخص است اما برای رفع بعضی سو تفاهم ها لازم است مجدد ذکر کنم که این مطلب به عنوان یک مطلب طنز بر اساس یک سوژه عکس واقعی در سایت قرار گرفته است و جنبه خبر رسانی ندارد .
.

طنز و سرگرمی - خیس شدن شلورا احمدی نژاد - شلوار محمود احمدی نژاد - آیت الله مشکینی - آیا احمدی نزاد شلوارش را خیس کرد ؟ - عکس محمود احمدی نژاد - شلوار

Jul 27

روزی که خانه ما دزد زد و خاطره من از آگاهی و دادگاه

از كتاب خاطرات, جامعه, حقوقی, داغ 89 نظر »

دستگیری دزد عکس شکنجه طرح برخورد با اراذل و اوباش
هفت تیر  7tir.com 
به قلم مسعود از وبلاگ شاتوت :   چند سال پیش همسایه بالایی خبر اورد چه نشستی که خونت رو دزد زد ! به خونه که امدم دیدم جا تره بچه نیست ! افتابه و کفگیر ملاقه و رختخواب ها رو نبرده بود … به کلانتری محل رفتم و عارض شدم ! پاسبان امد و نگاهی کرد و گفت دزد امده و رفت ! فرداش به آگاهی رفتم و با سروان فلانی که مسئول پرونده بود اشنا شدم … گفتم جناب سروان دستم به دامنت این دزد خونه مارو بگیر ! گفت ماشین داری گفتم بعله ! گفت بریم … منه ساده هم فکر کردم میخواد دنبال دزد خونه ام بره … تا ظهر مارو توی گلشهر و ساختمون و خیابون گردوند اخرش فهمیدم پفیوز اصلا دنبال یه کار دیگه اس ! سه چهار روز راننده شخصی این اقا شدیم که میبردیمش دنبال کاراش اخرش هم خربزه و طالبی و گلابی میخرید میرسوندمش خونش ! روز چهارم گفتم جناب سروان من نوکرتم … بخدا من کار دارم نمیتونم هرروز بیام اگاهی ! گفت کارت چیه ؟ گفتم فلان کار … گفت شما از این میز و صندلی های فلان مدل دارین ! زود دوزاریم افتاد ! الکی گفتم اره اتفاقا از این مدل جدیداش هم داریم شما دزد رو بگیر من در خدمتم ! نیشش باز شد و گفت برو دنبال كارت تا خبرت کنم !

یه ماهی که گذشت جناب سروان زنگ زد که فردا بیا اگاهی ! فردا که شد رفتم پیش جناب سروان دیدم جوونکی رو زمین نشسته و داره تند تند چیزی مینویسه ! جناب سروان گفت : ک… کش دفترچه خاطرات مینویسه د…وث ! گفتم چه خبر جناب سروان ؟ گفت دزد همین اقا زاده اس که داره مینویسه ! پنجاه و هفت مورد سرقت رو تا حالا اعتراف کرده !

به جناب سروان گفتم : اینا نمیتونن بگن فقط یه مورد سرقت داشتن ؟ چرا اینجوری مثه بلبل اعتراف میکنن ؟ خندید و گفت : با اینا کاری میکنیم که سنگ هم باشه دهن وا میکنه ! همونجا یه پسره رو اوردن کم سن و سال و گفتن توی حیاط یه خونه بوده و صابخونه از تو مستراح که در میاد میگیردش !
جناب سروان گفت چی گهی مُخُوردی تو حیاط سگ توله ؟
پسره گفت بُقران کِفتَرُم رفته بود تو خانَش جناب سروان … به امام رضا زنگ زَدُم درَه وانِکرد بره همی از رو دیوار رفتُم ! جناب سروان انگشتای این بدبخت رو یه جور حرفه ای پیچوند که مثه ابر بهار گریه کرد و گفت گه خوردُم … گه خوردُم ! رفته بودُم دُزدی ! با جلال سیاه بودُم … او فِرار کِرد ! سروان گفت دیگه کجا رفتی دزدی قرمساق ؟ گفت : فِشار نده … بخدا هیچ جا دیگه ؟ جناب سروان یه فشار دیگه داد باز پسره گفت : اخ … اخ … نِنِه جان …نِنِه جان اَنگوشتُم ! مُگم جناب سروان همه ره مُگم جان مادرت فشار نده !
یه کاغذ مداد دادن به پسره تا اونم دفترچه خاطرات بنویسه و جناب سروان یه نگاهی به من کرد و گفت : فهمیدی ؟
گفتم : ها بخدا فهمیدم جناب سروان !

همه اینارو گفتم تا برسیم به جریان دادگاه این دزد خونه ما ! برای دادگاه من رو هم دعوت کردن که وقتی رفتم گفتن چون شاکی ها زیاد بودن تو دادگاه جا نشدن و دادگاه در نماز خونه تشکیل شده ! وارد نماز خونه که شدم دیدم چه خبره … یه چند تا شاکی من رو دوره کردن و گفتن ما همه گفتیم قطع ید یا رد اموال تو هم همینو بگو ! گفتم یعنی چی ؟ گفتن یعنی یا هر چی برده بده یا دستش رو قطع کنین ! قبل از من خانمی جلوی میز قاضی قرار گرفت و گفت من اموالم رو میخوام ! وقتی قاضی ازش پرسید تقاضای قطع ید داری یا نه ؟ گفت : اصلا … مگه میشه دست یه ادم رو قطع کرد ! من حاضرم همون اندازه هم که برده بدم تا دستش قطع نشه ! این چه سوالیه ؟ فضای دادگاه سنگین شد ! حسابی جا خوردم و در دلم به اون زن افرین گفتم ! شاید اگر اون زن این حرف رو نمیزد من هم تحت تاثیر اون جو میگفتم قطع ید ! کسی چه میدونه ! افرین بر اون زن و افرین بر هر چه انسانه که نه راضی میشه عضوی قطع بشه و نه سنگی به سری بخوره … افرین !
.
قبلی :  بد شانس ترین دزد
.
دادگاه - شاکی - خاطره - آگاهی - دزد - خانه - جناب سروان - پلیس آگاهی - شکنجه در آگاهی - ضرب و شتم متهم - اعتراف گیری - قطع ید

Jul 27

نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد

اخبار داغ, اخبار ايران, جامعه, داغ, زنان، دختران و خانواده, مذهبي 238 نظر »

زن خانم تالار وحدت زنان مانتویی
هفت تیر  7tir.com 
  :  اصغر اميرنيا، مديرعامل بنياد رودكي، نشستن خانم‌هاي مانتويي را در رديف‌هاي اول تالار وحدت ممنوع كرده است.

 خانم‌هاي مانتويي كه به عنوان ميهمان يا هر عنوان ديگري، بليط‌ هاي رديف اول را در دست داشته باشند، اجازه نشستن در سه رديف اول را ندارند و به رديف‌هاي آخر تالار راهنمايي مي‌شوند.

بر اين اساس همه خانم‌هايي كه قصد نشستن در صندلي‌ هاي رديف اول تا سوم را دارند، بايد چادر به سر داشته باشند. اين در حالي است كه اميرنيا هنوز دستوري براي دادن چادر در ورودي تالار به ميهمانان غيرچادري –مانند آنچه در امام‌ زاده‌ ها صورت مي‌گيرد- صادر نكرده است.

 اميرنيا از بازرسان وزارت ارشاد بود كه در دولت نهم از سوي صفار هرندي به عنوان مديركل اداره ارشاد استان تهران منصوب شد.

وي، بيست و هشتم فروردين ماه امسال با حكم صفار هرندي به عنوان مديرعامل بنياد رودكي منصوب شد. بنياد رودكي داراي سه مجموعه فرهنگي شامل تالار وحدت، تالار فردوسي و مجموعه فرهنگي انقلاب اسلامي (زيرزمين برج آزادي) است.  

 اصغر اميرنيا سابقه فرهنگي و هنري ندارد و وزير ارشاد هم در مراسم معارفه وي تنها به سوابق جبهه و جنگ وي اشاره كرد.

اميرنيا پس از منصوب شدن به عنوان مديرعامل بنياد رودكي، در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود اعلام كرد كه در اين بنياد هنر براي هنر تعريفي ندارد، بلكه هنر براي تمام اقشار مردم مورد توجه قرار مي‌گيرد و اين‌گونه است كه اگر يك اثر هنري بتواند در جامعه تأثيرگذار باشد، شايسته حمايت خواهد بود، در غيراين‌صورت توليد آن اثر هنري تنها هدر رفتن بودجه است.
.
پاسخ به همه سوالات شما در تالار هفت تیر
در تالار هفت تیر عضو شوید

.

تالار وحدت - تالار رودکی - امیرنیا - وزارت ارشاد - ممنوع - خانم چادری - خانم های مانتویی - زنان مانتویی - ردیف جلو - بلیط

Jul 27

مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند

اخبار داغ, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي 362 نظر »

عکس دکتر مددی دانشگاه زنجان
هفت تیر 7tir.com  به قلم علی افشاری :  مددي ، معاون خطاکار دانشجويي زنجان از زندان آزاد شد و بدينگونه مقامات قضايي مهر خاتمت بر رسوايي حادثه زنجان زدند. اما از سرنوشت دختر مظلوم و بي پناه خبري نيست و سه دانشجوي دانشگاه زنجان نيز مدتي است در حبس به سر مي برند و وضعيت نامعلوم آنها باعث نگراني جامعه دانشجويي کشور شده است . اگر رفتار هوسبازانه مددي در کشور هاي آزاد و مدرن دنيا که داعيه رسالت اخلاقي و انسان سازانه هم ندارند، رخ داده بود، نامبرده از هستي اجتماعي ساقط شده بود. بلافاصله پس از محرز شدن جرم از دانشگاه اخراج مي شد و تا پايان عمر امکان کار در موسسات عمومي را پيدا نمي کرد واز همه مهمتر در زير آوار برخورد طرد کننده افکار عمومي خرد مي شد.

ولي در جمهوري اسلامي ابتدا شاکي تخطئه مي شود، پرونده با جابجايي شاکي و متشاکي وارونه مي گردد و سپس سوء استفاده فردي ضعيف النفس از موقعيت اداري خودش براي تحميل خواست نامشروعش از دختري بي پناه، به توطئه اي از سوي بيگانگان تعبير مي گردد که با همکاري دانشجويان دامي اخلاقي براي وي پهن کرده اند تا فضاهاي دانشگاهي را بحراني نمايند! و در نهايت نيز دانشجويان متهم مي شوند که با گرفتن مچ مجرم و دفاع از حريم نظام اخلاقي آکادميک، اشاعه فحشا کرده اند!!!

آخر از اين کاراگاه هاي نابغه بايد پرسيد، واقعا بحران سازي نياز به چنين حربه هايي دارد؟ سوء تدبير ها وبي لياقتي مديران انتصابي وزارت علوم به اندازه کافي بحران ساز هست که نيازي به تحريک هواي نفس برخي از مدعيان اصول گرايي نيست.

يا سردار رادان مرد روزهاي وحشت پاسخ دهد که وقتي چنين تخلفات آشکاري با سهل انگاري مواجه مي شود، چه جاي لشگر کشي به خيابان ها و اماکن عمومي در پوشش حراست از امنيت اخلاقي جامعه و تعرض به جوانان به دليل گناه نکرده است؟

اين ظلم و اجحاف آشکار همراه با سرهم بندي کردن پرونده سردار زارعي بار ديگر تاييد کننده برخورد ابزاري با مقوله اخلاق از سوي حکومت است. از يک طرف زنان ايراني بر اساس تفاسير غير منطقي، مطلق انگارانه و يکسويه از پاکدامني و عفاف با ده ها محدوديت نابجا دست و پنجه نرم مي کنند. از آزادي برخوردار نيستند تا نوع پوشش و سبک فرهنگي دلخواه خود را انتخاب کنند و به بهانه طرح هاي امنيت اخلاقي واجتماعي، در خيابان ها مورد اذيت و آزار قرار گرفته و کرامت انساني آنها پايمال مي گردد، اما از طرف ديگر به سادگي از تخلفات بارز و آلودگي وابستگان حکومت به فساد اخلاقي با اغماض و چشم پوشي عبور مي شود!

اين تناقضات سئوال جدي را به اذهان متبادر مي کند که چرا تريبون هاي حکومتي که هر اتهام ناروا و تهمت آشکاري را نثار زنان و مرداني مي کنندکه سليقه فرهنگي و نظام اخلاقي متفاوتي از آنها دارند ا جايي که به خلاف هاي آشکار خودي ها مي رسند، ناگهان گاردي خطاپوشانه مي گيرند و مانند وزير علوم حضور دختري بي حجاب در اطاقي در بسته با معاون دانشجويي دانشگاه زنجان را بي اشکال مي پندارند؟!. حال اگر مورد مشابهي براي يک فرد مستقل و يا متعلق به جريان مخالف اتفاق بيفتد، فرياد واسلاماي حضرات گوش فلک را کر مي کند، ده ها تجمع زنجيره اي برگزار مي شود و از هيچ اقدامي براي ريختن آبروي آن فرد فروگذار نمي گردد.

به عنوان نمونه امام جمعه مشهد که علي القاعده بايد پاسدار حقوق افراد و آبروي مومنان باشد، بي پروا زناني که به دنبال احقاق حقوق انساني تضييع شده خودشان و رفع قوانين تبعيض آميز جنسيتي هستند را ” هرزه” مي خواند.  اقدام هتاکانه وي ضمن آنکه بنا به موازين فقهي مستلزم جاري شدن حد است، خود مصداق بارزي از “هرزگي کلامي” را نشان مي دهد.

تجربه حوادث پس از انقلاب به خوبي بطلان ادعاي نادرست حکومت در مساوي قرار دادن بي حجابي با بي بند وباري اخلاقي را نشان مي دهد. به عبارت ديگر حجاب اجباري نقشي بازدارنده در اعمال منافي عفت ندارد. بلکه بر عکس اعمال نقش قيم مآبي در عرصه فرهنگ واخلاق وتحميل الگوهاي فرهنگي وسبک هاي پوشش دستوري، وضعيت نابهنجاري را در جامعه پديد آورده است. بررسي آمار بزهکاري هاي اجتماعي نشان مي دهد که متاسفانه تخلفات اخلاقي در شهر هاي مذهبي که سخت گيري هاي ببشتري اعمال شده وفضاي اجتماعي بسته تري وجود دارد به طور نسبي بيشتر است.

البته باور ها و احکام مذهبي اگر با رضايت قلبي و اعتقاد دروني و بدور از خرافه گرايي از سوي افراد پذيرفته و اجرا شوند، تاثيراتي مثبت در تعالي اخلاقي و رفتاري افراد دارند. منتها در نگرش اخلاقي، ارزش وفضيلتي براي يک نظام اخلاقي خاص وجود ندارد. نظام هاي اخلاقي عرفي نيز به همين ميزان کارآمد هستند. يعني چون انسان ها با هم تفاوت دارند و به نظام هاي ارزشي مختلف پايبند هستند، لذا ناگزير از الگوهاي اخلاقي متفاوتي تبعيت مي کنند که در عين تکثر مسيري متفاوت را براي تحقق آرمان هاي اخلاقي و اصول انساني طي مي نمايند. معيار ها و ملاک هاي اعلام شده و رسمي براي نوع پوشش و رفتار اخلاقي مجاز ضمن آنکه ناقض حقوق شهروندي وسلب کننده آزادي هاي اجتماعي هستند، فقط يک سليقه خاص فرهنگي را نشان مي دهند و تخطي از آنها لزوما به معناي جرم و فعل غير اخلاقي نيست.

اما اتفاقات اخير نشان داد که انگيزه اصلي اولياي امور در چنين تفاسير مضيق و يکسويه از اخلاق و عفاف زنان، اهداف سياسي و معادلات قدرت است. اگرچه در ظاهر بر تلقي اسلام فقاهتي از اخلاق و ارزش هاي انساني تکيه دارد.

در اصل محدوديت ها و سختگيري ها، وسيله اي براي تثبيت سرمشق هاي مورد نظر حکومت در جامعه است. رواج بي حجابي و الگوهاي دگر خواهانه سبک زندگي در اجتماع، تزلزل و سستي پايگاه اجتماعي و مشروعيت نظام سياسي را نمايش مي دهد و همانگونه که اخيرا يکي از روحانيون گفته است : بد حجابي عملي برخلاف نظام و انقلاب است!
تحميل مناسبات فرهنگي مورد نظر حکومت، فضاي مشارکت و تحرک سياسي و اجتماعي براي افرادي که نگرش اخلاقي و ارزشي متفاوت با سنت گرايي دارند، را تنگ مي کند. خيل وسيعي از نيروهاي مدرن و بخصوص زنان بي حجاب به راحتي با توسل به اين ملاک هاي غير منطقي و مغاير با حقوق بشر از ورود به نمايندگي مجلس، پست هاي ارشد اداري و مديريت هاي بالا در سطوح مختلف جامعه محروم مي شوند.
به لحاظ تاريخي هم حجاب اجباري در مراکز عمومي، مقدمه محروميت اقشار مدرن از مشارکت در حيات سياسي جامعه در سال هاي نخستين پس از انقلاب بود.

بنابراين آگاهي نسبت به اين برخورد ابزار انگارانه از مقوله اخلاق، دليل بي اعتنايي برخي از دست اندرکاران امور به نسبت به حفظ سلامت اخلاقي و پارسايي اجتماعي است.

همچنين بي پروايي و جسارت برخي از کارگزاران حکومتي و آلودگي جمعي از آنان به نمونه هاي حاد و نادر فساد اخلاقي نفوذ اين معضل در ساختار نظام را آشکار مي سازد که، باعث مي شود آنها جرات ارتکاب اين اعمال شنيع را پيدا کنند وترسي از مجازات هم نداشته باشند.

از سويي ديگر نظام بسته، نبود سازو کار هاي موثر نظارت عمومي و وجود حس عدم پاسخگويي وفعال مطلق بودن در عناصر حکومتي و بخصوص نيروهاي امنيتي، مستعد رشد چنين ناهنجاري هايي است.

در اين ميان، گرايش هاي افراطي تر که بيشتر بر برخورد هاي اقتدار گرايانه در حوزه اخلاق تاکيد مي کنند و مي خواهند همه را به شکل ارزشي مورد نظر خودشان در بياورند، به طور نسبي از آلودگي بيشتري نيز برخوردار هستند. مشاهده آمار تخلفات منصوبين دولت اصول گراي احمدي نژاد بخصوص در دانشگاه ها، کارنامه بد تري را در قياس با دولت ها ي قبلي منعکس مي سازد.

البته لازم به ذکر است که نيروهاي سالم و پاکدامن نيز در نظام سياسي وجود دارند و دامان اکثريت بدنه نظام از اين اتهامات پاک است به عبارت ديگر نمي توان لزوما قبول مسئوليت در جمهوري اسلامي را به منزله آلودگي اخلاقي در نظر گرفت. ولي شرايط و مناسبات بگونه اي است که آنها توان بازدارندگي ندارند.

تجربه پرونده هاي اخير که در گزارش هيئت تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائيه نيز به تفصيل ذکر شده بود، نشان مي دهد که دستگاه قضايي در مجازات خاطيان و جلوگيري از اين مفاسد ناتوان است و حتي بخشي از آن نيز آلوده به اين معضل است.

تاثيرات متقابل فساد اقتصادي، فرهنگ نوکيسه گي و غارت اموال عمومي نيز به نوبه خود نقش عمده اي در گسترش ناهنجاري هاي اخلاقي در برخي مسئولين دارد که خود بحث جداگانه مفصلي را مي طلبد.

بنابراين با توجه به مباحث فوق، استفاده ابزاري از مفاهيم اخلاقي و مقدسات و سيطره مناسبات اخلاق –قدرت در حکومت همراه با رياکاري و تروير بخشي از نيروها و هوادران آن، عامل عمده بيماري کنوني جامعه در ابتلا به ناهنجاري ها و نابساماني هاي اخلاقي و اجتماعي است و همچنين با لوث کردن اصل” ارزشمداري اخلاقي”، بي هنجاري ونهيليسم اخلاقي را ترويج مي کند.

در شرايطي که دوران گذار اجتماعي در ايران بواسطه هژمونيک نشدن ارزش هاي جديد پس از فروپاشي نظام کهن اخلاقي، طولاني شده است، بهره برداري سياسي از فضيلت هاي انساني و اخلاقي و وجود دوگانگي در عمل و ادعا، جامعه را به لحاظ ابتلا به ناهنجاري ها، آسيب پذير تر مي کند.

رها کردن امثال مددي و باز گذاشتن دست آنها در تعرض به نواميس مردم، اسباب جري تر شدن متجاوزين به حريم باور هاي اخلاقي را فراهم مي کند و با تضييع حقوق مردم و ارزش هاي انساني، بيش از پيش اعتماد عمومي نسبت به نفس اصول اخلاقي را متزلزل مي کند.

اين بي عدالتي ها علاوه بر آنکه کارنامه اخلاقي جمهوري اسلامي را سياه تر مي کند، هزينه سنگيني را نيز نثار جامعه متلاطم کنوني ايران مي کند که تابو ها و خطوط قرمز در محدوده “اخلاق اجتماعي و جنسي” در معرض طوفان هاي ويرانگر شک و ترديد قرار گرفته اند.
.
قبلی  : دختر دانشجو زنجانی که حاضر به رابطه نامشروع با معاون دانشگاه نشده بود ، بازداشت شد
. شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو
. فیلم دستگیری دکتر مددی

.
دکتر مددی - دانشگاه زنجان - عکس دکتر مددی - عکس مددی -عکس مددي - رسوایی اخلاقی دانشگاه زنجان - معاون دانشگاه زنجان

Jul 27

تصویری از یک جراحی عجیب : پیوند دست به پا

اخبار داغ, اخبار جهان, داغ, دانستني ها, عکسهای جالب, يك عكس يك خبر, پزشكي و سلامت 125 نظر »

عکس پیوند بازوی قطع شده به پا
هفت تیر  7tir.com :  بازوی این سرباز 25 ساله اسراییلی در نتیجۀ حادثه قطع شده بوده که توسط جراحان دوباره به بدنش پیوند می شود اما زخم عفونی می شود و پزشکان به ناچار بازو را دوباره قطع میکنند و تا زمان بهبود عفونت زخم و برای زنده ماندن بافت بازوی قطع شده و حفظ خونرسانی آنرا به عروق کشالۀ ران پیوند می زنند. پس ازبهبود، بازو دوباره به محل اصلیش پیوند شده و بیمار از بیمارستان مرخص می شود.
برای دیدن عکس بزرگ تر کلیک کنید

.
از این آدرس وارد هفت تیر شوید :  www.7tir.biz

.
پیوند دست قطع شده به با - پیوند دست به پا - پیوند عضو سرباز اسرائیلی - زخم عفونی - عروق کشاله ران - عمل  جراحی عجیب - اسرائیل

Jul 27

گران ترین های لیگ برتر

اخبار داغ, اخبار ورزشي, داغ, دانستني ها, گزارش 43 نظر »

گران ترین بازکن های لیگ برتر
هفت تیر 7tir.com  :   اگر در سال هاي گذشته به تيم هاي صنعتي اتهام مي زدند که با ريخت و پاش هاي زياد باعث افزايش کاذب قيمت فوتباليست هاي ليگ برتر مي شوند و هميشه انتقاد به مديران وزارت صنايع بوده که با کنار گذاشتن بودجه هاي ميلياردي براي تيم هاي ليگ برتري خودشان بازار نقل و انتقالات ليگ برتر ايران را به نبردي نابرابر بين تيم هاي صنعتي و غيرصنعتي تبديل مي کنند و اگر هر سال مديران استقلال و پرسپوليس از اختلاف طبقاتي بين خودشان و تيم هاي ديگر مي ناليدند اين مرتبه ديگر بايد فصل نقل و انتقالات را زمان عقده گشايي استقلال و پرسپوليس بدانيم. وقتي محمد علي آبادي رئيس سازمان تربيت بدني براي انتخاب مديران استقلال و پرسپوليس از بين آدم هاي معتمد خودش علي فتح الله زاده و داريوش مصطفوي را انتخاب کرد ديگر همه مي دانستند اين دو تيم براي ولخرجي در بازار نقل و انتقالات مشکلي ندارند. برايتان از نفريه عضو هيات مديره استقلال فکت مي آوريم که جايي گفت؛ «استقلال چهار ميليارد تومان از بودجه 5/5 ميليارد توماني خودش را صرف نقل و انتقالات مي کند.» با اين بودجه هاي نجومي بود که جذاب ترين نقل و انتقالات تاريخ هشت ساله مسابقات ليگ برتر رقم خورد. هر فوتباليستي که مسير پيوستن به پرسپوليس را گذرانده بود از استقلال سر در آورد و هر بازيکني که همه او را آبي پوش به حساب مي آوردند، قرمز پوشيد. داستان پيوستن ابراهيم توره به پرسپوليس در وضعي که همه او را آبي پوش مي دانستند، انتقال هاشم بيک زاده به استقلال در حالي که با پرسپوليس قرارداد داخلي بسته بود و ماجراي رسيدن مازيار زارع به پرسپوليس در زماني که جريان مذاکرات او با استقلال خوب پيش مي رفت، از کوچک ترين اتفاقات عجيب نقل و انتقالات بود. اين در حالي بود که در کنار استقلال و پرسپوليس، سه تيم صنعتي مس کرمان، سايپا و سپاهان هم اصل را گذاشتند بر بلعيدن تمام ستاره هاي ليگ برتر. اگر بخواهيم به آمارهاي غيررسمي اعتماد کنيم مي رسيم به اينکه در عرض کمتر از يک ماه در فصل نقل و انتقالات ليگ برتر رقمي حدود 40 ميليارد تومان براي بستن تيم هاي ليگ برتر هزينه مي شود که در اين ب